انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
Статистикаکانال رسمی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات وبسایت: https://irancsca.ir اینستاگرام: www.instagram.com/irancsca توییتر: twitter.com/irancsca کلاب هاوس: https://www.clubhouse.com/club/irancsca
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 15
- Всего постов
- 46
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 117
- 1/48двое суток
- 134
- 1/72трое суток
- 144
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم ارتباطات و رسانه ایران تشکیل شد نخستین مجمع عمومی اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم ارتباطات و رسانه ایران در روزهای ۱۹ و ۲۰ مردادماه ۱۴۰۵، به میزبانی دانشگاه علامه طباطبایی و در محل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار شد. این مجمع با حضور دبیران و نمایندگان انجمنهای علمی دانشجویی علوم ارتباطات و رسانه از دانشگاههای مختلف کشور، با هدف ایجاد زمینهای برای همگرایی، شبکهسازی و تقویت همکاری میان انجمنهای علمی این حوزه برگزار شد. این مجمع در دو روز و با برگزاری نشستهای تخصصی، سخنرانی استادان حوزه علوم ارتباطات، معارفه دبیران و نمایندگان انجمنهای علمی و در نهایت برگزاری فرآیند انتخابات شورای مرکزی، دبیر و بازرس اتحادیه دنبال شد. در نخستین روز مجمع، آیین افتتاحیه با حضور جمعی از استادان و چهرههای شناختهشده حوزه علوم ارتباطات برگزار شد. دکتر علی ربیعی (رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات)، دکتر حسامالدین آشنا، دکتر سید نورالدین رضویزاده، دکتر اعظم راودراد، دکتر وحید شالچی و دکتر محمد مهدی مولایی از سخنرانان این نشست بودند. در این سخنرانیها، ضمن اشاره به اهمیت تشکیل اتحادیه انجمنهای علمی علوم ارتباطات و رسانه، بر ضرورت ایجاد پیوند و همگرایی میان انجمنهای علمی دانشجویی و ظرفیتهای دانشگاهی کشور تأکید شد. همچنین نقش علوم ارتباطات در میانجیگری میان دانشگاه و جامعه، فهم مسائل ارتباطی کشور و ایجاد زمینه برای گفتوگوی علمی و اجتماعی مورد توجه قرار گرفت. پس از بخش افتتاحیه، نشست معارفه دبیران و نمایندگان انجمنهای علمی دانشجویی علوم ارتباطات و رسانه برگزار شد. در این بخش، نمایندگان انجمنها ضمن معرفی فعالیتها و ظرفیتهای مجموعههای خود، به بیان دغدغهها و زمینههای همکاری مشترک پرداختند و درباره ضرورت شکلگیری شبکهای منسجم میان انجمنهای علمی این حوزه گفتوگو کردند. روز دوم مجمع نیز دکتر هادی خانیکی به ایراد سخنرانی پرداخت. پس از آن انتخابات برگزار شد و دبیران و نمایندگان انجمنهای علمی دانشجویی علوم ارتباطات و رسانه اعضای شورای مرکزی اتحادیه و بازرس اتحادیه را انتخاب کردند. 🇮🇷 🆔 @irancsca
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
نخستین نشست «گفتآمَد» با تقدیر از دکتر عبدالله گیویان انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، بر اساس برنامهریزی صورتگرفته، بنا دارد سلسلهنشستهای ماهانهای با عنوان «گفتآمَد» را با حضور استادان، دانشجویان، پژوهشگران و روزنامهنگاران و فعالان حوزه فرهنگ، رسانه، ارتباطات و مطالعات فرهنگی برگزار کند. هدف از این نشست، ایجاد زمینهای برای گپوگفت و دیدار میان پیشکسوتان، دانشجویان، اعضای انجمن و فعالان حوزه فرهنگ، هنر و رسانه است. علاوه بر این، در هر نشست از یکی از چهرههای اثرگذار در حوزههای ارتباطات و مطالعات فرهنگی تقدیر خواهد شد. در نخستین برنامه، از دکتر عبدالله گیویان، عضو انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ضمن بررسی آثار وی، ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ در خانه روزنامهنگاران تقدیر شد. مدیریت این مراسم را دکتر مسعود کوثری، عضو هیئتمدیره انجمن، بر عهده داشت. هادی خانیکی، حسامالدین آشنا، علی معزی و علی ربیعی درباره ابعاد مختلف شخصیت علمی، فکری و فرهنگی گیویان سخن گفتند و از سالها فعالیت علمی، آموزشی و پژوهشی او در حوزه ارتباطات و مطالعات فرهنگی یاد کردند.همچنین اعضای هیئتمدیره انجمن، از جمله دکتر اعظم دهصوفیانی و دکتر محمدمهدی مولایی، به همراه جمعی از مدیران گروههای تخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در این نشست حضور داشتند. در پایان این مراسم، با اهدای لوح تقدیر انجمن و پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات توسط دکتر حسین میرزایی از دکتر عبدالله گیویان، به پاس سالها فعالیت علمی، آموزشی و پژوهشی و نقش اثرگذار ایشان در حوزه ارتباطات و مطالعات فرهنگی، تقدیر و تجلیل به عمل آمد. 🇮🇷 🆔 @irancsca
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
بحران بیاعتمادی محمدمهدی فرقانی، فریدون صدیقی و جلال خوشچهره از مصائب روزنامهنگاری و روزنامهنگاران سخن گفتند روزنامه سازندگی | ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ نشست بررسی دلایل بیاعتمادی مردم به رسانهها صبح دوشنبه (۱۹ مردادماه) با حضور محمدمهدی فرقانی استاد باسابقه ارتباطات و روزنامهنگاری، فریدون صدیقی استاد روزنامهنگاری، جلال خوشچهره روزنامهنگار و تحلیلگر حوزه رسانه و اکبر منتجبی مدیرکل دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد؛ نشستی که بهجای محدود شدن به بحث کلی درباره کاهش اعتماد عمومی، بخش مهمی از آن به روایت تجربه چند نسل از روزنامهنگاران و بررسی ریشههای ساختاری بحران رسانه در ایران اختصاص داشت. سخنرانان در این نشست از کاهش تیراژ و مخاطب مطبوعات، از دست رفتن مرجعیت رسانهای، ضعف ساختار حرفهای، دخالت سیاستهای امنیتی و تبلیغاتی، فقدان استقلال رسانهها، مشکلات اقتصادی و ناامنی شغلی خبرنگاران همچنین فاصله گرفتن رسانهها از نیاز واقعی مخاطبان سخن گفتند. در این میان یک پرسش بیش از دیگر پرسشها تکرار شد: چرا رسانهای که زمانی میتوانست بر افکار عمومی اثر بگذارد و حتی در بزنگاههای تاریخی به یک نیروی اجتماعی تعیینکننده تبدیل شود، امروز برای بخش بزرگی از جامعه دیگر مرجع دریافت خبر و تحلیل نیست؟ ▪︎اعتماد به تدریج ساخته میشود ▪︎میرزای بنویسی و جستوجوی حقیقت ▪︎وقتی روزنامه دیگر چیزی برای گفتن ندارد ▪︎ساختار رسانه هم بیمار است ▪︎خبرنگار؛ ارزانترین حلقه زنجیره رسانه ▪︎روزنامهنگار تخصص ندارد، مرجعیت هم شکل نمیگیرد ▪︎رسانه باید به مخاطب قدرت پیشبینی بدهد ▪︎چهار نوع کنش رسانهای در برابر بحران ▪︎«اگر نمیتوانیم راست بگوییم، دستکم دروغ نگوییم» ▪︎چرا در جنگ، مردم خبر را از جای دیگری میگیرند؟ ▪︎مرجعیت رسانهای فقط با اصلاح حاکمیت بازنمیگردد ▪︎تشکل صنفی؛ حلقه مفقوده روزنامهنگاری ▪︎یک روز آزادی برای خبرنگاران؟ ▪︎امید به بازگشت مرجعیت؛ از یکدهم تا یک روزنامه واقعی خبرنگار: فائزه مومنی #پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #نشست_تخصصی 🇮🇷 🆔 @irancscahub
ادامه: روایت رسمی اگر بهجای حقیقت، فقط ابزار سیاست شود، جامعه دیگر آن را بهعنوان منبع فهم نمیپذیرد. در نتیجه، هم روایت رسمی ضربه میخورد، هم جامعه در اغتشاش ذهنی میافتد. اگر بخواهم از تجربههای جهانی چند درس مشترک بیرون بکشم، به پنج نکته میرسم: اول، اعتماد هیچ پیام رسمیای اثر نمیکند مگر آنکه از درون، بر صداقت و اعتبار استوار باشد. اگر بالادستها خودشان به روایت درست و صادقانه باور نداشته باشند، اعتماد عمومی بازسازی نمیشود. دوم، معنا جامعه باید بداند برای چه چیزی مقاومت میکند. باید بداند آینده مطلوبش چیست. مقاومت بدون معنا، فرسایش میآورد. سوم، سواد ادراکی جامعه باید توان تبیین و تحلیل اطلاعات را داشته باشد. باید بتواند دستکاری روانی را تشخیص دهد. اینجا نقش نهاد علم و انجمنهای علمی بسیار مهم است. چهارم، مشارکت مردم نباید خود را فقط قربانی بحران ببینند؛ باید خود را بازیگر بحران بدانند. من باور دارم مردم در تجربههای اخیر، نه تماشاگر، بلکه کنشگر بودهاند. پنجم، شبکههای حمایتی و ارتباطات انسانی ارتباطات اجتماعی میتوانند منبع حمایت روانی باشند. این شبکهها در بحران، انسان را نگه میدارند. در نهایت، من نقش رسانه و برساختهای پساحقیقت را بسیار جدی میدانم. اگر بخواهیم تابآوری اجتماعی را بالا ببریم، ناگزیر باید به این سمت برویم که رسانه چگونه اعتماد جلب میکند، مرجعیت رسانه چگونه به داخل بازمیگردد، و چگونه میتوان با مردم صادقانه گفتوگو کرد. من باور دارم باید از جامعه حمایت کرد و حمایت خواست، نه اینکه فقط از بالا برای جامعه نسخه نوشت. و یک نکته را هم میخواهم روشن بگویم: جامعه فقط آنهایی نیستند که به خیابان میآیند (و حضورشان بسیار ارزشمند لست). جامعه همه مردماند؛ آنهایی که در خیاباناند، آنهایی که در کوچه و بازار تردد میکنند، و حتی آنهایی که با فراخوانهای غیر خیر خواهانه ،ضد ملی وآشوبطلبانه همراه نشدند. همهی اینها جامعهاند و باید دیده شوند. اگر سیاستگذاری این واقعیت ساده را نبیند، باز هم شکافها عمیقتر میشوند. 🇮🇷 🆔 @irancsca
🔺 تابآوری ادراکی؛ سرمایهی نامرئی که در بحران آشکار میشود ✍ علی ربیعی، رئیس #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات سالهاست که ذهن من درگیر مبانی چگونگی آرامش وپویایی جامعه ، موانع ارتباطات ومرجعبت رسانه، تغییرات والزامات سیاست هاو نسبتِ اینها با زیست روزمره مردم است. این سخن، برای من فقط یک بحث نظری نیست؛ ادامهی همان دلشورهها و مشغولیتهایی است که از سالها پیش در حوزههای مختلف دنبال کردهام: از مطالعات جنبش های اجتماعی،چرایی شورش انسان ها و مطالعات تغییرات اجتماعی گرفته تا رسانه و روایت. امروز هم آنچه بیش از همه ذهنم را مشغول کرده، مسئلهی "تابآوری" است. من تابآوری را در سه ساحت میفهمم: تابآوری معیشتی، تابآوری اجتماعی و تابآوری ادراکی/ذهنی دو ساحت اول، یعنی معیشت و اجتماع، در جامعه و دولت ما تا حدی تجربههای خودترمیمی پیدا کردهاند. فشار تحریم، بیثباتی، و بحرانهای پیاپی باعث شده هم جامعه و هم دولت، در این دو حوزه، نوعی یادگیری و سازگاری پیدا کنند. جامعه یاد گرفته خودش را بازسازی کند؛ از شکلهای مختلف همزیستی، حمایت خانوادگی، صندوقهای خرد محلی، برگشتن به خانههای آشنا و شبکههای غیررسمی بقا گرفته تا شیوههای تازهای که در بحران، زندگی را پیش بردهاند. دولت هم در این حوزه تجربههایی اندوخته است؛ از سیاستهای حمایتی گرفته تا سازوکارهای جبرانی مختلف. اما آنچه امروز بیش از همه نگرانم میکند، "تابآوری ادراکی و ذهنی" است. من عمداً از واژگانی مثل «تابآوری شناختی» فاصله میگیرم، چون این مفاهیم آنقدر مصرف شدهاند که گاهی از معنا تهی میشوند. از دید من، تابآوری ادراکی یک "سرمایهی نامرئی" است؛ سرمایهای که در بحرانها خودش را نشان میدهد. این سرمایه را میشود سنجید: ببینیم جامعه تا چه حد به سمت سازگاری میرود، تا چه حد امید به آینده دارد، تا چه حد احساس عاملیت میکند، و تا چه میزان از فروپاشی روانی فاصله میگیرد. اگر جامعه احساس کند حقیقت را میفهمد و قدرت عمل دارد، اگر بتواند آیندهای بهتر را تصور کند، یعنی تابآوری ادراکیاش هنوز زنده است. اما اگر اعتماد فرسوده شود، درماندگی جمعی بالا برود و احساس بیآیندگی غالب شود، آنوقت معلوم است که این تابآوری دچار بحران شده است. من ریشههای این وضعیت را فقط در امروز نمیبینم. تابآوری ادراکی ما از زمان جنگ آغاز نشده است؛ پیشینهی آن به سالها تحریم، بیسامانی سیاسی، سرکوب گفتوگو درباره اثرات تحریم، و تلنبار شدن مسائل حلنشده برمیگردد. ما به خودمان اجازه ندادیم بهروشنی دربارهی اثر تحریم حرف بزنیم. درباره خودِ تحریم زیاد گفتیم، اما درباره سازوکارهای مواجهه با آثارش کمتر. این سکوت، این تعویق، این انباشت، امروز به شکل بحران ادراکی برگشته است. در کنار آن، "قطبیسازی داخلی" و "عملیات روانی خارجی"، که امروز در نزاعهای سیاسی متجاوزان فهمیدیم که با پولپاشی سرویسهای اطلاعاتی دولت اسرائیل و به واسطه رویافروشان مشوق نزاع در داخل بهویژه از مسیر رسانههای فارسیزبان، نقش مهمی در فرسودن ذهن جمعی داشتهاند. من قطبیسازی از داخل را بسیار خطرناکتر میدانم؛ بهخصوص وقتی «بالانشینان گمراه» با نیروها و تریبونهای متعدد _عدهای که نمیدانم بر اساس اعتقادشان یا کینه از مردم به دلیل آنکه فرصت قدرتورزی را به آنها ندادهاند_ آگاهانه یا ناآگاهانه، آن را تشدید میکنند . در این میان، یک میانهی گستردهی اجتماعی وجود دارد: مردمی که ثباتخواه، زندگیخواه و در عینحال تغییرخواه در همین چارچوب هستند، اما نمیخواهند زیستشان قربانی افراطگری شود. این میانهی بزرگ، سزاوار امنیت روانی است، نه اینکه مدام زیر فشار دوگانهسازیهای مصنوعی قرار بگیرد. یکی دیگر از جدیترین آسیبها، "شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم" است. جامعه وقتی میبیند آنچه میشنود با آنچه زندگی میکند فاصله دارد، دچار ناآرامی ادراکی میشود. شکاف میان روایت و واقعیت، شکاف میان واقعیت و انتظار، و شکاف میان تجربه و تفسیر، همگی ذهن را از جا میکنند. عامل دیگری که نباید دستکم گرفت، "اشباع اطلاعاتی" است. من از واژهی «اضافهبار اطلاعاتی» استفاده میکنم؛ زیرا امروز جامعه در معرض سیلی از دادهها، خبرها، روایتها و ضدروایتهاست، بیآنکه همیشه امکان راستیآزمایی یا فهم روشن داشته باشد. این وضعیت، ذهن را خسته، حساس، و گاه کرخت میکند. در چنین فضایی، تشخیص حقیقت از دستکاری روانی بسیار دشوار میشود. اعتماد، در این میان، عنصر اصلی است. وقتی اعتماد نهادی فرسوده میشود، تابآوری ذهنی هم پایین میآید. سیاستزدگی، از نظر من، بزرگترین آفت اعتماد است. 🇮🇷 🆔 @irancsca
🔺 خبرنگار در عصر هوش مصنوعی ✍️ علی احمدی، استاد ارتباطات، دانشگاه بوردو مونتنی «فضای اطلاعرسانی و خبر را آنقدر با محتوا پر کنید که روزنامهنگاران و راستیآزمایان خسته و فرسوده شوند». به نظر میرسد این راهبرد تبلیغاتی، که با اصطلاح «سیلاب دروغ» یا «اشباع فضای رسانهای» (Flood the zone) شناخته میشود، تا حدودی جواب داده است. آنقدر پیام، خبر، تصمیم و جنجال تولید میشود که فرصت کافی برای بررسی، تحلیل و واکنش وجود ندارد. از زمانی که صدا و تصویر دیگر بهخودیخود چیزی را اثبات نمیکند، رسیدن به یک «حقیقت مشترک» نیز دشوارتر شده است. در دورانی که تقریباً هر کس میتواند با هوش مصنوعی در چند ثانیه متن، تصویر، صدا و حتی یک «خبر» ظاهراً حرفهای تولید کند، و در شرایطی که برخی سیاستمداران نیز استفاده از این ابزار را برای تولید پیامهای سیاسی جدی خود عادی کردهاند، امروز دیگر خبرنگاری صرفاً «تولید و نوشتن خبر» نیست. ارزش خبرنگار همچنان در فرایندی است که پیش از انتشار خبر طی میکند: پیدا کردن منبع، پرسیدن، مقایسه روایتها، بررسی اسناد، حضور در میدان، شناخت زمینه، راستیآزمایی ادعاها و در نهایت «پذیرفتن مسئولیت» آنچه منتشر میشود. محتوای جعلیِ تولیدشده در شبکهای از حسابهای ناشناس یا بیاعتبار چنین مسئولیتی ندارد. مطلبی از یک صفحه ممکن است امروز میلیونها بار دیده شود و فردا این منبع ناپدید شود. یک تصویر جعلی میتواند ظرف چند ساعت به سراسر جهان برسد، بیآنکه بدانیم چه کسی مسئول آن است. موضوع مهمتر از شناسایی محتوای جعلی این است که چگونه شرایطی ایجاد کنیم تا حقیقت، در میان انبوه محتوا، همچنان امکان کشف، بررسی و دیدهشدن داشته باشد و مخاطب بتواند به آن اعتماد کند. در این میان، باید به خبرنگاران متوسل شد. هر چند بپذیریم برخی سیاستمداران و رسانهها خود، خبرنگاران را بیاعتبار کردهاند. در هر حال قرار نیست خبرنگاران «صاحبان حقیقت» باشند؛ آنها وظیفه دارند شرایطی مستقل فراهم کنند تا ادعاها در برابر شواهد سنجیده شوند و صاحبان قدرت ناچار به پاسخگویی و بیان حقیقت باشند. زیرا خطر فقط این نیست که یک دروغ بهجای حقیقت بنشیند. خطر بزرگتر آن است که با تولید بیپایان روایتهای جعلی، مرز میان حقیقت و دروغ آنقدر فرسوده شود که جامعه دیگر نتواند بر سر هیچ واقعیت مشترکی به توافق برسد. و شاید پارادوکس عصر هوش مصنوعی همین باشد: هرچه تولید محتوا آسانتر میشود، نیاز ما به خبرنگار بیشتر احساس میشود. منبع: صفحه فیسبوک علی احمدی #پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #یادداشت 🇮🇷 🆔 @irancscahub
اولین ماهنشست گفتآمد تقدیر از «دکتر عبدالله گیویان» به مناسبت روز خبرنگار برگزار میشود. زمان: دوشنبه، ۱۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت: ۱۸ تا ۲۰ مکان: شریعتی، پایینتر از سهراه طالقانی، نبش کوچه نراقی، خانه روزنامهنگاران شهر 🇮🇷 🆔 @irancsca
شماره نخست فصلنامه «میدان فرهنگ» منتشر شد. #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات ، نخستین شماره فصلنامه «میدان فرهنگ» را با محوریت «مدرسه» منتشر کرد. این شماره با نگاهی انتقادی به نهاد مدرسه، تجربه زیسته دانشآموزان و معلمان، کارکردهای فرهنگی و اجتماعی آموزش و مسائل امروز نظام آموزشی، میزبان آثار و دیدگاههای دکتر علی ربیعی، دکتر نعمتالله فاضلی، دکتر محمدرضا رهبریان، دکتر مهران صولتی، دکتر احمد غلامی، دکتر نوید کلهرودی، علی شهبازی، احمد طالبی، نجیبه محبی و بهتاش محمودی است. فایل کامل نشریه «میدان فرهنگ» 🇮🇷 🆔 @irancsca
دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار میکند: بحران بیاعتمادی شکاف میانِ آنچه روزنامهنگاران میگویند و مینویسند و آنچه مردم باور میکنند هر روز عمیقتر میشود. این بحرانِ اعتماد، پایههای گفتوگوی عمومی را سست کرده است. برای درکِ ریشههای این مسئله و یافتنِ راهحل، به بررسی این موضوع میپردازیم. با حضور: محمد مهدی فرقانی، استاد دانشگاه و روزنامهنگار ، فریدون صدیقی، استاد دانشگاه و روزنامهنگار ، جلال خوشچهره، روزنامهنگار و مدرس زمان: دوشنبه ۱۹ مرداد ( فردا ) از ساعت ۱۰ صبح تا ۱۲ آدرس : خیابان شهید بهشتی، خیابان پاکستان، کوچه هرات پلاک ۱۱. دفتر توسعه آموزش رسانه @JournalistsClub1
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи