شَمّ جامعهشناسی
Статистикаیادداشتها و دلنوشتههای ابوالفضل مرشدی، جامعهشناس
- Последний пост
- 31 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 95
- 1/48двое суток
- 108
- 1/72трое суток
- 117
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
پای «معنایی» در میان است. وقتی انسان پیادهروی اربعین را تجربه میکند و این سیل جمعیت زائران را میبیند که در روزهای منتهی به اربعین قدم در مسیر کربلا میگذارند و راهی طولانی را با مرارت زیاد به سوی کربلا میپیمایند (خیلی از آنها نه فقط با پای تن که با پای جان هم!)؛ و وقتی انسان اینهمه افراد را میبیند (و بسیارشان بیمنت و بیدریغ و حتی عاشقانه) که از سرمایه و فکر و جسم و وقت خود برای برپایی موکبها و خدمت به زائران مایه میگذارند؛ به یقین میرسد که نمیتواند پای «معنایی عمیق» در میان نباشد؛ آری، هر چیز دیگری هم که در اینجا در میان باشد- که حتما هست- (چه ایدئولوژی، چه دولت، چه رسانه، چه چشموهمچشمی و رقابت، چه کنجکاوی و سرگرمی، و چه دیگر انگیزههای مادی!)، حتما پای «معنایی عمیق» در میان است. و بیشک فهم زیستجهان شیعیان بدون فهم این معنای عمیق ممکن نیست. #حُبُّ_الحُسَینِ_یَجمَعُنا @a_morshedi59
📖 کتاب یادنامه استاد اسمعیل خلیلی 📌 مجموعهای از یادداشتها، خاطرات و تصاویر گردآوریشده در پاسداشت «اسمعیل خلیلی»، پژوهشگر، اندیشمند برجسته و عضو ادوار هیأتمدیره انجمن جامعهشناسی ایران. 📝 تهیهشده در انجمن جامعهشناسی ایران ناشر: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات #انجمن_جامعه_شناسی_ایران @iran_sociology
✉️⭕️دعوتنامه برای حضور عموم علاقمندان در آیین نکوداشت استاد اسمعیل خلیلی ❇انجمن جامعهشناسی ایران، با همکاری جمعی از نهادها و انجمنهای علمی، به پاس سالها خدمات ارزشمند علمی، پژوهشی و آموزشی، #آیین_نکوداشت_اسمعیل_خلیلی؛ پژوهشگر، اندیشمند برجسته و عضو ادوار…
✉️⭕️دعوتنامه برای حضور عموم علاقمندان در آیین نکوداشت استاد اسمعیل خلیلی ❇انجمن جامعهشناسی ایران، با همکاری جمعی از نهادها و انجمنهای علمی، به پاس سالها خدمات ارزشمند علمی، پژوهشی و آموزشی، #آیین_نکوداشت_اسمعیل_خلیلی؛ پژوهشگر، اندیشمند برجسته و عضو ادوار هیأتمدیره انجمن جامعهشناسی ایران را برگزار میکند. ✨ در این مراسم، جمعی از استادان، پژوهشگران، دانشجویان، همکاران، اعضای خانواده و علاقهمندان، با پاسداشت سالها تلاش علمی و فرهنگی استاد، در برنامههایی مشتمل بر: 🔹 سخنرانی 🔹 اهدای لوح نکوداشت 🔹️پخش کلیپ 🔹 رونمایی از کتاب یادنامه اسمعیل خلیلی حضور خواهند داشت. 📅 زمان: سهشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ 🕔 ساعت: ۱۶:۰۰ تا ۱۹:۰۰ 📍 مکان: خیابان جلال آل احمد، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، سالن ابن خلدون 💠 حضور برای عموم علاقهمندان آزاد است. ☘️ مشتاق دیدار استادان، دانشجویان، پژوهشگران، اعضای انجمنهای علمی و همه علاقهمندان به جامعهشناسی در این آیین نکوداشت صمیمانه هستیم. #انجمن_جامعه_شناسی_ایران @iran_sociology
без подписи
без подписи
در این روزهای سختی که بر ایران عزیزمان میگذرد، برخی رویدادها شمع امید را در دل آدمی روشن نگه میدارد. رویداد دوشنبه-بازدید که به همت تعدادی از دوستان خوشذوق و باهمت در شهر یزد برگزار میشود و صد و بیست و هشتمینِ آن در دوشنبه همین هفته برگزار شد، یکی از این رویدادهاست. در این رویداد، هر هفته تعداد زیادی از علاقمندان به فرهنگ و تاریخ و معماری یزد در یکی از خانهها یا محلههای تاریخی یزد دور هم جمع میشوند و درباره ویژگیهای معماری و تاریخ آن خانه و محله میشنوند و گفتگو میکنند. در دوشنبه-بازدید این هفته، کمی درباره اهمیت چنین رویدادی صحبت کردم و آن را نمونه خوبی از «مکان سوم» دانستم. مکان سوم جایی است میانهٔ «خانه» و «محل کار» که در آن آدمها پیوندهایی فراتر از پیوندهای خانوادگی با هم برقرار میکنند و در آن کمتر خبری از رقابتهای محیط کار است. و اساسا حیات و پویایی هر جامعه ارتباط نزدیکی به کمّ و کیف مکانهای سوم در آن جامعه دارد. بیش باد چنین رویدادهایی! @a_morshedi59
جهان تشنه، حسین سقا؛ همه قطره، حسین دریا؛ حسین را دوست میدارم ... @a_morshedi59
استاد قانعیراد و یادگارش برای علوم اجتماعی ایران امروز ۲۴ خردادماه به مناسبت سالروز درگذشت استاد محمدامین قانعیراد به مجموعه کتابخانه شخصی وی که از طرف خانوده ایشان به دانشگاه یزد اهدا شده است، سری زدم و به یاد این استاد گرانقدر برخی از کتابها را تورق کردم. با نگاه به عناوین کتابها، چند نکته در رابطه با مشی استاد قانعیراد برایم برجسته شد که یادآوری آنها را برای خودم مفید یافتم: نخستین نکته، کتابدوستی استاد قانعیراد است که میتوان آن را از تعداد زیاد کتابهای کتابخانه شخصی ایشان دریافت. انس ایشان با کتاب را علاوه بر اینکه همه کسانی که ایشان را میشناختند، تأیید میکردند، بر اساس بینش عمیق و نگاه ژرف وی در نوشتهها و مصاحبههای وی نیز میشود به راحتی تشخیص داد. در زمانهای که ما استادان و دانشجویان را عطش مقالهنویسی (و خواندن مقاله صرفاً برای تولید مقالهٔ بیشتر) فرا گرفته، یادآوری این منش استاد قانعیراد تلنگری است به ما که جایگاه کتاب در عرصه اندیشه و علم، به ویژه در علوم انسانی و اجتماعی و نقش آن در بزرگ فکر کردن را فراموش نکنیم و از نو از درِ آشتی با این «یار مهربان» برآییم. دومین نکته، تعداد زیاد کتابهای «تاریخی» در کتابخانه دکتر قانعیراد است که نشاندهندهٔ درک وی از پیوند نزدیک علوم اجتماعی و علم تاریخ است. در خیلی از دانشکدههای علوم اجتماعی، رشتهٔ تاریخ رشتهای کاملا جدا از مجموعهٔ علوم اجتماعی محسوب میشود که در بهترین حالت جایش فقط در دروسی مانند «جامعهشناسی تاریخی» یا «تاریخ تفکر اجتماعی» است. این در حالی است که قانعیراد به تأسی از بزرگان جامعهشناسی، علم تاریخ و علوم اجتماعی را رشتههایی درهمتنیده و یار نزدیک هم قلمداد میکند و اصلاً فهم جامعه را بدون فهم بستر تاریخیاش ناممکن میداند. سومین نکته، سهم بالای کتابهای فلسفی در کتابخانه دکتر قانعیراد است. هر چند در برخی دانشکدههای علوم اجتماعی معمولا خط پررنگی میان فلسفه و علوم اجتماعی کشیده میشود و جدایی کامل این دو را نشانهٔ بلوغ علوم اجتماعی میدانند، اما قانعیراد جزو آن دسته از جامعهشناسانی است (و گفتنی است که اغلب بنیانگذاران و صاحبنظران اصلی جامعهشناسی در جهان در این جرگه هستند) که ضمن تأکید بر استقلال نسبی علوم اجتماعی، بر ارتباط و گفتگوی فلسفه و علوم اجتماعی تأکید میکنند و این ارتباط را باعث غنیتر شدن و پویایی هر چه بیشتر هر دو میدانند. بر همین اساس، ایشان در سالهای مدیریتش بر انجمن جامعهشناسی ایران تأکید داشت که درب انجمن بر روی همه اندیشمندان از جمله فیلسوفانی که درباره جامعه ایران میاندیشند باز باشد و خود نیز به ویژه در سالهای آخر حیاتشان ضمن مطالعهٔ آثار فیلسوفان برجسته، نشستهای مشترک و گفتگوهایی نیز با اصحاب فلسفه داشتند. دو نکته فوق، یعنی ارتباط و گفتگوی میان علوم اجتماعی با علم تاریخ و فلسفه به ویژه در کشوری مثل ایران که کشوری ریشهدار و با تاریخی طولانی و صاحب سنت عقلانی شناسنامهدار محسوب میشود و مهمتر اینکه، تاریخ و سنت این کشور در «اکنونِ» آن حضور پررنگ و برجستهای دارد، کلیدی است. همچنین علوم اجتماعی در ایران که به تعبیر استاد قانعیراد، در مرحله «پیشاالگویی» [تثبیت نشده] است، تنها با بازاندیشی تاریخی و گفتگوی نقادانه با سنت عقلانی این کشور است که میتواند امیدوار باشد به مرحله «الگویی» یا شکلگیری یک «سنت مستقل علوم اجتماعی» دست یابد. و این ممکن نمیشود مگر اینکه علم تاریخ و فلسفه نه «فامیل دور» بلکه «عضوی از خانوادهٔ» علوم اجتماعی محسوب شوند. لذا میتوان گفت پا در جای پای امثال استاد قانعیراد گذاشتن در ایران نه یک انتخاب و ترجیح بلکه یک ضرورت و راهبرد برای اهالی علوم اجتماعی است. چنین بادا! @a_morshedi59
من و کتاب: به بهانه نمایشگاه کتاب تهران (۴) چهار کتاب دیگر من همگی ترجمه آثار جامعهشناس برجسته، پیتر برگر، است که نشر ثالث منتشرشان کرده یا خواهد کرد: - «سایبان مقدس» (چاپ سوم)، - «شایعه فرشتگان»، - «مدرنیته کثرتگرایی و بحران معنا» (چاپ سوم) - «محرابهای چندگانه» (در دست چاپ). . پیتر برگر در دستهبندیهای جامعهشناسی، در مکتب پدیدارشناسی و برساختگرایی جای میگیرد و جزو جامعهشناسان «خلاق» محسوب میشود. خلاقیت او را آشکارا میتوان در تلفیق خاصی که از نظریات وبر و دورکیم و مارکس و شوتس ارائه کرده و آن را با پیرنگ نگاه اگزیستانسیالیستی صورتبندی کرده است، دید. بیجهت نیست که کتاب مشهور او و توماس لاکمن با نام «ساخت اجتماعی واقعیت» جزو ده کتاب پرخواندهشده در میان جامعهشناسان است. برگر در نظریهٔ «انسانگرایانه»اش سهم زیادی به کنشگری و خلاقیت آدمها میدهد و این همیشه برای من جذاب بوده است. اما این تنها جذابیت برگر برای من نیست. جذابیت دیگر برگر برای من، دغدغه «ایمان» داشتن او در عصر مدرن است: برگر که یک جامعهشناس برجستهٔ دین محسوب میشود، در آثارش به قواعد جامعهشناسی کاملا پایبند است و اِبایی ندارد که دین را بیمحابا زیر تیغ جراحی جامعهشناسی قرار دهد و «بیخانمانی» باورهای دینی سنتی در عصر مدرن را شرح دهد. اما در همان حال، بر اساس باورش به ضرورتِ انسانشناختی «ایمان»، از امکانِ ایمان داشتن در عصر مدرن سخن میگوید و همچنان نقش پررنگی را برای دین در این عصر در نظر میگیرد. بر همین اساس، او به جامعهشناسان و تحلیلگران دنیای مدرن نهیب میزند که «آنان که از نقش دین در تحلیل مسائل جهان معاصر غفلت میورزند، مرتکب خطای بزرگی میشوند.» آشنایی با نظریات پیتر برگر شاید برای انسانهای خیلی از کشورها که دین برایشان مسأله نیست، چندان جذاب نباشد، ولی برای انسانِ ایرانی و مسلمانی که با پوست و استخوانش لمس میکند که چگونه سرنوشت کشورش و خودش با دین گره خورده، کاملا ملموس و معنادار و احتمالا راهگشاست. @a_morshedi59
من و کتاب: به بهانه نمایشگاه کتاب تهران (۳) اولین کتاب تألیفی من حاصل رساله دکتریام بود که در سال 1396 از سوی نشر ثالث به چاپ رسید: «شرایطِ امکانِ علوم اجتماعی در فلسفه غرب و فلسفه متأخر اسلامی». در این کتاب که به نوعی میتوان آن را گفتگوی پنهان با دکتر جواد طباطبایی و چالش با نظریهٔ «امتناعِ تفکر» ایشان نامید، ادعای اصلیام این است که: اولاً، برای شکلگیری علوم اجتماعیِ درونزا یا «سنت مستقل علوم اجتماعی» در ایران نیاز است که تحولی بزرگ در عرصهٔ فلسفه در کشور رخ دهد (یعنی، کاری از جنسِ کار کانت در فلسفه اسلامی انجام شود)؛ و دوماً، مفهوم «ادراکات اعتباری» علامه طباطبایی ردّ پایی اولیه است که اگر به خوبی دنبال شود، میتواند به سرچشمه خوبی برای تحول فلسفه و شکلگیری علوم اجتماعیِ درونزا در کشور تبدیل شود. کسانی که علاقمندند با فلسفه اجتماعی-سیاسی کانت و علامه طباطبایی آشنا شوند و این دو را با هم مقایسه کنند، احتمالا این کتاب را مفید و خواندنی بیابند. https://taaghche.com/book/143455 @a_morshedi59
без подписи
من و کتاب: به بهانه نمایشگاه کتاب تهران (۲) اولین کتابی که ترجمه کردم عنوانش هست: «_محلی و جهانی: تغییرات اجتماعی در آسیای جنوب شرقی_». این کتاب مجموعه مقالاتی است از تعدادی از جامعهشناسان شرقی در معرفی اندیشههای جامعهشناس برجسته مالزیایی، سید حسین العطاس. با العطاس در «همایش تفکر اجتماعی و جامعهشناسی در خاورمیانه معاصر» آشنا شدم و تلاشش و دعوتش برای ایجاد «سنت مستقل علوم اجتماعی» در کشورهای آسیایی را جذاب یافتم و به پیشنهاد چند تن از اساتیدم و برای معرفی بیشتر العطاس به جامعه ایرانی، این کتاب را ترجمه کردم. دومین کتاب («_گفتمانهای دگرواره [جایگزین] در علوم اجتماعی آسی_ ا») را با راهنمایی و همکاری دکتر قانعیراد ترجمه کردم. نویسنده این کتاب سید فرید العطاس، فرزند سید حسین العطاس، است که او نیز جامعهشناس برجستهای است و راه پدرش را در آکادمی مالزی ادامه داده است. این کتاب تلاشهای صورت گرفته در کشورهای مختلف آسیایی برای بنیانگذاری «سنت مستقل علوم اجتماعی» را به تفصیل مرور کرده است. هر دو کتاب را (اولی در سال ۱۳۸۹ و دومی در سال ۱۳۹۴) پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر کرده است. @a_morshedi59
من و کتاب: به بهانه نمایشگاه کتاب تهران (۱) راستش را بخواهید، از اصطلاحاتی مثل «آدمِ کتابباز» یا «آدمِ خورهٔ کتاب» چندان خوشم نمیاد؛ به جایش دوست دارم بگویم «آدمهای همدمِ کتاب» یا «کتابخونهای حرفهای». ولی در هر حال، میتونم خودم را «آدم کتابباز» یا «همدم کتاب» بدونم از بس که کتابخوندن و «بودن با کتاب» را دوست دارم (به همین خاطر هم معمولا از دانشجوهام انتظار دارم زیاد کتاب بخونند. و احتمالا بعضی از آنها از این بابت از من دلگیر باشند😔) انس با کتاب باعث شده نمایشگاههای کتاب را هم دوست داشته باشم و به سادگی از کنار آنها نگذرم؛ بویژه اگر «نمایشگاه کتاب تهران» باشد. اگر بگویم همیشه عاشق این نمایشگاه کتاب بودهام و در ابتدای هر سال برایش روزشماری کردهام، دروغ نگفتهام؛ نشان به این نشان که از دوران دانشجوییام تا الان، چه زمانی که تهران بودم و چه تمام سالهایی که یزد بودهام، همه ساله در نمایشگاه کتاب تهران حضوری شرکت کردهام و ساعتها در آن گشتوگذار کردهام. گشتوگذار در نمایشگاه کتاب تهران و دیدن و ورق زدن و خریدن کتابهای مورد علاقهام همان حظی را برایم دارد که آبتنی کردن در دریا برای یک شناگر دارد. علاوه بر این، وقتی میبینم در زمانهای که رقبای کتاب خیلی زیاد شدهاند، هنوز اینهمه آدم کتاب را مهم میدانند و در نمایشگاه کتاب شرکت میکنند، دلشاد میشوم و به آینده کشورم امیدوارتر میشوم؛ بماند که در نمایشگاه بسیار شده که چشمم با دیدن استاد یا دوستی قدیمی یا نویسندهای آشنا روشن شده و از گپوگفت با آنها كلی انرژی گرفتهام. دریغا که امسال به خاطر شرایط خاص کشور، نمایشگاه کتاب حضوری نیست و لذت حضور در نمایشگاه از اهالی کتاب گرفته شده است! و دریغا که قیمت کتابهای کاغذی آنقدر زیاد است و جیبها آنقدر کمپول است که نمیشود مثل گذشته هر کتابی را که دوست داری بخری! اما یک واقعیت مثبت این است که امسال کتابهای الکترونیکی و صوتی زیادی با قیمتهای مناسب در نمایشگاه در دسترس است. امیدوارم همه ما از فرصت نمایشگاه برای خرید کتابهای خوب و مورد علاقهمان نهایت استفاده را ببریم. پ.ن.پ: در تمام این سالها پابهپای کتابخواندن سعی داشتهام دستی هم در ترجمه یا نوشتن کتاب داشته باشم. نتیجه این سعی از سال ۱۳۸۹، تألیف ۲ کتاب و ترجمه ۶ کتاب بوده است. در فرستههای بعدی، مختصر این کتابها را معرفی میکنم. @a_morshedi59 https://tibf.ir/fa/
💢اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران برگزار میکند: 🔷*سلسله نشستهای تحلیل و واکاوی تحولات جنگ رمضان* ⬛️سخنرانان : ◼️آقای دکتر سجاد دادفر دانشیار گروه تاریخ دانشگاه رازی ▪️*موضوع سخنرانی:تابآوری هویت ایرانی _اسلامی در برابر یورش بیگانگان* ◼️آقای دکتر ابوالفضل مرشدی دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه یزد ▪️*موضوع سخنرانی:جنگ رمضان و چشم انداز ایران در آینده :پل تمدنی یا لولای تمدنی ؟* 📅سهشنبه یک اردیبهشت ماه 🕗ساعت ۱۹:۳۰ 📍لینک ورود به جلسه : http://skyroom.online/ch/razi.ac.ir/room2 __ 🌐روابط عمومی اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران 🆔 @USIPS_IR @a_morshedi59
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شرقشناسی ادوارد سعید و یک نکته روششناختی 🔷 جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران رویدادی بسیار تلخ بود. اما تلخی آن زمانی بیشتر حس میشد که صحبتهای ترامپ و نتانیاهو را در طول جنگ گوش میکردی؛ صحبتهایی که در آنها آشکارا و به گونه ای رسوا نوعی خودبزرگبینی و خودحقپنداری و تحقیر طرف مقابل (در اینجا، ایران و حتی کل مسلمانان) موج میزد. و این صحبتها اثبات میکند که هنوز چقدر تصورات و پیشفرضهای شرقشناسانه در غرب و به ویژه در امریکا قدرتمند است و چطور ذهن و ضمیر سیاستمداران غربی و امریکایی را شکل میدهد. 🔷 برای همین، در روزهای تعطیلات عید امسال و در میانه جنگ، با خودم قرار گذاشتم که کتاب 'شرقشناسی' ادوارد سعید را با جزئیات کامل مطالعه کنم و این کار را هم کردم؛ و چه تجربه هیجانانگیز و الهامبخشی شد! 🔷 با شروع مطالعه کتاب، خود را با کتابی چغر و چندلایه اما محققانه و روشمند و سرشار از اطلاعات یافتم که خواندنش بیش از آنچه پیشبینی کرده بودم زمان میبرد. اما خوشحال بودم که با خواندن این کتاب در حال رقم زدن تجربهای بسیار غنی و آموزنده برای خودم هستم و این تجربه تا سالها میتواند من را به لحاظ فکری و دانشی تغذیه کند. اما آنچه بیش از هر چیز دیگر این کتاب را برای من جذاب و خواندنی کرد، این بود که میشد حضور نویسنده را در سرتاسر متن حس کرد، گویی که سعید دارد تجربه شخصیاش را داستانوار برایت تعریف میکند و او خودش جمله به جمله متن را ابتدا لمس کرده و از دل گذرانده و سپس روانه قلمش نموده است. در واقع، این کتاب به رغم حجیم و چغر بودنش، جزو آن دسته کتابهایی است که با جان و دل نویسنده گره خورده است و لذا مصداق این عبارت است که 'آنچه از دل برآيد بر دل نشیند.' 🔷 ادوارد سعید که یک مسیحی متولد فلسطین و بزرگشده مصر و مقیم آمریکا بوده، در مقدمه کتاب و ذیل عنوان 'بعد شخصی'، چگونگی پیوند یافتنش با کتابش را اینگونه شرح میدهد: "بخش اعظمی از سهم شخصی که من در این اثر ادا کرده ام از این آگاهی مشتق میشود که میدانم من خود یک 'شرقی' هستم، چون به عنوان یک بچه در دو کشور از مستعمرات انگلستان بزرگ شدهام. همه تحصیلات من، چه در آن دو مستعمره (فلسطین و مصر) و چه در ایالات متحده، غربی بوده است، با این همه، آن آگاهی عمیق دوران بچگی هنوز پابرجاست. مطالعه من درباره شرقشناسی، از حالت بسیاری، کوششی بوده است برای ذخیره سازی و انبارسازی آن خطوط و نشانهها بر وجود خود من، که یک سوژه 'شرقی' هستم؛ نشانه ها و آثار از فرهنگی که سلطه و حکومت آن عاملی چنان نیرومند در زندگی همه شرقیها بوده است" (شرقشناسی، ص ۵۴). 🔷 سعید در ادامه، با مرور تجربه زندگیش در آمریکا در سالهای منتهی به نوشتن کتاب (۱۹۷۸)، دلیل نوشتن این کتاب را اینگونه شرح میدهد: 'تجربیات شخصی خود من از این موضوع [تصویر اعراب و مسلمانان در غرب] بخشی از دلایلی است که مرا به نوشتن این کتاب واداشته است. زندگانی یک فلسطینی عرب در مغربزمین، بویژه در آمریکا، نومیدکننده است. در اینجا تقریبا نوعی توافق عمومی وجود دارد که از نظر سیاسی 'او' وجود ندارد؛ و هنگامی هم که به او اجازه وجود داده میشود، یا به صورت یک 'آفت' است و یا یک 'شرقی'. تاروپود اتهامات نژادپرستانه، کلیشههای فرهنگی، امپریالیسم سیاسی، و ایدئولوژیهای ضدانسانی در خصوص اعراب و مسلمانان واقعا بسیار قوی است. فشار این تاروپود است که هر فلسطینی آن را به عنوان یگانه سرنوشت کیفرگونه خویش احساس میکند. ذکر این نکته برای وی دردآورتر است که هیچ یک از اساتیدی که در آمریکا بر موضوع خاورمیانه تحقیق میکنند، یعنی هیچ کدام از شرقشناسان، از نظر فرهنگی و یا سیاسی با تمام وجود با اعراب همدلی نکرده اند؛ مسلما گونهای همدلی در سطح پایینتر وجود داشته است، اما این همدلی هرگز در سطح 'قابل قبولی' درنیامده است- آنطور که آمریکاییهای لیبرال با صهیونیسم همآوایی میکنند. اساتید مزبور در غالب موارد به جهت همکاری و همگانی با منافع سیاسی و اقتصادی بیاعتبار و بدنام (مثل عربشناسان وزارت خارجه و یا شرکتهای نفتی) و یا نزدیکی به یک دین خاص بشدت لکهدار و لطمهپذیر شدهاند' (ص ۵۶) 🔷 سعید با این عباراتش، علاوه بر اینکه عمق تصورات شرقشناسانه در آمریکا و تأثیر شدید آن بر زندگی انسان شرقی در غرب را به تصویر میکشد، یک اصل روششناختی را برای محققان علوم انسانی و اجتماعی، از زبان گرامشی، یادآوری میکند و آن اینکه: "نقطه شروع تبیین نقادانه عبارت از وجدان آن چیزی است که فرد حقیقتا هست، و اینکه خود را به منزله محصول جریان تاریخی تا زمان حاضر بداند، جریانی که در هر فرد، تنها آثار و نشانههای فراوان به ودیعه گذاشته، بدون آنکه انباری از موجودی بر جای بگذارد." (ص ۵۳) یادآوری گاهبهگاه این نکته روششناسی برای خودمان میتواند افقگشا باشد. @a_morshedi59
ایران چو سرو؛ مقاوم و سربلند مقاومت جانانه ایران در این نبرد سهمگین و نابرابر، و سربلند بیرون آمدن ایران از آن، یکبار دیگر مهر تأییدی شد بر این گفته ایرانشناس برجسته، ریچارد فرای، در کتاب 'عصر زرین فرهنگ ایران' که: "از همه سرزمینهای خاورمیانه، ایران شاید هم محافظهکارترین و نیز باابتکارترین آنها باشد ... تشبیهی که شاید بهتر بتواند این خاصیت پرتناقض و تداوم و نوپذیری را تعبیر کند، همانا سرو است که در اشعار فارسی بسیار آمده است. این درخت مانند کاج از طوفان یا بادهای سهمگین نمیشکند و قابلیت انعطاف دارد. چون باد سهمگین بوزد، خم میشود و سر بر زمین میساید و سپس با آرامش طوفان باز راست قد میشود." (از مقدمه کتاب) @a_morshedi59
پاسدار-تکنسینهای پای لانچر و نگاه ملی؛ ذکر یک خاطره ابوالفضل مرشدی، عضو هیأت علمی دانشگاه یزد سال گذشته چند روز مانده به انتخابات ریاستجمهوری از طرف دانشگاه محل کارم به اتفاق جمعی از همکاران دانشگاهی، از شهرک موشکی و پهبادی اصفهان بازدید کردیم. قبل از شروع بازدید، به اتفاق همکارانی که از برخی دانشگاههای دیگر آمده بودند، در محوطهای جمع شدیم و بعد از صحبتهای مسئول بازدید، یک سخنران که گویا با هدف 'جهاد تبیین' دعوت شده بود، درباره مسائل سیاسی روز صحبت کرد و به موضوع انتخابات نیز گریزی زد و در حین صحبتهایش آشکارا از یک جریان سیاسی کشور طرفداری کرد و تلویحا رأی به یکی از نامزدهای انتخابات را توصیه نمود. راستش، انتظار نداشتم که در چنین مکانی و در چنین جمعی، سخنران اینگونه آشکارا سوگیری سیاسی داشته باشد و از یک نامزد خاص حمایت کند. برخی دیگر همکاران را هم میدیدم که از اینگونه موضعگیری سخنران متعجب و تلخکام بودند. بعد از طی کردن یک پروتکل سختگیرانه، وارد شهرک زيرزمينی موشکی شدیم و آنجا چند پاسدار-تکنسین بودند که وظیفه معرفی موشکها و لانچرها و ویژگیهای فنی آنها را بر عهده داشتند. سرتیم آنها پاسدار-تکنسین جوانی بود که قدی رشید و صدایی رسا داشت و اشراف کاملی روی همه مباحث فنی داشت و به خوبی و با سعه صدر درباره هر موشک توضیحات لازم را میداد. بازدید از شهرک حدود دو ساعتی طول کشید و در پایان بازدید، برای پذیرایی در جایی همه دور هم جمع شدیم. آن سرتیم پاسدار در سخنان پایانی خود، شرایط خطیر کشور را یادآوری نمود و بیآنکه اشاره مستقیمی به جریان سیاسی یا نامزد خاصی کند، از همه ما خواست که در دعوت مردم به شرکت در انتخابات فعال باشیم. بعد از اتمام صحبتش، نزد وی رفتم و به صورت خصوصی خواستم که نامزد مد نظرش را معرفی نماید. اما او با لبخندی، دوباره بر ضرورت حضور در انتخابات تأکید کرد و از نام بردن از نامزد خاصی پرهیز کرد. این رفتار وی خیلی به دلم نشست و به حضور چنین عزیزانی با نگاه فراگیر ملی در نیروهای نظامی دلگرم شدم، طوری که تلخی ناشی از سخنان سخنران ابتدای بازدید تا حد زیادی از خاطرم محو شد. این روزها که بار عمده دفاع از میهن عزیزمان در میدان نظامی بر دوش پاسدار-تکنسینهای مسئول در شهرکهای موشکی است، همواره به یاد او و همه همرزمان شجاعش هستم و برای سلامتی و سربلندی آنان دعا میکنم و امیدوارم که همه فرماندهان نظامی و مسئولان ارشد سیاسی کشور مثل آن پاسدار- تکنسین عزیز، با نگاهی ملی و شجاعانه و واقعبینانه در این روزهای سخت، بهترین تصمیمات را برای میهن عزیزمان بگیرند و خداوند هدایتگر و یاور خوبی برای آنان باشد. @a_morshedi59
تجاوز امریکا به ایران؛ نکتهای از منظر شرقشناسی ابوالفضل مرشدی 🔷 در تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، آنچه آشکار است این است که 'منافع' آنها حرف اول را میزند، طوری که رئیسجمهور آمریکا آشکارا از دستیابی به نفت ایران و گسستن پیوندهای ایران با چین و روسیه سخن میگوید. 🔷 با این حال، انکار نمیتوان کرد که 'تصویر' آمریکاییان از مسلمانان و ایرانیان، در این حمله نقشآفرین بوده است. از سخنان متعدد مقامات آمریکایی بویژه رئیسجمهور آمریکا آشکارا است که آنان کاملا از پشت عینک سنت شرقشناسی به مردمان مشرقزمین و از جمله مسلمانان و ایرانیان مینگرند. 🔷 ادوارد سعید در کتاب مشهورش با نام شرقشناسی (Orientalism) شرح میدهد که طی سه سده اخیر چگونه تصویری از شرق نزد غربیان شکل گرفت که طی آن، شرق به عنوان فرودست و غرب به عنوان فرادست برساخته شد. وی همچنین نشان میدهد که اروپاییان به ویژه انگلستان و فرانسه نقش کلیدی در شکلگیری و توسعه ادبیات شرقشناسی داشتند. به خاطر قدمت مواجهه اروپاییان با شرق و حضور تعداد زیادی از سیاستمداران و شرقشناسان این کشورها در شرق، شناخت اروپاییان از شرق عمق و ظرافت قابل توجهی یافته است. حاصل این شناخت را میتوان در برخورد محتاطتر و پیچیدهتر کشورهای اروپایی با شرق از جمله با ایران در جنگ اخیر مشاهده نمود. 🔷 اما آنطور که ادوارد سعید نشان میدهد، آمریکا خیلی دیر، یعنی بعد از جنگ جهانی دوم، به جریان شرقشناسی پیوست و مشرقزمین برای این کشور به تعبیر ادوارد سعید، 'بلافاصله تبدیل به مسألهای اداری و حکومتی و موضوعی سیاسی گردید نه مسألهای وسیع و همگانی بدان صورت که قرنها برای اروپاییان مطرح بود' (شرقشناسی، ص ۵۱۷). 🔷 اما علاوه بر ویژگی بالا، ادوارد سعید به یک ویژگی مهم دیگر سنت شرقشناسی آمریکا اشاره میکند و آن، اجتناب منحصر به فرد آن از 'ادبیات' است: "شما میتوانید کتب و آثار زیادی را [در آمریکا] در حوزه خاورنزدیک جدید مطالعه کنید و در آنها هیچگونه مراجعه و اسنادی را به ادبیات مشاهده نکنید. ... تأثیر مستقیم و نهایی این غفلت عمده در آگاهی و فهم مدرن آمریکاییها نسبت به شرق اسلامی یا عربی این بوده است که از لحاظ ادراکی، منطقه و اهالی آن به صورت سست و اخته و موجوداتی مسخشده و فاقد جنبه انسانی فرض شدهاند" (شرقشناسی، ص ۵۱۸) 🔷 هر چند ادوارد سعید تمرکزش را روی شرق عربی قرار میدهد، اما با توجه به اهمیت ادبیات در تمدن ایرانی-اسلامی و اینکه بخش زیادی از ذخیره حکمت ایرانی-اسلامی، تاریخ اسطورهای و دینی ایرانیان و خاطره جمعی آنان در ادبیات فارسی قرار دارد، میتوان گفت این بیتوجهی سنت شرقشناسی آمریکایی به ادبیات، باعث شناخت کمعمق و زمخت آنها از ایران و فرهنگ و تمدن ایرانی شده است و همین امر مسبب یکی از خطاهای راهبردی آمریکا در مواجهه با ایران و عدم پیشبینی آنها از مقاومت ملی ایرانیان در برابر هر متجاوز خارجی شده است. @a_morshedi59
نوروز در شرایط جنگی، چه دردی از ایرانیان دوا میکند؟! ابوالفضل مرشدی جامعه شناس: 🔹نوروز توانایی آن را دارد که نقش مرهمی برای زخمهای عمیق جامعه امروز ایفا کند و پیوندهای سست شده یا حتی گسسته بخشهای مختلف جامعه را، به ویژه از مسیر خانواده، ترمیم کند 🔹کارکرد پیونددهندگی نوروز، در شرایط کنونی باید تقویت شود، نه تعطیل. 🔹تجاوز اخیر طراحی شده تا علاوه بر حکومت، نظام اجتماعی کشور فرو بپاشد 🔹شکافهای جدی، جامعه را به سه دسته تقسیم کرده: بخشی از مردم با روحیه حماسی و نگرانی از امنیت کشور، هر شب گردهماییهایی را رقم میزنند. بخش وسیعی از مردم در سکوت آمیخته با نوعی ابهام و استیصال، پایان جنگ را انتظار میکشند. و گروه سومی هم... 🔹نوروز یادآور بزرگی، شکوه و توان تاریخی ایران برای غلبه بر بحرانهاست؛ اینکه ما ملتی ریشهدار هستیم و در دورههای گوناگون توانستهایم بر مشکلات بزرگ فائق شویم. 🔹رسانهها و نهادهای اجتماعی باید تلاش کنند تا مردم را تشویق کنند که در حد توان خود، دید و بازدیدها، به ویژه سرکشی به خانوادههای داغدار را در دستور کار قرار دهند و از این طریق، پیوندهای اجتماعی تضعیفشده را تقویت کنند. #پژوهش_اجتماعی متن کامل را [اینجا](https://irna.ir/xjWVnf) بخوانید 🆔 @irna_research