tgindex
تصاویر مفهومی

تصاویر مفهومی

Статистика

یک نگاه معنایی ، بی انتها

Последний пост
2 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
25
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 099
+1 за 4 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
109
25 постов
Вовлечённость
9,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 25
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
87
1/48двое суток
99
1/72трое суток
107

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • _Mojtaba Farhoudian December 24, 2022

  • سوفیا کوپولا در این فیلم سعی کرده است تا شخصیت اصلی خودش را به عنوان زن جوانی ساده‌لوح به تصویر بکشد. کسی که از خشم و آشوب در حال افزایش بی‌اطلاع است و این موضوع به تدریج او را به سمت نابودی می‌کشاند. ملکه‌ی جوان که نقش او را کریستن دانست بازی کرده است، مثل چیزی است که به زور داخل قالب زندگی چپانده شده است، امری که او هیچ آمادگی برای روبه‌رو‌شدن با آن ندارد. آخر ماجرا جایی که یک دار و دسته‌ی تبه‌کار عصبی و خشمگین دوازه‌ی شهر ورسای را در هم می‌شکنند، تصویری از ناپلئون بر روی پرده‌ی سینما ظاهر می‌شود. او بر روی اسب خود نشسته است و اسب به همراه سوار خود بر روی پاهای عقب خود به نشانه‌ی فتح و ظفر می‌ایستد که آینه‌ای از تابلوی معروف ژاک لوئیس دیوید است. چیزی که شاید مقصود از آن یک فانتزی و هوس زودگذر باشد. بازیگر نقش این مرد فرانسوی فاتح و بدنام توسط کسی ایفا می شود که از قضا نقش فرد عاشق آنتوانت را نیز بازی می‌کند. آن جور که در نقاش دیوید می‌توان دید، تصویر ناپلئون به عنوان مردی آشکارا دلیر و خوش‌چهره ترسیم شده است که نگاهی پر از هوس و میل به قدرت به مخاطب خود می‌اندازد. در اینجا کوپولا بر خام‌دستی شخصیت اصلی خود بیش از پیش می‌افزاید که حتی در گیر و دار آخرین دقایق از سلطنت خود، در تقلای درک حقیقت موقعیتی است که در آن قرار گرفته است. @conceptualimage

  • Film: Marie Antoinette (2006) Director: Sofia Coppola Inspired by: Napoleon Crossing the Alps Painting by: Jacques-Louis David @conceptualimage

  • با نمایش سه دهه از زندگی شخصیت فیلم، مخاطبان با ادای دینی سینمایی به ادوارد هاپر روبه‌رو هستند که همچنین فرهنگ و روح زمان در آمریکای اواسط قرن بیستم را می‌کاود. با توجهی شگفت‌انگیز به جزئیات، سیزده اثر از ادوارد هاپر در این فیلم مستقل توسط کارگردان گوستاو دیوچ و تصویربردار یرزی پالاچ به تصویر کشیده می‌شوند. سکانس مورد نظر شخصیت اصلی شرلی (با بازی استفانی کامینگز) را در قاب خود دارد که به دیوار تکیه داده تا یک راهنمای سینمایی را که در یک فیلم نیویورکی حوصله‌اش سر رفته، به تصویر بکشد. هر دو تصویر حسی از بی‌علاقگی و خستگی را عرضه می‌کنند: الگویی متداول در کار‌های هاپر. @conceptualimage

  • Film: Shirley: Visions of Reality (2013) Director: Gustav Deutsch Inspired by: New York Movie Painting by: Edward Hopper @conceptualimage

  • این اثر برای اینکه سمبلی از رابطه‌ی عاشقانه‌ی کلیمت با امیلی فلوژ باشد، لحظه‌ای را به تصویر می‌کشد که دو عاشق همدیگر را می‌بوسند و با یکدیگر یکی می‌شوند، با ترکیبی مواج از رنگ‌های هندسی. در تریلر روان‌شناسانه‌ی خود، مارتین اسکورسیزی این نقاشی سال‌های ۱۹۰۷ تا ۱۹۰۸ را باز‌آفرینی کرد که لئوناردو دی‌کاپریو در نقش اصلی آن بازی می‌کند، مارشال آمریکایی که وظیفه دارد در تیمارستانی واقع در جزیره‌ای دورافتاده به تحقیق و تفحص بپردازد. در یکی از این صحنه‌ها دی‌‌کاپریو و همسرش که ایفای نقش آن بر عهده‌ی میشل ویلیامز است، همان ژست دو عاشق در نقاشی «بوسه» را به خود می‌گیرند. لباس ویلیامز همان رگه‌های سبز و زرد را بر روی خود دارد که یادآور نقاشی اصلی است. @conceptualimage

  • Film: Shutter Island (2010) Director: Martin Scorsese Inspired by: The Kiss Painting by: Gustav Klimt @conceptualimage

  • برج بابل پیتر بروگل (بزرگ). هنرمند مشهور هلندی این نقاشی را زمانی که تنها ۳۵ سال داشت تکمیل کرد و با رفتن به رم و الهام گرفتن از معماری حیرت‌انگیز سازه‌های باستانی، نسخه‌ی خیالی خود از برج بابل را زمانی که در حال ساخته‌شدن است، نقاشی کرد. بابل شهر گناه واقعی است. واضح است که فریتز لانگ این را می‌دانست و از مجموعه‌ی بلند‌پروازانه‌ی شهر الهام گرفت تا معماری شهر متروپلیس را شکل دهد. شاهکار اکسپرسیونیستی آلمانی بر روی کشمکش تلخ طبقاتی در جامعه‌ای متمرکز است که در آن مردم به دو دسته تقسیم شده‌اند: متفکران که در آسمان‌خراش‌های شهر زندگی می‌‌کنند و کارگران که تمام عمرشان را در زیر زمین می‌گذرانند. لانگ نگاه بروگل به برج پرشکوه را از دید خود به هنگام نمایش صحنه‌های انیمیشنی از اسکای‌‌لاین متروپلیس ارائه کرد. @conceptualimage

  • Film: Metropolis (1927) Director: Fritz Lang Inspired by: The Tower of Babel Painting by: Pieter Bruegel the Elder @conceptualimage

  • «شست‌برگشسته» اثر ژان لئون ژروم صحنه‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن گلادیاتور پیروز به امپراتور روم نگاه می‌کند تا برای سرنوشت حریفش تصمیم بگیرد. با استفاده از رنگ‌های قرمز سرزنده و طلایی روشن و درخشان، شما می‌توانید به گوش خودتان بشنوید که مردم خون را فریاد می‌زنند. این نقاشی ظاهرا منبع الهام برای درام تاریخی سال ۲۰۰۰ ریدلی اسکات یعنی «گلادیاتور» است که ادای دینی مستقیم به این نقاشی دارد و در این فیلم امپراتور کومودوس انگشت شست خود را به سمت شن ماسیده بر کف زمین نشانه می‌رود و طالب خاتمه‌ی زندگی جنگجوی زره‌پوشی است که ماکسیموس او را به کف کلوسیوم چسبانده است. آن طور که تهیه‌کننده‌ی اثر داگلاس ویک از آن سال‌ها به خاطر دارد این است که می‌گوید: «ما یک نقاشی از کلوسیوم از اواخر سال‌های ۱۸۰۰ را برای اسکات آوردیم. این نقاشی به زیبایی سایه‌زنی شده بود و چون این نقاشی به نوعی مایه‌ی خجالت امپراتوری بریتانیا بود، اندکی آرمانی کار شده بود. ریدلی به نقاشی نگاه کرد و گفت من این فیلم را می‌سازم. فیلم‌نامه هر کجا باشد، گیر می‌آوریم. من این فیلم را خواهم ساخت». @conceptualimage

  • Film: Gladiator (2000) Director: Ridley Scott Inspired by: Pollice Verso (The Thumbs Down) Painting by: Jean-Léon Gérôme @conceptualimage

  • اوفلیا جان اورت میلی که در سال ۱۸۵۱ به پایان رسید با توجه به اسمش، صحنه‌ای از تراژدی معروف شکسپیر یعنی «هملت» را به تصویر می‌کشد که در آن اوفلیا خودش را از روی اندوهی که به خاطر پدر کشته‌شده‌ی خود دارد، غرق می‌کند. اوفلیا شخصیتی محبوب میان نقاشان پیشا‌رافائلی بود درست مثل مدل نقاشان الیزابت سیدل. سیدل به عنوان مدل برای نقاشی‌های میلی در حمامی که آبش با چراغ گرم می‌شد، به مدت چهار ماه کار کرد. به دنبال یکی از ژست‌های سختی که گرفته بود، چراغ‌ها خاموش شدند و سیدل به سرماخوردگی شدیدی مبتلا شد. همان طور که احتمالا تصور می‌کنید، خیلی طول نکشید که دکتر سیدل میلی را با اقدام قانونی تهدید کرد. این تصویر برای تبلیغ فیلم «مالیخولیا» لارس فون تریه استفاده شد، دومین فیلم از سه‌گانه‌ی افسردگی او. با بازی کریستن دانست در نقش شخصیتی که در لباس عروسی ظاهر می‌شود و دسته گلی را محکم گرفته است و در رودخانه‌ای دراز کشیده است و کاملا به تصویر سیدل از شاهزاده‌ی مالیخولیایی اشاره می‌کند. @conceptualimage

  • Film: Melancholia (2011) Director: Lars von Trier Inspired by: Ophelia Painting by: John Everett Millais @conceptualimage

  • نقاشی‌‌های زیادی نیستند که به اندازه‌ی این اثر فرانسیسکو گویا آزار‌دهنده باشند. حتی اگر شما هیچ چیزی از هنر سرتان نشود، این پرتره‌ی خدای یونانی که یکی از فرزندان خود را تکه‌تکه می‌کند و چنان از خود بی‌خود شده که چشمانش از حدقه بیرون زده است، عمیقا برایتان دلهره‌آور خواهد بود. البته چیزی که بیش از هر چیزی نگران‌کننده است، این موضوع است که اصلا این اثر به خصوص برای فروش طراحی نشده بود. این اثر بر روی دیوار‌های خانه‌ی گویا که به ویلای یک ناشنوا شهرت داشت، نقاشی شده بود آن هم شاید صرفا به این دلیل فرضی که به چیزی که عمیقا از روانش برخاسته، جان دهد. گیرمو دل‌تورو از این نقاشی سال‌های ۱۸۲۳-۱۸۱۹ به هنگام ساخت فیلم فانتزی سیاه خود «هزارتوی پن» الهام گرفت و از چهره‌‌ی این آدم‌خوار برای ساخت مدل مرد بی‌چهره کمک گرفت، حیوانی تشنه به خون بچه‌ها و بدون چشم که از ضیافت اوفلیا به شکلی احمقانه نگهبانی و تغذیه می‌کرد و از طرفی به دنبال کلید پن بود. @conceptualimage

  • Film: Pan's Labyrinth (2006) Director: Guillermo del Toro Inspired by: Saturn Devouring His Son Painting by: Francisco Goya @conceptualimage

  • اثری دیگر از ونگوگ. «کافه شبانه» که در سال ۱۸۸۸ تکمیل شده، بر روی بوم آماده‌ی صنعتی سنگین اجرا شده است. این نقاشی تصویر داخل یک کافه‌ی ساکت بعد از فرارسیدن شب را نشان می‌دهد. پنج نفر مشتری در میز‌ها در راستای دیوار‌های قرمز در سمت چپ و راست نشسته‌اند، در حالی که پیش‌خدمت با یک کت رنگ‌پریده، نگاه تماشاگر را به سمت میز بیلیاردی که در وسط اتاق جای گرفته است، می‌کشاند. این اثر هنری برجسته با بیشترین جزئیاتش که حتی رنگ دیوار‌ها را هم در بر می‌گیرد، در فیلم بیوگرافیک ونسان ون ‌گوگ یعنی «شور زندگی» از نو خلق شده است. دهه‌ها بعد، دوروتا کوبیلا و هیو ولشمن حتی یک قدم دیگر نیز برداشتند تا داستان زندگی ون ‌گوگ را با ساخت انیمیشنی از نقاشی‌های این هنرمند سبک پست‌امپرسیونیسم تعریف کنند. @conceptualimage

  • Film: Lust for Life (1956) Director: Vincente Minnelli Inspired by: The Night Café Painting by: Vincent van Gogh @conceptualimage

  • «گندام‌زار با کلاغ‌ها» که یقینا یکی از مشهورترین آثار ونگوگ است، به عنوان آخرین اثری شناخته می‌شود که هنرمند قبل از اقدام به خودکشی آن را تکمیل کرد اما حقیقتی که باید از آن پرده برداشت، این است که او آثار متعددی را بعد از این نقاشی تکمیل کرده است. با این حال، به نظر می‌رسد که هنرمند نامدار هلندی، با خلق هر اثری بر روی بوم نقاشی دچار نوعی سودازدگی می‌شد. این اثر با آسمان سیاهش که با نشانه‌هایی به شکل پرندگان در حال پرواز پر ‌شده است، مثال خوبی از این موضوع است. آکیرا کوروساوا کارگردان صاحب‌سبک ژاپنی این نقاشی را با یکی از قاب‌های زیبای خود در فیلم «رویاها» بازآفرینی کرده است که یحتمل شخصی‌ترین و عزیز‌ترین فیلم اوست. این فیلم دهه‌ی نودی ظاهرا بر اساس رویاهایی واقعی که کارگردان آن‌ها را تجربه کرده، ساخته شده است. وقتی که دلش را به دریا زد و از خواب غفلت بیدار شد و فیلم خود را به هشت قسمت داستانی که به شکل حیرت‌انگیزی متعالی بودند، تبدیل کرد. فیلمی که در آن مارتین اسکورسیزی نیز نقش‌آفرینی کرده است و در تلاش است تا با بهتر‌کردن لهجه‌ی خود نقش ونسان ونگوگ را در این فیلم بازی کند. @conceptualimage

  • Film: Dreams (1990) Director: Akira Kurosawa Inspired by: Wheatfield with Crows Painting by: Vincent van Gogh @conceptualimage

  • «امپراتوری نور‌ها» که توسط یکی از مهم‌ترین و جاودانه‌ترین هنرمندان نهضت سورئالیسم رنه ماگریت خلق شده است، این هنرمند را بار دیگر در حالی نشان می‌دهد که به جست‌وجوی خودش در ترکیبات ضد و نقیضی که ذهن را به چاش می‌کشد، ادامه می‌دهد. با تصویر خانه‌هایی که به نظر می‌رسد در فضایی مابین روز و شب بنا شده‌اند. در این نقاشی، نور روز در بخش بالایی اثر و شب در بخش پایینی اثر کنار هم قرار می‌‌گیرند و حس گیج‌کننده‌‌ای از نابه‌جایی را به آدم القا می‌‌کند. کارگردان «جن‌گیر» ویلیام فریدکین اثر ماگریت را برای نمایش سکانسی بازسازی کرده است که در آن کشیش به سمت خانه‌ای که دختر تسخیر‌شده در آن حضور دارد، نزدیک می‌شود. هم در استفاده‌ی کارگردان از نور و هم در ترکیب‌بندی کلی قاب، سکانس به شکلی شگفت‌انگیز یادآور چرخه‌ی حاضر در نقاشی «امپراتوری نور‌ها» است و به شکلی بی‌نقص، هاله‌ی معنوی نامتجانسی که خانه را احاطه کرده است، به تصویر می‌کشد. @conceptualimage