- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 32
- Всего постов
- 292
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 183
- 1/48двое суток
- 209
- 1/72трое суток
- 226
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اینجا جنگل زیبای حرا در جزیره قشم است. آلودگیهای گسترده نفتی اخیر در قشم، وارد محدوده این جنگل زیبا شده است.
زیربنای توسعه به روایت ژاله شادی طلب، استاد بازنشسته دانشگاه تهران -
زندگی نمایشیست که هیچ تمرینی برای آن وجود ندارد. پس،آواز بخوان،اشک بریز،،برقص،بخند و با تمام وجود زندگی کن، قبل از آنکه پردهها فرود آیند و نمایش تو بدون هیچ تشویقی به پایان برسد. چارلی_چاپلین
,خیام گویند اگر می بخوری، عرش بلرزد عرشی که به یک باده بلرزد به چه ارزد؟ در خانهی ما زیر زمینی است که در آن یک خم بخوری، خشتی از آن نیز نلرزد...
حرکتی زیبا 💪🔥❤️
میگویند انسانهای خوب به بهشت میروند، اما من میگویم انسانهای خوب هرجا که باشند، آنجا بهشت است. فریدون فرخزاد
چنین است کیهان ناپایدار تو در وی به جز تخم نیکی مَکار جهان سر به سر چون فسانهست و بس نماند بد و نیک بر هیچکس یکی پند گویم ترا من درست دل از مهر گیتی بباید شست نباشد همی نیک و بد پایدار همان به که نیکی بود یادگار... #فردوسی روز خوش☀️🌱
عشق چیست؟ صدای تو چشمان تو لبهای تو دستان تو سکوت ما کلمات ما روشنایی روز که میرود روشنایی روز که باز میگردد لبخندی یگانه میان هر دوی ما... #آنا_کارنینا شعر #پل_الوار فیلم #آلفاویل آنا کارنینا در بخشهایی از فیلم آلفاویل قسمتهایی از پایتخت اندوه اثر پل الوار را میخواند.
تو تعبیر رویای نادیدهای... من از پشت شبهای بی خاطره من از پشت زندان غم آمدم من از آرزوهای دور ودراز من از خواب چشمان نم آمدم تو تعبير رؤيای ناديده ای تو نوری كه بر سايه تابيده ای تو يك آسمان بخشش بی طلب تو بر خاك ترديد باريده ای تو يك خانه در كوچه زندگی تو يك كوچه در شهر آزادگی تو يك شهر در سرزمين حضور تويی راز بودن به اين سادگی مرا با نگاهت به رؤيا ببر مرا تا تماشای فردا ببر دلم قطره ای بي تپش در سراب مرا تا تكاپوی دريا ببر #افشین_یداللهی #محمداصفهانی
به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ای در قفس است. حرف هایم ، مثل یک تکه چمن روشن بود. من به آنان گفتم: آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد. و به آنان گفتم : سنگ آرایش کوهستان نیست همچنانی که فلز ، زیوری نیست به اندام کلنگ . در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است که رسولان همه از تابش آن خیره شدند. پی گوهر باشید. لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید. و من آنان را ، به صدای قدم پیک بشارت دادم و به نزدیکی روز ، و به افزایش رنگ . به طنین گل سرخ ، پشت پرچین سخن های درشت
...تو گل سرخ منی تو گل ياسمنی تو چنان شبنم پاک سحری - نه؟ از آن پاکتری. تو بهاری - نه، - بهاران از توست. از تو میگيرد وام، هر بهار اين همه زيبايی را. هوس باغ و بهارانم نيست ای بهين باغ و بهارانم تو! سبزی چشم تو دریای خیال پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز مزرع سبز تمنّایم را ای تو چشمانت سبز در من این سبزی هذیان از توست زندگی از تو و مرگم از توست حمید مصدق
محبت ایرج خواجه امیری تا كي خشم و كينه جويي تا كي نيرنگ و دورويي مهرباني ها رفته ديگر از میان ما بت زا دور از خشم و غوغا در میان آرزو ها تا كه دلها را پر كنيم از مهرباني ها يا رب تو كاري كن ما را تو ياري كن دل هاي ما را مهربان و با وفا تر كن اين دشمني ها را بيرون كن از دلها بيگانگان را اشنا و با اشنا تر كن دنيا اي مكان درد و رنج و نامرادي ها برده اي از چهره ي ما رنگ شادي ها بگذر از اين دنيا دنياي پر غوغا تنها تنها تنها محبت در جهان ماند دنيا دنيا كي بي محبت جاودان ماند تا کی خشم و کنه جویی تا کی نیرنگ و درویی مهربانیها رفته دیگر از میان ما بازا دور از خشم و غوغا در میان ارزوها تاکه دلها رو پر کنیم از مهربانیها یارب تو کاری کن ما را تو یاری کن دلهای ما رو مهربان و با وفا تر کن اين دشمني ها را بيرون كن از دلها بيگانگان را اشنا و اشنا تر کن
⚫️صدای ماندگار موسیقی ایران خاموش شد ایرج درگذشت حسین خواجهامیری، خواننده نامدار موسیقی ایرانی که با نام هنری ایرج شناخته میشد، امروز چهارشنبه ۲۱ مرداد ماه در سن ۹۴ سالگی درگذشت. چهارشنبه ، ۲۱ مرداد ۱۴۰۵.
همچون سرزمینم زخمی ام نه کمتر و نه بیشتر! چون پرتگاهی عمیقم ام بر روی تمام نقشه ها شب ها در کابوس هایم صدای جیغ می شنوم هرگز معنای آرامش را نفهمیدم در تاریخ پر از دروغ و اشتباهم همچون سرزمینم زخمیام به تنهایی ایستاده ام در مقابل تمام دنیا این سال ها،تقویم نیستند امید من هستند که بی صدا خاکستر می شوند ... #احمد_رهان 🔃 کیوان روان بخش
ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻥ ﺣﺎﻟﺖ ﻣﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻋﻬﺪ ﻣﯽﺑﺴﺘﯽ . . . #مولانا
نباید کسی بفهمد دل و دستِ این خستهی خراب از خوابِ زندگی میلرزد. باید تظاهر کنم حالم خوب است راحتام، راضیام، رها راهی نیست. مجبورم! باید به اعتمادِ آسودهی سایه به آفتاب برگردم.! #سید_علی_صالحی
جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست ماه و خورشید همین آینه میگردانند لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ عشقبازان چنین مستحق هجرانند حافظ شجریان
🎥 هنر؛ تجمل یا ضرورت؟ در این ویدئو، ایتان هاوک میگوید تا وقتی زندگی آرام پیش میرود، شاید کمتر به شعر، موسیقی یا هنر بیندیشیم؛ اما کافی است با سوگ، شکست، عشق یا شادی عمیقی روبهرو شویم. آنگاه به دنبال کسی میگردیم که پیش از ما این احساسات را زیسته و به زبان آورده باشد. این نگاه یادآور سخن لئو تولستوی است: «هنر، انتقال احساس از انسانی به انسان دیگر است. هنر به ما اطمینان میدهد که در رنج، عشق و امید تنها نیستیم.» از سوی دیگر، ویکتور فرانکل، نویسندهی کتاب مشهور انسان در جستوجوی معنا، باور داشت آدمیزاد حتی در دشوارترین شرایط نیز در جستوجوی معناست. هنر یکی از مهمترین راههای یافتن این معناست؛ راهی که احساسات پراکندهی ما را به تجربهای قابل فهم بدل میکند. شاید از همین روست که جملهی پایانی ایتان هاوک چنین ماندگار است: «هنر یک تجمل نیست؛ مایهی حیات است.» همانگونه که بدن به غذا نیاز دارد، روح نیز برای رشد، معنا و امید به هنر نیازمند است. هنر فقط زندگی را زیباتر نمیکند؛ به آن معنا میبخشد.
معصوم تر از چشم تو چشمای درشت آهو تو درو دشته اما تا حالا این همه بیچاره که چشمای تو کشته اون نکشته اون نکشته آهو چشاش از مهربونی لب به لبه رنگ چشاش رنگ تنه پوست شبه ولی تو چشات یه جور دیگست همونیه که نگات میگست ولی تو چشات مثل اینه توش نم نم بارون زده خیسه رنگرز اومده با پر قو از سر نو قصه عشق و بنویسه مگه تو چشات چی داری که هر وقت میاری پایین ورمیداری سر همه منت میذاری بگو بنویسم بگو رو تن آب روون جا داره باز از دل و جون تو رو بنویسم پس بگو بنویسم مسعود امینی
گفتمش روزی خیالش از دلم بیرون کنم دل بگفت او با من است من با خیالش می روم راحم تبریزی