خزانهدارِ خزان
Статистикаتئومسیوسِ خسته از نبرد. @Teumailbot - پذیرای بازخورد و گفتوگو @teureads - بریدهکتاب
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 11
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 46
- 1/48двое суток
- 52
- 1/72трое суток
- 56
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تقریبا همهی آدم بزرگا پر از حسرت خداحافظیهایی هستن که آرزو میکنن کاش میتونستن برگردن و بهتر اداش کنن. و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر میشود
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
فکر کنم علاقهی جنونآمیز من نسبتبه عکسکتابها و چیزهای کتابی بر همهکس آشکار شده.
دیدن کتاب و کتابخونه بقیه و اینکه ببینی چیا خوندن خیلی کار جالبانگیزیه، میتونم ساعتها عکس رو زوم کنم تا همشون رو ببینم.
видео или голосовое, без подписи
تئومسیوس روباه غولپیکر یونانیای بود که به عنوان عذاب فرستاده شد. عذابی از سوی ایزدان برای ویران کردن حومهی شهر تبس. او مجازات چه جرمی بود؟ آیا این اهمیت دارد؟ این داستان تئومسیوس و همراه اوست، نه خطا و جرم مردم گناهکار. تئومسیوس روباهی بود که هیچگاه شکار…
چرا تئومسیوس؟ https://t.me/autumnkeeper
من از اون آدمهاییام که با فورواردهای خصوصی احساس ناامنی نمیکنم؛ فقط از کنجکاوی ممکنه تکهتکه بشم.
چرا کسی «آمبر براون» رو نخونده؟
دلم برای تابستونهای جودی دمدمی و رولد دال و کلکسیون کلاسیک نشر افق تنگ شده. برای وقتی که تابستون واقعا فصل متفاوتی بود و همهچیز رنگ و بوی دیگهای داشت.
https://t.me/autumnkeeper
https://t.me/autumnkeeper
دلم برای تابستونهای جودی دمدمی و رولد دال و کلکسیون کلاسیک نشر افق تنگ شده. برای وقتی که تابستون واقعا فصل متفاوتی بود و همهچیز رنگ و بوی دیگهای داشت.
🦉این پیام رو فور کنید چنلتون تا یه نوشتهی اینمدلی بر اساس وایبتون بفرستم. لطفا چنلتون محتوا داشته باشه و اسپم نباشه. برای چالش هم جوین نشید، محتوا رو چک کنید🙏 Credit: @afratree
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
«آدم گاهی از یک سرزمین مهاجرت میکند، گاهی از یک فرهنگ، گاهی از یک رشتهٔ تحصیلی، و البته گاهی از یک آدم. «مهاجرت از آدمها» شاید سختترین نوعِ مهاجرت باشد: باید از یک گوشهٔ قلبِ خودت به گوشهای دیگر از قلبت مهاجرت کنی؛ به آن گوشهٔ کوچکِ خلوتی پناه ببری که…
«آدم گاهی از یک سرزمین مهاجرت میکند، گاهی از یک فرهنگ، گاهی از یک رشتهٔ تحصیلی، و البته گاهی از یک آدم. «مهاجرت از آدمها» شاید سختترین نوعِ مهاجرت باشد: باید از یک گوشهٔ قلبِ خودت به گوشهای دیگر از قلبت مهاجرت کنی؛ به آن گوشهٔ کوچکِ خلوتی پناه ببری که کسی آنجا نیست: پناه به خویشتن از دستِ خویشتن.»
چقدر این که امروز صحبت، نوشته و شعری برای انتشار ندارم، احساسِ خودمنبودن میده. لطفا یه موضوعی سر راه ذهنم قرار بگیره. (الان یه بحران اخلاقی-انسانی از آسمون پرت میشه روی سرم و حرفم رو پس میگیرم.)