tgindex

Ardalan.amin.javaheri

описание

PhD in human Psychology from UCLA class of 2023 | Human Behavior Researcher | Author ارتباط مستقیم : @ardalan8j آدرس صفحه‌ ی اینستاگرام: https://instagram.com/ardalan.amin.javaheri?igshid=MzNlNGNkZWQ4Mg==

1 533
подписчиков

Лучшие посты

за три месяца
  • 30 июл.325 просмотров18 реакций7 пересылок

    #movie_podcast قسمت نهم: (тоска) تاسکا (Toska) واژه‌ای روسی است و ترجمهٔ دقیق و تک‌کلمه‌ای در فارسی ندارد. این واژه به احساسی عمیق از اندوه، دلتنگی، خلأ درونی، حسرت و اشتیاق برای چیزی گمشده یا دست‌نیافتنی اشاره می‌کند.

  • 14 авг.97 просмотров13 реакций2 пересылок

    به نظرم، بدتر از آن‌که آدم از پا دربیاید، این است که نفهمد از پا درآمده است. در خانه‌ای بنشیند که دیوارش آرام‌آرام ترک برمی‌دارد، اما هنوز چای دم کند تا هوای خانه گرم بماند؛ کنار دیوارهایی که هر لحظه یک قدم به فرو ریختن نزدیک‌تر می‌شوند، فیلم ببیند و وانمود کند همه‌چیز همان‌طور است که همیشه بوده. بدتر از شکست، ندیدنِ شکست است. همه می‌گویند حقیقت امید را می‌کشد، اما من هیچ‌وقت این را باور نکرده‌ام. امید وقتی می‌میرد که آدم نفهمد قرار است به کدام سمت حرکت کند. امید با تلاش زنده می‌ماند؛ این رؤیاهای بی‌حساب‌اند که روی ستون‌های خیالی قد می‌کشند و یک روز، بی‌صدا، روی سر آدم آوار می‌شوند. من هم در حال از پا درآمدن بودم. قدم‌به‌قدم به ترک‌های زندگی‌ام می‌رسیدم و هر بار، به جای آن‌که خم شوم و دست روی شکاف بکشم، می‌رفتم چای دم می‌کردم. شکاف هر روز عمیق‌تر می‌شد و من، انگار نه انگار، روبه‌رویش می‌نشستم و فیلم تماشا می‌کردم. شاید چون دلم می‌خواست هنوز اسمش را امید بگذارم، اما امید نبود؛ توهم بود. توهمی که مرا وادار می‌کرد باور کنم خانه‌ای که از درون فروریخته، هنوز می‌تواند روی ستون‌هایی بایستد که فقط در ذهن من وجود دارند. آن راه مرا به هیچ‌جا نرساند. بعید می‌دانم شما را هم برساند. آدم گاهی فقط باید حقیقت را تماشا کند؛ حتی وقتی هیچ کاری از دستش برنمی‌آید. حتی اگر تنها کاری که می‌تواند بکند این باشد که در خانه‌ای که هر لحظه ترک تازه‌ای بر دیوارهایش می‌نشیند، چای بنوشد و فیلم ببیند. فرقش این است که این بار، شکاف را هم ببیند. بداند سقف دیر یا زود فرو خواهد ریخت و با این حال، فنجانش را آرام روی میز بگذارد. شاید تمام اراده‌ی آزاد ما همین باشد؛ نه نجات دادن خانه‌ای که آجرهایش دیگر میلی به ماندن کنار هم ندارند، نه دویدن دنبال آرزوهایی که هیچ‌وقت قصد آمدن نداشته‌اند. همه‌چیز قرار نیست درست شود. بعضی چیزها از همان روز اول به زندگی ما می‌آیند تا روزی از دست بروند. کاش شما هم همان‌طور که آن‌ها از شما دور می‌شوند، چای بنوشید و فروپاشی را با چشمانی باز تماشا کنید؛ نه از سر انکار، بلکه از سر پذیرش. شاید بتوان از این فروپاشی نیز، به اندازه‌ی کافی، لذت برد؛ زیرا گاهی تنها آزادی ما، انتخاب شیوه‌ی نگاه کردن به چیزی است که شاید هرگز توان تغییرش را نداشتیم. متن از داستان: #به_زودی نویسنده: #اردلان_امین_جواهری @ardalanjavaheri

  • 14 авг.93 просмотров6 реакций1 пересылок

    #instrumental | @shakiibaa 🌫🦋