tgindex
/تاریخ و تاریخ‌نگاری/

/تاریخ و تاریخ‌نگاری/

Статистика
@aminaryanradперсидский

امین آریان راد، تاریخ‌پژوه @a_aryanrad

Последний пост
27 июл.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
502
+3 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
629
21 постов
Вовлечённость
125,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
154
1/48двое суток
176
1/72трое суток
190

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • عسکر مکرم شهری تاریخی و کوره‌ای در حوالی شهر ساسانی رستقباذ در خوزستان. امین آریان‌راد، «عسکر‌مکرم»، دانشنامه جهان اسلام، ج۳۴، ۱۴۰۴، ص۴۲۴-۴۲۵. @Aminaryanrad

  • عشایر اجتماعات دامدار کوچنده در ایران که امروزه بیش از یک میلیون و صدهزار نفر جمعیت دارند. عشایر مالک ۳۰ درصد از دام سبک ایران‌اند و نقش مهمی در تامین گوشت قرمز کشورمان بر عهده دارند. امین آریان‌راد، «عشایر»، دانشنامه جهان اسلام، ج۳۴، ۱۴۰۴، ص۴۷۳-۵۱۵. @Aminaryanrad

  • عسلویه شهر بندری و مرکز شهرستانی به همین نام در استان بوشهر بر کرانه خلیج فارس، و قطب صنعت پتروشیمی ایران. عسلویه در حدود ۲۸۵ کیلومتری جنوب شرقی بوشهر واقع است. امین آریان‌راد، «عسلویه»، دانشنامه جهان اسلام، ج۳۴، ۱۴۰۴، ص۴۵۶-۴۶۱. @Aminaryanrad

  • 22 февр.66377из aminaryanrad

    کودتای ۱۲۹۹ به روایت سهراب یزدانی کودتاهای ایران (چاپ ۱۳۹۸)، اثر سهراب یزدانی، استاد تاریخ در دانشگاه خوارزمی (تربیت معلم سابق) است. این اثر به بررسی کودتاهای تاریخ معاصر ایران از جمله کودتای ۱۲۹۹ می پردازد. آنچه یزدانی درباره کودتای ۱۲۹۹ آورده‌، روایت مستندی است که با بهره‌گیری از آثار و اسناد در دسترس به زبان‌های فارسی و انگلیسی تنظیم شده‌است. روایت یزدانی که پر از تدقیق‌های مورخانه است فرصت دیگری برای بازاندیشی پیرامون کودتای ۱۲۹۹ در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد؛ تدقیق‌هایی که در روایت و سخنان سطحی صادق زیبا کلام و لطف‌الله آجدانی و امثال آنها دیده نمی‌شود. چند نکته را به عنوان شاهد این مدعا در اینجا می‌آورم. یزدانی به مانند آثار قدیم درباره کودتا، به شیوع فکر کودتا در آن سال اشاره می‌کند، اما از حد اشارات بهار فراتر می‌رود، او گفته کاردار سفارت آلمان را به نقل از سید محمد کمره‌ای آورده است که در سال کودتا گفت: "خیلی مقتضی است ترتیب کودتایی بشود". او از دو راهکار بریتانیایی‌ها در این مقطع را یاد می‌کند: گروهی طرفدار چیرگی بر ایران و اداره مستقیم آن بودند. گروهی دیگر طرفدار سپردن اداره کشور به خود ایرانیان و اعمال نفوذ غیرمستقیم بودند. دسته اول طرفدار روی کار آوردن دولت دستنشانده و دسته دوم هوادار همکاری با ملی‌گرایان میانه‌رو ایرانی بودند. در اینجا او برخلاف روایت‌های توطئه پندارانه معاصر که به‌ویژه در سالهای اخیر توسط عبدالله شهبازی، "مورخ" رسمی، رواج یافته، توجه به ملی‌گرایی ایرانی در تعیین سیاست بریتانیا در این مقطع را نادیده نمی‌گیرد. رویکردی که چنان‌که می‌دانیم در نظرات حکومت هند بریتانیا در زمان تدوین قرارداد ۱۹۱۹ بازتاب یافته بود. او وقعی به "خاطرات" اردشیر جی ریپورتر نمی‌گذارد و آرای مختلف درباره چگونگی آشنایی آیرونساید با رضاخان میرپنج را بررسی می‌کند. نکته شایسته توجه دیگر در روایت یزدانی، نگرش او به موضوع بازسازی نیروی قزاق مستقر در آقاباباست. به روایت او، این بازسازی جنبه نظامی داشت و بر اساس مواد نظامی قرارداد در حال اجرای ۱۹۱۹ پیش می‌رفت. اما زمانی که قرارداد به جایی نرسید و زمان خروج نیروهای انگلیسی از ایران نزدیک می‌شد، شبکه انگلیسی و ایرانی کودتا، برخلاف نظر ژنرال دیکسون، رییس کمیسیون نظامی ایران و انگلیس، مجری مواد نظامی قرارداد ۱۹۱۹، از نیروی قزاق بازسازی‌شده، جهت حمله به تهران و اجرای کودتا بهره جستند. @Aminaryanrad

  • 22 февр.48415из aminaryanrad

    کودتای ۱۲۹۹: پرونده‌ای همچنان باز درباره کودتای ۱۲۹۹ پژوهشهای متعددی انجام یافته‌است؛ رویدادی که متعاقبا به برآمدن سلطنت پهلوی انجامید. استاد یان ریشار که چند سالی است بر روایت‌های کودتای ۱۲۹۹ متمرکز است و آثاری را در این زمینه منتشر کرده‌است، در پژوهشی که در سال ۲۰۰۹ انتشار یافته، روایت‌های دست اولی همچون آیرونساید، دیکسون، اسمایس، دوکرو، ادموندز و سیدضیاء را بررسی کرده‌است. به نوشته ریشار، برخلاف تصوری که آثار صباحی، غنی یا کاتوزیان ممکن است ایجاد کند، تاریخ کودتای ۱۹۲۱ هنوز خلاهای زیادی دارد. این آثار برخی از منابع طولانی در دسترس فارسی یا انگلیسی را نادیده گرفته‌اند و در عوض به سرعت بر "اسناد محرمانه" بریتانیا متمرکز شده‌اند. روایت‌هایی که او بررسی کرده‌است بسان خاطراتی از این دست، اغلب با یکدیگر در تضاد هستند. به طور کلی هر فردی سعی می کند نقشی را که بازی کرده است برجسته کند. در حالی که در روایت آیرونساید و اسمایس [همانند تاریخ‌های رسمی دوره پهلوی] نامی از سیدضیا در میان نیست، روایت سیدضیا اساسا بر نقش خود او متمرکز است. در حالی که آیرونساید طرح کودتا را به خود نسبت می‌دهد، اسمایس این طرح را به "برخی از میهن‌پرستان" نسبت می‌دهد که شاید اشاره‌ای به سید ضیا باشد. به هر رو به زعم ریشار: این چند منبع انگلیسی و فرانسوی، تاریخ نگاری این رویداد را تمام نمی کند. شاید شاهدان نادیده گرفته شده ای نیز در میان دیگر ملیت های حاضر در ایران در این زمان وجود داشته باشند: روس ها، آلمانی ها، اتریشی ها، بلژیکی هایی... که مکاتبات یا خاطرات شخصی را به جا می گذاشتند. ما باید به ویژه امیدوار باشیم که از طرف ایرانی، اسناد جدید بتواند دانش ما را از این رویداد تکمیل کند. چه بسیار رویدادهای مشابه، در تاریخ ایران مدرن، که هنوز به روشنی شناخته نشده‌اند، زیرا ما به توضیحات ساده انگارانه‌ای که به دلایل سیاسی یا ایدئولوژیک ارائه می‌شود، بسنده کرده‌ایم! https://t.me/aminaryanrad

  • پاکدامن‌ترین مردم جهان در تمام بر و بحر مشرق هر شهری که گروهی از ایرانیان در آن اقامت داشته باشند، پاکدامن‌ترین همه مردم و بهترین طبقات هستند و اهل دانش‌اند. ابن‌حوقل، جغرافیانویس و جهانگرد، سده چهارم هجری @Aminaryanrad

  • برنامه‌ریزی انقلابی [آقای علی‌محمد بشارتی]، وزیر کشور آمد. درباره تاریخ انتخابات شوراها و ریاست جمهوری، بحث و تصمیم‌گیری شد و به نوعی از گروه آقای ناطق [نوری] که آقای [علی] فلاحیان را [برای وزارت کشور در کابینه آینده]، به جای او در نظر گرفته‌اند، گله کرد. اکبر هاشمی رفسنجانی، ۴ دی ۱۳۷۵ @Aminaryanrad

  • معاوضه توضیح بیشتر به مردم با لغو تصمیم شهردار تهران و وزیر کشور به خاطر گران کردن بی‌اجازه نرخ تاکسی احضار شدند و مورد اعتراض قرار گرفتند؛ دفاع قانع‌کننده‌ای نداشتند، ولی به خاطر ضررهای احتمالی لغو تصمیم، قرار شد به مردم توضیح بیشتری بدهند. اکبر هاشمی رفسنجانی، ۲۱ آبان ۱۳۶۹ @Aminaryanrad

  • سرپل ذهاب شهر و شهرستانی در استان کرمانشاه در غرب ایران. سرپل ذهاب در حدود صد کیلومتری کرمانشاه واقع است. امین آریان‌راد، «سرپل ذهاب»، دانشنامه جهان اسلام، ج۲۳، ۱۳۹۶، ص۲۷۰-۲۷۵. @Aminaryanrad

  • شهرکرد شهر و شهرستانی در جنوب غربی ایران، امروزه مرکز استان چهار محال و بختیاری. شهرکرد تا پیش از ۱۳۱۴ش دهکرد / ده‌کرد نامیده می‌شد. امین آریان‌راد، «شهرکرد»، دانشنامه جهان اسلام، ج۲۸، ۱۳۹۹، ص۱۵۲ـ۱۵۶. @Aminaryanrad

  • 15 нояб.753135из aminaryanrad

    آبان ۹۸ به روایت تاریخ در آبان ۹۸ در پی اعلام افزایش قیمت بنزین و سهمیه بندی آن، دسته های مختلف مردم در شهرهای مختلف ایران به ویژه در شهرهای تهران، اسلامشهر، قدس، شهربار، ملارد، دماوند، اهواز، آبادان، خرمشهر، کرمانشاه، مشهد و سیرجان به خیابان ها آمدند. در تهران در ۲۵ آبان همزمان با نخستین برف پاییزی، معترضان بادخاموش کردن ماشین ها و پیاده شدن، دستجات اعتراضی را شکل دادند. در اتوبان همت، چند دختر پلاکارد با ما همراه شوید در دست داشتند. شعارها در آغاز ایرانی باغیرت حمایت حمایت و نیروی انتظامی حمایت حمایت بود. با ورود نیروی انتظامی و شلیک گاز اشک آور برای متفرق کردن معترضان، آنان چندین سطل زباله را به آتش کشیدند. همزمان دولت اینترنت را در سراسر کشور دچار اختلال و از روز یکشنبه قطع کرد. در واکنش به این شرایط برخی از مراجع تقلید همچون آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی، علوی گرگانی و مکارم شیرازی ضمن اعتراض به تورم، گرانی و بیکاری، خواستار لغو این طرح شدند. روز یکشنبه ۲۶ آبان نمایندگان مجلس طرح سه فوریتی لغو افزایش قیمت بنزین را در دستور کار داشتند. اما زمانی که مطلع شدند آیت الله خامنه ای از اجرای این طرح حمایت کرده است، از این کار منصرف شدند با این حال مقرر شد کمیسیون های تخصصی در مورد بهتر اجرا شدن این قانون تصمیم بگیرند. بدین ترتیب زمانی که به اعتراضات توجه نشد و حتی با سرکوب نیروهای نظامی و امنیتی مواجه شد، معترضان اقدام به آتش زدن و تخریب پمپ بنزین در سیرجان، رباط کریم و اسلامشهر کردند. بنابر ادعای رسانه های رسمی معترضان علاوه بر حوزه های علمیه به برخی مساجد نیز حمله بردند. همچنین در شهر قدس معترضان به مصلای نماز جمعه حمله کرده، بخش هایی را تخریب کرده و به آتش کشیدند. ساختمان های دولتی و بانکها نیز از آتش خشم معترضان آزرده خاطر در امان نماند و بسیاری از آنها به آتش کشیده شد. حتی در بندر امام، معترضان ساختمان کمیته امداد را تخریب کردند. در مواردی احتمالا به علت استفاده نیروهای سرکوبگر از لباس و امکانات آتش نشانی و اورژانس، این دو گروه نیز مورد حمله معترضان قرار گرفتند و خودروهایشان به آتش کشیده شد. با اوجگیری اعتراضات شعارها نیز تندتر و متوجه مقامات رده بالا شد. همچنین شعارهایی بر ضد سیاست های ویرانگر منطقه ای جمهوری اسلامی سر داده شد، از جمله: پول نفت گم شده، خرج فسلطین شده، سوریه کم آورده، تقصیر ملت چیه؟، جواب ما تفنگ نیست، همه کشته کم نیست! طی این اعتراضات نیروهای نظامی و امنیتی صدها معترض را کشتند. با این حال در مواردی این قتل ها را به "افراد مشکوک و ناشناس" نسبت دادند. چند نفر از نیروهای سرکوبگر از جمله یک بسیجی در ملارد و یک مامور ناجا در کرمانشاه به دست معترضان کشته شدند. با این میزان از کشتار، سرکوب و دستگیری سرانجام از روز سه شنبه ۲۸ آبان معترضان در اکثر نقاط کشور به خانه های خود برگشتند. مقامات و رسانه های حکومت در این رویدادهای ناشی از خشم دستجات مختلف مردم باز هم دست خارجی را دیدند و از معترضان با عنوان "اوباش اجاره ای" و آشوبگران و اغتشاشگران یاد کردند. کیهان به نقل از مدیر حوزه علمیه فارس نوشت: برخی از اغتشاشگران ایرانی نبودند و به زبان هایی غیر از فارسی صحبت می کردند! "رسانه های بیگانه"، تلگرام و برخی از مقامات آمریکا، آلمان و فرانسه به عنوان تشویق کنندگان و طراحان این "اغتشاشات" معرفی شدند. همزمان با اعتراضات و در پایان آن، مقامات دولتی وعده جلوگیری از افزایش قیمت ها را دادند که عملا ممکن نبود. بررغم تبلیغات حکومت، آمارها چیز دیگری می گفتند. نرخ دلار از ۱۱۴۴۷ تومان در ۲۳ آبان به ۱۱۸۸۹ تومان در ۳۰ آبان و ۱۵۷۵۵ تومان در ۲۸ اسفند ماه افزایش یافت. قیمت سکه تمام طرح جدید از ۴۰۱۷۰۰۰ تومان در ۲۳ آبان به ۴۰۹۴۰۰۰ تومان در ۳۰ آبان و ۶۰۳۴۰۰۰ تومان در ۲۸ اسفند ماه رسید. بر هر رو چنان که معترضان تصور می کردند افزایش سه برابری قیمت بنزین زمینه ساز تورم گسترده ای شد که دور تازه ای از فقر و فلاکت را بر ایرانیان تحمیل کرد. @Aminaryanrad

  • 5 нояб.1 121414

    داستان یک «مورخ» در ۲۰ تیر ۱۴۰۴ عبدالله شهبازی که خود را «مورخ» می‌خواند در برنامه‌ای با عنوان «سرگذشت من» در کلاب هاوس «داستان» زندگی خود را در گفتگو با احمد زرین‌آباد و مسعود سفیری شرح داده است. او در بخشی از این داستان به نام «تحقیقات تاریخی»، نکاتی را درباره «تحقیقات تاریخی» خود بازگو می‌کند؛ «تحقیقاتی» که چیزی نیست جز مجموعه اتهاماتی که بی‌نام و بانام، علیه این و آن منتشر می‌کرد. البته جای هیچ تعجبی نیست که این سخنان شهبازی هیچ نکته درخوری ندارد و در واقع کوششی ناکام و معطوف به آینده است برای مبرا کردن خود از جریانی که او را به عنوان یک دانش آموخته مردم‌شناسی، برکشید و به نام «مورخ» مزین کرد. آنچه جای تعجب است اینکه «مورخ» داستان ما مدعی می‌شود که در ماجرای «تدوین خاطرات» فرودست، «دغدغه‌های شخصی» او با «نیات جمهوری اسلامی برای ارائه یک چهره بد از دوران پهلوی»، «هم‌خوانی و همپوشانی داشت»، «در حالی که در این کتاب واقعا این‌جوری نیست». او به عنوان شاهد این ادعا می‌گوید «برای نمونه در ۳۵ سالگی آنقدر درک و شعور داشتم که ننویسم هویدا بهایی بود بلکه بنویسم شهرت به بهاییگری داشت». گویا «مورخ» ما در شرح داستان خود خیلی فراموش‌کار شده است. برای نشان دادن این فراموشکاری چند جمله آغازین مقدمه این «مورخ» بر ملحقات خود بر «خاطرات» فردوست را یادآوری و بحث بیشتر را به زمان مناسب‌تری موکول می‌کنم: «تاریخ معاصر ایران- از مشروطه تا سقوط سلطنت پهلوی - تاریخی دردناک است. این تاریخ داستان زندگی مردمی را تصویر می‌کند که حیات آنان، سرزمین آنان، ذخایر و گنجینه‌های مادی و معنوی آنان و فرهنگ و اصالت‌های آنان آماج چپاول غارتگران حریص و آزمند استعمارگر بود». @Aminaryanrad

  • سیاست محمدرضاشاه پهلوی در قبال مسأله فلسطین «سیاست دولت شاهنشاهی مبنی بر پشتیبانی از حقوق حقه مردم فلسطین در سخت‌ترین اوقات نشانه پیوندهای دوستی و برادری دو ملت می‌باشد که سپاس فراوان داریم و امیدواریم این تأییدات سیاسی در آینده توسعه بیشتری پیدا کند و شناسایی سازمان آزادی‌بخش فلسطین به عنوان تنها نماینده ملت فلسطین آشکار و به مرحله عمل درآید». فاروق قدومی، مسئول شاخه سیاسی ساف، ۲۲ شهریور ۱۳۵۶ @Aminaryanrad

  • نظر جمال عبدالناصر دربارۀ فداییان فلسطینی فداییان فلسطینی گرفتاری بزرگی‌اند که از طرفی هیچ کاری از آنان ساخته نیست و از طرف دیگر نمی‌شود به آسانی از آنان رهایی یافت. جمال عبدالناصر، مارس 1970 @Aminaryanrad

  • 18 сент. 2025 г.909из aminaryanrad

    با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ و انتخاب ابراهیم رییسی، تندروها مجال تازه‌ای برای فعالیت یافتند. گرچه رییسی از راه‌اندازی گشت ارشاد برای مسئولان سخن گفت، چنان که انتظار می‌رفت پیروزی او جرات بیشتری به تندروها بخشید. برخوردهای یکسال اخیر که به بسته شدن بیش از پیش فضایی عمومی انجامیده، گواهی بر درستی این سخن است. چند روز پیش رییسی خود به میدان آمده در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی با توجه به دستور کار این شورا درباره موضوع حجاب و عفاف دبیرخانه شورا را موظف کرد با همکاری همه دستگاه‌ها و نهادهای فرهنگی و اجرایی نسبت به اجرای قانون مصوب مجلس شورای اسلامی و قانون سال ۱۳۸۴ شورای عالی انقلاب فرهنگی اهتمام لازم را داشته باشند. به نظر می‌رسد با توجه به شوک درمانی اقتصادی چند سال اخیر و به ویژه ماه‌های اخیر، امت حزب‌الله فرصت را برای اجرای طرح وامانده از دوره احمدی‌نژاد مناسب یافته‌است. گرچه منحرف کردن توجه‌ها از مشکلات خانمان‌سوز اقتصادی هم می‌تواند بخشی از انگیزه تندروها باشد. باید دید چقدر زمینه دارد و پاسخ مردم به این همه عناد و عرف‌ستیزی چه خواهد بود. @Aminaryanrad

  • 18 сент. 2025 г.701из aminaryanrad

    درباره طرح گسترش فرهنگ عفاف و حجاب ۱۳۸۴- ۱۴۰۱ در سال ۱۳۸۴ در ادامه طرح‌های چندگانه شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس، راهبردهای گسترش فرهنگ عفاف و آیین‌نامه راهکارهای اجرایی گسترش عفاف و حجاب به تصویب شورای فرهنگی، اجتماعی زنان شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید. بر اساس این طرح برای ایجاد هماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی و اشخاص حقیقی و حقوقی فعال در امر ترویج و گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه، کمیته‌ای تحت عنوان ترویج و گسترش فرهنگ عفاف مرکب از ۲۲ نفر از وزرا، روسای سازمان‌های مرتبط و نهادهای اطلاعاتی تشکیل و گزارش عملکرد آن هر شش‌ماه یکبار به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه می‌شد. این طرح که اصلاح پوشش زنان و مردان را در جامعه، دانشگاه‌، سازمان‌ ها و ادارات سرلوحه کار خود قرار می‌داد، در سال ۸۵ و در پی برآمدن محمود احمدی‌نژاد به ادارات و سازمان های سراسر کشور ابلاغ شد. در این سال طرح امنیت اخلاقی، که برخورد با بدحجابی بخشی از آن بود، به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید اما به اجرا درنیامد. تا آنکه در پی تحول در مد و پوشش خانم‌ها با سرعتی بی‌سابقه، رهبری خواستار اجرای آن گردید، در نتیجه نیروی انتظامی وارد صحنه شد. همزمان در ۲ اردیبهشت ۸۵ مجلس اصولگرا، طرح ساماندهی مد و لباس را مطرح کرد، اما استقبال چندانی از آن نشد. به هر رو برخورد با بدحجابی زمینه‌ساز درگیری‌هایی میان نیروی انتظامی و مردم گردید. با افزایش اختلاف میان احمدی‌نژاد و هیات حاکمه، او در سال ۸۸ اعلام کرد که با برخوردهای این گشت مخالف است. به علاوه دستور توقف اجرای طرح گسترش فرهنگ حجاب و عفاف را صادر کرد. طی سال‌های ۸۸ و ۸۹ با توجه به اعتراض‌های عمومی علیه حکومت این طرح به اجرا در نیامد. اما در سال ۸۹ وزیر کشور از اجرای طرح حجاب و عفاف در سال جاری خبر داد. برخورد با کسانی که پوشش متفاوتی داشتند در اواخر سال ۸۹ با نام گشت امنیت اخلاقی از سر گرفته شد. همزمان ۳۰ همایش حجاب و عفاف در کشور برگزار شد. برخی "حجاب و عفاف" را "اکسیرهای شفابخش قرآنی" دانستند و اقلیت همفکر آنان اجرای این طرح را "باعث کاهش بلایای طبیعی" دانستند. احمدی‌نژاد مقابل این مساله سکوت کرد. وی بعدها نیز با وجود انتقادات مخالفان به‌ویژه ائمه جمعه بر این موضع خود تاکید کرد. با تداوم درگیری‌ میان ناجا و مردم در پی بسط و گسترش مد جدید، رفته‌رفته نیروی انتظامی نیز از خود سلب مسئولیت کرد، چنان‌که فرمانده نیروی انتظامی در گفتگو با کیهان، اقدام پلیس در این زمینه را «از روی اکراه» دانست. همو در مصاحبه دیگری اجرای طرح عفاف و حجاب در هر استان را بسته به تصمیم مسوولان استانی و نظرسنجی از مردم دانست. در ۱۳۹۰ در پی ابلاغ دستورالعمل شورای انقلاب فرهنگی دربارۀ عفاف و حجاب به دانشگاه‌ها طرح جداسازی کلاس‌های درس در برخی دانشگاه‌ها از جمله دانشگاه مازندران، بین‌المللی قزوین و علامه طباطبایی کلید خورد. برخی از مراجع تقلید، از جمله آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی، حسین نوری همدانی و لطف‌الله صافی گلپایگانی، نیز از آن استقبال کردند. گرچه احمدی‌نژاد این اقدامات را «سطحی و غیرعالمانه» دانست، این طرح تا پایان این دولت به صورت کج‌دار و مریز ادامه یافت. در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی با توجه به مسکوت ماندن طرح‌های پیشین، تندروها کوشیدند با تصویب قانونی، دولت را ملزم به اجرای قانون مشابهی کنند. بر این اساس در مهر ۹۳ مجلس کلیات "طرح صیانت از حریم عفاف و حجاب"، را تصویب کرد. یکسال بعد در شرایطی که این طرح به تصویب کمیسیون مشترک قضائی و فرهنگی مجلس رسیده و قرار بود به‌زودی راهی صحن علنی شود، مرکز پژوهشهای مجلس، کلیات این طرح را مورد انتقاد قرار داد و رد کرد. به نوشته پژوهشگران این مرکز: "با توجه به فقدان خلا قانونگذاری درخصوص مواجهه با بدحجابی در جامعه و نظر به ملاحظات و چالش ذكر شده كليات طرح قابل تأييد نيست. پيشنهاد می‌گردد طرح فوق در مجلس برای اتخاذ رويكردی همه‌جانبه‌تر به موضوع مسكوت گذاشته شود. نظر كارشناسي مركز در اين خصوص به‌صورت روشن اين است كه ايجاد مطالبه عمومی و جمعی درخصوص موضوع طرح، اولويت اول در اين حوزه است. نگاهی به تجربيات صورت گرفته در اين حوزه از جمله عدم موفقيت طرح گشت ارشاد در خصوص مقابله با پديده بدحجابی و همچنين عدم توفيق برخورد نيروی انتظامی با نصب ماهواره در آپارتمانها شاهدی بر اين مسئله است. علت اصلي اين عدم توفيقها را فقدان مطالبه و خواست عمومی در جامعه می‌توان دانست. از همين رو هرگونه اقدامی بدون توجه به اين اولويت نتايج و پيامدهای منفی را ايجاد خواهد كرد. در ضمن بايد توجه داشت كه جرم‌انگاری بدحجابي در ابتداي انقلاب اسلامی در شرايطی رخ داد چنين مطالبهای در جامعه وجود داشته است". گرچه در پی انتشار نظر مرکز پژوهشها، طرح یاد شده مسکوت گذاشته شد برخوردهای ناجا با مردم ادامه یافت. 👇 @Aminaryanrad

  • در سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی بازنشر یادداشت زیر متعلق به ۱۸ تیر ۱۴۰۱ را بی‌مناسبت ندیدم 👇

  • 17 сент. 2025 г.5163из aminaryanrad

    محمد مهدی پرتوی در اینجا به جزییات نقش حزب توده در کودتای قطب‌زاده پرداخته است:👇 علی ملیحی، «آرمان‌شهر کیانوری کابوس‌شهر بود، گفتگو با مهدی پرتوی از تاسیس گروه نوید و عضویت در حزب توده تا رهبری سازمان مخفی، ارتباط با ک.گ.ب. ماجرای بازداشت در سال ۱۳۶۲ و اعتراف سران حزب»، اندیشه پویا، ش۳۸، مهر و آبان ۱۳۹۵، صص۸۷-۸۸. @Aminaryanrad

  • 17 сент. 2025 г.3613из aminaryanrad

    حزب توده و «کودتای قطب‌زاده» (۳) در سال 1395 محمد مهدی پرتوی، رییس شبکۀ مخفی حزب توده ایران، ضمن گفتگویی جزییات بیشتری را درباره نقش سرهنگ بیژن کبیری و نیز نقش سرهنگ هوشنگ عطاریان در میان گذاشت. به گفتۀ او: «از اعضای شبکۀ مخفی نظامی حزب خواسته شده بود هرگونه تحرک هسته‌های ضد انقلاب و به اصطلاح برانداز را در یگان خود رصد کرده و گزارش دهند. اما از آنجاکه این گزارشها را نمیتوانستیم از کانال کیانوری به جمهوری اسلامی اطلاع دهیم، زیرا معلوم میشد که در ارتش نفوذی داریم، از اعضای شبکۀ مخفی خواسته شد به عنوان یک افسر هوادار انقلاب با مقامات مربوطه تماس بگیرند و ایشان را در جریان توطئه قرار دهند». او دربارۀ کبیری که در این شبکه فعال بود، تصریح کرد «از کبیری خواستم با آقای ریشهری که رییس دادگاه نظامی ارتش بود تماس بگیرد و اطلاعات خود را در اختیار ایشان بگذارد».بر این اساس کبیری از زمان کودتای نوژه تا زمان دستگیری در سال 62 به همکاری با حجت‌الاسلام ریشهری برای خنثی کردن کودتاهای قریب‌الوقوع در ارتش پرداخت. بدین ترتیب که «کبیری در این شبکه‌ها نفوذ میکرد و بعد از اعتمادسازی اطلاعات ایشان را به گروه ضربت میداد و بعد از بازداشت آن افراد به ظاهر کبیری تحت تعقیب و فراری میشد». کبیری با چنین شیوه‌ای توانست نقش موثری در کشف و خنثی‌سازی موارد متعددی توطئه در ارتش طی سال 1359 ایفا کند. چنین نقشی باعث شد کبیری احساس خطر کند. از همین رو نخست «باهماهنگی» ریشهری، با حکم محرمانه از ستاد ارتش به دادگاه نظامی ارتش منتقل شد. سپس برای عادی جلوه دادن فراری بودن او نزد شبکه‌های کودتاچی، یک مجتمع گاوداری در جنوب تهران در نظر گرفته شد تا با هویت جعلی به ظاهر در آن مخفی شود. در اینجا بود که کبیری با جریانی فعال در عبور دادن غیرقانونی افراد از مرزهای غربی کشور آشنا شد. افراد این جریان او را به قطب‌زاده معرفی کردند. بدین ترتیب کبیری راهی دیدار با قطب‌زاده شد. از آنجایی که قطب‌زاده در دیدار نخست به کبیری اعتماد نداشت و تنها به ذکر این نکته بسنده کرده بود که «ما نیز نقشه‌هایی داریم»، پرتوی از او خواست که در دیدار بعدی، خود را عضو ارشد یک سازمان مخفی درون ارتش معرفی کند. پس از آنکه قطب‌زاده برای دیدن رییس چنین سازمانی ابراز علاقه کرد، سرهنگ عطاریان به توصیه پرتوی به عنوان رییس فرضی آن تشکیلات به قطب‌زاده معرفی شد. به تصریح پرتوی «کبیری گزارش این دیدارها را هم به من و هم به آقای ریشهری میداد». گرچه عطاریان هم به توصیه پرتوی با ریشهری ارتباطاتی داشت و مانند کبیری مورد اعتماد او بود، هیچکدام از ارتباط دیگری با شبکۀ مخفی حزب آگاه نبودند. کبیری به توصیه پرتوی، عطاریان را به منظور دیدار با قطب‌زاده به عنوان رییس فرضی سازمان نظامی مخفی به ریشهری نیز معرفی کرد. هنگامی که کبیری و عطاریان به دیدار قطب‌زاده رفتند، موقعیت بالای عطاریان در ستاد ارتش، زمینه‌ساز اعتماد قطب‌زاده به آنان شد.او نقشه خود را با کبیری و عطاریان در میان گذاشت. آنان هم این اطلاعات را در اختیار ریشهری قرار دادند. ریشهری این اطلاعات را به آیت‌الله خمینی منتقل کرد اما او از ریشهری خواست که برای چنین اطلاعاتی سند متقن بیاورد.از همین رو تیم ضربت ریشهری کیف دستی حامل ضبط صوت در اختیار کبیری و عطاریان قرار دادند تا در دیدار دوباره حرفهای قطب‌زاده را ضبط کنند.مشکل دستگاه سبب شد آنان در دیدار نخست موفق به ضبط صدای قطب‌زاده نشوند اما به هر رو در دیدار دوم صدای او را ضبط کرده و به ریشهری تحویل دادند. بدین ترتیب قطب‌زاده بازداشت شد. با این حال به گفتۀ پرتوی، نقش کبیری به اینجا ختم نشد. از آنجا که قطب‌زاده در بازجویی اقرار نمیکرد، کبیری را در هیئت زندانی با او روبرو کرده، مجبور به اعترافش کردند.حتی ماموران دادستانی ارتش برای عادی جلوه دادن موضوع چند سیلی محکم به گوش کبیری نواختند. به تصریح پرتوی «وقتی گزارش ماجرا را به کیانوری دادم در پوست خود نمیگنجید. گفت بهتر است گزارشی از موضوع تهیه کنی و به رفقای شوروی بدهی.من گزارشی تهیه کردم و به سعید آذرنگ که در آن در ارتباط با حسین افسر ک.گ.ب بود دادم.» بنابر این روایتها، کبیری با نام مستعار کامبیزی و عطاریان با نام سازمانی حبیب و با نام مستعار حبیب‌زاده به قطب‌زاده نزدیک شدند. کیانوری مدعی است قطب‌زاده طراح کودتا بود، اما از سخن پرتوی میتوان دریافت نخست این سرهنگ کبیری بود که در گفتگوی با قطب‌زاده سخن از کودتا یا فعالیت نظامی بر ضد حکومت به میان آورد. قطب‌زاده تصریح کرد که این دو افسر نقشۀ کودتا را چیدند.به هر رو آنان با ارائه نقشۀ کودتا یا با نشان‌دادن همراهی و توانایی تامین تجهیزات برای دریافت جزییات نقشه، او را در دام کودتای صوری انداختند که احتمالا قطب‌زاده هم بدان فکر میکرد. ریشهری در جریان این اقدامات بود بی‌آنکه از وابستگی سازمانی آنان مطلع باشد. @Aminaryanrad

  • 17 сент. 2025 г.3013из aminaryanrad

    حزب توده و «کودتای قطب‌زاده» (۲) اوایل دهه ۱۳۷۰ کوزیچکین، مامور سابق ک.گ.ب در خاطراتش از توطئه حزب توده و ک.گ.ب برای حذف قطب‌زاده پرده برداشت. چند سال بعد نورالدین کیانوری در یکی از آخرین مقالاتش ضمن اشاره به اقدامات خصمانه قطب‌زاده بر ضد منافع شوروی در زمان تصدی وزارت امور خارجه از نقش منحصربفرد حزب توده در کشف و جلوگیری از اجرای کودتای قطب‌زاده خبر داد. او همچنین این واقعیت را افشا کرد که پیش از آن نیز اقداماتی برای به دام انداختن قطب‌زاده انجام داده بودند، بدین ترتیب که «ما، قبلا چند بار در دیدار با رفسنجانی درباره وابستگی قطب‌زاده به امریكا صحبت كرده بودیم» اما هاشمی رفسنجانی نپذیرفته بود. در حالی که «همان زمان مقامات شوروی به ما اطلاع داده و از ما خواسته بودند این خبر را به رهبری انقلاب برسانیم که: «آقا شاهی، وزیر خارجه پاكستان در یك جلسه فوق‌العاده سری، از توجه خاص رئیس جمهور امریكا و سازمان "سیا" نسبت به "قطب‌زاده" صحبت كرده‌است». به هر رو او در شرح ماجرای کودتا چنین نوشت: «یکی از اعضای حزب ما توانسته بود در دفتر قطبزاده رفت و آمد کند. او به ما گزارش داد که قطبزاده به یاران خود وعده میدهد بزودی در کشور اوضاع عوض خواهد شد». اما از آنجا که این عضو حزب در مقام و موقعیتی نبود که بتواند از قطب‌زاده اطلاعات دقیقتری دربارۀ نقشه‌هایش بدست آورد»، حزب تصمیم میگیرد که سرهنگ کبیری را که در دوره پهلوی، معاون فرمانده کل هوانیروز بود و به همین خاطر «در میان ضد انقلابیون از اعتبار ویژهای برخوردار بود به قطبزاده نزدیک کند». به علاوه سرهنگ كبیری که پس از پیروزی انقلاب توانست نقشه‌های كودتائی چندین گروه از جمله گروه سلطنتطلب نیما را خنثی کند، با حجت‌الاسلام ریشهری، دادستان نظامی ارتش در ارتباط بود. قطبزاده نقشۀ خود را با کبیری در میان گذاشت، بدین شرح که: «من در نظر دارم با تدارك دقیق و با كمك دوستانم قدرت را در دست بگیرم و نقشه‌ كارم چنین است: من در شمال خانه محل سكونت "امام" در جماران، در جائی كه كاملا مشرف به خانه امام است و از آنجا حتی امام در موقع گردش روزانه قابل دیدن است، خانه‌ای را اجاره كرده‌ام و به كمك دوستان چند خمپاره انداز و مقدار كافی مهمات به آنجا خواهم برد و در ساعت مقرر خانه امام را با خاك یكسان خواهیم كرد و در همان زمان خانه‌های سایر مسئولین درجه اول را با ساكنینش داغان خواهیم كرد. بلافاصله خودم به دستگاه رادیو تلویزیون می‌روم و اعلام می‌كنم كه حزب توده در صدد كودتا برآمده و امام و دیگر مسئولان را كشته و مردم را دعوت می‌كنم كه در همه جا دست بكار شوند و توده‌ای‌ها را قتل‌عام كنند. همزمان با این اقدامات اولیه، همه سران حزب توده بازداشت و اعدام شده‌اند و به این ترتیب من ناجی جمهوری اسلام شده‌ام». قطبزاده از سرهنگ كبیری خواست كه دوستانش را آماده کار کند بدون اینکه تمام نقشه را با آنها در میان بگذارد. در ادامه قطب‌زاده به کبیری گفت كه «او به افسران ارشدی نیاز دارد كه در درون ارتش نفوذ و اعتبار زیادی داشته باشند و بتوانند در لحظه معین، واحدهای معینی را برای خنثی كردن عمل احتمالی مخالف از سوی واحدهای دیگر ارتش و سپاه وارد عمل كنند. سرهنگ كبیری به ما اطلاع داد، كه در نظر دارد سرهنگ عطاریان را كه مشاور نظامی رئیس جمهور بود و در میان افسران نیروی زمینی نفوذ و اعتبار زیادی داشت برای همكاری دعوت كند. در این وقت، او نمی‌دانست كه عطاریان هم عضو حزب است. ما موافقت كردیم و سرهنگ كبیری هم این پیشنهاد خود را با ریشهری در میان گذاشت و او هم موافقت كرد». در این زمان بود که به خواست حزب سرهنگ عطاریان و سرهنگ كبیری از عضویت یکدیگر در حزب توده آگاه شدند. به نوشتۀ کیانوری «در جریان این تداركات، "ریشهری" مرتبا روند هر روزه كار دارودسته قطب‌زاده را از طریق رفسنجانی و خامنه‌ای به "امام" اطلاع می ‌داد. همین كه قطب‌زاده خمپاره انداز ها و مهمات را به خانه مشرف به خانه ‌امام برد، رفسنجانی از سوی دیگر مقامات گفت كه دیگر خطر بلافاصله قرار گرفته و نباید صبر كرد و دستور بازداشت قطب‌زاده داده شد». @Aminaryanrad

/تاریخ و تاریخ‌نگاری/ — tgindex