⌛ رونق کاسبی ⌛
Статистикаاینجا یاد میگیریم در هر شرایط، کاسبی سودآور بسازیم، با استراتژیهای نسل پنجم، در سختترین شرایط هم سود کنید شرکت رونق کاسبی نقش جهان ثبت:48827 موسس:حبیب معینی آدرس دفتر: شهرک صنعتی اشتهارد ارتباط با ادمین : @Businessbooom_admin
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 9
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 345
- 1/48двое суток
- 395
- 1/72трое суток
- 426
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
جمعه روز تفکره آزادسازی نرخ سوخت؛ تهدید یا فرصت؟ اگر نرخ سوخت آزاد شود، نباید فقط به «گرانی بنزین» فکر کنیم؛ باید به تغییر رفتار اقتصاد و مشتری فکر کنیم. برای کاسب، تهدیدها روشناند: هزینه حملونقل بالا میرود، قیمت تأمین کالا افزایش پیدا میکند، سرمایه در گردش بیشتری لازم میشود و ممکن است قدرت خرید مشتری کاهش پیدا کند. اما همانجایی که تهدید ساخته میشود، فرصت هم متولد میشود. کاسبی که زودتر هزینههای پنهان حملونقل را شناسایی و بهینه کند، شعاع استراتژیک داشته باشد، مسیرهای توزیعش را اصلاح کند، موجودی و سرمایه در گردش را مدیریت کند و قیمتگذاری دقیقتری داشته باشد، کاهش حاشیه سود را جدی بگیرد، میتواند از رقیبی که فقط قیمتها را بالا میبرد جلو بیفتد. حتی ممکن است رفتار مشتری تغییر کند؛ فاصله، ارسال، خرید محلی، کالاهای سبکتر و کمهزینهتر و خدمات آنلاین ارزش بیشتری پیدا کنند. پس سؤال اصلی جمعه این نیست: «بنزین چقدر گران میشود؟» سؤال مهم جمعه روز تفکر است، این است: «اگر سوخت دیگر ارزان نباشد، چه چیزی در مدل کاسبی من باید تغییر کند؟» فرصت و تهدید واقعاً دو روی یک سکهاند؛ کاسب حرفهای کسی نیست که تهدید را نبیند، کسی است که زودتر از دیگران از دل تهدید، فرصت خودش را پیدا کند. ✍️ حبیب معینی معمار کاسبی موج پنجم
آغاز عرضه بنزین ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومانی در کرمان معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار کرمان: بر اساس مصوبات ملی، در استان کرمان علاوه بر ۱۱۰ لیتر بنزین سهمیه ملی، ۴۰ لیتر سهمیه استانی نیز در نظر گرفته شده است. ۴۰ لیتر بنزین سهمیه استان کرمان در دو مرحله و به…
آغاز عرضه بنزین ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومانی در کرمان معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار کرمان: بر اساس مصوبات ملی، در استان کرمان علاوه بر ۱۱۰ لیتر بنزین سهمیه ملی، ۴۰ لیتر سهمیه استانی نیز در نظر گرفته شده است. ۴۰ لیتر بنزین سهمیه استان کرمان در دو مرحله و به صورت دو سهمیه ۲۰ لیتری شارژ میشود که سهمیه دوم پس از تمام شدن سهمیه اول به افراد اختصاص مییابد. از ساعت ۲۴ چهارشنبه ۲۰ مردادماه، بنزین بدون یارانه نیز در ۲۰۴ جایگاه سوخت استان در دسترس ساکنان کرمان قرار میگیرد. Asriran.com @MyAsriran
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
پیچ جاده کاسبی | قسمت سوم بعضیها دقیقاً وسط پیچ، سبقت میگیرند! در جاده، همه میدانند که سرِ پیچ جای سبقت گرفتن نیست. چرا؟ چون هنوز نمیبینی پشت پیچ چه خبر است. اما در کسبوکار چه؟ دقیقاً وسط پیچ اقتصادی، بعضی مدیرها ناگهان تصمیم میگیرند: بزرگتر شوند. نیرو اضافه کنند. وام بگیرند. خط تولید جدید بزنند. دفتر جدید افتتاح کنند. و حتی وارد بازار جدید شوند. چرا؟ چون رقیبشان جلو افتاده! اما یک سؤال: تو واقعاً داری از رقیب سبقت میگیری، یا فقط داری با سرعت بیشتری وارد نقطه کور میشوی؟ در پیچ، مسئله فقط سرعت نیست؛ مسئله دید است. اگر آینده بازار را نمیبینی، اگر قدرت خرید مشتری را نمیدانی، اگر هزینه تأمین مالی را نمیسنجی، اگر مسیر تأمین مواد اولیه را نمیشناسی، اگر نمیدانی رقیب فردا از کجا وارد بازار میشود... تصمیم بزرگ گرفتن، اسمش جسارت نیست. اسمش سبقت در نقطه کور است. مدیر حرفهای در پیچ لزوماً ترمز نمیکند؛ اول دیدش را زیاد میکند. بعد تصمیم میگیرد کجا سرعت بگیرد، کجا مسیرش را عوض کند و کجا از رقیب سبقت بگیرد. چون در اقتصاد، گاهی یک سبقت اشتباه فقط چند متر عقبات نمیاندازد؛ کل ماشینت را از جاده خارج میکند. حالا سؤال: در پیچ اقتصادی امروز ایران، تو داری سبقت میگیری... یا هنوز نمیدانی پشت پیچ چه چیزی منتظرت است؟ حبیب معینی| معمار کاسبی موج پنجم
پیچ جاده کاسبی | قسمت دوم 🚗 در پیچ، سرعتت را کم نکن؛ مدل رانندگیات را عوض کن! یک رانندهی آماتور وقتی به پیچ میرسد، فقط یک چیز میبیند: خطر. پایش را روی ترمز میگذارد، سرعت را کم میکند و منتظر میماند پیچ تمام شود. اما رانندهی حرفهای چیز دیگری میبیند: مسیر خروج از پیچ. کاسبی هم دقیقاً همین است. وقتی بازار وارد پیچ میشود؛ قدرت خرید پایین میآید، هزینهها بالا میرود، رقیب جدید وارد میشود، رفتار مشتری عوض میشود... بیشتر مدیرها فوراً میروند سراغ ترمز: ❌ کاهش هزینه ❌ کاهش تولید ❌ اخراج نیرو ❌ توقف تبلیغات ❌ کاهش تنوع محصول اما سؤال اصلی این نیست که: «چطور کمتر ضرر کنیم؟» سؤال این است: «از این پیچ، با چه مسیری باید خارج شویم؟» چون در پیچ، همهچیز به زاویهی فرمان بستگی دارد. اگر همان فرمان قبلی را نگه داری، حتی اگر سرعتت را هم کم کنی، ممکن است از جاده خارج شوی. کسبوکاری که بازارش عوض شده اما همچنان با همان محصول، همان مشتری، همان قیمتگذاری و همان روش فروش ادامه میدهد، دقیقاً همین کار را میکند. پیچ بازار، زمان تغییر فرمان است؛ نه فقط زمان ترمز گرفتن. حالا یک سؤال: 🔻 کسبوکار تو الان در کدام پیچ جاده است؟ و مهمتر: داری فرمان را میچرخانی یا فقط ترمز گرفتهای؟ ادامه دارد... قسمت سوم: چرا بعضیها دقیقاً وسط پیچ سبقت میگیرند؟ حبیب معینی | معمار کاسبی موج پنجم
🛣️ پیچ جاده | قسمت اول همه جادهها قرار نیست مستقیم باشند! یک راننده حرفهای وقتی به پیچ میرسد، گاز نمیدهد که ثابت کند شجاع است. سرعتش را تنظیم میکند. چون میداند بعد از پیچ را نمیبیند. کسبوکار هم همین است. اقتصاد ایران وارد یک «پیچ جاده» شده؛ پیچی که بعد از آن، الزاماً همان جاده قبلی ادامه ندارد. اما خیلی از مدیران هنوز دارند با سرعت سالهای قبل رانندگی میکنند: همان محصول همان مشتری همان قیمتگذاری همان ساختار هزینه همان نیروی انسانی همان مدل فروش و بعد وقتی ماشین از جاده خارج شد، میگویند: «اقتصاد خراب شد!» نه. گاهی مشکل از جاده نیست؛ مشکل از این است که راننده، پیچ را ندیده است. شاخص امروز: «سرعت تغییر» اگر در ۱۲ ماه گذشته، یکی از اینها بیشتر از توان تطبیق کسبوکار شما تغییر کرده: - هزینه مواد اولیه - نرخ ارز - قدرت خرید مشتری - هزینه نیروی انسانی - هزینه تأمین مالی - رفتار مشتری - مسیرهای فروش شما در پیچ هستید. و سؤال امروز این نیست: «کی جاده صاف میشود؟» سؤال حرفهای این است: «با چه سرعتی باید وارد پیچ شویم؟» از امروز چند روز، همین «پیچ جاده» را از زوایای مختلف بررسی میکنیم: 📍 سرعت 📍 دید راننده 📍 ترمز 📍 فرمان 📍 عرض جاده 📍 نقطه خروج از پیچ 📍 و مهمتر از همه... سبقت گرفتن در پیچ! چون بعضیها در پیچ تصادف میکنند؛ بعضیها سرعت کم میکنند؛ اما بعضیها... از همین پیچ، سبقت میگیرند. حبیب معینی | معمار کاسبی موج پنجم
🎭 بازی قدیمی «خوب و بد»؛ این بار برای ترساندن شما یک تکنیک قدیمی در سیاست وجود دارد: یک نفر را «خوب» نشان بده، یک نفر را «بد»؛ یکی را ناجی کن و دیگری را تهدید. بعد مردم را بین این دو قطب قرار بده تا هیجان شکل بگیرد، مشارکت بالا برود و تصمیمها بیشتر از جنس ترس باشند تا تحلیل. در ایران هم این بازی را کم ندیدهایم؛ از رقابت خاتمی و ناطق نوری گرفته تا سالهایی که جلیلی نقش «پلیس بد» را بازی میکرد و امروز هم چهرههای جدیدی وارد زمین شدهاند. اما نکته جالب اینجاست: این بازی هیچوقت قدیمی نمیشود. چرا؟ چون انسان به ترسهایش بیشتر از برنامههایش بها میدهد. وقتی میترسی، دیگر مغزت دنبال بهترین تصمیم نمیگردد؛ دنبال امنترین راه فرار از خطر میگردد. یعنی به جای اینکه بپرسی: «چه اتفاقی واقعاً در حال رخ دادن است؟» میپرسی: «چطور خودم را نجات بدهم؟» و دقیقاً همینجاست که میتوانند با ترس، تصمیم تو را مدیریت کنند. پس اتفاقات این روزها را ببینید؛ تحلیل کنید؛ اما بازیچه هیجانش نشوید. من سه سال است ساعت شنی را بالای این کانال گذاشتهام و مدام درباره یک تغییر بزرگ در ساختار سیاسی و اقتصادی ایران صحبت کردهام. آنچه امروز میبینید، برای من یک اتفاق ناگهانی نیست؛ قطعات پازلی است که مدتهاست دربارهشان حرف میزنیم. بنابراین اگر صاحب کسبوکاری هستید، بدترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که با هر موج خبری، از ترس تصمیم بگیرید. کسبوکارتان را متوقف نکنید. سرمایهتان را کورکورانه جابهجا نکنید. برنامهتان را فقط به خاطر ترس از آینده نابود نکنید. بفهمید چه چیزی در حال تغییر است. چون مسئله اصلی این نیست که آیا پیچ بزرگ اقتصاد ایران را رد میکنیم یا نه؛ مسئله این است که وقتی از پیچ رد شدیم، آیا بلدیم در جاده جدید رانندگی کنیم؟ ما پنجاه سال است در یک جاده رانندگی میکنیم. قواعدش را بلدیم؛ دستاندازهایش را میشناسیم؛ حتی میدانیم کجا سبقت بگیریم و کجا ترمز کنیم. اما چیزی که در حال شکلگیری است، یک جاده جدید است. و این را جدی بگیرید: 🚨 رانندگی در اتوبان، با رانندگی در جادهای که پنجاه سال در آن بودهایم فرق دارد. در اتوبان آینده، سرعت تصمیمگیری متفاوت است؛ رقابت متفاوت است؛ مشتری متفاوت است؛ سرمایه متفاوت است؛ و حتی تعریف «کسبوکار موفق» متفاوت خواهد بود. پس به جای اینکه از هر خبر بترسید، قواعد بازی جدید را یاد بگیرید. چون شاید بزرگترین اشتباه این باشد که آنقدر مشغول ترسیدن از پیچ باشیم که وقتی وارد اتوبان شدیم، اصلاً آماده رانندگی نباشیم. پیچ بزرگ جاده کاسبی ایران نزدیک است. من ترجیح میدهم به جای ترسیدن از پیچ، برای اتوبان بعد از آن آماده باشم. شما چطور؟ حبیب معینی| معمار کاسبی موج پنجم ارتباط با ادمین : @Businessbooom_admin
جمعه، روز تفکر... بیشتر مدیران، قیمت دلار را رصد میکنند؛ اما مدیران بزرگ، ریسکهای ژئوپلیتیک را. چون میدانند قیمت دلار، نتیجه است؛ نه علت. یک جنگ، یک توافق سیاسی، یک تحریم، یا تغییر یک مسیر حملونقل، میتواند بازاری را نابود کند و همزمان برای عدهای بازارهای چند میلیاردی بسازد. اگر فقط به داخل کارخانه نگاه کنی، آینده را از دست میدهی. جمعه فقط یک سؤال از خودت بپرس: کدام ریسک ژئوپلیتیک میتواند طی یک سال آینده، کسبوکار مرا تهدید کند؟ و کدام ریسک، برای من یک فرصت بزرگ خواهد بود؟ آینده را کسانی نمیسازند که بیشتر کار میکنند؛ آینده را کسانی میسازند که زودتر از دیگران، تغییرات بزرگ را میبینند. حبیب معینی | معمار کاسبی موج پنجم
مدیران نسل سوم کارخانه میسازند؛ مدیران موج پنجم، اکوسیستم میسازند.
پول در بحران از بین نمیرود؛ فقط جابهجا میشود. وقتی اقتصاد دچار شوک میشود، بسیاری از مدیران تصور میکنند بازار از بین رفته است. اما واقعیت چیز دیگری است. پول نابود نمیشود؛ فقط از یک بازار به بازار دیگر، و از یک کسبوکار به کسبوکار دیگر منتقل میشود. در هر بحران، عدهای فروششان نصف میشود و عدهای دیگر رکورد افزایش فروش میزنند. تفاوت در شانس نیست؛ در تشخیص جهت حرکت پول است. یک مدیر هر روز فقط به فروش دیروز نگاه میکند. اما یک مدیر استراتژیک هر روز از خودش میپرسد: - پول از کدام صنعت خارج میشود؟ - به کدام صنعت وارد میشود؟ - مشتری امروز چه چیزی را حذف کرده و حاضر است برای چه چیزی بیشتر هزینه کند؟ - اگر امروز کسبوکارم را از صفر راهاندازی میکردم، باز هم همین مدل را انتخاب میکردم؟ بزرگترین اشتباه مدیران این است که تلاش میکنند بازار دیروز را حفظ کنند. در حالی که برندگان آینده، بازار فردا را میسازند. در اقتصاد ایران، سرعت تغییر از هر زمان دیگری بیشتر شده است. کسی برنده خواهد بود که زودتر از دیگران مسیر حرکت پول را تشخیص دهد؛ نه کسی که فقط بیشتر کار کند. سؤال امروز: اگر سرمایه و زمانت را از نو تقسیم میکردی، آیا باز هم آن را در همین کسبوکار و با همین مدل سرمایهگذاری میکردی؟ حبیب معینی | معمار کاسبی موج پنجم ارتباط با ادمین @Businessbooom_admin
نذر آموزشی قبل از اینکه سرمایهگذاری کنید، قبل از اینکه شغل عوض کنید، قبل از اینکه کارخانه بزنید یا مغازه بخرید، این مطلب را تا انتها بخوانید. بزرگترین اشتباه بسیاری از فعالان اقتصادی این است که کسبوکارها را فقط از روی درآمد امروز قضاوت میکنند؛ در حالی که یک کسبوکار باید بر اساس آینده ارزشگذاری شود. ممکن است امروز یک شغل درآمد فوقالعادهای داشته باشد، اما پنج سال دیگر بخش بزرگی از بازارش را از دست بدهد. به همین دلیل تصمیم گرفتم این نذر آموزشی را منتشر کنم تا هر کسی بتواند جایگاه کسبوکار خود را در اقتصاد آینده پیدا کند. کسبوکارها را میتوان در سه خانواده اصلی قرار داد: ۱. تولیدی ۲. بازرگانی ۳. خدماتی اما داستان از همینجا شروع میشود... --- خانواده اول: تولیدی تولید همیشه از ارکان اقتصاد خواهد بود، اما همه کارخانهها برنده آینده نیستند. تولید مواد اولیه دارای مزیت نسبی مثل فولاد، سیمان، پتروشیمی و... تهدید: رقابت شدید جهانی، کاهش حاشیه سود و وابستگی به قیمتهای جهانی. فرصت: افزایش بهرهوری، فناوری و صادرات. --- تولید قطعات و محصولات واسطهای (B2B) کارخانههایی که برای کارخانههای دیگر قطعه تولید میکنند. تهدید: اگر فناوری نداشته باشند بهراحتی جایگزین میشوند. فرصت: تبدیل شدن به تأمینکننده تخصصی برای بازارهای منطقهای و جهانی. --- تولید محصول نهایی مثل پوشاک، مواد غذایی، لوازم خانگی و... تهدید: دیگر صرفاً تولیدکننده بودن کافی نیست؛ اگر برند نداشته باشید، دیگران سود اصلی را خواهند برد. فرصت: فروش مستقیم به مصرفکننده، ساخت برند و حذف واسطهها. --- تولید سفارشی مثل کابینت، مبلمان، تجهیزات سفارشی و... تهدید: ورود فناوریهای جدید و رقابت بر سر سرعت و کیفیت. فرصت: شخصیسازی محصولات و ارائه راهکارهای اختصاصی برای هر مشتری. --- خانواده دوم: بازرگانی بزرگترین تحول موج پنجم دقیقاً در این بخش اتفاق میافتد. واردکنندگان تهدید: نوسانات ارزی، تغییر قوانین و کاهش حاشیه سود. فرصت: تبدیل شدن به مدیر زنجیره تأمین و ایجاد شبکه تأمین هوشمند. --- صادرکنندگان تهدید: رقابت جهانی و تغییر استانداردها. فرصت: بازارهای منطقهای و توسعه محصولات دارای مزیت نسبی در منطقه --- عمدهفروشی تهدید: حذف واسطههایی که فقط کالا جابهجا میکنند. فرصت: تبدیل شدن به هاب توزیع، انبارداری و لجستیک. --- خردهفروشی تهدید: رشد فروش آنلاین و مارکتپلیسها. فرصت: خلق تجربه خرید، برند، خدمات و ارتباط عمیق با مشتری. --- شرکتهای پخش تهدید: دیجیتالی شدن زنجیره تأمین. فرصت: استفاده از داده، هوش مصنوعی و لجستیک هوشمند. --- خانواده سوم: خدماتی بسیاری تصور میکنند خدمات همیشه امن است؛ اما اتفاقاً هوش مصنوعی ابتدا سراغ خدمات تکراری میرود. آموزش تهدید: آموزشهای عمومی بهراحتی توسط هوش مصنوعی و محتوای رایگان جایگزین میشوند. فرصت: منتورینگ، کوچینگ، کارگاههای عملی و حل مسئله. --- مشاوره تهدید: گزارشهای ساده و تحلیلهای عمومی را هوش مصنوعی انجام میدهد. فرصت: طراحی استراتژی، اجرای پروژه و همراهی مدیران در تصمیمهای مهم. --- حسابداری و مالی تهدید: اتوماسیون بسیاری از کارهای روزمره. فرصت: تحلیل مالی، طراحی داشبورد مدیریتی و تصمیمسازی. --- تبلیغات و مارکتینگ تهدید: تولید محتوا و طراحیهای ساده توسط هوش مصنوعی. فرصت: ساخت برند، استراتژی، تحلیل داده و خلق مزیت رقابتی. --- خدمات فنی تهدید: تجهیزات هوشمند نیاز به تعمیرات سنتی را کاهش میدهند. فرصت: خدمات تخصصی، قراردادهای نگهداری و پشتیبانی بلندمدت. --- نتیجهای که باید امروز بگیرید در موج پنجم، سؤال اصلی این نیست که «چه شغلی درآمد بیشتری دارد؟» سؤال اصلی این است: آیا کسبوکار من ارزش افزودهای ایجاد میکند که هوش مصنوعی، اتوماسیون یا یک پلتفرم نتواند آن را بهراحتی جایگزین کند؟ اگر پاسخ منفی است، باید از همین امروز مسیر تحول را آغاز کنید. اگر پاسخ مثبت است، هنوز هم باید خودتان را برای آینده آماده کنید؛ زیرا برندههای موج پنجم کسانی نیستند که فقط خوب کار میکنند، بلکه کسانی هستند که سریعتر از بقیه تغییر میکنند. به خاطر داشته باشید: آینده متعلق به کسانی نیست که بیشتر کار میکنند؛ آینده متعلق به کسانی است که مدل کسبوکار بهتری میسازند. — حبیب معینی معمار کاسبی موج پنجم
видео или голосовое, без подписи
اشتباه مرگبار مدیران؛ رقابت را با کارخانه میبینند، نه با مدل کسبوکار بیشتر مدیران هنوز فکر میکنند رقیبشان کارخانهای است که همان محصول را تولید میکند. در حالی که در اقتصاد امروز، رقیب واقعی شما ممکن است اصلاً کارخانه نباشد. رقیب شما میتواند یک برند باشد که هیچ خط تولیدی ندارد. یک پلتفرم فروش باشد که هیچ انباری ندارد. یا شرکتی باشد که فقط داده مشتری را در اختیار دارد. نسل سوم روی تولید رقابت میکند. نسل چهارم روی برند رقابت میکند. اما نسل پنجم روی اکوسیستم رقابت میکند. به همین دلیل است که بعضی کارخانهها هر سال ماشینآلات جدید میخرند، اما سهم بازارشان کمتر میشود. چون بازار دیگر فقط محصول نمیخرد؛ سرعت، تجربه خرید، اعتماد، دسترسی، داده و ارتباط را هم میخرد. از خودتان بپرسید: اگر امروز بهترین محصول صنعت خود را تولید کنید، اما رقیبتان بهترین سیستم فروش، بهترین شبکه توزیع و بهترین ارتباط با مشتری را داشته باشد، برنده واقعی چه کسی خواهد بود؟ در موج پنجم، برنده کسی نیست که فقط بهتر تولید میکند؛ برنده کسی است که بهتر بازار را معماری میکند. حبیب معینی | معمار کاسبی موج پنجم
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи