اشعارِخفن🥚
Статистикаحاشا گمان مدار که من کردهام شعار لاشهخوری طریقتم، از راه شاعری «اگر همهٔ ما یکسان بیاندیشیم، در واقع نمیاندیشیم.» - والتر لیپمن تماس با ادمین @Jhonalik "گنجینه اشعار هزل، طنز، اروتیک و عاشقانه پارسی | ایرج میرزا، عبید زاکانی، هادی خرسندی +۱۸ د
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 161
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Развлечения
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 109
- 1/48двое суток
- 124
- 1/72трое суток
- 134
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سرش بی مو ولیکن دلپذیر است خدامرگم دهد این وصف کیر است! #ایرج_میرزا @ashar_khafan پ.ن: بالای عکس نوشته، مسول افکار شما نیستم. #تک_بیت
ای یار تو موی و روی دلکش داری چون ما سه هزار تن بلاکش داری با اینهمه حسن و خوبرویی افسوس یک شوهر پیر و زشت و کصکش داری #جبرائیل @ashar_khafan #چار_پاره #رباعی
🍝 #خایه_ریز ۱ هرکس بدین سرای در آید سالارش دهید واحوالش مپرسید. چه آن را که پیش خدای بوالحسن ،شیرمالی ارزد، شیخ را به درمالی ارزد. ((شیخ ابوالحسن خرکانی)) بیت هرکه را جان آفرین، جانی بداد جان شیرین برسر جانان نهاد @ashar_khafan پ.ن: خایه ریز (در اصطلاح اهالی جنوب) = نیمرو
مقامات واجبی هزار جهد بکردم که زیر کص باشم شهنشه ار نشدم هم وزیر کص باشم معلمان همه همکار انبیا هستند ازین جهت سزد ار من دبیر کص باشم جوانی ام همه در راه کون پرستی رفت بر ان سرم که که کنم توبه، پیر کص باشم من و رهاشدن از بند کص؟ خدانکند! رها کنید که خواهم اسیر کص باشم شغال و روبه و کفتار گرد کون گردند مهیمنا مددی کن که شیر کص باشم به سازمان ملل جای یک نفر خالی ست دبیرکل زده حکمی سفیر کص باشم مباد روزی اگر رو ز کص بگردانم مباد یک شب اگر بنده سیر کص باشم غلامی در ارباب کون نخواهم کرد روم به کصکده ی خود، امیر کص باشم چه حاجت است دماغ مرا به مشک و عبیر که هر نفس پی عطر اثیر کص باشم به جای سبزه زمین فرش کون اگر باشد روم به دخمه ی خود تا حصیر کص باشم خداکند که نمیرد کصی، اگر میرد خودم روم شب اول نکیر کص باشم به دل اگرچه که خورشید کون غروب نمود به زیر پرتو ماه منیر کص باشم روم به بادیه مجنون صفت قلندر وار بدون آب و غذا در کویر کص باشم زمین چو برزخ و کص کوثر و منم ساقی کمینه وارث خیر کثیر کص باشم دوروز عمر چه حاصل ز ثروت اندوزی ولم کنید که خواهم فقیر کص باشم ز خاک بنده نه کوزه که نوره ای سازید چو واجبی پس مرگم خمیر کص باشم. #شرم_الدین @ashar_khafan #ارسالی_یاران
عروس هزار داماد پیرمردی حریص، بَهرِ مراد دختر خویش را به ملا داد شیخ دستی کشید بر سرِ زن رفت آنگه پیِ برادر زن بُرد او را به حجله گاهِ عروس تا صدای اذان و بانگ خروس دخترک ماند در پسِ حجله با دو چشمِ روان تر از دجله بامدادان پدر چنان دیدش پیش داماد رفت و پرسیدش من چه خاکی کنم کنون به سرم؟ جای دختم عروس شد پسرم! شیخ گفت : ای پدر! مکن مویه چون نبود این لواط یکسویه بود او هم عروس و هم داماد از دو سو گشت باغمان آباد پسرت چون ز جمع طلاب است گه غلام است و گاه ارباب است وز غم ِ دخترت مشو نگران که بسی بوده با من و دگران چون که مامورِ گشتِ ارشاد است خود عروسِ هزار داماد است از جماعش جماعتی راضی شیخ و قاری و شحنه و قاضی شکر کن چون نظام اسلامی ست سهم ما حال و مال و خوشنامی ست مستقیما طیِ صراط کنیم چون فقیهان اگر لواط کنیم باش خوشحال و بعد از این خندان که بلند است بخت فرزندان #فریبا_صفری_نژاد @ashar_khafan
امروز August 10، روز تنبلی و کون گشادیه. "درستایش تنبلی" بی نظمی آینده گریز ناپذیر جهان است و تنبلی دین آینده آدمیان. * دراین نکته شکی نیست: "این دنیا رابازوی کارگران ساخته است." اما ؛ نبوغ تنبل ها بدان شکل داده است. ** روزی لاک پشت ها برخرگوش ها پیشی خواهند گرفت.. و"تنبل " ها سلاطین جنگل خواهند شد *** هیتلر و چرچیل تا پاسی ازشب مشغول کاربودند. میزکارشان تنبل بود' وتختخوابشان فعال ،بهتر نبود؟ **** چه فضیلتی برتر از لمیدن در سایه'سار درخت ؟ چشم دوختن به ابرهای ولگرد ؟ و گوش سپردن به صدای وزشِ نسیم بازیگوش؛ بهترنیست به جای فتح قله ها' شکوه شان را ستایش کنیم؟ تنهایی شان را برنیاشوبیم؟ * می گویند: خدا در شش روز جهان را آفرید وروز هفتم استراحت کرد. اگر شش روز رابه استراحت می پرداخت' جهان جای آرام تری نبود؟ #ع_خاموشی @ashar_khafan #مناسبت
#ژن_مرغوب جدِِّ جدّم در خود ارضایی مهارت داشته با کف و صابون و تنهایی رفاقت داشته! جمعه تا جمعه به جبرِ عادتِ اجدادِ خود توی حمّامِ عمومی استراحت داشته جدّ او هم در چنین فعلِ قبیحی بی گمان، با همه اجدادِ قبل از خود رقابت داشته جدّ جدِّ جدّ جدِّ جدّ جدِّ جدّ من، شک ندارم هرکه بوده دردِ آلت داشته! نیمی از اجدادِ مردم را خودارضایی گرفت نیمِ دیگر در رحِم میلِ ولادت داشته! ما که جد در جدّمان آلوده ی آلوده است خوش به حالِ هرکه جد در جد طهارت داشته! #محمدقلی_نسب @ashar_khafan
داماد شب زفاف رو به شب عزا واسه عروس تبدیل کرد؛ پرستار: ساعت 4 صبح برای ما یه کیس آوردن اورژانس که خونریزی شدید داشت و ما اول فکر کردیم که بچه سقط کرده ولی بعدش متوجه شدیم که تو شبزفاف این اتفاق براشون افتاده. خونریزی به حدی شدید بود که مجبور شدیم جراحیشون…
داماد شب زفاف رو به شب عزا واسه عروس تبدیل کرد؛ پرستار: ساعت 4 صبح برای ما یه کیس آوردن اورژانس که خونریزی شدید داشت و ما اول فکر کردیم که بچه سقط کرده ولی بعدش متوجه شدیم که تو شبزفاف این اتفاق براشون افتاده. خونریزی به حدی شدید بود که مجبور شدیم جراحیشون کنیم. از زوجین خواهش دارم شبزفاف رو حتما تو همون شب مراسم برگذار نکنید، حالا اگه یه چند روز دیگه هم باشه مشکلی نداره و این اتفاقات معمولا بهخاطر عدم آگاهی از بدن همدیگه اتفاق میوفته. داماد بار اولش بوده و تا حالا با واژن اشنایی نداشته دو ساعت فقط واژنو تو دهنش قرار داده @TweetAsidi | توئیت اسیدی
без подписи
"رساله فجوریه" به قلم شاهزاده والی بن سهراب گرجی و به در خواست ناصرالدین شاه نوشته شده. # فرازی از رساله: : زهراسلطان خانم دخترشاهزاده عالیه خانم میباشد.درایّام محرم خانه کیکاوس میرزا تعزیه رفتم.بعدازتعزیه شاهزاده کیکاوس میرزادست بنده راگرفت ، وبه بالاخانه برد . بعدازساعتی صحبتهای دور،ولکن به دل نزدیک درمیان آورد.ازآنجمله گفت:خوش دارم که مردراآلت بزرگ وقوه باه زیادباشد. توراحالت چون است؟جوابی ندادم.اصرارکردکه چراخجالت می کشی؟نیّت آن دارم که مرابه پشت درآیی وازخودت خوشنودم نمایی . تاآنکه بفرستم شاهدی طنازبیاید ، وامروزرابه عیش بگذرانی. چون این سخن راشنیدم به خودگفتم:کیرخرگذاردن بی مصلحتی نخواهد بود .خدمت وی عرض کردم: # کیر دارم که کون دراندخررا/ گردن شکند به حمله شیرنررا / کافور خورم که برنداردسررا/ کافورچه سوددارداین کافررا این بگفتم وبر پشت شاهزاده برآمده: برداشت سربه عزم سرین چوکیرمن/ ازدل کشیدنعره که جویدنظیرمن؟ دانلود👇 https://t.me/adabiat_erotic/176
🥚تخمک_ ۴ هزل لری /بختیاری( با ترجمه) (۱) ❤️ لیسری یه روزداشتم کس یارمه ایلستم بووس اویدموهم جستم بووس رهدوبه بووم گد چونوزیدم به خوم مستم ترجمه: یه روزداشتم کس دلبرمولیس میزدم پدرش اومدومن در رفتم بعدپدرش رفت به پدرم شکایت کرد پدرم اینقدرکتکم زدتابه خودم شاشیدم😍 (۲) ❤️❤️ زندایی زینالوت خیف وتپل کی بی نقاشس زصورت کدایبره چطوره لاشس زینالوت داره کسی چی برف سفیده کس چینومین عرمس هیشکی ندیده ترجمه زن داییت خوب وتپل نقاشش کی بود صورتش کمربره دیگه کسش چطوره کس زن داییت مانندبرف سفیده کس به این خوبی وتمیزی کسی ندیده شاعر: گرگ_پادنا @ashar_khafan لینک به 🥚 تخمک پیشین
ای کص ت از هر چه فامیل است با من خویش تر، بر فراز کیر کن بالا و پایین بیشتر! خایگانم بر در دولتسرای کون تو هر یکی لرزان یک از آن دیگری درویش تر شخم میزد کیر گندمزار واژن را و یار دائما می گفت: زن ژرفای کص را خیش تر! از حشر محشر بپا شد تا شق پستان هات از میان سوتین زد بر دو چشمم نیشتر شق مگو شق القمر، سینه ت بسان ماه نو عاشقان محو تماشا، یک ز یک دل ریش تر اشک از چشمم چو آوردی بیار آب از کمر تا نگردد عاشقت زین قافیه اندیش تر #جبرائیل @ashar_khafan #شقیات #شب_جمعه
هم اکنون، غلیان شور وتستوسترون در پیشواز #شب_جمعه
هم اکنون، غلیان شور وتستوسترون در پیشواز #شب_جمعه
نگاهی کوتاه به زبان ژادین(جنسی) دکتر سباستین هاینه مترجم ب_ بی نیاز(داریوش) (گرد آوری واژه های مرتبط به اندام وزندگی جنسی در ادبیات ایران) بجه ها این مقاله خوبیه. ودرراستای کار گروه. سالار نامه و جام نامه استفاده کنین ازش
без подписи
همون طور که با بخشنامه دولتی کاری از پیش نرفت، من وتو هم زور بزنیم وبه زید مون دستور بدیم، نگو "سوتین"، بگو "پستون بند" ، راه به جایی نمی بره. کاری که من، وفکر میکنم بقیه رفقا درین گروه و کانال، در پی اونیم، همونه که تو ورگفتی(مشهدی). یعنی این قدر تو شعرا وکس شعرامون بگیم ، کس و کیر و کون و پستون، تا "قبح زدایی" بشه ازین واژه های نجیب؛ و شاید رواج عمومی هم پیداکنه، وگرنه برنامه های نظیر "پارسی را پاس بداریم" ؛ ملاتمون رو توی راهچس بزاریم و سالار مون روفقط توی کُس بزاریم؛ آب در هاون کوبیدنه وبس. لینک به فهرست کامل🥚 لق نامهها @ashar_khafan
ادامه از بالا👆👆 درین هنگامه بنداز بنداز و در غوغای نبرد کس با کص وسوتین با پستان بند، می رود که شیرازه حکومت فروپاشد وبیرق برافراشته سالار ، چون سگ لعین بر پای خود بشاشد و گروه از هم بپاشد، که ناگهان، امدادهای غیبی ازراه می رسد، و یکی از خانم های گروه ، گروه رو ترک میکنه(لف میده) [درست نظیر وقایع دی ماه و حمله نابخردانه بی بی وترامپ در کشاکش تظاهرات] ادمین هشیارانه، همین رو پیراهن عثمان(یا عصمان!؟) میکنه و طی خطابه ای غررا، دست به شماتت گروهی سالار یون می زنه: تنها فایده بحث سر کص یا کس این بود که یک کس یا کص واقعی لف داد. کسی که از گوشت وچلق وچربی ودنبه درست شده نه واژه . برونش لیموی خوش بوی شیراز بود و درون خرمای شهد آلود اهواز😐 قباحت داره ، منش سالار رو در پیش بگیرین که می فرماید: من کس خورم، حالا چه با سین نوشته شده چه با صاد😐 بیت: هرکُسی را باید گاد چ با سین و چ با صاد ازشمیم نفس آن امداد غیبی، و این صیحه سماوی، کارها سامان می یابد وگروه بیش و کم آرام که امداد غیبی دوم هم ازراه می رسد. کاربر عکسی درگروه می فرستد از دو خاتون وطنی دست بند به دست، که به گفته پلیس مواد مخدر، هفت کیلو تریاک در فلانجای خود جای داده اند. تریاک های مکشوفه چون ۸دیلدوی غول آسا بر میزی در پیش زمینه عکس چشمک می زند. ولی خبر گفته ۷ کیلو؟ نکنه ی کیلو ملا خور شده ویادشون رفته عکس رو ویرایش کنن؟!! من خودم زمانی که ژاندارمری خدمت میکردم، از هرکی ،به ویژه از نسوان،شیره یا تریاکی کشف میکردیم، شب تاصبح می نشستیم پاسیخ وسنگ باخود متهم. خواهر برادروار، تو آشپزخونه پاسگاه . بهش میگفتیم هرچه رو تونستی بکش، بقیش رو فردا ضمیمه پروندت میکنیم ومی فرستیم دادگاه. بع قول برادرا ، ریا نباشه، ولی این کارارو جزو باقیات صالحات خودم میدونم، (البته اگه اون دنیایی باشه وبریم واس وزن کشی رو ترازوی عدل الهی .) یکی ازین خاطرات رو در قالب داستان" زمرد جاجرم" نوشتم. اینجا کاربر"عشق یعنی زندگی" میگه: تومقعدونشنیده بودم ولی تورحمشون جامیگیره قبلاموردمشابه زیادبوده. بعدشم با اشاره به عکس اضافه میکنه: اخه اینابه این کلفتی چطوری جاشدن باجک هم اینقدربازنمیشه😂 نکنه عکسش فیکه وساخته هوش مصنوعی؟ صدرا از پای کوه شاجهان چون موسی در کوه تور ندا میدهد: یه ساقی حمال ( حمل کننده تریاک در اندرونی) میشناسمش میگفت ظرفیت روده بزرگ تا۳کیلو هم هست.!!! خودش مدتها همین کارو میکرده نحوه جاانداختن هم جالبه میگفت باچوب مخصوصی( توماق یا همون چوب خرستویی که گلستان دررمان خروس ازش نام برده) می تپونن تو روده اماله یا حقنه میکنن البته بهشکل بسته های کوچیک کاربر sزعفرونی میگه: تو فیلم گوزن ها می گفت تو بند یکی بود انباری می آورد حکایت اینه اینم یه مدله از سرناچاری دست به اینکار میزنن. عشق یعنی. میگه: حتماقبلش بایدچندسالی کون بدن وگرنه کون خوبازوربراتخلیع ندارن. اختلاف بین علما بروز میکنه. ازبالا بسته ها رو قورت می دن یا از کون؟ به گمانم از هردو. گروهی این گروهی آن پسندند. زعفرون میگه: تو قسمتای کوچیکم بسته بندی می کنن گمونم با ماست میخوردن میره تو معده بعد که رد شدن از پایین خارجش می کنن. حرف زندون که میشه، دامیننت یاد خاطرات دور میفته: زمانی دور خیلی دور، چندروزی مهمان زندان تو یکی از شهرای جنوب بودم، اوج گرما، همه توحیاط، اتاقا اتیش بود. حالا بماند ب چ اتهامی. حدود دهه هفتاد بود. ی بنده خدایی رو ب همین جرم انباری گرفته بودن وتخلیش کرده بودن. نشسته بود با رفیقاش . همه خمار، نشسته بودن ب حساب کردن، که یهو انگار ارشمیدس، گفت یافتم یافتم. چرت همه پاره شد، چی یافتی؟ با ذوق گفت خوب که حساب کتاب می کنم، ی بسته جامونده تو انبار(حرف شیشه بود یا هرویین، تریاک ب هرحال نبود.) انگار همه جون گرفتن، بردنش سر پانشوندن وشلنگ مستراح روتوکونش کردن، وهی گفتن زور بزن، هی آب تنقیه کرد و هی ریخ زد. ملتم مثل جویندگان گنج تو عنای طرف دنبال کشف بسته.. نیم ساعتی طول کشید تا همه مایوس شدن وشروع کردن فحش دادن بهش: ننه تو گایدن با اون حساب کتابت.تورو چ به ریاضی عن چوچه؟ لبخند غمگینی زد، هیج وقت یادم نمی ره اون لبخندش، آهی کشید: دروغ بود ولی کاش راست در میومد😐 خان در حواب دامیننت میگه: عاباس هروک کارش انباری بود واسه کسی بارکشی میکرد. خودش میگفت بجای عن مدتیه فقط تریاک می رینم🙏😂 دامیننت در جوابش متفکرانه میگه: خان حالا که عقل رس شدم، الان ب فکرم افتاد نکنه پسره ابنه ای بود، همه اون کلکا رو زده بود به عشق شلنگ وانگشتایی که مشتاقانه روده بزرگش رو پال پال میکردن. واین جوریاس که با گشایش بحث انباری تریاک در راه چس، جنگ کس وکص پایان می گیره(البته موقتن. وگرنه این سهند ازاون سهندا نیس که کم بیاره) و ادمین با نگاهی از بالا منبری می فرماد: داش سهند دغدغه ها تو واس پالایش زبان پارسی رو درک میکنم.
🔴 پلیس مبارزه با مواد مخدر توی میانه از ماشین دوتا خانم 37 ساله 7 کیلو تریاک کشف کردن! حالا این 2 خانم تریاکها رو کجا مخفی کرده باشن خوبه؟ تو مقعدشون که مامورا تونستن با کمک حس بویایی سگهاشون محلش رو پیدا کنن. ((مربوط به بخش بعدی🥚 لق)) پ.ن: بدبخت سگا چه راه چسا باید بو بکشن. تا ملتی نشعه نشن😐😜