- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 43
- Всего постов
- 43
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 260
- 1/48двое суток
- 297
- 1/72трое суток
- 321
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اگر تاریکی را انتخاب کردی، دنبال نور نگرد.
امشب خیلی خوشگلم، حیفه بخوابم.
без подписи
اسم اکست رو تو گوشیت closed chapter ذخیره کن و نپرس چرا.
ولی من تو زندگیم شخصیت (ببین) تو فیلم بیداد بودم ولی هیچ کس منو ندید.
ولی من تو زندگیم شخصیت (ببین) تو فیلم بیداد بودم ولی هیچ کس منو ندید.
بیداد رو دیدم، غصه دار، غصه دار، غصه دار، من چقدر "ستی" دیدم دورم، من چقدر "ببین" دیدم دورم.
حس میکنم یکی با من زندگی میکند، میخوابد، میخورد، به دوستانم سر میزند اما من نیست، یکی که شب ها به جانم میافتد، میزند، میزند، میزند و بعد که خسته شد و من از حال رفتم رها میکند، استکان را پرت میکند، داد میزند، دست هاش مشت شده است، من فقط رد ناخن هاش روی بدنم را میبینم، تشویش و خون و قهر را، حس کردم شیطان را میبینم اما تو گفته بودی از این چیز ها در نامه ننویسم، همه را پاک میکنم، خوبم، شما خوبید؟
نگران نباش، من هرگز تو را رها نمیکنم، همیشه باید طرف مُرده را گرفت.
آن محبوب همهگان، آن مایه شادی همهگان، خود به دل هیچ شادی نداشت.
بنظر من قویترین آدمای دنیا، کسایی نیستن که هیچوقت زخمی نشدن، رنج نکشیدن، هیچوقت دردشون نیومده، هیچوقت دلشون تنگ نشده، هیچوقت هیچی تکونشون نداده، نه! قویترین آدما اونایین که با اینکه زخمین، کلی غم روی شونههاشونه، به پاشون زنجیر هزارتا افکار تلخ بستهس، بازم در تلاشن از زندگی لذت ببرن، باز هم به جزئیات زندگی توجه میکنن، بازم به زندگی و به خودشونو به آدما عشق میورزن، بازم به دنبال نور و امیدن، و بازم ادامه میدن.
تو را آرزو میکنم، نرسیدن، شاید حکمت آرزو های بد باشد، برای ما که تلاشمان را کردیم.
بعد باهام چای میخوریم، میخندیم و میخوابیم، فردا یکی از ما بیدار میشود، امیدوارم آن یک نفر تو باشی.
کتف چپم از کتف راستم ضعیف تره، اطرافیانم وقتی به دست هام نگاه میکنن میگن: چقدر کتف چپت خوشگله خانم، چه انحنای زیبایی، اما واقعیت اینه که زیبا نیست، ضعیفه، خیلی از ضعف های دیگه ام همین شکلیه، زیباست چون نمیشناسیش، راجع بهش اطلاعات نداری، باهاش زندگی نمیکنی.
از آدم های سر به هوا خوشم میاد، آدم های جالبین.
без подписи
هیچی اشکت رو در نیاورد، بعد که با خیال راحت سوار آسانسور شدی تا پایان روز رو اعلام کنی، یه عطر، یه عطر تو رو شکست، خرده هات از آسانسور بیرون اومد و فهمیدی بعضی زخم ها هرگز خوب نمیشن.
مرغ پر نارسته چون پران شود لقمه هر گربه دران شود. مولانا.
هر که او بیدار تر، پر درد تر هر که او آگاه تر رخ زرد تر. مولانا.
چطور بگم، یک چیزی، یک چیزی در من میتواند الاهه یا شیطان باشد، چطور بگویم، یک چیز قدرتمند و خارقالعاده ای که مشخصا خود من است، جایی دیگر شاید، نمیدانم.