tgindex
ا

اشعار ژولیده نیشابوری

Статистика
@Zhoolideh14персидский

ادمین: اکبرنژاد شهیر به ژولیده ثانی

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
380
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
244
23 постов
Вовлечённость
64,2%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
175
1/48двое суток
200
1/72трое суток
216

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • پندیات، مدح مرگ، ژولیده نیشابوری، سفینه نور ای بی خبر از غافله رهگذر مرگ برخیز و شو آماده برای سفر مرگ هر موی تو از بهر تو پیک خبری هست تا چند ازین پیک نگیری خبر مرگ بودی توالف قامت و شد قامت تو دال این است تو را حاصل عمر و ثمر مرگ آرد بصدا مرگ فلان ابن فلانی هر لحظه و هر ثانیه زنگ خطر مرگ گیرم که بسود تو بود ماندن دنیا جبران نشود بهر تو فردا ضرر مرگ غفلت مکن ایدل چه بخواهی چه نخواهی با غافله مرگ شوی رهسپر مرگ 《 ژولیده 》بگو بار دگر بیت نخستین ای بی خبر از قافله رهگذر مرگ ژولیده نیشابوری

  • مدح امام مهدی صاحب الزمان(عج) ژولیده نیشابوری دردی به تن ما است مداوا نمی شود رازی به سینه هست که افشاء نمی شود ای یوسفی که یوسف مصرت بود غلام امروز ما بدون تو فردا نمی شود باد خزان به گوش بهاران وزید و گفت بی تو شکوفه های سحر وا نمی شود ای بسته دل به زلف تو و لیل، جلوه ای والشمس بی جمال تو معنا نمی شود مهدی بیا که تربت مخفی مادرت بی جلوه حضور تو پیدا نمی شود از ناله ای که فاطمه زد سوخت عالمی هر ناله ای که ناله ی زهرا نمی شود زخمی به سینه اش بود از میخ در، ولی مرهم توئی و بی تو مداوا نمی شود ای خونبهای خون خدا یابن فاطمه بیرون غم حسین ز دل ها نمی شود پرونده ای که سیلی ثانی به کوچه بست بی تیغ انتقام تو امضاء نمی شود پهلو شکسته فاطمه گوید بیا بیا بی تو دل شکسته تسلی نمی شود ژولیده ام ز سوز جگر گویم این سخن گلزار عشق بی تو مصفا نمی شود ژولیده نیشابوری،،

  • مدح امام رضا (ع) ، ژولیده نیشابوری، ای شکوه بارگاهت برتر از عرش برین‏ ای غلام کمترین درگهت روح الامین‏ ای غبار خاک کویت سرمه‏ ی چشم ملک‏ ای خدا را دست قدرت در درون آستین‏ ای گدای سفره ‏ی احسان تو جن و بشر ای همای رحمت حق ای امام راستین‏ ای نبی را پاره‏ ی تن، ای علی را نور عین‏ قبله‏ ی هفتم ولیِ حق امام هشتمین‏ من چه گویم در مقامت کز جلال و مرتبت‏ مادرت باشد به عالم دخت ختم المرسلین‏ یک طوافت هفتصد و هفتاد حج اکبر است‏ قبله ی دل ها توئی بهر قلوب مسلمین‏ ای که آهوی بیابانی ببوسد پای تو ای که از بهر شتر شد صحن تو حصن حصین‏ بی‏ پناهم من پناهم ده که از فرط گناه‏ خواب راحت نیست چشمم را به روز واپسین‏ دست رد بر سینه ‏ام مولا مزن گرچه بدم‏ توشه ‏ای بر من عنایت کن که هستم بی‏ معین‏ شاعر «ژولیده» را مانند دعبل کن قبول‏ تا نگوید مدح کس را غیر آل طاهرین‏ ژولیده نیشابوری

  • مدح امام رضا (ع) ، ژولیده نیشابوری نسوزد تا که دل ، چشمی به عالم تر نمی گردد نبارد تا که ابری ، نخل بارآور نمی گردد ملاک خاتمیت قابلیت هست انسان را وگرنه هر یتیم مکه پیغمبر نمی گردد اگر بارد ز ابر آسمان هر روز و شب باران لیاقت گر نباشد قطره ای گوهر نمی گردد ز هر ساقی مکن خواهش که می در ساغرت ریزد که هر ساقی به عالم ساقی کوثر نمی گردد به عالم گر تهی دستی به درگاه رضا رو کن کزین در هیچ کس با دست خالی برنمی گردد میسر گر نشد لطفش برو خود را ملامت کن که کم لطفی ز اولاد علی باور نمی گردد کسی که ضامن آهو شود وقت گرفتاری یقینا زائرش بی بهره از این در بر نمی گردد من ژولیده می گویم دو صد بار دگر ای دل نسوزد تا که دل چشمی به عالم تر نمی گردد ژولیده نیشابوری

  • پندیات ، ژولیده نیشابوری چون خلیل حق به حق هر کس توکل می کند از برایش آتش نمرود هم گل می کند شیر جاری می کند از کوه هم چون کوه کن هر که زخم تیشه را بر سر تحمّل می کند بهر بیداری ما در ما در باغ درس عبرت است سرمه خوابی که گل در چشم بلبل می کند هم چنان بهلول عاقل پیروی از عقل کن دوزخی بوجهل خود را از تجاهل می کند باد در غبغب میفکن چون شدی صاحب مقام چون ببارد ابر قیمت ها تنزل می کند دولت از ظلمی به ملّت کرد هم چون شیر باش شیر را روبه چو بیند فکر آغل می کند مرد حق از حرف حق گفتن ندارد واهمه آن چه آید بر سرش اوّل تقبّل می کند شاعر《ژولیده》را غیر از توکل کار نیست درد ها را بیشتر درمان توسّل می کند ژولیده نیشابوری

  • اربعین حسینی ، ژولیده نیشابوری باز آمد با هزاران شور و شین اربعین یوسف زهرا حسین در مقدس وادی خون و قیام کاروانی می رسد از شهر شام کربلا مهمان نوازی بایدت نزد زهرا سرفرازی بایدت کربلا سوز دلت را ساز کن سفره مهمان نوازی باز کن رنج راه از تن ربوده تاب شان آتش هجران نموده آب شان ذکرشان پیوسته یارب یارب است قافله سالار آنان زینب است این پرستوها که بی بال و پرند زائر قبر علی اکبرند بهر قاسم بزم ماتم چیده اند چون عروس شب سیه پوشیده اند کربلا فصل گل یاس آمده از سفر سقای عباس آمده اصغر شش ماهه را بیدار کن خانه را خالی تو از اغیار کن آمده مادر که تا شیرش دهد بوسه بر گلبوسه ی تیرش دهد ژولیده نیشابوری،

  • ● مدح امام حسین (ع) ، ژولیده نیشابوری، عالم همه مست از گل رخسار حسین است ذرات جهان در عجب از کار حسین است دانی که چرا خانه حق گشته سیه‌پوش یعنی که خدای تو عزادار حسین است تا هست جهان هست به فرمان الهی جبریل امین حاجب درگاه حسین است جن و ملک و حور و پری در طلب فیض مامور پذیرایی زُوار حسین است دانی که خرید از دل و جان جان جهانی با دادن جانی به جهان کار حسین است سرمایه آزادگی مردی و غیرت از کوشش و از همت و پیکار حسین است آن سر که شود شافع ما نزد خداوند آن سر ، سر پر نور گهربار حسین است هر کس به جهان گشته گرفتار نگاری عمری است که ژولیده گرفتار حسین است (ژولیده نیشابوری)

  • مرثیه اربعین امام حسین(ع) من حسین گم کرده ام اى زمين كربلا (۲) من زينب غمديده ام كه حسينم را در اين دشت بلا گم كرده ام اى زمين كربلا در زير تيغ و نيزه ها (۲) هم گل و هم بلبل شيرين دهن گم كرده ام ━━━┉┅┪□┢┅┉━━━ اى زمين كربلا در اين ديار پر بلا پيكرى صد چاك و بى غسل و كفن گم كرده ام اى زمين كربلا قلب پر از داغم ببين من چراغ لاله در صحن چمن گم كرده ام ━━━┉┅┪□┢┅┉━━━ ای یادگار مادرم ای مهربان برادرم آهسته رو آهسته رو کرده وصیت مادرم کرده وصیت مادرم تا من ببوسم حنجرت در وقت میدان رفتنت آهسته رو آهسته رو ━━━┉┅┪□┢┅┉━━━ صبری نما تا خواهرت ، قرآن بگیرد بر سرت در وقت میدان رفتنت ، آهسته رو آهسته رو کو قاسم و کو اکبرت کو قاسم و کو اکبرت عباس و آقا جعفرت زینب بمیرد خواهرت ━━━┉┅┪□┢┅┉━━━ دارد رقیه آرزو با چشم تر بنشانی اش یا روی زانو همچو گل بار دگر بنشانی اش گرد یتیمی را کنون از موی سر بنشانی اش چون اشک طفلان میروی اهسته تر آهسته تر اى زمين كربلا قلب پر از داغم ببين من چراغ لاله در صحن چمن گم كرده ام

  • اربعین حسینی ، ژولیده نیشابوری زبانحال حضرت سکینه با عمه خود در اربعین، آنان که بهر دنیا دل از خدا بریدند گلهای باغ ما را در خاک و خون کشیدند بر روی آل احمد از کینه آب بستند فریاد العطش را از کودکان شنیدند مانند ابن ملجم فرق علی اکبر از ضرب تیغ کینه از راه کین دریدند بر روی دست بابا شش ماهه کودکی را مانند غنچه ی گل با تیر کینه چیدند اینجا مکن اقامت ای عمه جان که دیدم خون عزیز زهرا زالو صفت مکیدند اینجا مکن اقامت ترسم دوباره آیند آنان که ناز ما را با کعب نی خریدند ما را ببر از اینجا بالین قبر زهرا تا گویمش چه کردند آنانکه با یزیدند ما وارثان اوییم در تازیانه خوردن از روی ما به سیلی یک باغ لاله چیدند ژولیده نیشابوری،

  • ارمغان زینب، اربعین حسینی ، ژولیده نیشابوری ای برادر از سفر درد و محن آورده ام یک جهان راز دل از بهر تو من آورده ام رفته بودم شام و از جور و جفای شامیان دفتری از سر نوشت خویشتن آورده ام روز عاشورا چو دیدم بی کفن جسم تو را از برای جسم عریانت کفن آورده ام دیده بگشا و ببین ای تشنه لب آب روان بر سر قبرت من دور از وطن آورده ام اصغرت را کن ز خواب ناز بیدار ای اخا کز برایش از سفر با خود لبن آورده ام در کنار تربتت يك مشت طفل بی پدر زین سفر با عابد آزده تن آورده ام ام لیلا را کنار قبر اکبر یا اخا با دلی افسرده ای شاه زمن آورده ام دخترت را کردم اندر شام ویران من سفير داستانی ز آن گل نازک بدن آورده ام بهر دیدارت سکینه می رسد با شور و شین گوید ای بابا برایت پیرهن آورده ام ژولیده نیشابوری،

  • اربعین حسینی ، ژولیده نیشابوری کاروانی از سفر آرام جان می آورد نزد جانان نقد جان یک کاروان می آورد کربلا آماده شو بهر پذیرایی که غم بر سر خوان عطایت میهمان می آورد ای صبا برگو حسین ابن علی را خواهرت مژده ی پیروزی تیغ و زبان می آورد آسمان خون گریه کن زیرا رباب خسته دل شیر بهر اصغر شیرین زبان می آورد سید سجاد بعد از خطبه ی شیوای خویش سر فرازی بهر بابا ارمغان می آورد شاعر《ژولیده》میگوید به چشم خونفشان کاروانی از سفر آرام جان می آورد ژولیده نیشابوری،

  • اربعین حسینی ، ژولیده نیشابوری، نقد جان آورده ام اینجا بگو جانان کجاست آنکه پیش چشم من میداد اینجا جان کجاست هر چه میگردم در این بستان نمی بینم گلی خاک عالم بر سرم گلهای این بستان کجاست ساغر لب تشنه گان خالی بود از آب و آب میزند فریاد ساقی چشمه ی حیوان کجاست من کمر محکم برای میزبانی بسته ام سفره ای رنگین بود آماده پس مهمان کجاست من کفن از سندس و استبرق و گل دوختم کربلا بر گو به من آن پیکر عریان کجاست ای برادر جان بگو با خواهر غم پرورت تربت پاک تو ای آزاده ی دوران کجاست شد دل ژولیده خون از داغ جانسوز حسین ای زمین کربلا آن دلبر جانان کجاست ژولیده نیشابوری،

  • پندیات ، ژولیده نیشابوری ، سفینه نور عشق چون گردد شکوفا آرزو پیدا شود تا که از خم صاف گردد می سبو پیدا شود در نظام دهر هر جوینده ای یابنده است رشته چون سر را کند گُم جستجو پیدا شود آب رفته بار دیگر بر نمی گردد به جوی عمر ما هم در مثل از آب جو پیدا شود آبروی رفته را در کف نمی آری مگر مادر از نو زایدت تا آبرو پیدا شود می زند هر روزه بهرت مرگ آژیر خطر اولین آثار مرگ از رنگ مو پیدا شود عضو عضو ما عليه ما شهادت می دهند پای میزان عمل گر قصد سوء پیدا شود می توان با خُلق خوش غارت گر دل ها شوی ارزش ختم رسل از خلق و خو پیدا شود می توان در آتش دوزخ بهشتی آفرید گر تو را حُبّ علی از لطف هو پیدا شود هر سخن کز دل بر آید می کند بر دل اثر از عمل معیار قدر گفتگو پیدا شود هر زمان《ژولیده》گوید شعر در مدح علی اشک چشم و عقده در نای گلو پیدا شود ژولیده نیشابوری

  • پندیات، ارمغان اهل بیت ، ژولیده نیشابوری جوانی چون که از کف رفت انسان پیر می گردد نفس درسینه چون شد حبس دامن گیر می گردد بعالم هر شکستی میرسد بر خویش از خویش است بدیده چو اصابت کرد مژگان تیر می گردد عدالت چون رود از بین ذلت می شود حاکم چو دولت گشت ظالم ملت از جان سیر می گردد چو بنشیند علی در خانه می گردد عدو قاضی چو بیند شیر را در بند روبه شیر می گردد سخن با سوز دل توام چو گردد خانمان سوز است برون از کوره چون آهن شود شمشیر می گردد خریداری نمی باشد به عالم سرد مهری را ز گرمی نور مهر و ماه عالم گیر می گردد سر میثم چو شد زینت فزای دار دانستم که حق گو در میان جامعه تکفیر می گردد مشو در زندگی غافل ز مرگ خویش ای عاقل که این خواب گران بهر همه تعبیر می گردد من《 ژولیده 》می گویم ز قول حضرت صادق جوانی چون که از کف رفت انسان پیر می گردد ژولیده نیشابوری

  • پندیات ، ژولیده نیشابوری ، سفینه نور آنکه در ظاهر دفاع از حق مردم می کند نان جو دارد که فکر نان گندم می کند آن که دارد ادعای امر و نهی دیگران چون عمل آید به میدان خویش را گم می کند آنچه می بینی در این عالم ز روی حکمت است علتی دارد که ساقی باده در خم می کند قصه ی یوسف زلیخا در مصاف آزمون خوب و بد را پیش چشم ما تجسّم می کند شهد گل می گردد از نیشی مبدّل بر عسل قطره گوهر میشود چون جا به قلزُم می کند بیشتر از روزی خود از خدا دارد طلب آن که صحبت از گرانی و تورّم می کند آن که ریزد اشک بر احوال خلق بینوا از نوا تا گشت مستغنی تبسّم می کند از من《ژولیده》بشنو دعوی بیجا مکن مدعی خود را به هنگام عمل گم می کند ژولیده نیشابوری

  • 1 авг.1001из Zhoolideh14

    با سلام و تحیات الهی، مقدم همه عزیزان بزرگوار را به کانال ژولیده نیشابوری گرامی می دارم. لطف تان مستدام ، عزت تان پایدار الله نگهدارتان باد. ارادتمند اکبرنژاد

  • 1 авг.87из Zhoolideh14

    🌹《 به نام خداوند جان و خرد 》🌹 با سلام و تحیات الهی، احتراما اِشعار میدارد. اهل دل، دوستداران شعر و شیفتگان ادب پارسی در روزگاری که هیاهوی زندگی مجال اندیشیدن را از بسیاری گرفته است، شعر همچنان پناهگاه دل‌های خسته و چراغ راه جان‌های جویای حقیقت است. از شما فرهیختگان، ادب‌دوستان و ارادتمندان فرهنگ و زبان فارسی دعوت می‌شود به «کانال اشعار ژولیده نیشابوری» بپیوندید؛ محفلی فرهنگی و ادبی که در آن عطر دل‌انگیز شعر، عرفان، اخلاق، عشق و معرفت جاری است. در این کانال، گزیده‌ای از ماندگارترین اشعار شاعر نام‌آور و عارف وارسته، زنده‌یاد ژولیده نیشابوری، توسط خدمتگزار این کانال «جعفر اکبرنژاد اشکلک» با تخلص «ژولیده ثانی» تقدیم علاقه‌مندان می‌گردد. هدف ما تنها انتشار شعر نیست؛ بلکه زنده نگه داشتن میراث گران‌سنگ ادب فارسی، ترویج فرهنگ اندیشه، اخلاق، معنویت و پاسداشت زبان شیرین پارسی است. اگر دل در گرو شعر دارید، اگر با بیتی جان می‌گیرید، اگر از کلام اهل معرفت لذت می‌برید، جای شما در این محفل ادبی خالی است. از همه عزیزان درخواست می‌شود با عضویت در کانال و معرفی آن به دوستان، بستگان، گروه‌ها و محافل فرهنگی، ما را در گسترش این حرکت فرهنگی یاری فرمایند. به امید روزی که شعر و ادب، بار دیگر چراغ هر خانه و زینت هر محفل باشد. با احترام و ارادت جعفر اکبرنژاد اشکلک «ژولیده ثانی» ✍️ شعر، زبان دل است؛ و دل، هرگز کهنه نمی‌شود. 🌹 منتظر حضور گرم شما در جمع دوستداران شعر و ادب فارسی هستیم. 🌹 الله نگهدارتان باد. لینک کانال اشعار استاد《 ژولیده نیشابوری 》 https://t.me/Zhoolideh14

  • پندیات ، ارمغان اهل بیت، ژولیده نیشابوری در حریم خانه ی دل، جز تو، دل، محرم ندارد هر که دارد مهر تو در خانه ی دل ، غم ندارد چون ندارد در جهان دل، جز تو دلبر دلربائی هر چه دارد از تو دارد ، دل دگر ماتم ندارد چون تو هستی محرم راز دلِ شب زنده داران در حریم خانه دل ، راه ، نامحرم ندارد ای خدا ای واقف اسرار دل های پریشان تا تو را دارد دل ما، غصه در عالم ندارد کرده ای ما را تو مستغنی ز هر چیزی و چیزی غیر مهدی محفل ما در زمانه کم ندارد رحمتی کن ای خدا تا مهدی ما زود آید چون بغیر از خاک پایش، زخم دل ما مرهم ندارد تا که دارد جان به غیر از دیدن مهدی دل ما آرزوی دیگری از خالق اعظم ندارد خرم آن روزی که آید روشنی بخش دو عالم چون نگینی غیر او انگشتر خاتم ندارد غم مخور ژولیده گر ظالم بنوشد خون مظلوم چون که کاخ ظلم ظالم ، پایه ی محکم ندارد

  • پندیات ، ژولیده نیشابوری ، سفینه نور خیره چشمی در بر خلّاق باری تا به کی خرده بگرفتن به کار کردگاری تا به کی اختیار هستی عالم همه در دست اوست نزد او دعوی صاحب اختیاری تا به کی ای که از باد غرورت باد گوید الامان پیش طوفان طبیعت پایداری تا به کی مرگ از مژگان ما باشد به ما نزدیک تر غافل از این دوستی و هم جواری تا به کی چارپایان را به عالم قید و بندی حائل است ای که انسانی بگو بی بند و باری تا به کی مال مردم می خوری و آب هم بالای آن بی خبر از گنج قارون و نداری تا به کی ای که عزّت بهر خود خواهی و خواری بهر خلق غفلت از بازی چرخ و روز خواری تا به کی ای زخود خواهی ز خود بیخود به خود آی و بگو از خدای مهربان خود فراری تا به کی گر که چون بهرام صد ها گور در دامت فتد صید گوری عاقبت چابک سواری تا به کی از من《 ژولیده 》بشنو ای اسیر ما و من غفلت از روز حساب و شرمساری تا به کی ژولیده نیشابوری

  • پندیات ، ژولیدا نیشابوری گنج اگر خواهی به عالم رنج بی مرّ بایدت گر نخواهی حدّ خورى حدّ مقرر بايدت گر خدا خواهی رفیق ناخدا گشتن خطاست دل به دریا زن اگر ارزنده گوهر بایدت دل بر این دنیا مبند و غفلت از عقبی نکن بندگی کن گر نجات از روز محشر بایدت گول زرق و برق زر را همچنان زرگر مخور زردتر از زردی زر شو اگر زر بایدت هر مریدی را نگردد کار بر وفق مراد نوش جان کن خون دل گر وصل دلبر بایدت مرگ همچون سایه از انسان نمی گردد جدا رو به قبرستان نظر کن گر که باور بایدت در بر ظالم دفاع از مردم مظلوم کن سرفرازی گر که خواهی دادن سر بایدت بی بهایی کم بهایی نیست در نزد خدا بی بها شو گر بهشت آب کوثر بایدت قیمت عفو گناه ما و تو حبّ علی است با علی باش از نجات از دست کیفر بایدت ژولیده نیشابوری