آوینپرس
Статистикаآوینپرس (ئاوینپرێس) پنجرهای است بهسوی آنچه در بسترهای زیرین جامعه در جریان است؛ ما سعی میکنیم تحلیل درستی از فرایندها و رویدادهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به مخاطبان و همراهان خود بدهیم. www.avinpress.ir شفیع بهرامیان ارتباط با ادمین: @prman
- Последний пост
- 1 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 528
- 1/48двое суток
- 605
- 1/72трое суток
- 652
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔺نام مادر؛ حقیقتی که نباید پنهان بماند ✍دکتر شفیع بهرامیان ▫️چه تناقض تلخی است؛ مادری که از نخستین لحظه آفرینش فرزند، جسم و جان خود را وقف او میکند، ماهها رنج بارداری را به دوش میکشد، از شیر جانش او را تغذیه میکند، شبهای بیشمار را بیخوابی میکشد و سالها با عشق و ایثار فرزندش را پرورش میدهد، اما هنوز در برخی جوامع، حتی بردن نام او بر سنگ مزار یا در اعلامیه ترحیم، با مقاومت و تعصبهای بیپایه روبهرو است. ▫️قرآن کریم با صراحت از رنجهای مادر یاد میکند: «وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ ۖ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَىٰ وَهْنٍ»؛ «انسان را به نیکی کردن به پدر و مادر سفارش کردیم؛ مادرش او را با رنجی بر رنج دیگر حمل کرد.» (سوره لقمان، آیه ۱۴). همچنین خداوند میفرماید: «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا»؛ «مادرش او را با سختی حمل کرد و با سختی به دنیا آورد.» (سوره احقاف، آیه ۱۵). پیامبر اکرم ﷺ نیز جایگاه مادر را چنین ترسیم کردهاند: «الجنة تحت أقدام الأمهات»؛ «بهشت زیر پای مادران است.» و در حدیثی مشهور، هنگامی که از ایشان پرسیده شد چه کسی بیش از همه شایسته نیکی است، سه بار فرمودند: «مادرت» و سپس فرمودند: «پدرت.» ▫️با وجود چنین جایگاهی، چگونه میتوان نام مادر را از آخرین سند هویت یک انسان حذف کرد؟ مگر نه اینکه در آیین تلقین، متوفی را با نام مادر خطاب میکنند؟ اگر ذکر نام مادر در آموزههای دینی جایگاهی روشن دارد، این هراس از ثبت نام او در اعلامیه ترحیم یا سنگ مزار از کجا آمده است؟ این رفتار نه پشتوانهای در قرآن دارد، نه در سنت پیامبر، نه در قانون و نه حتی در منطق و اخلاق. پنهان کردن نام مادر، بیش از آنکه نشانه غیرت باشد، نادیده گرفتن کرامت زنی است که بزرگترین سهم را در آفرینش و پرورش انسان داشته است. زمان آن رسیده که این سنت نادرست کنار گذاشته شود و نام مادر، با همان عزت و احترامی که دین برای او قائل شده است، آشکارا و با افتخار بر زبانها و بر سنگ مزارها نقش ببندد. @avinpress
. چه کسی مسئول و متولی نجات جاذبههای گردشگری ماست؟ سهم مردم،جماعات محلی، عشایر و دامپروران، مسئولان زیست محیطی و گردشگری و منابع طبیعی، نمایندگان مجلس، دهیاران و فرمانداریها و بخشداریها،رسانهها و بلاگرها و کوهنوردان و تورهای گردشگری چه میزان است؟ گردشگری مسئولانه یا سواد گردشگری در کجای ضرورتهای آموزشی ما قرار دارد؟ کمی اندیشه کنیم و براساس مسئولیتها و سهم خویش اقدام کنیم. @avinpress
🔺دالانپر؛ میراثی در معرض نابودی! ✍ شفیع بهرامیان ▫️ارتفاعات بزسینا، دالانپر و دریاچه زیبای مامشیخ در منطقه سیلوانای ارومیه، از ارزشمندترین زیستبومهای کوهستانی ایران به شمار میروند. این منطقه با مراتع غنی، یخچالهای طبیعی، تنوع گیاهی و چشماندازهای…
🔺دالانپر؛ میراثی در معرض نابودی! ✍ شفیع بهرامیان ▫️ارتفاعات بزسینا، دالانپر و دریاچه زیبای مامشیخ در منطقه سیلوانای ارومیه، از ارزشمندترین زیستبومهای کوهستانی ایران به شمار میروند. این منطقه با مراتع غنی، یخچالهای طبیعی، تنوع گیاهی و چشماندازهای کمنظیر، سرمایهای ملی و میراثی برای نسلهای آینده است. با این حال، در سالهای اخیر افزایش بیضابطه حضور گردشگران، رهاسازی زباله، روشن کردن آتش، ورود خودروهای آفرود به مراتع و حریم دریاچه، تخریب پوشش گیاهی و آسیب به منابع آب، زنگ خطر نابودی تدریجی این طبیعت بکر را به صدا درآورده است. ▫️راهحل این مشکل، البته محروم کردن دامداران بومی از مراتع نیست؛ زیرا آنان مطابق قوانین و پروانههای قانونی، بهرهبرداران سنتی این سرزمین هستند و قرنها در حفظ این اکوسیستم نقش داشتهاند. مسئله اصلی، نبود مدیریت گردشگری و ضعف نظارت بر ورود افراد و وسایل نقلیه به مناطق حساس است. ▫️قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع، قانون حفاظت و بهسازی محیطزیست و همچنین مقررات مربوط به مناطق حفاظتشده و قرق، ظرفیتهای قانونی مناسبی برای مدیریت این وضعیت فراهم کردهاند. اداراتکل منابع طبیعی و حفاظت محیطزیست میتوانند با همکاری فرمانداری، دهیاریها و جوامع محلی، بخشهای حساس این ارتفاعات را بهعنوان «منطقه قرق مدیریتی» یا «منطقه حفاظتشده» ساماندهی کنند؛ به گونهای که چرای مجاز دام ادامه یابد، اما ورود خودروهای آفرود، کمپهای بیضابطه و گردشگری خارج از مسیرهای تعیینشده و رفتار غیر عرفی بازدیدکنندگان ممنوع و مشمول جریمه شود. ▫️ایجاد ورودیهای کنترلشده، تعیین مسیرهای مشخص برای کوهنوردان، دریافت عوارض اندک برای خدمات حفاظتی، استقرار محیطبانان و نیروهای منابع طبیعی، آموزش گردشگران، نصب تابلوهای هشدار و سپردن بخشی از مدیریت منطقه به تشکلهای محلی و جوامع روستایی همراه آموزشهای مربوطه، راهکارهایی عملی و کمهزینه هستند که در بسیاری از مناطق طبیعی کشور نیز تجربه شدهاند. ▫️دالانپر و بزسینا البته به ممنوعیت مطلق نیاز ندارند؛ آنچه این طبیعت کمنظیر را نجات میدهد، اجرای قانون، مدیریت علمی، مشارکت مردم محلی و برخورد قاطع با تخریبکنندگان است. اگر امروز برای حفاظت از این میراث ارزشمند تصمیمی جدی گرفته نشود، فردا چیزی جز خاطرهای از زیباییهای آلپ ایران برای نسلهای آینده باقی نخواهد ماند. @avinpress
🔺دالانپر؛ میراثی در معرض نابودی! ✍ شفیع بهرامیان ▫️ارتفاعات بزسینا، دالانپر و دریاچه زیبای مامشیخ در منطقه سیلوانای ارومیه، از ارزشمندترین زیستبومهای کوهستانی ایران به شمار میروند. این منطقه با مراتع غنی، یخچالهای طبیعی، تنوع گیاهی و چشماندازهای کمنظیر، سرمایهای ملی و میراثی برای نسلهای آینده است. با این حال، در سالهای اخیر افزایش بیضابطه حضور گردشگران، رهاسازی زباله، روشن کردن آتش، ورود خودروهای آفرود به مراتع و حریم دریاچه، تخریب پوشش گیاهی و آسیب به منابع آب، زنگ خطر نابودی تدریجی این طبیعت بکر را به صدا درآورده است. ▫️راهحل این مشکل، البته محروم کردن دامداران بومی از مراتع نیست؛ زیرا آنان مطابق قوانین و پروانههای قانونی، بهرهبرداران سنتی این سرزمین هستند و قرنها در حفظ این اکوسیستم نقش داشتهاند. مسئله اصلی، نبود مدیریت گردشگری و ضعف نظارت بر ورود افراد و وسایل نقلیه به مناطق حساس است. ▫️ادامه مطلب در این لینک @avinpress
🔺سرمایه در اشنویه؛ از دلالی تا تولید ✍شفیع بهرامیان ▫️شهرستان اشنویه با جمعیتی حدود ۹۰ هزار نفر، سالانه بیش از ۵۰۰ هزار تن انواع محصولات کشاورزی و باغی از جمله سیب، گیلاس، انگور، جو و دیگر محصولات تولید میکند. اگر میانگین ارزش هر کیلو از این محصولات را حدود ۱۰۰ هزار تومان در نظر بگیریم، گردش مالی بخش کشاورزی این شهرستان به حدود ۵۰ همت در سال میرسد؛ رقمی که با احتساب مشاغل وابسته، خدمات و فعالیتهای جانبی میتواند بسیار بیشتر باشد. با احتساب ارزش افزوده دامپروری و ملک و خودرو میتوان گفت سالانه حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان یا ۶۰ همت، گردش مالی در اشنویه ایجاد میشود. ▫️با وجود این ظرفیت بزرگ اقتصادی، سهم سرمایهگذاریهای مولد و اشتغالزا در اشنویه همچنان پایین است و بخش قابل توجهی از سرمایههای مردم به بازار زمین، مسکن، خودرو و برخی فعالیتهای خدماتی هدایت میشود. در سالهای اخیر گرایش قابل توجهی نیز به احداث واحدهای سردخانهای شکل گرفته است؛ در حالی که ظرفیت این بخش تا حد زیادی به مرز اشباع رسیده و ادامه این روند بدون توسعه صنایع پاییندستی و بازار مصرف، نمیتواند تحول اقتصادی پایداری ایجاد کند. ▫️در مقابل، اشنویه ظرفیت گستردهای برای ایجاد صنایع تبدیلی و تولیدی دارد؛ از کارخانههای فرآوری و بستهبندی میوه، تولید آبمیوه و کنسانتره، خشکبار و صنایع غذایی گرفته تا دامپروری صنعتی، صنایع وابسته به کشاورزی، گردشگری طبیعی و تجارت مرزی. چنین سرمایهگذاریهایی علاوه بر ایجاد ارزش افزوده بیشتر، میتواند اشتغال مستقیم و پایدار برای جوانان شهرستان ایجاد کند و از مهاجرت نیروی انسانی جلوگیری نماید. ▫️اگر تنها ۶۰ همت سرمایه موجود در اشنویه به سمت فعالیتهای مولد و اشتغالزا هدایت شود و هزینه ایجاد هر شغل پایدار را بهطور میانگین ۸ میلیارد تومان در نظر بگیریم، امکان ایجاد حدود ۷۵۰۰ شغل مستقیم پایدار در این شهرستان وجود خواهد داشت؛ ظرفیتی که میتواند بخش بزرگی از مشکل بیکاری جوانان را حل کرده و اقتصاد منطقه را متحول کند. در مقابل، ادامه تمرکز سرمایهها بر خرید و فروش زمین، خودرو و توسعه بیش از اندازه مشاغل خدماتی اشباعشده مانند سردخانهها، اگرچه سود کوتاهمدت دارد، اما اشتغال گسترده و پایدار ایجاد نمیکند. آینده اقتصادی اشنویه زمانی تضمین میشود که سرمایههای محلی به سمت تولید، صنایع تبدیلی، دامپروری، گردشگری و ایجاد ارزش افزوده واقعی هدایت شوند. ▫️ادامه تمرکز سرمایهها بر بازارهای غیرمولد و خدمات اشباعشده، ضمن افزایش قیمت زمین، مسکن و اجاره بها، سبب کاهش پویایی اقتصادی و محدود شدن فرصتهای شغلی خواهد شد. در کنار هدایت سرمایهها به سمت تولید، توسعه متوازن شهر و افزایش پهنه شهری در طرح تفصیلی، بهویژه از سمت شرق و شمال شهر، میتواند تا حدی تعادل بازار زمین و مسکن را نیز حفظ کرده و عرضه از تقاضای زمین پیشی گیرد. ▫️واقعیت این است که توسعه اقتصادی اشنویه بیش از آنکه به طرحهای دولتی وابسته باشد، به نوع نگاه و انتخاب مردم بستگی دارد. آینده این شهرستان باغی، کشاورزی، دامپروری، مرزی و گردشگری زمانی تضمین میشود که سرمایههای محلی از فعالیتهای صرفاً واسطهای و خدماتی، به سمت تولید و اشتغال پایدار هدایت شوند و انتخابهای بیشتری برای سرمایهگذاری در اختیار مردم قرار گیرد. @avinpress
🔺سرمایه در اشنویه؛ از دلالی تا تولید 🔺شفیع بهرامیان ▫️شهرستان اشنویه با جمعیتی حدود ۹۰ هزار نفر، سالانه بیش از ۵۰۰ هزار تن انواع محصولات کشاورزی و باغی از جمله سیب، گیلاس، انگور، جو و دیگر محصولات تولید میکند. اگر میانگین ارزش هر کیلو از این محصولات را حدود ۱۰۰ هزار تومان در نظر بگیریم، گردش مالی بخش کشاورزی این شهرستان به حدود ۵۰ همت در سال میرسد؛ رقمی که با احتساب مشاغل وابسته، خدمات و فعالیتهای جانبی میتواند بسیار بیشتر باشد. با احتساب ارزش افزوده دامپروری و ملک و خودرو میتوان گفت سالانه حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان یا ۶۰ همت، گردش مالی در اشنویه ایجاد میشود. ▫️با وجود این ظرفیت بزرگ اقتصادی، سهم سرمایهگذاریهای مولد و اشتغالزا در اشنویه همچنان پایین است و بخش قابل توجهی از سرمایههای مردم به بازار زمین، مسکن، خودرو و برخی فعالیتهای خدماتی هدایت میشود. در سالهای اخیر گرایش قابل توجهی نیز به احداث واحدهای سردخانهای شکل گرفته است؛..... ادامه یادداشت. @avinpress
. 🔺۷ تیر؛ شهری شهید شد اما دوباره ایستاد! هفتم تیرماه، زخمی کهنه و عمیق را در تقویم دلمان یادآوری میکند؛ فاجعهای که در سال ۱۳۶۶ بر پیکر #سردشت، اولین شهر قربانی جنگافزارهای #شیمیایی جهان، وارد شد. آن روز، آسمان نیلگون سردشت، ناگهان رنگ #مرگ گرفت و هوای مسموم با بوی تلخ #خردل و #سارین، نفسهای زندگی را در سینه صدها #انسان_بیگناه برید. ارتش بعثی #صدام، بی هیچ شرم و وجدانی، #بمبهای_شیمیایی را بر سر مردم بیدفاع سردشت فرو ریخت. نه پایگاهی نظامی، نه مواضعی استراتژیک، تنها خانهها و کوچههایی که صدای بازی کودکان و خنده خانوادهها در آن میپیچید، هدف قرار گرفت. آن روز، بیش از ۱۰۰ نفر از مردم، شامل زنان، کودکان و مردان، در میان دود غلیظ و بوی مرگآور گازها، جان باختند. هزاران نفر دیگر نیز، با مصدومیتهای شدید، تا ابد با زخمهای آن روز شوم دست و پنجه نرم میکنند. سوختگیهای عمیق، مشکلات تنفسی، دردهای مزمن و سرطان، تنها بخشی از یادگارهای سیاه آن روز است که همچنان گریبانگیر مردم سردشت است. اکنون، ۳۹ سال از آن فاجعه میگذرد، اما زخمهای سردشت همچنان تازه است. این شهر، نه تنها از نظر انسانی، که از نظر توسعه نیز محروم و عقبافتاده مانده است. زیرساختهای درمانی برای جانبازان شیمیایی که تعدادشان به هزاران نفر میرسد، کافی نیست و دسترسی به داروهای مورد نیاز دشوار است. بسیاری از این عزیزان، با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم میکنند و بار سنگین بیماری بر دوش خانوادههایشان است. حتی پس از این همه سال، هنوز پرونده بسیاری از مدعیان مصدومیت شیمیایی در حال بررسی است! سردشت، تنها یک شهر نیست، نمادی است از مظلومیت و مقاومت در برابر وحشیگری. نام این شهر، همواره فریادی خواهد بود علیه هرگونه استفاده از سلاحهای کشتار جمعی و تلنگری برای جامعه جهانی که چنین فجایعی دیگر هرگز تکرار نشود. هفتم تیر، هرچند اندوهناک، اما یادآور این حقیقت است که انسانیت، هرگز در برابر ظلم و بیداد سکوت نخواهد کرد وخواهان توجه بیشتر به این شهر زخمی و مردم صبور آن است. 🔗 شفیع بهرامیان (آوینپرس) @avinpress
без подписи
سردشت؛ زخمی که هنوز باقیست! @avinpress
🔺تعصب و بیسوادی در قرن ۲۱! در یک شبِ سرد و برفی در دسامبر ۱۹۴۵ زنی به اسم «دوروتی مارتین» گروهی از پیروانش را در منزلش واقع در شیکاگوی آمریکا جمع کرده بود اما این فقط یک دورهمی ساده نبود؛ آنها منتظر پایان دنیا در راس ساعت ۱۲ بامداد بودند! دوروتی ادعا میکرد پیام هایی از موجودات فضائیِ سیارهِ کلاریون دریافت میکند و به پیروانش گفته بود که سیلِ عظیمی در راه است که قرار است تمام زمین و بشریت را نابود کند؛ البته راس نیمهشب بشقاب پرنده ای از راه میرسد و صرفاً قرار است مؤمنانِ واقعی که -آنها باشند- را نجات بدهد! این آدمها دیوانه نبودند؛ بین آنها پزشک بود، مهندس بود، دانشجویان باهوش بودند و آدمهای معمولی که همگی شغلشان را رها کرده بودند، خانههایشان را فروخته بودند و تمام پلهای پشت سرشان را خراب کرده بودند؛ چرا؟ چون قرار بود دنیا به پایان برسد! ساعت تیک تاک میکرد؛ ده شب، ۱۱ شب و سرانجام ۱۲ بامداد ... سکوت مطلق حاکم شد؛ همه به هم نگاه میکردند اما هیچ بشقاب پرندهای نیامد؛ هیچ سیلی جاری نشد و دنیا به پایان نرسید بلکه به چرخشِ خود ادامه داد ... منطق حکم میکند که در آن لحظه آن جمع باید از شدتِ شرم آب میشدند و به حماقت خودشان اعتراف میکردند و با سرهای پایین به خانههایشان برمیگشتند. اما اتفاقی که افتاد یکی از عجیبترین و ترسناکترین واکنشهای روانشناختیِ انسان بود ... «لئون فستینگرِ»روانشناس بزرگی که مخفیانه در آن جمع نفوذ کرده بود، مشاهداتش را چنین ثبت کرد: ساعت ۴ صبح وقتی فشارِ روانی به اوج رسید، ناگهان «دوروتی» پیامی جدید نوشت: " خداوندِ جهان به خاطر ایمان قویِ همین گروهِ کوچک، تصمیم گرفت به کلِ بشریت رحم کند و سیل را لغو کرد "... واکنش گروه چه بود ؟ آیا عصبانی شدند؟ اصلاً! آنها به یکباره پر از انرژی و شادی شدند! آنها که تا دیروز از رسانه ها فرار میکردند، حالا با روزنامهها تماس گرفتند و فریاد زدند که "ما دنیا را نجات دادیم "! آنها به جای اینکه بپذیرند که فریب خوردند، به مراتب متعصبتر شدند. اصرار بر اشتباه خطرناکتر از خود اشتباه است. اما چرا اینگونه است؟ چرا تغییر دادن عقیدهِ آدمهای متعصب تقریباً غیرممکن است؟ نکته ایناست وقتی فرد هزینهِ زیادی برای یک باور میپردازد، وقتی آبرو، پول و زمان را پای یک چیز اشتباه میریزد؛پذیرفتنِ" اشتباه" دیگر یک اعتراف ساده نیست بلکه به معنای فروپاشی کاملِ هویتِ او است. این داستان فقط درباره فرقهِ قدیمی ۷۰ سال پیش نیست؛ این داستانِ تکتک ماست وقتی که روی اسب بازنده شرط می بندیم، وقتی بر باورهای غلط پافشاری میکنیم، وقتی در یک رابطهِ سمی میمانیم، وقتی ارتباطات بیثمر را پایان نمیدهیم و وقتی به آدمهای اشتباهی اطمینان میکنیم. اپیکتتوس، فیلسوف رواقی می گفت : " غیرممکن است کسی چیزی را یاد بگیرد که فکر میکند از قبل میداند." خطرناکترین لحظهِ زندگیِ ما زمانی نیست که چیزی را نمیدانیم، بلکه زمانی است به چیزی " اطمینانِ کامل " داریم و حاضریم برای این اطمینان ، واقعیت را قربانی کنیم. آن فرقه در شیکاگو ترجیح دادند باور کنند که قوانینِ فیزیک و کیهان جهان تغییر کرده تا اینکه بپذیرند آن تعداد اندک، احمق بودند؛ به خاطر همین است که میگویند مهمترین توانایی در قرن ۲۱، توانایی «تجدیدنظر در افکار و باورهای غلطمان» است، این معیار سواد در قرن ۲۱ است. @avinpress
🔺«سلیاک» یک اختلال خودایمنی جدی است که در آن مصرف گلوتن (پروتئین موجود در گندم، جو ) موجب حمله سیستم ایمنی به روده کوچک و آسیب به پرزهای جذبکننده آن میشود. این آسیب منجر به سوءجذب مواد مغذی، علائمی مانند مشکلات گوارشی، خستگی مزمن، کمخونی و افزایش خطر عوارض طولانیمدت میگردد. درمان قطعی این بیماری، پیروی مادامالعمر از یک رژیم غذایی سختگیرانه فاقد گلوتن است. 🔺در آذربایجانغربی، برآوردها حاکی از آن است که حدود ۵۰ هزار نفر به این بیماری مبتلا هستند. با این حال، آگاهی پایین باعث شده بسیاری از این افراد از بیماری خود بیخبر باشند و علائم را به مشکلات دیگری نسبت دهند. این غفلت، خطر بروز عوارض غیرقابل جبران را افزایش میدهد. نکته هشدار دهنده اینجاست که از این جمعیت قابل توجه، تنها حدود ۲ هزار نفر تحت درمان صحیح که همان پیروی از رژیم بدون گلوتن است قرار دارند. این شکاف عظیم، نشاندهنده ضرورت فوری گسترش برنامههای آگاهسازی، بهبود دسترسی به خدمات تشخیصی و حمایت از بیماران در این منطقه است. فرآیند تشخیص با آزمایش خون (tTG-IgA)، آغاز میشود. #انجمن_سیلیاک_آذربابجانغربی #آگاهیبخشی #سواد_سلامت @avinpress
🔺سرمایهگذاری در بستر اعتماد شکل میگیرد ✍️ شفیع بهرامیان ▫️به سرانجام نرسیدن کلنگزنی طرح یک میلیون قطعهای مرغداری گوشتی در منطقه «دشتبیل» اشنویه، هشداری جدی برای هر دو سوی ماجراست: هم مسئولان دولتی و هم جوامع محلی. این نخستین پروژهای نیست که در گام اول با سد مقاومت جماعات محلی روبهرو میشود و اگر رویکردها تغییر نکند، آخرین آن نیز نخواهد بود. ▫️تجربه نشان میدهد هر فرایند توسعهای که فاقد گفتوگوی واقعی، شفافیت فنی و مشارکت ذینفعان محلی باشد، حتی با وجود توجیه اقتصادی، در عمل با دیوار سخت «بیاعتمادی» برخورد میکند. برای پیشگیری از چنین تنشهایی، رعایت چند نکته ضروری است: ▫️دولت و سرمایهگذار باید ارزیابیهای زیستمحیطی، بهداشتی و اقتصادی طرحهای بزرگمقیاس را پیش از هر اقدامی، بهصورت مکتوب و شفاف در اختیار مردم قرار دهند. حضور رو در رو در میان روستاییان و تبیین اثرات طرح بر زندگی آنها، «پیوست اجتماعی» جداییناپذیر هر پروژه است. ▫️ علاوه براین سرمایهگذار باید از فیلتر دقیق «اهلیتسنجی» در بحث تمکن مالی و آورده نقدی عبور کند تا شائبههایی مانند تغییر کاربری اراضی ملی و تملک برای هدفی غیر از تولید یا رها کردن پروژه به شکل نیمهتمام از بین برود. تعریف سهم مشخص اشتغال برای بومیان و فازبندی پروژه جهت کاهش اثر روانی تصرف اراضی، کلید اصلی پذیرش اجتماعی آن است. بجای ۲۸ هکتار که بار روانی بالایی بر مردم روستایی عموما دامدار دارد ای کاش در فاز اول مساحت کمتری مورد تملک و بهرهبراری قرار میگرفت و در صورت موفقیت اولیه، اقدام به توسعه فازهای بعدی و تملک این مقدار از منابع ملی میشد. این امر راحتتر مورد پذیرش مردمی که اکنون ذینفع طرح بودند قرار میگرفت. ▫️مطالبهگری حق طبیعی مردم است، اما این مسیر زمانی به نتیجه میرسد که «هدفمند» و «مستند» باشد. ورود زودهنگام به مذاکرات با مسئولان و سرمایهگذاران، درخواست تضمینهای کتبی برای حفظ منافع و منابع آبی و زیستمحیطی و پافشاری بر جبران خسارتهای احتمالی، راهکار بسیار بهتری نسبت به توقف کامل هرگونه فرصت اقتصادی برای مردم است. ▫️سرمایهگذاری پایدار تنها در بستر «اعتماد متقابل» جوانه میزند. مسئولین باید توسعه را «با مردم» پیش ببرند نه در تقابل یا در حاشیه دیدن آنان. بدون این همافزایی(مردم-مسئولان) بزرگترین پروژههای میلیاردی نیز در همان نقطه آغاز و در زیر خاک کلنگزنیهای نافرجام، متوقف خواهند ماند و اینکه یکشبه نمیتوان مردم را برای هیچ تغییری در زندگیاشان راضی و قانع کرد! @avinpress
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
🔰 در دلِ سرما، گرمای همنوعان را دریابیم 🔴 یک درجه کمتر، یک دلگرمی بیشتر 🟣 هوای همدیگر را داشته باشیم 🍀 @avinpress