tgindex
ابوهدی

@abouhoda231

Последний пост
11 мар.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
506
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
319
20 постов
Вовлечённость
63,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • 11 мар.28461из chavoshi1

    «حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است و براستی خدا برای ما بس است…

  • این انقلاب به امداد‌های الهی و عنایت صاحب الزمان گره خورده. امانت داری خون شهداییم. بايعتك سيدي على السمع و الطاعة.

  • без подписи

  • گزارش پیش رو با عنوان «ارزیابی غرب از جنگ ۲۰۲۶: بن‌بست استراتژیک آمریکا و پایداری ایران»، یک تحلیل جامع و مستند بر پایه جدیدترین برآوردها و گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌ها و اندیشکده‌های معتبر غربی تا مارس ۲۰۲۶ است. این ارائه با بررسی اسناد نهادهای اطلاعاتی آمریکا، ارزیابی‌های پنتاگون، مؤسسه مطالعات جنگ (ISW) و تحلیل‌های استراتژیک رسانه‌های بین‌المللی نظیر گاردین، تصویری واقع‌بینانه از میدان نبرد ارائه می‌دهد. در این گزارش، واقعیت ناکامی ائتلاف آمریکا و اسرائیل در دستیابی به اهداف کلان خود (نظیر فروپاشی ساختار داخلی ایران یا فلج کردن ماشین نظامی آن) از زبان رسانه‌های غربی گرد‌آوری شده است. تحلیلگران غربی بر این باورند که ایران با اتخاذ استراتژی «جنگ فرسایشی»، مدیریت هوشمندانه تسلیحات پدافندی و آفندی، و تمرکز نقطه‌ای بر پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا، توانسته است دست برتر را حفظ کرده و واشنگتن را در یک بن‌بست راهبردی و فرسایشی گرفتار کند. فهرست منابع و ارجاعات ۱. تحلیل‌های مربوط به شکست پروژه تغییر رژیم و برآوردهای اطلاعاتی: * گاردین: ترامپ با جنگ در ایران خود را در مخمصه انداخته است Trump has cornered himself with his war in Iran https://www.theguardian.com/commentisfree/2026/mar/03/trump-iran-war-emergency-powers?hl=ar-001 ۲. تحلیل‌های مربوط به استراتژی فرسایش و مدیریت زرادخانه‌ها: * گاردین: جنگ خاورمیانه ممکن است با این موضوع تعیین شود که چه کسی زودتر موشک‌ها یا رهگیرهایش تمام می‌شود Middle East war could be decided by who runs out of missiles or interceptors first https://www.theguardian.com/world/2026/mar/03/middle-east-war-decided-interceptors-missiles?hl=ar-001 * گیت‌وی هاوس: هندسه فرسایش در صحنه نبرد ایران-اسرائیل-آمریکا The geometry of attrition: Iran-Israel-U.S. theatre https://www.gatewayhouse.in/the-geometry-of-attrition-iran-israel-u-s-theatre/?hl=ar-001 ۳. گزارش‌های تمرکز حملات بر پایگاه‌های آمریکا (غافلگیری استراتژیک): * ایندیا تودی: چگونه ایران آمریکا و اسرائیلِ قدرتمندتر را غافلگیر کرد؟ How did Iran catch the mightier US and Israel on the back foot? https://www.indiatoday.in/opinion/story/how-did-iran-catch-the-mightier-us-and-israel-on-the-back-foot-2877021-2026-03-03?hl=ar-001 ۴. گزارش توجیهی پنتاگون و تناقض در روایت آغاز جنگ: * گاردین: بهانه‌های دائماً در حال تغییر ترامپ برای جنگ با ایران – چگونه روایت تغییر کرده است Trump’s ever-changing rationale for war on Iran – how the story has shifted https://www.theguardian.com/us-news/2026/mar/07/trump-rationale-war-iran-story?hl=ar-001

  • ‏امیرالمؤمنین علي علیه‌السلام: من رکب مراکب الصبر اهتدی الی میدان النصر

  • 1 мар.447105

    عزاداریم و چه عزایی بزرگ‌تر از این؟ ولی الان وسط جنگ وقت زاری نیست. محکم باشیم. مقاومت کنیم. این میراث امام و آقا و هزاران شهیده.

  • 30 июн. 2025 г.7912011из zadanyanazadan

    راست بگوییم؛ به ویژه ‌در جنگ روانی ما F‑35 نزده‌ایم. این جمله، نه نشانه‌ی ضعف است، نه عقب‌نشینی، و نه حتی شکست. بلکه نشانه‌ی بلوغ است، و بلوغ رسانه‌ای چیزی‌ست که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم. در چند روز گذشته، فضای رسانه‌ای کشور پر شده از خبرهای تاییدنشده درباره‌ی سرنگونی جنگنده‌ی پیشرفته‌ی اسرائیل در خاک ایران. منابع رسمی سکوت کرده‌اند و میدان، بی‌محابا به دست خبرسازی‌های هیجانی و شایعات افتاده است. بدتر از این، آن‌که برخی رسانه‌های جریان اصلی نیز با همان هیجان و بی‌مسئولیتی، آن را بازنشر داده‌اند؛ بدون سند، بدون تایید، بدون عقل. اما ماجرا فقط یک خبر اشتباه نیست. ماجرا این است که وقتی ارتش یا سپاه یا هر نهاد مسئول، در برابر شایعاتی از این جنس سکوت می‌کند، در واقع راه را برای بی‌اعتمادی عمومی باز می‌کند. با هر سکوت، با هر خبر تأییدنشده‌ای که بعدها تکذیب یا بی‌اعتبار می‌شود، ما به "چوپان دروغ‌گو"ی دیگری بدل می‌شویم؛ و این یعنی ضربه به سرمایه‌ی اصلی‌مان در نبرد روایت: اعتماد مردم. قرار نیست در جنگ رسانه‌ای، با دروغ بر دشمن پیروز شویم. اصلاً چنین پیروزی‌ای وجود ندارد. جنگ روانی، اگر از مسیر صداقت عبور نکند، به ضد خود تبدیل می‌شود. ما به‌عنوان ملتی که حقیقت را سلاح خود می‌داند، نباید به دام بازی‌های دوگانه بیفتیم: از یک سو، واقعیت میدان را می‌ستاییم، و از سوی دیگر، به دروغی دل می‌بندیم که حتی خودمان هم به آن شک داریم. این‌که ما هنوز در موقعیتی نیستیم که F‑35 را بزنیم، اشکالی ندارد. این یعنی باید کار کنیم، پیشرفت کنیم، آماده باشیم. ولی پنهان شدن پشت سکوت و رها کردن میدان روایت به دست شایعه‌سازان، اشتباهی راهبردی است که بی‌هزینه نخواهد بود. بهتر آن است که با صداقت، واقعیت را بگوییم؛ حتی اگر تلخ باشد. مردم، صداقت را می‌فهمند. اما تحقیر شدن با وعده‌های توخالی را، هرگز نمی‌بخشند.

  • 28 июн. 2025 г.695164из zadanyanazadan

    ‏«جنگ ۱۲ روزه» یک اسم انحرافیه که ترامپ برای این جنگ گذاشت؛ که متأسفانه می‌بینم بعضی از ما هم ازش استفاده می‌کنیم. قدم اول برای روایت درست ماجرا، اینه که اسمش رو درست بگیم: . تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران . دفاع مقدس ۱۴۰۴ . جنگ تحمیلی ۱۴۰۴

  • 28 июн. 2025 г.6785из zadanyanazadan

    فریاد ترکی الفیصل، تَرَک در ائتلاف ترکی الفیصل، شاهزاده سعودی، رئیس پیشین سازمان اطلاعات عربستان و سفیر اسبق این کشور در آمریکا و بریتانیا، یکی از مهم‌ترین معماران سیاست امنیتی عربستان در دهه‌های اخیر مقاله‌ی پر بازخوردی در The National منتشر کرده است. مقاله‌ی او از این روی که می‌تواند انعکاسی از صدای درون حاکمیت سعودی‌ست باشد حائز اهمیت است. این مقاله در واکنش به حمله مستقیم آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران نوشته شده، بیش از آن‌که یک محکومیت نمادین باشد، نشانه‌ی آشکار تغییر لحن و رویکرد در اردوگاه سنتی هم‌پیمانان واشنگتن است. الفیصل با زبانی بی‌پرده می‌نویسد: «در دنیایی که عدالت حاکم بود، باید بمب‌افکن‌های B2 آمریکا، بمب‌های نفوذگر خود را بر دیمونا و دیگر سایت‌های اسرائیل می‌ریختند.» او با اشاره به این‌که اسرائیل عضو معاهده‌ی NPT نیست و هیچ‌گاه تأسیسات اتمی‌اش تحت نظارت آژانس قرار نگرفته، استانداردهای دوگانه غرب را به‌شدت زیر سوال می‌برد. در بخش دیگری از مقاله، او حمله ترامپ به ایران را نتیجه‌ی فریب خوردن از «اغراق‌های نتانیاهو» می‌داند و هشدار می‌دهد: «قانون پیامدهای ناخواسته، همان‌طور که در عراق و افغانستان عمل کرد، در ایران هم عمل خواهد کرد.» در پایان این مقاله ترکی الفیصل با زبانی شخصی و در عین‌حال حاوی پیامی سیاسی می‌نویسد: : «من همچون پدرم، ملک فیصل، که پس از خیانت آمریکا به فلسطین خاک آن کشور را ترک گفت، تا زمانی که ترامپ در قدرت است، به آمریکا سفر نخواهم کرد. این مقاله آشکارا حامل یک پیام راهبردی است: عربستان امروز بیش از ایران، از گسترش این جنگ هراس دارد و این یعنی شکافی واقعی در ائتلاف دیرینه‌ی آمریکا با خلیج فارس، و اعترافی ضمنی به شکست پروژه‌ی انزوای منطقه‌ای ایران. https://www.thenationalnews.com/opinion/comment/2025/06/26/prince-turki-al-faisal-unlike-other-western-leaders-mr-trump-should-not-follow-double-standards/

  • 28 июн. 2025 г.29141из zadanyanazadan

    امروز، با خواندن توییت حمزه ابو توهه از لحظه ورود کامیون‌های آرد، گریه کردم. ما دچار یک فراموشی تدریجی و نگران‌کننده شده‌ایم. غزه را نباید در حاشیه نگاه داشت؛ چه در میدان، چه در دیپلماسی. غزه هنوز در وضعیت اضطرار انسانی قرار دارد؛ محاصره ادامه دارد، زیرساخت‌ها نابود شده، و حداقل‌های بقا نیز در دسترس نیست. تأمین نان، آب، دارو و سرپناه، به امری ناممکن تبدیل شده؛ و در چنین شرایطی، هر تصمیم یا توافقی در سطح منطقه، اگر نسبت به وضعیت مردم غزه سکوت کند، در بهترین حالت، ناقص و ناپایدار خواهد بود. ترجمه توییت: ساعت یک بامداد بود. این بدن نحیف را چیزی جز گرسنگی از پا نینداخته بود. نمی‌دانست چطور خوابی چنان عمیق بر او چیره شد، خوابی که هرگز شبیه‌اش را تجربه نکرده بود. ناگهان صدایی بلند بیدارش کرد: آرد رسید، ای مردم! بیدار شوید، آرد آمد! برخیزید و خدا را شکر کنید؛ کامیون‌های آرد از سمت دریا رسیده‌اند! ای بندگان خدا، ای ساکنان اردوگاه، آرد آمده، طلای سفید... صدای کِل کشیدن زنان بلند شد، زمین ناگهان به هم ریخت. دویدم توی خیابان، از شدت گریه از بچه‌ها هم بیشتر می‌گریستم. می‌دویدم تا چشمم را سیر کنم از دیدن آن طلای سفید!

  • 28 июн. 2025 г.17151из zadanyanazadan

    آتش‌بس، آن‌گاه پیروزی است که دشمن از ادامه‌ی جنگ ناتوان شده باشد، و ما از آن بی‌نیاز.

  • 28 июн. 2025 г.17122из zadanyanazadan

    آینه‌های سیاه درباره نژادپرستی اسرائیل و نژادپرستی ما ما عادت کرده‌ایم نژادپرستی را در دوردست‌ها جست‌وجو کنیم: در دیوارهای بتنی رژیم صهیونیستی، در قانون «کشور ملت یهود»، در بولدوزرهایی که خانه‌های فلسطینی را ویران می‌کنند، و در گلوله‌ها و بمب‌هایی که کودکان غزه را از پا درمی‌آورند. و البته حق هم داریم. نژادپرستی اسرائیل، صرفاً یک برداشت سیاسی یا اخلاقی نیست. به‌گواه نهادهای بین‌المللی و در برابر چشم‌های باز و وجدان‌های خاموشِ جهان، نظامی از تبعیض ساختاریِ تمام‌عیار در سرزمین‌های اشغالی برقرار است؛ نوعی آپارتاید رسمی که در قانون، سیاست‌گذاری و تخصیص منابع جاری‌ست. در اسرائیل، تبعیض نژادی نه یک خطای فردی، بلکه محصول طراحی‌ای سیستماتیک است. قوانینی مصوب وجود دارد که حق تعیین سرنوشت را منحصراً متعلق به یهودیانِ سرزمین‌های اشغالی می‌داند؛ حتی اگر بیش از نیمی از جمعیت فلسطین تاریخی عرب باشند، حقی در تعیین نوع حکومت خود ندارند. فلسطینی‌ها حتی در سرزمین‌های ۱۹۴۸ شهروند درجه‌دو محسوب می‌شوند و در مناطق اشغالی، از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی نیز محروم‌اند: نه حق ساخت خانه دارند، نه رفت‌وآمد آزاد، نه دسترسی به آب و زمین و رأی و گذرنامه. در مقابل، هر فردی از هر نقطه‌ی جهان، اگر یهودی باشد، می‌تواند به آن سرزمین مهاجرت کند، تابعیت اسرائیلی بگیرد و از تمام حقوق شهروندان درجه‌یک برخوردار شود. نام این وضعیت، بی‌هیچ اغراقی، آپارتاید است؛ تنها آپارتاید فعّال جهان. اما همان هنگام که فریاد می‌زنیم «مرگ بر نژادپرستی»، آینه‌ای روبه‌روی ماست. و آنچه در آینه پیداست، تصویری دیگر است: نژادپرستی خانگی، نرم، بی‌سروصدا، اما واقعی. در تاکسی، در شوخی‌های فضای مجازی، در دفترهای مدرسه، در صف نانوایی، صداهایی هست که می‌گوید: «افغانه»، «ترکه»، «عربه»، «سیاهه» و این‌ها نه توصیف، که توهین‌اند. ما با مهاجر افغان چگونه رفتار می‌کنیم؟ اهمالمان در نظام‌مند‌کردن و قانونی کردن پذیرش مهاجرین از روی کاهلی است یا نگاه نژادی؟ با یک هم‌وطن بلوچ چه نگاهی داریم؟ آیا هنوز هم تصورمان از «فارس بودن»، معیار انسان کامل و صاحب حق ویژه است؟ درست است که در ایران، نژادپرستیِ نهادینه و قانونی وجود ندارد، اما شکلِ فرهنگی و زبانی آن، واقعی است. پنهان است، شرم‌آور است، و خطرناک است. چون احساس گناه تولید نمی‌کند. چون وجدان ما را نمی‌لرزاند. و چون آنچه را در شعار می‌گوییم، بی‌اعتبار می‌کند. مردم فلسطین، و دیگر مظلومان منطقه، به ما نگاه می‌کنند. ما در جایگاه پیشتاز این مبارزه قرار گرفته‌ایم. کاش در یکی از موج‌های وعده‌ی صادق، نامی از کودکان غزه می‌آمد. کاش حالا که سایه‌ی تاریک بمب‌های ویرانگر را بر سر خود احساس کرده‌ایم، بیش از همیشه در کنار مردم فلسطین بایستیم و آن‌ها را «دیگری» ندانیم. کاش آتش‌بس را به پایان جنگ در غزه گره می‌زدیم. کاش وقتی فهمیدیم کودکی که در فرودگاه روسیه توسط آن حیوانِ یهودی به زمین کوبیده شد، افغان بود و نه ایرانی، چیزی در دلمان تغییر نکند. اگر قرار است علیه تبعیض اسرائیلی، که ستمی جهانی‌ست، موضع بگیریم ـ و باید بگیریم ـ نخست باید چهره‌ی خود را از غبار تبعیض پاک کنیم. اگر می‌خواهیم چهره‌ی راستینِ مبارزه با تبعیض باشیم، باید در آینه‌های سیاه به خود نگاه کنیم. باید آن نژادپرستیِ نرم و خزنده را ـ که در لحن، نگاه و سکوت‌مان پنهان شده ـ بیرون بکشیم و نابود کنیم. این بخشی از مبارزه با نژادپرستی است؛ بخشی از مبارزه با استعمار است. استعمار، وقتی بیرون از خانه است، «اشغالگر» نام دارد؛ و وقتی در درون خانه می‌نشیند، نامش می‌شود: تعصب، تکبر، تمسخر. نژادپرستی دشمن ماست؛ چه وقتی در لباس سرباز اسرائیلی باشد، و چه وقتی در کلمات بی‌فکر ما پنهان شده باشد.

  • 28 июн. 2025 г.19521из zadanyanazadan

    اعلام آتش‌بس از سوی ترامپ؛ غافل‌گیری، انتقاد و سردرگمی در اسرائیل اعلام غیرمنتظره‌ی رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، مبنی بر برقراری آتش‌بس میان تهران و تل‌آویو، موجی از سردرگمی و بهت را در محافل سیاسی و تحلیلی اسرائیل به راه انداخت. کارشناسان و تحلیل‌گران اسرائیلی که در انتظار یک پاسخ روشن به سرنوشت جنگ دوازده‌روزه علیه ایران بودند حالا با پرسش‌هایی بی‌پاسخ روبه‌رو شده‌اند؛ پرسش‌هایی که حول یک واقعیت ساده می‌‌چرخد: جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست؛ برنامه‌ی هسته‌ای آن ادامه دارد؛ و توان موشکی‌اش نیز دست‌نخورده باقی مانده است. طبق گزارش رسانه‌های عبری، با اعلام آتش‌بس بس از سوی ترامپ، دولت اسرائیل پس از سکوتی دو ساعته موضع رسمی خود را اعلام کرد. در این فاصله، اظهارات ضدونقیض، تحلیل‌های متعارض و نشانه‌هایی از سردرگمی سیاسی، فضای عمومی اسرائیل را دربرگرفته بود. هرچند تل‌آویو کوشید با تأکید بر «تحقق اهداف نظامی در ایران»، برای افکار عمومی تصویر پیروزی بسازد، اما سیل انتقادات داخلی بلافاصله آغاز شد. ژنرال بازنشسته «یوم سامی»، فرمانده پیشین منطقه جنوبی ارتش اسرائیل، از جمله نخستین کسانی بود که به تصمیم دولت اعتراض کرد. او تصریح کرد: «آتش‌بس در زمانی برقرار شد که دشمن آن را تعیین کرد. ما در ازای چند سال آرامش، بهای بسیار سنگینی پرداختیم؛ بهایی که جای زخمش برای نسل‌ها باقی خواهد ماند.» آویگدور لیبرمن، رهبر حزب «اسرائیل بیتنا»، با ادبیاتی تندتر، تصمیم به آتش‌بس را یک عقب‌نشینی دردناک توصیف کرد: «پایان این عملیات، بسیار تلخ و تحقیرآمیز بود. به‌جای آن‌که ایران تسلیم بی‌قیدوشرط شود، حالا جهان وارد مذاکراتی طولانی، دشوار و فرساینده با کشوری شده که نه حاضر است غنی‌سازی اورانیوم را کنار بگذارد و نه از تولید و توسعه‌ی موشک‌های بالستیک دست بکشد.» همچنین عمید هالیوی، عضو کنست از حزب حاکم لیکود، نیز اذعان کرد: «جمهوری اسلامی ایران همچنان پابرجاست. توان موشکی‌اش سرجای خود باقی‌ست، و همچنان قدرت شلیک به سمت ما را دارد. اسرائیل در این جنگ هم، مثل بسیاری از جنگ‌های دیگر، با جنجال فراوان وارد شد، اما نمی‌داند چگونه با دستاوردی پایدار از آن خارج شود.» تحلیل‌گران اسرائیلی در ارزیابی‌های خود نسبت به روند جنگ و آتش‌بس تأکید می‌کنند که وقتی ایران آخرین ضربه‌ی موشکی را به اسرائیل وارد کرد، این نه‌تنها یک شکست عملیاتی، بلکه نوعی تسلیم استراتژیک و بالا بردن پرچم سفید است. آنان هشدار می‌دهند که این جنگ ثابت کرد ایرانیان برای رساندن اسرائیل به لبه‌ی پرتگاه، به بمب اتم نیازی ندارند. ایران با همان توان موشکی و یک‌پارچگی داخلی، موفق شد معادله‌ی بازدارندگی جدیدی را در منطقه رقم بزند. جنگی که با شعار «نابودی زیرساخت‌های هسته‌ای ایران» آغاز شد، حالا در حالی پایان یافته که این زیرساخت‌ها، طبق تخمین‌های معتبر آسیبی ندیده‌اند. ذخایر اورانیوم غنی‌شده همچنان حفظ شده‌اند، توان موشکی ایران فعال است، و مهم‌تر از همه، تهران به‌جای تسلیم، در موضعی مقتدر برای مذاکرات بعدی نشسته است. در این میان، تنها چیزی که برای اسرائیل باقی مانده، زخم‌های حیثیتی و شکاف‌های سیاسی‌ست. منال اسماعیل _ المیادین

  • 28 июн. 2025 г.2152из zadanyanazadan

    برادران، رزمندگان، یادگاران جنگ؛ یکی از شئون عاقبت به خیری «نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب» است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری همین است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد.

  • 28 июн. 2025 г.2284из zadanyanazadan

    جنگ هنوز تمام نشده! این جنگ، یک نبرد وجودی بود و هست؛ جنگی که تنها با نابودی کامل یکی از طرفین پایان می‌یابد و آن طرف، ما نبودیم و نخواهیم بود. امید داشتیم این مرحله، پایان ماجرا باشد؛ اما نشد. دل‌مان گرفت که نشد، که قِسِر در رفت. با این‌حال، اگر همین امروز بنشینیم و برکات و دستاوردهای این مرحله از نبرد را مرور کنیم، با فهرستی بلندبالا از موفقیت‌ها، پیشرفت‌ها و فرصت‌های تازه روبه‌رو خواهیم شد. به‌همان نسبت، اگر بخواهیم دلایل و نقاط ضعفی را که ما را ناچار به پذیرش تصمیم سخت آتش‌بس کرد، بررسی کنیم، باز هم با فهرستی سنگین مواجه خواهیم شد. با همه‌ی این‌ها، آنچه مسلم است اینکه آمریکا و رژیم تروریستی و نژادپرست اسرائیل در این مرحله ضربه‌های سنگینی دریافت کردند؛ تا آن‌جا که خود، پیش‌قدم آتش‌بس شدند و ضربه‌ی پایانی را به جان خریدند. اما اکنون، آنچه اهمیت دارد نه فقط روایت پیروزی یا شکست در میدان، بلکه درس‌‌هایی است که باید از نقاط قوت و ضعف بیاموزیم. نقاط ضعف عملیاتی و نظامی زیادی در این جنگ بروز کردند که خود همین بروز مشکلات برکت است اگر قدر بدانیم. و مهم‌تر از آن، سرمایه‌های اجتماعی و فرصت‌های بزرگی که در این میدان آشکار شدند، باید حفظ و تقویت گردند. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این جنگ، وحدت و یک‌صدایی بی‌نظیر ملت ایران در برابر دشمن خارجی بود؛ نقطه‌قوتی که دشمن نیز آن را دیده و بی‌شک برای تخریبش نقشه خواهد کشید. دوستان! هر صدایی که بخواهد دوباره شکاف، دوقطبی و اختلاف میان ملت ایجاد کند، صدای دشمن است؛ با هر ظاهر و بیانی که باشد. نباید اجازه داد این وحدت تاریخی با جدل‌های بی‌ثمر تضعیف شود. ما این مرحله را پشت سر گذاشتیم؛ با هزینه‌های سنگین، با داغ دل و حالا همه با هم شهدای قهرمانی را که حماسه ساختند و جان دادند تا ما سر خم نکنیم تشییع می‌کنیم. کار هنوز تمام نشده و خون شهدا هدر نیست. پرچم را با افتخار بلند می‌کنیم و روز‌شمار فروپاشی کامل رژیم تروریستی و نژادپرست اسرائیل را در میدان فلسطینِ تهرانِ عزیز، بزرگ‌تر از همیشه راه می‌اندازیم. رژیمی که امروز، ضعیف‌تر از همیشه و متزلزل‌تر از همیشه است.

  • 28 июн. 2025 г.1691из zadanyanazadan

    نه به جنگ تحمیلی؛ نه به صلح تحمیلی سناریوی آشنای «صلح‌نمایی» از سوی دونالد ترامپ به اجرا درآمده است؛ فردی که نه به صلح باور دارد و نه به انسانیت. خون‌ریزی که عاشق جایزه‌ی صلح نوبل است و همواره از نقاب صلح برای اجرای پروژه‌های جنگی و تحقیر ملت‌ها بهره برده است. پشت این سناریو، بن‌یامین نتانیاهو ایستاده؛ کسی که پیش‌تر، در میانه‌ی درگیری‌ها، نخست به سراغ ترامپ رفت تا با ورود به جنگ، ایران را متوقف کند. حالا که آن نقشه شکست خورده، دوباره دست به دامن همان ترامپ شده تا این‌بار از دریچه‌ی «بازی صلح» برایش نجاتی بتراشد. نتانیاهو در یک بن‌بست تمام‌عیار گرفتار شده؛ نه راه پیش دارد و نه راه پس. اعلام آتش‌بس نوبتی میان ایران و رژیم صهیونیستی، نه نشانه‌ی پایان جنگ، بلکه بخشی از یک فریب‌کاری حساب‌شده است؛ یک عملیات روانی و رسانه‌ای برای تحریک افکار عمومی، تضعیف روحیه ملی، و سفید‌شویی صهیونیست‌ها از انگِ تجاوزِ یک‌طرفه! در چنین فضایی، باید هوشیار بود و فریب دست‌های پولادی در دستکش مخملی را نخورد. هنوز بوی باروت از شهر بلند است؛ هنوز دست‌هایی روی ماشه‌اند، همان‌هایی که پشت نقاب صلح، برنامه‌های خطرناک‌تری دارند. این صلح نیست، یک نقاب نازک است بر چهره‌ی فریب. ترامپ و نتانیاهو اکنون به بن‌بست رسیده‌اند و راه فراری ندارند.

  • 28 июн. 2025 г.178из zadanyanazadan

    ‏وا فَشَلَتاهُ على كل دولةٍ عربيةٍ تُضطَرُ أن تتحدث عن قواعد أمريكية على أراضيها! يا للعار، ويا للمهانة!

  • 28 июн. 2025 г.25041из zadanyanazadan

    جنگ است؛ تحمیلی، نه انتخابی یادم هست در عملیات شکست حصار فوعه و کفریا، نخستین‌بار بود که گردان‌های صابرین با تمام تجهیزات وارد میدان شدند. نگاه عمومی این بود که حالا نیروهای نخبه و آموزش‌دیده آمده‌اند؛ می‌زنند و می‌روند جلو. روحیه‌ها بالا بود. اما نتیجه؟ دو مجروح، دو شهید، و باقی عقب نشستند. شوک سنگینی بود. همون محور را یکی از گردان‌های ساده‌ی دفاع محلی گرفت و نگه داشت. واقعیت این بود که بچه‌های صابرین هنوز جنگ‌ندیده بودند. آمادگی روانی برای آنچه در میدان می‌گذشت، نداشتند. جامعه‌ی ما هم امروز در همان وضعیت است. هنوز در شوک آغاز جنگیم. هنوز با تلفات، هزینه‌ها و واقعیت سخت و بی‌رحمِ جنگ کنار نیامده‌ایم. اما باید بدانیم که در میدان جنگ، مهم‌ترین مؤلفه، روحیه است؛ و روحیه از دل همین مردم، همین فضای عمومی، شکل می‌گیرد و زنده می‌ماند. امروز همه‌مان به‌نوعی در میدان جنگیم. یکی در خط مقدم، یکی در رسانه، یکی در فضای خانواده، دانشگاه یا محل کار. هرکس باید جای خودش را در این میدان پیدا کند و بایستد. این جنگ، انتخاب ما نبود. دیر یا زود، تحمیل می‌شد. حالا که شده، نق زدن و جا زدن راه‌حل نیست. بله، شرایط سخت است؛ اما وضع دشمن هم تعریفی ندارد. آن‌ها هم تحت فشارند. تحرک امروز در تهران، همراه با پیوست رسانه‌ای‌اش، بخشی از یک آزمایش است: «آیا ایران هنوز چنته‌ی موشکی و عزمش پر است؟» پاسخ این پرسش، فقط با رادار و موشک داده نمی‌شود؛ پاسخ اصلی در امنیت روانی جامعه و ایستادگی مردم نهفته است. در هر کشوری، هنگام بحران، یک هسته‌ی سخت وجود دارد که بقیه‌ی جامعه به آن تکیه می‌کند. در ایران، همین ما هستیم؛ و در اسرائیل هم صهیونیست‌های افراطی که فعلاً محور قدرت‌اند. اما اگر حملات هدفمند به زیرساخت‌ها و فضای روانی دشمن ادامه پیدا کند، جبهه‌ی آن‌ها زودتر ترک می‌خورد. تحلیل‌گران عرب برای این موقعیت اصطلاحی دارند: "معرکة عض الأصابع"؛ نبرد گاز گرفتن انگشت‌ها. آن‌که زودتر فریاد بکشد، بازنده است. اکثر ما نه در سامانه‌های پدافندی نقش داریم، نه در شلیک موشک‌ها. عزیزانی در آن جبهه جان‌فشانی می‌کنند و خدا حفظشان کند. اما این به معنای بی‌تکلیفی ما نیست. تکلیف ما چیست؟ اکنون زمان آن است که: غر نزنیم. خودمان را نبازیم. سنگرمان را پیدا کنیم. و وظیفه‌مان را ادا کنیم. و مهم‌تر از همه، فراموش نکنیم که این فشارها، زخم‌ها و هزینه‌ها بی‌حاصل نیستند. هر ایستادگی، هر شبی که با اضطراب و ترس می‌گذرد هزینه‌هایی است برای فردایی که در آن کسی نتواند ما را تحقیر کند، نادیده بگیرد یا برای امنیت‌ و استقلال‌مان شرط و شروط بگذارد. ما فقط برای بقا نمی‌جنگیم. برای این می‌جنگیم که فرزندان‌مان در دنیایی زندگی کنند که در آن، کرامت، اقتدار، انتخاب و هویت، حقوقی بدیهی باشند؛ نه امتیازاتی که باید در ازای آن‌ها باج داد. ما مقاومت می‌کنیم تا نفس‌کشیدن در امنیت، برای همیشه «حق» باشد نه «موهبت». و این معنا، از دل همین فشارها کشف می‌شود. هرکه امروز ایستاده، بخشی از این معنای بزرگ است.

  • 28 июн. 2025 г.29262из zadanyanazadan

    فردو و موشک‌های صلح‌آموز به فردو شلیک کردند! فردو را زدند؟ نه، فردو را نمی‌شود زد. فردو را نمی‌شود با بمب و موشک و کلاهک هسته‌ای زد. فردو تکه‌ای خاک نیست؛ فردو، حافظه‌ی جمعیِ خون است. آن‌که فردو را فقط به سانتریفیوژهایش می‌شناسد، هیچ نمی‌داند فردو نام روستایی سرسبز است در دل کویر قم، با کوچه‌هایی به پهنای تاریخ و دیوارهایی که قاب شهدا را تاب آورده‌اند. فردو رکورد‌ دار تعداد شهدا در میان روستاهای ایران است. نام آن مرکز اتمی را «شهدای فردو» گذاشته‌اند و حقیقت فردو نه در غنی‌سازی اورانیوم، که در غنی‌سازی غیرت و جان‌فشانی‌ست. ترامپ پس از نمایش فردو، دست‌ها را بالا آورده، تلاشی برای تحمیلِ صلح. می‌داند هیچ بمبی وجود ندارد که بتواند صدای مؤذن مسجد فردو را خاموش کند. حتی در بزرگترین ارتش جهان. نمی‌تواند بر دکمه‌ای بکوبد و چشم آن مادر شهیدی را ببندد که هر صبح، گل‌های پای دیوار پسرش را آب می‌دهد. و ما در پاسخ صلحِ تحمیلی‌شان، موشک‌‌های صلح‌آموزمان را روانه‌شان خواهیم کرد. این جنگ، جنگ فناوری نیست؛ جنگِ وجود است. جنگ بر سر نام‌هاست. و تو، فردو! نامت را از شهدایت گرفته‌ای؛ و همین کافی‌ست که هرگز شکست نخوری.