tgindex
جامعه شناسی حوزه عمومی

جامعه شناسی حوزه عمومی

Статистика

آرشیو نوشته ها,مصاحبه ها و سخنرانی های محمد امین قانعی راد برای دانشجویان و عامه فرهیخته در باره دانش,فرهنگ و سیاست ارتباط با ادمین: @azizghaneirad

Последний пост
25 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
28
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 413
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
373
28 постов
Вовлечённость
26,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 28
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
147
1/48двое суток
168
1/72трое суток
181

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 25 июл.871из iran_sociology

    "بیست و هفتمین دوره جایزه ترویج علم" 🔹 انجمن ترویج علم ایران همه‌ساله «جایزه ترویج علم» را با هدف شناسایی و تقدیر از کوشش‌های مروجان علم و تشویق عموم به فعالیت و زمینه‌سازی برای ارتقای بینش و تفکر علمی در جامعه، در سطح عمومی برگزار می‌کند و براساس ضوابط برگزیدگان جایزه انتخاب می‌شوند. 📌 جایزه ترویج علم هر سال به اشخاص حقیقی یا حقوقی بر اساس اطلاعات رسیده به دبیرخانه انجمن ترویج علم ایران و پس از بررسی در کمیته جوایز اهدا می‌شود. 🏅 حوزه‌های جایزه ترویج علم: ▪️ بخش پیشکسوتان (جایزه تلاش پایدار) ▪️ بخش محیط زیست (جایزه هنریک مجنونیان) ▪️ بخش انجمن‌ها و نهادهای علمی (جایزه سازمان‌ها و نهادهای مروج علم) ▪️ بخش رسانه ▪️ بخش ادبیات کودک (جایزه توران میرهادی) ▪️ بخش معلمان مناطق محروم (جایزه بهمن محمد بیگی) ▪️ بخش کنشگران اجتماعی (جایزه محمدامین قانعی‌راد) ▪️ بخش روش‌های خلاقانه و نوآورانه ▪️ بخش زبان فارسی، زبان اندیشه ▪️ جایزه دانش‌آموزی 📎برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید. #انجمن_جامعه_شناسی_ایران @iran_sociology

  • اسماعیل خلیلی پژوهشگری در جستجوی «ما»ی ایرانی ابوالفضل مرشدی آشنایی و دوستی من با آقای اسماعیل خلیلی (درگذشته ۷ تیرماه ۱۴۰۵) برمی‌گردد به حدود سال ۱۳۹۰؛ این دوستی اول بار در انجمن جامعه‌شناسی ایران و در گروه جامعه‌شناسیِ معرفت رخ داد (یکی از خوبیها و جذابیتهای انجمن!). آن زمان با حضور دکتر قانعی‌راد و دکتر محمدعلی مرادی گروه جامعه‌شناسیِ معرفتِ انجمن بسیار فعال بود و نشستهای متعددی به همت اعضای این گروه از جمله آقای خلیلی طراحی و اجرا می‌شد. بین سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ به مناسبت عضویت هر دومان در دوره یازدهم هیأت مدیره انجمن جامعه‌شناسی ایران، این دوستی عمق بیشتری یافت و بخت یار بود که تقریبا هر هفته در هیأت مدیره انجمن، البته به صورت مجازی، حداقل دوساعتی درباره امورات مختلف انجمن گفتگو کنیم. آنچه از شخصیت آقای خلیلی در تمام این سالها در ذهنم باقی مانده، تماما مهربانی، اخلاق‌مداری، طبع بلند و دید وسیع اوست. آقای خلیلی به معنای واقعیِ کلمه اهل گفتگو بود و عمیقاً به آن باور داشت. او گفتگو را نه فرصتی برای تحمیل نظر خودش بر دیگری بلکه مَحملی برای ایجاد فهم مشترک و شکل دادن به افقی جدید در موضوع مورد بحث می‌دانست. به همین خاطر، در هر گفتگو با حوصله و صبوری مثال‌زدنی گوش می‌داد و سپس می‌کوشید بسیار سنجیده و اندیشیده‌شده سخن بگوید. او ذهن ترکیبگری داشت و در گفتگوهای جمعی، از جمله در گفتگوهایی که درون هیأت مدیره انجمن داشتیم، سعی می‌کرد سنتزی خلاقانه و دربردارنده‌ی همه نظرات ارائه نماید. برای همین، او به مفاهیم کلیدی که هر کسی به کار می‌برد، حساس بود و آنها را در جمعبندی گفتگو طوری کنار هم قرار می‌داد که همه طرفهای بحث احساس کنند سخنشان و موضعشان هدر نرفته است. همین باورِ عمیق آقای خلیلی به گفتگو او را به سمت کار انجمنی و به ویژه انجمن جامعه‌شناسی ایران سوق داده بود. او انجمن را خانه خودش می‌دانست و با تمام وجود به آن عشق می‌ورزید و برای همین, بسیار برایش وقت می‌گذاشت و مراقبت از انجمن و کمک به رشد و شکوفایی آن را رسالت خود می‌دانست. وقت گذاشتن آقای خلیلی برای انجمن فقط جنبه عملی نداشت که البته این بُعدش بسیار برجسته و آشکار بود، طوری که کمتر همایش و رویداد برجسته‌ای در انجمن برگزار میشد که آقای خلیلی در طراحی و برگزاری آن نقشی نداشته باشد. بلکه بُعد نظری و تئوریک آن نیز برجسته بود. او با بلندنظری که خاص خودش بود و با وسواسی که در مفهوم‌پردازی داشت، بسیار کوشید اهمیت کار انجمنی و جایگاه انجمن علمی به عنوان مَحمِل اصلی «اجتماع علمی» (در کنار دانشگاه به عنوان «سازمان رسمی علم») را در ایران به خوبی روشن نماید. عشق و علاقه اسماعیل خلیلی به گفتگو و انجمن زمانی بهتر قابل درک است که آن را در بستر وسیعتر دغدغه‌مندی وی نسبت به ایران قرار دهیم. اسماعیل خلیلی واقعا مسأله‌اش «ایران» بود و پرسش اصلی پروژه فکری‌اش این بود که چرا و چگونه ایران در طول چند سده گذشته از موضع «کنش» به موضع «وا-کنش» (از سوژه به ابژه/ از کنشگر فعال به کنشگر منفعل) درافتاد. و به دنبال این بود که چگونه دوباره می‌توان به «ما»ی ایرانی (سوژه ایرانی) شکل داد و به تعبیر دوست نزدیکش، محمدعلی مرادی، ایرانیان چگونه دوباره می‌توانند ثابت کنند که «ما نیز مردمی هستیم». از همین منظر بود که او برای تاریخ و ادبیات ایران اهمیت فوق‌العاده‌ای قایل بود؛ به ویژه که معتقد بود بخش عمده‌ای از «ما»ی ایرانیان در طول تاریخ در شعر و ادبیات آنان تجلی یافته است و احتمالا در آینده هم چنین باشد. برای شناخت ویژگیهای «ما»ی تاریخی ایرانیان و کمک به بازسازی این «ما» در دوره معاصر، آقای خلیلی رسالت مهمی بر عهده علوم انسانی و اجتماعی و انجمنهای این علوم قایل بود و گفتگو و مفهوم‌پردازی درباره آن را از مهمترین کارویژه‌های آنها می‌دانست. آقای خلیلی به دو دوست و همکار خود، دکتر قانعی‌راد و دکتر محمدعلی مرادی عشق می‌ورزید و بسیار گرامیشان میداشت. این دوستی و عشق میان این سه پژوهشگر ایراندوست ریشه در دغدغه‌های مشترکشان برای ارتقای جایگاه عقلانیت و علم و گفتگو در جامعه ایران و پیوند زدن آن با اخلاق داشت. و نکته‌ای که جای تأمل جدی دارد این است که هر سه این عزیز بی‌مهریها و ناسپاسی‌های زیادی دیدند و آنگونه که شایسته‌شان بود قدر ندیدند؛ هر چند هر سه آنها به خاطر طبع بلندشان کمتر آن را به زبان می‌آوردند. و احتمالا اینکه هر سه آنها زودهنگام(در حدود نیمه دهه ششم زندگی خود) از میان ما رفتند، بی‌ارتباط با این بی‌مهریها نباشد! در هر صورت، از دست دادن استادان و پژوهشگران دغدغه‌مند و پرشوری چون خلیلی و قانعی‌راد و مرادی آنهم در اوج پختگی و بلوغ فکری‌شان خسران بزرگی برای علوم انسانی و اجتماعی کشور است و نشانه خوبی برای جامعه ایران نیست و از دردهای پنهان زیادی در این جامعه حکایت دارد. @a_morshedi59

  • 21 июл.1114из iran_sociology

    📖 کتاب یادنامه استاد اسمعیل خلیلی 📌 مجموعه‌ای از یادداشت‌ها، خاطرات و تصاویر گردآوری‌شده در پاسداشت «اسمعیل خلیلی»، پژوهشگر، اندیشمند برجسته و عضو ادوار هیأت‌مدیره انجمن جامعه‌شناسی ایران. 📝 تهیه‌شده در انجمن جامعه‌شناسی ایران ناشر: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات #انجمن_جامعه‌_شناسی_ایران @iran_sociology

  • با سلام و احترام لطفا جهت شرکت در جایزه ترویج علم دوره بیست و هفتم به آدرس سایت داخل پوستر مراجعه نموده و آثار خود را بارگذاری نمایید @MAminGhaneirad

  • ⚽️و دهمین، و شاید مهم‌ترین حقیقت؛ رقابت دیگر میان افراد نیست، میان نظام‌های مدیریتی است. تقریباً همه تیم‌های حاضر در جام، بازیکنان بااستعداد داشتند. آنچه سرنوشت آن‌ها را تغییر داد، کیفیت مدیریت بود. تیمی قهرمان شد که بهتر یاد گرفت، بهتر تصمیم گرفت، بهتر از داده استفاده کرد، بهتر تخصص‌های مختلف را کنار هم نشاند و سریع‌تر خود را با شرایط جدید تطبیق داد. ✅️*مزیت رقابتی آینده، در کیفیت مدیریت است.* 📣📣📣 *بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊 👩‍💻گاهنامه مدیر https://t.me/gahname_modir 🧑‍💻راهنامه مدیر https://t.me/rahname_modir 🧑‍💻روزنامه مدیر https://whatsapp.com/channel/0029Vb9XLk68KMqc2byhaB25 👨‍💻گاهنامه مدیر در بله https://ble.ir/gahname_modir 👩‍💻سایت http://gahnamemodir.ir/ 🧑‍💻اینستاگرام www.instagram.com/gahname_modir _ 🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧

  • *جام جهانی ۲۰۲۶؛ نسخه آزمایشی مدیریت مدرن* *نشر:* گاهنامه مدیر 🟣وقتی سوت پایان جام جهانی ۲۰۲۶ به صدا درآمد، میلیون‌ها نفر درباره گل‌ها، تاکتیک‌ها، داوری و قهرمان مسابقات صحبت می‌کردند؛ اما شاید مهم‌ترین اتفاق این جام، اصلاً فوتبال نبود. جام جهانی ۲۰۲۶، بزرگ‌ترین نمایشگاه مدیریت جهان بود؛ جایی که جدیدترین نظریه‌های مدیریت، نه در کلاس‌های هاروارد و MIT، بلکه در میدان عمل آزمایش شدند. https://whatsapp.com/channel/0029Vb9XLk68KMqc2byhaB25 🟢اگر مدیر یک کسب‌وکار هستید، توصیه می‌کنم یک‌بار دیگر این جام را در ذهن خود مرور کنید؛ اما این بار به جای توپ، به تصمیم‌ها نگاه کنید؛ به جای گل‌ها، به فرایندها؛ به جای ستاره‌ها، به سیستم‌ها. آنچه قهرمان را از سایر تیم‌ها جدا کرد، کیفیت بازیکنان نبود؛ کیفیت مدیریت بود. ⚽️نخستین حقیقت، پایان عصر تصمیم‌گیری شهودی بود. هنوز مدیرانی هستند که می‌گویند: «سی سال تجربه دارم؛ خودم می‌دانم چه باید کرد.» اما جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که تجربه، دیگر به‌تنهایی مزیت نیست. تقریباً همه تصمیم‌های مهم، از انتخاب ترکیب تا زمان تعویض، شدت تمرین، احتمال مصدومیت و حتی نحوه پرس، با کمک داده، تحلیل و هوش مصنوعی اتخاذ می‌شد. تجربه ارزشمند است، اما زمانی که با داده همراه شود؛ نه زمانی که جایگزین داده شود. ⚽️دومین حقیقت، مرگ مدیران همه‌چیزدان بود. کنار نیمکت تیم‌های بزرگ، فقط یک مربی حضور نداشت؛ مجموعه‌ای از تحلیلگران داده، متخصصان علوم ورزشی، روان‌شناسان، پزشکان، کارشناسان تغذیه، آنالیزورهای ویدئویی و متخصصان فناوری حضور داشتند. سرمربی، دیگر کسی نبود که همه پاسخ‌ها را بداند؛ بلکه کسی بود که می‌توانست دانش این افراد را به یک تصمیم واحد تبدیل کند. مدیران کسب‌وکار نیز باید بپذیرند که دوران «من همه‌چیز را می‌دانم» به پایان رسیده است. ⚽️سومین حقیقت، شکست فرهنگ ستاره‌پرستی بود. بسیاری از تیم‌هایی که با اسامی بزرگ وارد مسابقات شدند، زودتر از انتظار حذف شدند. دلیلش کمبود استعداد نبود؛ وابستگی بیش از حد به استعداد بود. تیم‌های موفق، به جای ساختن تیم حول یک ستاره، ستاره را در خدمت سیستم قرار دادند. این همان تفاوتی است که میان یک شرکت موفق و یک شرکت وابسته به چند فرد کلیدی وجود دارد. ⚽️چهارمین حقیقت، تغییر مفهوم عملکرد بود. فوتبال امروز دیگر فقط با تعداد گل سنجیده نمی‌شود. مربیان به ده‌ها شاخص مانند کیفیت پرس، سرعت بازپس‌گیری توپ، ارزش موقعیت‌های ایجادشده، بار فیزیکی، دقت انتقال توپ و ده‌ها متغیر دیگر توجه می‌کنند. بسیاری از مدیران هنوز سازمان خود را با شاخص‌هایی اداره می‌کنند که متعلق به ده یا بیست سال پیش است. ⚽️پنجمین حقیقت، برتری یادگیری بر برنامه‌ریزی بود. تقریباً هیچ تیمی با همان نقشه‌ای که وارد جام شد، مسابقات را به پایان نرساند. پس از هر بازی، ساعت‌ها تحلیل انجام می‌شد، اشتباهات استخراج می‌شد، فرضیات قبلی اصلاح می‌شد و تیم با نسخه‌ای تازه وارد مسابقه بعدی می‌شد. در دنیای امروز، برنامه خوب ارزشمند است؛ اما توانایی اصلاح برنامه، ارزشمندتر است. ⚽️ششمین حقیقت، مدیریت انرژی بود؛ نه مدیریت زمان. در این جام، کیفیت خواب، تغذیه، بازیابی توان، سلامت روان و مدیریت فشار روانی، به اندازه تمرین اهمیت داشت. تیم‌ها فهمیده‌اند که بازیکن خسته، حتی اگر نود دقیقه در زمین باشد، نمی‌تواند تفاوت ایجاد کند. سازمان‌ها نیز باید همین واقعیت را بپذیرند؛ کارکنان فرسوده، با اضافه‌کاری بیشتر، ارزش بیشتری خلق نمی‌کنند. ⚽️هفتمین حقیقت، ظهور اکوسیستم‌های برنده بود. هیچ تیمی فقط با یازده بازیکن قهرمان نشد. پشت هر پیروزی، شبکه‌ای از استعدادیاب‌ها، متخصصان پزشکی، تحلیلگران داده، کارشناسان تغذیه، روان‌شناسان، مدیران لجستیک و کارشناسان فناوری قرار داشتند. در اقتصاد امروز نیز دیگر شرکت‌ها با هم رقابت نمی‌کنند؛ اکوسیستم‌ها با یکدیگر رقابت می‌کنند. ⚽️هشتمین حقیقت، هوش مصنوعی دیگر یک فناوری نیست؛ یک همکار مدیریتی است. تیم‌ها از هوش مصنوعی برای تحلیل الگوهای بازی، پیش‌بینی خطر مصدومیت، ارزیابی عملکرد و حتی پیشنهاد سناریوهای تاکتیکی استفاده کردند. این همان آینده‌ای است که سازمان‌ها نیز با آن روبه‌رو هستند. مدیری که از هوش مصنوعی استفاده نمی‌کند، مانند مربی‌ای است که بدون آنالیز حریف وارد فینال شود. ⚽️نهمین حقیقت، موفقیت از تصمیم‌های کوچک ساخته می‌شود. قهرمانی با یک تصمیم بزرگ به دست نیامد. صدها تصمیم کوچک، از انتخاب رژیم غذایی تا زمان استراحت، از برنامه تمرینی تا یک تعویض چند دقیقه‌ای، کنار هم قرار گرفتند و جام را ساختند. کسب‌وکارها نیز معمولاً با یک تصمیم درخشان موفق نمی‌شوند؛ بلکه با انباشت تصمیم‌های درست، کوچک و مستمر رشد می‌کنند.

  • 13 июл.1703из iran_sociology

    ✉️⭕️دعوتنامه برای حضور عموم علاقمندان در آیین نکوداشت استاد اسمعیل خلیلی ❇انجمن جامعه‌شناسی ایران، با همکاری جمعی از نهادها و انجمن‌های علمی، به پاس سال‌ها خدمات ارزشمند علمی، پژوهشی و آموزشی، #آیین_نکوداشت_اسمعیل_خلیلی؛ پژوهشگر، اندیشمند برجسته و عضو ادوار هیأت‌مدیره انجمن جامعه‌شناسی ایران را برگزار می‌کند. ✨ در این مراسم، جمعی از استادان، پژوهشگران، دانشجویان، همکاران، اعضای خانواده و علاقه‌مندان، با پاسداشت سال‌ها تلاش علمی و فرهنگی استاد، در برنامه‌هایی مشتمل بر:      🔹 سخنرانی 🔹 اهدای لوح نکوداشت 🔹️پخش کلیپ 🔹 رونمایی از کتاب یادنامه اسمعیل خلیلی حضور خواهند داشت. 📅 زمان: سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ 🕔 ساعت: ۱۶:۰۰ تا ۱۹:۰۰ 📍 مکان: خیابان جلال آل احمد، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، سالن ابن خلدون 💠 حضور برای عموم علاقه‌مندان آزاد است. ☘️ مشتاق دیدار استادان، دانشجویان، پژوهشگران، اعضای انجمن‌های علمی و همه علاقه‌مندان به جامعه‌شناسی در این آیین نکوداشت صمیمانه هستیم. #انجمن_جامعه‌_شناسی_ایران @iran_sociology

  • 11 июл.1944из iran_sociology

    *⭕انقـلاب در متـن روزمـرگـی* محمـد محمـدی(جامعـه پـژوه) اگر انقلاب را صرفا به مثابه لحظه سقوط یک نظم سیاسی بفهمیم، از فهم ژرفای تاریخی آن بازمانده‌ایم؛ زیرا انقلاب، بنا بر صورت‌بندی آصف بیات در اثرش« انقلاب زیستن»، نه فقط انتقال دولت یا تغییر رژیم، بلکه دگرگونی در سطح خرد، ساحت اجتماعی و خود زندگی روزمره است. این یعنی رخداد انقلابی، پیش از آن که در صورت رسمی قدرت آشکار شود، در لایه‌‌های پنهان زیست اجتماعی کوین می‌‌یابد؛ در ذهنیت‌ها، انتظارات، مناسبات سلسله مراتبی، و در آن شبکه ناپیدایی که میان خانه، خیابان، مدرسه، محل کار و بدن‌‌های زیست مند امتداد می‌‌یابد. از این منظر، انقلاب نه یک انفجار صرفا سیاسی، بلکه گسستی در روال عادی زندگی است؛ گسستی که در آن امر معمولی از بداهت خود خارج می‌‌شود و به میدان منازعه بدل می‌‌گردد. آصف بیات در همین افق است که می‌‌نویسد: «روزمرگی محل تولید سوژگی انقلاب است.» این گزاره، بنیان یک چرخش نظری مهم را پیش می‌‌نهد؛ چرخشی که بیات پیش‌‌تر نیز در آثار دیگر خود به آن اشاره کرده بود، اما همچنان بسیاری از پژوهشگران، در مواجهه با لحظه انقلاب، اهمیت آن را چندان جدی نمی‌گیرند. از این منظر، تاریخ انقلابی را نباید تنها در لحظه خیزش فیزیکی و آشکار صورت‌بندی کرد، بلکه باید کمی به عقب بازگشت و آن را در ریخت زیست روزمره، در عادت‌ها، در بدن‌ها، در اشکال سرپیچی خرد، و در جابه‌جایی‌های آرام اما مستمر مرزهای ممکن و ناممکن جست‌وجو کرد. از همین رو، اگر بخواهیم نسبت امر روزمره و سیاست را دقیق‌‌تر دریابیم، باید به این نکته توجه کنیم که روزمرگی، در دستگاه تحلیلی بیات، صرفا قلمرو سکون و تکرار نیست؛ بلکه میدان انباشت فشارهای ساختاری، تجربه‌‌های زیسته محرومیت، و شکل‌گیری نوعی آگاهی ضمنی نسبت به نابسندگی نظم موجود است. در چنین چارچوبی، سوژه انقلابی نه از پیش آماده و نهادی شده، بلکه از دل زندگی‌‌های فرسوده، از دل بدن‌‌های کنترل شده، و از دل تداوم سرکوب خرد و روزانه زاده می‌‌شود. این همان نقطه‌‌ای است که بیات را از روایت‌‌های کلاسیک انقلاب متمایز می‌کند؛ او انقلاب را نه فقط محصول سازمان‌یابی ایدئولوژیک یا بسیج رسمی، بلکه آن را برآمده از انباشته‌شدگی تاریخی رنج در متن امر عادی می‌داند. به بیان دیگر، در نگاه او، انقلاب زمانی فهم پذیر می‌‌شود که بتوانیم امر سیاسی را در لایه‌های پنهان حیات جمعی روزمره فهم کنیم؛ همان جایی که نارضایتی‌‌ها هنوز به شعار بدل نشده‌‌اند، اما در بدن ها، نگاه ها، سکوت ها، امتناع‌‌ها و شیوه‌‌های زیستن ته نشین شده‌‌اند. ادامه یادداشت را در [سایت انجمن جامعه‌شناسی ایران] بخوانید. #انجمن_جامعه‌شناسی_ایران @iran_sociology *انتشار این یادداشت به معنای تأیید محتوای آن از سوی انجمن نیست

  • 27 июн.2894из iran_sociology

    با نهایت تأسف و اندوه، درگذشت جناب آقای اسمعیل خلیلی را به اطلاع اعضای محترم انجمن و جامعه علمی و فرهنگی کشور می‌رسانیم. آن استاد و پژوهشگر که اینک در فقدان ایشان به سوگ نشسته‌ایم از چهره‌های اندیشه‌ورز، نظریه‌پرداز،  فعال و دغدغه‌مند در حوزه مسائل ایران و توسعه فکری کشور بود که در چند دوره حضور مؤثر و مسئولانه‌ای در هیأت‌مدیره انجمن داشت و در پیشبرد اهداف و فعالیت‌های آن نقش‌آفرینی کرد. نگاه تحلیلی، دقت نظر و اهتمام ایشان به گفت‌وگوهای علمی و طرح مسائل بنیادین ایران، همواره مورد توجه و احترام همکاران و همراهانش قرار داشت. هیات‌مدیره انجمن، ضمن ابراز همدردی با خانواده محترم ایشان، دوستان، همکاران و شاگردان، این ضایعه را به جامعه علمی و فرهنگی کشور تسلیت عرض می‌کند و برای بازماندگان، صبر و آرامش آرزو دارد. یاد و اثر حضور ایشان در حافظه جمعی انجمن باقی خواهد ماند. هیات‌مدیره انجمن جامعه‌شناسی ایران

  • 📌 نسخه الکترونیکی کتاب «ناهمزمانی دانش» در دسترس عموم قرار گرفت ✅ همزمان با سالگرد درگذشت زنده‌یاد دکتر محمدامین قانعی‌راد، موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور با گرامی‌داشت یاد و میراث علمی این استاد برجسته، نسخه الکترونیکی کتاب ارزشمند «ناهمزمانی دانش؛ روابط…

  • استاد قانعی‌راد و یادگارش برای علوم اجتماعی ایران امروز ۲۴ خردادماه به مناسبت سالروز درگذشت استاد محمدامین قانعی‌راد به مجموعه کتابخانه شخصی وی که از طرف خانوده ایشان به دانشگاه یزد اهدا شده است، سری زدم و به یاد این استاد گرانقدر برخی از کتابها را تورق کردم. با نگاه به عناوین کتابها، چند نکته در رابطه با مشی استاد قانعی‌راد برایم برجسته شد که یادآوری شان برای خودم را مفید یافتم: نخستین نکته، کتابدوستی استاد قانعی‌راد است که می‌توان آن از تعداد زیاد کتابهای کتابخانه شخصی ایشان دریافت. انس ایشان با کتاب را علاوه بر اینکه همه کسانی که ایشان را می‌شناختند، تأیید می‌کردند، بر اساس بینش عمیق و نگاه ژرف وی در نوشته‌ها و مصاحبه‌های وی نیز می‌شود به راحتی تشخیص داد. در زمانه‌ای که ما استادان و دانشجویان را عطش مقاله‌نویسی (و خواندن مقاله صرفاً برای تولید مقالهٔ بیشتر) فرا گرفته، یادآوری این منش استاد قانعی‌راد تلنگری است به ما که جایگاه کتاب در عرصه اندیشه و علم، به ویژه در علوم انسانی و اجتماعی و نقش آن در بزرگ فکر کردن را فراموش نکنیم و از نو از درِ آشتی با این «یار مهربان» برآییم. دومین نکته، تعداد زیاد کتاب‌های «تاریخی» در کتابخانه دکتر قانعی‌راد است که نشان‌دهندهٔ درک وی از پیوند نزدیک علوم اجتماعی و علم تاریخ است. در خیلی از دانشکده‌های علوم اجتماعی، رشتهٔ تاریخ رشته‌ای کاملا جدا از مجموعهٔ علوم اجتماعی محسوب می‌شود که در بهترین حالت جایش فقط در دروسی مانند «جامعه‌شناسی تاریخی» یا «تاریخ تفکر اجتماعی» است. این در حالی است که قانعی‌راد به تأسی از بزرگان جامعه‌شناسی، علم تاریخ و علوم اجتماعی را رشته‌هایی درهمتنیده و یار نزدیک هم قلمداد می‌کند و اصلاً فهم جامعه را بدون فهم بستر تاریخی‌اش ناممکن می‌داند. سومین نکته، سهم بالای کتابهای فلسفی در کتابخانه دکتر قانعی‌راد است. هر چند در برخی دانشکده‌های علوم اجتماعی معمولا خط پررنگی میان فلسفه و علوم اجتماعی کشیده می‌شود و جدایی کامل این دو را نشانهٔ بلوغ علوم اجتماعی می‌دانند، اما قانعی‌راد جزو آن دسته از جامعه‌شناسانی است (و گفتنی است که اغلب بنیانگذاران و صاحبنظران اصلی جامعه‌شناسی در جهان در این جرگه هستند) که ضمن تأکید بر استقلال نسبی علوم اجتماعی، بر ارتباط و گفتگوی فلسفه و علوم اجتماعی تأکید می‌کنند و این ارتباط را باعث غنی‌تر شدن و پویایی هر چه بیشتر هر دو می‌دانند. بر همین اساس، ایشان در سال‌های مدیریتش بر انجمن جامعه‌شناسی ایران تأکید داشت که درب انجمن بر روی همه اندیشمندان از جمله فیلسوفانی که درباره جامعه ایران می‌اندیشند باز باشد و خود نیز به ویژه در سالهای آخر حیاتشان ضمن مطالعهٔ آثار فیلسوفان برجسته، نشستهای مشترک و گفتگوهایی نیز با اصحاب فلسفه داشتند. دو نکته فوق، یعنی ارتباط و گفتگوی میان علوم اجتماعی با علم تاریخ و فلسفه به ویژه در کشوری مثل ایران که کشوری ریشه‌دار و با تاریخی طولانی و صاحب سنت عقلانی شناسنامه‌دار محسوب می‌شود و مهمتر اینکه، تاریخ و سنت این کشور در «اکنونِ» آن حضور پررنگ و برجسته‌ای دارد، کلیدی است. همچنین علوم اجتماعی در ایران که به تعبیر استاد قانعی‌راد، در مرحله «پیشاالگویی» [تثبیت نشده] است، تنها با بازاندیشی تاریخی و گفتگوی نقادانه با سنت عقلانی این کشور است که می‌تواند امیدوار باشد به مرحله «الگویی» یا شکل‌گیری یک «سنت مستقل علوم اجتماعی» دست یابد. و این ممکن نمی‌شود مگر اینکه علم تاریخ و فلسفه نه «فامیل دور» بلکه «عضوی از خانوادهٔ» علوم اجتماعی محسوب شوند. لذا میتوان گفت پا در جای پای امثال استاد قانعی‌راد گذاشتن در ایران نه یک انتخاب و ترجیح بلکه یک ضرورت و راهبرد برای اهالی علوم اجتماعی است. چنین بادا! @@a_morshedi59

  • 📌 نسخه الکترونیکی کتاب «ناهمزمانی دانش» در دسترس عموم قرار گرفت ✅ همزمان با سالگرد درگذشت زنده‌یاد دکتر محمدامین قانعی‌راد، موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور با گرامی‌داشت یاد و میراث علمی این استاد برجسته، نسخه الکترونیکی کتاب ارزشمند «ناهمزمانی دانش؛ روابط علم و نظامهای اجتماعی ـ اقتصادی در ایران» را در اختیار علاقه‌مندان، پژوهشگران و دانشجویان قرار می‌دهد. ✅ دکتر محمدامین قانعی‌راد از برجسته‌ترین جامعه‌شناسان معاصر ایران و از پیشگامان حوزه جامعه‌شناسی علم و سیاست‌گذاری علم و فناوری در کشور بود. وی سال‌ها به‌عنوان عضو هیات‌علمی و استاد جامعه‌شناسی مرکز تحقیقات سیاست علمی ایران فعالیت کرد و با پژوهش‌ها، آثار و دیدگاه‌های خود سهمی ماندگار در فهم نسبت علم، جامعه و توسعه در ایران برجای گذاشت. او همچنین ریاست انجمن جامعه‌شناسی ایران را برعهده داشت و از چهره‌های اثرگذار در گسترش گفت‌وگوی علمی و اجتماعی در کشور به شمار می‌رفت. ✅ کتاب «ناهمزمانی دانش؛ روابط علم و نظام‌های اجتماعی ـ اقتصادی در ایران» یکی از آثار مهم دکتر قانعی‌راد در حوزه جامعه‌شناسی علم است. این کتاب به بررسی یکی از مسائل بنیادین توسعه در ایران می‌پردازد؛ یعنی شکاف‌ها و ناهماهنگی‌هایی که میان نظام تولید دانش و سایر نظام‌های اجتماعی، اقتصادی و نهادی وجود دارد. نویسنده با نگاهی جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که توسعه علمی صرفاً محصول رشد دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی نیست، بلکه در گروی شکل‌گیری رابط‌های پویا و متوازن میان علم، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و نهادهای اجتماعی است. ✅ موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور بر این باور است که بازخوانی آثار و اندیشه‌های دکتر محمدامین قانعی‌راد نه‌تنها ادای دینی به یکی از سرمایه‌های فکری کشور است، بلکه فرصتی برای تأمل دوباره در مسیر توسعه علمی ایران و نسبت علم با جامعه محسوب می‌شود. ✅ یاد و نام این استاد فرهیخته، که عمر علمی خود را صرف فهم مسائل جامعه ایرانی و ارتقای جایگاه علم در کشور کرد، گرامی باد. @agahinou‌‌ ‌ ‌ 📚 آگاهی‌نو: باشگاه روشنفکران ملی ایران رسانه‌ی تازه‌های فرهنگ و اندیشه

  • درباره اهمیت روایتگری در گفت‌وگو با «مهدی سلیمانیه»، «مهسا اسداله‌نژاد» و «علی‌اصغر سیدآبادی» ما هم روایـــــــت‌ خود را داریم اکنون روایت غالب کدام است؟ * *«فکر می‌کنم ما در شرایطی به سر می‌بریم که یک‌جور تعارض و رقابت است بین روایت‌های کلان برای غالب‌شدن. ما روایت غالب نداریم. در زمان جنگ ایران و عراق تکلیف روشن‌تر بود که دشمن متجاوز کیست و چطور باید دفاع کرد. آنجا یک روایت غالب وجود دارد، هرچند آن روایت غالب پرشور حماسی، یک‌سری صداها را حذف می‌کند. اما در حال حاضر می‌توان گفت این روایت غالب را نداریم. در واقع فضای روایتِ دو رقیب، حاکم است. دو روایت رقیب به‌شدت با هم می‌جنگند؛ روایتی که داخلی ساخته می‌شود یا روایت دیگر که توسط اپوزیسیون خارج ساخته می‌شود یا تلاش می‌شود ساخته شود و به طور مداوم یکی سعی در مهار دیگری دارد تا آن را از مهمات خالی کند یا تصاحبش کند. بیشترین کاری که انجام می‌دهد تصاحب و از آن خود کردن و معنای جدید دادن است. مثلاً اگر رستم قبلاً یک فیگور ملی بود که می‌توانستند در روایت پهلوی‌گرایانه روی آن مانور بدهند، اکنون می‌بینیم وارد مداحی شده و معنای جدیدی گرفته. این همان از آن خود کردن و معنای جدید دادن است. درواقع شما با یک تعارض روبه‌رویید و یک جنگ روایت، نه روایتی که موفق شده به‌تمامی هژمونیک شود. حتی در جنگ دوازده‌روزه هژمونیک شدن روایت ضدجنگ بودن خیلی بیشتر بود تا امروز. الان یک دوقطبی و تعارض برقرار است که گاهی به سمت B میل می‌کند گاهی به سمت A. از مواجهات و رصدکردن روایت‌ها آدم متوجه یک نوسان دائمی می‌شود. نوسانی که نشان می‌دهد هیچ‌کدام این قطب‌ها نمی‌توانند واقعیت را نشان دهند. حالا در نبود روایت غالب، یک عالم روایت‌های خرد داریم که تلاش می‌کند این دوقطبی را به هم بزند.» *و چرا هنوز شاهد سکوتیم؟ *«به نظر من فضاهای امن برای روایت‌کردن خیلی کم شده و مداوم کاهش پیدا کرده است؛ شاید برای همین با سکوت مواجهیم. آدم‌ها سخت می‌توانند از تجارب شخصی‌شان در این شرایط صحبت کنند. احساس امنیت کم شده. آدم‌ها فکر می‌کنند اگر واقعاً بگویند هم این حس و هم آن حس را دارند متهم می‌شوند به هم‌دستی. مسئله هم‌دستی به این سکوت روایت دامن زد. این شکلی از بازتولید وضعیت پلیسی است که وضعیتی آسیب‌نشان است. در شرایطی که مدام به دنبال شناسایی همدستان وضعیت هستیم، آدم‌ها ترجیح می‌دهند سکوت کنند. این اتفاق می‌افتد؛ چون ما معمولاً نمی‌توانیم مرجع اصلی قدرت – که نقش پررنگی در این وضعیت دارد – را پاسخگو کنیم. توان پاسخگوکردن آن قدرت و مهار آن را نداریم و برای همین شروع می‌کنیم دنبال همدستان این وضعیت گشتن که ایده خیلی خطرناکی است. آدم‌هایی که خودشان از این وضع متأثرند و رنج‌های متکثری را متحمل شده باشند ناگهان بدل می‌شوند به همدستان وضعیت. این خود وضعیتی آسیب‌شناسانه است. نشان‌دهنده این است که شما نتوانسته‌اید یک قدرت و مرجع قدرت واقعی را پاسخگو کنید.» https://payamema.ir/payam/153594

  • ✍️ علی ربیعی: مرحله پس از جنگ، مرحله «تصمیم‌های سخت و تغییر نگاه» است/ با سیاست‌های دیروز نمی‌توان دستاوردهای امروز را نگه داشت ▫️حفظ دستاوردها با سیاست‌های دیروز ممکن نیست: دستاورد ناملموس این دوران- یعنی ادراک ملی نسبت به ایران، منافع ملی و انسجام نوبنیاد-اگر درست فهم و به سیاست عمومی تبدیل نشود، مثل هر سرمایه اجتماعی دیگری به سرعت فرسوده خواهد شد. ▫️مرحله پس از جنگ، مرحله «شعار» نیست؛ مرحله «تصمیم‌های سخت و تغییر نگاه» است. با سیاست‌های دیروز نمی‌توان دستاوردهای امروز را نگه داشت. ▫️اگر سیاست‌گذاران و تصمیم‌گیرندگان در عرصه‌های مختلف قدرت، جامعه را با همان عینک‌های پیشین ببینند - با همان مهندسی سبک زندگی، همان بی‌اعتمادی به نهادهای مدنی و همان تریبون‌های تفرقه‌ساز - همبستگی شکل‌گرفته نه‌تنها تعمیق نمی‌شود، بلکه به عقب برمی‌گردد و شکاف‌ها تیزتر می‌شوند. جنگ به ما نشان داد که ایران، در لحظه خطر، ظرفیت همپوشانی دارد؛ اما این ظرفیت، خودبه‌خود ماندگار نمی‌شود. ▫️امروز مسئله روشن است یا این انسجام را با بازگشت به عناصر ایران‌ساز، تقویت عقلانیت رسانه‌ای و تجدیدنظر جدی در سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی حفظ می‌کنیم یا باید آماده باشیم که بزرگ‌ترین دستاورد این دوره را با دست خودمان از دست بدهیم و آنگاه، فراموشی فقط فراموشی یک تجربه نیست، بلکه از دست دادن دستاوردهای عظیمی است که با خون و رنج و زحمات هم‌وطنان به دست آمده است. 📌 متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید: khabaronline.ir/xpWb7 Khabaronline.ir

  • 21 февр.4695из Jaryaann

    تخیل جمعی "ایران آینده" آنچه تصاویر و روایت‌های شگفت این روزها از جای‌جای ایران در شهرها و روستاها به ما می‌گویند این است که تخیل جمعی تازه‌ای از ایران در ایران شکل گرفته‌است. تخیلی که زبانی خاص خود دارد، استعاره‌هایی از آن خود دارد، توانایی نام‌سازی و نام‌گذاری دارد،‌ به روایتی از تاریخ ایران مجهز است و از اساطیر و حماسه‌های آن تغذیه می‌کند و آینده‌ای را برای صاحبان این تخیل ملموس و محسوس کرده‌است. این تخیل چنان قدرتمند است که توانسته آیین‌های مرسوم را تغییر شکل دهد، عزا را به جشن و حماسه بدل کند و تا بسیاری ویژگی‌های جزئی و فردی، از پوشیدن لباس تا آراستن مو، امتداد یابد. امر محوری در این تخیل "ایران" است و درست در تقابل با تخیل جمعی "اسلام سیاسی" شکل گرفته که انقلاب ۵۷ را شکل داد. همین تخیل وقایع دی‌ماه را از شورشی خیابانی یا اعتراضی اقتصادی جدا می‌کند. تغییرات بنیادین با اتکا به تخیل جمعی گسترده ممکن می‌شوند، امری که جریان‌های سیاسی دهه‌های اخیر فاقد آن بوده‌اند و هنگام که چنین تخیلی شکل گرفت امری هم‌سنخ آن می‌تواند آن را کنار بزند نه سرکوب و گلوله. تخیل گرم است و قوی و در جان‌ها رسوخ می‌کند آن‌ها را به حرکت در می‌آورد، می‌تواند بر ترس غلبه کند و حتی به نثار و ایثار جان بینجامد. فردای ایران در این ناله‌ها و فریادها و نغمه‌ها و هلهله‌ها و دست‌افشانی‌ها در حال ساخته‌شدن است. باید به آنها خوب نگریست. ✍🏼 #امیر_مازیار 🔗 منبع #خودآگاهی_ملی #وضعیت #ایران_فردا @Jaryaann

  • 14 февр.4665из mohem_mat

    متاسفانه یا خوشبختانه آدم کتابخوانی هستم، یادمه چند سال پیش که میرفتم کتاب بخرم به راحتی حتی تا ۱۵ الی ۲۰ جلد کتاب میخریدم امروز رفتم کتاب فروشی و برای یک جلد کتاب انقدر فکر کردم که بخرم یا نه، در نهایت همونجا کمی تورق کردم و نخریدم.... اینجوری ما فقیر شدیم... 🔗 تا جنون فاصله ای نیست (@solitudedays)

  • 11 февр.4463из iran_sociology

    🏴🏴🖤🏴🏴 به اطلاع دوستان و آشنایان می‌رساند مراسم خاکسپاری استاد فقید دکتر داور شیخاوندی فردا پنجشنبه ۲۳ بهمن ماه ساعت ۱۰ صبح از سالن تطهیر بهشت زهرای تهران انجام و پیکر ایشان در قطعه نام‌آوران (۲۵۵) ردیف ۴۱ شماره ۱۸ به خاک سپرده می‌شود. به مناسبت سومین روز درگذشت آن شادروان مراسم یادبود روز جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ در مسجد النبی (ص)، امیرآباد شمالی، بین خیابان ۱۶ و ۱۷ (رو به روی کوی دانشگاه تهران)، ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰ برگزار خواهد شد. حضور شما موجب شادی روح آن فقید و تسلای خاطر بازماندگان خواهد بود. از طرف: خانواده‌های شیخاوندی، اسلامی، اربابی و انجمن‌های جامعه‌شناسی ایران، و مددکاران اجتماعی ایران.

  • 8 февр.4184из Jaryaann

    ▪️از یاد نخواهیم برد. 🔗 منبع #سوگ #رقص #وضعیت_امروز_جامعه_ما @Jaryaann

  • 5 февр.4355из Jaryaann

    🔷 رقص عزا نگاهی به سوگواری‌ بدن‌مند در این روزها در گفت‌وگو با پژوهشگران رقص فولکلور رقص صیادان انزلی در کومه‌های روی آب، دستان درهم تنیده عزاداران ساکن جنوب زاگرس در مراسم چمری و حرکت توام با شعر هوسه در رقص یزله موارد مشابهی از رقص غم در جای‌جای ایران است. رقص، تلفیق هنرمندانه حس و حرکت است و به‌گواه برخی از منابع تاریخی می‌توان آن را تغییریافته سوگ سیاوش دانست؛ کنشی بدنمند که جسم در خدمت روح قرار می‌گیرد تا هدف یا خواسته‌ای را بیان کند. در رقص غم نیز شاهد تمنای غمبار بدن در فراق عزیزی هستیم. گویی دست‌، آسمان را برای جستن و در آغوش کشیدن عزیزی می‌جوید. پا در جست‌وجوی فرزندی به این‌سو و آن‌سو می‌رود تا شاید بتوانند ردی از او بیابد. این کنش بدنی همراه با غلیان احساسات، این روزها ماهیتی اعتراضی از سوگواری یافته است. «پیام ما» در گفت‌وگو با پژوهشگران رقص و فرهنگ عامه، به ابعاد مختلف و بازتعریف نویی از رقص غم پرداخته است. 👈🏼 ادامهٔ مطلب ✍️ زهرا کرد 🔗 پیام ما #بدن #رقص #سوگ @Jaryaann

  • 2 февр.3883из Aan_gaah

    @Aan_Gaah 🔲 ‌ما معمولاً PTSD (اختلال استرس پس از سانحه) را مختصِ قربانیان می‌دانیم، اما روانشناسیِ جنگ مفهومِ «آسیب اخلاقی» را برای توصیفِ فروپاشیِ روانیِ عاملانِ خشونت مطرح می‌کند. انسان ذاتاً برای کشتنِ هم‌نوع طراحی نشده است. وقتی هیجانِ میدان، اثرِ داروها و فشارِ فرمانده فروکش می‌کند، «ارواح» باز می‌گردند. تصویرِ چشمانِ آخرین قربانی، صدایِ فریادها و خونِ ریخته شده، در سکوتِ شب به سراغِ سرکوبگر می‌آید. بسیاری از این افراد دچارِ افسردگی شدید، اختلالات خواب و بیگانگی از خانواده می‌شوند. آن‌ها سعی می‌کنند با الکل یا مواد مخدر صدایِ وجدان را خفه کنند، اما موفق نمی‌شوند. آمارِ خودکشی، خشونتِ خانگی و رفتارهای پرخطر در میانِ نیروهای بازگشته از سرکوب، بسیار بالاست. سیستمِ توتالیتر که تا دیروز آن‌ها را «قهرمان» می‌خواند، اکنون که تاریخ‌مصرفشان تمام شده و به موجوداتی بیمار و ناسازگار تبدیل شده‌اند، آن‌ها را دور می‌اندازد. عدالتِ شاعرانه و تلخ ماجرا اینجاست که سرکوبگر هرگز نمی‌تواند از زندانی که برای دیگران ساخته، بگریزد؛ او زندانیِ ابدیِ ذهنِ خویش باقی می‌ماند. گلوله‌ای که شلیک شد، شاید قلبِ معترض را شکافت، اما کمانه کرد و روحِ شلیک‌کننده را نیز برای همیشه متلاشی ساخت. هیچ پادگانی نمی‌تواند جلوی نفوذِ این خاطرات را بگیرد. #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_Gaah

جامعه شناسی حوزه عمومی — tgindex