ClarityMove تاریخ، قانون، جامعه
Статистикаاقتصادی و اجتماعی به زبان ساده برای همه اینستگرم: instagram.com/claritymove یوتوب: https://youtube.com/@claritymove
- Последний пост
- 17 апр.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 32
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
در اواخر دوران اباما بود که خیلی از کسانی که در موسسات مستقل آمریکا فعالیت میکردیم، آغاز رشد روح و جریان ملی گرایی و بازگشت به سنن و حرکت ضد ووک و ضد چپ افراطی را در آمریکا تشخیص دادیم. خیلی ها این نظر را توهم میدانستند. حدود ده سال طول کشید تا آن حرکت به اوج خودش برسد و واقعا جای تردیدی برای وجود و فراگیر شدن خودش باقی نگذارد. مشابه همان حرکت، در این برهه از تاریخ آمریکا، رشد افکار ضد اروپایی و ضد ناتو در عامه مردم آمریکا دیده میشود. دقت به این نکته هم مهم است که چیزی که دیده میشود فقط در سطح سیاست خارجه و در مقیاس دولتی نیست. مردم عامه و طبقه متوسط آمریکا به نظر در حال جبهه گیری در مقابل فرهنگ و شیوه زندگی اروپایی هایی هستند که مداوم آمریکایی ها را چاق و خنگ و وحشی اسلحه دوست و ... خطاب میکنند و در عین حال اقتصاد و امنیت قاره خود را مدیون آمریکا هستند و با این حال در زمان مشکلات هم از زیر مسوولیت شانه خانه میکنند. در سطح جامعه شناسی و انسان شناسی، زمانی که جبهه گیری از مرحله سیاست خارجه و امور دولتی گذر کند و به سطح خود مردم عامه و مخالفت در شیوه زندگی و امور روزانه برسد، آن هم در کشور ابرقدرت دنیا، نشان از تغییرات بزرگ داخلی و خارجی در آن برهه تاریخی است. یا اروپا خودش را تغییر میدهد یا آمریکا نحوه تعامل و همکاری با اروپا را تغییر خواهد داد. در هر صورت، نظم نوین جهانی در راه است و به نظر می آید که کشورهای حوزه خلیج فارس نقش بسیار مهمی در این نظم بازی خواهند کرد. اروپا چه اکنون تصمیم به تغییر بگیرد و چه همین راه غلط کنونی را ادامه دهد و سرش به سنگ خورده و بعد مجبور به تغییر شود، شاهد درگیری های داخلی بسیار و به احتمال زیاد خشنی در یکی دو دهه پیش رو خواهد بود.
چرا ج ا اینقدر راحت نیم قرن هر کاری دلش خواست کرد؟ چرا در مذاکرات به اینها باج داده میشد؟ چرا علیه مردم ایران و به نفع ج ا در کانادا، اروپا، چین و ... اینقدر راحت سیاست های زیادی در این دهه ها تصویب میشد؟ چرا موج مهاجران غیرقانونی در دنیا قطع نمیشه و تقریبا غرب را به زانو در آورده و اسلامی و کمونیست کرده؟ چرا ناتو این طوری رفتار میکنه؟ چرا همش در مجامع بین المللی اندوه فلسطین دارند و تنفر از اسرائیل؟ و سوالات بیشتر ... پاسخ همه این سوالات این است: سازمان ملل متحد فاسدترین، کمونیست ترین، تروریست ترین، دزدترین و خراب کارترین نهاد سیاسی دنیا. وقتی تا همین چند سال پیش اینها را میگفتیم، متهم به ضد حقوق بشر بودن میشدیم. الان همه چی رو شده. این سازمان باید منحل بشه. این سازمان تریبون و اهرم قدرت کمونیستها، اسلامیون و ضد آزادی خواهی ست. یه مشت گره گوری زشت و عقب افتاده اونجا میخوان به آمریکا و بقیه بگن چیکار کنند. Get the fuck out of here!
این متن به منظور ترجیح پادشاهی یا جمهوری بر دیگری نیست. صرفا بیان رابطه حیاتی در یکی از این دو سیستم است. در شکل حکومتی پادشاهی، رابطه پادشاه و مردم یک رابطه مقدس است. معنی دینی مقدس منظور ما نیست. مقدس در این کاربرد به معنی نوعی "پاکی ساختاری" است. قداست رابطه بین پادشاه و مردم، نوعی پاکی ساختاری و هویتی را برای بقای این رابطه و در نتیجه بقای یک سیستم حکومتی پادشاهی سالم، الزامی میکند. هم پادشاه و هم مردم در بنا و حفظ این پاکی ساختاری و هویتی مسوولیت های خطیری دارند. مردم وظیفه دارند از پادشاه عادل خود در مقابل خطرات حفاظت کنند. شورشی های 57 در این رابطه به شاه خیانت کردند و سنگ بنای این پاکی ساختاری و الزامی را محو و نابود کردند. شاه ایران نیز نباید ایران را ترک میکرد و باید وظیفه کنترل و هدایت ارتش و برگرداندن نظم به ایران را اجرا میکرد. پادشاه موظف به احترام و حفظ این پاکی ساختاری با تصمیمات صحیح قانونی است. و اما جان کلام اینکه، اکنون که شاهزاده در حال فعالیت و نگاه به دوران گذار است، وظیفه طرفداران پادشاهی سالم این است که با اشاره به تصمیمات خطای شاهزاده در انتخاب تیم و متون سخنرانی و دیگر تصمیمات، از شاهزاده خود بر اساس رابطه مقدس شاه و مردم حفاظت کنند. اگر هم طرفدار جمهوری یا تیم دیگری هستید که این وظیفه را ندارید. آنهایی که هیچ گونه انتقاد و صحبتی در مورد تصمیمات شاهزاده در انتخاب تیم را برنمیتابند، مبتدیات نظام پادشاهی را نفهمیده اند. وظیفه اصلی و مقدس شما طرفدار واقعی پادشاهی این است که شاهزاده را از عدم سلامت ایدئولوژیک و عدم وجود سابقه کاری لازم افرادی که حول او گرد آمده اند مطلع کنید. جمع کردن چپی های دشمن ترامپ و حامیان دموکرات های آمریکا، توده ای ها و فداییان و مجاهدین سابق و افراد این چنینی به معنی از دست دادن حمایت محافظه کاران آمریکا و ترامپ و همچنین تعداد زیادی از ایرانیان خواهد بود. مرتب هم نگویید الان وقت این حرفها نیست. پس کی وقت این حرفهاست؟ این افراد ناصالح تحت هیچ شرایطی نباید چهره حرکت مردم ایران و شاهزاده در انظار جهانی شوند! این گرگ ها منتظر این لحظه بوده اند و وظیفه ما محافظت از شاهزاده است. بله قربان گفتن به شاهزاده نتیجه خوبی برای شاهزاده و ایران و ایرانی نخواهد داشت. البته که راه راحت تر و بی مسوولیت تر این است که هر کس زبان به انتقاد صحیح و با استناد به سوابق اعضای تیم انتخابی میکند را ضد ایران و خرابکار بنامیم. این روش انگ و تهمت زدن فقط شکست را تضمین میکند.
اگر از شما خواهش کنند، خیلی هم مودبانه، که لطفاً یک فصل از هر سال را برای ما مجانی کار کنید، پاسخ شما چیست؟! اصرار میکنند که ما از نهاد خیرخواه برنده جایزه نوبل و فلان و بسان هم هستیم و قصد استفاده بسیار بشردوستانه ای هم از نتیجه کار رایگان افرادی مثل شما داریم. پاسخ شما چیست؟ نکته کلیدی در این قضیه اجبار یا انتخاب است. اگر حق انتخاب داشته باشید، این حرکت داوطلبانه و چه بسا خیرخواهانه خواهد بود اما اگر اجباری باشد، نام این حرکت "بردگی"میشود. در صورت اجبار، شما سه ماه از هر سال برده خواهید بود و حاصل انرژی، عمر (زمان)، و فکر و خلاقیت شما را ارباب شما صاحب میشود. نکته بسیار حیاتی دیگر در بررسی این موضوع اینکه دقت کنید که نهاد و موسسات از خود، وجود و جان و روحی ندارند. یک نهاد یا موسسه برخلاف یک انسان، یک وجود، یک جاندار، یک هویت هشیار نیست. یک نهاد یا موسسه در واقع تعدادی انسان هستند که کار گروهی خود را تحت نام آن موسسه انجام میدهند. فهم این نکته در فلسفه سیاسی بسیار مهم است تا دید و نگرش شما را به موسسات و نهادها به حقیقت نزدیکتر کند. چرا؟ چون زمانی که همواره به یاد داریم که این نهادها هم همان انسانها هستند با نامی که بر گروه خود نهاده اند، میدانیم که از همان شرارت ها و نقص ها، کمبودها و گناه و خطاهای انسانی مانند دیگران رنج میبرند هر چند که اصرار به خیرخواهی و بشردوستی هم داشته باشند. معصوم نخواهند بود. حالا اگر نام این گروه یا نهاد، دولت باشد (و دوباره تاکید میکنم، دولت وجود اولیه و جاندار و هشیاری ذاتی از خود ندارد و در واقع همان تعدادی انسان ناقص و ناکامل هستند که این شغل و فعالیت گروهی را انتخاب کرده اند) چرا ناگهان مردم باید در قبال درخواست بردگی از سوی دولت، بله قربان بگویند؟ چرا حق انتخاب به افراد داده نشود و کار رایگان بر آنها تحمیل شود؟ مالیات بر درآمد ۲۵٪ یعنی یک فصل سال، شما برای آن تعدادی که جمع شده اند و نام گروه خود را دولت نهاده اند، کار رایگان انجام میدهید و شما هم هیچ حق انتخابی نخواهید داشت. در واقع اگر به خواسته آنها نه بگویید، به زور شما را زندانی میکنند، حق کار و بیزنس را از شما میگیرند و از بقیه اموال شما مصادره میکنند. مجبور خواهید بود که در این خیرخواهی زورکی شرکت کنید وگرنه شما را از زندگی ساقط میکنند. موضوع عجیب تر هم میشود. مگر قرار نیست که در یک نظام مردم سالار و آزاد، مردم ارباب دولتیان باشند و دولتیان برای مردم عرق بریزند و کار کنند؟ خب پس این بردگی اجباری مردم چیست؟ کدام سیستم اخلاقی این حرکت را تایید میکند؟ تاکید میکنم صحبت من در این پست، در مورد فرم مشخصی از مالیات یعنی مالیات بردرآمد است. چقدر بردگی در سال قابل قبول است؟ ۱۰٪؟ ۱٪؟ یا ۵۰٪؟ یا با اساس این مدل بردگی موافق هستید یا مخالف. چقدر بردگی خوب است در چه سیستم اخلاقی و انسانی خوب و قابل قبول است؟ برای آنهایی که سریعا با خواندن این پست و بدون تفکر در مورد این قضیه، برافروخته و عصبانی شده اند و سریع نگران درآمد دولت و متوسل به شعارهای کمک به فقرا، ساخت و ساز و خیر عمومی و این عوام فریبی ها میشوند، پاسخ اینکه: 1- اینقدر نگران درآمد دولت نباشید. همین میزان نگرانی را خرج مردم و هموطنان زحمتکش خود کنید و تلاش کنید که مردم حاصل دست رنج خود را در جیب خود نگه دارند. چرا تمام هم و غم شما، دست کردن در جیب دیگران و انتقال منابع به دولت است؟ مردم را آزاد بگذارید و خود مردم بهترین سازندگان کشور میشوند. 2- راه های بسیار زیاد دیگری برای تامین مخارج دولتی وجود دارد بدون نیاز به دزدیدن از حاصل کار و زحمت هموطنان خودمان!
همگی به فکر ایران و ایرانیان و عاقبت این جنگ هستیم ولی کنترل شرایط از دست ما خارج است. هموطنان به این اتفاقات، سختی ها، کمبودها، ای کاش ها، موافقت ها و مخالفت ها به عنوان کلاس درس برای آینده ایران نگاه کنیم. از حقایقی که در پیش روی ماست غافل نشویم. یکی از مهمترین حقایق، اهمیت سلاح است. مرگ،سرکوب شدن، و سکوت اجباری با بودن سلاح در دست مردم میتوانست به زندگی، آزادی، و فریاد تبدیل شود. چه زندگی هایی که ناتمام به مرگ تبدیل نشد. آیا واضح تر از همیشه نیست که چرا چپی ها با ماکلیت سلاح توسط مردم یعنی صاحبان اصلی یک آب و خاک مخالفند؟ چپی ها از مادورو (دیکتاتور ونزوئلا)، ج.ا.، و تروریست های غزه و حماس حمایت میکنند. چپی ها اقتدارگرایی و مرکزیت قدرت در دست خود را دوست دارند و میپرستند. در مرام چپی ها، مردم گله ای هستند که فقط باید مطیع باشند، مطیع افکار آرمانگرایانه و خیرخواهانه این روشنفکران چپی. طبیعتا در چنین مرام و ایدئولوژی، مردم نباید قابلیت تغییر و مخالفت و فریاد زدن داشته باشند. به مالکیت سلاح در قوانین ایران آزاد آینده حتما فکر کنیم. اجازه ندهیم با مغالطه هایی مانند "در جامعه متمدن اسلحه چرا، اسلحه فقط وسیله کشتن است، اسلحه باعث ناامنی میشود، ..." دوباره سرنوشت ما و نسل های آینده را در دستان خود بگیرند. حق دفاع از خود یک حق خدادادی است که هر فرد با آن زاده میشود. فریب کسانی که قصد این سلب این حق خدادادی را از مردم و همزمان حفظ انحصاری این حق برای خودی هایشان در مناصب قدرت را دارند نخوریم.
پرسشی از سمت یکی از دوستان: پترودلار و پترو گاز دلار یعنی چی؟ این عبارات برای کسانی که در صنعت فایننس کار میکنند ظرافت های خیلی زیاد تعریفی دارد که لزومی به دانستنش نیست مگر مهمترین قسمت آن که برای هر شهروندی در آمریکا و ایران و دیگر کشورهای نفتی-گازی ضروری است. پترودلار یعنی اینکه کشورهای دوست و متحد آمریکا (و حتی اکثریت سایر کشورها) که نفت صادرات میکنند، این نفت را فقط با دلار آمریکا مبادله میکنند و میفروشند. این امر باعث کنترل سیستم ارزی دنیا توسط آمریکا میشود. پترو گاز دلار هم به صورت مشابه یعنی این که علاوه بر نفت، گاز هم فقط با دلار مبادله شود. مهمترین دوستان و همراهان آمریکا در این امر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس هستند. امید است که ایران آزاد هم به این جرگه اضافه شود. ناآرامی های اخیر در منطقه باعث شد که اعراب بیش از پیش به نیاز خودشان به آمریکا در امور نظامی و اقتصادی پی ببرند و این پترودلار و پتروگازدلار محکم تر از پیش شود. این حرکت مثل خنجری بر پیکر اروپا و چین بوده و خواهد بود.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
پرسش: از ابتدای جنگ، چرا آمریکا و اسرائیل اجازه ورود حوثی ها، حزب الله، حماس، و حشدالشعبی ها را به ایران دادند؟ پاسخ های ممکن: آمریکا و اسرائیل ... – اطلاعی از این حرکات نداشتند – توانایی جلوگیری از این ورود را نداشتند – اهمیتی نمیدهند، مادام که مواضع موشکی و هسته ای ایران را نابود کنند – عمدا همه این گروه ها را یک جا میخواستند اگر گزینه آخر درست باشد، به زودی ایران تبدیل به قبرستان این گروه ها خواهد شد.
اقتصاد و نیروی نظامی! در طی بیست سال تاریخ و قانون پژوهی مستقل، نگرش شخصی من در مورد ارتش قدرتمند، رفته رفته به سمت و سوی پدران بنیانگذار فدرالیست آمریکا حرکت کرده است. الگزندر همیلتن و جیمز مدیسن درست میگفتند. به بیان ساده امروزی، اقتصاد سالم بدون ارتش قدرتمند و ارتش بدون اقتصاد سالم، هر دو در بلند مدت میرا هستند. شوروی، کوبا، ج ا، ونزوئلا بویی از اقتصاد سالم نبردند. در منتها الیه دیگر این طیف، دهه هاست که اروپا، لزوم وجود ارتش قدرتمند را فراموش کرده است. هر دو عواقب بسیار خطرناکی برای آن ملل و کشورها داشته و خواهند داشت. این یکی از مسائلی است که بسیاری از اقتصاددانان تئوریک و دانشگاهی اعتنای زیادی به آن نمیکنند و متعاقبا آنالیزها و نتیجه گیری های غلط میکنند. نیروی نظامی قدرتمند، علاوه بر حفظ امنیت کشور، پتانسیل تاثیرگذاری بسیار مثبت، و یا منفی، بر اقتصاد و تعامل انسانی جهانی دارد. در همین یک سال اخیر، دقت کنید که آمریکا به دلیل داشتن قدرتمندترین نیروی نظامی دنیا چگونه بر اقتصاد خود و دیگر کشورهای دنیا تاثیر گذاشته است. ترامپ، با استفاده از این اهرم نظامی، تبدیل به کابوس اروپایی ها شده است. اروپایی ها مجبور به تن دادن به قراردادهای اقتصادی شده اند که هرگز در صورت عدم نیاز به نیروی نظامی آمریکا، امضا نمیکردند. در طی چهار سال بایدن و یکه تازی چپ های افراطی و اسلامدوست آمریکا، ارتش آمریکا در یکی از بدترین دوران خود به سر میبرد و میزان ثبت نام و تمایل جوانان برای پیوستن به ارتش به پایین ترین حد خودش رسیده بود. آثار این ضعف آمریکا به صورت ناآرامی های متعدد تروریستی و تنش های اقتصادی در سطح جهانی در طی آن چهار سال واضح بود که اثرات زیادی بر اقتصاد کل دنیا نیز گذاشت. پیت هگست، وزیر جنگ ترامپ، این وضعیت را کاملا تغییر داده است. الان هر کس عقلی در سر دارد، جلوی آمریکا دست به سینه نشسته است و احساسات ماجراجویانه خود را کنترل میکند. انسان جانور بسیاری عجیبی ست. تجربه نشان داده است که اگر چوبی بالای سر یک سری از ایدئولوژی ها نباشد، دنیا را به آتش میکشند. ما همیشه به این چوب نیاز داریم. در این لحظه تاریخ خیلی خوش شانس هستیم که بزرگترین چوب در دست آمریکاست و نه چین و روسیه و اتحادیه اروپا!
ممنوعیت های اخیر در ژاپن: کشتار حیوانات به صورت اسلامی حلال. پخش اذان در سطح شهرها. روبنده های اسلامی. مساجد. ما هم در قوانین ایران، با عقل و بدون ترس از کی بدش میاد، یا سخت گیری بر روی ایدئولوژی های خطرناک میگذاریم یا یه ده سال بعدش دوباره گیر ماجراهای معمول خاورمیانه خواهیم افتاد. یا اصلا مثل شیرین عبادی بگیم هیچ کس را اعدام نمیکنیم و بیچاره اینا مجبور بودند مردم را بکشند وگرنه آدم های بدی نیستند. قانون اساسی محکم تعیین خواهد کرد آیا ایران در بلند مدت آرام و شکوفا خواهد بود یا خیر.
بزرگترین پاشنه آشیل چین در صحنه اقتصاد بین المللی دسترسی به منابع انرژی ارزان قیمت است. هم اقتصاد چین و هم اتحاد رده بالاهای سیاسی چین در شرایط شکننده ای هستند و زد و خوردهای درونی چین در سال های اخیر بیش از پیش بوده اند. چین بزرگترین وارد کننده گاز و نفت است و بخش عظیمی از واردات انرژی ارزان و زیر قیمت معمول بازار چین توسط ونزوئلا و ایران تامین میشد. 87.2% از صادرات نفت ایران به چین بوده است. 55.1% نفت ونزوئلا به چین صادر میشد. فهم این اعداد سرسام آور مساله سیاست خارجه آمریکا در دوره دوم ترامپ را روشن تر میکند. علاوه بر حذف تروریست های بزرگی مثل مادورو و ج.ا.، هدف استراتژیک بلند مدت آمریکا، ضربه های کاری به چین بلند پروازی است که قصد ربودن عنوان ابرقدرتی دنیا را از آمریکا دارد.
نوروز شاد باد! امسال آرزوی روزهای بهتر برای ایران و ایرانیان امید واهی و دوری نیست. سلامت و شاد باشید!
اروپایی ها در دفاع از آزادی و حقوق فردی نقش بازی میکنند و حرف میزنند تازه همین هم گاهی و نه به صورت مداوم و اصولی! آمریکا عمل میکنه! در صحبت های کانسروتیوهای آمریکایی همیشه برش و نگرش بدون فیلتر و بدون سوسول بازی دیده میشه بدون هراس از اتهام های رایج زن ستیزی، نژادپرستی، ضد مهاجرت و این خزعبلات چپی! دموکرات ها در تلاش اروپایی سازی آمریکا هستند. کانسروتیوها در تلاش اند که آمریکا را آمریکا نگه دارند. در این جنگ اروپا نشان داد که متحد آمریکا نیست و فقط به صورت انگلی از مالیات دهندگان آمریکا تغذیه میکنه. اروپا همچنین بدون لفافه و واضح نشان داد که مشکل چندان خاصی هم با ج.ا. نداره. تمام صحبت های چندین ساله ترامپ در مورد مفت خوری اروپایی ها و غیرقابل اعتماد بودنشان درست بود. امیدوارم بعد از این جنگ جریان پول مالیات دهندگان آمریکا برای تامین امنیت زندگی تنبل بازی و مفت خوری اروپایی ها قطع بشه و ترامپ به خدمتشون برسه تا متوجه بشن از صدقه سر کی دارند اینطوری راحت زندگی میکنند. امیدوارم ایرانیان هم این خیانت اروپایی ها را در حافظه بلند مدت خود ذخیره کنند.
شاهزاده جدا، در مورد دیگر اعضا: اعضای این گروه تدوین مقررات عدالت انتقالی، سه نفر چپگرا و با سابقه عضویت در فداییان خلق، مجاهدین خلق، حزب توده، و اقدامات جدی برای پیروزی شورش ۵۷ هستند. نفر چهارم لیلا بهمنی هم کاملا بی تجربه و یک دانشگاهی نوکار هست. هیچ سابقه کاری ندارد و با گروه نوفدی همکاری میکند که اتفاقا به احزاب چپ اروپا و کانادا و امریکا نزدیک اند. تا جایی که من میفهمم، شعار مردم ایران نه به "ملا چپی مجاهد" است. این گروه خلاف این شعار و خواسته است.
در ایران پسا ج.ا. منتظر آن لحظه ای باشید که چپ ها و مسلمانان با ادعای "این که چپ واقعی نبود، این که اسلام واقعی نبود، متأسفانه ج.ا. اسلام را بد نام کرد، چپ واقعی حامی حقوق ضعیفان و زنان است و غیره و غیره" وارد کارزار تنظیم قانون اساسی و تیم گذار و شرکت در انتخابات مجلس و دولت شوند. شک هم نکنید که عده زیادی از مردم فریب خواهند خورد. تنها و تاکید میکنم تنها راه حل، قانون اساسی محکم و دقیقی ست که دست و پای این ایدئولوژی های خطرناک را ببندد و به آنها اجازه تشکیل انجمن، تشکل سیاسی اجتماعی و حزب سیاسی ندهد. در غیر این صورت، منتظر آن لحظه ای باشید که چشم باز میکنید و دوباره با واقعیت تلخی مواجه میشوید که اکثریت نمایندگان مجلس و اعضای دولت از همان ایدئولوژی های خطرناک اسلامی و چپ هستند و روز از نو روزی از نو! ما با دین شخصی داخل منزل هیچکس کاری نداریم و نباید داشته باشیم. فعالیت های تشکل های سیاسی اجتماعی اما چیز دیگریست. اگر به این ویروس ها اجازه گرد هم آمدن و فعالیت سیاسی اجتماعی داده شود، آینده پرمخاطره ای خواهیم داشت. لهستان و مجارستان خطر این ویروس های کمونیستی و اسلام را متوجه شدند و با ممنوعیت های قانونی کشورهای خود را تمیز و امن نگه داشتند. در مقابل، انگلیس، اسپانیا، فرانسه، ... کاملا توسط این ویروس ها تسخیر شده اند چون مقابله با این بیماری ها را نژادپرستانه و اسلام هراسانه و فلان و بسان تلقی کردند.
видео или голосовое, без подписи