tgindex
کـآلبدِسبز؛

کـآلبدِسبز؛

Статистика
@calbod_sabzперсидский

تو آن جوانه ی سبز میان دیوار ترک خورده باش

Последний пост
3 дек.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
154
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
219
20 постов
Вовлечённость
142,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • زمانی که در جایی در خودم فرو ریختم، هیچ‌کس برای آبادی من نیامد؛ من همیشه خودم بر ویرانه‌هایم آجر شده‌ام.

  • без подписи

  • و تظُنُّ أنها النِّهاية ثم يُصلِحُ الله كلَّ شي‌ء! و گمان می‌کنی که پایان است سپس خدا همه‌چیز را درست می‌کند.

  • بیا و سرت را بر سینه‌ام بگذار؛ تا این زندگی به رنجی که می‌‌کشیم، بیارزد. -جمال ثریا

  • без подписи

  • без подписи

  • لبخندی زد و گفت : "من با خود خدا بستم هرچی که شده باید می‌شده هرچی هم نشده بهترش می‌شه."

  • بلاخره همه یک روزی می‌میرند و صد سال که بگذرد، دیگر هیچ کس درباره‌ی این که دیگران که بودند و چطور مردند سوال نمی‌کند. پس بهتر است همان طور که دلت می‌خواهد زندگی کنی و همانطور که دوست داری بمیری. گریه آرام -کنزابورو اوئه.

  • без подписи

  • روز با شخصی آشنا می‌شی که این جمله رو با تمام وجود درک کنی: “آن کسی که خدا می‌فرستد،تو را چنان دوست خواهد داشت که گویی رسالتش همین است.”

  • از لحاظ روحی احتیاج دارم ‏یه هفته برم تو یه کلبه جنگلی تو شمال ‏نتمو خاموش کنم، توی تراس بشینم ‏پتو پیچیده شده، ویو جنگل‏ رعدوبرقم بزنه و با یه لیوان نوشیدنی داغ و یک کتاب به صدای بارون گوش بدم.

  • без подписи

  • без подписи

  • که خداوند تو را رها نخواهد کرد.

  • نمی‌دانم اگر موسیقی و چای و قهوه را نداشتم، اگر با نور و با گیاه و با کتاب، حالم خوب نمی‌شد، اگر پاییز و بهار و باران را دوست‌نداشتم؛ برای دلخوشی در خالی‌ترین حالات ممکن جهانم به کدامین اتفاق چنگ می‌زدم و کدامین طعم و تصویر را بهانه می‌کردم و کدامین دلخوشیِ کوچک را در آغوش می‌کشیدم تا به خودم بقبولانم که زندگی هنوز هم زیباست.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • تو برگ‌ها را ببوس که سبز بمانند. ای ریزش همه دردها، ای پاییز. تغییر خیلی وقت‌ها قشنگ‌ترت می‌کنه. پاییز را دیدی؟ آن‌هایی که رنگ عوض کردند، افتادند.

  • من عاشق آدم هایی هستم که باهام درباره جهان حرف میزنن‌. ذهنم رو باز میکنن. رویاهاشون رو باهام به اشتراک میزارن و دیدگاه های جدیدی رو نشونم میدن. یه چیزی بهم یاد میدن که تاحالا نمی‌دونستم. من رو میبرن به یه سفر ذهنی. جایی که فکرها آزادانه پرسه می‌زنن. و کنجکاوی هیچ حد و مرزی نمی‌شناسه.