عاشقانههای من و تو✨
Статистика🎶 شعر | موسیقی | دلنوشته ❤️ 🌹 پناهگاهی برای عاشقانهها و حرفهای دل ✨ هر پست، تکهای از یک احساس واقعی... 💕
- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 137
- 1/48двое суток
- 157
- 1/72трое суток
- 169
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
براي آنان که لایق تماشا نبودند؛ تمام شب را چراغانی کردیم، چه اسرافِ زيبايي بود، چه بيداري تلخی.. @alone_a8
شادمانیم که در سنگدلی چون دیوار باز هم پنجره ای در دل سیمانی ماست... @alone_a8
به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرینِ انسان... @alone_a8
چون دوستت دارم راهی پیدا خواهم کرد تا نور زندگی تو باشم، حتی اگر در تاریکترین و دلگیرترین حال خود باشم..💙 @alone_a8
از بین تمامی شعرا حال دل #وحشی_بافقی از همه وخیم تر بوده،مخصوصا اینجا که میگه : "من و عشق و دلِ دیوانه بساطی داریم عقل هی فلسفه میبافد و ما میخندیم" @alone_a8
ما در این عقرب سرا هر لحظه از سر تا به پا نیش یاران؛ نیش ماران؛ نیش جانان، خورده ایم:) @alone_a8
«سلام بر او كه گمان ميكردم پايانی است بر دلتنگی ، ولی شروعی شد بر يك دلتنگی بیپايان..»🖤 @alone_a8
مرا که از ندیدنِ تو خستهام ببخش. @alone_a8
دلم با ماندن بود؛ راه اما راهِ رفتن… و تو ندانستی چه رنجیست کشاندنِ تنِ خستهای که خواهانِ ماندن بود... @alone_a8
без подписи
صبورم از طرفی ، بیقرارم از طرفی به باد داده مرا روزگارم از طرفی میان ماندن و رفتن به چشم دیدم رفت غرورم از طرفی… اقتدارم از طرفی… @alone_a8
«من دونفر بودم، یکی به زندگیاش میرسید و دیگری در گوشهی اتاقش کز کرده بود و برای آنچه از سر گذرانده بود، میگریست.» #کیمیا_رجبی @alone_a8
‹ماجرا را به هیچکس نگفت اما ناگهان لاغر ، بداخلاق و شکستهتر شد..› @alone_a8
به قول شمس تبريزى: اندوه تمام نمى شود! توآن قدر وسيع مى شوى ، كه اندوه در تو گم مى شود @alone_a8
همه چیز… خاطره… گفتگوها… بوسه ها… هم آغوشی پیکرهای دلداده… همه چیز می گذرد! ولی تماس ارواحی که یکدیگر را لمس کرده و در میان انبوه اشکال زودگذر یکدیگر را شناخته اند هرگز زدوده نمی شود
تو "چرا زودتر پیدات نکردم" ترین آدم زندگی منی.
یه هفته عاشق و معشوقیم، یه هفته قاتل و مقتول.
من او را طوری دوست داشتم که وقتی نگاهش میکردم تکه ای از وجودم را میدیدم که بیرون از تنم زندگی میکند... #پوریا_کریمی @alone_a8
ملامت میکنندم دوستان در عشق و حق دارند تو بیزار از منی.. اما مگر من دست بردارم؟ #فاضل_نظری @alone_a8
میانهی راه ایستاد و از خودش پرسید: یعنی تمام زندگی همین است؟ «همین تحمل کردنها، صبر کردنها و دوام آوردنهای اجباری؟» @alone_a8