آرشیو تو بگو
Статистика- Последний пост
- 20 дек. 2024 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
راستی یلداتون مبارک❤️
الان پستا آرشیو میشن.
چالش تموم شد مرسی از همه کسایی که شرکت کردن.
راستش من وقتی رسیدم خونه چالشو دیدم و نتونستم به کسی هدیه مادی بدم، ولی با اینکه امسال کنکور دارم و تایم کمی رو فرصت داشتم تو جمع فامیل باشم ، قید جمع گرم خانواده رو زدم و توی اون اندک زمان مهمونی با دختر داییم که خیلی بازی کردن با منو دوست داره بازی کردم و دلش شاد شد، من یکم از وقت و عشق و علاقمو به یه فرشته کوچولو هدیه دادم 🙂
سلام نشد فیلم بگیرم گوشیم خاموش بود اندازه یه تومن ساندویچ گرفتم بین پاکبان ها و بچه های کار تقسیم کردم و به شدت احساس خوبی دارم
بچه ی فامیل حوصلش سر رفته بود …
این گیر سر رو دادم به خواهرم با تعجب گفت اینو میخوای بدی به من؟؟🤩 وقتی گفتم آره بغلم کرد و بوسید🫠❤️ (در حال مطالعه ی تاریخ معاصر هستم😅💔)
از اینا به پسر دایی ۴ سالم دادم و آنقدر ناز گفت دوست دارم محکم بغلم کرد قلبم آب شد
پولارویدشو گرفتم چون داداش کوچولوم عاااشقشه انقدرم محکم بغلم کردددد
من برای داداشم هول هولکی یدونه بی مکس درست کردم
پروانه شب تاب🤍 سفارش دادم بدم ب ی بچه خوشحالیشو ببینم :)
من امشب نمیتونم برم بیرون 🙃 ولی میشه با قلبای پاکتون برای من دعا کنید سال دیگه نتیجه تلاشامو ببینم:) سال دیگه برای۵۰ تا کودک کار یا نیاز مند پک یلدایی درست میکنم 🥹🙂
این موتور رو میفروشم و با پولش به بچه های نیازمند کمک میکنم ...پولش زیاد دندونگیر نیست ولی خب شاید بشه یه کارایی کرد
اینو خریدم رفتم تا خیلی راه زیاد هیچ کودکی جلو راهم نیومد بلاخره یه جمع سه نفری از کودکان رو دیدم نمیدونستم به کدومش بدم چشمام رو بستم اتفاقی دستم رو گذاشتم رو سر یکیشون بهش دادم 😂 چهارتایی خیلی خندیدیم مرسی از چالش باحالتون
منم نتونستم عکس بگیرم جداً. ولی دیشب یه عالمه از این کوکی ها با چندتا پیتزا خانواده و نوشابه گرفتیم رو رفتیم یه یتیم خونه که میشناسیم تو گرگان. دوازده سیزده تا دختر 12 تا 16 ساله بودن... ما کار خاصی نکرده بودیم ولی جوری که خوشحالی رو تو صورتشون دیدیم، خیلی با ارزش بود=) 🍉
درود ب همگی شب یلداتون فرخنده❤️ این تیکه نارگیل دم دستم بود دادمش ب برادرزادم ،ذوق کرد گفت "بلامن خلیدی؟🥹"گفتم آره یکمم رقصید بعدش 😂
رفیقم رو از دست دادم و پنجشنبه ها به یادش به کودکان کار غذای مورد علاقهش رو میدم .« ماکارونی»
از اتاق زدم بیرون نشد عکس بگیرم براتون ولی من برا همخوابگاهیام از اینا خریدم ایشالا در شادی استفاده کنن😂😂
خریدم به امید اینکه فردا صبح ببرم بدم علی کوچولوی ۴ ساله هروز با مادر نابیناش میاد جلوی دانشگاه گل میفروشن:)
منم به بچه فامیل یه آبنبات دادم و واکنشش اینطوری بود که با لبخند پوستش رو بهم برگردوند🥹