tgindex
📚کافه کتاب 📚

📚کافه کتاب 📚

Статистика
@cofkeTКнигиперсидский
Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
57
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
588
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
105
40 постов
Вовлечённость
17,9%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 57
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
66
1/48двое суток
75
1/72трое суток
81

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • تو نرگسی من آب در منی و نیستی خودستاییت را از من برمی‌داری و مرا - پر از دروغ تو - به ناله‌ی نیزاران می‌سپاری نرگسِ در آب بوسه‌ی در خواب #منوچهر_آتشی

  • خوشبخت کسانی که می‌توانند بخوابند چون خواب قلمروی کسانی‌ست که هیچ ندارند. میگل آنخل آستوریاس مردی که همه‌چیز همه‌چیز همه‌چیز داشت لیلی گلستان

  • ‏«محبوب من؛ ‏اگر مى توانستم ‏جاى گل ‏صدايت را در گلدانى مى كاشتم.» ‏- اِلا آلاگُز؛ فارسیِ سیامک تقی‌زاده.

  • «اذا كانت المرأة الجميلة جوهرة فالمرأة الفاضلة كنز.» اگر زن زیبا جواهر باشد، زن فرهیخته گنج است. - عباس محمود العقاد؛ فارسیِ عذرا جوانمردی.

  • گوش کن تو خاکی، تو مادری تو این سرزمینی، تو مهری و قهرمانان و سرایندگان مردگانی که با خاکت آمیخته‌اند لاله‌های خاکت و آسمان فردایت و تنفس بهاری آیندگانت... باز خواهیم گشت، باز خواهیم گشت و این تنفس ادامه خواهد یافت که ما ذره‌های این آمیزش هستیم #فریدون_رهنما

  • وقتی که باز می‌آیی نام تو را تمام جهت‌ها رسم می‌کنند و در گذار دامن تو دانه‌های شن بر ریشه‌های پیدا پیراهن عبور شعاع می‌پوشد. پیشانی تو وسعت شیشه است وقتی که باز می‌آیی و هر درخت، بوسه است وقتی که مفصل تو ملاقاتی است بین صفات باد و تکبیر توفان! و در هوای دهکده پیشانیِ تو وسعت اطراف هجر را، محدود می‌کند… - یدالله رویایی

  • «وقتی باید بین تقریباً بی‌نهایت گزینه تصمیم بگیریم، چطور می‌توانیم خودمان را از این هیاهو و سردرگمی، یا حتی دیوانگی، نجات بدهیم؟» ‏• هنر انتخاب / شینا آینگار؛ برگردانِ سپیده رئیسی

  • من خون‌آشامِ قلبِ خویش م ... شارل بودلر برگردان: رضا سید حسینی

  • تمام طول تابستان هیچ کاری نکردم تنها منتــظر خودم بودم تا دوباره به خودم بازگردم.. #جورجینا_اوکیف

  • و ریشه‌ها از کجا می‌دانند که باید به سوی نور بالا روند ...؟ #پابلو_نرودا

  • و تو، ای زن مُردد اکنون به سوی من بیا که آوارگی باشکوهی دارم برای هر دوی ما... #قیس_عبدالمغنی ترجمه: #سعید_هلیچی

  • видео или голосовое, без подписи

  • پرستوهای سیاه باز خواهند گشت تا در ایوانِ تو آشیانه کنند و هیاهوکنان بال‌های‌شان را به پنجره بزنند و بازی کنند اما آن‌ها که آهسته پرواز می‌کردند تا زیبایی تو و شادی مرا تماشا کنند آن‌ها که نام ما را آموخته بودند آن‌ها... باز نخواهند گشت... #گوستاوو_آدولفو_بکر

  • و این حرکت شبیه ضرب‌المثلی است که مردان در صحرا می‌گویند:«وقتی نخل‌های آبادی در افق است، مردن از تشنگی برای چیست؟» «همیشه آغاز یک تلاش، با شانس مبتدیان همراه است. و پایان آن با سختکوشی و مقاومت فاتحان.» و جوان به یاد ضرب‌المثلی از سرزمین خود افتاد: «تاریک‌ترین لحظه، لحظه قبل از طلوع خورشید است.» کیمیاگر - پائولو کوئیلو

  • جایی را ترک کردم که در آن خوشحال نبودم و ترک آن‌جا نیز مرا خوشحال نکرد ، اما می‌دانستم انسان در مکانی که بیمار شده هرگز درمان نمی‌شود . #رولان_بارت #مکثی_در_ادبیات 🌱

  • ‌‌آدم‌های خوب رنج بیشتری می‌کشند چون از رنج دیگران هم رنج می‌برند. من نمی‌دانم آدم خوبی هستم یا نه ولی این را می‌دانم که بیشتر از سهمم رنج می‌برم. ‌ ایوان کلیما نه فرشته، نه قدیس، ترجمه‌ی کامرانی

  • #موسیقی_بیکلام #Evgeny_Grinko #Gamayun انسان غرق می‌شد در درون، اگر گریه نبود #سعيد_معلف ترجمه : سعید هلیچی

  • هميشه دلشوره‌ای دارم كه باعث می‌شود وقتی هم كه اصلا خطری وجود ندارد، به دنبال خطر بگردم. شوپنهاور حسن امیری آرا

  • ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﻡ ﻣﺜﻞ ﺍﺑﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎ ﺍﻣﺎ ﻫﺮﺟﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﺎﺭﯾﺪﻡ رسول یونان

  • «بازوهای‌تان را نمی‌خواهم شانه‌هایتان را نمی‌خواهم من خودم را دارم شما خودتان را دارید بگذاریم همه چیز همین طور بماند» • چارلز بوکوفسکی

📚کافه کتاب 📚 — tgindex