tgindex
آموزشگاه مجازی دانشور

آموزشگاه مجازی دانشور

Статистика

برای بینایی، به روشنایی نیاز است. 💡 • • • انجمن دوستداران فرهنگ و هنر و دانش 📚 • • • 📻 CastBox | Podbean: پادکست دانشور • • • 📷 Instagram: DaneshvarSchool • • • 📺 Youtube: Youtube.com/@DaneshvarSchool

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
28
Всего постов
520
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
1 543
−4 за 4 дн.
Сутки
−2
−0,13%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
49
40 постов
Вовлечённость
3,2%
к подписчикам
Постов в день
4,0
всего 520
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
48
1/48двое суток
55
1/72трое суток
59

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • امروز قراره یک نمونه از دستگاه‌ها و آوازهای موسیقی ایرانی پست بشه که تا حدی به صورت شنیداری باهاشون آشنا بشید. برنامه: ساعت ۱۱: دستگاه‌ها (۷ تا) ساعت ۱۸: آوازها (۵ تا)

  • 🔸 آمیش‌ها (جنبش مسیحی) این جامعه که ریشه در جنبش اصلاح‌طلبی رادیکال قرن شانزدهم اروپا دارد، از اواخر قرن هفدهم به آمریکای شمالی مهاجرت کرد. اصل بنیادین حیات اجتماعی آمیش‌ها مفهوم «گِلاسِنهایت» (Gelassenheit) یا تسلیم و فروتنی در برابر اراده جمعی است که در قالب محدودیت آگاهانه بر کاربرد فناوری، حفظ نظام کشاورزی سنتی، و انسجام اجتماعی مبتنی بر اجتماعات محلی (Gemeinde) تجلی می‌یابد. رویکرد ایشان را نمی‌توان صرفا واپس‌گرایی تلقی کرد، بلکه راهبردی هدفمند برای مصونیت هویت جمعی در برابر فردگرایی مدرن است. - 🔸 حسیدی‌ها (جنبش یهودی) این جریان که در نیمه قرن هجدهم توسط بعل شم‌طوف در اروپای شرقی بنیان نهاده شد، واکنشی بود در برابر عقل‌گرایی خشک تلمودی رایج در آن دوران، با تاکید بر بُعد تجربی و عاطفیِ ارتباط با امر متعالی. ساختار اجتماعی حسیدیسم حول محور رهبری کاریزماتیک «صَدیق» یا رِبی شکل گرفته و در دوران معاصر، به ویژه پس از فاجعه هولوکاست، به یکی از پویاترین جریانات یهودیت فوق‌ارتدوکس (حریدی) در مراکزی چون بروکلین و اورشلیم بدل شده است. - 🔸 سلفی‌ها (جنبش اسلامی) این جریان بر پایه اصل بازگشت به شیوه دینداری «سلف صالح» (سه نسل نخست اسلام) بنا شده و در پی آن است که فهم و عمل دینی را از آنچه بدعت‌های تاریخی می‌داند، پیراسته سازد. برخلاف دو جامعه پیشین که عمدتا درون‌گرا و غیرسیاسی عمل می‌کنند، سلفی‌گری طیف گسترده‌تر و ناهمگون‌تری را در بر می‌گیرد؛ از سلفی‌گری علمی و غیرسیاسی گرفته تا سلفی‌گری جهادی، که همین تنوع، تحلیل جامعه‌شناختی آن را پیچیده‌تر می‌سازد. - 🔸️ ویژگی‌های مشترک آمیش‌ها، حسیدی‌ها و سلفی‌ها در حوزه تفکر و جهان‌بینی: - باور به وجود یک «دوران طلایی» در گذشته که باید الگوی زندگی امروز باشد - مشروعیت‌بخشی به سنت از طریق مرجعیت متون یا شخصیت‌های مقدس، نه استدلال عقلانی مدرن - تلقی مدرنیته و فردگرایی به عنوان تهدیدی برای اصالت دینی و اخلاقی - اولویت هویت جمعی بر هویت فردی؛ فرد در خدمت حفظ جامعه تعریف می‌شود - بدگمانی نسبت به نهادهای سکولار (دولت، رسانه، دانشگاه مدرن) - نقش پررنگ رهبری کاریزماتیک یا مرجعیت روحانی در هدایت جامعه (ربی، شیخ، اسقف/دیکن) در حوزه سبک زندگی: - کد پوشش مشخص و متمایزکننده که هویت گروهی را از بیرون قابل‌تشخیص می‌کند - محدودیت یا کنترل شدید بر استفاده از فناوری‌های مدرن (به درجات متفاوت) - زندگی در اجتماعات نسبتا منسجم و گاه از نظر جغرافیایی متمرکز (محله‌ها یا روستاهای هم‌کیش) - ازدواج درون‌گروهی و کنترل اجتماعی بر روابط زناشویی - نظام آموزشی جداگانه یا موازی با آموزش رسمی دولتی، با تاکید بر متون دینی - تفکیک نسبی جنسیتی در فضاهای اجتماعی و مذهبی - نرخ باروری بالاتر از میانگین جامعه پیرامونی، به عنوان راهبرد بقای جمعیتی نکته تحلیلی: این ویژگی‌ها نشان می‌دهند که چنین جوامعی، واکنش‌های سازمان‌یافته و آگاهانه به فرآیند مدرنیزاسیون‌اند؛ پدیده‌ای که در جامعه‌شناسی دین از آن با عنوان «بنیادگرایی انتخابی» یاد می‌شود. - جمع‌بندی: مطالعه تطبیقی این سه جامعه نشان می‌دهد که واکنش به مدرنیته در سنت‌های دینی ابراهیمی، طیفی از راهبردهای متفاوت را در بر می‌گیرد؛ از انزوای مسالمت‌آمیز تا مشارکت انتقادی و در پاره‌ای موارد، رویارویی سیاسی. آنچه این جوامع را در کنار تفاوت‌های بنیادین‌شان به هم پیوند می‌دهد، تلاش برای بازتعریف و حفظ اصالت هویت جمعی در برابر فرآیند یکسان‌سازی فرهنگی جهانی است؛ پدیده‌ای که در ادبیات جامعه‌شناسی دین، اغلب با مفهوم «بنیادگرایی» (Fundamentalism) به مثابه واکنشی مدرن به خودِ مدرنیته، مورد بحث قرار می‌گیرد. - دیدگاه شما 👁‍🗨 ▪︎شما در چه حد با مدرنیته کنار میاید؟ ▪︎آیا اون رو مفید می‌دونید یا به نظرتون ضررهاش بیشتر از فایده‌هاشه؟ ▪︎حاضرید در یک جامعه سنتی بدون هیچ اثری از مدرنیته زندگی کنید؟ • • • #⃣ #دین #جامعه_شناسی 🔗 @daneshvar402

  • 14 авг.20удалён 14 авг.

    جزایر سنت در اقیانوس مدرنیته: مطالعه تطبیقی سه جامعه دینی محافظه‌کار ☪️✝️✡️ ▪︎در بستر فرآیند نوسازی و جهانی‌شدن، برخی جوامع دینی به جای همسویی با روند تحولات اجتماعی، راهبرد حفظ سنت و مقاومت در برابر تغییر را برگزیده‌اند. بررسی تطبیقی سه نمونه از این جوامع…

  • جزایر سنت در اقیانوس مدرنیته: مطالعه تطبیقی سه جامعه دینی محافظه‌کار ☪️✝️✡️ ▪︎در بستر فرآیند نوسازی و جهانی‌شدن، برخی جوامع دینی به جای همسویی با روند تحولات اجتماعی، راهبرد حفظ سنت و مقاومت در برابر تغییر را برگزیده‌اند. بررسی تطبیقی سه نمونه از این جوامع در ادیان ابراهیمی، الگوهای مشترک و متفاوتی از واکنش به مدرنیته را آشکار می‌سازد. 🎓با دانشور همراه باشید تا مهم‌ترین نمونه‌های این جوامع را از هر یک از این سه دین ابراهیمی بررسی کنیم. • • • #⃣ #دین #جامعه_شناسی 🔗 @daneshvar402

  • پنج خصوصیت شخصیتی 🧠 تست روانشناسی بیگ فایو، پنج خصوصیت محوری شخصیت در فرد را می‌سنجد. در این پست این پنج خصوصیت را با هم بررسی می‌کنیم: ۱) پذیرا بودن (Openness): پذیرا بودن در مقابل تجربه‌های جدید. افرادی که میزان پذیرا بودن بالایی دارند، به مسائل مختلف علاقه دارند و خلاقیت دارند و علاقه به تجربه‌های جدید دارند. در مقابل کسانی که میزان پذیرا بودن پایینی دارند به تغییر علاقه ندارند، خلاقیت ندارند و در مقابل ایده‌های جدید مقاومت می‌کنند. ۲) وظیفه‌شناسی (Conscientiousness): وظیفه‌شناسی با تفکر زیاد و برنامه‌ریزی در ارتباط است. افرادی که وظیقه‌شناسی بالایی دارند برای آماده‌سازی وقت می‌گذارند، وظیفه‌های مهم را سریع انجام می‌دهند، به جزئیات اهمیت می‌دهند. در مقابل افرادی که وظیفه‌شناسی پایین دارند به برنامه‌ریزی علاقه ندارند، برای انجام وظایف مهم وقت تلف می‌کنند و از ددلاین عقب می‌افتند. ۳) برون‌گرایی (Extroversion): برون‌گرایی با هیجان‌پذیری، اجتماعی بودن، حرف‌زن بودن و جسارت در ارتباط است. افراد برون‌گرا به بیرون رفتن و مرکز توجه بودن علاقه دارند، رفتار دوستانه دارند و از روابط اجتماعی انرژی می‌گیرند. در مقابل افراد درون‌گرا تنهایی را ترجیح می‌دهند، دوست ندارند در مرکز توجه باشند، پیش از حرف زدن فکر می‌کنند و روابط اجتماعی احساس خستگی می‌کنند. ۴) سازگاری (Agreeableness): سازگاری با اعتماد، خیرخواهی و مهربان بودن در ارتباط است. افرادی که سازگار هستند به دیگران اهمیت می‌دهند و از کمک به دیگران خوشحال می‌شوند. در مقابل افرادی که سازگاری پایین دارند به احساسات دیگران اهمیت نمی‌دهند و به مشکلات آنها اهمیت نمی‌دهند. ۵) روان‌رنجوری (Neuroticism): روان‌رنجوری با ناراحتی، مودی بودن و ناپایداری احساسی در ارتباط است. افرادی که روان‌رنجوری بالایی دارند اضطراب بالایی دارند، به راحتی ناراحت می‌شوند و روحیه آنها مدام تغییر می‌کند. در مقابل افرادی که روان‌رنجوری پایینی دارند از نظر احساسی پایدار هستند، اضطراب بالا ندارند و آرامش دارند. دو نکته در این پنج خصوصیت قابل توجه است. یکی اینکه این پنج خصوصیت روی یک طیف قرار دارند. و دوم اینکه که برخی از خصوصیاتی که مثبت به نظر می‌رسند ممکن است در جاهایی به شخص ضربه بزند. مثلا سازگاری در زندگی شخصی بسیار مفید است، ولی در محیط کار ممکن است از افراد سازگار  سو استفاده شود. • • • #⃣ #روانشناسی 🔗 @daneshvar402 بن‌مایه: https://www.verywellmind.com/the-big-five-personality-dimensions-2795422

  • انقلاب علمی چگونه اتفاق می‌افتد؟ بخش دوم: بنابراین انسان‌ها لزوما ناگهان «بهتر فکر نکردند». شرایطی پدید آمد که پرسش‌های جدید را ممکن کرد و هم‌زمان محدودیت‌های پاسخ‌های قدیمی را آشکارتر ساخت. این نکته برای فهم انقلاب علمی بسیار مهم است: یک نظریه جدید معمولا فقط به این دلیل پیروز نمی‌شود که اطلاعات بیشتری دارد؛ بلکه زمانی اهمیت انقلابی پیدا می‌کند که بتواند مسائل مهمی را که چارچوب قبلی نمی‌توانست به خوبی حل کند، درون ساختاری تازه توضیح دهد. برای فهم این موضوع می‌توان یک مثال ساده زد. تصور کنید جامعه‌ای هزار سال است از یک نقشه استفاده می‌کند. اگر یک رودخانه جدید پیدا شود، احتمالا آن را روی نقشه اضافه می‌کنند. اگر یک کوه اشتباه ثبت شده باشد، جای آن را اصلاح می‌کنند. اما اگر به تدریج مشخص شود که تعداد زیادی از مسیرها، فاصله‌ها و موقعیت‌ها با واقعیت سازگار نیستند، ممکن است مسئله دیگر اصلاح چند نقطه از نقشه نباشد. شاید لازم باشد خودِ روش نقشه‌برداری تغییر کند. در این حالت، ما صرفا «اطلاعات بیشتری» به نقشه قبلی اضافه نکرده‌ایم؛ بلکه چارچوبی را که با آن جهان را ترسیم می‌کردیم تغییر داده‌ایم. انقلاب علمی نیز تا حدی چنین ساختاری دارد. بنابراین پاسخ دقیق به پرسش «وقتی پایه‌های انقلاب علمی شکل گرفت، انقلاب چگونه به وقوع پیوست؟» این نیست که پس از مدتی دانشمندان اطلاعات کافی جمع کردند و ناگهان انقلاب اتفاق افتاد. انقلاب علمی زمانی شکل می‌گیرد که انباشت دانش، مشاهده‌ها و مسائل حل‌نشده، فشار کافی بر یک چارچوب موجود ایجاد کند و اصلاحات درون آن چارچوب دیگر برای توضیح جهان کافی نباشد. در این مرحله، خودِ نظام دانایی به مسئله تبدیل می‌شود. دانشمندان دیگر فقط نمی‌پرسند «چگونه این پدیده را توضیح دهیم؟» بلکه می‌پرسند «آیا اصلا با مفاهیم درستی داریم این پدیده را می‌بینیم؟» و درست در همین نقطه است که انباشت مقدمات می‌تواند به گسست مفهومی و تغییر پارادایم منجر شود. به همین دلیل انقلاب علمی را نباید یک «لحظه ناگهانی» دانست. انقلاب، نتیجه یک فرآیند طولانی است که در نقطه‌ای مشخص به تغییر بنیادین در شیوه فهم، مشاهده و توضیح جهان منجر می‌شود. چیزی که یک انقلاب علمی را انقلابی می‌کند، صرفا بیشتر شدن دانش نیست؛ تغییر در معماری خودِ دانش است. • • • #⃣ #تاریخ #جامعه_شناسی 🔗 @daneshvar402

  • انقلاب علمی چگونه اتفاق می‌افتد؟ بخش نخست: انقلاب علمی در ابتدا با انقلاب شروع نمی‌شود. بخش عمده فعالیت علمی در هر دوره، چیزی است که توماس کوهن بعدها آن را «علم عادی» نامید؛ یعنی دانشمندان، درون یک چارچوب پذیرفته‌شده کار می‌کنند و سعی دارند مسائل موجود را با مفاهیم، روش‌ها و ابزارهای همان چارچوب حل کنند. در چنین شرایطی، اگر مسئله‌ای حل نشود، نخستین واکنش معمولا کنار گذاشتن نظریه نیست؛ بلکه کوشش برای اصلاح محاسبات، دقیق‌تر کردن اندازه‌گیری‌ها یا پیدا کردن توضیحی درون همان نظام است. بنابراین وجود یک مشکل به تنهایی به معنای آغاز انقلاب علمی نیست. اما گاهی تعداد یا اهمیت این مشکلات افزایش پیدا می‌کند. پدیده‌هایی ظاهر می‌شوند که چارچوب موجود نمی‌تواند آن‌ها را به سادگی توضیح دهد. این مسائل را می‌توان «ناهنجاری» نامید. یک ناهنجاری منفرد معمولا بحران ایجاد نمی‌کند؛ علم می‌تواند مدت‌ها با مسائل حل‌نشده ادامه پیدا کند. نقطه مهم زمانی ایجاد می‌شود که ناهنجاری‌ها به اندازه‌ای جدی و مکرر شوند که اعتماد به توانایی چارچوب موجود برای حل مسئله کاهش پیدا کند. در این مرحله، مسئله دیگر تنها یک پرسش بی‌پاسخ نیست؛ بلکه این احتمال مطرح می‌شود که شاید خودِ روش پرسیدن مشکل داشته باشد. اینجا تفاوت میان اصلاح یک نظام علمی و انقلاب در آن آشکار می‌شود. در حالت عادی می‌پرسیم: «چگونه این پدیده را با نظریه موجود توضیح دهیم؟» اما در دوره بحران، پرسش به شکل بنیادی‌تری تغییر می‌کند: «آیا نظریه موجود اساسا چارچوب مناسبی برای فهم این پدیده است؟» اگر در پاسخ به این پرسش، نظریه‌ها، روش‌ها یا مفاهیم رقیب پدیدار شوند و بتوانند مجموعه‌ای از مسائل را به شکل منسجم‌تری توضیح دهند، امکان تغییر پارادایم به وجود می‌آید. بنابراین انقلاب علمی صرفا ورود اطلاعات جدید نیست؛ ورود یک شیوه جدید برای سازمان دادن، تفسیر کردن و اعتبارسنجی دانش است. پس «پایه‌های انقلاب علمی» را نباید صرفا در بازگشت به علوم کهن جست‌وجو کرد. آنچه اهمیت دارد، برخورد چند عامل با یکدیگر است: دانش انباشته، مسائل حل‌نشده، ابزارهای تازه، روش‌های جدید مشاهده و اندازه‌گیری، نقد مفاهیم قدیمی و ظهور توضیح‌های رقیب. این عوامل به تدریج شرایطی ایجاد می‌کنند که در آن چارچوب قدیمی دیگر به اندازه گذشته بدیهی و کافی به نظر نمی‌رسد. نمونه بسیار روشن این فرآیند را می‌توان در انقلاب نجومی دید. نظام بطلمیوسی قرن‌ها برای توضیح حرکت اجرام آسمانی مورد استفاده قرار گرفت و قرار نبود یک‌شبه کنار گذاشته شود. اما با افزایش دقت محاسبات و رصدها، پیچیدگی‌های این نظام بیشتر آشکار شد. کوپرنیک در ۱۵۴۳ مدل خورشیدمرکزی را مطرح کرد، اما نظریه او نیز به تنهایی پایان کار نبود. سپس کپلر با قوانین حرکت سیارات، گالیله با رصدهای تلسکوپی و سرانجام نیوتن با صورت‌بندی قوانین حرکت و گرانش، مجموعه‌ای از تغییرات را به وجود آوردند که در کنار یکدیگر تصویر تازه‌ای از جهان ساختند. بنابراین «انقلاب کوپرنیکی» را نمی‌توان به یک روز، یک کتاب یا حتی یک دانشمند تقلیل داد؛ این انقلاب نتیجه زنجیره‌ای از تغییرات فکری، ریاضی، رصدی و فلسفی بود. اما چرا چنین اتفاقی پس از قرن‌ها رخ داد؟ پاسخ این نیست که انسان‌ها ناگهان فهمیدند کیفیت زندگی پایین است و تصمیم گرفتند علم را توسعه دهند. این توضیح بیش از حد ساده است. انسان‌های قرن‌های پیش نیز مشکلات فراوانی داشتند و طبیعتا به دنبال بهبود زندگی بودند. مسئله این است که در اروپا، طی چند قرن، مجموعه‌ای از شرایط جدید در کنار یکدیگر قرار گرفتند: احیای متون کلاسیک در رنسانس، رشد ریاضیات، گسترش چاپ و گردش سریع‌تر اطلاعات، توسعه ابزارهای رصدی، سفرهای اکتشافی، افزایش مشاهده‌های تجربی، تغییرات فلسفه طبیعی و شکل‌گیری شبکه‌های تازه برای تولید و تبادل دانش. در نتیجه فقط مقدار اطلاعات تغییر نکرد؛ بلکه ابزار دیدن جهان، زبان توضیح دادن آن و معیارهای معتبر دانستن یک ادعا نیز به تدریج تغییر کرد. • • • #⃣ #تاریخ #جامعه_شناسی 🔗 @daneshvar402

  • 13 авг.414удалён 14 авг.

    انقلاب علمی چگونه اتفاق می‌افتد؟ ▪︎وقتی از انقلاب علمی صحبت می‌کنیم، معمولا تصور می‌کنیم که دانشمندان اطلاعات تازه‌ای پیدا کردند، نظریه‌های قدیمی را کنار گذاشتند و علم وارد مرحله‌ای جدید شد. اما این تصویر یک پرسش اساسی را بی‌پاسخ می‌گذارد: اگر مقدمات انقلاب…

  • انقلاب علمی چگونه اتفاق می‌افتد؟ ▪︎وقتی از انقلاب علمی صحبت می‌کنیم، معمولا تصور می‌کنیم که دانشمندان اطلاعات تازه‌ای پیدا کردند، نظریه‌های قدیمی را کنار گذاشتند و علم وارد مرحله‌ای جدید شد. اما این تصویر یک پرسش اساسی را بی‌پاسخ می‌گذارد: اگر مقدمات انقلاب علمی به تدریج شکل می‌گیرند، چه چیزی باعث می‌شود این انباشت دانش در نهایت به یک «انقلاب» تبدیل شود؟ چرا انسان‌ها پس از قرن‌ها، ناگهان شروع می‌کنند به پرسیدن پرسش‌هایی که پیش از آن ضرورتشان را احساس نمی‌کردند؟ برای پاسخ، باید میان «انباشت دانش» و «تغییر نظام دانایی» تفاوت بگذاریم. 🎓با دانشور همراه باشید تا این موضوع را بررسی کنیم. • • • #⃣ #تاریخ #جامعه_شناسی 🔗 @daneshvar402

  • Daniel Barenboim – Piano Sonata No. 10 In G Major, Op. 14, No. 2 : 1. Allegro

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 🔗 @daneshvar402

  • 🎵 نام قطعه: Hunnenschlacht 🤵🏻‍♂️ آهنگساز: فرانتس لیست 🇭🇺 🎺🥁🎻 ارکستر آکادمی وین 🇦🇹 ▪︎فرانتس لیست در سال ۱۸۵۷ با دیدن نقاشی نبرد هون‌ها، یازدهمین سمفونیک پوئم خود را نوشت. او به جای بازسازی صوتی خود تصویر، تضادهای معنایی آن را به موسیقی منتقل کرد. ▪︎آغاز اثر تاریک، خفه و «شبح‌وار» است و سپس موسیقی به آشوب و خشونت نبرد می‌رسد؛ در برابر آن، لیست ملودی سرود کهن مسیحی Crux fidelis را وارد می‌کند که نماد صلیب درخشان نقاشی است. این سرود ابتدا در ترومبون‌ها در میان آشوب شنیده می‌شود و سرانجام با ارگ و ارکستر به شکلی پیروزمندانه گسترش می‌یابد؛ یعنی پایان موسیقی، برخلاف یک پیروزی نظامی ساده، پیروزی معنوی صلیب بر خشونت و بربریت است. • • • #⃣ #موسیقی 🔗 @daneshvar402

  • 🖼 نبرد هون‌ها ⚔️ نقاش: ویلهلم فون کاولباخ 🇩🇪 سال: ۱۸۵۰ سبک: رمانتیسیسم ▪︎نقاشی Die Hunnenschlacht (نبرد هون‌ها)، نبرد کاتالائون در سال ۴۵۱ میلادی را به صورت روایتی اسطوره‌ای نشان می‌دهد. ▪︎هون‌های آتیلا در برابر نیروهای مسیحیِ رومی و ویزیگوت می‌جنگند و طبق افسانه، شدت کشتار چنان بوده که روح جنگجویان کشته‌شده پس از مرگ نیز در آسمان به نبرد ادامه می‌دهند. ▪︎در مرکز و بالای این آشوب، صلیب مسیح و نور آن در برابر جهان تاریک و خشونت‌آمیز جنگ قرار گرفته است؛ بنابراین موضوع نقاشی فقط یک نبرد تاریخی نیست، بلکه تقابل نمادین بربریت و تمدن، و نیروهای تاریکی و مسیحیت است. ▪︎در زیر، به اقتباس موسیقایی فرانتس لیست از این اثر گوش دهید. • • • #⃣ #نقاشی 🔗 @daneshvar402

  • کوارتت‌های ویِنی 🎻🇦🇹 ▪︎داستان این کوارتت در تابستان ۱۷۷۳ رقم می‌خورد، زمانی که موتسارت ۱۷ ساله به همراه پدرش لئوپولد به وین سفر کرد تا در دربار امپراتوری به دنبال کار باشد. ▪︎در این سفر، موتسارت با دنیای موسیقی وسیع‌تری آشنا شد و تحت تاثیر جدی کوارتت‌های تازه‌نشرشده یوزف هایدن قرار گرفت. ▪︎نتیجه این آشنایی، خلق شش کوارتت (K. 168 تا K. 173) بود که به «کوارتت‌های ویِنی» معروف شدند. ▪︎کوارتت شماره ۸، نخستین اثر از این مجموعه است و نشان می‌دهد که موتسارت قصد داشت کوارتت زهی را از یک سرگرمی ساده به قالبی جدی‌تر برای تبادل افکار موسیقایی تبدیل کند. • • • #⃣ #موسیقی 🔗 @daneshvar402

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 🔗 @daneshvar402

آموزشگاه مجازی دانشور — tgindex