مهـــــــران | YAVARI
Статистикаچنلِ هنریِ مهرانِ یاوری 🍃 نام هنری : آکـــــــو🎵 گذر میکنیم ... Instagram.com/mehranyavari_ پشتیبانی جَهت همکاری و شنیدن صُحبت شما : @akomehr
- Последний пост
- 28 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 3 187
- 1/48двое суток
- 3 652
- 1/72трое суток
- 3 939
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نقطه سرِ خط
نقطه سرِ خط
🌱@akoart
میدانی عزیزم، تقصیر تو نیست. ما در جایِ بدی از تاریخ زندگی میکنیم... وگرنه به تو نشان میدادم زندگی چقدر زیباست. تحمل کن؛ فردا که بهار آمد برایت باز هم قصه میخوانم، باز هم ترانه میگویم، باز هم میوههای کالِ باغمان را میچینیم و تو رسیدههای خوشمزهاش را در دامنت میریزی... ـ مهران یاوری 🌱@akoart
مثلاً کاش خدا هیچ بندهای را مستأصل نمیکرد، هیچ پدری را شرمندهٔ مخارج نمیکرد، یا هیچ عاشقی را در حسرتِ معشوق نمیگذاشت. مثلاً کاش خدا هیچ مادری را بر سرِ مزارِ پسرش نمینشاند. مثلاً کاش تمام این اتفاقات نمیافتاد. مثلاً کاش من الان متن طنزی مینوشتم و همهمان میخندیدیم، جای تمام این گونههای ترکخوردهٔ خیس... مهران یاوری 🌱@akoart
دستها گاهی سلام میدهند، گاه خداحافظی میکنند. گاهی تکیهگاه میشوند، گاه امضا میکنند و تاریخ را میسازند، و گاه فرمان صادر میکنند. دستها گاهی در آغوش میگیرند، گاه اشاره میکنند... اما دستها، گاهی مشت میشوند. امان از آن روز که دستها مشت شوند... دستهای مشت شده ، تلاقیِ سلام و خداحافظی و امضا و فرمان و پایان و آغاز و خیلی چیزهای دیگر است... ــ مهران یاوری 🌱@akoart
https://castbox.fm/episode/id5624041-id884917225?utm_source=podcaster&utm_medium=dlink&utm_campaign=e_884917225&utm_content=Yalda-1404-CastBox_FM پادکست یلدا در کست باکس منتشر شد مدت زمان : ۲۵ دقیقه یلداتون مبارک ✨
سلام اُمیدوارم تنور دلت گرم باشه رفیق خوبم خیلی خلاصه بگم ؟ پادکست تصویری (یلدا) که قرار بود اکران بشه ، بخاطر مشکل تدوینِ تصویری و ناهماهنگی متاسفانه آماده نشد ... اما ! به صورت کاملا رایگان فایل صوتی این پادکست تقدیمتون میشه و کادوی یلدایی ما به شما عزیزان هست 🌱 به زودی ...🩵 یلداتون مبارک باشه زودتر از موعد 🌱🩵
بخشی از پادکست پاییز اپیزود ششم پاییز ۱۴۰۴
چند ساعت مانده تا افتتاحیهی اکرانِ پادکست پاییز، اپیزود ۶ – آبان ۱۴۰۴، طهران 🍂 درود به شما همراهان عزیزی که امشب قراره بازم خاطرهسازی کنیم و یاد و خاطرهی پاییز رو زنده نگه داریم. مفتخریم به حضور گرمتون؛ آب و جارو زدیم دلمونو واستون، مثل هر سال 🤍🌱 از تیمِ تولید پادکست تا عوامل اجرایی و مدیریت مجموعه، همه و همه تلاش کردن که امشب برای شما خاص باشه؛ که سالها بعد، وقتی از گذشته یاد میکنید، شیرینیِ این خاطرات و این شبها، روحتون رو نوازش کنه 🍁 امیدواریم از پادکست امسال لذت ببرید؛ ضمن اینکه پادکست امسال کاملاً متفاوت از سالهای پیش، و با محوریت داستانی و درونمایهای عاشقانه روایت میشه. منتظرتون هستیم 🌱 همینجا با ما همراه باشید، اطلاعات تکمیلی جهت اعلام برنامهی پادکست در سایر شهرها و سایر سانسها در صورت وجود اعلام میشه م.ی🍁
@akoart
@akoart
@akoart
نگاهشو دوخته به در با آستین پارهی پیراهن نخی ور میره التفات؟ نه به هیچی توجهی نداره انگار که منتظر چیزی باشه ! اما آخه چیزی هم نیست ... بیرون؟ بیرون بارون رَم کرده ، قریب به سیل شده خیابان... ما؟ مام که نشستیم فال میگیریم و هندونه قارچ میکنیم قاچ؟ نه قارچ میکنیم ما موضوع چیه؟ آزاد ... در مورد همه چی لاف میزنیم تو چی میخوای؟ سیاست داریم ، نقد ادبی ابدی ، موضوع زنان ، موضوع مردان ، موضوع پسران ، موضوع کودکان ، ما حلال مشکلاتیم حقوق بگیر موضوعی هستیم ، برو اتاق بعدی زولبیا بخور دارن تو یخچال مارم انقد سوال پیچ نکن ، چیز میشیم ها باهم آره مرسی بوس بای راستی داری میری زولبیا بخوری زود بیا ، پاییز نزدیکه چایی دم بزار به تماشا بشینیم دور همی م.ی @akoart
با نوک دمپاییش سیگارشو خاموش کرد گفت پاییز که بیاد یادمون میره همه چیو ... رفت بالا، من هنوز موندم تو حیاط خیره به ستاره ها پس کی پاییز از راه میرسه ؟ شرط مگر نه این است که باید در اوج تنهایی یک انسان پاییز از راه برسد؟ ما حالمون خوبه ایستاده در غبار به تماشای دنباله های هم چون ستاره بر فراز آسایشگاه ... شب به خیر مهران یاوری @akoart
چند روز یا چند هفته پیش شاید نگران امنیت تاکسی های اینترنتی بودیم برای دختر هامون ، یکی دو هفته بعد نگران امنیت جان ناموس و هموطن ... ، ما که تعارف نداریم هم از داخلیا هم از خارجیا خیری نخواهد رسید به ما... میدونی تنهایی یعنی هم از خودی بخوری هم از غیر خودی ... مردم ما خیلی تنهان ... اما همو داریم مگه نه؟ بیشتر با هم مهربون باشید ما روزای بدتر از این هم دیدیم ... از اینم گذر میکنیم و روزای خوب شکارمون میشه ... میدونم نگران آینده خودت و خونواده و مردمت هستی ، میدونم گرایشات سیاسی ای داری و دست خودت نیست که با دوست و آشنا دعوا میکنی و ناخودآگاهت پر از آشوبه ... و کسی نیست که درکت کنه اما میخوام بگم ، من اینجام و درکت میکنم آروم باش رفیق افتخار من اینه که تو هموطن منی ♥️ ارادتمند : مهران یاوری @akoart
کاش دَست های من موشک های پیاپی در آسمان وَطن موهای تو بودند و ای کاش بوسههای من، پهپادهای پیاپیای بودند که بر گونههای سرخ تو فرود میآمدند. ای کاش مَرز (آغوشت) را بیاجازه درمینوردیدم، تا ( آغوشت)را هجوم دستهایم در ( آغوش)میکشید ! آه که چه پُر تکرار به آغوشت مُحتاجم... نه جنگ، نه سلاح، نه بمب اتم — هیچکدام، قلب مرا چنان به تپش نمیافکند که شوق دیدار تو. نویسنده : مهران یاوری ۲۴ خرداد ۰۴ @akoart
دقیقا جایی که خیلی خوشحالی میتونی بفهمی همه چیز پوچ و بی ارزش ، و جایی که خیلی نا امیدی میتونی بفهمی که چقدر دلیل امیدوار کننده وجود داره ... شب و روزگار خوش 🪐
"آدم بعد از چند سال زندگی، گاهی توقف میکنه و از خودش میپرسه: هدفم توی زندگی چیه؟ میخوام به چی برسم؟ آیا شغلم همونیه که میخواستم؟ آیا ارزشش رو داشت که یه سری چیزها رو فدای چیزهای دیگه کنم؟" و زندگی دقیقا بعد از پرسیدن این سوالات از خودمون معنا می گیرند ... مهران یاوری 📍 @akoart
без подписи