حدائِقَ ذاتَ بَهجةٍ
Статистикаبه نام خدا این کانال در ۱۶ بهمن ۱۳۹۸ و در پی وبلاگ "حدائق ذات بهجت" در بلاگفا و با نشانی http://www.kashmiri.blogfa.com راه اندازی شده است. برای ارتباط با نگارنده: @s_a_tehrani
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 15
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Блоги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 130
- 1/48двое суток
- 148
- 1/72трое суток
- 160
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🤭 نیمی از نوشابه را همان اولِکار، ریخت روی میز. آن مقدار را هم که در لیوان ریخته بود، بیفاصله ریخت روی زمین. 🤲 خدایا! من اینم؛ از من کاری نخواه! همهی کارها را خودت بکن.
🌺 میشه منو دعبا (!) کنی؟ 🌺 🌸 آقامحسن ش. دانست که پدر، مقصود دخترش را نفهمیده است؛ منظور دختر از دعوا این بود که با او "بازی آمیخته با زدن از روی محبت کنَد؛" نه اینکه به وی اخم و تندی کرده و تشر بزند. پس افزون بر 🦋 چون که با کودک سر و کارت فُتاد، پس زبان کودکی باید گُشاد فهمِ زبان کودکی هم باید یافت.
🙈 چه تصادمِ دردآوری! 👈 پیشتر دربارهی دزدی خودروسازانِ ایران از ضخامتِ بدنه نوشتم؛ مراجعه بفرمائید. .
без подписи
🌸 إِي وَ رَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌ (یونُس:۵۳) .
🦋 یک گوشهای ز صحنِ رضا آشیانه کن ... .
🌺 مفهومهای مسخشده 🌺 💧گاهی کلیپهائی از همین تهران و ایرانِ خودمان از جلسههای شبیه به تيمارستان میبینم که گروهی - مرد و زن - با هم صدای حیوانات گوناگون درمیآورند یا نعرهها و صوتهای بیمعنا، همراه با [ ... ] و در کمال بُهت و حیرت، نامش را جلسههای معنوی! و عرفانی! میگذارند و ... 💧واژههای "معنویت و عرفان و آزادی و دین و ..." در میان آنان، از معنای خود بیرون رفته و مسخ شدهاند. 💧روحت شاد آیةالله میرزاجوادآقا ملکی تبریزی! تو کجا بودی و این "مسخشدگی معنویت و عرفان" در این روزگار، کجا!
🌸 - پرسش: عدهی مدخوله در متعه، دیدنِ اولین قطرهی دَور دوم است یا تمامشدنِ بینمازیِ دوم؟ 🌸 - پاسخ: تمامشدنِ کاملِ حیضِ دوم. و این فرق مهم را با عدهی طلاق دارد که در آنجا، سه طُهر است و با دیدنِ اولین قطرهی حیضِ بعد، تمام میشود اما در منقطعه، با پایانِ حیض دوم. 💧آیةالله شبیری - در فتوای منحصر به خود - عدهی منقطعه را پایانِ یک حیض میداند.
☝️ در طول تاریخ هر کسی به شکلی مسأله را توجیه کرده و حالا هم نوبت به من رسیده که من چهگونه آن را توجیه کنم! 💧این چه سؤالیست که مطرح میکنید؟! وای بر ما که اماممجتبی در میان شیعه یک چهرهی مظلوم و - نعوذُ بالله - گنهکار است که عملکردش نیاز به توجیه دارد!» (۱) - - - - - - - - - - - - ۱. پایگاه پرسمان، ۴ آبان ۱۳۹۷.
🌺 این چه پرسشیست که دربارهی امامحسن میکنید؟! 🌺 🌸 حجةالاسلام محمدحسین قرنی: اوایل پیروزی انقلاب یکی از دوستان کویتیام که مجلهای را در کویت منتشر میکرد، به ایران آمد. از من خواست که مقدمات مصاحبهای فرهنگی با مرحوم علامه طباطبایی را برای او فراهم کنم. خدمت مرحوم علامه رفتیم و مصاحبه مفصلی در زمینههای مختلف فرهنگی با موضوعات مختلف حدیث، کلام، فقه، اصول، تاریخ و حکمت شکل گرفت و در آن عقاید شیعه در حوزههای مختلف بیان شد. 💧مصاحبه ادامه داشت تا اینکه به موضوع امامت و قضیه امامت امام مجتبی - علیهالسلام - رسید. دوست کویتی من پرسید: «شما دربارهی صلح امام مجتبی چه نظری دارید و آن را چهگونه توجیه میکنید؟» مرحوم علامه که در مدت مصاحبه با اشتیاق و با سعهی صدر به پرسشها پاسخ میداد، با شنیدن این پرسش برافروخت و متشنج شد. چند دقیقهای جرأت حرفزدن نداشتیم. 💧پس از دقایقی علامه فرمود: «آقا، آقا، آقا! مثل اینکه امامحسن مجتبی - علیهالسلام - در زندگی و در امامتش مرتکب خِلافی شده و👇
🌺 صلی الله علیک یا رسولالله! 🌺 💧شعرش غلط است؛ زیرا حضرت فاطمه، پنهانی در سوگ پیامبر نگریستند؛ همراه با مصیبتهای دیگر، آشکارا گریه میکردند. 💧همچنین اعتبار علمی شهادت رسولالله در دوم ربیعالاول بیشتر است؛ هر چند در آن تاریخ هم پرسشی هست ... 🤔 کسی کلیپ بیغلطی دارد؟
☝️ جای مرگ و دفن، مهم و زیرِ نظر خداست، این فرمایش پیامبرِخاتم است: "هر گاه خدا بخواهد جان بندهای را در سرزمینی بگیرد، یک حاجت و نیاز و کاری از آن بنده را در آنجا قرار میدهد و زندگی او به پایان نمیرسد تا به آنجا برود." رسولالله خودشان نیز پس از این سخن، همین آیه را خواندند. (۳) 💧روایت سوم برای اینکه نشان دهد جای مرگ، کَترهای نیست، سخنی از أمیرالمؤمنین علی - علیهالسلام - است که پس از آمادهسازی پیکر پاک رسولالله برای دفن در خانهشان، فرمودند: "إنّ الله تعالى لم يَقْبِض نبيّاً في مكان إلّا و قد ارتضاهُ لِرَمْسِه فِيه (۴): خداوند جانِ هیچ پیامبری را در جائی نگرفت مگر اینکه به این خرسند بود که آنجا، مدفنِ آن پیامبر باشد." و البته مانند هر جملهی از ایندست، سه - چهار استثناء نیز در اینجا هست؛ مانند حضرت یوسف که در مصر درگذشته و دفن شد اما بازماندهی بدن و قبرش، به دست حضرت موسی به سرزمین موعود منتقل شد. 💧و پرسش مهم دیگر در اینجا، علتِ این برنامه است؛ یعنی چرا خدا این را خواسته است؟ - - - - - - - - - - - - - - - ۱. تفسیرالقمی، ج۱، ص. ۲. ۳. تفسیر ابنأبيحاتم الرازی، ج۹، ص۳۱۰۲. ۴. الإرشاد،ج۱، ص۱۸۸.
💥 در جای خطکشیشده از فهرستِ "اللطیف"، عنوان زیر و سپس در صفحهی مربوطه، عنوان و متن زیر را بیفزائید: 👇 🌺 جای مُردن، مهمّ و روی حساب است. (وَ مَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ؛ لقمان: ۳۴) 🌺 🌸 در ذهن نوع انسانها جای مُردن چندان مهم نیست؛ همچنین جای دفن نیز چندان مهم نمینماید و کردارِ آنان را ملاک و معیار میدانند. و گر چه این باور درست است اما برابرِ این آیه، جای مُردن نیز مهم است و حتی در روایتی از امامصادق - علیهالسلام - جای مرگ هر انسانی، یکی از پنج چیزیست که تنها خدا میداند و حتی هیچ فرشتهی مقرب و پیامبر مُرسَلی آن را نمیداند. (۱) 💧و برخی مقصود از "زمینِ مُردن" در این آیه را "گور و جای دفن" دانستهاند که آنان نیز بايد در همهی آنچه خواهد آمد، این ترجمهی خود را تطبیق دهند. 💧روایت شده که خاک و گِل و هستهی بنیادینِ هر انسانی از خاکی گرفته شده که سرانجام و پس از مرگش در آنجا دفن خواهد شد. (۲) و همین روایت برای اینکه نشان دهد جای دفن هر انسانی لزوماً باید همان جای رویش وی باشد و این نکته نیز روی حساب و کتاب است، بس است. 💧روایت دوم برای اینکه معلوم شود👇
☝️ هر بلائی، از جمله چشمزخم گرفتار کند؛ همچنان که در آیههای دیگر، اثرِ سحر را نیز وابسته به اذنِ خدا معرفی کرده است: وَ مَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللهِ (۳) یا خودش کمکم هر جادوئی را بیاثر و باطل میکند: مَا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَه سَيُبْطِلُهُ. (۴) 💧فهم دیگر از آن دو آیه - که آن نیز با استناد به آموزههای دیگرِ قرآنی و روائیست - این است که چون یعقوب پس از راهنمائی برای دور ماندن از چشمزخم، افزود که "اگر خدا نخواهد، این تدبیر بیاثر خواهد بود"، همین جمله و جاریکردنِ آن به زبان، چارهای که برای در امانبودن از چشمزخم آموزش داد، بیاثر کرد اما بااینحال، خداوند لطف کرده و خواسته و آرزوی وی را برآورده کرد. - - - - - - - - - - - - ۱. یوسف: ۶۷. ۲. همان: ۶۸. ۳. بقره: ۱۰۲. ۴. یونُس: ۸۱.
💥 در جای مشخصشده از فهرستِ "اللطیف"، عنوان زیر و سپس در صفحهی مربوطه، عنوان و متن را بیفزائید: 👇 🌺 چارههای بیاثر و دو علت آن (وَ مَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللهِ مِنْ شَيْءٍ ... مَا كَانَ يُغْنِي عَنْهُمْ مِنَ اللهِ مِنْ شَيْءٍ؛ یوسُف: ۶۷ و ۶۸) 🌺 🌸 حضرت یعقوب به پسرانش سفارش کرد که [ برای دوری از چشمزخم ] همگی از یک دروازهی مصر وارد آن نشوند اما بیفاصله افزود: "هر چند با این تدبیر نیز من شما را از هیچ گرفتاری خدا نمیتوانم بازدارم؛ زیرا فرمان، تنها فرمانِ خداست." (۱) 💧خدا نیز فرمود: "هنگامیکه پسران یعقوب از جا [ و به گونهای ] که پدرشان فرمان داده بود، وارد مصر شدند، این کارشان آنان را از هیچ قضا و بلای خدا بازنداشت، مگر همین که خدا خواست نیاز و آرزوئی که یعقوب در دل داشت، برآورده کند؛ البته او از دانشی که به وی [ در این زمینهها ] آموخته بودیم، برخوردار بود." (۲) 💧این دو آیه را نیز به دو شکل میتوان فهمید؛ نخست اینکه این تدبیرِ حضرت یعقوب، بیسود بود و خدا میتوانست پسرانش را به👇
💡 در تأئید این نکته از نوشتهی "حقیقت مرگ و مرگِ فرشتگان" که گفتیم: "حدِّ اکثر از ۴۰ سالگی مرگِ انسان آغاز میشود"، این فرمایش امامباقر را میتوان مؤید دانست: "مَنْ مَاتَ دُونَ الْأَرْبَعِينَ، فَقَدِ اخْتُرِمَ." (۱) - - - - - - - - - - - ۱. الکافي، ج۵، ص۳۱۹.
💥 در جای مشخصشده از فهرستِ "اللطیف"، عنوان زیر و سپس در صفحهی مربوطه، عنوان و متن را بیفزائید: 👇 🌺 حضرت یعقوب نیز آنچه پسر داشت، دارا بود. (وَ كَذالِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ؛ یوسف: ۶) 🌺 🌸 یوسف به داشتنِ علم تعبیر خواب، مشهور است اما باید توجه داشت که از این آیه معلوم میشود پدر ایشان، یعقوب نیز این علم را داشتند و باریکههای آن را میدانستند؛ مثلاً از اینکه خورشیدِ تأویلدان (که خودشان بودند) نیز بر یوسف سجده خواهد کرد، دانستند که دانش تأویلالأحادیث به وی داده خواهد شد. 🤔 اما از کجا دانستند که حسادتکنندگان بر یوسف، برادرانِ خود وی خواهند بود که از گفتنِ خواب به آنان، نهیاش کردند؟ 💧دو جای دیگر نیز جملهای از یعقوب صادر شد که نشان میدهد وی نیز تعبیر خواب میدانست و آگاه بود که یوسف زنده است و روزی به او خواهد رسید؛ آنجا که اذنِ بُردن بنیامین به مصر را داد و با خود گفت: "عَسَی اللهُ أَن يَأتِيَنِي بِهِم جَمِيعاً: دور نیست که خدا همهی فرزندانم را به من برگرداند." و آنجا که گفت: "اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ ...: در پیِ یافتن یوسف بروید ..."
🤭 فرستهی بالا نگارنده را به یاد جملهای از سالک ساکت، مرحوم شیخ اسدالله طیّاره - که مرا از او، "شُکریست با شکایت" از کمعنایتیاش - انداخت؛ که میگفت: 👈 "تا عالِم نشدید، کتاب ننویسید. هنگامی هم که عالِم شدید، خواهید دانست که نیازی به کتابنوشتن نیست!"
💥 در این صفحه از "اللطیف" روی 'کرد' شمارهی ۱ گذاشته و در زیرنویس این را بیفزائید: 👇 - - - - - - - - - - - - ۱. نگارنده مدتها پس از نوشتن آنچه گذشت، در تفسیر مرحوم علامه از "تأویلالأحادیث" در آیهی ۶ از سورهی یوسف، سخنانی نزدیک به تفسیر خود خواند: "لکن الظاهر ... أن الأحاديث ... أعم من أحاديث الرؤيا و إنما هي ... الحوادث و الوقائع ... فإن بين الحوادث ... و الغايات ... اتصالا ... و ... يرتبط بعضها ببعض. فمن الممكن أن يهتدي عبد ... إلى هذه الروابط ..." والحمد لله على استظهارنا بمثل العلامة رحمهالله.
🌸 - پرسش: با توجه به اینکه میدانیم تناسخ وجود ندارد، مستندهائی که در اثبات آن میبینیم، چه ردّی دارد؟ 🌸 - پاسخ: اگر وهمیها و تخیّلیهایش را دُور بریزیم، دربارهی بخشِ دیگرش باید گفت: سراسر گزارشِ خطاست. یعنی بیننده، سیری به گذشتهها داشته و کسی و زندگی آن فرد را دیده اما مثلاً از شدّتِ پیوند و همنشینی با وی، گمان کرده آن شخص خودش است و هنگام نقلکردن برای ما، بهعنوانِ زندگیِ خودش میگوید. 💧اساساً "گزارشدادن" از یک اَمر - چه مادی و چه غیرِمادی - کاری بسیار ظریف و دقیق و دشوار است و "تقریباً همه" در اینجا میلغزند و با بیانِ خطای خود، دیگران را نیز به خطا و گمراهی میاندازند. 💧علّت دومِ لغزشها، "زبان" و ناتوانیها و کاستیهای آن است. 💧و علت سومِ لغزشها، ویژگیهای ساختارِ آفرینش است که مَجال بیان درست و کامل برای همهی لایهها را نمیدهد. مانند زبان ویژهی خواب و تعبیرِ آن؛ بدین معنا که اگر کسی نداند "عالَمِ خواب، نیاز به تعبیر دارد و نباید ظاهر آنچه در خواب دیده، در همهی موارد بهعنوانِ واقع باور کند و بهدیگران بگوید"، سر از جاهای خطرناک و آسیبزننده و گمراهکننده درمیآوَرَد. 💧اکنون مثالی میزنم که هم نشاندهندهی زبان ویژهی خواب و نیازِ نوع خوابها به تعبیر است و هم در ارتباط به پرسش شما که دربارهی تناسخ است، میباشد: 💧مَردی از دنیا رفت و پس از دفن وی، چند تن از بازماندگانش در خواب دیدند که او میگفت: "من زنده و در حال بازگشتم." بازماندگان که خودشان مرگ او را دیده و به خاکش سپرده بودند، از این خواب ترسیده و پریشان شده بودند تا اینکه نزد عارف باکرامت، آیةالله کشمیری - رضواناللهعلیه - آمده و خوابشان را نقل کردند و آیةالله کشمیری پرسیدند: "آیا عروس آن میّت باردار است؟" گفتند: "بله." آیةالله کشمیری تعبیر کردند که "آن جَنین پسر است؛ نامِ میّت را روی او بگذارید." حالا اگر نادانی این را بشنود، گمان میکند روح آن مُرده، وارد بدنِ نوهاش شده است و این را گواهِ درستی تناسخ خواهد دانست! اما اگر بداند که در فرمایشهای اهلالبیت به چنین زایشهائی (که نوه در آنها بهاندازهای شبیهِ پدربزرگ است که پدربزرگ، او را خودش میدانَد) اشاره شده است، معمّا حلّ خواهد شد و آن را مؤیدی بر حقانیت تناسخ نخواهد پنداشت. 💧نکتهی دیگر اینکه علتِ بطلانِ تناسخ، این نيست که هر جسم و روحی فقط و فقط با همدیگر سازگارند و نمیتوانند با روح و تنِ دیگری کار کنند؛ زیرا اگر چنین بود، جنها نمیتوانستند در بدنی وارد شده و آن را ابزار کار خود کنند در حالیکه میبینیم این رخ میدهد. (این را پیشاپیش عرض کردم تا آن را نیز نشانهی درستی تناسخ نپندارید.) 💧حاصل سخن اینکه تناسخ، حقیقت ندارد اما تصوّرهای ما انسانها که چیزی از روح و عالَمهای زیاد و لایهبهلایه و در هم تنیدهشده نمیدانیم، ما را بهخطا میاندازد و بیان آنها، دیگران را نیز گمراه میکند.