دوری
описание
یادداشتهای زمانبندیشده از یک تا-ابد دانشجوی کاوشدوست ـ متن دیگران را منبع میزنم. - مادامی که زندگی را بر دیگری تنگ نکنی، عشقی باش و بیخیال. دردمند و امیدوار. 💬 @Jooyafar 🥷 t.me/BeManPmBot?start=kc-34076293
102
подписчиков
Охват к подписчикам
195,1%
ERR
Реакции к просмотрам
0,00%
0 на 20 постов
Пересылки к просмотрам
0,40%
16
Постов в день
0,1
всего 20
Где отзываются чаще
доля реакций к просмотрам- 13 авг.بعضیها دستشان درد نکند از زمان لقمان حکیم تا به امروز به رایگان یک مدل زشتی زندگی کردهاند و رفتارهایی داشتهند که ما آموزش عملی ببینیم یک مدلی زندگیکردن و رفتارداشتن چقدر زشت است و ما اینگونه نباشیم. در نسخۀ بروزشدۀ دنیا بابت هر رفتار آزاردهندهشان یک پیامک برداشت سنگین از حساب بانکی با موضوع "خرید دورۀ عملی کاربردی انسانبودن" برایمان ارسال میشود. l دوری | ۴۰۵/۰۴/۲۲0,00%
- 8 авг.فقط آدمهای بیکار فرصت دارند مشغولیت ذهنیشان آبروریزی ما باشد. فقط ذهن ایشان فضای خالی دارد که آبروریزی ما را ذخیره کند. و خب نظر آدمهای بیکار مهم نیست. در سحرگاه یک روز تعطیل ناگهان مغزمان دلش میخواهد یادش بیاید زمانی که فقط ۴ سال داشتیم چه بیآبروییای پیش آمده و خجالتزده میشویم در حالیکه میدانیم ابدا کسی یادش نیست؛ یا دستکم آدم حسابیها ذهنشان برای پرشدن با مطالب مهمتری ساخته شده است و خیالمان راحت میشود. در هر صورت، ذهن مریض است. نشخوار میکند. این چیزها را برای آدم بزرگها هم باید مرور کنی که کسی یادش نیست هفتۀ پیش چه غلطی کردهای چه رسد به غلطی که در دهه ۳۰ هجری شمسی کردی. l دوری | ۴۰۵/۰۴/۱۷0,00%
- 6 авг.تکمیلی: حتی اگر امیدواری، عقلانی نباشد، باز هم داشتن امید و تداوم حرکت، بهترین انتقام از بدخواهامونه.0,00%
- 6 авг.اگر پیش روی آهوی تیزپا، چمنزار سبزی بود، به عقب نگاه نمیکرد. اما کرد. سرعتش کم شد. خوراک شیر درنده شد. زادۀ عصر اینترنت است و در عصر هوش مصنوعی به بلوغ رسیده است. اما عکس پسزمینۀ تلفنش میدان لالهزار تهران است. همان لالهزار سیاه و سفید دهۀ ۵۰. عکس نوستالژیک خانمی با چادرگلی و ظرف نذری روی پروفایلش است. بیکار که میشود داریوش و مهستی پلی میکند. بهمن میکشد (اِعراب را درست خواندی؛ بهمن میکشد). بهمنی که شاید به سن پدرش قد بدهد. در پشت سر، تپههایی میبیند که میداند سیاه است. بالاتر از آن رنگی نیست. آنان که روی تپهها(ی) ندیده قمار کردهاند، میدانند دوسرباخت است. آرزوخانم نابارور است. امیدخان کور است. ناباروری آرزو را میدهند و کوری امید را میخرند. لعابی که تلویزیون سیاه و سفید دارد، تلویزیونهایی با توان تولید ۵۷ میلیون رنگ ندارند. l دوری | ۴۰۵/۰۴/۱۶ عکس از اکانت توییتری بهنام خوابگرد0,00%
- 13 июл.без подписи0,00%
- 12 июл.هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر آرامتر از آهو بیباکتر از شیرم هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر 🎧 I tried so hard and got "so far"0,00%
- 9 июл.دنیا در حالی برای رسیدن به «شادی و آرامش» دست و پا میزنه که پاسخ بدیهی این خواستهٔ نایاب آدمبزرگها پیش کودکان فراوان است. فقط دو چراغ رنگی و یک موتورالکتریکی میتونه اونو به وجد بیاره. در جزئیاتش غرق میشه، به چیز دیگری فکر نمیکنه و داشتهٔ کنونیش در نظرش بزرگترین موهبت دنیا تلقی میشه. به دوربین خیره میشه و میخواد تموم این حس خوب رو با بقیه شریک بشه. l دوری | آرشیو دور0,00%
- 8 июл.darkLightSwitcher_04.bat0,00%
- 8 июл.سوییچر دارکمود ویندوز ویندوز هیچ گزینه دم دستی برای تغییر حالت Dark/Light تدبیر نکرده و خب هر بار مسیر Settings > Personalization > Colors رو باید برید یا توی Start Menu عبارت Dark رو جستجو کنید. داخل وب جستجو کردم و راهحلی که نصب و جراحی ویندوز نیاز نداشته باشه پیدا نکردم. این کار یه راه حل سبک و سریع میخواد. از هوش مصنوعی هم کمک گرفتم و دیباگ کردم که باز هم مشکلاتی داشت. در نهایت با ترکیب چندتا کد به این فایل رسیدم که در حال حاضر خودمم ازش استفاده میکنم و امیدوارم به کارتون بیاد. بذارید روی دسکتاپ و هر موقع خواستید اجراش کنید تا منوی تم رنگی باز بشه و تم رو عوض کنید. مشکلی هم اگر داشت گزارش بدید. کد فایل ترکیبی از کدهای هوش مصنوعیه و از جایی نگرفتم. کد مخربی داخلش نیست. ☑️ همیشه به یاد داشته باشید فایلهای اجرایی .bat، .exe, .ps1 رو قبل از اجرا از درستکار بودن منتشرکنندهش باید مطمئن باشید و اگر به من نوعی اعتماد دارید از این فایلهای اجرایی استفاده کنید. ⚠️ برای اینکه موقع اجرا پیام خطا دریافت نکنید، کلیک راست کنید و از منو گزینه properties رو انتخاب کنید و گزینه unblock رو بزنید. l دوری0,00%
- 2 июл.مغزِ ترسناک و حسابگرِ بیمغزها ما بحث میکنیم چون شواهدمان را قوی میپنداریم. شاید هم واقعا قوی باشند. شواهدمان برایمان بدیهی و سنگین بهنظر میرسد. میپنداریم مخاطبمان اگر کمترین درکی داشته باشد، حتما خواهد پذیرفت. پس منطقی میدانیم که با کمترین هزینه بحث کنیم. اما چیزی را یادمان رفته است. یادمان میرود که مکانیزم دفاعی مغز چقدر قویاست. هر انسانی شبیه لباس سفیدی که چند دهه در خمرههای رنگرزی مختلف سفر کرده اکنون رنگ منحصربفرد خودش را دارد. این را بگذارید کنار اینکه مغز حسابگر است. مینشیند چرتکه میاندازد. حساب میکند هر چه بیشتر روی اصل و باوری پافشاری کرده باشد زیان انباشته آن چقدر میشود. زیان انباشه چنددهه زندگی فلاکتبار، زیاد است. خیلی زیاد است. مغز میداند تاوان سنگینی باید بدهد و دستکم پیش خودش شرمندگی بکشد. پس بهتر است گردن نگیرد. گردننگرفتن، سازوکاری منطقی برای نشکستن است. ذهن به همان باورها ادامه میدهد. تا ثریا، کج و کوله ادامه میدهد. اگر قول بدهیم ناراحت نشویم رازی را میگویم. میگویم که گاهی وقتها هم این گردننگیرِ لامذهب، ذهن خود ماست. برای همین از آدم مطمئن باید ترسید. حتی اگر خودمان باشیم. ۴۰۵/۰۲/۳۱0,00%
- 27 июн.یک میلیون چند تا صفر داره؟ اگر دستی بر ماشین حساب دارید حتما میدانید هیچکدام از باورها به لحاظ تعدادی (و نه درصدی) کمجمعیت و قلیل نیستند. کافیست هر باوری تنها ۱% مردم عزیزمان را شامل شود تا آن باور ۱ میلیون نفر جمعیت داشته باشد. اگر خدای ناکرده کسی به ذهنش رسید که بگوید مردم دمار از روزگار هر کدام از این گروهها در میآورند باید بداند در مورد دمار دست کم ۱ میلیون جمعیت صحبت میکند. چه میشد اگر صاحب هر تریبونی درک میکرد که اولین نیست و آخرین نخواهند بود. معادباورانی که خاک را از یاد بردهاند کاش کمی اسب چموش فرعونی خود را یونجه حلم و خرد میدادند. هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است / گو چه حاجت که به افلاک کشی منزل را #یادداشت@beingfar0,00%
- 24 июн.غرق در هیجان بیشتر، دروغ خفنتر آخرین قطار شهری به راه افتاد. هنوز سرعت نگرفته بود که ناگهان ایستاد. چند لحظه در سکون بودیم. مسافران، هاج و واج به هم نگاه میکردند. قطار کمکم به عقب حرکت کرد. دربها باز شدند. آقایی که کنارم نشسته با صراحت میگوید دلیلش اینست که این آخرین سرویس است. نباید کسی جا بماند. بهنظر من هم حق با اوست اما چرا هر چه صبر میکنیم کسی وارد قطار نمیشود؟ طول عمر همدیدگاهبودنم با آقای صاحبنظر دارد به سر میآید. گوشها تیز شده است. همگی آمادهباشاند. تشنگی برای دریافت حقیقت به بالاترین سطح خودش رسیده است. خانمی قدمزنان در راهروی مترو به کنار دستی اش میگوید راننده گفت کسی خودش را جلوی مترو انداخته و خودکشی کرده است. سخنش را چندبار تکرار میکند. چونان نجاری که از درستی موقعیت میخ آگاه شده است و با خیال راحت میخ را محکم میکوبد: راننده گفت کسی خودش را جلوی مترو انداخته و خودکشی کرده است. خبر ناراحتکننده و تلخیست. کمی آنطرفتر خانمی میانسال با شال قرمز نشسته است. خدا حفظش کند چه سرزبانی دارد. راحت با آدمها ارتباط میگیرد. سریع مشغول صحبت میشود. انگار او هم خبر بازگوشده را شنیده است. بله، بله... سال گذشته هم همین خودکشی اتفاق افتاد و همینطور شد. پس حتما همینطور است. هیجان زیاد خبر بهقدری او را سرزنده کرده است که اگر بگویند جوانی که قصد خودکشی داشت سالم از قطار بیرون آمد، همانجا سکته را میزند. زن میانسال این بار مغز جوان دیگری را در فرغون گذاشته است. آنجا هم قطار به عقب رفت. خودم شاهد بودم. دیدم که چه شد. مرد نظریهپرداز کنار دستم که بهصراحت میگفت قطار آخر باید مدت بیشتری در ایستگاه بماند اکنون با همان صراحت باور دیگری دارد. میگوید [معلومه دیگه!] خودکشی زیاد شده است. از پنجره پشت سرم به بیرون نگاه میکنم. خط مخالف مسافران زیادی دارد که منتظر قطارند. آنها خیلی راحت میتوانند سرشان را از گوشیهایشان خارج کنند و دنبال محل حادثه بروند اما نمیروند. طبیعی هم هست، چون خبری نیست! قطعهای از پازل به دیگری نمیخورد. با این حال، همشهری به هر قیمتی میخواهد این قطعه مهمان همین پازل شود. هیجانی در این قطعه دروغین جدابافته برای پازل است که در قطعات طبیعی و سالم پازل وجود ندارد. قطار، قطار ایران است و مسافرانش شهروندان ایران اند. سرشان سلامت. #یادداشت@beingfar0,00%