فلسفه و هنر
Статистика◽#هنر اگرچه نان نمیشود اما شراب زندگیست❤ ◽که میشود وسط وان دچار #فلسفه شد که زیر آب رفت واقعأ خفه شد ◻️نتیجه آمیزش #فلسفه و #هنر زیباییست هبوطِ زیبایی در دنائت دنیا شگرفترین تضاد عالم است که سبب عصیان است و عصیان گرچه پلید، مسبب تعالیست... «هنر اول» ️
- Последний пост
- 10 июн.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#آگاهی #انتخاب #باور #رهایی @art_philosophyy
🌲من به چشمهای بیقرار تو قول میدهم: که ریشه های ما به آب شاخه های ما به آفتاب میرسد و ما دوباره سبز میشویم🌱 @art_philosophyy
#هنر ▪️کیش و مات / ۱۸۳۱ (داستان یک شانس در تاریکترین لحظات) اثر؛ #فردریش_موریتس_آگوست_رتزش ▫️تابلو نقاشی کیش و مات؛ نمادی از امید استراتژیک شیطان با یک مرد برای تسخیر روحش شطرنج بازی میکند مرد در ناامیدی مطمئن است که بازی را باخته است شیطان در سکوت تماشا میکند و مطمئن از پیروزی! فرشته ای در پس زمینه ایستاده بدون اینکه دخالتی کند فقط چشم به صفحه و حرکت آخر دوخته است ظاهرا بازی تمام نشده مرد یک شانس دارد این پیروزی به نفع شیطان نیست... آیا مرد حرکت درست را متوجه میشود؟ یا کیش و مات را میپذیرد؟ سالها بعد استاد شطرنج پاول مورفی وقتی برای اولین بار این تابلو را دید گفت: یا باید نقاشی را عوض کنند یا اسم تابلو را عوض کنند چون وقتی دقیق نگاه کردم متوجه شدم شاه هنوز هم یک حرکت دیگر دارد. @art_philosophyy
⏳⚖
▪️سوگنامهای برای بهرام بیضایی امروز، کلمه در ایران یتیمتر شد. و صحنه، بیچراغی ماند که هنوز بوی حضور میدهد. بهرام بیضایی رفت؛ اما رفتنِ او از جنس خاموشی نبود. او از آنها بود که پیش از مرگ، جاودانه شدهاند؛ از آنها که تاریخ، نامشان را نه در حاشیه، که در متنِ فرهنگ ثبت میکند. بیضایی، فرزندِ پرسش بود؛ پرسشی که از اسطوره آغاز میشد و به اکنون میرسید. او گذشته را نمیپرستید، آن را بازخواست میکرد. اسطوره در دست او، موزه نبود؛ آینه بود. آینهای که ما را وادار میکرد به چهرهی خود نگاه کنیم و از دیدن آن نگریزیم. در جهان او، زن فقط شخصیت نبود؛ حافظه بود، مقاومت بود، تاریخِ زخمخوردهای بود که هنوز ایستاده است. در زبان او، سکوت معنا داشت و کلمه، مسئولیت. بیضایی را نه سانسور شکست، نه تبعید خاموش کرد. او اگرچه از صحنهی رسمی رانده شد، اما از صحنهی فرهنگ هرگز. چرا که ریشه داشت؛ و ریشهها را نمیتوان حذف کرد، فقط میتوان نادیده گرفت و تاریخ نشان داد نادیدهگرفتن، شکستِ کوتاهمدتِ قدرت است. او به ما آموخت که هنر، تزئین رنج نیست؛ مواجهه با آن است. که تئاتر، سرگرمی صرف نیست؛ آیینِ بیداری است. و سینما، اگر اندیشه نداشته باشد، فقط نور است بیجهت. امروز، نه فقط هنرمندان، که زبان فارسی عزادار است. چرا که یکی از سختگیرترین، پاکیزهترین و نجیبترین پاسدارانش را از دست داده. اما بهرام بیضایی نمیمیرد. او در هر متنی که هنوز جرأت پرسیدن دارد زنده است. در هر صحنهای که تاریخ را به چالش میکشد. در هر نسلی که به جای تقلید، جرأت اندیشیدن را انتخاب میکند. او رفت اما راه ماند. و این، بزرگترین شکلِ بقاست. یادش گرامی و نامش در تاریخ فرهنگ ایران ماندگار🥀 #مسعود_نورمحمدی @art_philosophyy ▪️وای بر آنکه برده کند، و آنکه بردگی خواهد! وای بر آنکه نام و خون کسی را نان و آب خود کند! شما با من چه کردید؟ سوگند خوردید به فرق شکافته من برای رواج سکههای قلبتان! به ذوالفقار خونچکان برای کشتن روح زندگی! و اشک ریختید بر مظلومیت من تا سادهدلان را کیسه تهی کنید! ای طبلی از شکم ساخته، قناعت به دیگران آموختی تا خود شکم بینباری؟! ای رگ گردن برآورده، گردن زدن آیین کردی که گردنت نزنند؟! ای بالانشین که حیا فکندی، دور نیست که افکنده شوی! و ای ستمبر که در مظلومیت خویش پنهانی، تا کی ثنای ستمگر؟ و تو ای سوار بر رهوار تو بر سینه و سر زدی اگر کسی میدید، تا رکابت گیرند و چون بر زین نشستی بر پیادگان خندیدی! ای زاده دروغ و بالیده در ریا به شمار بارهایی که به نامم سوگند خوردی برای فریفتن خویش و دیگری و من و خدا به همان شمار که دانستم و به رویت نیاوردم، شرمی از فردا کن که آینه روبرویت گیرند. ذوالفقار این است نه تیغ دو دم! صبر کردم صبر، چون کسی که خار در چشم و استخوان در گلو دارد. به سالها!... آنها که خود را به من میبندند، کاش آزادم کنند از این بند! _ آنها که سوار بر مرکب روح سادهدلانند! آنها که لاف جنگ میزنند با دشمنان خیالی در دیارات خیال؛ و هرگز نجنگیدند با دشمن راستین که در نهاد خویش میپرورند برای جنگ با حقیقت! 📕نمایشنامه مجلس ضربت زدن ✍بهرام بیضایی @art_philosophyy
▪️استاد محمود فرشچیان، نقاش و نگارگر ایرانی، صبح امروز، در سن ۹۶ سالگی دار فانی را وداع گفت. او در ۴ بهمن ۱۳۰۸ دیده به جهان گشود. وی یکی از تأثیرگذارترین و نوآورترین نگارگران ایرانی در یک قرن اخیر شناخته شده که تحصیلات خود را در مدرسه هنرهای زیبای اصفهان آغاز کرد و سپس در اروپا به تکمیل دانش هنری خود پرداخت. فرشچیان با تلفیق مکتب سنتی نگارگری ایرانی و سبکهای نوین، آثاری خلق کرده که در موزههای معتبر جهانی و کشور به نمایش گذاشته شده است. یادش گرامی🥀 #دانشگاه_هاروارد
و انتهای این قصه ی سرد و سفید همیشه سبز خواهد بود...🍀 همواره نوروز بمانید که ایام شمایید آغاز شمایید و سرانجام شمایید خورشید شما عشق شما بام شمایید... @art_philosophyy
▪️مارک زاکربرگ اعلام کرد که در حال بازیابی آزادی بیان در فیس بوک/اینستاگرام و حذف فکت چکر ها و آوردن کامیونیتی نوت به متا است. این حرف او یعنی تا به امروز او و تمام پلتفرمهایش مغرضانه عمل میکردند و دست به نقض آزادی بیان گسترده میزدند! @art_philosophyy
▪️مارک زاکربرگ اعلام کرد که در حال بازیابی آزادی بیان در فیس بوک/اینستاگرام و حذف فکت چکر ها و آوردن کامیونیتی نوت به متا است. این حرف او یعنی تا به امروز او و تمام پلتفرمهایش مغرضانه عمل میکردند و دست به نقض آزادی بیان گسترده میزدند! @art_philosophyy
▪️ رویای کسانی که رویاپردازی میکنند باعث نگرانی کسانی ست که رویایی ندارند...! #ژیل_دلوز @art_philosophyy
▪️ رویای کسانی که رویاپردازی میکنند باعث نگرانی کسانی ست که رویایی ندارند...! #ژیل_دلوز @art_philosophyy
▪️دانشمندان یک قدم به نامرئیکردن انسان نزدیکتر شدند دانشمندان چینی به نوعی ماده استتار دست یافتهاند که ترکیبات مولکولیاش طوری تنظیم میشود که به شکل پسزمینه محیطی که در آن قرار دارد درآید و مشاهده آن با چشم غیرمسلح ممکن نباشد «شنل نامرئی» هری پاتر شاید بهزودی در میان ما به حرکت درآید، زیرا دانشمندان موفق شدهاند به فناوری استتاری دست یابند که با استفاده از آن در لباس افراد میتوان آنها را نامرئی کرد. به گزارش نیویورکپست، دانشمندان چینی به نوعی ماده استتار دست یافتهاند که ترکیبات مولکولیاش طوری تنظیم میشود که بهشکل پسزمینه محیطی که در آن قرار دارد درمیآید و مشاهده آن با چشم غیرمسلح ممکن نیست. این مطالعه که ماه گذشته در مجله «ساینس ادونس» (Science Advances) منتشر شد، جزئیات این فناوری جدید را شرح میدهد. وانگ دونگشنگ، محقق ارشد علوم و فناوری الکترونیک چین، هفته گذشته در مصاحبهای گفت: «بهکارگیری این فناوری در لباسها میتواند فرد را کاملا نامرئی کند.» نامرئی شدن ماده در فرایندی به نام «خودتطبیقی رنگی برگشتپذیر» یا «فوتوکرومیسم خودسازگار» (اساِیپی) رخ میدهد. در این فرایند مولکلولها در معرض طول موجهای خاصی از نور قرار میگیرند و با آنها منطبق میشوند و براساس آنها نظم میگیرند. این امر باعث میشود که ماده تغییر رنگ دهد و عملا دیده نشود. میتوان این تطبیق رنگی را نسخه مصنوعی آفتابپرست در نظر گرفت. مواد «خودتطبیقی رنگی برگشتپذیر» از رنگها و مولکولهای آلی به نام «افزودنیهای دهنده-گیرنده استنهاوس» (donor-acceptor Stenhouse adducts) تشکیل شدهاند، که ترکیب شیمیایی و ساختاریشان در مواجهه با نور تغییر میکند. دانشمندان مینویسند که این ماده در تاریکی سیاهرنگ است و رنگدانههایش با قرار گرفتن در مقابل نور ناگهان تغییر میکند و به رنگ محیط پسزمینه درمیآید. محققان برای بررسی اثربخشی این ماده محلول «خودتطبیقی رنگی برگشتپذیر» را درون یک ظرف شفاف ریختند و آن در جعبههایی با رنگهای مختلف مانند قرمز، سبز، زرد و سیاه قرار دادند و سپس متوجه شدند که این محلول مطابق رنگ جعبهها تغییر رنگ میدهد. در آزمایش دوم محققان این ماده آفتابپرست را در مجاورت محیطی با گیاهان قرمز، سبز و زرد در پسزمینه قرار دادند و مشاهده کردند که این ظرف طی یک دقیقه به رنگ محیط اطرافش درآمد. مواد «خودتطبیقی رنگی برگشتپذیر» از سیستمهای استتار ساخت بشر، که به منابع انرژی خارجی و الکترونیکی پیچیده متکی است، موثرتر و راحتتر است، همچنین پیچیدگی و هزینه بالای این فناوریها استفاده گسترده از آن را محدود میکند، در حالی که دانشمندان میتوانند برای استتار بهراحتی از اسپری «اساِیپی» استفاده کنند. به گفته محققان از این فناوری میتوان در حوزههای مختلف از معماری تا موارد نظامی و حتی «فناوری ضد جعل» استفاده کرد. دانشمندان امیدوارند تا در مجموعه رنگی «اساِیپی» رنگ آبی و بنفش را هم قرار دهند که در حال حاضر در این مجموعه گنجانده نشده است. دکتر وانگ میگوید که میکوشند تا با افزودن رنگهای فتوکرومیک بیشتر و تنظیم ترکیبات آنها به تمایزات دقیقتر در رنگ و تغییرپذیری سریعتر دست یابند. #علم #فلسفه #هنر @art_philosophyy
🔺اما یک نکتۀ مهم دیگر در دیدگاه کانت این است که خوشبختی «کامل» هرگز در جهانی که ما در آن زندگی میکنیم قابل تحقق نیست. زیرا ما در قبال انجام وظایفمان همواره احتمالا انتظاراتی داریم که جهان پیرامون ما لزوما آن انتظارات را برآورده نمیکند. نیچه و نقد خوشبختی از نظر فردریش نیچه، خوشبختی یک حالت ثابت نیست، بلکه یک احساس گذرا است که بر اساس شانس یا اتفاقات رخ میدهد. او معتقد بود که به جای دنبال کردن این احساس فرّار و گذرا، باید سختیهای زندگی را پذیرفت و با قدرت با آنها روبهرو شد. برای نیچه، احساس رضایت چیزی جز توهمی برای کسانی که فاقد جاهطلبی و قدرت هستند نیست. او جستجوی خوشبختی را مخالف هدف و آرمانخواهی میدانست؛ چیزی شبیه داشتن یک زندگی راحت، اما کاملا بیمعنا و بیارزش. نیچه خوشبختی (در معنای جستجوی رضایت، آرامش و لذت) را مفهومی میدانست که پتانسیل رشد انسان را محدود میکند و باعث میشود در محیطهای راحت و بدون چالش باقی بماند. نیچه در عوض، به ایدۀ «یافتن معنا» در زندگی متعهد بود. او مفهوم «ابرمرد» را پیشنهاد کرد؛ به معنی کسی که میخواهد معنای زندگی خود را خلق کند. چنین کسی از نظر او رنجهای زیادی را متحمل میشود. از نظر نیچه کارهای بزرگ ضرورتا نیازمند رنجهای بزرگ نیز هستند و کارهای کوچک رنجهای جزئی و کوچک در پی دارند؛ بنابراین انسانهای ضعیف یا به تعبیر خود او «آخرین انسانها» کسانی هستند که مفهوم خوشبختی را «اختراع» کردهاند تا در سایۀ آن از انجام هر عمل بزرگ و شکوهمندانهای که میتواند آفرینندۀ معنا در زندگی باشد شانه خالی کنند. آیا خوشبختی دستیافتنی است؟ سوال از اینکه آیا «خوشبختی» واقعی است یا نه، قرنها موضوع تأمل فلسفی بوده است. از ارسطو تا کانت و از اپیکور تا نیچه، فیلسوفان همواره با معنای خوشبختی و اینکه آیا رسیدن به آن ممکن است یا خیر، دستوپنجه نرم کردهاند. برای برخی، مانند ارسطو و اپیکور، خوشبختی واقعی یک هدف قابل دستیابی بود، در حالی که برای دیگران، مانند کانت، خوشبختی واقعی هرگز قابل دستیابی نبود؛ کسانی هم بودند که مانند نیچه به طرز شگفتانگیزی اساس جستجوی خوشبختی را نفی میکردند. از سوی دیگر، کانت میگفت که خوشبختی واقعی غیرقابل دسترس است، زیرا به عوامل و شرایط بیرونی که از کنترل ما خارج هستند، وابسته است. برای او، پیگیری اخلاق از طریق وظیفه بسیار مهمتر از تلاش برای لحظات گذرای شادی بود. نیچه نیز خوشبختی را نشانهای از میانمایگی میدانست که باعث میشود افراد در وضعیتهای راحت و بدون چالش بمانند و پتانسیل رشد خود را محدود کنند. @art_philosophyy
▪️فلسفه #خوشبختی؛ چرا نیچه خوشبختی را یک «اختراع» میدانست؟ فردریش نیچه مینویسد: «اکنون زمین حقیر شده است و بر روی آن انسانهایی میخزند که همه چیز را حقیر میکنند». او میگوید ما خوشبختی را اختراع کردهایم. فرهنگهای لغت معمولا «خوشبختی» را به عنوان «بالاترین خوبی در دسترس انسان» و یا «بودن در وضعیت رضایت کامل» تعریف کردهاند. اما «خوبی» دقیقا چیست؟ چه میزان از آن در دسترس انسان است؟ رضایت دقیقا چه زمانی شکل میگیرد و سطح آن تا چه اندازه میتواند باشد؟ به دلیل ماهیت غیرقطعی همین پرسشهاست که در میان فیلسوفان بر سر اینکه خوشبختی واقعا چیست، اختلافنظر زیادی وجود دارد. در این مقاله به بررسی مختصر چند دیدگاه فلسفی دربارۀ خوشبختی پرداختهایم و تلاشهای فیلسوفان مختلف از ارسطو تا نیچه را برای تعیین ویژگیهایی که لازم است تا فرد احساس رضایت و خوشبختی واقعی کند مورد ملاحظه قرار دادهایم. ارسطو؛ فضیلت و خوشبختی انسانها از دیرباز به دنبال یافتن پاسخی برای پرسش از ماهیت خوشبختی بودهاند. فیلسوفان نیز از نخستین قرنهای طلوع این دانش تلاشهای قابل توجهی در درک و توضیح این مفهومی داشتهاند. ارسطو از نخستین فیلسوفانی بود که به طور گسترده به تامل دربارۀ این مفهوم پرداخت و تأملات او در این خصوص تا قرنها مورد ارجاع و اشاره سایر اندیشمندان بودند. ارسطو اجزای ضروری و لازم برای یک زندگی خوشبخت را شامل لذتهایی میدانست که همراه با «فعالیتهای انسانی» عاقلانه و بافضیلت باشند؛ بنابراین برای او خوشبختی یک حالت سکون محض و رها شدن از هرگونه فعالیت نیست بلکه دقیقا شامل «فعالیت» است که جزئی ضروری از احساس نیکبختی آدمی را میسازد. ارسطو معتقد بود که خوشبختی «فعالیت فضیلتمندانۀ مطابق با عقل» است. ارسطو در کتاب «اخلاق نیکوماخوسی» تاکید میکند که خوشبختی از ذخایر روح، ذهن و فضیلتها به دست میآید و در عین حال همیشه موانعی هستند که مسیر خوشبختی را دشوار میکنند. این موانع را نمیتوان از دایره بیرون انداخت، اما ارسطو به مبارزه شجاعانه در برابر آنها تأکید دارد. اپیکور و ستایش «لذت» اپیکور به شما میگوید که خوشبختی یک شبح دستنیافتنی نیست که ما باید به دنبال آن باشیم، بلکه چیزی است که میتوانیم همینجا و همین حالا پیدا کنیم. ایدۀ اصلی اپیکور این بود که «لذت» خواستنی است و «درد» نخواستنی؛ بنابراین برای رسیدن به رضایت باید به دنبال لذت باشیم و از رنج دوری کنیم. اما نکتۀ مهم این است که بدانیم لذتگرایی اپیکور به معنی توجه صرف به لذتهای جسمانی نبود. اپیکور توصیه نمیکند که هر نوع لذتی را که در دسترس شماست دنبال کنید. در عوض او روشی را توصیه میکند که در آن لذتها «در درازمدت» به حداکثر برسند. به عبارت دیگر، اپیکور ادعا میکند که برخی لذتها ارزشِ داشتن ندارند، زیرا منجر به دردهای بزرگتری میشوند و برخی دردها ارزشمند هستند، زیرا منجر به لذتهای بزرگتری میشوند؛ بنابراین طبق فلسفۀ اپیکور بهترین استراتژی برای رسیدن به حداکثر لذت در کل، جستجوی لذت آنی نیست، بلکه تدوین یک سیاست معقول بلندمدت است. به همین دلیل است که او نیز «فضیلت» را با خوشبختی مرتبط میکند و آن را مسیری برای رسیدن به زندگی نیکبختانه به معنای واقعی و باثبات کلمه میداند. البته تفاوت ارسطو و اپیکور در این است که از نظر ارسطو فضیلت «به خودی خودش» بخشی از خوشبختی است، اما از نظر اپیکور فضیلت «ابزاری» برای رسیدن به خوشبختی درازمدت است. کانت و اهمیت انجام «وظیفه» اپیکور معتقد بود که برای رهایی از اضطراب باید یاد بگیریم که جهان را همانطور که هست ببینیم و از شادیهایی که به ما میدهد قدردانی کنیم. اما کانت خوشبختی را به شکل متفاوتی درک میکرد. او معتقد بود که دنبال کردن خوشبختی تنها از طریق دنبال کردن وظیفه و به انجام رساندن آن میسر است؛ زیرا وظیفه همان چیزی است که عقل در جنبۀ عملی آن به ما فرمان میدهد و سرپیچی کردن از فرمان عقل طبیعتا نمیتواند ما را به یک سازگاری درونی که از لوازم خوشبختی است برساند. اما این وظیفه دقیقا چیست؟ از نظر کانت در هر موقعیتی که ما قادر به تصمیمگیری هستیم، عقل به ما فرمان میدهد که آنگونه عمل کنیم که بتوانیم بپذیریم دیگران نیز در موقعیت مشابه همانگونه عمل کنند. به تعبیر سادهتر، از نظر کانت وظیفه ما این است هر عملی را که برای خود میپسندیم برای دیگران نیز بپسندیم. به علاوه، این قانون از نظر کانت یک امر بیرونی نیست بلکه چیزی است که عقل خود ما از ما میخواهد و بنابراین یک وظیفه کاملا درونی است که عمل به آن ما را به آرامش و سازگاری میرساند. @art_philosophyy 🔻
▪️کسانی که مدعی هستند همه چیز را میدانند و میتوانند همه چیز را درست کنند در آخر به این نتیجه می رسند که همه را باید کشت! #آلبر_کامو @art_philosophyy ▪️از میان آزادی و نان، #آزادی را انتخاب میکنم تا اگر گرسنه ماندم، بتوانم فریاد بزنم گرسنهام. #آلبر_کامو @art_philosophyy
⁉️ مالک تلگرام در فرانسه دستگیر شد #پاول_دوروف مالک تلگرام از جمهوری آذربایجان به فرانسه سفر کرده بود که در فرودگاه بورژ هنگام پیاده شدن از هواپیمای شخصیاش بازداشت شد. کاربران تلگرام با شنیدن خبر دستگیری پاول دوروف ٫ بصورت خودجوش و همگانی شروع به ترند هشتگ #FREEDUROV #Free_durov برای آزادی او کردند @art_philosophyy
▪️اجرای زنده سلف پرتره با استفاده از آینه تکنیک؛ رنگ و روغن، اجرا به وسیله کاردک #پرویز_آقارخ @art_philosophyy
без подписи
без подписи
без подписи