tgindex
سرویس خبری جامعهٔ بهائی

سرویس خبری جامعهٔ بهائی

Статистика

کانال رسمی سرویس خبری جامعهٔ بهائی، گزارش اخبار و تحولات عمده و اقدامات جامعهٔ جهانی بهائی

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 344
+5 за 4 дн.
Сутки
+1
+0,07%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 098
20 постов
Вовлечённость
81,7%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 20
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
604
1/48двое суток
692
1/72трое суток
746

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • معبد بهائی: رونمایی از طرح نخستین معبد محلی بهائی در نپال از طرح نخستین معبد بهائی نپال رونمایی شد؛ بنایی که جلوه‌ای است از الگوی نیایش و خدمتی که سال‌هاست در کانچانپور ریشه دوانده است. @bwnspersian

  • 🔹 بلژیک: یک محله، پنج صبحانهٔ جمعی سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۹ مرداد ۱۴۰۵ بروکسل — اغلب می‌گویند نوجوانان آینده‌اند؛ اما کمتر پیش می‌آید که امروز را به آنان بسپارند. ماتونگه (Matongé) محله‌ای با بافتی متراکم در محدودهٔ شهرداری ایکسل (Ixelles) در بلژیک است. ساکنانش ریشه در ده‌ها کشور گوناگون دارند. در طول سال گذشته، گروهی از نوجوانان ۱۲ تا ۱۵ ساله بسیاری از بعدازظهرهایشان را در آشپزخانه گذراندند. هر دو ماه یک‌بار، برای اهالی محله صبحانه‌ای جمعی آماده می‌کردند. یکی از آشپزهای نوجوان گفت: «این کار را می‌کنیم تا مردم با یکدیگر آشنا شوند و اهالی محله کمی بیشتر به هم نزدیک شوند. بعضی‌ها غذای کافی ندارند و این برنامه به آن‌ها کمک می‌کند. خودمان هم آشپزی را دوست داریم.» ماجرا، برخلاف انتظار، از زباله‌های پراکنده آغاز شد. یک سال و نیم پیش، شرکت‌کنندگان در فعالیت‌های جامعه‌سازی بهائی در این محله در روز ملی پاک‌سازی فضاهای عمومی شرکت کردند. حضور این همه نوجوان، کنجکاوی مسئولان شهرداری را برانگیخت؛ آنان نمی‌دانستند این شمار از نوجوانان در آن منطقه با یکدیگر فعالیت می‌کنند. این کنجکاوی به دیداری میان نوجوانان و مسئولان شهرداری انجامید و زمینهٔ گفت‌وگویی مفصل‌تر را دربارهٔ فعالیت‌های جامعه‌سازی در ماتونگه فراهم کرد؛ فعالیت‌هایی که چهار سال بود در این محله جریان داشت. چند ماه بعد، در نشریهٔ شهرداری اطلاعیه‌ای منتشر شد که از تشکیل شورایی برای نوجوانان ۱۲ تا ۱۵ ساله خبر می‌داد. اعضای گروه تصمیم گرفتند در آن شرکت کنند. وقتی نخستین جلسه برگزار شد، دیدند جز خودشان هیچ نوجوان دیگری نیامده بود! نیسان خبیرپور، عضو هیئت معاونت در بلژیک که با این گروه همکاری می‌کند، گفت: «شهرداری ایده‌های خوب زیادی داشت، اما همراه کردن مردم با این ایده‌ها اغلب برایش دشوار بود.» در ماه‌های بعد، نوجوانان در چند پروژهٔ کوچک با کارکنان شهرداری همکاری کردند. این همکاری‌ها تا جایی پیش رفت که در عمل، خودشان به شورای جوانان تبدیل شدند. در همین فرایند با بودجهٔ مشارکتی آشنا شدند؛ بودجه‌ای که در اختیار ساکنان قرار می‌گرفت تا طرح‌هایی برای خدمت به محله پیشنهاد کنند. تسهیل‌گران گروه نوجوانان پرسشی را با آنان در میان گذاشتند؛ پرسشی که بارها در گفت‌وگوهایشان به آن بازمی‌گردند: «چه استعدادهایی دارید و چگونه می‌توانید از آن‌ها برای خدمت به دیگران بهره بگیرید؟» برای یافتن پاسخ نیازی به فکر کردن زیاد نبود: آشپزی را دوست داشتند. با حمایت جوانان بزرگ‌تر و بزرگسالان، اعضای گروه طرحی آماده کردند که آن را در چند کلمه چنین خلاصه می‌کردند: «به دست نوجوانان، برای همه». ساکنان به این طرح رأی دادند و مبلغ اندکی از بودجهٔ مشارکتی برای تهیهٔ مواد اولیه، وسایل و تزیینات اختصاص یافت. در هر صبحانهٔ جمعی، شصت تا هفتاد نفر سالن را پر می‌کردند. بعضی خانواده‌هایی بودند که نوجوانان از قبل می‌شناختند و بعضی دیگر همسایگانی که برای نخستین بار پا به آنجا می‌گذاشتند. هنگام خوردن غذاهایی که نوجوانان آماده کرده بودند، دربارهٔ مسائلی گفت‌وگو می‌کردند که بر زندگی در محله اثر می‌گذاشت؛ از دوستی و زورگویی گرفته تا آموزش، محیط‌زیست و انسجام اجتماعی. برای مطالعۀ متن کامل این خبر و مشاهده تصاویر بیشتر، می‌توانید اینجا کلیک کنید. @bwnspersian

  • ▪ بینش‌هایی از میدان عمل: در دو شهر بندری اکوادور، خانواده‌ها زندگی جمعی خود را بر پایهٔ خدمت بنا می‌کنند سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۱ مرداد ۱۴۰۵ مرکز جهانی بهائی — بلاس کروز (Blas Cruz)، عضو هیئت مشاورین قاره‌ای آمریکا، در یکی از قسمت‌های اخیر پادکست سرویس خبری از تجربهٔ گروه‌هایی از خانواده‌ها در دو شهر بندری ساحل اقیانوس آرام اکوادور می‌گوید. در این شهرها، که زندگی روزمرهٔ مردم با دریا گره خورده است، خانواده‌ها می‌آموزند چگونه با خدمت به دیگران و مراقبت از یکدیگر، زندگی جمعی خود را شکل دهند. آنان توانمندی‌های لازم برای این کار را با مشارکت در فعالیت‌های آموزش اخلاقی و معنوی بهائی در خود پرورش می‌دهند. آقای کروز می‌گوید چند سال پیش، خانواده‌ها در مانتا (Manta) و در خارامیخو (Jaramijó)، شهر کوچک‌تر همسایهٔ مانتا، گرد هم آمدند تا با هم برای بهبود شرایط مادی و معنوی محل زندگی‌شان تلاش کنند. در آغاز، تصورشان از وحدت همین بود که «در کنار هم شاد باشند»؛ اما خیلی زود از خود پرسیدند چه چیزی واقعاً می‌تواند مردم محله‌شان را متحد کند. یکی از پاسخ‌هایشان به این پرسش، توجه به آموزش بود. برخی کودکان به‌دلیل نداشتن لباس فرم مدرسه و لوازم تحصیلی ترک تحصیل می‌کردند، بی‌آنکه این اتفاق چندان به چشم بیاید. والدین دست‌به‌کار شدند: کفش‌هایی را که دیگر اندازهٔ فرزندانشان نبود کنار می‌گذاشتند و کتاب‌ها و دفترهای بی‌استفاده را جمع می‌کردند تا ذخیره‌ای مشترک از این وسایل فراهم کنند. به گفتهٔ آقای کروز، کسانی که از این ذخیره استفاده می‌کردند، خود را «فقیران محله» نمی‌دانستند؛ بلکه احساس می‌کردند آنان نیز در تقویت وحدت محله سهم دارند. نحوهٔ گذراندن اوقات فراغت جوانان نیز به یکی از موضوعات این گفت‌وگوها تبدیل شد. در جریان بازی‌های فوتبال ساحلی جوانان، فروش مشروبات الکلی و بدزبانی رواج یافته بود. آقای کروز می‌گوید خود بازیکنان نیز کم‌کم متوجه ناسازگاری میان حرف‌ها و رفتارشان شدند: «اگر هر هفته دور هم جمع می‌شویم و گفت‌وگو می‌کنیم تا ببینیم چگونه می‌توانیم اوضاعمان را بهتر کنیم، اما وقتی نوبت ورزش می‌رسد مثل گذشته رفتار می‌کنیم، پس چه چیزی تغییر کرده است؟» این تأمل و گفت‌وگو در خانه‌ها نیز ادامه پیدا کرد. آقای کروز با یادآوری این تعلیم حضرت عبدالبهاء که خانواده همچون ملتی کوچک است، می‌گوید خانواده‌ها به این فکر می‌کنند که زنان و مردان، والدین و فرزندان، هر یک چه سهمی در ایجاد تفاهم و هماهنگی بیشتر در خانه دارند. او می‌افزاید هرچه افراد بیشتری در برنامه‌های آموزش اخلاقی و فعالیت‌های گوناگون جامعه‌سازی شرکت می‌کنند، شمار کودکانی که ترک تحصیل می‌کنند کاهش می‌یابد. روال خاص شهرهای ماهیگیرنشین، زندگی جمعی این خانواده‌ها را نیز شکل می‌دهد. مردان اغلب دو یا سه ماه را در دریا می‌گذرانند. بااین‌حال، آقای کروز می‌گوید وقتی بازمی‌گردند، پیش از هر چیز می‌پرسند: «درس‌ها چطور پیش می‌روند؟» و سپس خود نیز در اجرای برنامه‌های آموزش اخلاقی و معنوی فرزندانشان مشارکت می‌کنند. این روحیهٔ دعا و نیایش را با خود به دریا نیز می‌برند. چون کتاب‌های دعا در دریا زود آسیب می‌دیدند، خانواده‌ها برگه‌های چاپ‌شدهٔ دعا را در پوشش‌های پلاستیکی می‌گذاشتند. آشنایی بسیاری از خانواده‌ها با این گروه‌ها نیز از دعایی آغاز شد که در یک قایق میان دوستان دست‌به‌دست می‌شد. همین آرزو را در سخنان والدین دربارهٔ آیندهٔ فرزندانشان نیز می‌توان دید. بسیاری از آنان خود دورهٔ متوسطه را به پایان نرسانده‌اند، اما به گفتهٔ آقای کروز، می‌گویند: «می‌خواهم فرزندانم در همهٔ زمینه‌ها از من بیشتر پیشرفت کنند.» مقصودشان فقط پیشرفت مادی نیست؛ می‌خواهند فرزندانشان از نظر معنوی نیز رشد کنند. همین حس تعلق و مسئولیت را در کارهایی که برای محله‌شان انجام می‌دهند نیز می‌توان دید. خانواده‌ها درخت‌کاری کرده‌اند، زمین‌های بازی را دوباره رنگ کرده‌اند و فضاهای عمومی را روشن‌تر کرده‌اند. آنان می‌گویند: «این محله خانهٔ ماست؛ پس چرا باید منتظر دیگران بمانیم تا بیایند و آن را برایمان سروسامان دهند؟» البته پیشبرد این فعالیت‌ها آسان نبوده است. در سال‌های اخیر ناامنی افزایش یافته و مردم شهرهایی مانند مانتا از نزدیک با پیامدهای آن روبه‌رو شده‌اند: گروه‌های تبهکار، ماهیگیران محلی را تحت فشار می‌گذارند تا قایق‌هایشان را برای قاچاق مواد مخدر در اختیار این گروه‌ها قرار دهند. به گفتهٔ آقای کروز، پیوند میان خانواده‌ها به آنان کمک می‌کند در برابر این فشارها تاب‌آورتر شوند. او توضیح می‌دهد: «وقتی خانواده‌ای زمین می‌خورد، دیگران بلندش می‌کنند و راه را با هم ادامه می‌دهند.» او از جوامعی سخن می‌گوید که به‌جای ساختن اجتماعی که کسی را به‌خاطر زمین خوردنش سرزنش کند، مأمن‌های صلح می‌سازند؛ مأمن‌هایی که پذیرای همه‌اند. @bwnspersian

  • 🔸 ‏«امواج یک دریا»: نگاهی فراگیرتر به احساس تعلّق در هلند سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۲۳ تیر ۱۴۰۵ لاهه، هلند — اغلب چنان از تعلّق به یک کشور سخن گفته می‌شود که گویی باید آن را به ارث برد، به دست آورد یا به اثبات رساند؛ گویی میزان تعلّق فرد به وضعیت رسمی‌ای بستگی دارد که پس از برآورده کردن برخی معیارهای قانونی یا فرهنگی به او اعطا می‌شود. اما ابتکار دفتر روابط عمومی بهائیان هلند بر پیش‌فرض دیگری استوار است: هر فرد در ساختن آیندهٔ مشترک اجتماع نقشی دارد. عنوان هلندی این ابتکار «Golven van één zee» است؛ یعنی «امواج یک دریا». این طرح به جای آنکه مشخص کند چه کسی هلندی به شمار می‌آید، مفهوم تعلّق را از کشمکش بر سر تعریف هویت فراتر می‌برد و بر توانمندی مشترک همگان برای مشارکت تأکید می‌کند: چگونه می‌توان زمینه‌ای فراهم کرد تا هر کس، فارغ از پیشینه‌اش، در تحقق رفاه حقیقی اجتماع سهم داشته باشد و از رهگذر این مشارکت، آن را خانهٔ خود بداند؟ این تلاش از دل گفت‌وگوهای فراوانی دربارهٔ تبعیض، هویت و انسجام اجتماعی شکل گرفت؛ گفت‌وگوهایی که با همکاری کنشگران اجتماعی گوناگون و «هماهنگ‌کنندهٔ ملی مبارزه با تبعیض و نژادپرستی هلند» انجام شد. این روند به برگزاری سلسله‌ای از میزگردها انجامید که صدها تن از ساکنان سراسر کشور در آن‌ها شرکت کردند. دفتر در این گفت‌وگوها بارها با پرسشی اساسی روبه‌رو شد: چه کسی هلندی به شمار می‌آید؟ کیمبرلی تروین (Kimberley Truin)، از همکاران دفتر روابط عمومی بهائیان هلند، توضیح داد: «هر تلاشی برای پاسخ به این پرسش از راه تعریف ویژگی‌های هویت هلندی، ناگزیر عده‌ای را «خودی» و عده‌ای را «غیرخودی» می‌کند.» خانم تروین گفت: «اجتماع را نباید گروهی میزبان دانست که دیگران ناچار باشند در آن برای خود جایی پیدا کنند.» او افزود: «اصل یگانگی نوع بشر نقطهٔ آغاز را تغییر می‌دهد.» سپس با اشاره به تمثیلی برگرفته از تعالیم بهائی گفت: «نوع بشر همچون بدنی واحد است و هر یک از اعضای آن توانمندی‌هایی دارد که برای سلامت کلی آن ضروری‌اند. ازاین‌رو، وحدت در کثرت به معنای همسان‌شدن نیست، بلکه مشارکت همگان را می‌طلبد.» این دیدگاه، برداشت رایج از مشارکت را از محدودهٔ فعالیت اقتصادی فراتر می‌برد. برای نمونه، شرکت‌کنندگان به مادرانی اشاره کردند که شاید در بازار کار رسمی حضور نداشته باشند، اما با مراقبت از فرزندان یکدیگر، گرد هم آوردن خانواده‌ها و تقویت ارتباط میان همسایگان، به پویایی زندگی جمعی در محله‌هایشان کمک می‌کنند. یکی از شرکت‌کنندگان اهل آمستردام گفت: «وقتی بتوانید و بخواهید سهمی داشته باشید، احساس می‌کنید به جایی تعلّق دارید و زندگی‌تان معنا پیدا می‌کند.» این گفت‌وگوها همچنین موانع روزمره‌ای را آشکار کرده‌اند که در مدرسه‌ها، محیط‌های کار، فروشگاه‌ها، زمین‌های ورزشی، رسانه‌های اجتماعی و مؤسسات عمومی راه مشارکت کامل افراد را می‌بندند. در مدرسه‌ای در منطقه‌ای روستایی، شرکت‌کنندگان در ابتدا تبعیض را مسئله‌ای جدی در محیط پیرامون خود نمی‌دانستند. اما با ادامهٔ گفت‌وگو، کم‌کم متوجه شدند مردم در همان خیابان‌های محل زندگی‌شان با موانعی روبه‌رو هستند که به‌سادگی دیده نمی‌شوند؛ سپس به این اندیشیدند که چگونه می‌توان این موانع را برطرف کرد. از نظر دفتر، برطرف کردن چنین موانعی نیازمند تغییر در سه سطح به‌هم‌پیوسته است: فرد، جامعه و مؤسسات. شیرین فرج، یکی از اعضای دفتر روابط عمومی بهائیان هلند، گفت: «مؤسسات افکار عمومی را شکل می‌دهند و اگر عملکردشان بر اصل یگانگی نوع بشر استوار نباشد، شکاف میان «ما» و «آن‌ها» همچنان پابرجا می‌ماند.» خانم فرج افزود: «بخش بزرگی از موفقیت این تلاش به آمادگی مؤسسات بستگی دارد: اینکه مردم را گرد هم آورند و بینش‌های برخاسته از تجربه‌های محلی را در سیاست‌گذاری ملی بازتاب دهند، بی‌آنکه به جای جوامع عهده‌دار کارهایی شوند که خودِ جوامع باید انجام دادنشان را بیاموزند.» به گفتهٔ دفتر، ساختن اجتماعی فراگیر بدون پرورش ویژگی‌هایی که به مردم امکان می‌دهند به‌خوبی در کنار یکدیگر زندگی کنند، به نتیجه نمی‌رسد؛ ویژگی‌هایی چون شکیبایی، تعهد و نگاهی که همگان را برابر می‌داند. خانم فرج گفت: «همین ویژگی‌هاست که جامعه را از مدارای صرف فراتر می‌برد و راه را برای محبت و پذیرش متقابل می‌گشاید.» برای مطالعۀ متن کامل این خبر و مشاهده تصاویر بیشتر، می‌توانید اینجا کلیک کنید. @bwnspersian

  • 🔘 تلاشی مشترک: کشوری که داستانش همچنان در حال نگارش است سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۱۸ تیر ۱۴۰۵ نیویورک — تاریخ اغلب چنان بازگو می‌شود که گویی روایتی قطعی و پایان‌یافته است: رشته‌ای از رویدادها که نسل‌های بعد آن را به ارث می‌برند. گردهمایی‌ای که به‌تازگی در دفتر جامعهٔ جهانی بهائی (BIC) در نیویورک برگزار شد، راه دیگری برای نگریستن به تاریخ پیشنهاد کرد. از این منظر، تاریخ نه میراثی ثابت، بلکه بخشی از فرایندی است که همچنان شکل می‌گیرد و هر نسل فراخوانده می‌شود در آن نقش ایفا کند. هم‌زمان با سالگرد امضای منشور ملل متحد، این نشست به بررسی نقش ایالات متحده در میان ملت‌های جهان و این پرسش پرداخت که نقش‌آفرینی آیندۀ این کشور چه الزاماتی خواهد داشت. این گردهمایی پایان‌بخش مجموعه‌ای از نشست‌های عمومی بود که دفتر روابط عمومی بهائیان ایالات متحده پس از انتشار نامهٔ «تلاشی مشترک: تحقق وعدهٔ آمریکا» برگزار کرد. بهائیان ایالات متحده این نامه را خطاب به «همهٔ کسانی که وعدهٔ آمریکا را در دل دارند» نوشته و به مناسبت دویست‌وپنجاهمین سالگرد اعلامیهٔ استقلال منتشر کرده بودند. نشست‌های پیشین ــ یکی در نزدیکی شیکاگو و دیگری در واشنگتن دی‌سی ــ نقش دین در اجتماع، تقویت اعتماد اجتماعی و نخستین نشانه‌های تجدید حیات معنوی در زندگی عمومی را بررسی کردند. این گفت‌وگو در دفتر جامعهٔ جهانی بهائی، در نزدیکی مقر سازمان ملل متحد، برگزار شد. جامعهٔ جهانی بهائی دهه‌هاست در همین مکان با سازمان ملل متحد تعامل دارد. نواندی لاسون (Nwandi Lawson)، روزنامه‌نگار و عضو جامعهٔ بهائی، گردانندگی این گفت‌وگو را بر عهده داشت. اعضای میزگرد در سه بخش ــ حال، گذشته و آینده ــ نقش این کشور در میان ملت‌های جهان را بررسی کردند. حال کریستوفر لو (Christopher Lu)، که پیش‌تر سفیر ایالات متحده در سازمان ملل متحد در امور مدیریت و اصلاحات بود، گفت هیاهوی رویدادهای روزمره می‌تواند مانع از آن شود که لحظهٔ کنونی را به‌روشنی ببینیم. به گفتهٔ او، اگر این لحظه را در بستر هشت دهه‌ای بنگریم که از امضای منشور گذشته است، سیر تاریخی بلندتری آشکار می‌شود و نقش این کشور در آن نیز روشن‌تر به چشم می‌آید. به گفتهٔ آقای لو، نقش ایالات متحده از زمان امضای منشور پیچیده‌تر از آن است که در روایتی ساده بگنجد. از نظر او، آمریکاییان مردمی نیک‌خواه و سخاوتمندند و در عین حال کاستی‌هایی دارند. این دو واقعیت با هم تناقضی ندارند. او گفت تلاش برای شکل‌دادن به آنچه قانون اساسی «اتحادی کامل‌تر» می‌نامد، همچنان ادامه دارد و پایان نیافته است. اصولی که این تلاش بر آن‌ها استوار است نیز به‌خودی‌خود تحقق چنین اتحادی را تضمین نمی‌کنند. او گفت آزادی و برابری «خودبه‌خود محقق نمی‌شوند» و افزود: «هر نسل باید خود مسئولیت تحقق آن‌ها را بر عهده بگیرد و آن‌ها را پیش ببرد.» این اندیشه که هر نسل باید اصولی را که به ارث می‌برد، از نو بر عهده گیرد و به پیش ببرد، در سراسر گفت‌وگوهای آن بعدازظهر جریان داشت. برای مطالعۀ متن کامل این خبر و مشاهده تصاویر بیشتر، می‌توانید اینجا کلیک کنید. @bwnspersian

  • 19 июл.1 32413

    کمیسیون مقام زن: جامعهٔ جهانی بهائی عدالت را به‌عنوان یک توانمندی مشترک بررسی می‌کند هیئت نمایندگان جامعۀ جهانی بهائی در هفتادمین نشست کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد بررسی می‌کند که چگونه عدالت برای زنان و دختران، فراتر از دسترسی به حمایت‌های قانونی، نیازمند تعهد اخلاقی مشترک سوی افراد، جوامع و نهادها است. @bwnspersian

  • 17 июл.1 32916

    🔳 «تلاشی اخلاقی»: چرا توسعه بیش از یک فرایند صرفاً فنی است سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۱۲ تیر ۱۴۰۵ دهلی نو — وقتی توسعه عمدتاً با آنچه قابل شمارش است سنجیده می‌شود، چه چیزهایی از نظر دور می‌ماند؟ دهه‌هاست که پیشرفت را با شاخص‌هایی مانند نرخ رشد، سطح درآمد، دامنهٔ دسترسی به زیرساخت‌ها و حجم تولید ارزیابی کرده‌اند. این معیارها می‌توانند ابعاد مهمی از حیات اجتماعی و اقتصادی را آشکار کنند. با این حال، کمتر می‌توانند شرافت انسانی، کیفیت پیوندهای اجتماعی، خرد نهفته در فرهنگ‌های گوناگون، مسئولیت‌هایی را که در برابر نسل‌های آینده داریم، یا رابطهٔ نوع بشر با عالم طبیعت را در نظر بگیرند. برای بسیاری از اندیشمندان و دست‌اندرکاران توسعه، محدودیت‌های نگاه صرفاً مادی به پیشرفت بیش از پیش آشکار شده است. به باور آنان، آنچه لازم است تنها اصلاح مدل‌های موجود نیست، بلکه باید در فرض‌هایی بازنگری کرد که این مدل‌ها بر پایه آن‌ها بنا شده‌اند. همین دغدغه محور گردهمایی اخیری در مرکز بین‌المللی هند (India International Centre) در دهلی نو بود؛ جایی که دفتر روابط عمومی بهائیان هند و کرسی بهائی مطالعات توسعه در دانشگاه دِوی آهیلیا (Devi Ahilya University)، از کتاب تازه‌ای با عنوان «گفت‌وگوهایی درباره توسعه: بازاندیشی در توسعه برای آینده‌ای عادلانه و پایدار» رونمایی کردند. این رویداد حدود ۶۰ نفر از پژوهشگران، دست‌اندرکاران توسعه و اعضای سازمان‌های جامعهٔ مدنی را گرد هم آورد تا دربارهٔ موضوعات محوری کتاب و ارتباط آن‌ها با گفتمان معاصر توسعه تأمل کنند. این کتاب، به ویراستاری آرش فاضلی، استادیار و رئیس کرسی بهائی، و آمیتاب کوندو (Amitabh Kundu)، استاد بازنشسته در دانشگاه ال‌جی (LJ University)، شامل ۱۴ جستار است که از مجموعه سخنرانی‌هایی برآمده‌اند که این کرسی طی دو سال گذشته برگزار کرده است. نویسندگان این جستارها، مدل‌های غالب توسعه را بررسی می‌کنند و در عین حال به جست‌وجوی بدیل‌هایی می‌پردازند که بر یگانگی نوع بشر، عدالت، همبستگی، امانت‌داری نسبت به محیط‌زیست، و مشارکت معنادار مردم و جوامع در شکل دادن به آیندهٔ خود استوارند. نیلاکشی راجکووا (Nilakshi Rajkhowa)، از دفتر روابط عمومی بهائیان هند، در آغاز برنامه گفت: «این کتاب دیدگاه‌هایی را گرد آورده است که ما را به تأمل عمیق در معنا و هدف توسعه در دوران خود فرامی‌خوانند. در زمانی که جهان با چالش‌های پیچیده اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی روبه‌روست، چنین گفت‌وگوهایی هم به‌هنگام‌اند و هم ضروری.» دکتر فاضلی در معرفی کتاب گفت این اثر از این درک برآمده است که نوع بشر با مجموعه‌ای از بحران‌های فزاینده روبه‌روست؛ بحران‌هایی مانند تخریب محیط‌زیست، افزایش نابرابری، چندپارگی اجتماعی و دوقطبی‌شدن. در عین حال، بسیاری از الگوهای توسعه که برای پاسخ به این بحران‌ها به کار گرفته می‌شوند، همچنان بیش از حد بر رشد مادی تمرکز دارند و ازاین‌رو نمی‌توانند راه‌حل‌هایی بلندمدت، مؤثر و پایدار ارائه دهند. او گفت توسعه در آغاز با هدف تحقق عدالت برای نوع بشر معنا و جهت می‌یافت. به گفتهٔ او، این کتاب کوششی فروتنانه است «برای آنکه بار دیگر برخی از پرسش‌های بنیادین را مطرح کند»؛ پرسش‌هایی دربارهٔ اینکه توسعه اساساً قرار بود در خدمت چه هدفی باشد. او گفت: «توسعه پروژه‌ای صرفاً فنی نیست؛ توسعه در بنیاد خود، تلاشی اخلاقی است.» به همین دلیل، دکتر فاضلی توضیح داد که اصول اخلاقی نباید آرمان‌هایی تلقی شوند که تنها به‌طور کلی تأیید می‌شوند، اما در برابر ساختارها، سیاست‌ها و فرض‌هایی که عمل را هدایت می‌کنند، در جایگاهی فرعی قرار می‌گیرند. این اصول باید بخشی از واقعیتی دانسته شوند که اجتماع در بستر آن توسعه می‌یابد؛ واقعیتی که پایبندی به این اصول یا نادیده گرفتن آن‌ها، پیامدهایی آشکار دارد. برای مطالعۀ متن کامل این خبر و مشاهده تصاویر بیشتر، می‌توانید اینجا کلیک کنید. @bwnspersian

  • 🔹 مقام حضرت عبدالبهاء: پیشرفت چشمگیر ظریف‌ترین مراحل ساخت بنای مرکزی سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ مرکز جهانی بهائی — کار ساخت مقام حضرت عبدالبهاء در سراسر محوطه به‌طور پیوسته پیش می‌رود و اکنون چندین مرحله از ظریف‌ترین و پیچیده‌ترین بخش‌های آن به‌طور هم‌زمان در دست اجرا است. پوشش مرمری سازهٔ مشبک و ستون‌های بنای مرکزی در حال انجام است و تاکنون کار پنج ستون به اتمام رسیده و سه ستون دیگر باقی مانده است. دیوارهای تاخورده در امتداد محوطۀ مرکزی با سنگ محلی پوشانده می‌شوند و دیواره‌های داخلی منحنی‌شکل بنای مرکزی، که قطعات آن از سال‌ها پیش با دقت برش خورده و آماده شده‌اند، اکنون همچون قطعات یک موزاییک کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. پنل‌های شیشه‌ای که بلندترین آن‌ها بیش از یازده متر ارتفاع دارد نیز ساخته شده و به محل آورده شده‌اند و به‌زودی توسط گروهی متخصص نصب خواهند شد. علاوه بر سازهٔ مشبک و بنای مرکزی، کار در محوطه‌های شمالی و جنوبی نیز در جریان است و دیواره‌های باغچه‌ها و ورودی‌ها اکنون با سنگ محلی پوشیده شده‌اند. به‌تازگی، جرثقیل ساختمانی از محوطه خارج شد که خود نقطه‌عطف مهمی به شمار می‌رود و راه را برای تکمیل عملیات ساختمانی در اطراف محوطۀ جنوبی هموار کرده است. مسیرهای دسترسی به محوطۀ مقام و حرکت در اطراف آن نیز در حال شکل‌گیری است. مسیر اصلی از دروازهٔ اشرف آغاز می‌شود—جایی که بازدیدکنندگان در آینده وارد محوطۀ مقام خواهند شد. طراحی این مسیر به‌گونه‌ای است که منظر مقام به‌تدریج آشکار می‌شود و در نقطه‌ای از مسیر، دقیقاً هم‌راستا با مقام حضرت بهاءالله قرار می‌گیرد. در بخش شرقی محوطه نیز مسیری پیچ‌درپیچ فضایی برای تأمل فراهم می‌آورد. در سراسر محوطه، فعالیت‌های بخش باغبانی مرکز جهانی بهائی برای محوطه‌سازی و فضای سبز ادامه دارد. خاکریزهای اطراف بنای مرکزی اکنون تا حد زیادی با پوشش گیاهی آراسته شده‌اند و با رشد تدریجی فضای سبز، آرامش روزافزونی بر محیط حاکم می‌شود. برای مطالعه آنلاین متن این خبر یا مشاهده تصاویر آن می‌توانید اینجا کلیک کنید. @bwnspersian

  • 5 июл.1 1179

    🔘 در گفت‌وگو: محافل روحانی محلی و پیوندهای اعتماد سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ مرکز جهانی بهائی — محافل روحانی محلی بهائی در نقاط مختلف جهان بیش از پیش به نهادهایی مورد اعتماد در جوامع خود تبدیل شده‌اند؛ در سختی‌ها در کنار خانواده‌ها می‌ایستند، به جوانان برای یافتن مسیر زندگی‌شان کمک می‌کنند و با مسئولان محلی همکاری نزدیک دارند. در جدیدترین قسمت پادکست، سه عضو هیئت‌های مشاورین قاره‌ای—بیلی سیلوا از ایالات متحده، تاونسند لیهاندا از کنیا و نیروشنی صالح از سری‌لانکا—بررسی می‌کنند که رابطۀ میان محفل روحانی محلی و جامعه محلی چگونه در حال شکل‌گیری است. محفل روحانی محلی، مؤسسه‌ای منحصربه‌فرد است که از نُه عضو تشکیل می‌شود و اعضای آن سالانه انتخاب می‌شوند. آقای سیلوا فضای معنوی این انتخابات را چنین توصیف می‌کند: «در این انتخابات هیچ تبلیغی صورت نمی‌گیرد؛ نه رقابتی در کار است و نه فعالیت‌های انتخاباتی.» این فرایند از طریق رأی‌گیری مخفی انجام می‌شود و هر فرد «با توکل به خداوند» می‌کوشد کسانی را انتخاب کند که بتوانند «خالصانه‌ترین خدمت را به جامعه محلی ارائه دهند.» دامنۀ توجه این محافل تمامی جامعهٔ محلی را دربرمی‌گیرد. آقای لیهاندا اعضای این محافل را «خدمتگزارانی فروتن در جامعه، که خود نیز بخشی از همان جامعه محلی هستند» توصیف می‌کند؛ افرادی که به «پیشرفت اجتماعی و مادی و در عین حال معنوی این جوامع» توجه دارند. خانم صالح توضیح می‌دهد که در یکی از مناطق سری‌لانکا، محفل روحانی محلی چنان اعتمادی به دست آورده که «مسئولان بهداشت محلی، نمایندگان دولت محلی و دیگر نهادهای خدمات عمومی به آن تکیه می‌کنند.» او توضیح می‌دهد که این اعتماد چگونه می‌تواند ماهیت ارتباطاتی را تغییر دهد که در حالت عادی ممکن است رسمی یا دلهره‌آور باشند. در یکی از مناطق سری‌لانکا، شماری از خانواده‌ها برای دریافت شناسنامه یا کارت‌ شناسایی که برای ثبت‌نام کودکان در مدرسه و دسترسی خانواده‌ها به خدمات عمومی ضروری هستند، اقدامی نکرده بودند. از آنجا که محفل محلی از پیش با این خانواده‌ها ارتباط نزدیکی داشت، مسئولان محلی برای حل این مسئله به محفل مراجعه کردند. خانم صالح می‌گوید: «وقتی محفل به سراغ این خانواده‌ها رفت، آنها احساس راحتی کردند و مثل زمانی که مأموران دولتی به آنها مراجعه می‌کنند، دچار نگرانی یا اضطراب نشدند.» به گفتۀ او، این نحوۀ محبت‌آمیز هدایت و برخوردِ دوستانۀ محفل با خانواده‌ها بود که آنها را تشویق کرد برای ثبت‌نام و دریافت مدارک شناسایی اقدام کنند. مقامات محلی و منطقه‌ای بعدها به اعضای محفل آموزش دادند تا بتوانند در روند تهیۀ مدارک شناسایی به مردم کمک کنند. آن‌ها همچنین از محفل پرسیدند چگونه می‌توانند چنین رابطهٔ مبتنی بر اعتمادی را با مردم برقرار کنند. گفت‌وگو سپس به موضوع جوانان می‌پردازد. آقای لیهاندا ماجرایی را از یک جامعۀ محلی تعریف می‌کند که در آن، دو جوان چند وسیلۀ همسایه‌شان را برداشته بودند. در این مورد، مادر این جوانان به‌جای تماس با پلیس، از محفل درخواست کمک کرد. محفل نیز گفت‌وگویی با این دو جوان و خانواده‌هایشان آغاز کرد و به بررسی این نکته پرداخت که چگونه شرایط دشوار زندگی و دوری از حیات جامعه ممکن است در تصمیمات آن‌ها تأثیر گذاشته باشد. بر اساس چنین درکی، پاسخی عملی شکل گرفت: این جوانان بیش از پیش در حیات جامعه محلی مشارکت کردند. حضور فعّال‌تر آن‌ها در فعالیت‌های آموزشی سبب پرورش ویژگی‌هایی همچون خدمت و تواضع شد؛ دوستانی که در حرفهٔ نجاری مشغول بودند، این حرفه را به آنان آموختند و افراد دیگر جامعه نیز در این مسیر از آنان حمایت کردند. به گفتۀ آقای لیهاندا، اکنون این جوانان توانایی تأمین معاش خود را دارند و این تجربه، نگاه کل جامعه به موقعیت‌های مشابه را دگرگون ساخته است؛ به‌گونه‌ای که همگان یکدیگر را «به چشم اعضای یک خانواده» می‌بینند. آقای سیلوا در توصیف فعالیت یک محفل روحانی محلی در ایالت‌های غرب میانهٔ آمریکا به موضوع سابقۀ طولانی تبعیض نژادی اشاره می‌کند؛ مسئله‌ای که باید طی سال‌ها و حتی نسل‌ها به‌شکل مشترک بررسی و روی آن کار شود. او با استناد به بیانات بیت‌العدل اعظم که «نیروی دگرگون‌کنندهٔ جهان محبت است»، توضیح می‌دهد که «یکی از اهداف محافل روحانی محلی آن است که به جوامع و افراد کمک کنند تا مأمن‌هایی از صلح و وحدت بنا کنند؛ فضاهایی که در آن‌ها بشر بتواند در مواجهه با چالش‌های متعدد پیش رو، احساس امنیت و آرامش کند.» این محافل، به تعبیر حضرت عبدالبهاء، «چراغ‌های نورانی و باغ‌های ملکوتی‌اند که از آن‌ها نفحات قدس در سراسر آفاق منتشر می‌شود… و انوارِ عرفان بر سراسر عالم امکان می‌تابد.» آقای سیلوا با تأمل در این بیان، می‌گوید: «موهبت ویژه‌ای است که چنین محافل روحانی محلّی در جوامع سراسر جهان وجود دارند.» @bwnspersian

  • 🔸 کرسی بهائی مریلند: بررسی تنوع به‌عنوان مسیری به‌سوی صلح پایدار سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۷ خرداد ۱۴۰۵ واشنگتن دی‌سی — در شرایطی که جوامع سراسر جهان با پرسش‌هایی جدّی دربارۀ صلح و امنیت دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اهمیت این مسائل گاهی باعث محدود شدن میدان دید آنها می‌شود و هر کشور عمدتاً از تجربۀ خود برای مواجهه با این مسائل بهره می‌گیرد. در نشستی که اخیراً در کتابخانۀ کنگره در واشنگتن دی‌سی برگزار شد و کرسی بهائی برای صلح جهانی در دانشگاه مریلند یکی از میزبانان آن بود، سخنرانانی از جمهوری آذربایجان، بحرین، کامبوج و کنیا گرد هم آمدند تا بررسی کنند که کشورهای مختلف چگونه در بسترهای متفاوت با این مسائل مشترک روبه‌رو می‌شوند. یکی از اصولی که به گفت‌وگوها جان می‌بخشید، «وحدت در کثرت» بود؛ این آگاهی که پیشرفت بشر از طریق تفاوت‌ها غنا می‌یابد. هدی محمودی، استاد و مسئول کرسی بهائی برای صلح جهانی، در گفت‌وگو با سرویس خبری جامعهٔ بهائی گفت: «این اصل رابطۀ میان تنوع، وحدت و همزیستی مسالمت‌آمیز را روشن می‌کند؛ زیرا تفاوت‌ها را نه به‌عنوان مسئله‌ای که باید مدیریت شود، بلکه به‌مثابه منبعی حیاتی برای ساختن اجتماعاتی منسجم و عادلانه می‌بیند.» هدی محمودی افزود، البته این اصل همچنین روشن می‌سازد که تنوع به‌تنهایی کافی نیست. بدون احساس هویتی مشترک که اجتماع متکثر را انسجام بخشد، تفاوت‌ها ممکن است به تفرقه تبدیل شوند. کشیش جانی مور (Johnnie Moore)، عضو هیئت سخنرانان از ایالات متحده، در این باره گفت: «نکته‌ای که کرسی بهائی با استواری فراوان در پی روشن ساختن آن بوده، این است که وحدت به‌معنای یکنواختی نیست و احساس تعلق نیز مستلزم دست کشیدن از هویت نیست.» او اصلِ «وحدت در کثرت» را نیازمند «شجاعتی نو» دانست تا بتوان آن را در عمل تحقق بخشید؛ به‌گونه‌ای که نه‌تنها زندگی افراد، بلکه ساختارهای جامعۀ جهانی را نیز روشنی بخشد. دکتر مور به این نکته اشاره کرد که حرکت در چنین مسیری مستلزم آن است که افراد به‌روشنی بدانند چه چیزی را می‌خواهند بسازند. او افزود: «صلح تنها به معنای نبود جنگ نیست، بلکه به معنای برقراری عدالت، حفظ حقوق بشر و ایجاد هماهنگی اجتماعی است.» همین دیدگاه را کاترینا لانتوس سوئت (Katrina Lantos Swett)، استاد و رئیس بنیاد لانتوس برای حقوق بشر در ایالات متحده، نیز مطرح کرد. او با اشاره به تمثیلی از آموزه‌های بهائی دربارۀ یکانگی نوع بشر گفت: «همۀ ما، به معنایی بسیار عمیق، برگ‌های یک درختیم.» یکی دیگر از سخنرانان، صاحب نقی‌یف (Sahib Naghiyev)، معاون رئیس کمیتۀ دولتی امور انجمن‌های دینی جمهوری آذربایجان، بر ابعاد بین‌المللی این مسائل تأکید کرد. او اظهار داشت که سرعت تحولات جهانی موجب شده همزیستی میان مردمان، زبان‌ها، فرهنگ‌ها و ادیان گوناگون به ویژگی برجسته‌ای از زندگی امروز تبدیل شود که فراتر از مرزها رفته و نیازمند همکاری است. وی افزود: «جهان ما با سرعتی بی‌سابقه به‌سوی جهانی‌شدن پیش می‌رود و چشم‌اندازی نوین در حوزه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پدید آورده است.» چند تن از سخنرانان، «آموزش اخلاقی و معنوی» را محور تلاش‌ها برای ایجاد اجتماعاتی هماهنگ دانستند. بارتولومیو لومباسی (Bartholomew Lumbasi)، رایزن آموزشی سفارت کنیا در ایالات متحده، دربارهٔ تلاش‌های کشورش برای پرورش فضایل اخلاقی و معنوی در کنار آموزش تحصیلی سخن گفت؛ فضائلی که به جوانان امکان می‌دهد در کنار یکدیگر زندگی کنند و تعارض‌ها را به شکلی مسالمت‌آمیز حل کنند. او گفت: «چگونه می‌توان از همان کودکی شخصیتی جامع پرورش داد که بتواند پذیرای صلح باشد؟» او به‌طور خاص به «باشگاه‌های صلح» اشاره کرد که در مناطق مختلف کنیا تشکیل شده است و دانش‌آموزان را، فارغ از تنش‌های گذشته، برای گفت‌وگوهای مستمر گرد هم می‌آورد؛ فعالیتی که به گفتهٔ او، مبتنی بر یک باور ساده است: «اگر دانش‌آموزان از همان سنین کودکی با یکدیگر گفت‌وگو کنند، می‌آموزند که چگونه در کنار هم زندگی کنند.» برای مطالعۀ متن کامل این خبر و مشاهده تصاویر بیشتر، می‌توانید اینجا کلیک کنید. @bwnspersian

  • 29 июн.2 32117

    ▪ تونگا: پرورش اخلاقی و آموزش تحصیلی، زمینه‌ساز زندگی سرشار از خدمت سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ نوکوآلوفا، تونگا (Tonga) — اگر آموزش تنها به معنای انباشتن اطلاعات دانسته شود، از کمک به جوانان برای آشکار ساختن شریف‌ترین ویژگی‌های درونی‌شان بازمی‌ماند؛ همان صفات اخلاقی و معنوی‌ای که به دانش جهت و هدف می‌بخشند. مدرسهٔ بین‌المللی «اقیانوس نور» (Ocean of Light)، مؤسسه‌ای آموزشی الهام‌گرفته از آموزه‌های بهائی، طی سه دههٔ گذشته به بررسی این موضوع پرداخته است که چگونه پرورش صفات اخلاقی و یادگیری تحصیلی می‌تواند در قالب یک فرایند آموزشی واحد درهم‌تنیده شود. این موضوع از محورهای اصلی گردهمایی اخیر مقامات دولتی، مدیران مدرسه، معلمان، دانش‌آموزان و خانواده‌ها به مناسبت سی‌امین سالگرد تأسیس مدرسه بود. طاهره فیفیتا هوکافونو (Taʻhirih Fifita Hokafonu)، مدیر این مدرسه، طی سخنان خود گفت: «در طول این سال‌ها کوشیده‌ایم مدرسه‌ای ایجاد کنیم که در آن کسب دانش با اصول اخلاقی و معنوی هدایت شود و یادگیری در مسیر خدمت به بشریت باشد.» وی افزود با چنین رویکردی، دانش‌آموزان تلاش‌های خود را در مسیر آموزش، ابزاری برای مشارکت در زندگی خانواده‌ها و جوامع خود می‌بینند. موآله اوتونوکو (Moʻale ʻOtunuku)، وزیر آموزش و پرورش و آموزش فنی تونگا، ضمن قدردانی از تلاش‌های مدرسهٔ اقیانوس نور، اظهار داشت که وزارت آموزش و پرورش تونگا، در کنار این مدرسه، می‌کوشد «اطمینان یابد دانش‌آموزان نه‌تنها برای امتحانات، بلکه برای زندگی آماده می‌شوند. آنان به دانش، ارزش‌ها و مهارت‌هایی مجهز می‌شوند که برای خدمت به خانواده‌ها، جوامع و کشورشان نیاز دارند.» دکتر اوتونوکو با صمیمیت از رابطهٔ دیرینهٔ وزارتخانه با این مدرسه سخن گفت و تأکید کرد که این همکاری «به تقویت کل نظام آموزشی تونگا کمک کرده است.» دکتر اوتونوکو در ادامه به توصیف رویکرد جامع مدرسهٔ بین‌المللی «اقیانوس نور» در آموزش پرداخت و گفت: «این مدرسه در کنار آموزش تحصیلی جدی، بر تربیت اخلاقی و معنوی نیز تأکید می‌کند.» او به بیانی از حضرت بهاءالله اشاره کرد که دانش را همچون بال‌هایی برای روح انسان می‌داند که به آن امکان پرواز می‌دهند. دکتر اوتونوکو با تأمل در این کلمات، آموزش را نیرویی توصیف کرد که «ما را قادر می‌سازد از محدودیت‌ها فراتر برویم و افق‌های دورتری را ببینیم.» بسیاری از سخنرانان در این گردهمایی، اصل هماهنگی علم و دین را مبنا و اساس رویکرد مدرسه معرفی کردند. از این دیدگاه، علم و دین نه در تقابل با یکدیگر، بلکه به عنوان دو نظام دانایی مکمل دیده می‌شوند که در کنار هم به درک عمیق‌تر واقعیت کمک می‌کنند و مسیر پیشرفت فردی و جمعی را نشان می‌دهند. با کاربست این اصل، دانش‌آموزان جوان تشویق می‌شوند تا به لایه‌های عمیق‌تر ایده‌ها، فناوری‌ها و نیروهای اجتماعی اطراف خود توجه کنند و علاوه بر درک نحوۀ کارکرد آن‌ها، به ارزش‌ها و اهدافی بیندیشند که باید کاربرد آن‌ها را شکل دهد. به این ترتیب، جوانان در‌می‌یابند که دانش چگونه می‌تواند هم به بهبود زندگی خودشان و هم به رفاه جوامعشان کمک کند. نمونه‌هایی از این رویکرد را می‌توان در خود مدرسه مشاهده کرد. مونا تائوموفولائو (Mona Taumoefolau)، دانش‌آموز سابق مدرسه، به نمایندگی از فارغ‌التحصیلان، به روزهای آغازین مدرسه اشاره کرد و گفت که در نخستین کلاسِ سال ۱۹۹۶ تنها نُه دانش‌آموز حضور داشتند. او در ادامه گفت: «همۀ ما به‌عنوان فارغ‌التحصیل به‌خوبی به یاد داریم که مدرسه چه اندازه بر وحدت و همکاری تأکید داشت.» از همان ابتدا، فرهنگ رایج رقابت در فضای آموزشی جای خود را به فرهنگ حمایت متقابل داد. دانش‌آموزان آموختند که پیشرفت هم‌کلاسی‌هایشان را جدا از پیشرفت خود نبینند. همین روحیۀ همکاری به‌تدریج موجب جذب افراد بیشتری به مدرسه شد، به‌طوری‌که تعداد دانش‌آموزان اکنون از ۵۸۰ نفر فراتر رفته و از پیش‌دبستانی تا دبیرستان را شامل می‌شود. این رشد تا حدی به این دلیل بود که والدین، تحت تأثیر تحولاتِ مثبت مدرسه، خواستار گسترش آن و ایجاد مقطع دبیرستان شدند. برای مطالعۀ متن کامل این خبر و مشاهده تصاویر بیشتر، می‌توانید اینجا کلیک کنید. @bwnspersian

  • 🔳 نشریۀ «عالم بهائی»: مقالات جدید به بررسی بنیان‌های صلح و دیدگاه‌های معاصر دربارۀ ماهیت انسان می‌پردازند سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ مرکز جهانی بهائی — نشریۀ آنلاین «عالم بهائی» دو مقالۀ جدید منتشر کرده است. مقالۀ «سرنوشت صلح جهانی» به بازنگری سه مقطع تاریخی در قرن گذشته می‌پردازد که در آن‌ها بشریت در آستانۀ دستیابی به صلح پایدار به نظر می‌رسید؛ تلاش‌هایی که هیچ‌یک موفقیت‌آمیز نبود. این مقاله با این فرض که موانع صلح جهانی ریشه‌هایی عمیق‌تر از ناکارآمدی‌های نهادی دارد، به بررسی عواملی می‌پردازد که دستیابی به صلح پایدار را بازداشته‌اند و بررسی می‌کند که اصل بنیادین بهائیِ «یگانگی نوع بشر»، نه فقط به‌عنوان آرمانی اخلاقی بلکه به‌عنوان درکی از ماهیت جامعۀ جهانی، چگونه می‌تواند بنیانی را فراهم کند که تاکنون دست‌نیافتنی مانده است. مقالۀ دوم با عنوان «علوم اعصاب و شناخت ماهیت انسان از منظری تاریخی»، به این موضوع می‌پردازد که یافته‌های علوم اعصاب چگونه می‌توانند درک ما از ماهیت انسان را گسترش دهند، بدون آنکه آن را به‌طور کامل تبیین کنند. این مقاله تأکید دارد که چون مغز انسان پیوسته تحت تأثیر تجربه‌ها و فرهنگ شکل می‌گیرد، یافته‌های کنونی را باید توصیفی از نحوۀ عملکرد مغز در این مرحلۀ خاص از تکامل جمعی بشر دانست، نه گزاره‌هایی قطعی و تغییرناپذیر دربارۀ ماهیت انسان. همچنین این مقاله بررسی می‌کند که اصل بهائیِ «نقش‌های مکمل علم و دین» چه افق‌هایی را دربارۀ آیندۀ بشر و توانمندی‌های بالقوۀ او پیش روی ما می‌گشاید. این مقاله‌ها در کنار مطالب دیگری قرار می‌گیرند که طی سال گذشته در این وب‌سایت منتشر شده‌اند؛ از جملۀ آن‌ها مقالۀ «هنر همکاری» و چندین مطلب از جلد سی‌وپنجم نشریۀ «عالم بهائی» است، از جمله «زنان و پیشرفت اجتماعی: ایجاد جوامعی مبتنی بر مشارکت پویا»، «مشرق‌الاذکار بهائی: مطلع ذکر الهی» و «جامعه‌ای جهانی». وب‌سایت «عالم بهائی» مجموعه‌ای از مقالات را ارائه می‌کند که به بررسی حیاتی‌ترین مسائل روزگار ما می‌پردازند و می‌کوشند بینش‌هایی نوین برگرفته از آموزه‌های بهائی و تجربیات جامعۀ بهائی در سراسر جهان را در اختیار مخاطبان قرار دهند. @bwnspersian

  • 28 июн.1 20111

    🔹 معبد بهائی: رونمایی از طرح نخستین معبد محلی بهائی در کامرون سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ باتوری، کامرون — در زبان مردم گبایا (Gbaya) در شرق کامرون، واژۀ «گباسارا» (gbàssàrà) به‌طور هم‌زمان سه معنا دارد: ستونی که بارِ خانهٔ یک خانواده را بر دوش می‌کشد، پرنده‌ای که آوازش شکارچی را در جنگل راهنمایی می‌کند، و سازی که صدایش در روستا طنین‌انداز شده و مردم را گرد هم می‌آورد. طرحی که امروز برای نخستین معبد محلی بهائی کامرون رونمایی شد و قرار است بر زمینی در کنار رود کادی (Kadey) بنا شود، بر پایۀ همین استعارهٔ چندوجهی شکل گرفته است؛ استعاره‌ای که در قالب معماری، معبد را به ستونی برای نیروی معنوی جمعی، راهنمایی در مسیر جست‌وجوی حقیقت، و فراخوانی به‌سوی وحدت نوع بشر تبدیل می‌کند. حدود ۱۰۰۰ نفر روز گذشته در این محل گرد هم آمدند؛ مقامات محلی، رهبران سنتی، اعضای مؤسسات بهائی در سطح ملی، منطقه‌ای و محلی، و همچنین کودکان، نوجوانان و بزرگسالانی از روستاهای پیرامون، که همگی در فضایی آکنده از انتظار و اشتیاق گرد هم آمده بودند. ماتالا کاسارا هیلر (Matala Kassara Hilaire)، یکی از رهبران سنتی روستایی در همان نزدیکی، پیش‌تر در گردهمایی خودجوشی که پس از اعلام رونمایی از طرح معبد، در فضایی سرشار از سرور برگزار شد، همین احساس اشتیاق را بیان کرده بود. او گفت: «ما واقعاً مفتخریم که جامعۀ ما از نعمتِ یک معبد برخوردار شده است.» او با اشاره به معابد محلی دیگری که در سراسر جهان در حال ساخت هستند، افزود که در نگاه او، هر یک از آن‌ها همچون فانوسی روشن در سرزمین خود می‌درخشند. رهبر محلی هیلر گفت: «آنچه در نقاط دیگر جهان در حال رخ دادن است، اکنون در باتوری نیز در حال وقوع است.» گادلیو امبوکه (Godlive Mboke)، عضو محفل روحانی ملی بهائیان کامرون، ضمن سخنرانی در این مراسم به ماهیت این معبد اشاره کرد. وی اظهار داشت: «در آثار بهائی، از معبد به عنوان مشرق‌الاذکار یاد می‌شود که به معنای “محل طلوع ذکر الهی” است.» آقای امبوکه افزود که این معابد بهائی تجسمی از برداشتی نوین دربارۀ فضاهای نیایش هستند. این معابد نه‌تنها مکانی برای دعا و تأمل محسوب می‌شوند، بلکه مراکزی برای وحدت و همبستگیِ همۀ انسان‌ها هستند؛ فضاهایی که هماهنگیِ میان عبادت و خدمت به نوع بشر در آنها به‌شکلی عملی تجلّی می‌یابد. آلن پیر جولده (Alain Pierre Djoulde)، عضو هیئت مشاورین قاره‌ای در آفریقا، دربارۀ اصولی سخن گفت که به معبد آینده روح و معنا می‌بخشد. او اظهار داشت: «نخستین اصل، وحدت نوع بشر است که در این واقعیت تجلّی خواهد یافت که صدها نفر با پیشینه‌های مذهبی گوناگون و از تمامی اقشار اجتماع در این مکان گرد هم خواهند آمد تا به ستایش و نیایش خداوند بپردازند.» آقای جولده ادامه داد و معبد بهائی را مکانی برای آموزش توصیف کرد که رشد ظرفیت‌های فردی و جمعی را تقویت می‌کند و آن‌ها را به‌سوی پیشرفت زندگی جامعه هدایت خواهد کرد. او گفت: «این مکان مشوق خدمت خواهد بود» و توضیح داد که وقتی افرادی از پیشینه‌های گوناگون، با مهارت‌ها و علایق متفاوت، با هدف مشترکِ مشارکت در بهبود محله‌ها و روستاهای خود گرد هم می‌آیند، چه تحولاتی رخ می‌دهد. «حوزه‌هایی مانند بهداشت، کشاورزی و پیشرفت زنان به‌شکلی مثبت تحت تأثیر قرار خواهند گرفت و اثر این تلاش‌ها فراتر از این منطقه، به اجتماع گسترده‌تر نیز خواهد رسید.» معماران توضیح دادند که چگونه منظرۀ پیرامون، طرح آن‌ها را شکل داده است. رودخانۀ کادی که به‌آرامی از این منطقه می‌گذرد، الهام‌بخش مسیر منتهی به معبد بوده است؛ مسیری هماهنگ با قوس‌های رودخانه، که بازدیدکنندگان را در مسیری تأمل‌برانگیز به‌سوی معبد بهائی هدایت می‌کند. برای مطالعۀ متن کامل این خبر و مشاهده تصاویر بیشتر، می‌توانید اینجا کلیک کنید. @bwnspersian

  • 28 июн.1 03511

    🔘 بینش‌هایی از میدان عمل: پادکستی دربارۀ الگوهای نوظهور حیات جامعه در سیدنی سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ مرکز جهانی بهائی — در جدیدترین قسمت از مجموعۀ «بینش‌هایی از میدان عمل»، طراز ناداراجا (Taraz Nadarajah)، عضو هیئت مشاورین قاره‌ای در استرالزی، توضیح می‌دهد که چگونه در محیط‌های گوناگون در سراسر سیدنیِ استرالیا، الگوهای جدیدی از حیات جامعه به‌تدریج از طریق مشارکت در برنامه‌های آموزش اخلاقی و معنوی بهائی و پروژه‌های اقدام اجتماعی در حال شکل‌گیری است و به پدید آمدن محله‌هایی تاب‌آورتر کمک می‌کند. آقای ناداراجا توضیح می‌دهد که در سیدنی، همانند بسیاری از محیط‌های شهری در سراسر جهان، گروه‌های گوناگون مردم آرمانی مشترک دارند: «تمایل به اینکه روابط میان افراد عمیق‌تر و معنادارتر شود و پیوندهایی فراتر از ارتباطات صرفاً مادی و انسانی، و چه‌بسا با بُعدی معنوی، میان آنان شکل بگیرد.» جامعۀ بهائی، در کنار دیگر افرادی که در تلاش‌های جامعه‌سازی مشارکت دارند، به گفتۀ او در حال آموختن این نکته است که چگونه «گام‌های عملی‌تری برای ساختن و پیشبرد اجتماع بردارد و آن را بر پایۀ اصولی همچون اعتماد، دوستی و محبت استوار سازد.» یک ویژگی مشترک میان این محله‌ها، به گفتۀ او، آگاهی روزافزون نسبت به اهمیت آموزش معنوی کودکان است. در محله‌ای در شمال سیدنی، این روند با دوستی دو مادر شروع شد که هنگام همراهی فرزندانشان به مدرسه با یکدیگر آشنا شدند. آقای ناداراجا توضیح می‌دهد: «آن‌ها اغلب دربارۀ تربیت فرزندانشان و دغدغه‌هایی که به‌عنوان مادر برای رشد آن‌ها داشتند، صحبت می‌کردند.» این مادران با هم به این فکر کردند که چگونه می‌توانند به این دغدغه‌ها پاسخ دهند و تصمیم گرفتند خانواده‌های محلهٔ خود را گرد هم آورند تا جشنواره‌ای برای کودکان برگزار کنند؛ جشنواره‌ای که به‌تدریج گسترش یافت و خانواده‌های بیشتری را در این فرایند مشارکت داد. آقای ناداراجا توضیح می‌دهد که این جشنواره‌ها، که خانواده‌ها را برای چند روز گرد هم می‌آورند تا به‌عنوان یک جامعه به تأمل و مشورت بپردازند، «واقعاً موجب تقویت پیوندهای دوستی شده‌اند.» در غرب سیدنی، این فرایند شکل دیگری به خود گرفته است. در بخشی از شهر که به گفتۀ آقای ناداراجا بسیاری از جوانان با چالش‌های بزرگی مواجه هستند، گروهی از جوانان شرکت‌کننده در برنامه‌های آموزش اخلاقی و معنوی بهائی، در واکنش به فرهنگ خشونت در مدرسهٔ خود، فیلم کوتاهی تهیه کردند. آن‌ها با استفاده از ایده‌هایی همچون دوستی و دیدن خوبی‌ها در دیگران، صحنه‌هایی را از محیط مدرسهٔ خود بازسازی کردند که در آن‌ها درگیری امری عادی بود؛ اما در کنار این صحنه‌ها، راه‌هایی جایگزین را نیز به تصویر کشیدند که به پاسخ‌هایی سازنده‌تر اشاره داشت. آقای ناداراجا می‌گوید معلّمان «به‌وضوح شاهد تغییری در بسیاری از دانش‌آموزان خود بودند» که نتیجۀ مشارکت این جوانان در شکل‌دادن به یک زیربنای اخلاقی و معنوی در محلۀ خودشان بود. در محیطی که پیش‌تر در آن برای تحصیل ارزش چندانی قائل نبودند، مشارکت در این برنامه‌ها به تغییری در آرمان‌ها و اهداف جامعه انجامیده است؛ به‌طوری که اکنون بسیاری از جوانان، نخستین افراد خانواده‌های خود هستند که به تحصیلات دانشگاهی روی می‌آورند. در جنوب سیدنی، تلاش‌هایی در میان گروهی از مردم در جریان است که بسیاری از آنان به‌تازگی وارد استرالیا شده‌اند و در حال سازگاری با فرهنگی متفاوت، زبانی تازه و شیوه‌ای نو از زندگی هستند. گروهی متشکل از شش مادر گرد هم آمدند و سازمانی را پایه‌گذاری کردند که هدفش حمایت از سلامت جسم و روان در جامعۀ خودشان است. با تعمیق این تلاش‌ها، تمایلی فزاینده پدید آمد که نه‌فقط به نیازهای مادی، بلکه به زندگی معنوی جامعه نیز توجه شود. این امر به برگزاری جشنواره‌های کودکان و گردهمایی‌هایی در سطح محلی منجر شد که افراد در آن‌ها می‌توانستند به‌صورت جمعی مفاهیمی مانند دعا به‌عنوان «گفت‌وگو با خدا» را بررسی کنند. به گفتۀ آقای ناداراجا، نکتهٔ برجسته در این گروه جمعیتی خاص آن است که چنین فرایندهایی کودکان، نوجوانان و والدین را به سفری مشترک در «محیطی سرشار از توان‌افزایی» وارد کرده است. طی یک دهۀ گذشته، تلاش‌ها برای مشارکت جوانان که از چند نقطۀ محدود آغاز شده بود، اکنون به صدها محلّه در سراسر سیدنی گسترش یافته است. آقای ناداراجا می‌گوید: «جامعۀ بهائی در سال‌ها و دهه‌های اخیر گام‌هایی برداشته که اگرچه کوچک بوده‌اند، اما عمیق، مستمر و تأثیرگذار هستند؛ گام‌هایی که هدفشان تحقق عملی چشم‌انداز فراگیر حضرت بهاءالله است؛ چشم‌اندازی که همه را در بر می‌گیرد.» این گشودگی نسبت به مشارکت افراد گوناگون، مورد استقبال جامعۀ بهائی است و اکنون به بخشی از تار و پود بسیاری از اجتماعات محلی در سراسر سیدنی تبدیل شده است. @bwnspersian

  • 28 июн.1 29914

    🔸 معبد بهائی: رونمایی از طرح نخستین معبد محلی بهائی در نپال سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ کانچانپور، نپال — زمینی که در کانچانپور برای احداث نخستین معبد محلی بهائیِ نپال اختصاص یافته، از زمان اعلام ساخت این معبد توسط بیت‌العدل اعظم در سال ۲۰۲۳، به مکانی برای نیایش تبدیل شده است. نزدیک به سه سال است که خانواده‌هایی از محله‌ها و روستاهای سراسر این منطقه در دشت‌های جنوب‌غربی نپال، در سپیده‌دم، پس از کار یا پیش از آغاز مدرسه، در این مکان گرد هم می‌آیند؛ در زمینی که هنوز معبدی در آن برپا نشده، اما آنان در آن به نیایش می‌پردازند و از این لحظات، نیرویی می‌گیرند تا زندگی خود را هرچه بیشتر وقف یکدیگر کنند. طرحی که امروز رونمایی شد، به آنچه این جوامع طی دهه‌های گذشته در وجود خود متجلّی ساخته‌اند، صورتی ملموس بخشیده است. مراسم رونمایی از این طرح، بیش از ۱۰۰۰ نفر را به محل احداث معبد در کانچانپور کشاند. مقام‌های دولتی، رهبران جامعۀ مدنی و ساکنان مناطق اطراف گرد هم آمدند تا شاهد لحظه‌ای باشند که از مدت‌ها پیش در انتظارش بودند. یام پراساد آچاریا (Yam Prasad Acharya)، عضو هیئت مشاورین قاره‌ای در آسیا، طی سخنانی در این مراسم توضیح داد که طرح این معبد به‌شکلی طبیعی و هماهنگ، از نمادهای معنوی و بستر فرهنگی منطقه الهام گرفته شده است. شکل کلی این معبد متأثر از بستر طبیعی و فرهنگی منطقه است و از سنت‌های محلی—مانند نقش‌های لباس‌ سنتی قوم تارو (Tharu) و تورهای ماهیگیری دست‌بافت—برای طراحی فرم‌های لایه‌لایه، بافت مصالح و ایجاد حس محصور بودنِ فضا الهام گرفته است. آقای آچاریا در گفت‌وگویی جداگانه با سرویس خبری، به فرهنگ دعا و نیایشی اشاره کرد که مدت‌هاست زندگی روزمرهٔ مردم این منطقه را شکل داده است. او گفت: «در اینجا، مفاهیم دعا، خدمت و عبادت بسیار پررنگ است. در هر خانواده‌ای این رسم وجود دارد؛ صبح زود دعا می‌خوانند و سپس به سرِ کار می‌روند.» او اضافه کرد که اعلام احداث این معبد، این روال را تقویت کرده و آن را بیش از پیش به‌سوی فعالیت‌های اجتماعی و جمعی سوق داده است. اکنون افراد زیادی داوطلبانه به محل ساخت معبد می‌آیند و می‌پرسند آیا جایی هست که نیاز به پاکسازی داشته باشد یا گیاهی که باید کاشته شود. او تأکید کرد: «هر فرد این جامعه، به‌نحوی در ساخت این معبد سهیم خواهد بود.» راجش کوماری رانا، عضو هیئت معاونت که در نزدیکی محل ساخت معبد زندگی می‌کند، تجربهٔ گردهمایی برای دعا را چنین توصیف کرد: «وقتی مردم برای نیایش به این مکان می‌آیند، دیگر به تفاوت‌ها فکر نمی‌کنند؛ اینکه چه کسی کنارشان نشسته، از کدام جامعه آمده، یا چه تفاوت‌هایی ممکن است بین‌شان وجود داشته باشد. در فضای نیایش، قلب‌ها به یکدیگر نزدیک‌تر می‌شوند و احساس وحدت و همدلی در میان آنان شکوفا می‌شود.» دیوراج رانا (Devraj Rana)، عضو محفل روحانی ملی، نیز دربارۀ همین پیوند میان عبادت و خدمت صحبت کرد. او گفت: «عبادت و خدمت دو بُعد جدایی‌ناپذیر زندگی هستند. عشق به خدا از طریق عبادت عمیق‌تر می‌شود و در حیات جامعه، این دلبستگی در قالب خدمت به دیگران جلوه‌گر می‌شود.» آقای دیوراج رانا افزود: «چنین معبدی پذیرای افرادی از هر پیشینه‌ای خواهد بود؛ مکانی که درهای آن به روی همگان باز است تا برای دعا و نیایش گرد هم آیند.» طراحی این معبد از بازدیدها و تعامل با جوامع پیرامونی الهام گرفته و عناصری از چشم‌انداز طبیعی و روح حاکم بر زندگی مردم منطقه را بازتاب می‌دهد. سروش پرادان (Sarosh Pradhan)، یکی از معماران پروژه، گفت: «ما با ساکنان این منطقه ملاقات کردیم و عمیقاً تحت تأثیر آن‌ها قرار گرفتیم. در این طرح تلاش کردیم تمامی احساسات و جنبه‌های فرهنگی زندگی آنان را جذب و منعکس کنیم.» برای مطالعۀ متن کامل این خبر و مشاهده تصاویر بیشتر، می‌توانید اینجا کلیک کنید. @bwnspersian

  • 27 июн.1 09610

    ▪ شیلی: جایگاه اصول معنوی در حیات اجتماعی سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ سانتیاگو، شیلی — برای کسانی که می‌کوشند بر چالش‌های پیش روی اجتماعات خود غلبه کنند، اغلب این احساس وجود دارد که عنصری اساسی کم است؛ عنصری که توصیف و نام‌گذاری آن دشوار است. در شیلی، گروهی از کنشگران اجتماعی طی یک سال گذشته به این نتیجه رسیده‌اند که این بُعد گمشده «معنویت» است. آلن آراونا (Allan Aravena)، از دفتر امور خارجی جامعۀ بهائی شیلی می‌گوید: «آنچه از این تأمل مستمر حاصل شده، درک معنویت به‌عنوان امری جاری در زندگی است، نه موضوعی که صرفاً دربارۀ آن فکر کنیم. این معنویت در کیفیت روابط ما، در توانمندی‌مان برای عمل بر اساس راستی و عدالت، و در تصمیم‌هایی که زندگی اطرافیان‌مان را شکل می‌دهد، تجلی می‌یابد. از این منظر، معنویت نوعی چارچوب اخلاقی است که در عمل جلوه پیدا می‌کند.» این گفت‌وگوها با انتشار نشریۀ «تحول اجتماعی: ایجاد چشم‌اندازی جدید با یکدیگر» آغاز شد که اوایل سال گذشته توسط دفتر امور خارجی منتشر گردید. این نشریه که حاصل سال‌ها گفت‌وگو میان اعضای این دفتر، دانشگاهیان، نمایندگان جامعۀ مدنی، مسئولان دولتی و اعضای جامعۀ بومی ماپوچه (Mapuche) است، چشم‌اندازی از تحول اجتماعی را ترسیم می‌کند که بر پایۀ یکانگی نوع بشر و ابعاد معنوی هویت انسان استوار است. دفتر امور خارجی بهائیان، به‌جای آنکه انتشار این کتابچه را رویدادی منفرد تلقی کند، بررسی و گفت‌وگو را با شرکت‌کنندگان ادامه داد؛ از جمله با یک قاضی دادگاه خانواده، یک جامعه‌شناس که با جوانان در نظام قضایی کار می‌کند، و یک مقام شهرداری. دوستی؛ فضایی برای کاوش و یادگیری آنچه در ابتدا به‌عنوان پاسخی به یک دعوت عمومی آغاز شده بود، به گفتگویی مستمر تبدیل شده است که اغلب در محوطۀ معبد بهائی در سانتیاگو برگزار می‌شود و با پیوندهای دوستی میان شرکت‌کنندگان تداوم یافته است. شرکت‌کنندگانی که ابتدا با یکدیگر غریبه بودند، اکنون این گردهمایی‌ها را نوعی مأمن توصیف می‌کنند؛ فضایی برای گفت‌وگوهای آرام و بدون شتاب که در آن چالش‌ها به‌طور جمعی بررسی می‌شوند و امیدها با دقت و توجه پرورش می‌یابند. آقای آراونا می‌گوید: «همۀ ما احساس کردیم اتفاق مهمی آغاز شده است.» او توضیح می‌دهد که شرکت‌کنندگان در جریان این گفت‌وگوها، «بُعد انسانی و معنوی‌ای را که در جستجوی آن بودند کشف کردند و حالا به اهمیت حیاتی آن پی برده‌اند.» پاملا آکونیا (Pamela Acuña)، رئیس واحد همبستگی و انسجام اجتماعی در شهرداری پنالولن (Peñalolén)، مسیر پیموده‌شده توسط این گروه را چنین توصیف می‌کند: «دوستی هدفمند؛ فضایی برای مشارکت سخاوتمندانه، یادگیری انسانی و امیدی تازه.» خانم آکونیا افزود که این گفت‌وگوها اعتقاد او را عمیق‌تر کرده است که معنویت نه مفهومی انتزاعی، بلکه مبنایی واقعی برای سیاست‌گذاری‌های عمومی انسان‌محور است. بازاندیشی در رابطۀ میان تحول درونی و جمعی یکی از مضامین پرتکرار در این گفت‌وگوها مفهوم «وحدت در کثرت» بوده است؛ مفهومی که همچون قطب‌نمایی عمل کرده و شرکت‌کنندگان را در مسیر گوش‌دادن، مشورت و اقدام مشترک در مواجهه با دشواری‌ها هدایت کرده است. مضمون دیگر رابطۀ میان تحول فردی و جمعی بوده است: این درک که ویژگی‌های معنوی همچون راستی، عدالت و همبستگی ابتدا در زندگی فردی شکل می‌گیرند، اما زمانی معنای کامل خود را می‌یابند که در کنار دیگران و در قالب اقدام مشترک جلوه‌گر شوند. مونیکا جدرس (Mónica Jeldres)، قاضی دادگاه خانواده، معتقد است این گردهمایی‌ها فضایی برای تأمل فراهم کرده که در زندگی حرفه‌ای روزمره به‌ندرت یافت می‌شود. به گفتۀ او، این جلسات به همکاران از حوزه‌های مختلف کمک کرده است تا «در گفتگوهایی عمیق و معنادار پیرامون معنویت به‌عنوان نیروی محرک تحول اجتماعی مشارکت کنند.» او تأکید کرد که معنویت مستلزم تأملی است که باید به عمل بینجامد و به سیاست‌ها و اقداماتی منتهی شود که تار و پود اجتماع را تقویت می‌کنند. او افزود: «اگر به دیگران خدمت نکنیم و برای خیر جمع اقدامی انجام ندهیم، چگونه می‌توانیم پیشرفت کنیم؟» او ادامه داد: «معنویت حقیقی به هیچ‌وجه نوعی گریز از واقعیت نیست. تنها هنگامی که این نیروی معنوی به نیرویی جمعی تبدیل شود، می‌توانیم به‌راستی بگوییم از دل عمیق‌ترین زخم‌هایمان در حال ساختن اجتماعی هستیم که شایستۀ نامِ «انسانی» است. ما نیازمند تلاش‌هایی هستیم که پیوندهایمان را دوباره برقرار کنند و کنش معنوی هدفمندی که درد و رنج‌مان برای جهان را به اقدامی التیام‌بخش بدل سازد.» برای مطالعۀ متن کامل این خبر و مشاهده تصاویر بیشتر، می‌توانید اینجا کلیک کنید. @bwnspersian

  • 25 июн.1 44514

    🔳 آثار مقدّسۀ بهائی: انتشار مجموعه‌ای جدید از آثار حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ مرکز جهانی بهائی — جلد جدیدی از آثار مقدّس بهائی با عنوان «آثار مقدّسۀ بهائی» منتشر شده است. این مجموعه منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله و مکاتیب و بیانات حضرت عبدالبهاء را در قالب مجموعه‌ای واحد گرد آورده است. این جلد شامل ۲۵۷ قطعه از آثار حضرت بهاءالله است که دوره‌ای نزدیک به چهار دهه از نزول وحی الهی تا صعود حضرتش در سال ۱۸۹۲ را در بر می‌گیرد؛ همچنین شامل ۲۴۱ متن از مکاتیب حضرت عبدالبهاء و تعدادی از خطابات ایشان است. بسیاری از متونِ این مجموعه برای خوانندگان، به دلیل شرکت‌شان در برنامه‌های آموزش اخلاقی و معنوی بهائی و مطالعهٔ کتب و الواحی که این متون از آنها برگرفته شده‌اند، از پیش آشنا خواهد بود. برای بی‌شمار افرادی که در سراسر جهان در این برنامه‌ها شرکت دارند، این مجموعه دسترسی آنان به آثار بهائی را به‌شکل چشمگیری افزایش خواهد داد. تعدادی از قطعات تازه‌ترجمه‌شده برای نخستین بار به زبان انگلیسی در این مجموعه منتشر شده‌اند. این مجموعه که از گنجینهٔ گستردهٔ وحی حضرت بهاءالله برگرفته شده است، نمایی کلی از تعالیم ایشان، همراه با توضیحات مبسوط حضرت عبدالبهاء، دربارهٔ فرایند تحول معنوی فردی، تعالیم مربوط به تغییر اجتماعی، و بنای تمدنی جهانی، عادلانه و صلح‌آمیز ارائه می‌دهد. کتاب «آثار مقدّسۀ بهائی» در وب‌سایت کتابخانۀ مراجع بهائی در دسترس قرار گرفته است و به‌زودی از طریق سرویس توزیع آثار بهائی ایالات متّحده نیز قابل سفارش خواهد بود. ترجمۀ این اثر به زبان‌های دیگر نیز در دست اقدام است—تلاشی که بزرگ‌ترین پروژهٔ ترجمه در تاریخ آیین بهائی محسوب می‌شود—و نسخه‌های مربوط به هر زبان، محض تکمیل، منتشر خواهند شد. @bwnspersian

  • 24 мая1 0804

    🔹 در گفت‌وگو: ترویج اقدام جمعی در روستای کانجاوو سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ مرکز جهانی بهائی — در جریان مشورت‌هایی در مرکز جهانی بهائی دربارهٔ توسعهٔ جوامع بهائی، چند تن از جمهوری دموکراتیک کنگو در گفت‌وگویی با سرویس خبری جامعهٔ جهانی بهائی حضور یافتند تا در قالب یکی از قسمت‌های مجموعهٔ پادکست‌ها، دربارهٔ برنامه‌های آموزشی بهائی در کشورشان تأمل کنند. آن‌ها، ضمن بررسی تحولات گسترده‌تر سال‌های اخیر، به روستای کانجاوو در استان کیوو جنوبی اشاره می‌کنند؛ نمونه‌ای از جامعه‌ای که ساکنانش می‌آموزند چگونه با چالش‌های دیرینه در زمینه‌های آموزش، کشاورزی و انسجام اجتماعی روبه‌رو شوند. آملیا موجینگا (Amélia Mujinga)، عضو هیئت مشاورین قاره‌ای در آفریقا، می‌گوید: «ما از نظامی برای آموزش اخلاقی و معنوی برخورداریم که به ما کمک کرده است تا توانمندی‌هایی را در خود پرورش دهیم که برای مشارکت در فرایند تحول اجتماعی ضروری هستند.» طی چند دههٔ گذشته، آموزش نقشی محوری در احیای روستای کانجاوو داشته است. سال‌ها پیش مدرسه‌ای در این روستا تأسیس شد، اما به‌دلیل نبود حمایت کافی، معلمان ناچار شدند برای یافتن کار به مناطق دیگر بروند و مدرسه تعطیل شد. در نتیجه، کودکان مجبور بودند برای رفتن به مدرسه مسافت‌های طولانی را طی کنند؛ مسئله‌ای که به‌ویژه در فصل بارندگی دشواری‌های بسیاری برای آنان ایجاد می‌کرد. کاپیتن امباسو (Kapitene Mbasu)، عضو هیئت معاونت، می‌گوید: «یکی از چشمگیرترین تحولات اخیر این بود که همهٔ اهالی روستا دست به دست هم دادند تا مدرسه‌ای را که دیگر فعال نبود دوباره احیا کنند.» فرایند احیای مدرسه با مشورت میان اهالی روستا، از جمله رؤسای محلی و افرادی که در یک سازمان آموزشیِ الهام‌گرفته از تعالیم بهائی برای معلمی آموزش دیده بودند، آغاز شد. آن‌ها با یکدیگر مشورت کردند که چگونه می‌توانند نیازهای آموزشی کودکان خود را برآورده کنند. خانم امباسو توضیح می‌دهد: «بسیاری از اهالی شروع به سبدبافی کردند و این کار، همراه با مشارکت‌های مالیِ برخی افراد، نیازهای مدرسه و معلمان را تأمین کرد.» این مدرسه اکنون به دانش‌آموزان در مقاطع ابتدایی و متوسطه خدمات آموزشی ارائه می‌کند. شوقی ایرِنگه (Shoghi Irenge)، از معلمان این مدرسۀ محلی، خاطرنشان می‌کند که جوانان به‌ویژه از طریق برنامه‌های جامعه‌سازی روحیۀ خدمت را در خود پرورش داده‌اند. او می‌افزاید: «برخی از این جوانان خود معلم دانش‌آموزانی شده‌اند که به‌تازگی وارد کلاس‌های پایین‌تر می‌شوند.» توانمندی این جامعه برای اقدام جمعی، به‌ویژه زمانی آشکار شد که سال گذشته باران‌های شدید بخش عمده‌ای از زیرساخت‌های مدرسه را تخریب کرد. بدیع بارهی‌گِنگا (Badi Barhigenga)، رئیس روستای کانجاوو، به یاد می‌آورد که والدین با چه سرعتی برای بازسازی مدرسه بسیج شدند: «برخی از والدین گفتند “من می‌توانم الوار تهیه کنم”، فرد دیگری گفت “من می‌توانم در بنّایی کمک کنم.” عده‌ای دیگر نیز گفتند مصالح بیشتری می‌آورند، و این‌گونه بود که مدرسه دوباره بازگشایی شد.» توسعۀ روستا به حوزۀ آموزش محدود نبوده و به بازنگری در الگوهای اجتماعی مؤثر بر پیوندهای جامعه نیز گسترش یافته است؛ از جمله مهاجرت بسیاری از مردان برای یافتن کار در مناطق دیگر. ساکنان روستا از طریق مشورت‌های گسترده میان خانواده‌ها و مؤسسات محلی بهائی، به این نتیجه رسیدند که باید اقتصاد کشاورزی محلی خود را تقویت کنند. خانم امباسو با توضیح اینکه چگونه ساکنان روستا کشاورزی را به‌عنوان راهی مهم برای امرار معاش مورد توجه قرار دادند، می‌گوید: «مردان دریافتند که می‌توانند از طریق کشاورزی نقشی بسیار مؤثر ایفا کنند. امروز وقتی وارد کانجاوو می‌شوید، می‌بینید که زنان و مردان در تمامی مراحل کار در کنار یکدیگر فعالیت می‌کنند.» جلسات دعا نیز سهم چشمگیری در پیشرفت روستای کانجاوو داشته و فضاهای اجتماعی ویژه‌ای پدید آورده که عبادت و خدمت را به هم پیوند می‌زند. این گردهمایی‌ها الهام‌بخش اقدامات اجتماعی گوناگونی بوده است؛ از جمله به‌کارگیری روش‌های کشاورزی پایدار توسط اهالی روستا برای تبدیل زمین‌هایی که پیش‌تر حاصلخیز نبودند به مزارعی پربار و ثمربخش. برای مطالعۀ متن کامل این خبر، می‌توانید اینجا کلیک کنید. @bwnspersian

  • 🔘 جامعهٔ جهانی بهائی، نیویورک: تأملی در ۳۰ سال مشارکت در گفتمان‌های بین‌المللی سرویس خبری جامعۀ بهائی - ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ نیویورک — بانی دوگال (Bani Dugal) بیان داشت: «در اواسط دههٔ ۱۹۹۰ که به دفتر نیویورک جامعهٔ جهانی بهائی (BIC) پیوستم، بیانیه‌های این نهاد عمدتاً به موضوعات در سطح اصول و مفاهیم کلی می‌پرداخت. اما به‌مرور زمان، این جامعه توانمندی آن را یافته است که علاوه بر این اصول، از مجموعه‌ای رو به رشد از تجربه‌های جوامع در سراسر جهان نیز بهره گیرد؛ جوامعی که این اصول را در عمل به کار می‌بندند.» او می‌افزاید: «این تنها یکی از تغییرات بسیاری است که در سه دههٔ گذشته رخ داده است.» پایان دورهٔ فعالیت خانم دوگال در دفتر نیویورک جامعهٔ جهانی بهائی فرصتی فراهم کرده است تا سیر تحوّل مشارکت این دفتر در گفتمان‌های بین‌المللی مرور شود. از سال ۱۹۴۸، جامعهٔ جهانی بهائی به‌عنوان یکی از مشارکت‌کنندگان در حرکت جمعیِ نوع بشر به‌سوی جهانی عادلانه‌تر و صلح‌آمیزتر، در گفتمان‌های عرصهٔ بین‌المللی حضور داشته است. در دهه‌های نخست، فضای مشارکت معنادار جامعهٔ مدنی در مجامع بین‌المللی بسیار محدود بود. با این حال، رویکرد جامعهٔ جهانی بهائی از همان ابتدا مبتنی بر تقویت همکاری، ایجاد گفت‌وگو میان دیدگاه‌های گوناگون و ارائهٔ بینش‌هایی بود که ریشه در این باور دارد که نوع بشر یک خانوادهٔ واحد است. از نظر این جامعه، امور جهان نیز باید نهایتاً به‌گونه‌ای سامان یابد که منعکس‌کنندهٔ این واقعیت باشد. خانم دوگال با اشاره به دلالت‌های ضمنیِ این باور می‌گوید: «چالش‌هایی که جهان با آن روبه‌روست—از افراط در ثروت و فقر گرفته تا نابرابری و مناقشه—نه جدا از یکدیگر حل می‌شوند و نه بدون درنظرگرفتن توانمندی‌های اخلاقی و معنویِ مردمان و جوامعی که از این چالش‌ها تأثیر می‌پذیرند.» خانم دوگال در سال ۱۹۹۴ به دفتر نیویورک پیوست و فعالیت خود را در چارچوب این الگوی مشارکت آغاز کرد. در سه دههٔ گذشته، او ابتدا به‌عنوان نمایندهٔ جایگزین، سپس مدیر دفتر پیشرفت زنان، و از سال ۲۰۰۳ به‌عنوان نمایندهٔ ارشد فعالیت کرده است. در این مدت، مشارکت جامعهٔ جهانی بهائی در مجامع سازمان ملل متحد و دیگر محافل بین‌المللی، هم از لحاظ محتوا و هم از نظر شیوهٔ فعالیت، به‌طور چشمگیری عمق یافته است. این سیر تکاملی در موضوعات مختلفی آشکار بوده است. به‌عنوان مثال، در کنفرانس جهانی زنان در سال ۱۹۹۵ در پکن، جامعهٔ جهانی بهائی در کنار سایر سازمان‌ها و شماری از دولت‌ها، به‌ویژه از کشورهای آفریقایی، تلاش کرد تا توجه‌ها را به اهمیت گنجاندن موضوع «فرزندان دختر» در دستور کار کنفرانس جلب کند. خانم دوگال در این باره به یاد می‌آورد: «برخی از کشورهای عضو معتقد بودند که این موضوع قبلاً توسط نهادهایی مانند یونیسف مورد رسیدگی قرار گرفته است. اما ما همراه با دیگران توانستیم این مسئله را به‌روشنی در کانون توجه قرار دهیم.» این تلاش‌ها به تصویب بخش L، با عنوان «فرزندان دختر»، به‌عنوان دوازدهمین حوزهٔ اولویت‌دار در کنفرانس ۱۹۹۵ انجامید. سال‌ها بعد، جامعهٔ جهانی بهائی یکی از هماهنگ‌کنندگان ابتکار اصلاح ساختار برابری جنسیتی بود؛ ائتلافی متشکل از بیش از ۲۷۵ سازمان در ۵۰ کشور، که تلاش‌های آن در سال ۲۰۱۰ به تأسیس نهاد «زنان سازمان ملل متحد» (UN Women) منجر شد. بخش زیادی از مشارکت مستمر جامعهٔ جهانی بهائی در زمینهٔ پیشرفت زنان از طریق کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد (CSW) انجام شده است؛ کمیسیونی که خانم دوگال مدتی نیز ریاست کمیتهٔ سازمان‌های غیردولتی آن را بر عهده داشت. زمانی که او در اواسط دههٔ ۱۹۹۰ شرکت در جلسات این کمیسیون را آغاز کرد، این نهاد مجمعی بین‌دولتی و نسبتاً کوچک بود. اما در دهه‌های بعد، کمیسیون مقام زن به یکی از بزرگ‌ترین نشست‌های سالانهٔ سازمان ملل متحد تبدیل شد که هر سال هزاران شرکت‌کننده از جامعهٔ مدنی را جذب می‌کند و میزبان صدها رویداد جانبی [مانند نشست‌های تخصصی، کارگاه‌های آموزشی و گفت‌وگوهای موضوعی] است. خانم دوگال با تأمل در این موضوع می‌گوید: «من شاهد بودم که کمیسیون مقام زن از فضایی کوچک‌تر و محدودتر که در آن نمایندگان از نزدیک روی موضوعات سیاست‌گذاری کار می‌کردند، به نشستی بسیار بزرگ‌تر تبدیل شد. این رشد نشان‌دهندۀ درکی روزافزون از این واقعیت است که برابری زنان و مردان برای تمامی ابعاد پیشرفت نوع بشر امری اساسی است.» برای مطالعۀ متن کامل این خبر و مشاهده تصاویر بیشتر، می‌توانید اینجا کلیک کنید. @bwnspersian

  • 13 мая1 0758

    ماه گرامیداشت تاریخ سیاه‌پوستان: معبد بهائی همسایگان را گرد هم آورد تا دربارهٔ پیوندهایی تأمل کنند که زخم‌های تعصب را التیام می‌بخشند دو برنامه در ماه گرامیداشت تاریخ سیاه‌پوستان در معبد بهائی ویلمت، هنرمندان، رهبران مدنی و همسایگان را گرد هم آورد تا دربارهٔ الفت نژادی و احساس تعلق تأمل کنند. @bwnspersian