tgindex
Bahare del
@baharehdel1Музыкаперсидский

فـرش وجـودمــان میزبان حضـورتــان.🙏🍃🌺🍃خــــــــوش تلخ ترین آرامش دنیا سڪوتے ست ڪه مےتواند ... حرف باشد،لبخند باشد،شعر باشد، فریاد باشد،عشق باشد اما با حسرت سڪوت شده است ... #باران_قیصری @baharehdel1

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
64
Всего постов
94
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 666
−8 за 5 дн.
Сутки
−3
−0,18%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
127
40 постов
Вовлечённость
7,6%
к подписчикам
Постов в день
9,1
всего 94
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
435
1/48двое суток
498
1/72трое суток
537

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ‌در انتظار تو... رنگ باختمُ لب فرو بسته پژمردم با آغوشی گشوده چشم براه ِ باران عاشقانه سر به فلک کشیده خشکیدم واژه واژه ریختم و همچون برگ زیر پای ِ شعر له شدم تا بسرایم شعری که بیت بیت ِ غزلش صدای خش خش خورد شدن استخوان های احساسم باشد زیر بارش ِ رویاهای ناممکن نوای سوزناک ِ ترک برداشتن ِ پیله ی انارهای سرخ برای عیان کردن درد دلشان انعکاس ترانه ی حزین پائیزانه ایست که در اقلیم خزان شده ی قلبم مدام سروده میشود ... دلنوشته.... 🌺

  • ‌ عاشقانه هایم را برصفحهء سفیدِ کاغذهای منتظر مینگارم هوایِ دل ابریست وای بحال کاغذهای منتظر واژه ها ضرباهنگ قلبم را به تاراج برده اند غزلک گریه نکن شاعرکِ پریده رنگِ قصه ات میان برزخِ یک اتفاقِ لاجَرم در انتظار جادوی دستانِ خداست غزلک گریه نکن هنوز هم می توان عاشق شد عاشق ماند و عاشق مرد 🌺

  • ‍ گاهی قلم سکوت میکند در بغض شعر هنگامی که اشک زبانه میکشد میان ِ هق هق واژه ها پائیز فصل انزوا ست ... آن هنگام که خزان در لحظه به لحظه ء زیستنم اندوهگین گام برمیدارد و برگ برگ ِ درخت خاطرات دلم را می خشکاند پنهان کردن ِ نگاه ِ اشک آلودم ، کتمان ِ آهی سرگردان درون حنجره ام سخت و رنجور خواهد شد و راهی نمی گذارد جز گوش جان سپردن  به نجوای ِ غمگین ِ دلم که همنوا ست با قلم بر خطوط از هم گسیختهء کهنه دفتر پائیزیِ دلم ... دلنوشته..... 🌺

  • . بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی... دلت بگیره، ولی دلگیری نکنی... شاکی بشی، ولی شکایت نکنی... گریه کنی اما نذاری اشکات پیداشن... خیلی چیزارو ندید بگیری... خیلی حرفارو نشنیده بگیری دلت بشکنه ولی باز سکوت کنی... ‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‎‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‌‎‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‎‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‌‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‎‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‌‎‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‎‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‎‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‍‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‍‌‌‌‎‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🌺

  • . من پرستویی مهاجرم از سرزمین تنهایی بال‌هایم خسته از راه‌های رفته و نرسیده اما چشمانم هنوز نقشه‌ی آسمان تو را از بر دارد.... به قلب تو پناه آورده‌ام نه برای آشیانه‌ای گرم که برای واژه‌ای امن میان طوفان‌های بی‌پایان.... بگذار در حیاط نگاهت لانه‌ای کوچک بسازم تا در گرمای دستان تو بال‌هایم از یاد ببرند تمام کوره راه‌های تاریک ناامنی را که پرواز دیگر رفتن نیست، رسیدن است به عشق و مقصود ... دلنوشته.... 🌺

  • ‍ روزهایم را با تمام دلتنگی اش دوست دارم همیشه کنار پنجره ی تنهایی می ایستم به آینه ی آسمان نگاه می کنم همان آسمانی که تو هم نظاره گر آنی زیباست افقش چرا که چشمان تو را در آن می نگرم.... از پس فاصله ها عشق و احساسم را در ترنم های عاشقانه به سویت گسیل می دارم می دانم که تو نیستی دوری خیلی دور دلت در آن آینه با من نیست اما قلب من همچنان تب دار خواستن توست.... دلنوشته..... 🌺

  • چگونه دلتنگ نباشم ... مرا که به‌محض پلک گشودن و چشم باز کردنم نجوای ِ صدای تو در گوشم می‌پیچید و با دیدن چشمانت خورشید از درون قلبم طلوع میکرد تا شورانگیز ترین دقایق ِ عمر رقم بخورد بنام عشق تو چقدر بی‌نیاز می‌گشتم از احساسات عاشقانه با لمس بودنت اما حالا جز جای خالی تو و نبودنت و دوره کردن خاطراتت چیزی باقی نمانده است و تنها غروب چشمانت را حس میکنم ؛.. چگونه دلتنگ نباشم ...... دلنوشته.... 🌺

  • گاهی یک نگاه تمامِ حرف‌هایی‌ست که لب‌ها از گفتنشان عاجزند… تو فقط نگاه کردی، و من تمامِ دلم را جا گذاشتم در چشمانت… ‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌🌺

  • آنچه جان می‌دهد به قلب و قلم و زندگیم چشمان توست...... چشمانی‌که چون خورشید نورآور است..... برکت مهربانی و زیباتر عشق و امید دارد .... و هر نگاهی که از چشمان تو بر می‌خیزد باید سرمه‌اش کنم و بکشم به جان زندگی..... آری بهتر بگویم که چشمانت مصداقِ همان آیه‌‌ی ' الا بذکرالله تطمئن القلوب" است. که با خواندنش دل هر ناآرامی آرام می‌گیرد..... ‌‌‌‌‌دلنوشته..... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🌺

  • جهان شعری زیباست با مفهومی عمیق شاعران آن‌را زندگی می‌کنند هر روز آن‌را می‌سرایند، می‌سازند سیاستمداران در آن غرق می‌شوند، می‌میرند و مردم در تلاشی بیهوده تکه‌های آن‌را برای روز مبادا جمع می‌کنند. ‌‌‌‌‌‎‌‌‎🌺

  • без подписи

  • . می‌ترسم نگاهت کنم چشمانت دوباره شاعرم کنند شعر، تو را اشتباه بنویسد و هوس اشتباه دوباره‌ای به شبم بزند می ترسم مژه‌هایت ترس را در من خاموش کنند انگشتانت جوانی را ضرب بگیرند من روی آینه را برگردانم تا نامت را روی آن بنویسم کاش با تکرار نامت جوان می‌شدم..... با حافظه‌ی کهنه چه باید کرد؟ با لب‌هایی که بوسه را فراموش کرده‌اند با کوه‌هایی که فرصت سفر ندارند.... از در دلبری بیا با سلام و طبقی از تنهایی‌های طولانی تا آرام، آرام، آرام فرصت زخم تازه‌ای داشته باشم دلنوشته.... ‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌🌺

  • گاهی آدم‌ها عاشقِ تو نمی‌شوند… عاشقِ آرامشی می‌شوند که کنار تو تجربه می‌کنند. عاشقِ توجهت، عاشقِ امنیتت، عاشقِ دوست داشته شدن توسط تو… و تا وقتی آن احساس را دریافت می‌کنند، می‌مانند. اما روزی که مجبور شوند همان عشق را پس بدهند، می‌فهمند هیچ‌وقت عاشقِ خودِ تو نبوده‌اند. تلخ است… اما یکی از دردناک‌ترین حقیقت‌های رابطه همین است...... بعضی آدم‌ها، تو را انتخاب نمی‌کنند؛ فقط احساسی را انتخاب می‌کنند که حضور تو به آن‌ها می‌دهد..... و درست از همان لحظه، می‌فهمی دلتنگ شدن برای یک نفر، دلیل کافی برای برگشتن نیست ‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌🌺

  • عشق، همیشه با «دوستت دارم» آغاز نمی‌شود... گاهی کسی بی‌هیچ وعده‌ای کنارِ سکوتت می‌ایستد، و آرام‌آرام نبضِ جهان را به قلبت برمی‌گرداند. آن‌وقت می‌فهمی ماندنِ بعضی آدم‌ها، بلندترین اعترافِ عاشقانه‌ای‌ست که هیچ زبانی از گفتنش برنمی‌آید... دلنوشته.... ‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌🌺

  • هر روز... با «روز بخیر» گفتنِ تو و آن همه مهرِ پنهان در واژه‌هایت، زندگی دوباره معنا می‌شود چنان‌که عشق، جانی تازه باشد که در رگ‌های خسته‌ی من جاری می‌شود. بودنت.... خلاصه‌ی تمامِ خوبی‌های جهان است وقتی کنارم هستی دنیا رنگ دیگری می‌گیرد و هر چیز، بهانه‌ای می‌شود برای لبخند. تمامِ آنچه از زندگی خواسته‌ام در قلب تو جریان دارد صدایت شبیه دستانی مهربان است که آرامش را بر شانه‌های روحم می‌نشاند. وجودت، بارانی‌ست نرم و عاشقانه که بر کویرِ دل می‌بارد و از خاموشیِ آن باغی از امید می‌رویاند. و من، تمامِ آرزوهایم را در عمق چشمانت یافته‌ام چرا که در هر نگاه تو جهانی از زیبایی پنهان است. بدان، بودنت برای من نه فقط یک حضور که تمامِ معنایی‌ست که از این جهان خواسته‌ام... دلنوشته.... 🌺

  • صبح ها در چشم هایم هیچ شعر نیست جزء انعکاس نگاهِ تو هر روز دوست داشتنت تازه می‌شود دل دل كردن رنگ ندارد وقتى عطرِ خوبِ رازقی در فضاى خانه مى پيچد و صبح بخير تو باغچه ی دلم را شكوفا مىکند... بيا تا زمان دير نشده شروع شود روزِ عاشقانه ىِ من و تو ... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎🌺

  • 🌺@baharehdel1

  • 🌺@baharehdel1

  • ‍ دوستت دارم .... دیوانه‌تر از دیوانه‌ترین دیوانه‌ی دنیا وحشیانه‌تر از وحشیانه‌ترین آتشفشانها طولانی‌تر از دورترین مسیر کهکشانها عمیق‌تر از عمیق‌ترین نقطه‌ی اقیانوسها بی‌رحمانه‌تر از وزنده‌ترین طوفانها بلندتر از بلندترین قله‌ی کوهستانها وسیعتر از افق اندیشه‌ی آسمانیها آری دوستت دارم بالاتر از سیاهی فراتر از تباهی به قیمت تنهایی..... دلنوشته.... 🌺

  • در سراپرده ی عشق چگونه بنوازمت چگونه بسرایم تو را در بین واژه های شعر و غزل که بر قلب سپید دفترم ردی از عشق حک کند ...!!؟ از کجای سرآغاز دوست داشتنت بگویم که چشمانم به افق چشمان تو روشن شد !؟ چه بگویم از نوای حزن انگیز ساز کنار پنجره که دلتنگ می نوازد و چشم به ره آمدن تو شور می اندازد در دل گلهای باغچه تا غنچه هایش پرده از رخ بِدَرند به نوا خواهی تو .... 🌺