tgindex
ع. ششگلانی

ع. ششگلانی

Статистика

🔔 پژوهشگر تاریخ و سیاست. علاقمند به جامعه شناسی، مردم شناسی و زبان شناسی. https://twitter.com/sheshgalani

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 464
+1 за 4 дн.
Сутки
+1
+0,07%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
498
26 постов
Вовлечённость
34,0%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 26
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
65
1/48двое суток
74
1/72трое суток
80

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • خزرها چه کسانی بودند؟ روایت ابن‌بطوطه در کتاب «خزران» نوشته آرتور کستلر (نویسنده یهودی) و ترجمه محمدعلی موحد. @baadafrah

  • ♦️بخش‌هایی از گفت‌وگو با هوشنگ طالع را می‌‌توانید کانال یوتیوب سیاست‌نامه ببینید. ♦️«طبق معاهدات ایران و شوروی رژیم حقوقی دریای مازندران مشاع بود یعنی طرفین در ذره ذره آن حق داشتند. حالا که شوروی از بین رفته سهم‌الارث آن باید تقسیم شود نه ما.» 🦉@goftemaann

  • 9 авг.344615

    без подписи

  • 9 авг.5001613

    🌐از زنگزور تا کاسپین؛ نقشه کامل خفگی ژئوپلیتیکی ایران  ✍🏻دکتر شعیب بهمن 🔻مقدمه پرده‌برداری از لایه‌های پنهان پروژه تصویب کنوانسیون رژیم حقوقی کاسپین، افشای هم‌پوشانی عجیبی با پروژه کریدور زنگزور را به همراه دارد. این دو پروژه، اگرچه در ظاهر در دو حوزه جداگانه (یکی کریدور زمینی و دیگری رژیم حقوقی دریایی) تعریف می‌شوند، اما در عمل توسط یک گروه مشخص با یک هدف واحد هدایت می‌گردند: تکمیل روند خفگی ژئوپلیتیکی ایران. همان گروهی که با اهمال‌کاری، ارائه گزارش‌های نادرست فنی و فشار بر ساختارهای تصمیم‌گیری، زمینه احداث کریدور زنگزور و باز شدن پای آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها را به مرزهای شمالی ایران فراهم کرد، اکنون در پشت پرده، هدایت پروژه کاسپین را بر عهده دارد.   🔻پیش‌زمینه زنگزور؛ باز کردن شمال به روی بیگانگان نخستین حلقه این زنجیره محاصره، پروژه کریدور زنگزور یا مسیر ترامپ است. این کریدور که با سهل‌انگاری برخی تصمیم‌گیران داخلی و ارائه گزارش‌های فنی مغرضانه از سوی یک گروه خاص کلید خورد، در عمل گذرگاهی امنیتی برای نفوذ آمریکا و اسرائیل به منطقه قفقاز و نزدیکی مرزهای شمالی ایران ایجاد کرد. این گروه، با نادیده گرفتن هشدارهای کارشناسی درباره پیامدهای ژئوپلیتیکی این کریدور، به بهانه توسعه اقتصادی و ترانزیت، زمینه‌ساز حذف ایران از مسیرهای سنتی مواصلاتی شدند. کریدور زنگزور، با اتصال جمهوری آذربایجان به نخجوان و ترکیه، عملاً خط اتصال زمینی ایران را به حاشیه راند و جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را در قفقاز به شدت تضعیف کرد. این اقدام، که با بی توجهی به تبعات امنیتی آن همراه بود، دقیقاً گام نخست در نقشه بزرگ‌تری بود که امروز در دریای کاسپین دنبال می‌شود.   🔻همان گروه، هدفی تازه؛ پروژه کاسپین در خدمت تکمیل محاصره امروز، همان شبکه پشت‌پرده، با همان روش عملیاتی پیشین - یعنی پنهان‌کاری، تحریف واقعیت‌های حقوقی، فشار بر رسانه‌ها و حذف نقدهای کارشناسی - به سراغ کنوانسیون کاسپین رفته است. این گروه که با موفقیت نسبی در پروژه زنگزور، جرأت بیشتری برای اقدام یافته، اکنون در تلاش است تا با پیش‌برد این کنوانسیون، حلقه دوم محاصره را تکمیل کند. اگر زنگزور کریدور زمینی ایران را تهدید می‌کند، این کنوانسیون با تغییر رژیم حقوقی کاسپین و کاهش سهم ایران از آب‌های سرزمینی و منابع زیربستر، بخش دیگری از پازل خفگی ژئوپلیتیکی ایران را تکمیل می‌کند. این هم‌اهنگی زمانی و محتوایی، به هیچ وجه تصادفی نیست و نشان از یک طراحی منسجم دارد.   🔻خفگی ژئوپلیتیکی در عمل؛ تکمیل محاصره از شمال و شمالغرب ترکیب «کریدور زنگزور» و «کنوانسیون کاسپین»، ایران را در یک فشار دوگانه و بی‌سابقه از جبهه شمال و شمالغرب قرار می‌دهد. از یک سو، کریدور زنگزور، دسترسی زمینی ایران به اروپا را از طریق قفقاز قطع کرده و کشور را در کریدورهای کلیدی ترانزیتی منطقه منزوی می‌سازد. از سوی دیگر، کنوانسیون کاسپین، با تغییر خطوط مبدأ و محدود کردن حوزه نفوذ دریایی ایران، عملاً کشور را از کریدورهای انرژی در دریای کاسپین حذف می‌کند. نتیجه نهایی این دو پروژه، به دام‌انداختن ایران در یک «محاصره» است که از شمال (کاسپین) و شمالغرب (قفقاز و زنگزور)، کشور را تحت فشار قرار می‌دهد. این روند خفگی، دقیقاً همان چیزی است که دشمنان ایران به دنبال آن هستند: حذف تدریجی ایران از معادلات کلان انرژی و ترانزیت در نظم نوین جهانی و تبدیل آن به یک بازیگر منفعل و محصور در میان انبوه کریدورها.   🔻نتیجه‌گیری اتصال پنهان میان پروژه زنگزور و کنوانسیون کاسپین، بیش از هر چیز، افشاگر وجود یک جریان سازمان‌یافته و هدفمند در داخل ساختارهای تصمیم‌گیری کشور است که با هم‌سویی کامل با برنامه‌های دشمنان خارجی، در حال اجرای نقشه «خفگی ژئوپلیتیکی» ایران است. این جریان، با استفاده از ابزارهای مشابه (اهمال‌کاری کارشناسی، تحریف گزارش‌ها، وادار رسانه‌ها به سکوت‌ و فشار بر نهادهای نظارتی)، گام‌به‌گام، کشور را به سمت پذیرش یک واقعیت تحمیلی تاریخی سوق می‌دهد که در آن، هم کریدورهای زمینی و هم حریم دریایی ایران، یکی پس از دیگری از دست می‌رود. هوشیاری در برابر این نقشه، مستلزم شناسایی دقیق این گروه، افشای روابط پشت‌پرده آن‌ها با محور زنگزور-کاسپین، و ایجاد یک اجماع ملی برای مقابله با این پروژه محاصره‌کننده است. نباید فراموش کرد که زنگزور، مقدمه‌ای بود برای این کنوانسیون؛ و این کنوانسیون، اگر به موقع متوقف نشود، مقدمه‌ای خواهد بود برای فروپاشی تدریجی حاکمیت ایران در شمال کشور. ملت ایران و نخبگان هوشیار، باید با تکیه بر عقلانیت راهبردی، از تکمیل این محاصره تمام‌عیار جلوگیری کنند؛ پیش از آن که جبران آن، به یک آرزوی محال تبدیل شود. @baadafrah

  • 9 авг.279155

    🗣 قشقاوی؛ سخنگویی که در ترازِ امنیت ملی نیست! 🏛 سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، به عنوانِ صدایِ رسمیِ یکی از حساسترین نهادهایِ نظارتیِ کشور، مسئولیتی فراتر از یک نماینده‌ی عادی دارد. او نه تنها باید منعکس‌کننده‌ی دیدگاه‌هایِ کمیسیون باشد، بلکه موظف است در اظهاراتِ خود، عمقِ درکِ راهبردی از مسائلِ کلانِ ژئوپلیتیکی و امنیتیِ کشور را به نمایش بگذارد. ⚠️ با این حال، اظهاراتِ اخیرِ حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، درباره‌ی کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر، به روشنی نشان داده است که او یا از پیچیدگی‌هایِ این معضلِ تاریخی بی‌خبر است، یا عامدانه در مسیری گام برمی‌دارد که با منافعِ ملیِ ایران در تناقض قرار دارد. 🎯 اصرارِ او بر «تأخیرِ فاجعه‌بارِ ایران» در تصویبِ این سند، در حالی که نقدهایِ حقوقی و کارشناسیِ متعددی بر آن وارد است، فراتر از یک اشتباهِ تحلیلی، نوعی «ترجمان زبانِ دشمن» در لباسِ یک مقامِ مسئول است. ⚡️ ضرورتِ برکناریِ وی از سمتِ سخنگویی، یک الزامِ امنیتی برای حفظِ اعتبارِ کمیسیون و حراست از منافعِ ملی است. 📌 هشداردهنده‌ترین نکته، تضادِ آشکارِ اظهاراتِ قشقاوی با واقعیت‌هایِ حقوقی و امنیتیِ کنوانسیون است. او در گفت‌وگو با ایرنا، این سند را «از منظر امنیتی فوق‌العاده» و دارای «چارچوب بسیار محکم» خوانده و با ابرازِ تأسف از اینکه ایران «آخرین کشورِ تصویب‌کننده» است، خواستارِ شتاب در این فرآیند شده است. اما این روایت، در تضادِ کامل با هشدارهایِ مکررِ کارشناسانِ حقوق دریاها و ژئوپلیتیک است که این کنوانسیون را به دلیلِ کاهشِ سهمِ ایران از ۲۰ درصد به یک‌چهارم، و وعده‌هایِ ناتمامِ چهار الحاقیه‌ی حیاتی (که پس از ۸ سال همچنان بی‌پاسخ مانده) به شدت نقد کرده‌اند. 🌍 دومین محورِ نقد، عدمِ درکِ عمیقِ قشقاوی از ابعادِ کلانِ ژئوپلیتیکیِ قضیه است. او با اشاره به میزبانیِ آینده‌ی تهران از اجلاسِ سرانِ کشورهایِ ساحلی، استدلال کرده که «شایسته نیست ایران میزبان باشد، در حالی که هنوز این کنوانسیون را تصویب نکرده است». این استدلال، از یک سو، فشارِ روانیِ ناشی از «عجله برایِ پذیرش» را به جایِ «عقلانیتِ حقوقی» نشان می‌دهد و از سوی دیگر، نشان از نادیده‌گرفتنِ این نکته دارد که «میزبانی» به معنایِ «تسلیمِ بی‌چون‌وچرا» نیست. 🇷🇺 سومین نکته آن است که قشقاوی به صراحت به انتظارِ سرگئی لاوروف، وزیر خارجه‌ی روسیه، برایِ تصویبِ سریعِ این سند توسطِ ایران اشاره کرده و با این کار، عملاً اولویتِ منافعِ ملی را در برابرِ انتظاراتِ یک قدرتِ خارجی به حاشیه رانده است. یک سخنگویِ کمیسیون امنیت ملی باید بداند که در مسائلِ مرزی و حاکمیتی، «شتاب» و «فشارِ خارجی» هرگز نمی‌تواند جایگزینِ «بررسیِ دقیقِ حقوقی» و «تأمینِ منافعِ درازمدت» شود. 🏛 چهارمین و مهم‌ترین پیامدِ این اظهارات، تضعیفِ اعتبارِ کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس است. وقتی سخنگویِ رسمیِ یک کمیسیون، موضعی اتخاذ کند که با نقدهایِ کارشناسیِ متعدد و حتی با اظهاراتِ سایرِ اعضایِ کمیسیون هم‌خوانی نداشته باشد، عملاً به یک «صدایِ خودسر» تبدیل می‌شود که نمی‌تواند نماینده‌ی دیدگاهِ جمعیِ کمیسیون باشد. این رفتار، نه‌تنها به روندِ قانون‌گذاریِ این سندِ حساس ضربه می‌زند، بلکه به باورِ عمومی نسبت به نهادِ مجلس نیز خدشه وارد می‌کند. 🔍 در شرایطی که افکارِ عمومی به شدت نسبت به ابعادِ پنهانِ این کنوانسیون حساس است، اصرارِ یک سخنگو بر «تصویبِ سریع» و «تبرئه‌ی کامل» از آن، بدونِ پاسخ‌گوییِ شفاف به نقدها، این سوءظن را تقویت می‌کند که «اراده‌ای خارج از چارچوبِ منافعِ ملی» در حالِ هدایتِ این پرونده است. از این رو، تداومِ حضورِ قشقاوی در این سمت، نه به نفعِ کمیسیون و نه به نفعِ امنیتِ ملی نیست و برکناریِ او، یک اقدامِ اصلاحیِ حداقلی برایِ بازگرداندنِ اعتبارِ ازدست‌رفته به شمار می‌آید. 🌐 سیاست ملی 🌐 @siasatemeli

  • 4 авг.468136

    دولت با اساس «خیال کنسطیطیون داشتم، روس های تو نگذاشتند». امیرکبیر خطاب به میرزا یعقوب خان، پدر میرزا ملکم خان که در آن تاریخ منشی سفارت روسیه بود. ✍سخنرانی در دانشگاه تبریز ۱۳۹۶، درباره حقوق اساسی مشروطه، لینک #دولت #حقوق #مشروطه @Javadtaba 🌲

  • 4 авг.4922113

    چهرگانی خطاب به الهام علی‌اف: تو رسماً دیوث و قورومساق هسـتی! روایت رهبر باند گاموح از فروش دختران آذربایجانی به توریستهای عرب در خیابان‌های باکـو @baadafrah

  • 4 авг.6081819

    توهین و فحاشی آشکار به نفر اول مملکت در شبکه رسمی الهام علی‌اف از هفته پیش، مجموعه‌ای از فیلم‌های آرشیوی متعلق به شبکه آذ. تی وی جمهوری باکـو در حال پخشِ وسیع در فضای مجازی است که به سه سال گذشته مربوط می‌شود. گذشته از جفنگیات مجری/رئیس بی‌صفتِ این شبکه به نام روشن محمداف که در همه زمینه‌ها علیه کشورمان نفرت‌پراکنی کرده، یکی از این فیلم‌های آرشیوی فاجعه است و حاوی انـواع فحاشی‌های به آیت‌الله خامنـه‌ای رهبر شهید و نفر اول ممکلت در زمان حیاتش است. دیپلمات‌های ایران در باکو که هیچ تعصب و وفاداری به ایـران ندارد و همانطور که دیدید در طول جنگ ۴٠ روزه همه سفارت‌خانه‌ها در سراسر جهان به ویژه افریقا (حتی زیمباوه) و ارمنستان در فضای توییتر، دفاع از کشور طوفان به پا کردند، به جز همین سفارتخانه. همین یک نکته نشان می‌دهد که اینها ده برابر بی‌صفت‌تر از روشن محمداف هستند که در برابر تهاجم خارجی به مملکت‌شان سکوت اختیار کردند. حالا شما خیال می‌کنید همین کارمندان به درد نخور و سربـار مملکت میتوانند یادداشت اعتراضی بدهند؟ حالا در این ویدئو ببینید که رییس شبکه حکومتی باکو چگونه به آیت‌الله خامـنه‌ای توهین می‌کند و او را لکه ننگ جهان اسلام، قاتل و ریاکار می‌نامد و در پایان می‌گوید: «شعار مرگ بر دیکتاتور خطاب به تو گفته میشه اقای خامنه‌ای، همه معترضین می‌گوید قتل مردم در خیابان به دستور تو بود. چطور انسانهای بی‌گناه را کشتی آقای خامنه‌ای؟ چرا فتوای مرگ دادی؟ این لکه هیچوقت از روی تو پاک نخواهد شد. کشوری را که تـو رهبر آن هستی و آن را تبدیل به لانه تـرور کردی، هیچکس در دنیا قبول ندارد. هر قدمی که بردارید بیشتر شما را به باتلاق می‌برد»... میتوانم با اطمینان به شما بگویم که وزارتخارجه حتی یک یادداشت اعتراضی در خصوص این نوع تولید محتوا از سوی شبکه رسمی الهام علیف صادر نکرده و نخواهد کرد اما همین وزارتخارجه چهار چشمی مراقب‌است که هیچکس در رسانه‌های ایران نقدی یا سخنی علیه علیف نگوید و اگر گفت فورا علیه او پرونده تشکیل دهند. اگر باور نمی‌کنید؟ از سفرای سابق و لاحق و رئیس اداره اوراسیا بپرسید نظرشان در مورد این سیاست فیلمها چیست؟ یا حتی از سفیر کنونی و معاون او در باکو بپرسید که با شنیدن این جملات چه احساسی پیدا می‌کند؟ من فکر میکنم برخی از همان کسانی که در خیابان شعار میدادند هم با شنیدن و دیدن این خبر عصبانی شوند و بگویند مسایل داخلی ما به شما مربوط نیست. ولی خاک بر سر هر مسئول و صاحب منصبی که با دیدن این فیلم‌ها خونش به جوش نیامده یا نیاید. https://t.me/baadafrah/15239

  • توهین و فحاشی آشکار به نفر اول مملکت در شبکه رسمی الهام علی‌اف در پست بعدی بخوانید👇👇👇 https://t.me/baadafrah/15241

  • 2 авг.564911

    سعودی‌ها از طرف شورای همکاری خلیج فارس به ترامپ اولتیماتوم دادند در میان شایعات قوی مبنی بر اینکه نتانیاهو از قبل با ترامپ برای از سرگیری بمباران‌ها علیه ایران توافق کرده بود، کشورهای خلیج فارس مانند قطر و امارات متحده عربی از پیش در پشت پرده مشغول فعالیت بودند. قطر به‌طور خاص دربارهٔ خطرات قریب‌الوقوع برای زیرساخت‌های عظیم و صادرات گاز طبیعی خود هشدار می‌داد. با این حال، این هشدارها برای منصرف کردن ترامپ کافی نبود؛ او با برنامهٔ خود پیش می‌رفت، به‌ویژه از آن رو که دو شرکت بزرگ صادرکنندهٔ گاز طبیعی آمریکا از این سناریو منتفع می‌شدند و از حامیان مالی کارزار انتخاباتی ترامپ بودند. امارات متحده عربی نیز دربارهٔ خطرات متوجه تأسیسات خود هشدار داده بود، اما تقریباً بدون نتیجه. در ۷۲ ساعت اخیر، این کشورها به واشنگتن اطلاع دادند که گزارش‌های اطلاعاتی محلی تأیید می‌کند ایران از پیش میدان‌های نفتی، پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌ها را در سراسر اعضای شورای همکاری خلیج فارس شناسایی کرده تا در صورت آغاز بمباران توسط آمریکا، پاسخ متقابل فوری بدهد؛ اما این هم بی‌فایده بود. این محمد بن سلمان بود که موضع شورای همکاری خلیج فارس را هماهنگ کرد. او روز شنبه با ترامپ تماس گرفت و هشدار داد که ایران به هر بمبارانی با حملهٔ مستقیم به زیرساخت‌های انرژی عربستان سعودی و دیگر همسایگان خلیج‌فارسی پاسخ خواهد داد. این چیزی نبود که ترامپ و نتانیاهو از پیش ندانند و از قبل، هنگام تصمیم‌گیری برای حمله، نادیده نگرفته باشند. اما رهبر سعودی فراتر رفت: او از طرف شورای همکاری خلیج فارس، صراحتاً از ترامپ خواست از برنامه‌های حملات گسترده علیه خاک ایران عقب‌نشینی کند. او مستقیماً خواستار شفاف‌سازی دربارهٔ برنامهٔ اقدام واشنگتن و تل‌آویو شد و استدلال کرد که اشتباهات محاسباتی در این برهه، بازار جهانی انرژی را برای دوره‌های طولانی بی‌ثبات خواهد کرد. او با این کار، به‌طور ضمنی دو پیام را منتقل کرد: نخست اینکه، اگر اقتصادهای شورای همکاری خلیج فارس نابود شوند، قادر نخواهند بود به تعهدات ناشی از توافق‌نامه‌ها، یادداشت‌های تفاهم و مشارکت‌های ساختاری بلندمدتی که در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ منعقد شده‌اند - با ارزشی میان دو تا سه تریلیون دلار - عمل کنند. این جدای از میلیاردها دلاری است که مستقیماً به کسب‌وکارهای خود دونالد ترامپ و دامادش، جرد کوشنر، تزریق شده است. برای افراد آگاه روشن بود که این منابع می‌توانند به سمت سرمایه‌گذاری در بلوک‌های دیگر، از جمله چین، هدایت شوند. دوم اینکه، اگر ترامپ درخواست سعودی‌ها را - که به نمایندگی از خلیج فارس سخن می‌گفتند - رد می‌کرد و پیش می‌رفت، مسئولیت کامل نابودی اقتصادهای محلی و یک بحران اقتصادی جهانی بر عهدهٔ او خواهد بود. عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس، در مواجهه با فاجعهٔ ساختاری در سرزمین‌های خود، حریم هوایی خود را بر روی جنگنده‌های آمریکایی خواهند بست و مجوزهای استفاده از پایگاه‌های لجستیکی در منطقه را لغو خواهند کرد. این دو پیام ضمنی بودند که ترامپ را بازداشتند. او همهٔ موارد دیگر را از پیش سنجیده بود و با این حال تصمیم به ادامهٔ حمله گرفته بود. https://global21.substack.com/p/phone-call-saudis-issue-ultimatum?r=7kssds&utm_medium=ios&triedRedirect=true

  • 22 июл.8965722

    پاسخ حجت‌کلاشی به رضا پهلوی: آشفتگی فکری. چند ماه پیش : جنگ = کمکی که در راه است و در دوره آتش‌بس از ترامپ خواسته می‌شد که کار را تمام کن، یعنی برگرد به جنگ. بنابراین همچنان جنگ نعمت و رهایی‌بخش بود اکنون: جنگ = بحران! این جریان توان سخن‌گفتن منطقی و بدون تناقض را از دست داده است. بدتر از آن کسی که باید ناسیونالیسم ایران را نمایندگی می‌کرد و گفتارش از منطق ملی برمی‌خاست و از استقلال کشور پدافند می‌کرد به وادی ادبیات «راست مبتذل» و خائن غلتیده و پیشاپیش برای بمباران مدارس و بیمارستان‌ها توجیه می‌تراشد یعنی کاری که وزیر دفاع و رئیس‌جمهور آمریکا نتوانسته‌اند بکنند. بی‌هیچ تردیدی مردمان ایران از خود و کشورشان در برابر متجاوزان دفاع خواهند کرد همانگونه که ژنرال آمریکایی گزارش داد که مردم ایران با دیدن هلیکوپترها و هواپیماهای آمریکا از کوچک و بزرگ، زن و مرد با هر چه داشتند به جنگ شتافتند. امروز دفاع از ایران در صدر همه فعالیت‌ها و خواست‌های سیاسی ایستاده است. https://x.com/i/status/2079883860175704305

  • 14 июл.1 0584021

    سه سال بعد از سقوط اصفهان به دست افغانها، عثمانیها به ایران حمله و مناطق زیادی رو تصرف میکنن در محاصره و نبرد خونین تبریز در ژوئن-ژوییه ۱۷۲۵، سی هزار نفر از مدافعان شهر و در کشتار بعد از فتح شهر، ۲۰۰ هزار نفر (در منبع دیگه ای صد هزار نفر) از مردم کشته شدند. @baadafrah

  • بازی با کارت قومیت برای شکستن بن‌بست ایران نتیجه معکوس خواهد داشت نوشته: مایکل روبین بخش دو همین مسئله او را در برابر کسانی آسیب‌پذیر می‌کند که ــ خواه با حمایت دولت‌هایی مانند جمهوری آذربایجان یا عربستان سعودی، خواه در قالب لابی‌گران، یا صرفاً تحلیلگرانی که تازه مسئول پرونده ایران شده‌اند اما درکی سطحی از این کشور دارند ــ او را به بازی با «کارت قومیت» ترغیب خواهند کرد. اگر پنتاگون از تصرف جزیره خارک بیم داشته باشد، زیرا نیروهای ایرانی مستقر در ارتفاعات ساحلی می‌توانند با پهپاد و موشک به آن حمله کنند، برخی تحلیلگران ممکن است استدلال کنند که حمایت از جدایی‌طلبی عربی این مشکل را حل می‌کند؛ زیرا در این صورت، کوه‌های زاگرس جنوبی بخشی از یک امارت عربی جدید خواهند شد. همین استدلال درباره میدان‌های نفتی خوزستان ــ همان منطقه‌ای که صدام در پی الحاق آن بود و شرکت‌های نفتی آمریکایی نیز ممکن است به آن چشم داشته باشند ــ نیز مطرح می‌شود. هم‌اکنون نیز حامیان ایده «آذربایجان جنوبی» در خیابان پنسیلوانیای واشنگتن پرسر‌وصداتر از خود تبریز، مرکز آذربایجان ایران، به نظر می‌رسند. کردها نیز از لابی قدرتمندی برخوردارند، هرچند مطالبات واقعی آنان بسیار پیچیده‌تر و ظریف‌تر از چیزی است که ملی‌گرایان ایرانی تصور می‌کنند. با این حال، اگر ترامپ از سر ناامیدی به دنبال یک میان‌بُر یا فرمول جادویی برود، نتیجه معکوس خواهد گرفت. اگر ایالات متحده خود را با درخواست‌هایی برای نابودی ایران، نه صرفاً پایان دادن به یک حکومت منفور، همراه کند، همان ایرانیانی که علیه حکومت به خیابان آمده‌اند، برای نجات کشورشان از سر اجبار از همان حکومت حمایت خواهند کرد. حمایت ترامپ یا هر فرد دیگری در اطراف او از «کارت قومیت»، در نهایت بزرگ‌ترین هدیه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواهد بود و ممکن است به‌جای تسریع سقوط نظام، به بقای آن کمک کند. بخش یک

  • بازی با کارت قومیت برای شکستن بن‌بست ایران نتیجه معکوس خواهد داشت نوشته: مایکل روبین بخش یک nationalsecurityjournal.org/theres-one-mov… وقتی دو دهه پیش به‌عنوان کارشناس پرونده ایران در وزارت دفاع آمریکا کار می‌کردم، این موضوع آن‌قدر تکرار می‌شد که می‌شد ساعت را با آن تنظیم کرد: هر چند ماه یک‌بار، فردی که تازه مسئول پرونده ایران شده بود، چه در ستاد مشترک ارتش و چه در سازمان اطلاعات مرکزی (CIA)، جایی می‌خواند که ایران کشوری چندقومیتی است و سپس پیشنهاد می‌کرد که آمریکا از جدایی‌طلبی قومی در ایران حمایت کند تا کشور تجزیه شود. فرمول‌های جادویی هرگز کارساز نیستند: باید یک اصل کلی در واشنگتن و به‌طور کلی در دیپلماسی وجود داشته باشد: فرمول‌های جادویی وجود ندارند. این‌گونه ایده‌ها بازتابی از غرور و ناآگاهی سیاست‌گذاری آمریکاست، اما همواره به شکست منجر می‌شوند. باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت، این تصور نادرست را پذیرفت که شهرک‌های اسرائیلی مانع اصلی پیشرفت دیپلماتیک هستند.تمرکز بعدی او بر این موضوع باعث شد حماس و دیگر رهبران فاسد فلسطینی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند و روند دیپلماسی تقریباً در تمام دوران ریاست‌جمهوری او متوقف شود.[...]. جست‌وجوی یک فرمول جادویی همچنین در پسِ «سیاست بازتنظیم» ناموفق هیلاری کلینتون، وزیر خارجه وقت، در قبال روسیه قرار داشت؛ همان‌طور که بعدها حملات لفظی اوباما و سپس جو بایدن به عربستان سعودی بر سر جنگ یمن نیز از همین ذهنیت ناشی می‌شد. در مورد ایران، ترویج فدرالیسم قومی نتیجه‌ای معکوس خواهد داشت. ایران کشوری چندقومیتی است؛ فارس‌ها، آذری‌ها، کردها، ارمنی‌ها، بلوچ‌ها، گیلک‌ها، عرب‌ها و اقوام دیگر در آن زندگی می‌کنند، اما احساس هویت ملی در ایران قدمتی بسیار بیشتر از ملی‌گرایی قومی دارد که کشورهای اروپایی در قرن نوزدهم بر اساس آن سازمان یافتند. هرچند بخشی از این تصور جنبه اسطوره‌ای دارد، ایرانیان تاریخ خود را تقریباً به‌صورت پیوسته از امپراتوری باستانی ایران تا امروز امتداد می‌دهند. این‌که رهبر پیشین جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای، آذری‌تبار بود، برای هوادارانش مسئله‌ای محسوب نمی‌شد. ایرانیان نیز شاهان صفوی یا قاجار را صرفاً به‌دلیل اذری بودن بودن، غیرایرانی نمی‌دانند. این نگاه منحصر به ایران هم نیست؛ برای مثال، اگرچه جمال عبدالناصر در سال ۱۹۵۲ سلطنت مصر را سرنگون کرد، مصری‌ها همچنان به خدیوهای خود احترام می‌گذارند، حتی اگر زبان رسمی دربار آنان ترکی بوده باشد. مروری کوتاه بر تاریخ جدایی‌طلبی در ایران: ایرانیان جدایی‌طلبی قومی را با امپریالیسم پیوند می‌دهند. در جریان «بازی بزرگ» قرن نوزدهم، امپراتوری‌های بریتانیا و روسیه هر دو چشم طمع به ایران داشتند، هرچند هیچ‌یک آن را رسماً مستعمره خود نکردند. با این حال، چنین ایده‌ای را در نظر داشتند. در اواخر قرن نوزدهم، امپراتوری بریتانیا با این ایده بازی کرد که از پروژه‌ای جدایی‌طلبانه به رهبری شاهزاده قاجار، ظل‌السلطان، حمایت کند. در اوایل قرن بیستم نیز بریتانیا از شیخ خزعل حمایت کرد که رهبری یک حکومت عربی جدایی‌طلب را با محوریت شهر نفت‌خیز خرمشهر بر عهده داشت. روس‌ها نیز از جنبش‌های جدایی‌طلب قومی حمایت کردند؛ از جمله «جمهوری مهاباد» در سال ۱۹۴۶ و هم‌زمان «حکومت خودمختار آذربایجان» که نخستین بحران واقعی جنگ سرد را رقم زد. تهاجم صدام حسین، رئیس‌جمهور عراق، به ایران در سال ۱۹۸۰ در عمل هدیه‌ای به آیت‌الله روح‌الله خمینی، رهبر انقلاب اسلامی، بود؛ زیرا او توانست با ادعای این‌که صدام قصد دارد ایران را بر پایه ایده «عربستان آزاد» از هم بپاشد، مردم را حول پرچم کشور بسیج کند. هنگامی که ایرانیان دریافتند هدف صدام نه صرفاً پایان دادن به جمهوری اسلامی، بلکه نابودی خود ایران است، حتی به بهای تثبیت قدرت ایت‌الله خمینی نیز از کشورشان دفاع کردند. در دوران جمهوری اسلامی، کردها و بلوچ‌ها بیش از دیگران آسیب دیده‌اند؛ زیرا هم از نظر قومی و هم از نظر مذهبی در اقلیت قرار دارند. با این حال، انگ اجتماعی ناشی از حمایت قدرت‌های خارجی از جنبش‌های جدایی‌طلب، حتی پس از گذشت ۸۰ سال، همچنان بر فضای سیاسی ایران سایه افکنده است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از ملی‌گرایان ایرانی، از جمله ولیعهد پیشین، رضا پهلوی، هرگونه سخن از فدرالیسم را با توطئه‌ای برای تجزیه ایران برابر می‌دانند. چرا جدایی‌طلبی قومی نتیجه معکوس خواهد داشت؟ با پایان آتش‌بس و ازسرگیری درگیری‌های نظامی، خطری که ایرانیان باید با آن روبه‌رو شوند، افزایش تمایل در محافل کاخ سفید به یافتن یک فرمول جادویی برای پایان دادن به جنگ و فشارهای تورمی ناشی از آن است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، چه خوب و چه بد، از پیروی از سنت‌های دیپلماتیک سر باز می‌زند و اغلب نیز بی‌صبری نشان می‌دهد. ادامه👇

  • 1 июн.1 0601928

    ‏جو کنت، افسر سیا و رئیس سابق مبارزه با تروریسم آمریکا، می‌گوید: لابی اسرائیل در بهار عربی وارد شد و آمریکا را تشویق به تقویت ارتش آزاد، القاعده و خلافت داعش علیه منافع ایران کرده تا جایی که این نیروها نهایتاً از کنترل خارج شدند. اگر کشوری دیگر چنین می‌کرد، متهم به تروریسم نمی‌شد؟ @baadafrah

  • بیانیه جمعی از ملّی‌گرایان در رابطه نبرد میهنی و حاکمیت‌ملّی کشور هم میهنان، اکنون که جهان در آستانه تحولات استراتژیک مهمی قرار دارد و شبحِ جنگ و تعرض خارجی بر سراسر جغرافیای ایران گشوده شده است، کشور ایران و بقای آن در خطرناک ترین مرحله قرار گرفته است. تعرض قوای خارجی به اماکن مسکونی غیرنظامی، زیرساخت های اقتصادی و صنعتی کشور و مهمتر از همه به جزایر خلیج فارس خط قرمز تمام نیروهای ملّی فارغ از تفاوت دیدگاههای اجتماعی و تاریخی است. ما ضمن محکومیت مداخله و تعرض بیگانگان به ویژه به زیرساخت های غیرنظامی، از حق حاکمیت ملّی ایران در همه نواحی و نقاط کشور ایران، به ویژه در آبراه بین المللی هرمز، جزایر خلیج همیشه فارس، و مناطق غرب کشور حمایت میکنیم و به حکومت هشدار می دهیم که باید همه تمهیدات نظامی و به ویژه دیپلماتیک را برای حفظ جزایر این پهنه آبی پیش‌بینی و براساس «مقتضیات استراتژیک موجود» در این زمینه گام بردارد. از سوی دیگر به همه فرقه‌های تروریستی که در ارتفاعات شمال عراق به سر می‌برند یادآوری میکنیم که هر نوع تحرک ماجراجویانه با مشت آهنین ملّت و آرتش ایران روبروخواهد شد و پیش از همه کُردان میهن‌پرست در برابر آنان قرار خواهند گرفت. از سوی دیگر به عنوان اصیل‌ترین نیروی ملّی ایرانزمین به همسایگانی که قصد داشته باشند از این جنگ نابرابر به ضرر منافع حیاتی ملّت ایران بهره‌برداری کنند نیز هشدار میدهیم. این جنگ به زودی پایان خواهد یافت و چونان همیشه آنچه باقی می‌ماند ایران و میهن کهن ما خواهد بود. بنابراین بهتر آنکه همه نیروهای سیاسی چه از نظر حقوق مردم و آزادی های فردی و سیاسی از یک سو و چه از نظر سرنوشت آینده ایران، شرافت ملّی را انتخاب کنند و دست به اقدام یا انتخابی نزنند که در پیشگاه تاریخ، لکه ننگی باقی بماندـ پاینده ایران https://www.faraz.ir/000TFL