tgindex
کلبه شعر

کلبه شعر

Статистика
@RahgozartaМузыкаперсидский

تایم شعر ما۱۰/۳۰ الی ۱۲ ۱۸ الی۱۹

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
111
Всего постов
744
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
4 721
+19 за 3 дн.
Сутки
+9
+0,19%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
67
40 постов
Вовлечённость
1,4%
к подписчикам
Постов в день
15,9
всего 744
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
129
1/48двое суток
147
1/72трое суток
159

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ❤️❤️❤️

  • سلام عشقم صبحت بخیر❤️😍

  • ♥️صبح یعنی 🧡آغاز عاشقی ♥️وعاشقی یعنی 🧡زیباترین لحظه زندگی ♥️صبحتون پرازعشق 🧡و لحظه های خوب ♥️سلام دوست مهربان 🧡صبح زیبـاتـون بـخیر 🌺🍃🌺🍃🌺🍃

  • زندگی جیره مختصریست مثل یک فنجان چای☕ و کنارش " عشق " است... مثل یک حبه قند ! زندگی را با عشق نوش جان باید کرد .... سلام صبحتون بخیر ☕️ دلتون شاد شاد❤️ 🌺🍃🌺🍃🌺🍃

  • باران 🎧 تقدیم به اعضای دوست داشتنی شبتون بخیر

  • ‌ تو را شبيهِ شب دوست می دارمت يكدست، يكرنگ بی‌صدا، تنها و البته بی پايان بی پايان... شبتون بخیر 💞🌙🫂 🫧⃝☕️┄༅═┅┄

  • ‌ یڪ شب هوای گریه یڪ شب هوای فریاد امشب دلم، هواے تو ڪرده است...! شبتون عاشقانه 🌙🌠 🎎 🫧⃝☕️┄༅═┅┄

  • . ‌تنها چیزی که شخصیت هر انسان را عوض می کند سختی های زندگی است سعی کن در سختی ها انسان بمانی ‌؛ چون دنیای ما دنیای روابط آدمها با آدمهانیست ... دنیای روابط نقابها با نقابهاست آدمهاکمتر فرصت میکنند.. تا سیمای حقیقی هم را ببینند.

  • کی به پایان می‌رسـد این درد بی‌درمـان ما از کـرم لطــفی نما ، ای خـالـق و سبحان ما روزگار دل پریشی،  کی ز مــا پـر می‌کــشد کی به سامان میرسد این وضع ناسامان ما آتشی در سینه داریم ، شعلـه‌ای اندر وجـود کـس نـباشــد آگـه از این رنـج بی پـایان ما بر حـریـر پـادشـاهی عـده ای فـرصت طلب تا کمـر در مـزبـله، خـم کـودک و نســوان ما حالیا نـوروز و فصل شـادی دلها شده است شـوق و ذوقی کس ندیده بر در و ایوان ما چهره ها درهم کشیده غصه ها در دل فزون گــوئیا ویـرانـه گشـته است کـشور ایران ما از ســـر تدبیر این قـوم از جفـای فـکرشــان شیـره ی جـان می رود از دیـده ی گریان ما نه قـمـاری، نه قـراری، نه به ظاهـر سـرقـتی روز وشب کم می شــود از مخزن وانبان ما شــام تـاریک زمـان، صبحی مـگـر دارد ز پی رو به شادی کی رود این کلبه ی احـزان ما؟ اشک حسرت می چکد از چشم ناصح دائما زینکه می بیند نشـسته تیر غـم بـر جـان ما #علی_فعله_گری

  • گرچه دیشب باز هم با چشم های تر گذشت دست‌کم شادم که از عمرم شبی دیگر گذشت عشق ورزیدم که شاید کم شود تنهایی‌ام روزهای عاشقی، دور از تو، تنهاتر گذشت پیله کردن‌های من، پروا نکردن های تو عمر ما ای دوست، با آزار یکدیگر گذشت آن‌چه می‌بینی تو از من، داستان من نبود فرق بسیاری‌ست بین سرنوشت و سرگذشت بی‌شکایت بودنم عمری عذابت می‌دهد گاه پنهان است دست انتقامی در گذشت مرگ اگر می‌بود، می‌رفتم به استقبال او شکر می‌گفتم که این عمر ملال آور گذشت تا ابد شب‌های تو از عشق، گرم و روشن است گرچه عمر آتش من، زیر خاکستر گذشت #شاعر_ناشناس

  • من آرزوهایم شبیه عشق کبوتری به شوق یک پرواز برای رسیدن به اوج اسمان بود اما غافل از روزگاری تلخ که تیر تقدیر بر بال خیالم نشست ومن لبخندهایم را در لابه لای سرنوشتی سیاه گم کرد م شبهای آسمان من بی ماه است ............ من دلم چون گیتاری شکسته است که آوای برای نواختن ندارد من دلم شبیه ماهی کوچکی است که دیگر برای نفس دریا ندارد من شبیه ابری هستم که دیگر برای گل محبوب دل خودهم دگر باران ندارد من چون قلموی بدون رنگ در دست نقاشی هستم که در چون رنگی ندارد .......

  • ای مه! شبی از عمق جان مستانه می‌بوسم تو را دور از نگاهِ دیگران مستانه می‌بوسم تو را می‌آیم از ره ناگهان ، از شوقِ رویت نغمه‌ خوان خندان‌ لب و چشمک‌ پران مستانه می‌بوسم تو را ساغر به دست و عشوه‌ گر ، مستِ تو از پا تا به سر ای ساقیِ ابرو کمان! مستانه می‌بوسم تو را شاد از تو و آوازِ تو ، با سازِ افسون سازِ تو می‌رقصم و با هر تکان مستانه می‌بوسم تو را وقتی که مدهوشت شدم ، مجذوبِ آغوشت شدم...، خواهی نخواهی بی‌ امان مستانه می‌بوسم تو را تا شمعِ بالینم شوی ، فرهادِ شیرینم شوی در آتشت پروانه‌ سان مستانه می‌بوسم تو را شب می‌رود تا انتها ، خورشید می‌تابد به ما من بی‌ بهانه همچنان مستانه می‌بوسم تو را... #مهشید_تجلیان

  • دین من دنیای من ای دلبر رعنای من من تمنا میکنم پیشم بمان زیبای من در دلم عشق تو دارم٫ کس نداند راز دل آرزویم وصل توست شیرین ترین رویای من در همه خواب و خیالم هستی و تنها نِیَم دوریت راحت نباشد دلبر گیرای من در تلاشم دست تو گیرم شبی در گوشه ای تو بخندی و شود سرخوش دل شیدای من آنقدر فریاد عشقم سر کشم تا بشنوی از همان راه و مسیر دوریت نجوای من من تو را خواهم ز جانم بیشتر باور بدارز حاضرم جانم دهم خواهی طلب کن یار من در کمینند گرگها در انتظار طعمه ای غم مخور چوپان منم ای آهوی صحرای من من شدم عاشق مثال وامق و مجنون چرا؟ چون تویی معشوق من عذرا و یا لیلای من روز من با دیدن روی تو میگردد شروع همدمم ای روشنی بخش شب یلدای من با تو از کف داده ام من عقل و هوش چون به تو دارم یقین فرزانه دانای من در نبود تو ندارم من نشان هیچ ام بدان با تو بودن خوش‌تر است زیرا تویی معنای من در تلاشم تا برون آیم از این ظلمت شبی روشنی بخشی مرا مهتابِ در شبهای من من تو را روزی ببینم ناگهان میبوسمت چونکه بوسیدن از آن لبها بُوَد رویای من از خدایم بس تو را دارم طلب باشد همین من خریدار توام سودای بی همتای من با تو دنیا را نمیخواهم٫ ندارد ارزشی دارمت زین پس تویی امروز و هم فردای من ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍

  • چنان به مردم خوش‌بین باش که انگار جملگی خوبند. و چنان به خودت تکیه کن انگار هیچ خیری در مردم نیست

  • видео или голосовое, без подписи

  • ماه بانوی ِ جزیره! دلبری را بیخیال دامن ِ گلدار ِ رقص ِ بندری را بیخیال من حواسم هست تا دیوانه ات باشم مدام مو پریشان تر نکن، یادآوری را بیخیال می زنم پارو میان ِ موج های ِ نیلی ات ناخدا ! آن بادبان ِ روسری را بیخیال چشم الماس ِ زمرد پیکر ِ یاقوت لب! نقشه ی ِ گنجی خودت، نقش ِ پری را بیخیال پیش باید رفت در دریای ِ مواج ِ تنت نه! نینداز آن پلاک ِ لنگری را بیخیال تفرقه ایجاد خواهد کرد آخر این شکاف خط ِ بین ِ سینه های ِ مرمری را بیخیال دور ِ انگشت ِ تو می چرخم به هر سو خاستی آن سکان ِ حلقه ی ِ انگشتری را بیخیال دل ببر از من به هر اندازه میخواهی ولی دزد ِ دریایی ِ من! غارتگری را بیخیال با نگاهت تا ابد تنها مرا آتش بزن آسمان ِ خسته ی ِ خاکستری را بیخیال چون صدف وا مانده آغوشم به مروارید ِ تو مال ِ من شو بعد از این و دیگری را بیخیال #شهراد_میدری

  • نمیدانم چرا دلتنگ و غمگینم چرا قلبم گرفته ؟ نمیدانم چرا باران نمیبارد چرا گریه‌ام گرفته ؟ نمیدانم چرا بی‌تاب و تلخ و بی قرارم نمیدانم چرا دردم گرفته؟ وجودم از چه چیزی گشته خالی چه چیزی در درونم پا گرفته نمیدانم چه اوازی بخوانم چه شعری با چه مفهومی بگویم؟ نمیفهمم چگونه صحنه باید مرا در بر بگیرد از چه رویم؟ نمیدانم که پایان نمایش چه چیزی را نگویم از چه گویم؟ نمیدانم چرا میترسم از عشق نمیدانم چرا دل بی قرار است نمیدانم‌ چرا عاشق شدم باز چه چیزی از چه چیزی در فرار است؟ نمیدانم چه حسی در نگاهش مرا از خلوتم بیرون کشیده نمیدانم چه حالی در هوایش مرا تا ساحل دریا کشیده قسم به شمع و شعر و ساز و اواز نفهمیدم چرا؟ آیا؟ چگونه؟ نمیدانم نمی‌دانم خدایا نمیدانم‌ چرا عاشق شدم باز؟ وجودم از چه چیزی گشته خالی چه چیزی در درونم پا گرفته؟ #نایاش

  • دل تنگم دوباره سادگے ڪرد بـازم یـاد زمــان بچگــے ڪرد دلم یاد بیست سال پیش ڪرده هـواے بـستـگان خـویـش ڪرده همان موقع ڪه دلها شاد بودند هـمـــه دل زنـــده و آبـــاد بودند همه ڪوے و گذر لطف و صفا بود سـخــن از مهــربـانـے و وفـــا بود قدیـمــا زندگے رنگـے دگر داشت زمونه ریتم و آهنگے دگر داشت یه رنگے بود و لطف و مهربانے سـرور و جشن بود و شـادمـانی قدیما هیچڪس نامردے نمے ڪرد ڪســے ابـراز دلـســردے نمے ڪرد چرا بازار نـامـــردے شلوغه!؟ چرا مهر و وفــادارے دروغه!؟ چرا مهـر و محبت ڪیمیـا شد همه دنیا پر از رنگ و ریا شد چطورے بسته شد درهاے رحمت ڪجــا رفت آن همه مهــر و محبت چرا مردم شدند در غم گرفتار دلـم تنگه از این آشفتـه بازار بگو رحم و مروتها ڪجا رفت؟ جوانمردے فتوتها ڪجا رفت؟ بـرادر بـا بـرادر جنگ داره پدر از بچه خود ننگ داره پـدر سالارے از بن ریشه ڪن شد پسـر سالارے و خر در چمن شد جوان تا ظهر زیر رختخوابه پدر بیچــاره در رنـج و عذابه قدیما ڪه همش حرف پسر بود عـصـــاے پیــریِ دست پدر بود ڪنون برخے پسرها بے بخارند تعصب مـــردے و غیــرت ندارند نمى دانـم چـرا دنیــا عوض شد همه دلها پر از ڪین و غرض شد نـهــال آرزوها بے ثمر شد برادر از برادر بے خبر شد دگـــر حــرفـے ز عمو و دایـے نیست  چه شد خاله، خبر از زندایے نيست پســر خاله نمے گیرد سراغت نمے روید گلے دیگر به باغت همــه فــامـیـــل از هـمـدیــگه دورند چرا اینگونه سرد و سوت و ڪورند بسے لعنت به این رسم زمونه به این دنیـاے بر عڪس وارونه یڪے مـاشیـن میـلیــاردے سـواره یڪے هم یک موتور سیڪلت نداره یڪے در پول و ثروت غوطه ور شد یـڪـے هـــم از نـدارے در بـه در شد یڪے املاک و صدها خانه داره یڪے مـحتـــاج یک پـول اجــاره یڪے درگیر درد بے علاجه یڪے دنـبــال وام ازدواجــه یڪے مـیــمـیــره از درد خـمـــارے یڪے در پارتے و شب زنده داری

  • видео или голосовое, без подписи

  • در موسیقے نت ها مانند ڪلمات معنے مشخصے دارند ولے ترجمہ و تفسیر آنها غیر ممڪن است. ***🎼🎼🎼🎼🎼🎼 ░▒▓█ ܩ❟ܝ۬‌ࡅ࡙ߺܭࡉ ࡅߺ߳ܦ߳ܥ‌ࡅ࡙ߺܩܨ █▓▒░ توجہ. توجہ یڪ عصر جمعہ شاد و مفرح در ڪنار دوستان عزیز و مهربان با یه تایم موزیڪ. تقدیمی شاد 😍😍😍💃💃 🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼 آهنگ تقدیم ڪنید             بہ دوستانتان                          عشقتون                                   ڪراش                                        رل 🎵🎵🎵🎵🎼🎼🎼🎼🎉🎉🎉🎉 ‌‌‌‌‌‌‌‌ از ساعت             1⃣8⃣:0⃣0⃣                                                                         تا ساعت 💫💫⭐️ 2⃣0⃣:0⃣0⃣ ،🎵🎵🎵🎵🎵🎵🎵🎵🎉🎉🎉🎉🎉 منتظر حضور سبز شما. عزیزان  و دوستدارن موزیڪ. کنارمون هستیم😍😍😍💃💃 🎵🎵🎵🎵🎵🎵🎵🎵🎉🎉🎉🎉🎉 لینڪ گپ پشتیبانے لطفا تشریف بیارین 😍😍😍شاد و شاداب باشین 😍😍😍 https://t.me/+xAXq7pCo6uEwMDlk 💃💃💃 منتظر حضور پراز مهرومحبتتون هستیم 😍😍😍🌹🌹🌹

کلبه شعر — tgindex