Hesen erk .«حسن ارک»
Статистикаوطن اوچون دوشوندوک.... وطن اوچون دویغولاندیق... وطن اوچون یاشاییریق...
- Последний пост
- 12 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
اولایلار ایلدیرم سایاغی دالبادال گئدیر. هر بیر اولای سیاست پازئلینده یئنی شرایط یارادیر. کئچمیش اوچ دورد آی ایچینده باتی آسیادا اوز وئرن اولایلار هر بیری دونیا سیاستینین ژئوپولوتیک بیچیمینده چئشیتلی ائتگیلر یارادیب. حتی بعضی اولایلارین استراتژیک تاثیرلری اولوب. ایران داخیلینده حاکمیت دوزه نینده کلان شکیلده ده ییشیملر قاچیریلماز اولوب. نه یاخجی کی بئله بیر دورمدا آزربایجانین ایگیت اوغلو دکتر پزشکیان جمهوری اسلامی دولتدارلیغینین ان مهم و اساسی مقامیندا دایانیب. جمهوری اسلامینین آنا یاساسیندا رئیس جمهورلوق مقامی، رهبرلیک مقامیندن سونرا ان گوجلو و حکم سورن مقام دی. اما کئچمیش ایللرده رئیس جمهور مقامینین بیر چوخ گوج فاکتورلاری ،آماجلی اولاراق الیندن آلینیب، ایشدن سالینیب. ایندیسه ایران داخلینده حکمرانلیق سیستمی یئنیدن بیچیمله نیر، رئیس جمهورلوق مقامی اوزونون قانونی گوج فاکتورلارین اوز یئرینه قایتارمالیدی... اگر بئله بیر ایستگه آزربایجان میللتی طرفیندن دستک ویریلرسه، یوخاری احتمال ایله دکتر پزشکیان جمهوریت فاکتورین حاکمیت ایچینده اوز یئرینه قایتارا بیلر... بئله بیر باخیش آچیسیندان باخارساق، آزربایجان و ایران تورکلرینین مدنی و سیاسی چالیشقانلاری منطقه اولایلارین استراتژیک باخیمدان یئنیدن آنالیز ائتملی اولورلار. ایندی کی دورمدا حاکمیت ایچینده رئیس جمهورلوق مقامی بیر داها قانونی گوج فاکتورلارین یئنیدن جاناندیرمالیدیر. بو اتفاق حاکمیت ایچینده جمهوریت قاناتین ساغاتماقلا «جمهور مردمی» برقرار ائتمک آستانه سینه آدیم باسا بیلر. آزربایجان میللتی و ایران تورکلری بیر داها منطقه تاریخینده و سرنوشتینده تازا بیر دفتر یازماغا قادیردیلر. دکتر پزشکیان ایراندا تورک جمعیتینین حمایه سیله پرزیدنت اولوب، همان جمعیتین حمایه سیله پرزیدنت لیک مقامین بیر داها قانونی یئرینه و گوجونه قایتارا بیلر. بئله لیکه خالقین اراده سی حاکمیت ایچینده آز اولسادا گوج قایناقلارین مردمی لشدیره بیلر. حسن ارک ۱۴۰۵/۴/۱۳ https://t.me/arkhasan
بیایید فرض کنیم، در جنگ اخیر جمهوری اسلامی سرنگون می شد. فرمانده سنتکام پیروزمندانه به تهران می آمد، و برای حکمرانی جدید در ایران تعیین تکلیف میکرد. همانگونه که در عراق بعد از سرنگونی صدام به نام دموکراسی حکومت و دولت تعیین کردند. در آن صورت وضعیت ایران و منطقه چگونه میشد؟ آیا در ایران دموکراسی برقرار میشد؟ یا ایران در جنگ داخلی بی پایان گرفتار میشد؟ فکر میکنید، اگر کار به آنجا میرسید که اشخاص و جریانات مورد تایید نتانیاهو در ایران به قدرت میرسیدند، وضع منطقه چگونه میشد؟ وضعیت امنیتی کشورهای ترکیه و پاکستان به چه روزی می افتاد؟ مقامات اسرائیل دیروز اعلام کردند، در مجلس اسرائیل نسل کشی ارامنه توسط عثمانی را تصویب خواهند کرد. این تهمتی بزرگ از طرف فراماسونری ضد تورک برعلیه دنیای تورک است. حال که پیروز نشدند و در ایران به قدرت نرسیده اند چنین میکنند، اگر به قدرت میرسیدند، چه میکردند؟ این اتفاقات اگر رخ میداد، نه تنها ایران بلکه کل منطقه برای سالیان دراز، به میدانگاه جنگ و کشاکش محافل فراماسونری ضد تورک تبدیل میشد. گروه های مسلح ضد تورک کردی، با تسلیحاتی که از اسراییل و آمریکا می گرفتند، بخشهای زیادی از خاک آزربایجان را اشغال میکردند. آتش جنگ خونینی کرد و تورک زبانه می کشید. دوستان عزیز این سخنان به هیچ عنوان پندار و ظن و گمان نیست. این فجایع می توانست، اتفاق بیفتد. اما در کنار مقاومت و پایداری بی مثال نیروهای مسلح، دور اندیشی تورکهای ایران و کشورهای آزربایجان شمالی و ترکیه مانع این فجایع شد. نگارنده و همفکران از سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در قبال مردم ایران، بویژه تورک های ایران، ناراضی و منتقد هستیم. اما بخاطر جلوگیری از وقوع فجایع احتمالی، در جنگ اخیر در جایگاهی که شایسته تاریخ بود، موضع گرفتیم. بسیار دور نخواهد بود که تاریخ در مورد تورک های ایران قضاوت عادلانه خواهد کرد. باشد که مقامات جمهوری اسلامی ایران هنوز در رسیدن به این قضاوت درست چشمهای خود را بسته اند. هنوز جریانات پانفارسی بر علیه تورک های ایران و جهان از تریبونهای صدا و سیما سخن پراکنی میکنند. ۱۴۰۵/۴/۴ https://t.me/arkhasan
تفاهم نامه ایران و آمریکا، مهلتی شصت روزه برای مذاکرات صلح تعیین کرده است. مذاکرات شروع شده است و زمان به سرعت باد میگذرد. جنگ طلبها چه در ایران و چه در اسرائیل در تفاهمی نانوشته با تمام وجود در تلاشند، مانع توافق صلح شوند و جنگی دوباره را مجددا آغاز کنند. البته در این میان زیاده خواهی ها و تفسیرهای منفعت طلبانه و یکجانبه و کژفهمی های شیطنت آمیز از بندهای تفاهم نامه نیز بی تاثیر نمی تواند باشد. اما در نهایت چه باید کرد؟ جنگ اگر دوباره آغاز شود، آیا جمهوری اسلامی خواهد توانست از زیرساختهای کشور در مقابل بمبارانهای سنگین محافظت کند؟ آیا خواهد توانست، اقتصاد کشور را از فروپاشی نجات دهد؟ البته جمهوری اسلامی میتواند در تلافی حملات آمریکا به زیر ساخت های کشور، زیرساختهای کشورهای مسلمان عربی را مورد حمله قرار دهد و بخشهایی از آنرا ویران کند. اما این ویرانگری ها چه سودی به ایران خواهد داشت؟ واقعیت قضیه این است که چهل و چند سال استراتژی نادرست در سیاست منطقه ای و خارجی، شرایط امروز را بر مردم مظلوم ایران تحمیل کرده است. دشمنان جمهوری اسلامی نیز در بهره برداری از همان اشتباهات چهل و هفت ساله اینگونه گستاخ شده اند. جمهوری اسلامی نه آنقدر توانمند است که بتواند، اسرائیل و آمریکا را شکست دهد، و نه آنقدر ناتوان است که آنها بتوانند براحتی سرنگونش کنند. حاصل این جنگ جز ویرانگری ددمنشانهچیز دیگری نیست. عاقلانه ترین راه همان است که رئیس جمهور دکتر پزشکیان می گوید. باید هر چه سریع تر سرمایه اجتماعی از دست رفته را بازسازی کرد. و در مقابل دشمنان تا دندان مسلح راه توافق و مذاکره را برگزید. باید هرچه زودتر در برابر جنگ طلبان داخلی به مقابله جدی برخاست و جلو هرگونه ماجراجویی و کارشکنی را گرفت. اگر چنین نباشد. جنگ طلبان داخلی و اسرائیلی دست در دست هم آتش جنگ را دوباره شعله ور خواهند کرد. در شرایط کنونی عاقلانه ترین راه همان مسیر تفاهم و توافق است که باید با جدیت پیش برده شود. حسن ارک ۱۴۰۵/۴/۵ https://t.me/arkhasan
در لابلای اتفاقات مهمی که در دو روز گذشته رخ داد، دو اتفاق بسیار مهم بود که اتفاقا از جانب باندهای پانفارسی ضد تورک، در بایکوت خبری ـ تحلیلی قرار گرفت. در سفر قالیباف به جمهوری آزربایجان شمالی، آقای قالیباف صریحا و رسماً اعلام کرد، «در طول جنگ اخیر دولت آزربایجان شمالی در کنار جمهوری اسلامی قرار داشت». همچنین ترامپ در گفتگو با خبرنگاران اعلام کرد که «تورکیه در طول جنگ تهدید کرده بود، که به نفع ایران وارد جنگ خواهد شد.» این دوخبر بسیار مهم همچنان از جانب دستگاه ها و محافل پان فارسی بویژه صدا و سیمای جناب جبلی نادیده گرفته شده اند. محافل پان فارسی همچنان به تبلیغات بر علیه جهان تورک ادامه می دهند. در برخی از تریبونها حتی این دو کشور همسایه تورک ایران را دشمنان واقعی و خطرناک کشور معرفی میکنند، و از جنگ احتمالی ایران با این دو کشور تورک همسایه در آینده خبر می دهند. محافل ضدتورک و پان ایرانیست بسیار خوب میدانند که هیچ خطری از جانب کشورهای تورک بر علیه ایران وجود ندارد. ولی آنان به وجود دشمنی بر علیه تورکها و عربها نیاز دارند. اساسا تفکر پان فارسی ماهیت وجودی خود را بر اساس دشمنی با عرب و تورک تعریف کرده است. اگر این دشمنی وجود نداشته باشد، ماهیتی برای تفکرات پان فارسی باقی نخواهد ماند. علاوه بر جنبه ماهیتی و هستی شناختی، جنبه سیاسی و ژئوپلیتیک نیز در این دشمنی کارکردی ویژه دارد. محافل پان فارسی، از ابتدای پدیداری از جانب لژهای فراماسونری غربی بر علیه امپراطورهای تورک قاجار و عثمانی طراحی و ایجاد شده است. کارکرد ذاتی این تفکر، در نوکری پنهان و آشکار به قدرتهای غربی تعریف شده است. این کارکرد ذاتی اکنون اتوماتیک وار، وظیفه خود را انجام میدهد. حتی اگر این کارکرد ذاتی به فروپاشی و تجزیه کشور تمام شود. هر چند به احتمال زیاد، لایه های فرودستی از کنشگران این تفکر فراماسونری بر بنیان این مسئله ناآگاه باشند. در شرایط کنونی به نفع ایران است که روابط خارجی خود را بر محور بازسازی استراتژیک روابط خود با دنیای تورک و عرب قرار دهد. دولتهای جمهوری آذربایجان و جمهوری ترکیه در این میان جایگاهی ویژه و بسیار مهم دارند. حسن ارک. ۱۴۰۵/۴/۴ https://t.me/arkhasan
متن ذیل قسمتی از مطلبی است که برای نشریه انجمن نوشته شده است. علاقه مندان می توانند، متن کامل را از شماره سی دو نشریه انجمن بخوانند. برای تهیه نشریه انجمن با شماره تلفن ۰۹۱۴۷۷۶۰۳۶۶ آقای حامد ایمان هماهنگ فرمایید. . برای حل مشکلات اقتصادی چاره ای جز بازسازی سیستمی نیست. تنها راه بازسازی سیستم از مسیر دگرگون سازی سیستمی (یا به تعبیری خشن، ویران سازی بخشی از سیستم) عبور میکند. اراده ای که این دستگاه حکمرانی را ساخته است به آسانی تن به اینگونه دگرگونی ها نخواهد داد. آیا پزشکیان این را میداند؟ او می تواند شک کند، اما ارزشها و باورهای دینی مذهبی که ساختار ذهن او را تشکیل داده اند، بسرعت بر این شک وی فائق می آیند. او نمی تواند باور کند که سیستم حکمرانی فعلی خود عامل تخریب خود است. از این رو صدای همدردی پزشکیان با مردم را نمی توان از جنس همصدایی سیستم حکومتی با مردم دانست. اینکه پزشکیان می گوید، «ما حاکمان مقصریم و مردم حق اعتراض دارند» نمی تواند موضع «مقام ریاست جمهوری» کشور تلقی شود. این سخن، صدای شخصی دکتر پزشکیان در همدردی با مردمی است که در انتخابات به او رأی داده اند. صدای پزشکیان صدای روحی پاکدست و مردمی است که علی رغم پرتاب شدگی در درون سیستم حکمرانی فعلی، هنوز دل در گرو مردم خود دارد. صدای پزشکیان در درون این سیستم صدایی بیگانه و آزاردهنده تلقی میشود. از اینرو هر کس به طریقی می کوشد صدای او را در هیاهوی نامردمی های خود گم کنند. اینکه فرد معلوم الحالی به مانند حسین شریعمتداری کیهان نیز داد میزند که مردم حق اعتراض دارند، تلاشی است که برای پارازیت انداختن بر روی صدای صریح پزشکیان انجام میگیرد. همچنین است، برخی همصدایی های دیگر که بعد از صدای پزشکیان برخاسته اند. صدای پزشکیان از جنسی نیست که صدای شریعتمداری کیهان نشین را ساخته است. صدای پزشکیان از جنسی دیگر است که سیستم حکمرانی فعلی تاب آوری تحمل آنرا ندارد. زمانی می توان به صدای پزشکیان امیدوار بود که حداقل بخشی..... حسن ارک ۱۴۰۴/۱۰/۱۱https://t.me/arkhasan
بیایید فرض کنیم، در جنگ اخیر جمهوری اسلامی سرنگون می شد. فرمانده سنتکام پیروزمندانه به تهران می آمد، و برای حکمرانی جدید در ایران تعیین تکلیف میکرد. همانگونه که در عراق بعد از سرنگونی صدام به نام دموکراسی حکومت و دولت تعیین کردند. در آن صورت وضعیت ایران و منطقه چگونه میشد؟ آیا در ایران دموکراسی برقرار میشد؟ یا ایران در جنگ داخلی بی پایان گرفتار میشد؟ فکر میکنید، اگر کار به آنجا میرسید که اشخاص و جریانات مورد تایید نتانیاهو در ایران به قدرت میرسیدند، وضع منطقه چگونه میشد؟ وضعیت امنیتی کشورهای ترکیه و پاکستان به چه روزی می افتاد؟ مقامات اسرائیل دیروز اعلام کردند، در مجلس اسرائیل نسل کشی ارامنه توسط عثمانی را تصویب خواهند کرد. این تهمتی بزرگ از طرف فراماسونری ضد تورک برعلیه دنیای تورک است. حال که پیروز نشدند و در ایران به قدرت نرسیده اند چنین میکنند، اگر به قدرت میرسیدند، چه میکردند؟ این اتفاقات اگر رخ میداد، نه تنها ایران بلکه کل منطقه برای سالیان دراز، به میدانگاه جنگ و کشاکش محافل فراماسونری ضد تورک تبدیل میشد. گروه های مسلح ضد تورک کردی، با تسلیحاتی که از اسراییل و آمریکا می گرفتند، بخشهای زیادی از خاک آزربایجان را اشغال میکردند. آتش جنگ خونینی کرد و تورک زبانه می کشید. دوستان عزیز این سخنان به هیچ عنوان پندار و ظن و گمان نیست. این فجایع می توانست، اتفاق بیفتد. اما در کنار مقاومت و پایداری بی مثال نیروهای مسلح، دور اندیشی تورکهای ایران و کشورهای آزربایجان شمالی و ترکیه مانع این فجایع شد. نگارنده و همفکران از سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در قبال مردم ایران، بویژه تورک های ایران، ناراضی و منتقد هستیم. اما بخاطر جلوگیری از وقوع فجایع احتمالی، در جنگ اخیر در جایگاهی که شایسته تاریخ بود، موضع گرفتیم. بسیار دور نخواهد بود که تاریخ در مورد تورک های ایران قضاوت عادلانه خواهد کرد. باشد که مقامات جمهوری اسلامی ذایران هنوز در رسیدن به این قضاوت درست چشمهای خود را بسته اند. هنوز جریانات پانفارسی بر علیه تورک های ایران و جهان از تریبونهای صدا و سیما سخن پراکنی میکنند. ۱۴۰۵/۴/۴ https://t.me/arkhasan
دورد آیا یاخیندی بو تریبوندا هئچ نه یازیلمییب. بایرام آیینین اونوندا یئنی فازدا جنگ باشلادی. حاکمیت طرفیندن همان لحظه انترنت کسیلدی، بوردا کی دوستلارلا ایلگی قیریلدی. ایندیسه انترنت دوباره آچیلیب. اما فیلتر قیرانلار اول کی کیمی ایشلمیر. عزیز و حورمتلی دوستلاردان بئله بیر غیبت اوچون عوذور دیله ییرم. زورلا یازیلسا دا، بو وضعیت بیزه طالع کیمی یازلیب. هر دقیقه هر زامان، حکومت اراده ائلرسه بیزیم ایلکین و دوغال حاقلاریمیزی الیمیزدن آلا بیلر و ثانیه لر عرضینده بیزی دونیا انفورماسیندان قوپارا بیلر، و بیز هئچ بیر ایش گوره بیلمیریک. نه ایسه، اوچ آییلیق جنگ فعلا آتش کس وضعیتینده دوندورولوب. زوربالیقلا اولسا دا، آنلاشما ماسالاریندا، مذاکره لر گئدیر. چوخ سوزلر وار یازیلمالی، چوخ قارانلیقلار وار آیدینلاشمالیدیلار. چوخ دئملیلر واریدی کی واختی گئچدی و دئییلیب یازیلمادی. کلی سوزلرله دئسک نئچه باشلیق وار. بیرینجی، ساواش هله سونا ارمییب. اولا بیلر دنگه لر پوزولا و سیلاح لار یئنیدن آتشلنه. ایکنیجی، جمهوری اسلامی، جنگدن اونجه کی حالینا داها قاییدمایاجاق. بو او دئمک دئگیل کی دموکراسی و سیاسی آزادلیق اولاجاق، بلکه نظامی بناپارتیسم ده یارانا بیلر. اوچونجو، جمهوری اسلامینین ییخیلیب داغیلماماغیندا، تورکلرین، چوخ بویوک پایی اولدو. داخیلده تورک جمعیتی پان فارس لارا قارشی دایاندی، جمهوری اسلامینین علیه ینه هئچ بیر پروبلم یاراتمادی، بلکه چوخ موقع لرده یاردیمجی اولدو. خاریجده تورک دولتلری، اوزل لیکله تورکیه و آزربایجان جمهورییتی، آمریکا و اسرائیلین قارشیسیندا دایاندیلار. اما پان فارس سیستم، اصلا قدیر بیلمز. اولار ذاتا تورکلری دوشمان گورورلر. بو عنوان لاری نظرده آلارساق، آزربایجان میللی حرکت دورومو یئنیدن آنالیز ائدیلمه لیدی. دونیانین و منطقه نین یئنی مولفه لرین نظرده آلاراق، تازا یول یوندم، اونریلمه لیدی. نئجه کی منطقه سیاستی و ایراندا داخلی شرایط ده ییشیلیب، میللی حرکت یول یوندمی ده اونا اویقون دنگه یاراتمالیدی. عزیز دوستلار بو باره ده لطفا نظرلر و اونریلرینیزی اسیرگه میین. حسن ارک. ۱۴۰۵۴/۴/۳ https://t.me/arkhasan
https://t.me/arkhasan
متن ذیل قسمتی از مطلبی است که برای نشریه انجمن نوشته شده است. علاقه مندان می توانند، متن کامل را از شماره سی دو نشریه انجمن بخوانند. برای تهیه نشریه انجمن با شماره تلفن ۰۹۱۴۷۷۶۰۳۶۶ آقای حامد ایمان هماهنگ فرمایید. . برای حل مشکلات اقتصادی چاره ای جز بازسازی سیستمی نیست. تنها راه بازسازی سیستم از مسیر دگرگون سازی سیستمی (یا به تعبیری خشن، ویران سازی بخشی از سیستم) عبور میکند. اراده ای که این دستگاه حکمرانی را ساخته است به آسانی تن به اینگونه دگرگونی ها نخواهد داد. آیا پزشکیان این را میداند؟ او می تواند شک کند، اما ارزشها و باورهای دینی مذهبی که ساختار ذهن او را تشکیل داده اند، بسرعت بر این شک وی فائق می آیند. او نمی تواند باور کند که سیستم حکمرانی فعلی خود عامل تخریب خود است. از این رو صدای همدردی پزشکیان با مردم را نمی توان از جنس همصدایی سیستم حکومتی با مردم دانست. اینکه پزشکیان می گوید، «ما حاکمان مقصریم و مردم حق اعتراض دارند» نمی تواند موضع «مقام ریاست جمهوری» کشور تلقی شود. این سخن، صدای شخصی دکتر پزشکیان در همدردی با مردمی است که در انتخابات به او رأی داده اند. صدای پزشکیان صدای روحی پاکدست و مردمی است که علی رغم پرتاب شدگی در درون سیستم حکمرانی فعلی، هنوز دل در گرو مردم خود دارد. صدای پزشکیان در درون این سیستم صدایی بیگانه و آزاردهنده تلقی میشود. از اینرو هر کس به طریقی می کوشد صدای او را در هیاهوی نامردمی های خود گم کنند. اینکه فرد معلوم الحالی به مانند حسین شریعمتداری کیهان نیز داد میزند که مردم حق اعتراض دارند، تلاشی است که برای پارازیت انداختن بر روی صدای صریح پزشکیان انجام میگیرد. همچنین است، برخی همصدایی های دیگر که بعد از صدای پزشکیان برخاسته اند. صدای پزشکیان از جنسی نیست که صدای شریعتمداری کیهان نشین را ساخته است. صدای پزشکیان از جنسی دیگر است که سیستم حکمرانی فعلی تاب آوری تحمل آنرا ندارد. زمانی می توان به صدای پزشکیان امیدوار بود که حداقل بخشی..... حسن ارک ۱۴۰۴/۱۰/۱۱https://t.me/arkhasan
دیشب ارتش آمریکا به ونزوئلا حمله کرد. مناطقی از پایتخت این کشور توسط هواپیماهای جنگی آمریکا بمباران شد. ترامپ اعلام کرده است که کماندوهای آمریکایی در عملیاتی ویژه رئیس جمهور ونزوئلا را به همراه همسرش دستگیر و به آمریکا منتقل کرده اند. آمریکا از سال 1998 که هوگو چاوز چپ گرا در ونزوئلا به قدرت رسید و به فعالیتگ شرکتهای نفتی آمریکا در ونزوئلا پایان داد، با حکومت این کشور دشمنی میکند. آمریکا ونزوئلا را به قاچاق مواد مخدر به آمریکا متهم میکند. لشکرکشی آمریکا به ونزوئلا و محاصره دریایی آن نیز با همین بهانه انجام گرفت. به همین بهانه در ماه های اخیر قایقهای این کشور که در مسیر جزایر سرزمینی آن مجبور به تردد بودند از طرف ارتش آمریکا مورد حمله قرار گرفته و ده ها نفر کشته و غرق شده اند. اینک ارتش آمریکا بی توجه به قوانین بین المللی به سرزمین این کشور حمله و بالاترین مقام رسمی آن را دستگیر و به داخل آمریکا منتقل نموده و اعلام کرده است که مادرو را به دلیل قاچاق مواد مخدر در آمریکا محاکمه خواهد کرد. حمله آمریکا به ونزوئلا بلافاصله بعد از آن انجام گرفت که ترامپ با اشاره به اعتراضات خیابانی در ایران اعلام کرد، ممکن است در حمایت از معترضان به دخالت نظامی بر علیه حکومت ایران متوسل شود. از اینرو به نظر می آید ترامپ با حمله به ونزوئلا علاوه بر پیشبرد اهداف خود در ونزوئلا سعی کرده است، جدیت خود در دخالت نظامی در ایران را نیز اثبات نماید. به همین دلیل افکار عمومی در ایران اخبار مربوط به عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا را بدقت دنبال می کند. عجیب است که در ایران هیچکس نگران تهدید ترامپ نیست. اما با تمام اینها باید در نظر داشت که این بی پروایی آمریکا در حمله به ونزوئلا و دستگیری رئیس جمهور آن، نمایشی آشکار از فروریزی و اضمحلال نظام حقوقی بین المللی است که از جنگ جهانی به بعد جهان بر حول آن انتظام یافته بود. اینک این نظم به صورت علنی و آشکار فروریخته است. حسن ارک ۱۴۰۴/۱۰/۱۲ https://t.me/arkhasan
без подписи
طبق پیش بینی تحلیلگران، فاز جدید اعتراضات مردمی دو سه روز است که آغاز شده است. نحوه برخورد سیستم حکمرانی نشان می دهد که آنها همچنان قصد دارند, استراتژی «النصربالرعب» یعنی «پیروزی با ایجاد هراس و ترس» را ادامه دهند. اما باید در نظر داشت که ادامه این روش اینبار میتواند، بسیار خطرناک باشد. یعنی براحتی می تواند به ضد خود تبدیل گردد. در شرایط جدید دشمنان جمهوری اسلامی در جنگ مستقیم و بی واسطه با او قرار گرفته اند. افکار عمومی داخلی و خارجی از حمله نظامی مجدد آنان شوکه و بهت زده نخواهند شد بلکه هر لحظه در حالت انتظار چنین حمله ای هستند. سیاست «النصر بالرعب» احتمال دارد، بخشی از معترضان را که از اعتراضات مدنی مایوس شده اند، به قهر و خشونت متقابل سوق دهد. این روند میتواند، بسرعت فراگیر و گسترده شود. گسترده شدن چنین بستری، بطور طبیعی معترضان داخلی را با دشمنان خارجی همسو و همجهت خواهد کرد، این همسویی برای بقای جمهوری اسلامی می تواند، بسیار خطرناک و کشنده باشد. در چنین اتمسفری توانمندی های دشمنان خارجی می تواند، ناتوانی ها و نواقص قهر داخلی را پر کند. این اتفاق به مانند پاشیدن بنزین بر روی آتش خواهد بود. شعله ور شدن چنین آتشی تمامی کارتهای جمهوری اسلامی در مقابله با دشمنان خارجی را از بین خواهد برد. در داخل نیز راه تعامل مثبت با مردم را مسدود خواهد کرد. مدتهای مدیدی است که دشمنان خارجی منتظر هستند، چنین بستری در داخل کشور گسترده شود. از اینرو اینبار جمهوری اسلامی در مقابله با اعتراضات مردمی نباید همچنان از سیاست «النصربالرعب» استفاده کند. ادامه این سیاست کشور را به جنگ داخلی بسیار خطرناک و ویرانگری دچار خواهد کرد. حکمرانی جمهوری اسلامی می تواند، بدون اعمال خشونت، حق اعتراضات مدنی مردم را برسمیت بشناسد. با تکیه به این حق قانونی و کمک گرفتن از توانمندی های مردمی میتوان به مبارزه جدی با باندهای فساد و شبه مافیاهای داخلی که ارکان حکمرانی را فلج کرده اند، پرداخت. اما سوال این است، آیا در حکمرانی جمهوری اسلامی چنین اراده و نیتی وجود دارد؟ اگر وجود دارد تا چه حد جدی و قابل اعتماد هست؟ حسن ارک ۱۴۰۴/۱۰/۱۰ https://t.me/arkhasan
بی هیچ دغدغه ای میتوان ادعا کرد در تمامی کشورهای جهان حکومت ها در درون جنبشهای متعارض و مخالف افراد خود را نفوذ میدهند. علاوه بر این از میان فعالان جنبشها افراد ضعیف النفس و طمعکار را با ترفندهای مختلف جذب میکنند و از طریق آنها در مسیر تعالی و پیشرفت جنبشها ایجاد خلل میکنند و ضربه های جبران ناپذیر میزنند این وظیفه طبیعی حاکمان در روند زمینگیر و نابود کردن جنبشهای متعارض و مخالف حکومت است. در اینگونه موارد میتوان از موفقیتهای حاکمان عصبانی و خشمگین شد اما نمیتوان از حاکمان انتظار داشت که در مبارزه با جنبشها از این ترفندها استفاده نکنند و اصول جوانمردی را رعایت نمایند. در رژیم پهلوی، ساواک با نفوذ در احزاب مخالف و یا یارگیری از اعضای سازمانهای مخالف میتوانست از اطلاعات و تصمیمات درون سازمانی آنها مطلع شود و ضربات مهلکی بر آنها وارد کند. (میتوانید به اسناد بسیار محدودی که از فعالیتهای ساواک منتشر شده مراجعه فرمایید). اما اینگونه ترفندهای نفوذ، فقط دسیسه های یکطرفه حاکمیتها نیست، بلکه از دیالکتیک دوگانه ای حاصل می آید که یک طرف آن کنشگران جنبش ها و احزاب و سازمانهای غیر حکومتی هستند. اگر فعالان درون جنبشها و احزاب و سازمانهای غیر حکومتی و مخالف از خود ضعف نشان ندهند، یعنی به خاطر ثروت شخصی یا بهره مندی از مزایای مختلف حکومتی یا در برخی موارد ترس و بزدلی در مقابل تهدیدهای مختلف، خودشان را در اختیار صاحبان قدرت نگذارند، قدرتمندان چگونه میتوانند، اینگونه نفوذها را انجام دهند؟ در ماجرای انترنت سفید، باید این مسئله را در نظر گرفت. اگر برخی از افراد، ضعیف النفس نباشند و به خاطر مال دنیا و یا کسب موقعیت رانتی طمع کاری نکنند قدرتمندان چگونه میتوانند، آنها را در خدمت اهداف خود بکار گیرند؟ تمامی جنبش های سیاسی اجتماعی در تمامی کشورهای جهان دائما و بدون تعطیلی در معرض این آسیب هستند که حاکمان و قدرتمندان با استفاده از قدرت مطلقی که در اختیار دارند، افراد خود را در میان آنها نفوذ دهند و یا از ضعیف النفس های درون جنبش یارگیری کنند و بوسیله همان افراد در مسیر موفقیت جنبشها و کارکرد موفق آنها اختلال ایجاد کنند. جنبشها باید خود ضریب دقت خود را بالا ببرند تا بتوانند از ضربات این ترفندهای دشمنانه در امان بمانند، هیچ خیانتی به بزرگی خیانت از درون بر آرمان جنبشها نیست. چرا که جنبشهای سیاسی اجتماعی آرمانهای متعالی مجموعه ای از انسانها را دارد که جان و مالشان را فدای آرمانهای انسانی میکنند. لطفا نظرات خود را در ذیل همین پست به اشتراک بگذارید. حسن ارک ۱۴۰۴/۹/۱۱https://t.me/arkhasan
پیرزنی نه چندان سالخورده شیر آب آشپزخانه را باز میکند و تا آنجا که میتواند، چهره اش را به آب نزدیک میکند. با ترس و لرز رویایی را که در خواب دیده است در گوش آب نجوا میکند. «یوخودا گوردوم بیر قوخمالی حیوان منه یاخینلاشیر، دییر گلمیشم سنی آپارام». «خواب دیدم ، حیوانی ترسناک به من نزدیک میشود و میگوید که تورا با خود خواهم برد.» از لحن زن مفهوم میشود که او از مرگی که امکان دارد در تنهایی غافلگیرش کند، میترسد. او باور دارد که اگر خوابهای خطرناک را به آب جاری نقل کند از عوارض آن در امان میماند. اما در فیلم داستانی «خداحافظ آشغال» جریان آب روایت خواب پیرزن را به سرزمین آشغالها در زیر زمین میبرد و ادامه ماجرا... در زندگی بشر مصرف زده، پسماندهایی از مصرف بی امان بشر باقی میماند که با واژه ای با بار منفی «آشغال» ۸ است، نوعی دوگانگی متضاد را در ذهن انسان ایجاد میکنند. داستان فیلم کوتاه «خداحافظ آشغال» از نقطه ای شروع میشود که دو قطب این تضاد، یعنی آشغال کثیف و آب جاری و پاکیزه، در نقطه ای از چرخ زندگی انسانی به هم میرسند و به همکنشی با همدیگر تن میدهند. روح رنجور پیرزنی که در کلافگی و افسردگی از تنهایی، هر شب خوابهای ترسناک می بیند و از سر درماندگی و بی کسی درد و ترس خود را به آب پاکی که از شیر آب جاری میشود، نقل میکند. تو گویی روح آب از درد پیرزن به درد می آید و ماجرای تنهایی او را به دنیای تاریک زیر زمینی میبرد. بر مخاطبان معلوم نیست در زیرزمین و در ملک تاریک آشغالها و فاضلابها چه می گذرد. هر چه باشد، در فیلم «خداحافظ آشغال» روحی معنوی در موجودی حیرت آور حلول میکند که از آشغال و فاضلاب آفریده شده است. بدینگونه تنهایی پیرزن به پایان میرسد. اما تنهایی در صورتی به پایان میرسد که حضور شیرین «دیگری» در زندگی به تحقق برسد. یعنی پایان تنهایی آغاز نوعی دوگانگی است. پیرزن و موجودی که از آشغال ساخته شده است، دوگانه ای از جسم و تن هستند که بتدریج یگانگی یکدیگر را کشف میکنند. در دیالوگی از فیلم پیرزن خطاب به موجود آشغالی میگوید، «سنینده کی هر نمنه ن مندندی»«همه چیز توهم که از من است». روایت اندیشه محور فیلم «خداحافظ آشغال» مرز میان آشغال و غیر آشغال را در هم میریزد و از همین رهگذر مرز میان ذهنیت و عینیت مخدوش میگردد. ابتدا ذهن کاوشگر به این اندیشه راه می یابد که موجود آشغالی در فیلم«خداحافظ آشغال» احتمالا از تفکرات و توهماتی زاده شده اند که پیرزن در ترس از مرگ در تنهایی، در ذهن خود تولید کرده است. شاید پیرزن در ذهن ناخودآگاهش خود را عنصری بدرد نخور میپندارد که توسط فرزندانش رها شده است. این درک از ذهن پیرزن و موجود آشغالی با سفر پیرزن به دنیای زیرزمین و تاریک آشغالها تقویت میشود و در ذهن مخاطب این ذهنیت را ایجاد میکند که پیرزن نه به اعماق زمین، بلکه به اعماق ذهن ناخودآگاه خود سفر کرده است. همچنین با صحنه هاییکه پیرزن برای موجود آشغالی حروف الفبای واژه تورکی «قورخما» به معنای «نه ترس» را یاد میدهد. برادران ارک، با اینکه چنین اندیشه ای را در ذهن مخاطبان خود ایجاد میکنند، اما در اینجا متوقف نمی شوند. این خصیصه اکثر فیلمهائی است که برادران ارک تاکنون ساخته اند. در هم شکستگی هدفمند ذهنیت و عینیت. در سینمای آنها ذهن و عین از درون یکدیگر عبور داده میشوند و دنیایی ماورائی از جهان محسوس میسازند که بشر تمدن زده امروزی از حضور در آن در شک است. اما این شکاکیت مانع از آن نیست که پیام نهفته در سینمای برادران ارک به مخاطبان منتقل شود. چنانچه در «خداحافظ آشغال» پیوند عاطفی روح پیرزن با روح موجود آشغالی برای مخاطب باورمند میشود. چنانکه در پایان فیلم به سرنوشتی که موجودی آشغالی گرفتارش میشود، اشک میریزد. فیلم کوتاه بیست دقیقه ای«خداحافظ آشغال» شعری زیبا و اندیشه محور است که برادران ارک با تصاویر متحرک سروده اند. ۱۴۰۴/۸/۶ https://t.me/arkhasan
اعلام جرم دادستانی تهران بر علیه خانم زینب موسوی که یک طنز پرداز اینستاگرامی هستند، نشانگر یک نوع کم ظرفیتیتاریخی است که خاص جامعه ایران است. این کم ظرفیتی از چه بستری ریشه میگیرد؟ برخی محققان جامعه شناسی معتقدند، جامعه ایران با اینکه نزدیک به نیم قرن تحت یک حکومت مذهبی و بسته بوده است. با اینکه بخاطر مشکلات خاص حکومت دینی رفتارهای دین گریزانه از خود نشان میدهد، ولی در باطن چنین نیست. این جامعه در روح و روان خود بشدت به نگرش دگماتیسم دینی خو گرفته و عادت کرده است. جامعه در ظاهر با مذهب و رفتارهای دینی ستیز میکند، ولی در باطن دینی از جنس دیگر را آنهم با غلظتی سختتر و خشنتر می آفریند و عقل و روح خود را به بردگی آن وادار میکند و به خدمت آن میگمارد. در میان فارس زبانها، ایدئولوژی پان ایرانیستی تبدیل به دینی مملو از ارتجاع شده است. پیامبر این دین جدید ابوالقاسم فردوسی می باشد. پیروان آن نیز برخی با حفظ همان اعتقادات مذهبی قبلی و برخی با نفی اعتقادات مذهبی قبلی به آن گرویده اند. یعنی آنها که سنگ سنت اسلامی به سینه میزنند با آنها که پرچم مبارزه با حکومت دینی را برافراشته اند در این نکته به هم میرسند و به احترام یکدیگر کلاه از سر برمیدارند. با مقام فردوسی چنان برخورد میکنند که گویا او فرستاده خدا بر زمین و جامعه فارس زبانهاست. آنها دوست دارند، یادشان برود که فردوسی فقط یک شاعر درباری بوده است که با الهام و الگوبرداری از داستانهای منظومه «ماناس» که متعلق به تورک های توران زمین است، با پول سلطان محمود غزنوی که یکی سلاطین تورک بوده، شاهنامه را نوشته است. یعنی اگر منظومه «ماناس» و پول سلطان محمود که هر دو تورک هستند، نبود، اینک شاهنامه ای نیز نبود. اما تفکر ایرانشهری از فردوسی پیامبر و از ابیات شاهنامه آیات وحی گونه میسازد. آنها را تبدیل به مقدسات میکند، تا جای خالی حاکمیت مذهب و دین را که روی از برگردانده پر کند. اما اینبار با غلظت بیشتر. این پیشرفت به سوی توسعه و مدرنیته نیست. این چرخش، ارتجاع مطلق و جهالتی عظیم است که ریشه در نوعی روح فاشیستی دارد که برای زیست خود نیاز به تعطیلی عقل بشری و کرختی روح انسانی دارد. این روح فاشیستی نیاز دارد که انسانها را تبدیل به پیروانی فرمانبر بی اختیار کند که هرچه ایدئولوژی فاشیستی امر میکند، بی چون و چرا به جای آورده شود. در برخورد با طنزپردازی خانیم زینب موسوی، طرفداران سلطنت پهلوی و ضددین هائی که با اعتقادات مذهبی مردم برخوردهای آنچنانی دارند، چپهایی که با تعصبات ایرانشهری خود را تئوریزه میکنند، مذهبی هایی که به تازگی کوروش را همان ذوالقرنین قرآنی میخوانند، همچنین همه کسانی که وجه مشترک آنها فارس گرایی و ضدتورک بودن است، در یک صف واحد جمع شدند و ذات واحد خود را به نمایش گذاشتند. آری آنها دین جدیدی ساخته اند. بدین وسیله اعتراض خود به اعلام جرم بر علیه خانم زینب موسوی را اعلام میدارم. حسن ارک ۱۴۰۴/۶/۳ https://t.me/arkhasan
دادستانی تهران بر علیه خانم زینب موسوی طنزپرداز اینستاگرامی اعلام جرم کرده است. جرمی که دادستان تهران اعلام نموده توهین به ابوالقاسم فردوسی سراینده شاهنامه است. فردوسی زن ستیز بود او گفته است «زن و اژدها هر دو در خاک به، جهان پاک از این هردو ناپاک به» «زنان را ستایی سگان را ستای، که یک سگ به از صد زن پارسای» «ئودور نولدکه» دربارۀ مقام زن در شاهنامه مينویسد: «در شاهنامه زنان نقش فعّالی ایفا نميکنند، تنها زمانی ظاهر ميشوند که هوس یا عشقی در میان باشد» فردوسی همچنین ضدتورک بود. او در اشعار خود تورانیان را همان تورکها هستند، با صفات ناپسند یاد میکند. فردوسی در اشعار خود سعی کرده است. یک نوع دوقطبی کثیف از ایران و توران بوجود آورد. در این دوقطبی، تورک ها با خصائل منفی و فارسها با خصائل مثبت به تصویر کشیده میشوند. خانم زینب موسوی «سیده» هستند و گویا ساکن شهر قم میباشد. اعلام جرم دادستانی بر علیه این هنرمند طنزپرداز موجبات کنجکاوی در مورد ایشان فراهم آورد. او چند بار به مناسبت فعالیتهای اجتماعی خود با برخورد مقامات مواجه شده، در اعتراضات خیابانی مهسا امینی محکوم به زندان شده است. او خالق یک شخصیت اینستاگرامی با عنوان امپراتور کوکوز بوده است. به برنامه خندوانه دعوت و در آن شرکت کرده است. در مورد تلاشهای اینگونه چهره ها در صحنه مبارزات مدنی جامعه ایران و خطرات و مصائبی که مواجه میشوند، هرچه بنویسیم، کم است. آنان در واقع پهلوانانی از صحنه رقابت تاریخی جهل و علم هستند. در جامعه ای که اینک اخلاق و فرهنگ در آن در حضیض ترین موقعیت خود است، افرادی هستند که راحتی و زندگی شخصی خود را با طرق مختلف فدای آگاهی بخشی به جامعه میکنند و گاها به معنای واقعی کلمه قربانی جهل عامه و بی عدالتی خاصه میشوند. با شناختی که از فعالیتهای ایشان بدست آمده، میتوان گفت احتمالا خانم زینب موسوی یکی از آن قربانیان است. در صورت تمایل بخش بعدی این متن را لطفا در پست بعدی و یا کانال تلگرامی اینجانب مطالعه کنید. حسن ارک ۱۴۰۴/۶/۳ https://t.me/arkhasan
در همان روزهای اول که انقلاب پنجاه و هفت پیروز شد، رهبری انقلاب دستور داد رای گیری شود. جمهوری اسلامی آری یا نه؟ مردم در آنروزها با ضریب موافقت بسیار بالا رای آری دادند. چندی نگذشت, قانون اساسی به رای گذاشته شد. هنوز یکسال سپری نشده بود که انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری انجام یافت. اینهمه نشان میدهد که در انقلاب پنجاه و هفت رای مردم و مراجعه به آرای مردم از اهمیت فراوانی برخوردار بود. اما طولی نکشید ک رای مردم تبدیل به هووی روح دیکتاتور پروری شد که در ناخودآگاه جامعه ایرانی ریشه دیرینه دارد. همان روح که از دل انقلاب مشروطه استبداد پهلوی ها را برآورد و دموکرات ترین شاه تاریخ ایران، مرحوم احمد شاه قاجار را برانداخت. درست است که پهلویها را انگلیس بر سرکار آورد، ولی بریتانیا با اتکا به روح دیکتاتور پرور جامعه ایرانی چنین فاجعه ای را بر سر ایران و قاجار آورد. همچنانکه در دوره قتل عام فرقه دمکرات در آزربایجان چنین کرد. همچنانکه در کودتا بر علیه دکتر مصدق چنان کرد. در چند سال اول انقلاب پنجاه و هفت نیز همان روح دیکتاتور پرور دست بکار شد. اینک بعد از چهل و چند سال که از پیروزی انقلاب سپری شده است. نهادهایی که با رای مردم انتخاب میشوند، در ذلیلترین حال خود قرار دارند. مجلس شورای اسلامی که مظهر اراده توده های مختلف مردم باید باشد، با رای پنج درصدی مردم تشکیل یافته است. همان مجلس پنج درصدی برای کشور بزرگی به مانند ایران قانونهای آنچنانی تصویب میکند. مقام ریاست جمهوری که با رای مستقیم مردم انتخاب میشود، در وخیمترین وضعیت تاریخ خود قرار دارد. ریاست جمهوری در قانون اساسی جمهوری اسلامی دومین مقام پرقدرت در حاکمیت ایران محسوب میشود. اما این نمائی بیش نیست. در دنیای واقعی ریاست جمهوری علاوه بر اینکه دومین مقام پرقدرت در حاکمیت نیست، بلکه ضعیفترین در میان سایر نهادهای قدرت است. کدام اراده و کدام روح در جامعه ایرانی با دموکراسی و رای مردم اینچنین دشمنی میکند؟ مگر آقای خمینی هزاران بار تاکید نکرد که میزان رای ملت است. پس چرا بعد از چهار دهه از رحلت وی، نهادهایی که با رای مستقیم مردم انتخاب میشوند، اینگونه ذلیل و بی ارزشند؟ حملات اخیر بر مقام ریاست جمهوری در ایران را باید در راستای چنین روندی تحلیل کرد. البته رقابتهای درون حاکمیتی بی تاثیر نیست و حتی تورک بودن پزشکیان دشمنی تمام ایرانشهری ها و پانفارسها بر علیه وی را تقویت میکند. اما در پشت پرده اینهمه اراده ای نامرئی نهفته است که میخواهد، مقام ریاست جمهوری را که در قانون اساسی دومین مقام پرقدرت محسوب میشود، ذلیل وخوار و بی ارزش نشان دهد. در غیر اینصورت چه کسی جرات میکرد، با مقام ریاست جمهوری اینگونه گستاخ و حرمت شکن رفتار کند. حسن ارک ۱۴۰۴/۵/۲۸https://t.me/arkhasan
در ایران فعلی همه چیز در هم ریخته است. در پنجاه سال قبل فرهنگ مذهبی-سنتی چنان قدرتی داشت که توانست یکی از مستبدترین و قدرتمندترین حکومت های خاورمیانه یعنی حکومت پهلوی را براندازد. جمهوری اسلامی برآمده از همان قدرت مذهبی-سنتی بود. اما اینک بعد از چهل و چند سال, اقتدار تک اعتقادی در جمهوری با چالش جدی مواجه شده است. علت این امر چیزی نیست، جز فروریزش قدرت فرهنگ مذهبی- سنتی در جامعه ایرانی. اما این فرو ریزش با جایگزینی مناسب همراه نیست. باورهای جدید و ظاهراً مدرنی که در افراد و تعداد بیشماری از خانواده های ایرانی در اذهان رسوخ کرده است، هنوز در عرصه عمومی و همگانی جامعه تبدیل به نهادهای قدرتمند نشده اند. باورهای جدید در خلوت خانواده ها و فامیلها و حداکثر در عرصه هائی محدود از حوزه عمومی امکان زیست همگانی بدست می آورد، آنهم در موارد بسیاری با قدرت عریان حاکمیتی و با سرکوب مواجه میشود. باورهای جدید در ساختارهای اداری و مدیریتی و بعضاً سیاسی جامعه نه بشکل مشروع و علنی بلکه به شکل قاچاقی و جرم پندارانه امکان زیست پیدا میکنند. همین جرم پنداری باور درونی از جانب افراد و کارمندان ایجابیت فساد درون ساختاری در تشکیلات حکمرانی را به ضرورت ذهنی-روانی تبدیل میکند. با اینکه باورهای جدید هنوز در عرصه عمومی ساختارمند نشده اند، ولی در درون خانواده ها و مراسمهای فامیلی و محافل دوستانه یعنی در هر فضائی که قلمرو حاکمیت در آن ضعیف و کم توان است، بصورت برگشت ناپذیری به فرهنگ پذیرفته تبدیل شده است. به احتمال بسیار زیاد مشکلات مبتلا به جامعه سیاسی- اجتماعی ایران ریشه در همین پدیده دارند. یعنی حتی ساختار حاکمیتی نیز دیگر قادر نیست، با تکیه بر اقتدار چهل سال پیش فرهنگ مذهبی- سنتی جامعه حکمرانی نماید. هر فرمان حاکمیتی که به امید اقتدار چهل سال پیش صادر میشود، از طرف مردم با بی اعتنائی نادیده گرفته میشود. حاکمیت ناچار است برای اجرایی نمودن فرمانهایی اینچنینی خود به زور عریان و سرکوب متوسل شود. اما موارد آنچنان وسیع و فراوان است که توان محدود حکومت نمی تواند، تمامی عرصه ها را پوشش دهد. اصرار بر این روش توان حکومتی را به تحلیل می برد. همین روند چالشی نامحدود بر اقتدار حکمرانی تحمیل کرده است. اینک اراده حاکم بر کشور برای احیای اقتدار چهل سال قبل خود چاره ای جز پذیرش فروریزش فرهنگ مذهبی- سنتی ندارد. اگر این چنین باوری از جانب عقل حاکمیتی رخ ندهد، چالش مذکور هر روز و هر لحظه پرزورتر و وسیعتر خواهد شد. چرا که جامعه هرگز به چهل سال قبل بر نخواهد گشت. با تعویض و منتقل کردن افراد در مقامهای مختلف، مشکل حل نخواهد شد. عقل حاکمیتی باید به باور جدید که متناسب با فروریزش فرهنگ سنتی- مذهبی باشد، دست یابد و متناسب با وضع جدید حکمرانی کند. حسن ارک ۱۴۰۴/۵/۲۵ https://t.me/arkhasan
دیروز در کاخ سفید با ابتکار ترامپ رهبران دو کشور جمهوری آزربایجان و ارمنستان تفاهم نامه ای چند ماده ای امضا کردند. بازگشایی دالان زنگه تحت نام پل ترامپ و استقرار نیروهای نظامی آمریکا در مسیر چهل و دو کیلومتری آن, که نقطه صفر مرزی ایران با ارمنستان محسوب میشود، یکی از مواد اصلی آن است. این اتفاق بخودی خود موزانه قوا در منطقه استراتژیک قفقاز را بشدت برهم خواهد زد. عجیب است که در ایران، نهادهای مربوطه هنوز متوجه این درآشفتگی موازنه در قفقاز نشده اند و یا آنرا جدی نگرفته اند. (این امر از بیانیه ای که وزارت خارجه در این مورد صادر کرده است هویداست). البته فرقه های ایرانشهری و پان ایرانیستی هر کدام بر همان سیاق قبلی قشقرق راه انداخته و بر علیه جمهوری آزربایجان شاخ و شانه میکشند، هیچکدام بر علیه ارمنستان چیزی نمی گویند. فقط بر علیه آزربایجان و الهام علیاف توهین وناسزا میگویند. این فرقه های معلوم الحال سبک و سیاق شان از قبل برای نگارنده معلوم بود و هست. اما تعجب آور است که نهادهای رسمی چرا متوجه جدیت مسئله نیستند؟ لازم است یادآوری شود، اگر دستگاه دیپلماسی ایران بر همان سیاق قبلی سرنوشت دیپلماسی ایران در قفقاز را تحت تاثیر افکار پان ایرانیستی ضدتورک تعیین تکلیف کند، خسارتهای زیادی را تحمیل کشور خواهند کرد. باید در این مورد چرخشی بسیار جدی و چشمگیر صورت بگیرد. به نظر می آید، در این مورد آقای دکتر پزشکیان باید با جدیت و قاطعیت احساس مسئولیت نموده و ورود نماید. دیپلماسی اشتباه ایران در قفقاز تعارف بردار نیست، هر چه سریعتر مسیر این دیپلماسی باید تغییر یابد. پیشنهاد میکنم، حاکمیت در این مورد اختیارات ویژه به رئیس جمهور قائل شود. دکتر پزشکیان نیز کمیته ای فوق العاده و ویژه و عاری از سمومات تفکر ایرانشهری مخصوص پرونده قفقاز ایجاد نماید، تا هر چه سریعتر روابط دوستانه با جمهوری آزربایجان احیا گردد. در این مورد میتوان از کشورهای ترکیه و پاکستان کمک گرفت. ایران اگر بر همان سیاق قبلی تحت تأثیر تفکرات ضدتورکی و پان ایرانیستی به دیپلماسی پیشین خود در قفقاز ادامه دهد، ضربات جبران ناپذیری بر کشور تحمیل خواهد شد. آقایان باید استقرار نیروی نظامی آمریکایی در مرز ایران با ارمنستان را جدی بگیرند. آری این همان ارمنستانی است که سالها بخاطر دوستی با آن روابط دوستانه با جمهوری آزربایجان از دست رفت. یا بر عکس، این همان ارمنستانی است که به خاطر دشمنی با جمهوری آزربایجان، تفکر پان ایرانیستی شور روابط دوستانه و برادرانه با آن را در آورد. اینک امثال رائفی پور، احسان موحدیان و سایر محافل ضدتورک پان فارسی باید پاسخ بدهند. چرا دشمنی با جمهوری آزربایجان را پیش بردند و موجبات حذف ایران از معادلات قفقاز را فراهم آوردند؟ حسن ارک ۱۴۰۴/۵/۱۸https://t.me/arkhasan