tgindex
نشریه زمان ظهور

نشریه زمان ظهور

Статистика
@Zaman_ZohourКнигиперсидский

نشریه زمان ظهور تحت اشراف موسسه رسمی وارثین ملکوت سایت زمان ظهور: https://zamanezohoor.com 📬 ارتباط با ما : 🆔 @warethinmalakoot_publicrelation 🌐 varesin.org 📧 varesin.org@gmail.com

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
22
Всего постов
321
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 947
+11 за 6 дн.
Сутки
+1
+0,03%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
343
40 постов
Вовлечённость
8,7%
к подписчикам
Постов в день
3,1
всего 321
Упоминаний
18
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
332
1/48двое суток
380
1/72трое суток
410

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • نشریه زمان ظهور pinned a file

  • #نشریه_زمان_ظهور #نشریه_شماره_229 #انتشار #نشریه ✅نشریه زمان ظهور شماره 229 🔗عناوین نشریه شماره 229 ✨همراه ما باشید... 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ ❤️@Zaman_Zohour

  • #نشریه_زمان_ظهور #نشریه_شماره_229 #معرفی ✅انتشار نشریه زمان ظهور ✅نشریه شماره 229 ✍️در این شماره از نشریه زمان ظهور می‌خوانیم: 🔠تجارت در ترازوی اسلام 🔠سفر ۲۸ روزهٔ یونس نبی(ع) |قسمت دوم 🔠نقد برنامهٔ مقایسهٔ الهیات اسلام و مسیحیت |قسمت چهارم 🔠ترس موحدانه 🔠سفر کمال و طلب علم و دانش |قسمت سوم 🔗دانلود نشریه زمان ظهور ✨همراه ما باشید... 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ ❤️@Zaman_Zohour

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 14 авг.280482из ashaar13

    من حاضرم ای چرخ که تاوان دهم....امّا دلدار مرا منزل مقصود رسانی #کمیل_انصاری ؛ #امام_مهدی_ع #جمعه_های_انتظار #افیقوا_یا_نیام_افیقوا_یا_موتی #احمد_الحسن_فرستاده_امام_مهدی_ع

  • без подписи

  • #کمال #اوج 💠سفر کمال و طلب علم و دانش ▫️قسمت دوم: خیال اوج ✍️دکتر هیفاء بهبهانی ... امروز اگر خدا بخواهد، مایلم توجه شما را به کتابی جلب کنم که احتمالاً همۀ شما آن را خوانده‌اید، و آن کتاب «سفر موسی به مجمع‌البحرین» است. در این سفر، پیامبر خدا موسی (ع) در پیِ دعوت الهی خواست با عبد صالح ملاقات کند و از او بیاموزد. و ما امروز، البته از نعمت‌های بزرگی برخورداریم؛ ما در زمان مبارکی زندگی می‌کنیم که در میان ما عبد صالحی حضور دارد که موسی (ع) می‌خواست از او بیاموزد، تفقه کند و از علوم او (صلوات‌الله و سلامه‌علیه) بهره گیرد. 🗣روشن است که جزئیات ماجرای موسی (ع) با عبد صالح، یعنی سخنان عبد صالح به موسی، بر ما پوشیده و مبهم نیست که بارها تکرار کرد: «تو نمی‌توانی با من صبر کنی.» پس می‌بینیم که عبد صالح این عبارت را چندین بار تکرار می‌کند و می‌گوید: «تو نمی‌توانی با من صبر کنی.» گفت: «آیا نگفتم که نمی‌توانی با من صبر کنی؟» گفت: «مگر نگفتم که نمی‌توانی با من صبر کنی؟ این جدایی بین من و توست، و تو را از تأویل آنچه بر آن صبر نکردی آگاه خواهم کرد.» یعنی در موارد مختلف این سخن را بیان کرده است. تا جایی که سید احمد الحسن (صلوات‌الله‌علیه) می‌گوید: «آیا متوجه شده‌ای که عبد صالح به‌ندرت با موسی صحبت می‌کند، مگر این‌که به او بگوید تو نمی‌توانی با من صبر کنی؟» و حقیقتی که عبد صالح می‌خواست به موسی (ع) برساند، این بود که مراتب بالاتر و لطیف‌تری از آنچه تو به آن دست یافته‌ای و با آن روبه‌رو شده‌ای، وجود دارد، ای موسی. این بدان معناست که مخلوقی که کمال مشخص و محدودی دارد یا به آن دست یافته یا آن را شناخته است، ممکن است گمان کند همین مرتبه‌ای که به آن دست یافته، نهایت کمال است و فراتر از آن کمالی وجود ندارد. اما خداوند پاک و منزه است [از این تصورات و خیالات]، یعنی هرگاه که ما تصور کنیم یا خیال کنیم به یک کمال مشخص رسیده‌ایم، بدان که کمالی دیگر، بهتر، کامل‌تر و لطیف‌تر از کمالی که به آن رسیده‌ایم، وجود دارد. حتی امام احمد الحسن (صلوات‌الله‌علیه) مثال بسیار زیبایی در این زمینه بیان می‌کند و می‌گوید: «این مثال را می‌زنم؛ یک پرنده در حداکثر ارتفاع یک‌صد متر پرواز می‌کند و پرندۀ دیگر در حداکثر ارتفاع دویست متر پرواز می‌کند و پرنده‌ای دیگر با حداکثر ارتفاع هزار متر. پس آن‌که در ارتفاع دویست متر پرواز می‌کند، پرندگانی را که در ارتفاع صد متر پرواز می‌کنند پایین‌تر از خود می‌بیند، اما اگر فکر کند که یک‌تنه به اوج رسیده، در آستانۀ هلاکت قرار گرفته است. این همان چیزی بود که برای موسی (ع) اتفاق افتاد و به همین دلیل، خداوند به جبرئیل امر کرد که او را دریابد و به ملاقات عبد صالح راهنمایی کند. همچنین، پرنده‌ای که در ارتفاع هزار متر پرواز می‌کند، وقتی پرندگانی را که در ارتفاع صد یا دویست متر پرواز می‌کنند امتحان کند تا ناتوانی و نقصشان را به آن‌ها نشان دهد، آن‌ها در همراهی با او شکست خواهند خورد؛ زیرا او آن‌ها را وادار به پرواز در ارتفاع سیصد متر می‌کند، درحالی‌که خودش تا جایی که می‌تواند به‌راحتی پرواز می‌کند.» یعنی جنبۀ هزار متر، بر کسی که ظرفیتش صد یا دویست متر است، سنگین است. 🔺امام (صلوات‌الله و سلامه‌علیه) می‌فرمایند: «سوگند به حق، حق را به شما می‌گویم که باید نگاه ما به‌سوی بالاتر باشد تا ناتوانی خود را بشناسیم و رشد کنیم؛ نه این‌که نگاهمان به پایین باشد و به کمال خود ببالیم و در نتیجه هلاک شویم. بنابراین، حتی اگر مصمم باشیم که ارادۀ خداوند را محقق کنیم، نباید هدف ما رسیدن به کمال باشد، به این علت که خداوند مرتبۀ بالاتر را عطا خواهد کرد؛ از این اندیشه به خدا پناه می‌بریم. بلکه باید به‌دنبال کمال باشیم، برای این‌که خداوند سبحان و متعال از ما خواسته است که این‌چنین باشیم، چون ما فقط خواست خداوند را برآورده می‌کنیم. حتی در این حالت نیز نگاه ما باید همواره به‌سوی بالاتر باشد، نه به پایین؛ به‌سوی کسانی که از ما بالاترند، نه کسانی که پایین‌تر از ما هستند؛ زیرا نگاه به پایین به‌سوی کسانی که کمتر از ما هستند، ما را به هلاکت می‌کشاند. سبحان‌الله.» امام (صلوات‌الله‌علیه) می‌فرمایند: «واقعیت این است که بسیاری گمان می‌کنند در اوج هستند، ولی در حقیقت هیچ‌یک از آن‌ها در اوج نیستند. کسانی که در اوج واقعی خلقت هستند، نمی‌بینند و باور نمی‌کنند که در اوج‌ هستند؛ زیرا به سادگی دریافته‌اند که آن اوج، خیالی است و واقعیت ندارد و چگونه می‌توان آن را اوج نامید، درحالی‌که نسبت آن به مرتبۀ بالاتر از خود، صفر است؛ چراکه آن مرتبه، مطلق و بی‌نهایت است. چگونه ممکن است آن را اوج بدانند و باور کنند، درحالی‌که در این نگاه، سراسر خواری و ننگ است. زیرا این بدان معناست که در پیشگاه خداوند سبحان و متعال با وقاحت تمام می‌گویند «من».» این سخنان امام (صلوات‌الله‌علیه) در کتاب «سفر موسی به مجمع‌البحرین» است. سخنانِ بسیار زیبایی در آن کتاب برای کسانی که خواهان بهره‌گیری بیشتر هستند، وجود دارد. کلام قائم آل‌محمد (علیهم‌السلام) موضوع کمال را برای ما روشن می‌سازد و بیان می‌کند که چگونه بنده در تلاش برای تحقق ارادۀ الهی در رسیدن به کمال، باید نگاه و توجه خود را به‌سوی بالاترین مراتب هدایت معطوف کند تا ناتوانی خود را بشناسد و ارتقا یابد. اگر نگاه او به پایین‌تر باشد، به کمال خود می‌بالد و در نتیجه دچار هلاکت خواهد شد و پناه بر خدا... ✨ادامه دارد... ▶️https://youtu.be/m-yutYfbmN4?si=s_XPNdxmnjmBwwiV 🔗قسمت قبل ❤️@Zaman_Zohour

  • без подписи

  • #نشریه_زمان_ظهور #آکراسیا #کوفه ❄️نمود آکراسیا در عاشورا 🟠چرا دانستن حق، برای یاری حق کافی نیست؟ کوفیان، امام حسین(ع) را می‌شناختند؛ پیامبر(ص) را دیده بودند؛ آیاتِ قرآن را تلاوت می‌کردند؛ اما وقتی پایِ نبرد به میان آمد، او را تنها گذاشتند. این پرسشِ همیشگیِ تاریخ است: چگونه ممکن است انسانی حقیقت را بشناسد، اما در برابر آن بایستد؟ این مقاله، با نگاهی فلسفی و تکیه بر مفهوم «آکراسیا» در اندیشۀ ارسطو، به این پرسش پاسخ می‌دهد. سه منطقِ رقیب در عاشورا را بررسی می‌کند: منطقِ حقیقت، منطقِ منفعت و منطقِ قدرت. نتیجه آنکه مشکلِ کوفیان، جهل نبود؛ آن‌ها حقیقت را می‌دانستند، اما اخلاص، شجاعت و وفاداریِ لازم برای ایستادن بر آن را نداشتند: 🔗https://zamanezohoor.com/article/420 ✍️سارا ستوده #اخلاق_نیکوماخوس #نهج_البلاغه #ملاصدرا #فارابی 🌸🌸🌸🌸 ❤️@Zaman_Zohour

  • без подписи

  • #ماتریالیسم #علم ❓ماتریالیسم، یک باور فلسفی یا یک ادعای علمی؟ از «جهانی از هیچ» تا «ذهن همان مغز است»؛ ماتریالیسم امروز در قامتِ علمِ محض ظاهر شده و مدعی است که همۀ واقعیت، قابلِ فروکاستن به ماده است. اما آیا خودِ علم، واقعاً این ادعا را تأیید می‌کند؟…

  • без подписи

  • #نشریه_زمان_ظهور #روشنگری #تحریف ✔️پیامبر گریست، مسلمانان خندیدند ▫️روایتی از بزرگ‌ترین تحریف تاریخ پیامبر اکرم(ص)، سال‌ها پیش از وقوع کربلا، بر مصیبت حسین(ع) گریست و امت را از آن فاجعه برحذر داشت. اما وقتی کاروان اسیران به شام رسید، مردم، شهر را آذین بسته بودند و به استقبال «پیروزی» می‌رفتند؛ غافل از اینکه سرِ بریدهٔ نوۀ پیامبرشان را بر نیزه دیده‌اند و اشتباهی بزرگ مرتکب شده‌اند. این مقاله، پرده از بزرگ‌ترین تحریف تاریخ اسلام برمی‌دارد: چگونه حکومت اموی، با تبلیغات گسترده، جای قاتل و مقتول را عوض کرد، حسین(ع) را «خارجی» خواند و کشتن او را «دفاع از اسلام» جلوه داد. اما این توهمِ پیروزی، با خطبهٔ آتشینِ زینب(س) در مجلس یزید، برای همیشه فرو ریخت و عاشورا، نه یک شکست، بلکه بزرگ‌ترین پیروزیِ حق بر باطل شد: ▶️https://zamanezohoor.com/article/419 ✍️بهار علیدوست 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 ❤️@Zaman_Zohour

  • без подписи

  • ابری سیاه آمد و بر آسمان نشست اندوه بی‌کران به دل شیعیان نشست خورشید طوس بود و کسی یار او نبود جز حضرت جواد هوادار او نبود افتاد روی خاک و خودش را به خود فشرد از درد زهر پیکر او پیچ و تاب خورد یاد مدینه کرده و آهی فزون کشید تصویر میخ و آتش و دیوار و خون کشید ذهنش میان شهر مدینه پرنده بود در او صدای مادر مظلومه زنده بود تنها جواد بود که بالای سر نشست با چشم اشکبار کنار پدر نشست بابا صدا زدو غم او بند دل گسست آقا نفس کشید و نگاهی به دوست بست یک لحظه یاد جد غریبش به دل نشست یاد حسین کرد و دلش بیشتر شکست اینجا جواد بود و پدر را بغل گرفت آنجا حسین بود و پسر را بغل گرفت اینجا رضا غریب ،کسی دور و بر نبود آنجا حسین بود و کسی همسفر نبود اینجا پسر به پای پدر گریه می‌کند آنجا سنان و تیغ و سپر گریه می‌کند اینجا رضا میان نفس‌ها امان نداشت آنجا حسین روی زمین سایه‌بان نداشت اینجا رضا ز زهر جفا بی‌قرار شد آنجا حسینِ ما هدف نیزه‌دار شد همچون پدر ،غریب در عالم ،رضا شدی آنجا میان حجره ،خودت کربلا شدی در مشهدت تجلی نور خدا شدی ما را برای عشق حسین رهنما شدی آری حسین ،روز حسین ،روز امتحان باید شناخت حجت حق را در این زمان لطف رضاست پای حسین زمانه‌ایم ما سمت کربلای جدیدی روانه‌ایم #برادر_مهیار ؛ #امام_مهدی_ع #شهادت_امام_رضا_ع #افیقوا_یا_نیام_افیقوا_یا_موتی #احمد_الحسن_فرستاده_امام_مهدی_ع

  • без подписи

  • #نشریه_زمان_ظهور #وطن #حسین ✔️تأملی در کلام سید احمد الحسن با نگاهی عمیق به حقیقت «حسینٌ منّی و أنا من حسین» ✔️وراثت الهی، فدا، و هویت وجودی در فلسفۀ دین «وطن» فقط یک نقطه روی کرهٔ زمین نیست؛ وطن، جایی است که انسان در آن «می‌شود»، نه فقط جایی که در آن «هست». این مقاله، با عبور از مرزهای جغرافیا و ورود به فلسفهٔ وجود، نشان می‌دهد که انسان، موجودی است در حالِ «شدن»؛ و این شدن، نیازمندِ «مرکزِ معنا»یی است که حرکتِ روحیِ او را جهت دهد. از منظرِ ملاصدرا، انسان با «حرکت جوهری» از طبیعت به عقل و از عقل به روح سفر می‌کند؛ و در این سفر، حسین(ع) نه یک شخصیتِ تاریخی، که «افقِ معنایی» و «محورِ بازگشت» اوست. 🤍«وطنِ من حسین است» یعنی حقیقتی که در حسین(ع) تجلی یافته، معیارِ حرکت، شناخت و آرامشِ روحِ من است: ✔️https://zamanezohoor.com/article/418 ✍️سارا ستوده #حسین_منی_و_انا_من_حسین #وطن_من_حسین_است #حکمت_متعالیه #حرکت_جوهری #فلسفه_دین #احمدالحسن ❤️@Zaman_Zohour

  • без подписи