tgindex
محالّ معرفة الله

محالّ معرفة الله

Статистика
@maerefatallahКнигиперсидский

السلام علی محالّ معرفة الله- سلام بر جایگاه‌های شناخت الله متعال (زیارت جامعه کبیره)

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
86
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
820
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
319
40 постов
Вовлечённость
38,9%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 86
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
97
1/48двое суток
111
1/72трое суток
119

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • #ساحت_عقل #ساحت_دل 🔰در ساحت عقل در طول تاریخ همیشه این کاروزار بوده است که جمعی با عقل جزئی در پی کشف حقایق بوده‌اند. می‌خواستند با دیدگان عقل خدا را درک کنند، آفرینش را بفهمند، عوالم را بفهمند، دین‌ها را بفهمند، شریعت‌ها را بفهمند. در این جمع فلاسفه، متکلمین، فقها، روشنفکران، روانشناسان، مستشرقان حاضرند. تمام این گروه‌ها برای شناخت، چهارچوب‌های فکری ایجاد کرده‌اند تا به زعم خود به خطا نیفتند. اگر با دیده‌ی حق ببینیم، هر کدام از این گروه‌ها عقل دارند و واقعا سعی می‌کنند عقلانی ببینند و عقلانی بفهمند. پس چرا آنقدر اختلاف نظر میانشان است؟ هر گروه، گروه دیگر را به خروج از عقل متهم می‌کنند، آیا واقعا عقل ندارند؟ 🔰 در ساحت دل در طول تاریخ همیشه این کاروزار بوده است که جمعی در ابتدای مسیر شناختی، عقل جزئی را به کار گرفتند سپس بعد از مراحل عقل جزئی را کنار گذاشتند و با دل پیش رفته‌اند. این گروه ادعا کرده‌اند که تنها راه شناخت حقایق عالم، فعال شدنِ دل است. یعنی دل انسانی یک مُدرِک (ادراک کننده) است. در این جمع عرفا (در همه‌ی مکاتب و ادیان) هستند. ادامه در کامنت

  • #وقت 🕋 ثم إنه إذا بلغت به الإرادة و الرياضة حدا ما- عنت له خلسات- من أطلاع نور الحق عليه لذيذة- كأنها بروق تومض إليه ثم تخمد عنه- و هو المسمى عندهم أوقاتا- و كل وقت يكتنفه وجدان- وجد إليه و وجد عليه- ثم إنه ليكثر عليه هذه الغواشي إذا أمعن في الارتياض‌. 🔰 اگر زمانی، اراده و ریاضت، سالک را به یک حدّی برساند، برای این سالک، خلسه‌هایی از اطلاع نور حق بر آن سالک، عارض می‌شود که آن خلسه‌ها لذیذ هستند گویا این خلسه‌ها، برق‌هایی که کم درخشیدند. سپس آن برق فرو می‌نشیند و این نزد عارفان، اوقات نامیده شده است. 🔺 هر وقتی را دو اندوه در برگرفته است، اندوهی که به او روی می‌آورد و اندوهی که بر او پیش می‌آید. 🔺 سپس بر آن سالک، این جامه‌های نگارین زیاد می‌گردد زمانی که سالک در ریاضت امعان پیدا کند. شیخ الرئیس بوعلی سینا 📕 شرح الاشارات و التنبیهات، النمط التاسع فی مقامات العارفین، الفصل التاسع، ص ۱۰۶۰. @maerefatallah

  • #قبض #بسط #اسباب_قبض 🕋 اما قبض و بسط پس عرفا گفته‌اند: 📌این دو پی در پی می‌آیند مانند رفت و آمد شب و روز؛ 📌 بنده هیچ‌گاه از این دو خالی نمی‌باشد. 📌 حق این است که از تو، عبودیت در هر دوی اینها را اقتضاء می‌کند. 📝 پس اگر کسی وقتش قبض باشد پس حتما باید ابتدا سبب آن قبض را بداند؛ 🔰 اسباب قبض ۳ تا هستند: ۱- ذنبی که آن را ایجاد کرده‌ای. ۲- یا دنیایی که از دست تو رفته است یا برای تو کم شده است. ۳- ظالمی که تو را در مالت یا در خودت یا در شرایط زندگی‌ات یا در خانواده‌ات یا در جایگاهت یا در دینت یا غیر آن آزار می‌رساند. 🔰 پس اگر یکی از این اسباب بر تو وارد شد پس بندگی آن است که به شرع برگردی. 🔺اما درباره‌ی ذنب پس با توبه و انابه و درخواست اقاله کردن ذنب است. (اقاله کردن ذنب یعنی گره ایجاد شده باز شود و اثرات آن از بین برود). 🔺 و اما درباره‌ی آنچه از دست تو رفته یا برای تو کم گردیده، پس با تسلیم و رضا و احتساب است. 🔺 و اما درباره‌ی آنچه توسط ظالم مورد آزار و اذیت واقع می‌شوی پس با صبر و سکوت و ثبات است. شیخ کامل مکمل أحمد النقشبندی الخالدی 📗 جامع الأصول في الأولياء، الفصل الثامن والعشرون، ص ۱۳۶. @maerefatallah

  • هو عادت، عظیم کمین‌گاهی‌ست شیطان را. و کم آدمی‌ بینی در وجود که از شیاطین عادت، زخمی، دو‌ زخم، و ده زخم و هزار زخم ندارد؛ لابَل(=بلکه) اغلب خلق در زیر شیاطین عادت‌اند؛ و افتادهٔ ایشانند. • قاضیِ شهید عین القضات همدانی • مکتوبات، جلد ۱، ص۸۲ ° نقاشی: شکنجه سنت آنتونی توسط شیاطین با عنوان وساوس سنت آنتونی، اثر میکل آنژ (۱۴۸۸ م) @zonnoun

  • زِدْنِی بِفَرْطِ الْحُبِّ فِیْکَ تَحَیُّرا وَارْحَمْ حَشَی بِلَظَی هَوَاکَ تَسَعُّرا وَإذا سَأَلْتُکَ أنْ أَرَاکَ حَقیِقَةً فَاسْمَحْ وَلاَ تَجْعَلْ جَوابی لَنْ‌تَرَا یَا قَلْبُ أَنْتَ وَعَدْتَنِی فِی حُبِّهِمْ صَبْراّ فَحاذِرْ أنْ تَضِیْقَ وَتَضْجَرا اِنَّ الْغَرامَ هُوَ الْحَیاةُ، فَمُتْ بِهِ صَبًاً، فَحَقُّکَ اَنْ تَمُوْتَ وَتَعْذِرا وَلَقَدْ خَلَوتُ مَعَ الْحَبِیْبِ وَبَیْنَنَا سِرٌّ أرقُ مِن النَّسِیْم إذَا سَرَا وَاَباحَ طَرْفي نَظْرَة أمَّلْتُها فَغَدَوْتُ مَعْروفاً وَکُنْتُ مُنَکَّرا فَدُهِشْتُ بَیْنَ جَمالِهِ وجَلالِهِ وَغَدَا لِسانُ الْحالِ عَنِّی مخْبِرا ابن فارض

  • 9 авг.227611

    من از عالم تو را تنها گزینم روا داری که من غمگین نشینم دل من چون قلم اندر کف توست ز توست ار شادمان وگر حزینم بجز آنچ تو خواهی من چه باشم بجز آنچ نمایی من چه بینم گه از من خار رویانی گهی گل گهی گل بویم و گه خار چینم مرا تو چون چنان داری چنانم مرا تو چون چنین خواهی چنینم در آن خمی که دل را رنگ بخشی چه باشم من چه باشد مهر و کینم تو بودی اول و آخر تو باشی تو به کن آخرم از اولینم چو تو پنهان شوی از اهل کفرم چو تو پیدا شوی از اهل دینم بجز چیزی که دادی من چه دارم چه می جویی ز جیب و آستینم  مولانا

  • ◍⃟‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖡼هٰٖوٰٖاٰٖلٰٖرحیٰٖمٰٖ𖡼 🪺.⃟⌜  #عقیده 🕋 بدان که برای هر شخصی عقیده درباره‌ی پروردگارش هست که به سبب آن عقیده به سوی پروردگارش مراجعه می‌کند و در آن عقیده از پروردگارش درخواست می‌کند. ⭐️ پس زمانی که حقّ تعالی برای این شخص در آن عقیده تجلی کند، او را می‌شناسد و به او اقرار می‌کند ولی اگر برای این شخص در غیر آن عقیده تجلی نماید او را انکار می‌کند و از او بر می‌گردد. در نفس الامر این شخص، به الله اسائه ادب کرده در حالی که نزد خودش ادب به الله می‌گذارد. 🔰 معتقدی اعتقاد نمی‌ورزد مگر به آنچه در درون خودش قرار داده است. 💠 پس اله در اعتقادات به سبب جعل است. 🔖 معتقدین نمی‌بینند مگر خودشان و آنچه جعل کرده‌اند... ☄ پس بر تو باد که پرهیز نمائی به عقد (گره=عقیده) مخصوصی مقیّد شوی و به ماسوای آن عقیده کافر گردی.                ┄═༻⃘⃕❀ŏ‌🌿ŏ‌༻⃘⃕❀═┄ شیخ اکبر محیی‌الدین ابن عربی 📕 المسائل لایضاح المسائل، المسألة السابعة والعشرون (۲۷)، ص ۳۵. 𖡼┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄ ⸽  ⍣•╭➺@maerefatallah⊇۠⸼🦋࿏ ⸽   • ╰──────────── ⸽           •┈••✮✾•✿•✾✮••┈•

  • السَّلاَمُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ ای کشته‌ی شده‌ی عبور مرور‌ها 🔰 آنچه در فرهنگ حسینی آشکار است ثبات قدم می‌باشد(وَ أَنْ يُثَبِّتَ لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ). یکی از عواملی که باعث واقع شدن واقعه‌ی کربلا گردید، بی‌ثباتی عقلی و قلبی انسان‌های آن دوره است. 📌قبل از آمدن عبیدالله ابن زیاد به کوفه، اکثریت خواهان همراهی با سیدالشهدا بودند و بعد از آمدن ابن‌مرجانه اکثریت به لشکر یزید پیوستند. آنچه طاغوت می‌کند با ایجاد فضاهای هیجانی، و تحریک احساسات، و برانگیختن حس‌های قومی و نژادی، و برانگیختن حس غیرت و تعصب دینی، جلوی تعقل و تفکر و تأمل را می‌گیرد. آنچه ابن مرجانه کرد همین بود. گروهی را با برانگیختن حس دنیا دوستی، از پیوستن به سیدالشهدا منصرف کرد. گروهی را با ترساندن و ایجاد رعب و وحشت منصرف کرد. گروهی را با ایجاد حس قومی و قبیله‌ای منصرف کرد. گروهی را با برانگیختن تعصب دینی منصرف کرد. و در آخر یک قاضی را تطمیع کرد تا حکم ارتداد سیدالشهدا را صادر کند نعوذ بالله. و فقیهی را با وعده‌ی حکومت ری به مقابله با سیدالشهدا روانه‌ی کربلا کرد. اینجا بود که عموم جامعه پنداشتن کشتن حسین بن علی یک واجب الهی است و اگر کسی در آن شرکت نکند خسر الدنیا و الآخرة می‌شود. نعوذبالله لفظ العبرات در زیارات سیدالشهدا دلالت بر همین تغییر مواضع انسان‌های آن دوره است. که ابتدا طرفدار، سپس بی‌طرف، سپس دشمن. عبرات یعنی شخص بر یک روند و سنت پابرجا نباشد و مدام رأی و نظر خودش را تغییر می‌دهد و هر روز به یک شکل عمل میکند.

  • 6 авг.5092344

    سلام و عرض ادب تقریبا ۱۵ سالی می‌شود که پیاده‌روی زیارت اربعین باب شده است. یکی از برکات این برنامه نمایان شده خلوص عراقی‌ها در محبت سیدالشهدا است که بی‌قید و شرط برای سیدالشهدا از جان و مال خود بذل می‌کنند. از همان ابتدا در خدمت اساتیدی که بودم اذن خواستم که به زیارت اربعین بروم اما در لفافه منع می‌کردند. امسال از استادم اذن گرفتم و به زیارت اربعین رفتم و دریافتم چرا عرفا از رفتن به این برنامه منع می‌کردند. خلاصة الکلام این برنامه از حیث فقهی بدعت است و به جای اعتلای راه شیعه، بیشتر موجب شده است که رجال سیاسی بهره‌برداری‌های خودشان را نمایند. ای کاش مرجعیت شیعه‌ی عراق علی الخصوص آقای سیستانی مردم عراق را تشویق می‌کردند که به جای اینکه این همه هزینه را در چنین برنامه‌ی خرج کنند، آن را برای از بین بردن ریشه‌ی فقر در کشور عراق می‌کردند.

  • #نفس_اماره جهاد معنوی را نیز دریاب چو دانستی بکن جهدی در این باب چو اماره است نفست کافر است او ز جمله کافران کافرترست او به حکمت دعوتش کن سوی ایمان مریدش کن اگر گردد مسلمان که گر از نور ایمان پاک گردد به معنی برتر از افلاک گردد وگر دانی که نفست سرکش افتاد یقین خاکت دهد یک روز بر باد بکن با کافر نفست جهادی که بر کافر نباشد اعتمادی جهاد نفس کافر را چه مقدار جهاد کافر نفس است دشوار اگر با کافران چین و ماچین در افتی به که با این نفس پرکین شیخ محمود شبستری کنز الحقایق، بخش ۱۱ - در تحقیق جهاد و معنی آن

  • #نفس_اماره #راه_تغییر_امارگی 🕋 و اسم امارگی بر نفس بدان معنی است که امیر قالب او باشد و اماره لفظ مبالغت است از امیر و آمر یعنی به غایت فرماینده و فرمانرواست. فرماینده است به موافقات طبع خویش و مخالفات شرع حق و فرمانرواست بر جملگی جوارح و اعضا تا بر وفق طبع و فرمان او کار کنند. 🔺 و تا نفس سر بر خط فرمان حق ننهد و منقاد شرع نشود از صفت امارگی خلاص نیابد که این دو صفت ضد یکدیگرند تا اماره است ماموره نتواند بود و چون ماموره گشت از امارگی خلاص یافت. 🔰 فلاسفه را اینجا غلطی عظیم افتاد پنداشتند که امارگی نفس را صفات ذمیمه حیوانی است و پس در تهذیب اخلاق و تبدیل صفات رنج بردند بر امید آنک نفس را چون صفات ذمیمه به صفات حمیده مبدل شود از امارگی به مطمئنگی رسد. ندانستند که از مجرد این معاملات امارگی بر نخیزد تا آنگه که ماموره شرع نشود. ایشان پنداشتند شرع از برای تهذیب اخلاق می‌باید پس گفتند چون ما تهذیب اخلاق به نظر عقل حاصل کنیم ما را به شرع و انبیا چه حاجت باشد؟ شیطان ایشان را ازین مزله به دوزخ برد، نور ایمان حقیقی نداشتند تا باز بینند که از حجاب طبع به طبع بیرون نتوان آمد. که اگر کسی هزار سال به نظر عقل خویش نفس را ریاضت فرماید تا در نفس هزارگونه صفا و بینایی و روشنایی پدید آید و بعضی حجب صفات بشری برخیزد؛ این جمله تقویت حجاب طبع دهد و کدورت و نابینایی حقیقی زیادت کند. زیرا که چون پیش ازین صفا و بینایی نداشت طالب آن بود و می‌دانست که در کدورت و نابینایی است؛ اکنون که قدرت اثر صفا و بینایی در نفس باز یافت پندارد صفا و بینایی حقیقی است از طلب فروماند و آن پندار حجابی معظم‌تر از جمله حجب شود و در نابینایی حقیقی بیفزاید. و این معنی جز دلی فهم نکند که موید بود بتأیید الهی و دیده سر او از «نورالله» بینایی یافته بود که «المومن ینظر بنور الله».  شیخ کامل مکمل نجم الدین دایه 📘 مرصاد العباد، باب چهارم، فصل سیم، ص ۲۰۹ / ۲۱۰. @maerefatallah

  • 🕯📢 #نفس_اماره 🕋 سیر نفس اماره به سوی الله متعال است و عالم آن، عالم شهادت و محل آن، سینه و حال آن، میل و وارد آن، شریعت می‌باشد. این نفس اماره همان نفس ناطقه است _و نفس ناطقه همان قلب است که خداوند درباره‌ی آن فرموده است «ذلک لمن به قلب» زیرا مقصود از قلب یک تکه گوشت نیست بلکه همانا آن یک لطفه‌ی ربانی است_اما زمانی که (این نفس ناطقه) به میل به طبیعت و تمایل به شهوات چرکین شود و نفس ناطقه، به نفس شهوانی یعنی روح حیوانی برگردد (تغییر کند)، در جرگه‌ی حیوانات درآمده است و اوصاف پسندیده‌ی او به اوصاف مذموم تبدیل شده است و به گونه‌ای تغییر یافته است که جدای از حیوانات تشخیص داده نمی‌شود مگر در صورت. (به عبارت دیگر به گونه‌ای صفات او تغییر یافته است که از دسته‌ی حیوانات شناخته می‌شود و نمی‌شود او را غیر از حیوانات دانست مگر اینکه در شکل و ظاهر، چهره‌ی انسانی دارد). 🔰 و شیطان یکی از لشکریان این نفس اماره می‌گردد. 💠 از صفت‌های این نفس اماره، نادانی و بخل و حرص و کبر و خشونت و آزمندی و شهوت و حسد و غفلت و بدخُلقی و فرو رفتن در چیزهایی که مقصود حقیقی نیست و استهزا و بغض و کینه و آزار رساندن با دست و زبان و غیر از آن، از قبیح‌هایی که ذکر آنها گذشت. شیخ کامل مکمل عبدالخالق عبدالسلام الشبروای 📔 مراتب النفس، الباب الاول، ص ۲۶-۲۷. @maerefatallah

  • 🕯📢 #طلب #کمال #شریف‌ترین_کمال 🕋 بدان که طلبِ کمال از شریف‌ترین خصلت‌هاست. 🔰 کمال همان خالی شدن از صفت‌های مذموم و آراسته شدن به صفت‌های پسندیده است. شیخ کامل مکمل عبدالخالق عبدالسلام الشبروای 📔 مراتب النفس، الباب الثانی، ص ۱۱. @maerefatallah

  • 🕯📢 #مرشد #مکمل #راه_پیدا_کردن_استاد 🕋 اگر عزلت و جوع و صمت و سهر به حکم و نظر تربیت شیخی مرشدِ راه رفته و کمالِ وصول یافته باشد، غایت کمال باشد تا مشکلات طریق را بر مرید حلّ کند، و از عقبات او را سلیم گذارند. 🔰 و اگر چنانکه مرید، موفقِ صادق است و مناسبتِ اصلی با روحانیان دارد، هر آینه خدای تعالی او را مرشدی کامل روزی کند، والّا مرشدی هم از روحانیان فرستاد تا او را تسلیک کند. شیخ کامل مکمل مؤیدالدین جندی 📕 نفخة الروح، القسم الثانی فی اعمال و احوال ارباب الطریق، الاصل الثانی فی اسرار الوصول الحقیقی، وصل [اندر عقبات ذاتی و درونی]، ص ۱۴۹. @maerefatallah

  • 🕯📢 #سفر_روحانی #ادب #تسلیم 🕋 ادب چهارم تسلیم امر الله متعال است: این ادب این‌گونه است که سالک توسط قلبش، خودش را تسلیم الله می‌کند زیرا سالک با قلب و قالبش مُلک است و تسلیم مُلک به مالک امر ضروری است؛ تا مالک در آنچه می‌خواهد چنانچه خواسته است تصرف نماید، پس عزیزش می‌کند و ذلیلش می‌کند و زنده‌اش کند و بمیراندش و بیمارش کند و صحت و سلامتش دهد و بی‌نیازش کند و نیازمندش کند. 🔰 البته در این احوال، سالک نباید بر مالک حقیقی اعتراض کند و از مالک حقیقی در سرّ و قلب شکایتی نماید، زیرا اعتراض بر تصرف مالک فضولی است و شکایت از مولا در ادعای بندگی و محبت قصور است. شیخ پیر تراش نجم الدین کبری 📚 اربع رسائل، رساله‌ی آداب السلوک الی حضرة مالک الملک، الباب الأوّل فی بیان حقیقة السفر القلبی الروحانی، ص ۶۷. @maerefatallah

  • بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد حافظ

  • #دنیا #بلا #آسایش 🕋 وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ. [بقره / ۱۵۶] 🔰اشاره در آیه این است که بلاء و آزمایش از جانب الله متعال برای استخراج گوهرهای اخلاق انسانیت از معدن‌های آن است؛ برای اینکه مردم معادنی مانند معادن طلا و نقره هستند چنانچه حضرت حق گفته است: «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» کهف / ۷. اعمال از نتایج اخلاق نفس است. 🔻 سنت در استخراج گوهرهای شکر، ابتلاء به نعمت است چنانکه برای حضرت سلیمان علیه السلام بود که از او، بهای شکر استخراج شد. 🔺و سنت در استخراج گوهرهای صبر، آزمایش با محنت است چنانکه برای حضرت ایوب علیه السلام بود که از او بهای صبر استخراج شد و حضرت حق گفته است: «إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا ۚ نِعْمَ الْعَبْدُ» [ص / ۴۴]. 🔰 پس شخص بر حسب دیدنتش مبتلی می‌گردد؛ بعضی‌ها کسانی هستند که خداوند آنان را با ترس آزمایش می‌کند چنانکه گفته است: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ» یعنی به بعضی از ترس؛ و راز در آن این است که بلاء برای اهل عنایت به اندازه‌ی قوت شخص و استطاعت شخص در نعمت و محنت است که از آن شکر و صبر استخراج می‌شود، که آن دو گوهرهایی از معادن روحانیت هستند. اگر از قدرت قوت و استطاعت در نعمت و محنت بگذرد (یعنی قدرت قوت و استطاعت او از بین برود)، فقط و فقط ضد شکر و صبر از او استخراج می‌شود که آن دو، کفران و بی‌تابی است و آن دو گوهرهای معادن نفسانیات برای اهل رد است. شیخ پیرتراش نجم الدین کبری 📗 التأویلات النجمية في التفسير الإشاري الصوفي، ج ۱، سورة البقرة، ص ۲۳۲. @maerefatallah

  • 18 июл.4881113

    دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی ز کدام باده ساقی به من خراب دادی چه دل و چه دین و ایمان همه گشت رخنه رخنه مژه‌های شوخ خود را چو به غمزه آب دادی در خرمی گشودی چو جمال خود نمودی ره درد و غم ببستی چو شراب ناب دادی همه کس نصیب خود را برد از زکات حسنت به من فقیر و مسکین غم بی‌حساب دادی همه سرخوش از وصالت من و حسرت و خیالت همه را شراب دادی و مرا سراب دادی ز لب شکرفروشت دل “فیض” خواست کامی نه اجابتی نمودی نه مرا جواب دادی فیض کاشانی

  • #دنیا #بلا #آسایش 🕋 در بعضی از حکایتهای نقل شده از (تمام جعفر صادق) رضی الله عنه که گفته است: «اگر کسی آنچه خلق نشده است را بخواهد.. خودش را به رنج انداخته در حالی که هرگز روزی‌اش نمی‌شود». به ایشان گفته شد: آن چیست؟ گفتند: آسایش در دنیا. 🔰 در معنای همین گفتار سروده شده است: تطلب الراحة في دار الفنا خاب من یطلب شیئاً لایکون 🕋 ابوتراب رضی الله عنه فرموده است: ای مردم، شما سه چیز را دوست دارید در حالی که آنها برای شما نیست. شما نفس را دوست دارید در حالی که آن برای الله است. و شما روح را دوست دارید در حالی که آن برای الله است. و شما مال را دوست دارید در حالی که آن برای ورثه است. و شما دو چیز را می‌خواهید در حالی که آن را نمی یابید: آسایش و شادمانی، در حالی که این دو در بهشت است. 🔰 پس بر بنده واجب است که در دنیا نفس را بر آسایش وطن نگیرد (نفس را به آسایش در دنیا خو ندهد)، و در دنیا آنچه که اقتضای آسایش و اُنس می‌کند را برپا ندارد؛ و بنا بر گفته‌ی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم روایتی که ابوهریره کرده است: «الدنیا سجن المؤمن» عمل کند. پس مومن در دنیا بر مشقت وطن گیرد تا هر آنچه برای او پیش می‌آید سبک و آسان نماید.. چنانچه گفته شده است: یمثّل ذواللبّ فی نفسه شدائده قبل أن تنزلا فإن نزلت بغتة لم ترعه لما کان فی نفسه مثّلا 🔰 پس مرید با صبر و رضا و تسلیم تقوا پیشه گیرد (به خاطر ) هر آنچه که بر او وارد می‌شود، پس نزدیک است ان شاء الله امر باز شود. شیخ کامل مکمل ابن عباد 📘 التنبیه شرح حکم العطائية، الباب الثانی فی ارادة غیر المراد، ص ۲۴۷ - ۲۴۹. @maerefatallah

  • آنچه مرا به نوشتن این کتاب واداشت حالی بود که بر دلم هجوم آورد و نمی گذاشت فکرم در جایی جز عالم بالا جولان کند. و گاهی این حال بر همه وجودم مسلط می شد و مرا حتی به ذات مقدس میبرد و این واردات و معارف که برتر از وسعت فهم من بود یکی پس از دیگری در هر مقامی که بودم برایم حاصل شد. ابتدا سعی کردم که روی از آنها بگردانم و در صحت و اصالت آنها تردید کنم اما سرانجام این احوال بر من غالب شد و مهر حاکمیت بر دلم نقش کرد. وقتی دیدم تاب مقاومت در برابر آنها ندارم و در این مقام اسیر شده ام دست به دامان پیر طریق خود حضرت محمد بن الحبیب البوزیدی دراز کردم و ایشان هم مرا به نوشتن این کتاب مأمور فرمودند. شیخ احمد العلوی مقدمه مفتاح الشهود فی مظاهر الوجود @hou786