tgindex
نکونامه

نکونامه

Статистика
@nekuonameКнигиперсидский

ارائه دهنده؛ آثار، اندیشه‌ها و نظریات فقیه نوآور و عارف حکیم حضرت آیت‌الله‌ العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) 📱صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/nekuoname

Последний пост
23 февр.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 129
+3 за 5 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
766
24 постов
Вовлечённость
67,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 24
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🌼🍃🌼🍃🌼 🍃✨✨ 🌼✨ 🍃 🔸🔶 #چالش_کارآمدی_فقه_سنتی در دنیای مدرن ما در كتاب «فهرست قواعد رايج فقه» تلاش فقيهان معتبر در قاعده‌نگارى و سامان‌دادن قواعد فقهى را توضيح داده‌ايم. تاريخ فقه هنوز مكتوبى مستقل در ارتباط با ترتيب و ترتب قواعد و احكام سراغ ندارد و نوشته‌اى در خور براى اين مهم سامان نيافته است. فقيهان پارسا و سخت‌كوش شيعى همواره با محدوديت‌ها و مشكلات فراوان دست به گريبان بوده‌اند و اختناق خلفاى جور و حاكمان مستبد، مجال حركت‌هاى علمى را از آنان گرفته بود. چيرگى اين محيط رعب‌آور، حرمان و ضعف علمى فقه را در پى داشت و فقه گذشتگان را براى امروز ما به بضاعت مزجات مبتلا نمود كه ديگر نمى‌تواند به نيازهاى امروز جامعه و نظام اسلامى پاسخ گويد. جامعه و نظام مدرن و سازمان‌يافته با توجه به زيست‌محيط فقيهان گذشته سالبه به انتفاى موضوع است و به همين علت نمى‌شود از آنان در خصوص مسايل مربوط به نظام و جامعه تقليد داشت و بايد نظام اجتهاد شيعى را دراين خصوص به صورت زنده و پويا پى‌گير بود. براى تحول و پيشرفت فقه و تطبيق آن با نيازهاى امروزين جامعه، بايد پس از شناسايى احكام مستند و زدودن پيرايه‌ها، به رده‌بندى احكام پرداخت تا هر قاعده و حكمى در موقعيت خويش قرار بگيرد و نقشه‌ى راه عملياتى‌شدن آن فراهم گردد. امروزه نخست بايد از نظام گفت و از رهگذر آن به افراد رسيد و فقه را در چنين ساختارى ارايه داد. ما در كتاب‌های «قانون ولايت»، «قوانين اقتصاد سالم و رفع فقر»، «فقه غنا و موسيقى» و «خوانندگى زنان» سعى نموده‌ايم فقه را در ساختار حاكميت نظام اسلامى بياوريم و قواعد فقهى را مستند و به‌روز در مسايل نوپديد توضيح دهيم و طرح تقسيم و تقسيط‌سازى و رتبه‌بندى و شاخه‌اى نمودن احكام را در آن اعمال نماييم و سيستمى دينى را براى جامعه‌ى مدرن و شهرى امروز ارايه دهيم. ✨آیت الله العظمی محمدرضا نکونام✨ 📚 کتاب " قاعده‌ى عسر و حرج و مديريت فشار " ______ 🆔 : telegram.me/nekuoname

  • 24 янв.95846из nekuoname

    🌼🍃🌼🍃🌼 🍃✨✨ 🌼✨ 🍃 🔸🔶 #رابطه_مشروعیت و مصونیت در مقام ثبوت و نیز در سطح حضرات معصومین علیهم‌السلام در مقام اثبات، چنین است که هرچه دایرهٔ مشروعیتی که خداوند یا مردم به حاکم می‌دهند، بیش‌تر باشد، مسؤولیت آن حاکم بیش‌تر است. از سوی دیگر، هر دولتی که خود را نسبت به اِعمال حاکمیتْ برتر و سزاوارتر بداند، وظیفه و تکلیف بیش‌تری نسبت به صیانت از مردم پیدا می‌کند. در مقابل، هرچه دخالت دولت در امور خصوصی مردم کم‌تر باشد، وظیفهٔ کم‌تری نسبت به آنان احساس خواهد کرد. برای نمونه، دولتی که در امور خصوصی مردم ـ مانند اقتصاد، فرهنگ و مانند آن ـ دخالت کم‌تری دارد، در برابر، امنیت اقتصادی یا فرهنگی خانواده‌ها در برابر فقر و ورشکستگی یا تعارضات فرهنگی، مسؤولیت کم‌تری خواهد داشت. قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل سوم، یکی از وظایف دولت را تأمین همه‌جانبهٔ امنیت مردم و ایجاد امنیت قضایی عادلانه می‌داند. این قانون، دخالت دولت در ابعاد مختلف زندگی را حداکثری قرار داده است و به همین دلیل، وظیفه دارد در تمامی ابعادی که دخالت دارد، برای مردم مصونیت ایجاد کند؛ برای همین است که نظام آموزشی و نیز بهداشت و درمان آن باید رایگان باشد؛ برخلاف برخی نظام‌های سرمایه‌داری که به دلیل دخالت نداشتن در این امور، تأمین نظام رایگان آموزشی یا بهداشتی را وظیفهٔ خود نمی‌دانند و نسبت به خانواده‌های بی‌بضاعتی که توان آموزش یا تأمین مسایل بهداشتی خود را ندارند، دخالتی ندارند و بی‌تفاوت هستند؛ هرچند همان کشورها ساز و کار مؤسسات خیریه یا مردم‌نهاد را دارند. با نگاه به مقام خارج و واقعیت اثباتی حکومت‌ها، چنین است که نظام‌ها اگر حقیقتی استبدادی داشته باشند، در تمامی شؤون مردم دخالت می‌کنند؛ بدون آن که مصونیتی برای آنان ایجاد کنند. چنین نظام‌هایی، که حتی می‌توانند شکل دموکراسی داشته باشند، گاه خود حق مصونیت مردم را نادیده می‌گیرند و انواع ناامنی‌ها و تجاوزها را مرتکب می‌شوند؛ زیرا مردم را رعیت می‌دانند، نه شهروند، و حاکمْ خود را برتر از مردم می‌شمارد. چنین حاکمی می‌تواند چوپانی رمه‌خور گردد. چنین نظام‌هایی، هم بیش‌تر در امور خصوصی مردم دخالت می‌کنند و هم به جای مصونیت، تجاوز و تعدی بیش‌تری به حقوق مردم دارند. در نظام‌های دینی نیز اگر حاکم غیر معصوم باشد و جنبهٔ «فره‌ایزدی» برای خود قایل گردد و از ولایت باطنی خالی باشد، چنین تهدیدی به صورت مضاعف وجود دارد. نمونهٔ آن، دولت‌های وابسته به کلیسا در قرون وسطاست که بیش‌ترین جنایت را بر بشریت داشته‌اند. بیش‌تر کشورهای جهان سوم که با نوعی استبداد اداره می‌شوند، درگیر انواع ناامنی‌ها هستند و دولت‌های آنان کم‌ترین حمایتی از افراد و خانواده‌ها دارد. کشورهایی که سابقهٔ دموکراسی در آنان بیش‌تر است، هم کم‌تر در امور مردم دخالت دارند و هم بیش‌ترین امنیت را در قالب سیستم‌هایی که دارند برای مردم فراهم می‌کنند. آنان به مردم سیستم می‌دهند و در نحوهٔ استفادهٔ مردم از این سیستم ـ که فعل جزیی مردم است ـ دخالتی نمی‌کنند و آن را به سلیقهٔ مردم وا می‌نهند؛ ولی سیستم‌ها تمامی امور مردم را در قالبی که دارند ساماندهی می‌کنند. برای نمونه، دولت‌ها انواع وسایل نقلیهٔ عمومی، اعم از اتوبوس و قطار شهری را تأمین می‌کنند تا هر فرد به حق خود ـ که یک صندلی است ـ برسد و کسی بر روی پا نایستد، ولی جداسازی جنسیتی ندارند. ✨آیت الله العظمی محمدرضا نکونام✨ 📚 کتاب " حقوق نوبنیاد؛ جلد دوم " ______________________________ 🆔 : telegram.me/nekuoname

  • 24 янв.7205из nekuoname

    🌺🌺🌺🌺🌿 🌺🌿🌿 🌺🌿 🌺 🌿 🔸🔶#عبادت_از سر عادت دولت کریمه عشق‌پرور است. عشق، شادی و نشاط و شیدایی و سرمستی می‌آورد و خمودی و خستگی ندارد. 👈 این دولت، دین و دنیا و خوبی و محبت و مهر و وفا را آباد می‌کند و در هر تخصصی بزرگانی نام‌آور دارد و چه بسیار خسرو و شیرین‌ها را ماجرا می‌سازد. 👈 دولت لئیمه چون نفرت می‌پراکند، همه را پرتوقع و ناراضی می‌گرداند. کسی در دولت لئیمه احساس خوشبختی ندارد. دولت کریمه بر مدار عشق می‌باشد و عشق، توقع و زیاده‌خواهی را برمی‌دارد و رضایتمندی و قدرت ایثار و بخشش و دست‌گیری از هم‌نوع و احساس خوشبختی می‌دهد. 👈 دنیای دولت کریمه چون خودخواهی و من و ما ندارد، دنیای بی‌آزار و رونق خوشی‌ها و سازگاری هاست. 👈 در دولت لئیمه، جامعه بر دو قطب می‌باشد گروهی بی‌باک، دریده و خشن و گروه دیگر خیل انسان‌های ناآگاه، فریب‌خورده و ترسو که در پیلهٔ «عادت» زندگی می‌کند و حتی عبادت او از سر عادت است. 👈 دولت لئیمه کاش فقط عبادت‌ها را عادت می‌ساخت، بلکه تباهی‌ها و جنایت‌ها را عادی و عادت می‌سازد. ریشهٔ نفرت و انواع تباهی‌ها، طمع است. طمع، جان را به جنایت عادت می‌دهد و نفس را به لذت بردن از آن، معتاد می‌گرداند. ✨ آیت الله العظمی محمدرضا نکونام✨ 🖥 بر گرفته از سایت” آیت الله نکونام “ 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 @nekuoname :👈عضويت

  • 🌼🍃🌼🍃🌼 🍃✨✨ 🌼✨ 🍃 🔸🔶 #افکار_کهنه_و_ناتوانی در تغییر جامعه افرادی که در عالَم خود ایستایی دارند و نمی توانند با دنیای جدید و امکانات نوی آن ارتباط برقرار کنند، روی سخنان و افکار کهنه خود پافشاری می کنند. این عده بسیاری از امکانات خود را از دست می دهند و رفته رفته از جامعه رانده می شوند. آنها در واقع با دست خود خویش را از صحنه بیرون می برند، چون نه می توانند جامعه را تغییر دهند و نه می توانند با آن همراه شوند. ✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت:

  • 🌼🍃🌼🍃🌼 🍃✨✨ 🌼✨ 🍃 🔸🔶 #کارگزاران_ضعیف_و_ناشایست اگر کارگزاری نتواند عده ای را که تحت پوشش دارد جمع کند و از آنان استفاده نماید و تنها به دنبال نقطه ضعف افراد باشد تا مانعان ریاست خود را از میان بردارد وی فردی ضعیف است و در جایی که شایسته اوست قرار نگرفته است. کسی که گذشت ندارد و نمی تواند از تمام امکانات عوالم استفاده کند و همه افراد را به کار گیرد، مسئولیتی پذیرفته که شایسته او نیست. ✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت:

  • 9 дек.945144

    🥀🍂🥀🍂🥀 🍂🥀🍂 🥀🍂 🍂 🥀 🔸🔶#زندگینامه_عارف_محبوبی   🔰 نخستین معلم: گلین خانم نخستین معلم من خانم بزرگوار و پیرزن رشیده و باکمالی به‌نام «گلین خانم» بود که مکتب‌خانه داشت. گلین به معنای عروس است. من در آن دوران به اقتضای زمان کودکی و عدم آشنایی به زبان آذری، ایشان را گلیم خانم می‌خواندم. این بانوی بزرگوار به حسب اتفاق همسایه ما بود. من تنها شاگرد آن خانم بزرگوار نبودم و دسته‌ای از دختر بچه‌ها و پسرهای کوچک نیز در محضر ایشان بودند. روزهای خوبی در مکتب گلین‌خانم و بعد از آن در مدرسه ابتدایی داشتم. در منزل ما درخت توت بزرگی بود که از آن بالا می‌رفتم و سپس از روی دیوار به خانه گلین خانم می‌آمدم. منزل ایشان دیوار به دیوار منزل ما بود. گلین خانم بیش از هفتاد و پنج سال داشت. ایشان معلم مکتب‌خانه بود و نزدیک پنجاه شاگرد داشت که به آنان قرآن کریم را به سبک قدیم و با روش سنتی ـ مثل الف دو زبر دو زیر، دو پیش ـ درس می‌داد. او نه‌تنها قرآن کریم را آموزش می‌داد، بلکه تخلق به اخلاق شایسته را نیز در جان شاگردان می‌ریخت. مهربانی، ترنم اخلاق و پاکی و تهجد ایشان با گیسوانی سفید، چهره پیامبری را به ذهن می‌آورد. یکی از عوامل تاثیرگذار بر من، بعد از شخصیت مادرم که بانویی بسیار پرهیزگار و اهل تهجد و عبادت است، این بانو بود. بعدها نیز در دفاع از حقوق زنان چندین جلد کتاب نوشتم و هم‌چنین برای دفاع از چنین انسان‌هایی به تمام معنا وارسته که در انسانیت هیچ کاستی ندارند و سرچشمه حیات و زندگی هستند حرمت بسیاری قایل هستم. دیدن مادرم و گلین خانم زن شایسته سومی که در آینده از آن یاد خواهم کرد به عنوان بانوی معنوی در کودکی سبب شد شخصیت زنان برایم شیرین باشد و نسبت به آنان احساس منفی و بدی نداشته باشم. باید گفت به زنان همواره ظلم شده و شخصیت آنان ـ که می‌توانند انسان‌هایی متعالی و رو به کمال باشند ـ تحقیر شده و در اجحاف به آنان، خودی و بیگانه، به عمد یا به سهو کم نگذاشته‌اند. در دفاع از زنان شعار بسیار است، ولی در عمل چیزی جز ظلم و ستم دیده نمی‌شود. ما نام چهار مجلّد زن را «زن؛ مظلوم همیشه تاریخ» گذاشته‌ایم. بعد از پدر و مادر، نخستین استادم، پیرزنی وارسته است که متانتی همچون اولیای الهی و صلابتی چون جوان‌مردان داشت. این زن را؛ اگرچه در نخستین سال‌های کودکی و در دوران طفولیت و پیش از دوران مدرسه به خود دیده‌ام، چنان به بزرگی و خوانایی در من نقش زد که گویی روزگارانی در محضر وی بوده‌ام. ✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت

  • 7 дек.714136

    🌺🍃🌺🍃🌺 🍃🌺🍃 🌺🍃 🍃 🌺 🔸🔶#پرخوری_و_پرخوابی، دشمن خلاقیت و ادراک کسی که به پرخوری و پرخوابی مبتلاست به فشارهای شهوانی و شادی‌های غفلتی (بطر) و لذت‌بری‌های غیر طبیعی و خوشامدهای بدون جهت مبتلا می‌شود. هم‌چنین وی مشغول به دیدن فیلم، وبگردی و دیگر سرگرمی‌ها می‌شود و نمی‌تواند تا پاسی از شب به خواب رود و خواب شبانه را که باید در ابتدای شب انجام گیرد از دست می‌دهد. در نتیجه ادراک آدمی سست و طریق فهم زمینی و الهام آسمانی او بسته می‌شود. برای آن که قوهٔ تفکر محکم و استوار و دارای نیروی خلاق باشد باید از غذاهای بسیار روان و زودهضم استفاده کرد، و از غذاهایی که سنگین‌کننده یا یبوست‌زاست کم‌تر بهره برد و به هیچ وجه نباید از غذاهای مانده و تفاله‌ها خورد. متفکر و عالِم نباید مانند فردی عادی برنامهٔ غذایی داشته باشد. خوردن گوشت و نیز آبگوشت با نان‌های خمیری، معدهٔ عالم را سنگین و خواب را بر او تحمیل می‌کند. چنین غذاهایی برای کارگران مناسب است. غذای مناسب آنان غذایی است که معده را هرچه بیش‌تر پر سازد؛ برخلاف عالم که باید غذایی سبک‌بار، دارای کیفیت و نیز تازه داشته باشد. غذای مناسب حرکت فکر با غذای مناسب حرکت مزاج نباید مخلوط شود. ✨ حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت

  • 6 дек.660122

    🌺🍃🌺🍃🌺 🍃🌺🍃 🌺🍃 🍃 🌺 🔸🔶#ریشه‌های_محبت؛ شناختِ علت، شناختِ بقا هرگز ممكن نيست محبتى بى‌جهت و بدون وجود خصوصيتى در چيزى يا كسى، پيدا شود و در باب محبت و شناخت آن، علل وجودى مهم است و بايد علل ايجادى محبت را نيز شناسايى كرد و نسبت به هر يك، نوع بقاى استمرار آن را پيش‌بينى نمود. ممكن است محبت به فرد يا چيزى، به جهت زيبايى آن باشد. محبت به زن، گل، خانه يا حيوانى زيبا، از اين نمونه است. محبت نسبت به فردى ممكن است به سبب پول، مال، پست، مقام، علم و كمال باشد. هم‌چنين مى‌شود محبت جهت طبيعى يا صُلبى داشته باشد و آشنا، هم‌شهرى و هم‌وطن بودن، سبب پيدايش محبت ميان دو نفر گردد. با شناخت اين زمينه‌هاست كه مى‌شود رمز بقا و چگونگى استمرار محبت را تشخيص داد و روشن كرد كه فردى تا كجا به پاى فردى مى‌نشيند. محبتى كه نسبت به فردى به سبب زيبايى، مال، پست و مقام پيدا مى‌شود، دوام آن تا مرز بودن اين صفات است و كم‌تر مى‌شود دوستى كه به سبب بهره‌كشى از مال كسى با او دوست شده است، در حال فقر نيز دوست آن فقير باقى بماند و يا اگر زيبايى، پست و مقام از دست رفت، كم‌تر عاشقى را مى‌توان باقى به عشق گذشته‌ى خود ديد؛ مگر آن‌كه جهات ديگرى در كار باشد و حلقه‌هاى ديگر بماند كه محبت، به سبب آن دوام يابد يا از باب ترحم، خود را كنار نكشد كه اين‌ها خود زمينه‌هاى ديگرى است كه قابل بررسى مى‌باشد. محبتى كه از جهات محدود و زوال‌پذير به دست مى‌آيد، چندان قابل دوام نمى‌باشد و بايد از ابتدا حساب تمامى اين امور را در نظر داشت؛ ولى محبتى كه به سبب علم فردى در كسى پيدا مى‌شود يا كمال فردى كسى را عاشق مى‌نمايد، داراى دوام بيش‌ترى نسبت به امور پيشين است و بقاى بيش‌ترى دارد؛ البته در صورتى كه اين كمال، بقاى خود را حفظ نمايد و فرد نيز تغيير جهت ندهد و امر مهم‌ترى اين علت را محكوم نسازد و حاكميت مخالفى در كار نيايد و رنگ و روى كمال، تازه و با اهميت باقى بماند. ✨ حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 📚 کتاب: زن؛ پرديس زيبايى و تربيت 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت

  • 5 дек.607154

    🌺🍃🌺🍃🌺 🍃🌺🍃 🌺🍃 🍃 🌺 🔸🔶#روش_انس_و_رفاقت با قرآن کریم خدا بیامرزد مرحوم آقای الهی قمشه‌ای را. او می‌گفت من از بچگی از حکمت و فلسفه و عرفان خوشم می‌آمد. بچه بودم که آقارضا درچه‌ای در قمشه فلسفه درس می‌داد، من هم خوشم می‌آمد و با این‌که چیزی نمی‌دانستم، پشت در حجره‌ای که او در آن درس می‌داد می‌نشستم و حرف‌های او را که نمی‌دانستم چه می‌گوید، گوش می‌دادم. من از این‌که او حکمت درس می‌داد خیلی خوشم می‌آمد. همان‌طور که مرحوم الهی قمشه‌ای از بچگی یک کشش‌هایی نسبت به حکمت در خود داشت، من نیز از همان بچگی به قرآن‌کریم کشش داشتم یعنی قرآن‌کریم جاذبه‌ای داشت که مرا به خود می‌خواند و خود را برای من قرائت می‌کرد: تا که از جانب معشوقه نباشد کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد برای استفاده از قرآن‌کریم باید با آن رفیق شد و با این کتاب وحی انس گرفت. در روش انس با قرآن‌کریم توصیه می‌شود قرآن‌کریم را به صورت بسته در مقابل خود بگذارید و در حضور آن با طهارت و رو به قبله بنشینید تا قرآن‌کریم، فهم آیات خود را به شما القا کند. اگر کسی بتواند با قرآن‌کریم انس بگیرد، خود را در محضر حقیقت این کتاب آسمانی می‌یابد و از آگاهی‌های آن بهره‌مند می‌شود. در این صورت، قرآن‌کریم خویش را برای مونس خود قرائت می‌کند نه این‌که مونس به قرائت آن بپردازد. راه وصول به معارف قرآنی قرب به این کتاب آسمانی است، نه حفظ آیات آن. من خودم از این طریق بیش از هر راه دیگری استفاده کرده‌ام. من قرآن‌کریم را روی قلبم می‌گذارم و با آن، احساس آرامش می‌کنم؛ همان‌طور که وقتی مادری فرزند خود را عاشقانه در آغوش دارد و قلب او را روی قلب خود می‌گذارد، چنین حسی دارد. هر وقت قرآن‌کریم را روی قلبم می‌گذارم، احساس می‌کنم این کتاب الهی مرا می‌خواند و مرا قرائت می‌کند. بعد وقتی سخن می‌گویم، ضمیری ناخودآگاهی معارف قرآنی را بر زبان جاری می‌گرداند؛ زیرا انس ایجاد شده است. ✨ حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت

  • 3 дек.644112

    🌺🍃🌺🍃🌺 🍃🌺🍃 🌺🍃 🍃 🌺 🔸🔶#از_کنجکاوی‌های_کودکی تا آشنایی با قرآن ما در خانه یک رادیو داشتیم. رادیوی ما چراغ‌های زیادی داشت. پدرم فقط اخبار آن را گوش می‌داد و بعد آن را خاموش می‌کرد و در تاقچه‌ای می‌گذاشت که دست من که کودکی سه‌ساله بودم به آن نمی‌رسید. برای من جای تعجب داشت که چگونه زن و مردی که در رادیو صحبت می‌کردند، در این جعبه کوچک جا شده‌اند. چراغ‌های آن نیز برای من جاذبه داشت. ما در خانه یک صندلی برای مراسم روضه ماهانه داشتیم. من این صندلی را برداشتم و کنار تاقچه گذاشتم و رادیو را از آن تاقچه برداشتم. آن را روشن کردم. هرچه پشت آن را نگاه می‌کردم تا بلکه گوینده‌های رادیو را پیدا کنم، چیزی نمی‌یافتم. همان زمان‌ها به قبرستان می‌رفتم و دنبال آن بودم که بدانم وقتی مرده‌ها را دفن می‌کنند، چگونه نفس می‌کشند که زنده می‌مانند. در تابستان همان موقع، شبی به طرف قبرستان می‌رفتم. مردم در خانه‌هایشان خوابیده بودند و کوچه خلوت بود. پولی ده‌شاهی را دیدم. آن را برداشتم. آن را در دستم گرفتم. نمی‌دانستم پول یعنی چه و چرا ارزش دارد؟ آن را به زمین انداختم و نگاهش کردم. دوباره آن را برداشتم و محکم به زمین زدم. فکر می‌کردم ممکن است صدای آن ارزش داشته باشد؛ اما می‌دیدم نمی‌فهمم ارزش پول به چیست؛ اما در همان کودکی قرآن کریم و آیات آن را می‌دانستم و می‌شنیدم. من قرآن‌کریم را از کودکی دوست داشتم. ✨ حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت

  • 2 дек.674145

    🥀🍂🥀🍂🥀 🍂🥀🍂 🥀🍂 🍂 🥀 🔸🔶#زندگینامه_عارف_محبوبی   🔰 مادر: بانو سکینه سروی مادرم بانو سکینه و شهرت ایشان، سروی است. نکونام و سروی از فامیل‌های شناخته شده در گلپایگان‌اند. مادرم زن بسیار مومنی بود. از کودکی تا لحظه وفات ـ که نزدیک به یکصد سال سن داشتند ـ کار اصلی ایشان عبادت بوده است. جانماز، قرآن کریم و مفاتیح هیچ گاه از ایشان جدا نبوده است. هنوز هم مانند جوان رشید و رعنایی هم در شب و هم در روز سرگرم مناجات، قرائت قرآن کریم و دیگر عبادت‌هاست. خواب و خوراک ایشان خوب بود. من کودکی‌ام را با عقل و درایت پدر و تعبد و عبادت مادرم دیده‌ام و این ابعاد توسط آن دو در درونم ریخته شد؛ به‌گونه‌ای که حال نیز می‌گویم هر ساعت از عمر آدمی یا باید به اندیشه‌ورزی و درایت و دین‌مداری بگذرد یا به عبادت و بندگی و سلوک و خدمت به جامعه مردم و به چیز دیگری اعتقاد ندارم. آن‌چه را ماندگار می‌دانم «درایت» و «بندگی» است که به‌طور قهری خیر رسانی به مردم و جامعه را نیز با خود دارد. این وضعیت توسط والدینم در من نهادینه شد و در این زمینه هرچه دارم، از آن دو بزرگوار است. همواره خود را خادم مادرم می‌دانستم و در خدمت ایشان بودم. ایشان چراغ زندگی ما بود و هم‌چون پروانه پر سوخته‌ای گرد شمع وجودشان می‌گردیدم. مادرم همواره با رحمت و مهربانی با همه رفتار می‌کرد و هیچ گاه چیزی به نام تغیر و صدای بلند نداشت. از «مادر ارجمندم» فروتنی و نجابت را دیده‌ام. آهنگ صدای عبادتش، جاودان آوای ملکوتی است که از کودکی تا این لحظه به ترنّم در خود از حفظ دارم و برای همیشه در خاطرم باقی می‌ماند. ✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت

  • 🌺🍃🌺🍃🌺 🍃🌺🍃 🌺🍃 🍃 🌺 🔸🔶#قطع_طمع اول، وسط و آخر عشق با عشق بى‌طمع، مى‌توان خود را دوست داشت و از خود چيزى نخواست و مى‌شود مردم را دوست داشت و از آن‌ها طلبكار نبود و مى‌شود خدا را براى خدا دوست داشت، حال اين‌كه او چيزى عنايت كند يا نه، تصميم اوست. بنده در كار مولاى خود اختيارى ندارد كه به او فرمان دهد و امر و نهى كند و چون در عشق او طمعى نيست، شك و شرط به آن راه ندارد. عاشق بى‌طمع در پيشامد هر شرايطى، دست از عشق خود بر نمى‌دارد و معشوق خود را رها نمى‌سازد. عشق بى‌طمع هيچ‌گاه برش و بريدگى ندارد، بلكه هرچه زمان بر آن مى‌گذرد، صافى‌تر مى‌شود و صاحب عشق به همه چيز حتى سنگ مرحمت دارد. ميان عاشق و معشوق، راهى براى جدايى نيست؛ چرا كه عشقِ ميان آنان، پاك و بى‌طمع است. از آن‌جا كه عشقِ پاك و ناب، طمع ندارد و فقط اطاعت‌پذيرى و نازكِشى است، عاشق‌كُشى حلال است. اول و وسط و آخر عشق، خون است و راه گريزى از آن نيست. عشق، ريختن و ريختن و ريختن تا يكى شدن و وحدت با حق‌تعالاست. ✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 📚 کتاب عشق و وحدت 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت

  • 🌺🍃🌺🍃🌺 🍃🌺🍃 🌺🍃 🍃 🌺 🔸🔶#قطع_طمع منزل سوم: منزل سوم، «رفع طمع از حق‌تعالى» است. رفع طمع از حق‌تعالى، وادىِ ولايت موهبتى است. در منزل ولايت، روح، حكم پرنده‌ى سبكبارى را دارد كه كشش برشدن به ملكوت را مى‌بخشد. دل در اين منزل كشش ندارد و به ثقل مبتلاست كه نمى‌تواند پرواز كند. دل در برابر روح، همانند خودروى زمينى در برابر فضاپيماست. در وادى روح و قطع طمع از حق‌تعالى، خداوند مته‌ى بلاياى خود را بر ذات اولياى الهى مى‌گذارد و تمامى نمود آنان را، نه خرد و شكسته، كه پودر مى‌نمايد و ذات را از درونِ ولىِ خويش بيرون مى‌آورد. خداوند با اولياى خود اين‌گونه رفتار مى‌كند تا تمامى تار و پود آنان بريزد و چيزى به نام ذات و استقلال براى آنان نماند. با قطع طمع از خداوند، ولىِ خدا جمال حق و قرآن ناطق مى‌شود، به «لقا» مى‌رسد و به عشق پاك حق وصول پيدا مى‌كند. در اين‌جاست كه او تمامى اسماى الهى را دارد. در مقام قطع طمع از حق، مى‌شود به ذات حق‌تعالى وصول داشت. كسى كه طمع از وى برداشته شده است، به فرض محال، اگر روزى خداوند به جنگ او برود، چنگى براى درافتادن با خدا ندارد و ـ بر فرض دوستى ـ كمالى و چيزى از او نخواهد و با او رفيق باشد؛ هرچند ـ بر فرض محال ـ خداوند گداى كوچه‌نشين شود. او بى‌طمع به خداوند مى‌گويد: اگر تو هيچ چيز هم نداشته باشى، باز هم من تو را دوست دارم. رابطه اگر بر اساس طمع باشد، مقطعى مى‌گردد و با از بين ‌رفتن ماده‌ى طمع، اين پيوند بريده مى‌شود. حال آن‌كه عاشق، چيزى را كه حق مى‌خواهد و از ناحيه‌ى اوست، دنبال مى‌نمايد و كارى را كه پيش روى وى گذاشته‌اند، پى مى‌گيرد و در يك كلمه او اطاعت‌پذيرى دارد و جز به اطاعت كار نمى‌كند 🔰 ادامه دارد. ... ✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 📚 کتاب عشق و وحدت 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت

  • 🌺🍃🌺🍃🌺 🍃🌺🍃 🌺🍃 🍃 🌺 🔸🔶#قطع_طمع منزل دوم: منزل دوم «رفع طمع از خود» مى‌باشد. فرد براى آن‌كه بار سنگين قطع طمع از خود را فرو نهد و تنها با حق مواجه شود، به معامله با خداوند روى مى‌آورد. متاع وى در اين معامله، عمل خالص، پاك و مصفاى اوست. البته وى در اين مرتبه، داراى توقع و طمع از حق‌تعالی است. براى شروع معامله، به رعايت حق الله مى‌پردازد و تلاش مى‌كند مخالفتى با حق نداشته باشد. پيش از اين، گاه  در عمل با خداوند مخالفت‌هايى داشت و پاى حظوظ كه پيش مى‌آمد، نمى‌توانست خودنگه‌دار باشد و مخالفت‌هايى از او سر مى‌زد؛ اما در منزل رفع طمع از خود، بر آن است تا خلاصى از خويش پيدا كند و هر كارى كه انجام مى‌دهد، براى حق‌تعالى باشد و عمل خود را تنها براى او بياورد و تلاش دارد تا خود را تسليم خداوند كند و براى خود چيزى قرار ندهد و به طور كلى، كارها را به حق‌تعالى واگذارد، نه به خود. اين امر سبب مى‌شود تا نفس براى لايروبى خويش، خود را به حق‌تعالى سپارد تا او براى وى تصميم بگيرد. اين كار، بسيار سنگين است و كم‌تر كسى موفق مى‌شود خود را به تمامى به حق‌تعالى تفويض كند. 🔰 ادامه دارد. ... ✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 📚 کتاب عشق و وحدت 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت

  • 🌺🍃🌺🍃🌺 🍃🌺🍃 🌺🍃 🍃 🌺 🔸🔶#قطع_طمع منزل اول: كسى كه مى‌خواهد طمع از غير جدا كند، نخست نور يقظه و بيدارى در او پيدا مى‌شود و خود را در خواهش‌هاى آن محبوس و زندانى مى‌بيند. اين خواسته‌ها سبب مى‌شود در وى عاطفه‌اى نباشد و از محبت و عشق بى‌بهره باشد و چون از حق محجوب است، غير براى او بسيار جلوه مى‌كند. او با بيدارى، درمى‌يابد كه در قفسِ غيربينى به دام افتاده است و براى خروج از آن موانعى دارد. وى رفته‌رفته سختى‌هاى رهايى از قفسِ طمع به غير را درك مى‌كند و از آن به درد مى‌آيد و براى رهايى نفس خود از آن، خويش را به تيغ جراحى مى‌سپرد. صبورى بر اين جراحى سبب مى‌شود وى موانع را بزدايد و بتواند درِ قفس نفس را گشوده و آزاد گردد؛ گشايشى كه چندان آسان نيست و سختى‌هاى بسيار دارد. وى با پيشامد اين سختى‌ها، خود را تسليم حق مى‌كند و رفته‌رفته با خُلق و خويى نرم با خَلق خدا مهربان مى‌شود و طمع از آنان برمى‌دارد. او با مهار نفس، قدرت ايثار مى‌يابد و با صدق، به ديگران محبت مى‌كند. او در مقام رفع طمع از غير، خيرات خويش را با همه تقسيم مى‌كند و مشكلات خود را براى خويش نگه مى‌دارد و هيچ‌گاه اذيتى را از خود بر ديگران وارد نمى‌آورد؛ بلكه او اين توان را دارد كه آزارهاى ديگران را تحمل كند و آن را در خود فرو برد و به محبت تبديل نمايد. در اين مرحله، فرد در حال مفارقت از نفس است و صفات نفسى از او برداشته شده و صفاى دل و كمال اطمينان جايگزين آن گرديده است. نفس كه تا اين مرحله چموشى مى‌كرد و مزاحم و مانع براى قطع طمع بود، از اين به بعد مددكار و مُعين دل مى‌شود و به‌جاى سلطنت، چيرگى و چموشى، خدمت مى‌كند. 🔰 ادامه دارد. ... ✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 📚 کتاب عشق و وحدت 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت

  • 🌺🍃🌺🍃🌺 🍃🌺🍃 🌺🍃 🍃 🌺 🔸🔶#قطع_طمع براى رسيدن به عشق پاك، بايد در يك كلمه از «طمع» گذشت. هم از «غير» رفع طمع داشت و هم از «خود» و در نهايت، حتى از «خدا». عشق در صورتى عشق است كه خالى از طمع باشد. در رفع طمع از غير، آدمى از طبع و نفس و عقل بر مى‌خيزد و هر سه را مى‌ريزد. در قطع طمع از خود، «دل» را وداع مى‌گويد و در رفع طمع از حق‌تعالى، از روح نيز سر برمى‌دارد. 🔰 ادامه دارد. ... ✨ حضرت آیت الله العظمی محمدرضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 📚 کتاب عشق و وحدت 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت

  • 🌺🍃🌺🍃🌺 🍃🌺🍃 🌺🍃 🍃 🌺 🔸🔶#عرفان_یعنی رفق بخش سوم : 👈👈 برنامه‌ریزان و سخنرانان جامعه لازم است در آموزش‌ها و سخنرانی‌های خود، مخاطبان را به زندگی پرنشاط و شاد ترغیب کنند. درصد بالایی از فسادهای جامعه برای آن است که زن‌ها نمی‌توانند شوهر خود را با شادی و مستی خویش کنترل کنند و هم مردها و هم زن‌ها به انحراف می‌گرایند. 👈👈 کسی که به سبب این‌که فراوان کار می‌کند و تراکم کاری بیرون از خانه دارد، نشاط لازم را ندارد، لازم است از کارهای خود بکاهد و به استحمام، عطر، لباس‌های متنوع و شاد، گردش و ورزش و با باشگاه آیروبیک یا بدن‌سازی و حتی مانند بوکس که در آن زد و خورد وجود دارد، برای خود حالت نشاط و مستی ایجاد کند. کسی که نشاط پایه را دارد، می‌تواند در هر کاری و در سخنرانی و منبر نیز موفق بشود. تا بدن آماده نباشد، نفس و روح نیز بر نمی‌شود و پر نمی‌کشد. 👈👈 متأسفانه، رسانه‌های ما مثل تلویزیون نیز در این زمینه حتی الگوهای زنان را بد معرفی می‌کند. برای نمونه، هنرپیشه‌ای که نقش حضرت مریم را بازی می‌کرد، از حیث اندام هیچ تناسبی با حضرت مریم نداشت. بازیگر متناسب با شخصیت حضرت مریم باید بانویی بلندقامت، استوار، محکم و قوی انتخاب می‌شد. حضرت عیسی علیه‌السلام باید قامتی داشته باشد که بتواند پشت سر آقا امام‌زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) بایستد و نیز بتواند عالم و آدم را به حرکت بیندازد. چنین پیامبری را چنان مادری سزاست. ویژگی‌های جسمی که برای این نقش در مجموعه مریم مقدس تعریف شده بود، برآمده از فرهنگ غلط و چیره بر جامعه است. نباید بر اساس همان فرهنگ غلط و چیره در مورد زن که بر فیلم‌ها و تریبون‌ها حاکم است، سخنرانی‌ها را سامان داد. ✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت

  • 🥀🍂🥀🍂🥀 🍂🥀🍂 🥀🍂 🍂 🥀 🔸🔶#زندگینامه_عارف_محبوبی   🔰 پدر: مرحوم محمدباقر نکونام    بخش پایانی به هر روی ،سرآمد همه اساتید و کسانی که در من موثر بوده‌اند «پدر بزرگوارم» می‌باشد. این در حالی است که تنها نزدیک به یازده سال، پدر به خود دیده و درک محضر شریف آن حضرت را داشته‌ام. ایشان، بزرگی، صلابت، مردانگی، عطوفت و روح فتوت و جوان‌مردی را در من به ودیعت نهاد و درخت صبوری و کتمان را در دلم کاشت. نمی‌دانم درباره پدرم چگونه بیانی بیاورم و رابطه خود را با ایشان در چه سمت و سویی قرار دهم. ایشان را استاد خود بدانم یا مرشد و مراد و یا الهام‌بخش بسیاری از خصوصیات پنهان و آشکارم. آن‌قدر می‌توانم بگویم که نزدیک‌ترین فردی که همیشه در اندیشه و خلق و خوی من موثر بوده است، پدرم می‌باشد و استفاده‌هایی که از ایشان داشته‌ام از کم‌تر کسی در خود مشاهده می‌کنم. فتوت، جوان‌مردی، وقار، تیزبینی، انصاف و کتمان ایشان لحظه‌ای از خاطرم دور نمی‌ماند؛ به‌طوری که گویی همیشه چون خویشتن خویشم مرا همراه است. بسیاری از افکار، اخلاق و منش زندگی ایشان، چنان در من موثر افتاده است که گویی از حقیقتی ذاتی حکایت می‌کند. نفوذ کلام آن جناب را در کم‌تر کسی دیده‌ام و کم‌تر کسی خاطرم را چنین و به این اندازه پر نموده است. عظمت و بزرگی ایشان بعد از گذشت سالیان فراوان، همچون زمان کودکی در من زنده است؛ به‌طوری که حرمت حضرتش در حریمم به قوت تمام باقی مانده است. با آن که در نونهالی و در سن یازده سالگی پدر را از دست داده‌ام، هرگز حیات باقی آن جناب در دلم، چهره‌ای جز تازگی و حضور نداشته است. تا زمانی که پدر زنده بود گویی من نبودم و هنگامی که یتیم گردیدم گویی متولد شدم و حیات و زندگی خود را از نو مشاهده نمودم. نداشتن پدر؛ اگرچه هنوز هم رنجم می‌دهد و همیشه بخشی از آه و سوز و گریه‌ام از تنهایی اوست، از رفتن ایشان هرگز سست نگشتم و حتی در خود احساس قوت مشاهده نمودم و نبود ایشان را احساس نکرده و بود آن جناب را همواره در خود می‌یابم. ✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت

  • 🌺🍃🌺🍃🌺 🍃🌺🍃 🌺🍃 🍃 🌺 🔸🔶#عرفان_یعنی رفق بخش دوم : 👈👈 تفاوت مسلمان با کافر در همین معناست که مسلمان، بنده‌های خدا را به خاطر خدا اذیت و ظلم نمی‌کند. کمال در رفق و سازگاری با همه و در صلح کل بودن است؛ در این‌که آدم بتواند با همه زندگی کند. 👈👈 عرفان یعنی به‌گونه‌ای نرم رفتار کنی که همه از شما رفاقت را یاد بگیرند. شما اگر بنا باشد از خدا صحبت کنید؛ اما مرا اذیت کنید، این چه خدایی است؟ آدمی باید بتواند با همه با مهربانی، نرمی و رفق زندگی کند.  👈👈 برای نمونه، در ماه مبارک رمضان که من نماز مغرب و عشا را پیش از صرف افطار می‌خوانم، آن را بسیار با سرعت می‌گزارم تا افرادی که هنگام نماز به من اقتدا می‌کنند، اذیت نشوند. البته اگر آنان کامل باشند، نماز را طول می‌دهم؛ زیرا به هر حال نماز ماه رمضان با غیر ماه رمضان تفاوت دارد و این نیز به اقتضای رفق و مراعات حال بندگان خداست. 👈👈 برای این‌که بتوان از غیب عالم انرژی و توان گرفت تا به مدد آن با دیگران رفق یافت، ذکر سبحان‌اللّه بسیار مناسب است. 🌸🌸 «سبحان‌اللّه» ذکر رفق است. این ذکر روحیهٔ انسان را پاک‌محور و پاک‌بین و خوب‌بین می‌سازد و باعث می‌شود همه را دوست داشته باشد. عرفان یعنی عشق؛ یعنی دوست‌داشتن همه. یعنی دوری از سوءظن و دشمن‌نگری و مخالف‌پنداشتن دیگران. ✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت

  • 🍃🍂🍃🍂🍃 🍂🌾🌾 🍃🌾 🍂 🔸🔶#عرفان_یعنی رفق بخش اول: من در عرفان می‌گویم کمال این است که نه شما کسی را ناراحت کنید و نه شما از کسی ناراحتی داشته باشید. عرفان یعنی رفق. نباید با مردم تکبر و بداخلاقی و خودنمایی کرد. باید مردم را خوشحال و شیرین و شاد نمود. 👈👈 این همان رفق و همان عرفان است. رفق یعنی دوری از تکبر و غرور در مواجهه با دیگران و رعایت احترام و عزت دیگران و برخورد کریمانه و از روی بزرگواری. رفق مهم‌تر از وفق و اتحاد است. در وفاق نوعی تساوی در همراهی مطرح است، ولی رفق همراهی با آگاهی و صمیمت و خشوع و بزرگواری است. 👈👈 ارتباط با خدا و با مربی و با پدر و مادر بر پایهٔ رفق است که در آن توصیه می‌شود: «فَلاَ تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلاً کرِیما»؛ یعنی با آنها رفیق باش. شما حتی در سخن‌گفتن از خدا، اگر بنا باشد حاضران را اذیت کنید، این چه خدا و چه عرفانی است؟ وقتی شما از عرفان برای کسی حرف می‌زنید که از آن اذیت می‌شود، این ضد عرفان و ضد بندگی است. ✨ حضرت آیت الله العظمی محمد رضا نکونام (قدس الله نفسه الزکیة) ✨ 🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸🍃🌷🌸 telegram.me/nekuoname: 👈 عضویت