tgindex
شیخ عبدالقادر گیلانی

شیخ عبدالقادر گیلانی

Статистика
@abdolghader1Книгиперсидский

✍️ معرفی شخصیت، کلام و آثار فاخر عالِم و عارف بزرگ جهان اسلام، مجتهد و مفتی در دو مذهب بزرگ اهل سنت (شافعی و حنبلی) و مؤسس طریقت قادری امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمة اللّٰه علیه. بیوگرافی حضرت شیخ: https://t.me/abdolghader1/10

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 503
+5 за 5 дн.
Сутки
+2
+0,13%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
610
26 постов
Вовлечённость
40,6%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 26
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
189
1/48двое суток
216
1/72трое суток
233

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • وافى ربيعُ فمَرحباً بهلالهِ         قد أقبلَ الإسْعَادُ في إقبَالهِ شَهرٌ بهِ سَعِدَ الزمانُ فحقهُ        أن يَزدهي شرفاً على أمثالهِ https://t.me/abdolghader1

  • 14 авг.удалён 14 авг.

    شیخ عبدالقادر گیلانی pinned «🌙 جمعه 1405/05/23 اول ماه ربیع الاول 💕 فرارسیدن ماه ربیع الاول سال 1448 هجری قمری ماه ولادت پیامبر عظیم الشأن اسلامﷺ (بهار عاشقان) بر تمام مسلمانان جهان تبریک و تهنیت باد. 🤲 اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَيْنَا بِالْيُمْنِ وَالْإِيمَانِ، وَالسَّلَامَةِ وَالْإِسْلَامِ،…»

  • 🌙 جمعه 1405/05/23 اول ماه ربیع الاول 💕 فرارسیدن ماه ربیع الاول سال 1448 هجری قمری ماه ولادت پیامبر عظیم الشأن اسلامﷺ (بهار عاشقان) بر تمام مسلمانان جهان تبریک و تهنیت باد. 🤲 اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَيْنَا بِالْيُمْنِ وَالْإِيمَانِ، وَالسَّلَامَةِ وَالْإِسْلَامِ، رَبِّي وَرَبُّكَ اللَّهُ. «خداوندا! این ماه را برای ما با خیر و برکت، ایمان، سلامتی و اسلام طلوع فرما. پروردگار من و تو خداوند است.» 🤲 اللَّهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَبَارِكْ عَلَىٰ سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ، وَعَلَىٰ آلِ سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ، وَاجْعَلْ رَبِيعَ الْأَوَّلِ شَهْرَ خَيْرٍ وَبَرَكَةٍ وَرَحْمَةٍ وَمَغْفِرَةٍ عَلَيْنَا، وَارْزُقْنَا مَحَبَّةَ نَبِيِّكَ الْكَرِيمِ ﷺ، وَاتِّبَاعَ سُنَّتِهِ، وَالِاقْتِدَاءَ بِهَدْيِهِ، وَاحْشُرْنَا فِي زُمْرَتِهِ، وَاسْقِنَا مِنْ حَوْضِهِ شَرْبَةً لَا نَظْمَأُ بَعْدَهَا أَبَدًا.

  • без подписи

  • 📗 از کتاب فتوح الغیب مقالهٔ چهلم در این‌که چه زمانی سالک وارد جمع روحانیان (عارفان) می‌شود. ✍ امام شیخ عبدالقادر گیلانی رضی‌الله تعالی عنه و أرضاه فرموده است: گمان مبر که می‌توانی وارد زمرهٔ روحانیان شوی، مگر آن‌که با همهٔ هستیِ خود، به دشمنی برخیزی، و از تمامی جوارح و اعضایت فاصله بگیری، و از وجود خودت، و از حرکت‌ها و سکونت‌هایت، و از شنیدنت و دیدنت و گفتنت و گرفتن و کوششت و کارت و عقلت، و از همهٔ آنچه پیش از دمیده شدن روح در تو از تو بوده، و نیز از آنچه پس از دمیدن روح در تو پدید آمده است، جدا شوی؛ زیرا همهٔ این‌ها حجاب تو میان تو و پروردگارت ـ عزوجل ـ هستند. پس هنگامی که به صورت روحی تنها و مجرد درآیی، «رازِ راز» و «غیبِ غیب» گردی، و در باطن خود از همهٔ چیزها جدا شوی، و همهٔ موجودات را دشمن و حجاب و تاریکی بدانی ـ چنان‌که ابراهیم خلیل علیه‌السلام فرمود: «فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ» (شعراء: ۷۷) «پس همهٔ آن‌ها دشمن من‌اند، جز پروردگار جهانیان.» و او این سخن را دربارهٔ بت‌ها گفت ـ آنگاه تو نیز همهٔ وجود و اجزای خودت را، همراه با سایر مخلوقات، همچون بت‌ها قرار داده‌ای؛ پس هیچ‌یک از آن‌ها را اطاعت مکن و به‌طور کامل از هیچ‌کدام پیروی مکن. در این هنگام است که تو بر اسرار، علوم لدنّی و شگفتی‌های آن‌ها امین شمرده می‌شوی، و قدرت آفرینش و خرق عادت‌ها به سوی تو بازگردانده می‌شود؛ قدرتی از سنخ همان توانایی‌ای که برای مؤمنان در بهشت خواهد بود. در این حال، چنان خواهی بود که گویی پس از مرگ در آخرت زنده شده‌ای. در نتیجه، تمام وجودت قدرت می‌شود: با خدا می‌شنوی، با خدا سخن می‌گویی، با خدا می‌بینی، با خدا می‌گیری و عمل می‌کنی، با خدا حرکت می‌کنی، با خدا آرام می‌گیری و ساکن می‌شوی؛ پس از غیر او کور می‌گردی و نسبت به غیر او کر می‌شوی و برای هیچ‌چیز جز او وجودی نمی‌بینی. با این همه، مرزها، فرمان‌ها و نواهی را حفظ کن؛ زیرا اگر چیزی از حدود [شرع] در تو فرو بریزد، بدان که دچار فتنه شده‌ای و شیاطین با تو بازی می‌کنند. در چنین حالتی به حکم شریعت بازگرد و رأیِ هوای نفس را رها کن؛ چراکه هر حقیقتی که شریعت آن را گواهی نکند، زندقه است. و خداوند داناتر است. https://t.me/abdolghader1

  • без подписи

  • 9 авг.453164

    ✍ امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمه‌الله 📗 کتاب فتوح الغیب مقاله هفتم 🔷 در برطرف کردن اندوه‌ها و غم‌های قلب 2⃣ بخش دوم خداوند عزوجل فرموده است: مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ‌. «هر آیه‌ای را که نسخ کنیم یا آن را به فراموشی سپاریم، بهتر از آن یا همانند آن را می‌آوریم. آیا نمی‌دانی که خداوند بر هر چیزی تواناست؟» پس خداوند را در قدرتش ناتوان مپندار، و در تقدیر و تدبیرش او را متهم مکن، و در وعدهٔ او شک مکن. رسول خدا ﷺ باید برای تو الگوی نیکویی باشد: آیاتی و سوره‌هایی که بر او نازل شده بود، آیاتی که به آنها عمل می‌شد، در محراب‌ها خوانده می‌شد و در مصحف‌ها نوشته می‌شد، نسخ شدند و تغییر یافتند و چیز دیگری به جای آنها اثبات شد و پیامبر ﷺ به احکام دیگری منتقل گردید؛ این در ظاهر شریعت است. اما در باطن و در علم و حالِ میان او و خداوند عزوجل، پیامبر ﷺ می‌فرمود: إِنَّهُ لَيُغَانُ عَلَىٰ قَلْبِي، وَإِنِّي لَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِي الْيَوْمِ سَبْعِينَ مَرَّةً. صحیح مسلم. «همانا بر قلب من حالتی از پوشیدگی و غبار عارض می‌شود، پس هر روز هفتاد بار از خداوند متعال آمرزش می‌خواهم»؛ و در روایتی «صد بار» آمده است. و پیامبر ﷺ از حالی به حال دیگر منتقل می‌شد و در منزلگاه‌های قرب و میدان‌های غیب سیر داده می‌شد، و جامه‌های نور بر او تغییر می‌یافت. در نتیجه، حالت نخست، در مقایسه با حالت دوم، تاریکی و کاستی و کوتاهی در حفظ حدود الهی به نظر می‌رسید؛ ازاین‌رو استغفار به او آموخته می‌شد، زیرا استغفار بهترین حالت بنده است، و توبه در همهٔ حالات؛ چراکه در توبه، اعتراف بنده به گناه و کوتاهی خویش وجود دارد، و این دو، صفت بنده در همهٔ حالات‌اند. این میراثی است که از پدر انسان‌ها، آدم علیه‌السلام، تا مصطفی ﷺ ادامه یافته است؛ هنگامی که صفای حال او را تاریکیِ فراموشی عهد و پیمان، و خواستِ جاودانگی در سرای آرامش، همسایگیِ محبوبِ رحمانِ بخشنده و ورود فرشتگان بزرگوار بر او با سلام و تحیت، فراگرفت. در آنجا نفس او خواست خویش را در کنار ارادهٔ حق یافت؛ پس آن اراده شکسته شد، آن حالت از میان رفت، آن ولایت کناره گرفت، آن مقام فرود آمد، آن نورها تاریک شد و آن صفا کدر گردید. سپس برگزیدهٔ رحمان بیدار شد و به یاد آورد؛ پس اعتراف به گناه و فراموشی به او شناسانده شد و اقرار به او تلقین گردید، پس گفت: قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ. «پروردگارا! ما بر خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و بر ما رحم نکنی، قطعاً از زیانکاران خواهیم بود.» پس نورهای هدایت و دانش‌ها و معرفت‌های توبه آمدند، و مصالح و فوایدی که در توبه نهفته بود ــ چیزهایی که پیش‌تر از او پنهان بود ــ آشکار شد؛ و جز از طریق توبه ظاهر نمی‌شد، فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ. پس آن اراده با اراده‌ای دیگر جایگزین شد و حالت نخست با حالتی دیگر. سپس ولایت بزرگ و آرامش در دنیا و پس از آن در آخرت به او عطا شد؛ دنیا برای او و نسلش منزلگاه گردید و آخرت برای آنان بازگشتگاه، جایگاه و جاودانگی شد. پس برای تو در رسول خدا و محبوب برگزیدهٔ او، و نیز در پدرمان آدم، برگزیدهٔ خدا و سرچشمهٔ دوستداران و دوستان، الگویی است در اعتراف به کوتاهی و استغفار در همهٔ حالات.» 👌حاصل و لبّ سخن شیخ رحمه‌الله: ریشهٔ بسیاری از اندوه‌های قلب، آن است که بنده برای خویش اراده‌ای در برابر ارادهٔ حق می‌طلبد و چیزی را که خداوند دگرگون‌پذیر قرار داده، ثابت و از آنِ خویش می‌پندارد. راه آرامش، افزودن بر تدبیر نفس نیست؛ بلکه بیرون آمدن از خود، رها کردن هوا و اختیارِ شخصی، و سپردن امر به صاحبِ امر است. بنده هرچه در راه قرب پیش رود، باز هم بنده است؛ احوالش دگرگون می‌شود، مقاماتش پایدار نیست و قلبش میان قبض و بسط، ظهور و خفا، و حال و حالی دیگر در گردش است. ازاین‌رو، سرمایهٔ او نه ادعای وصول، بلکه ادب، تسلیم، اعتراف به قصور و استغفار است. آدم علیه‌السلام با اعتراف به «ظلمنا أنفسنا» از لغزش به توبه رسید و پیامبر ﷺ با کثرت استغفار، ادب بندگی را به امت آموخت. پس غمِ قلب، آنگاه برطرف می‌شود که بنده از جنگیدن با تقدیر و اصرار بر خواستهٔ خویش دست بردارد و بداند که آنچه حق می‌گیرد، و آنچه حق می‌بخشد، و آنچه حق دگرگون می‌کند، همه در تربیت و حکمت اوست. در این مقام، بنده از طلبِ حال به طلبِ مُحَوِّلِ احوال می‌رسد؛ از تکیه بر مقام به تکیه بر صاحبِ مقام؛ و از آرامشِ مشروط به چیزی، به آرامش در خداوند می‌رسد. پس درمان غمِ قلب، در مالک شدنِ احوال نیست؛ در تسلیم شدن به صاحبِ احوال است. https://t.me/abdolghader1

  • 6 авг.5642511

    ✍ امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمه‌الله 📗 کتاب فتوح الغیب مقاله هفتم 🔷 در برطرف کردن اندوه‌ها و غم‌های قلب 1⃣ بخش اول «از نفس خویش بیرون بیا و از آن کناره بگیر؛ از پادشاهی و مالکیتِ خویش عزلت گزین و همه‌چیز را به خداوند متعال بسپار. پس بر درِ قلب خود، دربانِ او باش؛ فرمان او را دربارهٔ وارد کردن کسی که تو را به وارد کردنش فرمان می‌دهد، اطاعت کن؛ و به نهی او دربارهٔ بازداشتن کسی که تو را به بازداشتنش فرمان می‌دهد، پایان بخش. پس از آنکه هوا و هوس از قلبت بیرون رفت، دوباره آن را به قلبت وارد نکن. بیرون کردن هوا و هوس از قلب، با مخالفت کردن با آن و ترک پیروی از آن در همهٔ حالات است؛ و وارد کردن آن در قلب، با پیروی از آن و موافقت با آن است. پس هیچ اراده‌ای جز ارادهٔ او ــ تعالی ــ نخواه؛ و غیر از آن، از سوی تو تنها آرزو و خیال‌پردازی است. و این، وادیِ نادانان است و در آن نابودی و هلاکت تو، سقوطت از چشم او ــ تعالی ــ و محروم شدنت از اوست. همواره فرمان او را حفظ کن، همیشه از نهی او بازایست، و پیوسته در برابر مقدَّرات او تسلیم باش. هیچ‌یک از آفریدگان او را در کنار او شریک مگیر؛ زیرا ارادهٔ تو، هوا و هوس تو و شهوت‌های تو، همه آفریدهٔ او هستند. پس زیاده‌خواهی مکن، هواپرستی مکن و شهوت‌پرستی مکن، تا این امر به شرک نینجامد. خداوند متعال فرموده است: «پس هر کس امید دیدار پروردگارش را دارد، باید کار شایسته انجام دهد و هیچ‌کس را در عبادت پروردگارش شریک نگرداند.» شرک فقط عبادت بت‌ها نیست؛ بلکه پیروی کردن تو از هوا و هوس خویش نیز هست، و اینکه در کنار پروردگارت، چیزی غیر از او را از دنیا و آنچه در آن است، یا از آخرت و آنچه در آن است، برگزینی. زیرا هرچه غیر از او ــ تعالی ــ است، غیرِ اوست. پس هنگامی که به غیر او تکیه و آرامش پیدا کنی، در حقیقت غیر او را با خداوند عزوجل شریک ساخته‌ای. 🔷 پس برحذر باش و تکیه مکن؛ بترس و ایمن مباش؛ جست‌وجو و بررسی کن و غافل مشو تا به آرامش کاذب نرسی. هیچ حال و مقامى را به خود نسبت مده و مدعی هیچ‌یک از این امور مباش. اگر حالی به تو عطا شد یا در مقامی قرار گرفتی، هیچ‌چیز از آن را برای خود انتخاب و قطعی مپندار؛ زیرا خداوند هر روز در کاری است و پیوسته در تغییر و تبدیل است. و نیز او میان انسان و قلبش حائل می‌شود؛ پس ممکن است تو را از آنچه درباره‌اش به تو خبر داده شده، برگرداند و آنچه را گمان کرده‌ای ثابت و پایدار خواهد ماند، تغییر دهد. در آن صورت نزد کسی که برای او از آن سخن گفته‌ای، شرمنده خواهی شد. بنابراین آن را در درون خود نگه دار و به دیگری بازگو مکن. اگر آن حال ثابت و پایدار ماند، بدان که موهبتی از جانب خداست و از او توفیق شکرگزاری بخواه؛ و رؤیت و ادعای خویش را پنهان بدار. و اگر چنین نبود، در آن، افزایش علم و معرفت و نور و بیداری و ادب وجود خواهد داشت. https://t.me/abdolghader1

  • 6 авг.485131

    کانال شیخ عبدالقادر گیلانی رحمه‌الله https://t.me/abdolghader1

  • 4 авг.5892817

    ✍ امام عبدالقادر گیلانی رحمه‌الله فصل: دربارهٔ نام‌های نیکوی خداوند عزوجل (اسماء الحسنی) ما بر این باوریم که خداوند عزّوجلّ نود و نه نام دارد؛ یعنی صد نام، مگر یکی. هر کس این نام‌ها را به‌درستی بشناسد، حفظ کند، به معانی آن‌ها ایمان داشته باشد و بر اساس آن‌ها عمل کند، وارد بهشت خواهد شد. این مطلب از ابوهریره رضی‌الله‌عنه از پیامبر ﷺ روایت شده است که فرمود: «همانا خداوند متعال نود و نه نام دارد، صد نام مگر یکی؛ هر کس آن‌ها را احصا کند، وارد بهشت می‌شود.» همهٔ این نام‌ها در قرآن کریم، در سوره‌های گوناگون آمده‌اند: در سورهٔ فاتحه پنج نام آمده است: الله، رب، رحمان، رحیم، مالک. در سورهٔ بقره بیست‌وشش نام آمده است: محیط، قدیر، علیم، حلیم، توّاب، بصیر، واسع، بدیع، سمیع، کافی، رؤوف، شاکر، واحد، غفور، حکیم، قابض، باسط، «لا إله إلا هو»، حی، قیّوم، علی، عظیم، ولی، غنی، حمید. در سورهٔ آل‌عمران چهار نام آمده است: قائم، واهب، سریع، خبیر. در سورهٔ نساء شش نام آمده است: رقیب، حسیب، شهید، غفور، مُقیت، وکیل. در سورهٔ انعام پنج نام آمده است: فاطر، قاهر، قادر، لطیف، خبیر. در سورهٔ اعراف دو نام آمده است: محیی (زنده‌کننده)، ممیت (میراننده). در سورهٔ انفال دو نام آمده است: «نِعمَ المولى» (چه نیکو سرپرستی است) و «نِعمَ النصیر» (چه نیکو یاوری است). در سورهٔ هود هفت نام آمده است: حفیظ، رقیب، مجید، قوی، مجیب، ودود، فعّالٌ لما یرید (انجام‌دهندهٔ هر آنچه بخواهد). در سورهٔ رعد دو نام آمده است: کبیر، متعال. در سورهٔ ابراهیم یک نام آمده است: منّان (بسیار بخشنده). در سورهٔ حجر یک نام آمده است: خلّاق (بسیار آفریننده). در سورهٔ نحل یک نام آمده است: باعث (برانگیزاننده). در سورهٔ مریم دو نام آمده است: صادق، وارث. در سورهٔ مؤمنون یک نام آمده است: کریم. در سورهٔ نور سه نام آمده است: حق، مبین، نور. در سورهٔ فرقان یک نام آمده است: هادی. در سورهٔ سبأ یک نام آمده است: فتّاح. در سورهٔ مؤمن (غافر) چهار نام آمده است: غافر، قابل، شدید، ذوالطَّول (صاحب فضل و نعمت فراوان). در سورهٔ ذاریات سه نام آمده است: رزّاق، ذوالقوّه، متین. در سورهٔ طور یک نام آمده است: منّان. در سورهٔ قمر (اقتربت الساعة) یک نام آمده است: مقتدر. در سورهٔ الرحمن سه نام آمده است: باقی، ذوالجلال، ذوالإکرام. در سورهٔ حدید چهار نام آمده است: اوّل، آخر، ظاهر، باطن. در سورهٔ حشر ده نام آمده است: قدّوس، سلام، مؤمن، مهیمن، عزیز، جبّار، متکبّر، خالق، بارئ، مصوّر. در سورهٔ بروج دو نام آمده است: مبدئ (آغازکننده)، معید (بازگرداننده). در سورهٔ اخلاص (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) دو نام آمده است: احد، صمد. این ترتیب را سفیان بن عیینه رحمه‌الله نقل کرده است. همچنین عبدالله بن احمد بن حنبل نام‌های دیگری را نیز افزون بر این‌ها ذکر کرده است که عبارت‌اند از: قاهر، فاصل، فالق، رقیب، ماجد، جواد و «أحکم الحاکمین» (حکیم‌ترینِ داوران). و ابوبکر نقاش در کتاب تفسیر الأسماء والصفات از جعفر بن محمد الصادق رحمه‌الله روایت کرده است که فرمود: «همانا خداوند سیصد و شصت نام دارد.» همچنین از افراد دیگری نیز نقل کرده است که نام‌های الهی را صد و چهارده نام دانسته‌اند. همهٔ این گفته‌ها بر این معنا حمل می‌شود که آنان نام‌هایی را که در قرآن به‌صورت مکرر آمده‌اند، هر بار جداگانه شمرده و در شمار اسماء آورده‌اند. اما دیدگاه صحیح همان است که از ابوهریره رضی‌الله‌عنه روایت شده است؛ یعنی اینکه اسماء الحسنی نود و نه نام هستند. 📘 الغنیه لطالبی طریق الحق عزوجل https://t.me/abdolghader1

  • 1 авг.733227

    ✍ ابن قیم جوزی رحمه‌الله می‌فرماید: اساس و محور خوش‌خُلقی، چه در رابطه با مردم و چه در رابطه با خداوند، بر دو اصل استوار است که شیخ عبدالقادر گیلانی ـ رحمه‌الله ـ آن‌ها را چنین بیان کرده است: با خدا باش، بی‌آنکه خلق را در میان آوری؛ و با خلق باش، بی‌آنکه نفس خویش را در میان آوری. پس درنگ کن و بنگر که این دو جمله، با وجود کوتاهی‌شان، چه اندازه بلندمرتبه و ژرف‌اند، و چگونه همه اصول سلوک و هر خُلق نیکویی را در بر گرفته‌اند! بدخُلقی و فساد اخلاق، تنها از اینجا پدید می‌آید که خلق، میان تو و خدا واسطه شوند، و نفسِ تو، میان تو و بندگان خدا قرار گیرد. پس هرگاه در هنگام بودن با خدا، خلق را کنار بگذاری، و در هنگام بودن با مردم، نفس خویش را کنار نهی، به همه آنچه اهل سلوک بدان اشاره کرده‌اند، برای رسیدن به آن همت گماشته‌اند و گرد آن گشته‌اند، دست یافته‌ای. و خداوند یاری‌دهنده است. ✍ متن عربی:        ومدار حسن الخلق مع الخلق ومع الحق: على حرفين، ذكرهما الشيخ عبد القادر الكيلانيُّ -رحمه الله- فقال: كُنْ مع الحقِّ بلا خَلْقٍ، ومع الخَلْق بلا نفسٍ. فتأمّلْ، ما أجلَّ هاتين الكلمتين مع اختصارهما، وما أجمعَهما لقواعد السُّلوك ولكلِّ خلقٍ جميلٍ! وفساد الخُلق إنّما ينشأ من توسُّطِ الخَلق بينك وبين الله، وتوسُّطِ النّفس بينك وبين خلقه. فمتى عزلتَ الخَلق حالَ كونك مع الله، وعزلتَ النّفس حالَ كونك مع الخَلق= فقد فُزتَ بكلِّ ما أشار إليه القوم، وشَمَّروا إليه، وحاموا حولَه. والله المستعان. 📕 مَدارج السَّالكِين (63/3) لابن القيِّم https://t.me/abdolghader1

  • без подписи

  • 29 июл.1 0863026

    ✍ دعای استعاذه و مجرب از حضرت شیخ عبدالقادر گیلانی رحمه‌الله 🤲 أَعُوذُ بِرَبِّ الْعَرْشِ وَالْكُرْسِيِّ مِنَ الشَّيْطَانِ الْغَوِيِّ، وَخَوَاطِرِ السُّوءِ وَهَوَاجِسِ النَّفْسِ، وَمِنْ فِتْنَةِ كُلِّ جِنِّيٍّ وَإِنْسِيٍّ، وَمِنْ رِيَاءٍ وَنِفَاقٍ وَعُجْبٍ وَكِبْرٍ وَشِرْكٍ وَخِلَالِ السُّوءِ النَّاشِئَةِ فِي قَلْبِي، وَمِنْ كُلِّ شَهْوَةٍ وَلَذَّةٍ مُرْدِيَةٍ فِي الْمَهَالِكِ نَفْسِي، وَمِنَ الْبِدَعِ وَالضَّلَالِ وَالْأَهْوَاءِ الْمُسَلَّطَةِ لِلنِّيرَانِ عَلَى جِسْمِي، وَمِنْ كُلِّ قَوْلٍ وَفِعْلٍ وَهِمَّةٍ تَحْجُبُ عَنِ الْقُلُوبِ الْعَرْشِيَّةِ قَلْبِي، وَمِنِ اتِّبَاعِ الْأَهْوَاءِ الْمُضِلَّةِ وَالطَّبَائِعِ النَّفْسِيَّةِ وَالْأَخْلَاقِ الرَّدِيَّةِ. أَعُوذُ بِالْمَلِكِ الْحَمِيدِ الْمَجِيدِ مِنَ الشَّيْطَانِ الْخَبِيثِ الْمَرِيدِ. أَعُوذُ بِالرَّبِّ الْوَدُودِ مِنْ نِقْمَتِهِ إِذَا غَفَلْتُ عَنْ طَاعَتِهِ، إِذْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَيَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ. أَعُوذُ بِهِ مِنْ سَطْوَتِهِ إِذَا غَضِبَ عَلَى أَهْلِ مَعْصِيَتِهِ، أَعُوذُ بِهِ مِنْ هَيْبَتِهِ عِنْدَ شِدَّةِ بَطْشِهِ فِي يَوْمِ الْقِيَامَةِ لِلطَّاغِينَ مِنْ بَرِيَّتِهِ. وَأَعُوذُ بِهِ مِنْ كَشْفِ الْغِطَاءِ وَالسِّتْرِ وَالتِّيهَانِ فِي مَعْصِيَتِهِ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ، وَنِسْيَانِ الْأَصْلِ وَالْفَرْعِ، وَالْمَيْلِ إِلَى الزَّيْغِ وَالرَّعُونَةِ وَالْخُيَلَاءِ وَالْكِبْرِ، وَتَرْكِ الطَّاعَةِ وَالْقُرْبَةِ وَالْبِرِّ وَالتَّعَالِي عَلَيْهِ، وَالْأَيْمَانِ الْكَاذِبَةِ، وَالْحِنْثِ دُونَ الْبِرِّ، وَخَاتِمَةِ السُّوءِ، وَالْإِفْلَاسِ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ، وَالْمُوَافَاةِ عِنْدَ حُضُورِ الْمَنِيَّةِ بِالشَّرِّ. ترجمه به پروردگار عرش و کرسی پناه می‌برم از شیطان گمراه‌کننده، و از اندیشه‌های بد و وسوسه‌های نفس، و از فتنه هر جن و انسان، و از ریا، نفاق، خودپسندی، تکبر، شرک و همه خصلت‌های ناپسندی که در دلم پدید می‌آیند، و از هر شهوت و لذتی که جانم را به ورطه‌های هلاکت می‌کشاند، و از بدعت‌ها، گمراهی‌ها و هوس‌هایی که آتش دوزخ را بر پیکرم مسلط می‌سازند، و از هر گفتار، کردار و همّتی که دل مرا از دل‌های عرشی محجوب و دور می‌گرداند، و از پیروی هوس‌های گمراه‌کننده، سرشت‌های نفسانی و اخلاق ناپسند. به فرمانروای ستوده و باشکوه پناه می‌برم از شیطان پلید و سرکش. به پروردگار مهربان و دوستدار پناه می‌برم از کیفر او، آنگاه که از فرمانبرداری‌اش غافل شوم؛ زیرا او از رگ گردن به من نزدیک‌تر است. به او پناه می‌برم از قهر و قدرتش، آنگاه که بر اهل نافرمانی خشم گیرد. و به او پناه می‌برم از هیبت او، هنگامی که در روز قیامت، سخت‌گیری و انتقامش بر سرکشان از آفریدگانش فرود آید. و به او پناه می‌برم از آنکه پرده پوشش و ستر از من برداشته شود، و در خشکی و دریا در نافرمانی او سرگردان گردم؛ و از فراموش کردن اصل و فرع؛ و از گرایش به کژی، سبک‌سری، خودنمایی و تکبر؛ و از ترک طاعت، تقرب به خدا، نیکوکاری و سرکشی در برابر او؛ و از سوگندهای دروغ؛ و از شکستن سوگند، بی‌آنکه به نیکی و وفاداری روی آورم؛ و از فرجام بد؛ و از محروم ماندن از هر خیر؛ و از آنکه هنگام فرا رسیدن مرگ، با شر و بدفرجامی به دیدار پروردگار برسم. 📘 الغنیه لطالبی طریق الحق https://t.me/abdolghader1

  • 27 июл.7973610

    ✍ شریف ابوعبدالله حسین بغدادی رحمه‌الله نقل می‌کند: در مجلس شیخ ما عبدالقادر گیلانی رحمة اللّٰه علیه حضور داشتم. در آن روز حدود ده هزار نفر در مجلس بودند و شیخ علی هیَتی کنار محراب نشسته بود. در همان حال، خواب سبکی بر او غلبه کرد. شیخ عبدالقادر گیلانی او را دید و به حاضران فرمود: «ساکت باشید.» همه سکوت کردند. سپس ایشان از روی کرسی پایین آمد و با نهایت ادب در برابر شیخ علی هیَتی ایستاد. اندکی بعد، شیخ علی از خواب بیدار شد. شیخ عبدالقادر گیلانی به او فرمود: «آیا در خواب، پیامبرﷺ را دیدی؟» شیخ علی پاسخ داد: «آری.» شیخ عبدالقادر فرمود: «به خاطر همان (دیدار رسول خداﷺ) بود که در برابر تو ادب کردم.» سپس پرسید: «پیامبر چه سفارشی به تو فرمود؟» شیخ علی گفت: «به من سفارش کرد که ملازم تو باشم و از دانش تو بهره بگیرم.» سپس از شیخ علی دربارهٔ معنای سخن شیخ عبدالقادر که فرمود: «به خاطر او در برابر تو ادب کردم» پرسیدند. شیخ علی گریست و گفت: «آن کسی را که من در خواب دیدم، مولای ما (شیخ عبدالقادر) او را در بیداری می‌دید.» اللهم صل وسلم وبارك على سيدنا محمد وعلى آله عدد كمال الله وكما يليق بكماله . 📘 بهجة الأسرار ومعدن الأنوار       نورالدین علی بن یوسف شطنوفی (متوفای ۷۱۳ هـ). https://t.me/abdolghader1

  • ✍ امام عبدالقادر گیلانی رحمه‌الله بر توست، ای سالکی که با دیدهٔ تدبر و تأمل، در راز بازگشت همهٔ موجودات به وحدت ذاتی حق، و در پیوند همهٔ جلوه‌ها و آفریده‌ها با مبدأ حقیقی و سرچشمهٔ نخستین می‌اندیشی ــ خداوند چشمِ بصیرتت را از دیدن اسباب و وسایط بپیراید و تو را بر کنار زدن پرده‌ها و کشف حقیقت‌ها یاری رساند ــ که درون خویش را از هرگونه گرایش به غیر خدا پاک سازی؛ چنان که سراسر باطنت از محبت الهی سرشار گردد. آن‌گاه این محبت در ژرفای جانت ریشه بدواند، استوار شود و پیوسته فزونی گیرد، تا بدانجا که حتی از اندیشه‌ها و وسوسه‌های نفس خویش نیز غافل شوی. سپس این عشق از باطن به ظاهرت سرایت کند و تو را از همهٔ خواهش‌ها، لذت‌ها و کشش‌های نفس، و از هر آنچه قوای جسم و جانت طلب می‌کنند، بازدارد. در نتیجه، ظاهر و باطنت یکسره از محبت خدا لبریز گردد. در آن هنگام، دیگر هیچ التفاتی به غیر حق در تو باقی نمی‌ماند. سراپا حیرت می‌شوی، مدهوش می‌گردی و در تماشای جمال کریم او چنان غرق می‌شوی که جز او هیچ نمی‌بینی. و چون به این مقام برسی، حق تعالی تو را از خویشتنِ خویش می‌رباید، از دیدهٔ خودت پنهانت می‌سازد، و اگر در او پایدار بمانی و در ذات او از خود فانی شوی، آن‌گاه سزاوار آن خواهی بود که با زبانِ استعداد و حال خویش ــ پس از آنکه همهٔ نقش‌ها و نشانه‌های خودی‌ات در خداوند محو شد ــ بگویی: «ما از خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم.» آنگاه حقیقت این سخن الهی را با تمام وجود درمی‌یابی: «پس منزّه است آن کسی که فرمانرواییِ همهٔ هستی به دست اوست، و همگی شما به سوی او بازگردانده می‌شوید.» ( سوره یس آیه ۸۳) 📘 تفسیر الجيلاني سوره یٰس https://t.me/abdolghader1

  • без подписи

  • ✍ امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمه‌الله 📘 «خَمْسَةُ عَشَرَ مَكْتُوبًا»          مجموعه ۱۵ نامه مکتوب اول در بیان آغاز جذبه الهی و کشش حق. ای عزیز! هنگامی که برق‌های شهود از ابرِ فیضِ الهیِ ﴿يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ﴾ «خداوند هر کس را بخواهد به نور خویش هدایت می‌کند» درخشیدن گیرد، و نسیم‌های وصال از جایگاه عنایتِ ﴿يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ﴾ «رحمت خویش را به هر کس که بخواهد اختصاص می‌دهد» بوزد، گل‌های انس و الفت در بوستان‌های دل‌ها شکوفا می‌شوند و بلبلان شوق در باغ‌های ارواح، با نغمه‌های ﴿يَا أَسَفَى عَلَى يُوسُفَ﴾ «ای دریغا بر یوسف!» به نغمه‌سرایی می‌پردازند. و آتش‌های اشتیاق در کانون‌های اسرار درونی شعله‌ور می‌شود؛ بال‌های پرندگان اندیشه از شدت پرواز در فضای عظمت از کار می‌افتد؛ پهلوانان عقل در بیابان‌های معرفت راه را گم می‌کنند؛ پایه‌های ارکان فهم بر اثر ضربهٔ هیبت به لرزه درمی‌آید؛ و کشتی‌های عزم و اراده در ژرفای دریاهای ﴿مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ﴾ «آنان خدا را آن‌گونه که شایستهٔ اوست نشناختند» با بادهای ﴿وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ﴾ «و آن کشتی‌ها آنان را در میان موج‌هایی همچون کوه‌ها به حرکت درمی‌آوردند» به حرکت درمی‌آیند. و هنگامی که موج‌های دریای عشقِ ﴿يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ﴾ «خدا آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند» به تلاطم درمی‌آید، هر یک با زبان حال ندا می‌دهد: ﴿رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبَارَكًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ﴾ «پروردگارا! مرا در جایگاهی پربرکت فرود آور، و تو بهترین فرودآورندگانی.» پس عنایت پیشین الهی آنان را درمی‌یابد: ﴿إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى﴾ «همانا کسانی که از جانب ما نیکی و سعادت از پیش برای آنان مقرر شده است...» و آنان را بر ساحلِ بخششِ ﴿مَقْعَدِ صِدْقٍ﴾ «جایگاه صدق» فرود می‌آورد؛ و آنان را به مجالس مستانِ ﴿أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ﴾ «آیا من پروردگار شما نیستم؟» می‌رساند؛ و برای آنان سفرهٔ نعمتِ ﴿لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ﴾ «برای کسانی که نیکی کردند، نیکویی و افزون بر آن است» می‌گستراند؛ و جام‌های وصال را از خمره‌های قرب، به دست ساقیانی که ﴿وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا﴾ «پروردگارشان به آنان نوشیدنی‌ای پاک می‌نوشاند» بر آنان می‌گرداند؛ و آنان به پادشاهی جاودانه و فرمانروایی همیشگی شرافت می‌یابند: ﴿وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا﴾ «و هنگامی که آنجا را ببینی، نعمت و پادشاهی بزرگی را خواهی دید.» 📗 منبع: خَمْسَةُ عَشَرَ مَكْتُوبًا لِلشَّيْخِ عَبْدِ القَادِرِ الجِيلَانِي رضی‌الله‌عنه تحقیق: الدكتور لؤي فتّوحي وفائز فتّوحي https://t.me/abdolghader1

  • 22 июл.6912211

    🔷 از حجابِ نفس تا آستانِ وصال ✍ امام عبدالقادر گیلانی رحمه‌الله ای جوان! چگونه رستگار خواهی شد، در حالی که دستِ نفس، هوس، سرشتِ نفسانی و شیطانت را بر چشمِ قلب خود باقی گذاشته‌ای؟ این دست‌ها را کنار بزن؛ آنگاه اشیا و حقایق را آن‌گونه که هستند خواهی دید. دستِ نفس را با مجاهده و مبارزه با آن، و با مخالفت با خواسته‌هایش از میان بردار. دستِ هوا و هوس، طبع نفسانی و شیطانت را نیز کنار بزن؛ زیرا اگر چنین کنی، خواهی دید که این دست‌ها برداشته شده‌اند و پرده‌های میان تو و پروردگار عزّوجلّ کنار رفته‌اند. در آن هنگام، به نور و هدایت او به هر چه غیر از اوست می‌نگری؛ خودت را می‌بینی و دیگران را نیز می‌بینی. عیب‌های خود را مشاهده می‌کنی و از آن‌ها دوری می‌جویی، و عیب‌های دیگران را نیز می‌بینی و از گرفتار شدن به همان عیب‌ها می‌گریزی. هنگامی که این مقام برای تو کامل شود، خداوند تو را به خود نزدیک می‌کند و چیزهایی به تو عطا می‌فرماید که نه چشمی دیده، نه گوشی شنیده و نه بر دل هیچ بشری خطور کرده است. دل و سِرّ (باطنِ نهانی) تو را مورد خطاب قرار می‌دهد و آن دو را می‌آراید و جامه‌های کرامت خویش را بر آن‌ها می‌پوشاند. تو را به ولایت و دوستیِ خاصّ خود می‌پذیرد، یاریت می‌کند، نیرویت می‌بخشد و بر دیگر آفریدگانش برتری و اقتدار معنوی می‌دهد. تو را آزاد و رها می‌سازد، نگهبانِ قلب خویش قرار می‌دهد، و فرشتگانش را در خدمت تو می‌گمارد. ارواح پیامبران و رسولانش را به تو نشان می‌دهد، و در آن حال هیچ امر پنهانی از احوال مخلوقات بر تو پوشیده نمی‌ماند. 📗 مجالس فتح الربانی https://t.me/abdolghader1

  • ✍ امام عبدالقادر گیلانی رحمه‌الله نیکی به پدر و مادر واجب است. خداوند متعال فرموده است: «اگر یکی از آن دو یا هر دوی آنان در کنار تو به سالخوردگی رسیدند، حتی به آنان "اُف" مگو، بر سرشان فریاد مزن، و با آنان سخنی بزرگوارانه و محترمانه بگو.» (اسراء: ۲۳) و نیز فرموده است: «و در دنیا با آنان به شایستگی و نیکی معاشرت کن.» (لقمان: ۱۵) و نیز فرموده است: «مرا و پدر و مادرت را سپاس گزار، که بازگشت همه به سوی من است.» (لقمان: ۱۴) از عبدالله بن عباس رضی‌الله‌عنهما روایت شده است که پیامبر ﷺ فرمودند: «هر کس بامداد را در حالی آغاز کند که پدر و مادرش از او ناخشنود باشند، دو درِ جهنم به روی او گشوده می‌شود؛ و هر کس شب را در حالی به پایان برساند که آنان از او ناخشنود باشند، دو درِ جهنم به روی او گشوده می‌شود. اگر تنها یکی از آن دو باشد، یک در گشوده می‌شود؛ هرچند آن دو بر او ستم کرده باشند، هرچند بر او ستم کرده باشند، هرچند بر او ستم کرده باشند.» و از عبدالله بن عمر رضی‌الله‌عنهما روایت شده که رسول خدا ﷺ فرمودند: «خشنودی پروردگار در خشنودی پدر و مادر است، و خشم پروردگار در خشم پدر و مادر.» و نیز از عبدالله بن عمر رضی‌الله‌عنهما روایت است که مردی نزد پیامبر ﷺ آمد و گفت: «می‌خواهم در جهاد شرکت کنم.» پیامبر ﷺ فرمودند: «آیا پدر و مادرت زنده‌اند؟» گفت: «آری.» فرمودند: «پس جهاد تو در خدمت به آن دو است.» 🔷 شیوه نیکی به پدر و مادر       نیکی به آنان آن است که نیازهایشان را برطرف سازی، آنان را از هرگونه آزار حفظ کنی، و با آنان همان‌گونه با نرمی و مدارا رفتار نمایی که با کودکی خردسال رفتار می‌شود. از آنان و از خواسته‌هایشان اظهار خستگی و دل‌تنگی نکنی، و خدمت به آنان را جایگزین بسیاری از عبادت‌های مستحبی خود، مانند نمازهای نافله، روزه‌های مستحبی و تلاوت‌های مستحب قرار دهی. پس از هر نماز برای آنان آمرزش بخواهی، آنان را وادار به زحمت و مشقت نکنی، آزار احتمالی آنان را تحمل نمایی، صدایت را از صدای آنان بلندتر نکنی، و در اموری که مخالفت با شرع در آن نباشد، با آنان مخالفت نورزی. مقصود از این سخن آن است که اطاعت از آنان نباید موجب ترک واجباتی مانند حج واجب، نمازهای پنج‌گانه، زکات، کفاره‌ها و نذرها گردد؛ و نیز نباید سبب ارتکاب کارهای حرام، مانند زنا، نوشیدن شراب، قتل، تهمت، یا تصرف ناروا در اموال مردم از راه غصب یا دزدی شود. زیرا پیامبر ﷺ فرمودند: «در نافرمانی خداوند، هیچ اطاعتی از هیچ مخلوقی جایز نیست.» خداوند متعال نیز فرموده است: «و اگر آن دو تلاش کردند که چیزی را که بدان علم نداری شریک من قرار دهی، از آنان اطاعت مکن؛ ولی در دنیا با آنان به نیکی معاشرت کن.» (لقمان: ۱۵) این حدیث و این آیه، حکمی کلی را بیان می‌کنند؛ یعنی نباید از هیچ‌کس، هر که باشد، در انجام گناه یا ترک فرمان خدا اطاعت کرد. از احمد بن حنبل نیز در روایت ابوطالب نقل شده است که درباره مردی که پدر و مادرش او را از نماز جماعت بازمی‌داشتند، فرمود: «در ترک واجب، اطاعت از آنان جایز نیست.» اما درباره عبادت‌های مستحب، ترک آنها برای اطاعت از پدر و مادر جایز است، بلکه اطاعت از آنان در این مورد بهتر و شایسته‌تر است. از دیگر مصادیق نیکی به آنان این است که با کسانی که آنان با ایشان رابطه دارند، رابطه برقرار کنی؛ از کسانی که آنان از ایشان روی گردان شده‌اند، دوری نمایی؛ و همان‌گونه که برای خود خشمگین می‌شوی، برای آنان نیز در زندگی و پس از مرگ غیرت و دفاع داشته باشی. هرگاه طبیعتت تو را به خشم نسبت به آنان فراخواند، به یاد آور که چگونه تو را پرورش داده‌اند، شب‌ها برایت بیدار مانده‌اند، با مهربانی از تو مراقبت کرده‌اند و برای آسایش تو رنج برده‌اند؛ و نیز این فرمان خدا را به یاد آور: «و با آنان سخنی بزرگوارانه بگو.» (اسراء: ۲۳) اگر نه مهر و دلسوزی نسبت به آنان، و نه یاد نعمت‌هایشان، تو را از خشمت بازنداشت، بدان که از توفیق الهی محروم شده‌ای و گرفتار خشم خدا گشته‌ای. پس هرگاه خشمت فرو نشست، اگر در حق آنان فرمان خدا را نادیده گرفته‌ای، به درگاه خداوند توبه کن. به سفری که بر تو واجب نیست، جز با اجازه آنان نرو. و نیز برای جهادی که بر تو واجب عینی نشده است، بدون اجازه آنان خارج مشو. با رفتار خود آنان را داغدار و اندوهگین مساز؛ زیرا پیامبر ﷺ دیگران را نیز از داغدار کردن پدر و مادر نهی کرده و فرموده‌اند: «خداوند لعنت کند کسی را که میان مادر و فرزندش جدایی اندازد.» و اگر به غذا یا نوشیدنی خوبی دست یافتی، شایسته است بهترین آن را به پدر و مادرت تقدیم کنی؛ زیرا چه بسیار که آنان تو را بر خود مقدم داشتند، خود گرسنه ماندند تا تو را سیر کنند، برای آسایش تو شب‌ها بیدار ماندند و رنج کشیدند تا تو در آرامش باشی. اگر چنین رفتار کنی، به خواست خداوند، به راه درست هدایت خواهی شد. 📘 الغنیه لطالبی طریق الحق

  • без подписи