کُنجِ دنجِ آرزوها
Статистикаآبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم🩵 [پشت کنکوری ای که ۲۱ سالشه]
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 23
- Всего постов
- 37
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 106
- 1/48двое суток
- 121
- 1/72трое суток
- 131
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دیگه شب بخیر دارم میمیرم از خواب.
видео или голосовое, без подписи
وای یه چیز سم بگم بعد اینکه کلی گریه کردم تو بغل مامان و سبک شدم یکم، گفتم مامان چشمام سیاه نشده؟ (یه ریمل و خط قهوه ای پلک پایین داشتم و مامانم گریه میکردم هی اشکامو پاک میکرد) گفت یکی از چشمات خیلی کم. گفتم وای چه باحاللل چه ریملیه خدایی الان باید چشمام سیاه بود چجور، قربون این ریمله برم انقد ماهه😂😂😂😂 نمیدونم بعد گریه این چی بود به ذهن من اومد
این زن نبود من دق میکردم واقعا. واقعا میگم.
امیدوارم یه روز برسه مامان با حرف من بخنده و خوشحال بشه از جانب کنکور و این داستان هاش، نه هربار تو فکر فرو بره و اخم کنه و ببینم ته چشماش چه غمی نشسته و سیصدبار خودم رو لعنت کنم. من به مامان یه شادی عمیق بدهکارم.
شاید مادر پدرا فکر کنن هربار با شنیدن اینکه بچه هاشون میخوان مجددا پشت بمونن چقدر اذیت میشن اما نمیدونن بیشتر از همه اینا مطرح کردن این بحث و ترس از ناامیدی مامان باباهامون چقدر برامون سنگین و سخته و سیصد برابر ناراحتی اون هارو ما هر روز تجربه میکنیم :)
به مامان گفتم میخوام بمونم و چقدر ارزشمنده برام تاب آوریم و تلاشم و پیشرفت های حتی یه پله هم شده نسبت به سال قبلم. انقدر حرف زدیم و زدیم و زدیم. که من دراز کشیده بودم رو تخت یهو ناخوداگاه اشکام شروع به ریختن کرد و بهش گفتم شاید ندونی ولی حتی زدن این حرفا هم برام خیلی سخته واقعا و یه جوری بعدش بغضم ترکید که مامان اومد بغلم کرد و دلداریم داد. برای خودمم یهو ترکیدنم عجیب بود. فکر کنم روحم تا اون لحظه همه چی رو داشته تحمل میکرده تا یهو منفجر شه... خلاصه خیلی منطقی و درست حسابی به مامان گفتم یک سال دیگه هم تلاش میکنم و اصلا اهمیت نداره برام که چندسالمه چون بالاخره من ۳۰ سالم میشه اما فرقه بین اینکه یه ۳۰ ساله ای بشم که اون مسیری که دوست داشته رو طی کرده و به چیزی که دوست داشته رسیده یا ۳۰ ساله ای که صرفا یه راهی رو رفته که رفته باشه. خیلی حالم بهتره. خیلی سبکم و کلی بار و فشار از روی روانم برداشته شده. خدایا شکرت. ممنونم انقدر بزرگی که اینجاهم کمکم کردی :)
من اینطوریم که بابت اومدن مهمون کلی غر میزنم که حوصله ندارم فلان، اما آخرش خودم بیشتر از همه بهم خوش گذشته :)) (البته که آدمای خوبا. نه هر شخصی)
الهی شکر بابت همه چی واقعا :)❤️
خیلی خیلی تو مسئله ای که دوستش داشته باشم سمجم. یعنی چشمام خون افتاده بس که پیگیر یه چیزی بودم و سیصد جای مختلف رو براش چک کردم. امیدوارم یه روزی همچین حسی رو برای درس خوندن داشته باشم و انقدر پیگیرش باشم که قرمزی چشمام با وجود اذیتش، برام لذتبخش باشه و بدونم…
خیلی خیلی تو مسئله ای که دوستش داشته باشم سمجم. یعنی چشمام خون افتاده بس که پیگیر یه چیزی بودم و سیصد جای مختلف رو براش چک کردم. امیدوارم یه روزی همچین حسی رو برای درس خوندن داشته باشم و انقدر پیگیرش باشم که قرمزی چشمام با وجود اذیتش، برام لذتبخش باشه و بدونم تلاشگر بودن همچین چیزیه. اینکه یهو از دستت در میره که چندین ساعت داشتی درس میخوندی یا اون کار رو انجام میدادی :)
видео или голосовое, без подписи
همیشه خرید کالاهای مصرفی در اولویته. اگر قصد خرید لپتاپ داری و پولت میرسه، بخر. طلا و سهام و رمزارز رو ول کن؛ اگر پولت داره به خرید چیزی که مورد نیازته نزدیک میشه، تعلل نکن و بخر. لپتاپ و گوشی و ماشین و خونه و هر چیزی که کیفیت زندگیت رو بالا میبره و خریدش ضروریه به تاخیر ننداز و با وام و قرض و قسط بخر عزیزم، بخر.
видео или голосовое, без подписи
چت جی پی تی من رو اینطوری توصیف کرد :)🩵
هی رو نوک زبونمه به مامان بگم میخوام یه بار دیگه درس بخونم. هی میگم دهنت رو ببند الان..
اینایی که میگن «درس نخونید،تو این مملکت هیچی از درس درنمیاد،مگه ما خوندیم چی شد؟ یه چیزی رو این وسط نمیگن اینکه انتظار داشتن با درس خوندن ۱۰ پله پیشرفت کنن، ولی ۸ پله پیشرفت کردن دیگه پله اولی که بودن و پله آخری که شدن رو یادشون میره درس خوندن همیشه به نفعتونه،اونا گوه میخورن. • قرار بود سامان باشم • @OfficialPersiaTwiter
هر کی گفته واقعا اشتباه کرده به عشقم توهین کرده😭
خورش بامیه غذا نیست و نهایتا میتونه جزو اشیا باشه🐳
видео или голосовое, без подписи