مردم مشوش
Статистика"جهان با سرعت دو میلیون مایل در ساعت توی فضا میچرخد. ما هم مثل لنگه جورابهای گمشده روی آن بپر بپر میکنیم." ناشناس و این ها: https://t.me/+YL4CQcdJKgc2NWU0
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 13
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 62
- 1/48двое суток
- 71
- 1/72трое суток
- 76
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
بچهها یه گربههه اینجا لب جوی نشسته داره اشک میریزه. :(((((((((((((((
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
And that's what we call summer!
شهرها را دوست داشته باش. تو تمام زندگی را در سفری.
مردان پیر، خرفت، مسلمان، کند و قدیمی مُدرس، وجههای را در من بیدار میکنن؛ که هیچوقت نمیدونستم وجود داشته :)) بابا من انسان نرم، مهربان، در صلح و آرامیم؛ چرا باید با صدا و تدریس یک نفر چنان به هم بریزم که از پشت سیستم دائم دلم بخواد داد بزنم خفهشو، بسه، کافیه، خودتو بکش و برای همیشه تدریس رو کنار بذار؟ چرا آخه؟ :))
صبح بخیر این ویدیوها از جلسات قبلی نمایشنامهخوانی جدی چه به عنوان خوانشگر چه تماشاچی بیاین خوش میگذره
видео или голосовое, без подписи
گفتوگو را دوست دارم. ضبط صدا و فرستادن آن برای عزیزانم را هم. بیا، این صدای من، افکار من و احساسات من. هر وقت خواستی گوشش کن و دربارهاش باهام حرف بزن. یا نزن. میتوانی چند بار گوشش کنی و میتوانی همان یکبار را هم با دو برابر سرعت گوش بدهی. دست خودت است.
видео или голосовое, без подписи
The hand placement
دوست دارم اگر یک روز بچهدار شدم و بچهم هم بزرگ شد و همصحبتم، بتونم بهش بگم: "عزیزم مامانت یک کلهخر بود که همیشه کار خودشو میکرد و الان هم که داری میبینی کجاست." بعد هم بچهم یک لبخند از سر رضایت و تحسین بزنه چون مامانش جای خوبیه. البته ایناهارو تا هشت…
Me gusta mucho la persona que soy.
▪️On accents and languages, sounds and hearing کاش روی زیباییشناختی صوت و آوا خوب مطالعه کنم. استاد آنلاین داره حرف میزنه و کم مونده مشت بزنم توی لپتاپم. اگر حضوراً سر این کلاس نشسته بودم مطمئناً واکنشهای شدیدی ممکن بود ازم سر بزنه. واقعاً حیرت آوره که لهجه این خانم اینطوری میتونه گوش من رو آزار بده و اذیتم کنه. واقعاً نمیدونم چهطور میشه بعضی لهجهها اینقدر شیرین و گوشنواز میشن و بعضی، مثل لهجه این خانم، چنان روی اعصاب و روان میرن و حالت رو به هم میزنن که دوست داری دست بندازی دهن طرف رو پاره کنی. با زبانها هم همینم حتی. چهطور میشه جدی که یه فیلم اسپانیایی اینقدر به گوش آدم شیرین میاد و بعد فیلم "مردی به نام اوه" با زبان سوئدی اونقدر آزارم میده و به گوشم زمخت و بیخود و خراشنده میاد. یا زبان کرهای تو "parasite" باعث میشد دلم بخواد فیلم رو میوت ببینم. بخشی از واکنشهای من به میسوفونیا برمیگرده ولی قطعا به زیبایی صوت و آوای خود زبانها هم باید مربوط باشه...
.
ثبت لحظات عزیز، نگاهداشت یا انتشار؟ من تقریبا زیاد عکس میگیرم. چه از آدمها، چه از مکانها، چه از خودم. به واسطهی قطعی چند ماههی اینترنت، حال فاجعهی پس از آن روزها، رد شدن زمان طلایی و خیلی چیزهای دیگر، چند فصلیست که آمده و رفته و من ماندهام و عکسهایی در گالری که نمیدانم آنها را کجا و چگونه منتشر کنم. اصلا باید بکنم؟ نهان ماندنشان بهتر است یا یادآوریشان؟ مال خودم بمانند یا بازسازی لحظات گذشته شوند؟