آوای دوست
Статистикаمرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست 🌱حافظ
- Последний пост
- 9 июн.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دوستان و همراهان عزیز کتاب یگانگی با کل زندگی به پایان رسید . تا شروع کتاب جدید و مطالبی دیگر مدت زمانی صبر میکنیم . در این مدت از شنیدن مطالب و نوشته ی شما ، برداشتها و نقطه نظرات گرانقدرتان صمیمانه استقبال میکنیم 🙏🌹
ادامه ... چگونه در این لحظه در آرامش باشید؟ با آرام گرفتن در لحظه حال. لحظه حال، میدان یا زمین بازی زندگی است. این رخداد نمیتواند هیچ جای دیگری شکل بگیرد. همین که شما با لحظه حال آشتی کردید و در آن آرام گرفتید، ببینید چه رخ می دهد و شما چه کاری را می توانید یا انتخاب می کنید انجام دهید یا بهتر بگویم زندگی چه کاری را از طریق شما انجام می دهد. سه واژه، راز هنر زندگی کردن راز همه موفقیت ها و شادمانی ها را بیان میکنند: یگانگی با زندگی. یگانگی با زندگی به معنای یگانگی با حال است. آن گاه متوجه می شوید که شما زندگی را اداره نمیکنید، بلکه زندگی است که شما را به جنبش میآورد زندگی رقصنده است و شما، رقص هستید. خدا، یگانه زندگی و فراتر از بی شمار شکل های زندگی است. عشق نوعی دوگانگی را القا می کند: عاشق و معشوق یا سوژه و ابژه. پس عشق، تشخیص یگانگی در جهان دوگانه است. به این ترتیب، خدا وارد جهان شکل ها می شود. عشق جهان را کمتر دنیای می کند از تراکم آن میکاهد و آن را با بعد ملکوتی و نور آگاهی شفاف تر می سازد. اکهارت تله یگانکی با کل زندگی ص 126 و 127 پایان کتاب «یگانکی با کل زندگی» از اکهارت تله 🆔 @avaydosti 🆑 آوای دوست
عشق نیرویی نیست که به دنبال آن باشی، بلکه حقیقتی است که درونت همیشه حضور دارد. هر گاه از ترس، قضاوت و انتظار رها شوی، عشق بدون تلاش از درونت جاری میشود. عشق، تجلی آگاهی است که خود را در هر انسان و هر لحظه باز می شناسد. 🌿 Thich Nhat Hanh 📜 Teachings on Love
ادامه ... از خودتان بپرسید که «آیا من، نه فقط به آن چه در این لحظه رخ می دهد، بلکه از حال به عنوان فضای مجازی درونی زنده و بی زمان که همه چیز در آن رخ می دهد، آگاه هستم؟» اگر آرامش، به راستی خواسته شما است. پس از آرامش را بر می گزینید. اگر آرامش برای شما از همه مهم تر بود و خودتان را به راستی به عنوان «روح» می شناختید نه یک «من حقیر»، در برابر چالش های اشخاص و شرایط، بدون واکنش و به شدت هشیار باقی می ماندید. شما شرایط را بی درنگ می پذیرفتید و به این ترتیب با آن ها یکی می شدید؛ نه این که خودتان را از شرایط جدا کنید. آن گاه پاسخی از درون هشیاری تان پدید می آمد؛ آن کسی که شما هستید (آگاهی)_ کسی که فکر می کنید هستید (من حقیر)_ پاسخ می داد. پاسخی که نیرومند و مؤثر هست و هیچ شخص یا شرایطی را به دشمن تبدیل نمی کند. یگانگی با وضعیت موجود یا لحظه حال به این معنا نیست که دیگر اقدام به تغییر نمی کنید و از عملکرد ناتوان می شوید، بلکه به این معنا است که انگیزه حرکت و اقدام شما از لایه ای ژرف تر می آید، نه از احساس کمبود یا ترس خود محورانه همسویی با لحظه حال آگاهی شما را گسترده شکل همسو میکند. لحظه حال بخشی در هم تنیده با کل است. آن گاه کل یا زندگی یکپارچه، از طریق شما عمل می کند. زندگی همان تجربه ای را به شما می دهد که سودمند ترین تجربه برای تکامل آگاهی تان است. از کجا بدانید که این تجربه مورد نیاز شما است؟ از آن جا که تجربه ای است که شما در این لحظه دارید. ادامه دارد ... اکهارت تله یگانکی با کل زندگی ص 124 و 125 و 126 🆔 @avaydosti 🆑 آوای دوست
ذهن ابزاری فوقالعاده است، اما وقتی تو در خدمت آن قرار می گیری، رنج آغاز می شود. ذهن باید خادم آگاهی باشد نه ارباب آن. هر گاه سکوت را میان افکارت احساس کنی، در می یابی که تو فراتر از ذهن هستی — همان ناظر خاموشی که ازلی است. 🌿 Eckhart Tolle 📜 A New Earth
ادامه ... وقتی شما در درون تسلیم می شوید، وقتی دست از مقاومت می کشید، یک بعد جدید آگاه گفته میشود. چنان که اقدامی ممکن یا ضروری باشد. اقدام شما با کل همسو است و هوشمندی خلاق و گاهی بی قید و شرط، از آن پشتیبانی می کند. آن گاه شرایط و آدم ها با شما همکاری می کنند و هم زمانی ها رخ می دهند. اگر اقدامی ممکن نباشد، شما در آرامش و سکون قرار میگیرید که تسلیم همراه است. شما، در خدا آرام می گیرید. آن گاه که من، آن کسی هستم که با شکل موقتی «من» اشتباه نمی گیرم، بعد نا محدود و جاودان یعنی خدا می تواند از طریق «من» خود را ابراز نماید و «من» را راهنمایی کند. هم چنین من را از وابستگی به شکل، رها سازد با این وجود فقط یک شناخت صرف فکری یا باوری مبتنی بر «این که، من این شکل نیستم.» سودی ندارد. پرسش بسیار مهم، این است :«که آیا می توانند در این لحظه، حضور فضای درونی را حفظ کنم» یا به سخن دیگر «آیا می توانم حضور مردم یا در واقع، حضور «من هستم» را حس کنم؟» ادامه دارد ... اکهارت تله یگانگی با کل زندگی ص 123 و 124 🆔 @avaydosti 🆑 آوای دوست
صبر یعنی پذیرش روند طبیعی هستی. هر چیزی در زمان خودش شکوفا میشود. وقتی در برابر زندگی عجله نمی کنی و با جریان آن هماهنگ می شوی، در می یابی که حتی تأخیرها نیز بخشهایی از نظم کامل آفرینش اند. 🌿 Sadhguru 📜 Inner Engineering
ادامه ... قلمه به چیزی نیاز ندارد، زیرا با کل گیاه یکی است و کل از طریق قلمه عمل میکند. حضرت(ع) می گوید :«به بوته های سوسن بنگرید که چگونه بدون هیچ پیچ و تاب و جان کندنی، رشد می کنند. یا حضرت سلیمان (ع) با آن همه شکوه و جلال آراسته نبود.» میتوانیم بگوییم که کل زندگی تمایل دارد قلمه یک درخت شود. اما قلمه، خود را از زندگی جدا نمی داند و در نتیجه چیزی برای خودش نمیخواهد قلمی با میل زندگی همسو است. به همین دلیل است که نگران نیست و فشاری ندارد و اگر قرار باشد زود هنگام از بین برود با آسودگی از میان میرود. قلمه، به مرگ به همان اندازه زندگی تسلیم است. قلمه، به هر حال حس می کند در بودن ریشه دارد، در یگانه زندگی جاودان و بی شکل. شما در برابر هر فاجعه مقاومت می کنید یا تسلیم می شوید. برخی اشخاص بد اخلاق را به شدت آزرده می شوند؛ برخی دیگر پر مهر خردمند و مهربان. مقاومت، نوع انقباض درونی است، نوعی سخت شدن پوسته منیت. شما خودتان را می بندید. تصمیم به معنای پذیرش درونی وضعیت موجود است. شما به روی زندگی گشوده هستید. ادامه دارد ... اکهارت تله یگانگی با کل زندگی ص 122 و 123 🆔 @avaydosti 🆑 آوای دوست
عشق به خود، خودپرستی نیست؛ احترام به حضور الهی در درون توست. وقتی خود را همان گونه که هستی می پذیری، دروازه عشق جهانی گشوده می شود. کسی که خود را می بخشد، به طور طبیعی همه جهان را در آغوش می گیرد. 🌿 Debbie Ford 📜 The Secret of the Shadow
ادامه ... توجه به خوبی هایی که هم اکنون در زندگی شما وجود دارند و احساس سپاس گزاری در مورد آن ها احساس فراوانی است. سر چشمه وفور و فراوانی، بیرون از شما نیست، بلکه بخشی از آن کسی است که شما هستید. با این وجود این خود از توجه به فراوانی بیرونی و شکر گزاری در مورد آن ها آغاز کنید. بنای زندگی پیرامونتان را ببینید گرمای خورشید روی پوستتان نمایش گل های خیره کننده در گل فروشی، گاز زدن به میوه آب دار، یا خیس شدن زیر بارانی که به فراوانی از آسمان می ریزد. غنای زندگی لحظه لحظه با شما است. اعتراف به این فراوانی و سپاس گزاری برای این به فور، در پیرامون تان فراوانی خفته در درون شما بیدار می کند. آن گاه بگذارید جاری شود. وقتی به بیگانه ای لبخند می زنید جریانی کوچک از انرژی شما به بیرون جاری می شود. شما، دهنده میشوید به طور مداوم از خودتان بپرسید :«در این وضعیت چی می توانم بدهم؟ چگونه می توانیم به پیشرفت یا در این وضعیت، خدمت کنم؟» شما نیازی ندارید که مالک چیزی باشید تا احساس فراوانی کنید. البته اگر چه وقتی مدام احساس فراوانی می کنید؛ به احتمال نزدیک به یقین فراوانی به سویتان روان خواهد شد فراوانی فقط سراغ کسانی می آید که هم اکنون احساس فراوانی می کنند. ادامه دارد ... اکهارت تله یگانگی با کل زندگی ص 121 و 122 🆔 @avaydosti 🆑 آوای دوست
سکوت درونی خالی از صدا نیست؛ پر از آگاهی است. در این سکوت، ذهن آرام میگیرد و روح شروع به سخن گفتن می کند. هر گاه بتوانی در میان آشوب زندگی، به سکوت درونت باز گردی، در حقیقت به خانه خود رسیدهای. 🌿 Osho 📜 The Silent Mind
ادامه ... چگونه «من» می تواند از زندگی و بودن جدا باشند؟ چنین تفکری، به هیچ روی ممکن نیست. پس عبارت های «زندگی من» و «من، زندگی ای ندارم.» بی معنی هستند. من و زندگی یکی هستیم. امکان دیگری وجود ندارد. پس چگونه ممکن است من، زندگی ام را از دست بدهم؟ چگونه می توانم چیزی را که از ابتدا نداشته ام، از دست بدهم؟ چگونه می توانم آن چه را هستم، از دست بدهم؟ ناممکن است. حقیقت، از آن کسی که هستی، جدا شدنی نیست. بله، شما حقیقت هستید. بودنی که شما هستید، حقیقت است. حضرت عیسی (ع) با گفتن « من راه، حقیقت و زندگی هستم» می خواست همین منظور را برساند. این واژگان، از نیرومند ترین و مستقیم ترین نشانه ها به سوی حقیقت هستند؛ به شرط آن که به درستی درک شوند. حضرت عیسی (ع) در واقع، به درونی ترین «من هستم» یا هویت ذاتی هر انسان و هر گونه حیاتی اشاره می کند. او به زندگی ای که شما هستید، اشاره دارد. برخی از عارفان مسیحی، آن را مسیح درون نام نهاده آمد. بودایی ها، آن را سرشت بودایی می خوانند و از نظر هندو ها، آتمن یا خدای مستقر در درون است. وقتی با آن بعد درون خود در تماس هستید_ و این تماس، موفقیتی معجزه آسا نیست، بلکه حالت طبیعی شما است_ همه رفتار ها و روابطتان، بازتاب این یگانگی با کل زندگی است که آن را در عمق خودتان حس می کنید. ادامه دارد ... اکهارت تله یگانگی با کل زندگی ص 120 و 121 🆔 @avaydosti 🆑 آوای دوست
شکرگزاری یعنی دیدن نعمت ها حتی در دل ناملایمات. وقتی قدردان هر تجربهای می شوی، ارتعاش وجودت بالا میرود و زندگی ات در هماهنگی با لطف هستی جریان می یابد. سپاسگزاری زبان روح است؛ وقتی با آن سخن میگویی، هستی پاسخ میدهد. 🌿 Wayne Dyer 📜 The Power of Intention
بخش دهم یگانگی با کل زندگی زیـر شكل ظاهری، همه پدیده ها نـه فقط بـه همه پدیده های دیگر وصل اند، بـلکـه بـه سرچشـمـه همه زندگی کـه همه چیـز از آن جاری می شـود نـيـز متصل انـد. حتی یک سنگ و بی تردید، یک گل یا پرنده هـم مـی تـواند راه بازگشت به خدا، سرچشمه یا خودتان را به شـمـا نشـان دهـد. وقتـی شـمـا بـه آن نگاه می کنیـد یـا آن را در دست می گیرید و بدون تحميـل یـک واژه یا برچسبی ذهنی اجـازه می دهید همـان گـونه که هست، باشـد، نوعی احساس ابهت، شگفتی و احترام، در شما به جوشش درمی آید. ذات آن گل، سنگ یا هر چیز دیگری، خودش را در سکوت بـیـان می کنـد و ذات شما را بـه خودتان بازمی تاباند. چرا منیت نقش بازی می کند؟ منیت، به دلیل یکی از فرض های بررسی نشده و خطاهای اساسی، یک فکر ناآگاه نقش بازی میکند: این فکر که «من کافی نیستم.» آن گاه افکار بررسی نشده دیگر در پی میآیند: نیاز دارم نقشی بازی می کنند تا بتوانم آن جا را به طور کامل خودم بودن لازم دارم، به دست آوردم نیاز دارد بیشتر به دست میآورم تا بتوانم بیش تر باشم. در حالی که شما نمی توانید بیش تر از آن کسی که هستید باشید، زیرا زیر شکل فیزیکی و روانی تا شما با زندگی یکی هستید؛ شما بودن هستید. شما در حال شکل، همواره از پایین تر از بعضی بالا تر هستید و خواهید بود. اما در ذات، نه پایین تر از کسی هستید، نه بالاتر. عزت نفس حقیقی و فروتنی حقیقی، از این شناخت بر می خیزند. از چشم منیت، عزت نفس و فروتنی متضاد هستند، در حالی که در حقیقت یکی هستند. ادامه دارد ... اکهارت تله یگانکی با کل زندگی ص 119 و 120 🆔 @avaydosti 🆑 آوای دوست
وقتی خود را از دوگانگی ذهن رها می سازی و در آغوش جریان هستی آرام می گیری، در می یابی که هیچ چیز علیه تو نیست. جهان با تو هم نواست، اگر با آن نجنگی. هماهنگی با هستی یعنی رقصیدن با ریتم زندگی، بی آنکه بخواهی موسیقی را تغییر دهی. 🌿 J. Krishnamurti 📜 The Book of Life
ادامه ... آنچه من، آن را «بدن درونی» می خوانم، در واقع دیگر بدن نیست، بلکه انرژی زندگی و پلی میان شکل و بی شکلی است. این عادت را که بتوانید بدن درونی تان را حس کنید، در خود پرورش دهید. پس از مدتی، دیگر نیاز ندارید چشمانتان را ببندید تا بتوانید این بخش بدنتان را حس کنید. برای نمونه، ببینید آیا می توانید هنگام گوش دادن به سخنان کسی، بدن درونی خود را حس کنید؟ شاید متناقض به نظر برسد، اما وقتی شما با بدن درونی در تماس هستید، خود را بدن یا ذهنتان نمی انگارید. به سخنی دیگر، خودتان را با شکل یکی نمی دانید و از شکل به سوی بی شکلی که نام گ دیگر آن، بودن است، می روید. بودن، هویت ذاتی شما است. هشیاری نسبت به بدن، نه فقط شما را در لحظه حال مستقر می کند، بلکه دری به سوی رهایی از زندان منیت است. این هشیاری، ساز و کار دفاعی بدن را نیز تقویت می کند و توان خود درمانی بدن را بالا می برد. تا آن جا که ممکن است، در زندگی عادی تان با استفاده از هشیاری نسبت به بدن درونی، فضا ایجاد کنید. وقتی منتظر کسی هستید یا به سخنان کسی گوش می دهید، هنگامی که لحظه ای درنگ می کنید تا به آسمان، درخت، گل، شریک زندگی تان یا کودکی بنگرید، هم زمان سر زندگی درون را نیز حس کنید. این کار، به معنای آن است که بخشی از توجه با آگاهی شما، بی شکل باقی می ماند و باقی مانده توجه یا آگاهیتان، برای جهان بیرون یا شکل صرف می شود. هر گاه شما، این گونه «سر نشین» بدن خود می شوید، بدنتان لنگری می شود که شما را در حال حاضر نگه می دارد و اجازه نمی دهد شما در افکار، عواطف یا وضعیت های بیرونی غرق شوید. وقتی شما عمیق تر به درون بدن فیزیکی خودتان که شکل است،. می روید، در می یابید که بدن فیزیکی در اصل، بی شکل است. همان بدن، دری به سوی فضای درونی می شود. اگر چه فضای درونی هیچ شکلی ندارد، اما به شدت زنده است. این «فضای خالی»، کمال زندگی است؛ سرچشمه نا آشکار که همه تجلیات از آن جاری می شوند. واژه مرسوم برای این سرچشمه، خدا است. اکهارت تله یگانگی با کل زندگی ص 115 و 116 🆔 @avaydosti 🆑 آوای دوست
تنهایی، غم نیست؛ فرصتی است برای بیدار شدن از خوابِ وابستگی. در عمق سکوت تنهایی، در می یابی که تو هیچ گاه جدا نبودهای. ذهن از خلأ میترسد، اما روح در آن می رقصد. وقتی دیگر از تنهایی نمیگریزی، حضور خود را می یابی — همان حضوری که آرام و بیزمان است. در این شناخت، تنهایی به عبادتی خاموش تبدیل می شود؛ گفتوگویی بیکلام میان تو و هستی. 🌿 Osho 📜 The Discipline of Transcendence
ادامه ... بدن درونی شما، جامد و به هم فشرده نیست، بلکه گسترده و دارای فضا است. بدن درونی تان، شکل فیزیکی شما نیست، بلکه زندگی ایست که شکل فیزیکی را به حرکت درمی آورد. بدن درونی شما، هوشمندی ای است که بدن را آفریده، حفظ می کند و همزمان، صدها کارکرد گوناگون را با چنان پیچیدگی خارق العاده ای تنظیم می کند که ذهن بشر، فقط می تواند جزیی ناچیز از آن را دریابد. وقتی شما به بدن درونی هشیار می شوید، در واقع هوشمندی، در حال هشیار شدن نسبت به خود است. این، همان «زندگی» ناپایدار و گذرا است که هیچ دانشمندی نتوانسته به آن دست یابد، زیرا خودش، همان آگاهی است که آن را می جوید. چنان که با هشیاری «بدن درونی» آشنا نیستید، چشمان خود را برای لحظه ای ببندید و ببینید آیا زندگی، در دستان شما جریان دارد یا نه؟ این سؤال را از ذهن خود نپرسید، چرا که پاسخ می دهد نمی توانم چیزی حس کنم.» احتمالا همچنین می گوید: «موضوع جالب تری برای تفکر به من بده.» پس به جای این که از ذهنتان بپرسید، یکراست سراغ دستتان بروید. منظورم این است که نسبت به حس ظریف زنده بودن که درون دست هایتان جاری ست، هشیار شوید. این حس، وجود دارد. فقط کافی است با توجه خود، آن را لمس کنید تا تشخیص دهید. شاید ابتدا، یک حس ضعيف سوزن سوزن شدن را دریافت کنید و سپس انرژی یا زنده بودن را حس کنید. اگر مدتی توجه خود را بر دست هایتان متمرکز نگه دارید، این حس زنده بودن، شدیدتر می شود. برخی آدم ها حتی لازم نیست چشمان خود را ببندند تا حس زنده بودن را حس کنند. آن ها می توانند هم زمان با خواندن این جملات، «دست درونی» خودشان را حس کنند. اکنون، سراغ پاهایتان بروید و توجه خود را برای یکی - دو دقیقه، به پاها بدهید و دسته پاهایتان را هم زمان حس کنید. سپس اعضای دیگر بدن، مانند ساق و ران پا، شکم، سینه و اندام های دیگر را هم در نظر بگیرید و آن ها را احساس کنید تا آن که نسبت به بدن درونی خود، به عنوان یک حس یکپارچه زنده بودن که در سراسر بدنتان پخش است، هشیار شوید. ادامه دارد ... اکهارت تله یگانکی با کل زندگی ص 114 و 115 🆔 @avaydosti 🆑 آوای دوست
صلح زمانی می آید که دیگر نمی خواهی چیزی را تغییر دهی تا آرام شوی. تو در میانه آشوب هم میتوانی آرام باشی، زیرا صلح بیرونی نیست؛ حالتی درون آگاهی توست. وقتی با زندگی همسو میشوی، صلح دیگر هدف نیست — خودش از درون میجوشد. صلح یعنی اعتماد به لحظهای که در آنی، حتی اگر ذهن بگوید “نباید اینگونه باشد”. 🌿 Thich Nhat Hanh 📜 Peace Is Every Breath
ادامه ... اگر چه بدن انگاشتن خود، یکی از بنیادی ترین شکل های منیت است، خوشبختانه می توان به سادگی، به ورای آن رفت. نمی توانید خودتان را متقاعد کنید که شما، این بدن نیستید و به این ترتیب، به ورای آن بروید، بلکه لازم است توجه خود را از شکل بیرونی بدن و افکارتان درباره بدن خودتان - برای نمونه، زیبا، زشت، نیرومند، ناتوان، خیلی چاق یا خیلی لاغر - پس بکشید و بر احساس سر زندگی درون بدن متمرکز شوید. ظاهر بدن شما به هر شکلی که باشد، یک میدان انرژی به شدت زنده، در فراسوی شکل بیرونی آن وجود دارد. دو_ سه نفس آگاهانه بکشید. اکنون ببینید آیا می توانید نوعی حس ظریف سر زندگی را تشخیص دهید که همه بدن درونی شما فرا گرفته است؟ به سخن دیگر، آیا می توانید بدنتان را از درون حس کنید؟ بخش های مشخصی از بدن خود را حس کنید. دست ها، بازو ها، کف پا و سپس ساق پاها و ران های خود را حس کنید. می توانید شکم، سینه، گردن و سرتان را حس کنید؟ لب هایتان را چه طور؟ آیا زندگی در آن ها جریان دارد؟ سپس دوباره به بدن درونی خود، به عنوان یک کل یکپارچه توجه کنید. شاید بد نباشد در ابتدای تمرین، چشمانتان را ببندید و پس از آن که توانستید بدن خود را حس کنید، چشمانتان را بگشایید، به پیرامون خود بنگرید و هم زمان، به حس کردن بدنتان ادامه دهید. شاید متوجه شوید که دیگر نیازی به بستن چشمانتان ندارید و در واقع، می توانید همزمان با خواندن این جمله، بدن درونی خودتان را نیز حس کنید. ادامه دارد ... اکهارت تله یگانگی با کل زندگی ص 112 و 113 🆔 @avaydosti 🆑 آوای دوست