Matrix
СтатистикаThe deception of consciousness ( فریب آگاهی ) @omeldomer ارتباط با ادمین
- Последний пост
- 12:41
- Последнее чтение
- ещё не заходили
- Постов за неделю
- 54
- Всего постов
- 128
- Тип
- открытый
- Язык
- английский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 522
- 1/48двое суток
- 598
- 1/72трое суток
- 645
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
عصبانیت، سطحی از ناخشنودی است، هم برای شما و هم برای اطرافیان شما. اکثر اوقات شما بیشتر از اطرافیان رنج می برید و زمانی که عصبانی می شوید، ابلهانه ترین کارهای زندگی خود را انجام می دهید. یقیناً این روشی هوشمندانه برای زنده بودن نیست. عصبانی بودن از چیزی یا فردی از حس قوی دوست داشتن یا دوست نداشتن نشئت میگیرد که به نظر شما، معیاری در زندگی، فکر و احساس کردن است. وقتی کسی مطابق میل شما نباشد، از او عصبانی می شوید. وقتی دوست داشتن یا نداشتن شما نسبت به چیزی یا کسی قوی تر میشود، کل کاری که انجام میدهید بیرون راندن هستی و وجود است. اگر میگویید: «این چیز را خیلی دوست دارم»، بقیه هستی را در آن لحظه بیرون می رانید، هر چه دوست داشتن یا نداشتن قویتر شود، بیرون راندن عمیق تر می شود. خشم زمانی بروز می کند که کسی یا چیزی را بخشی از خودتان ندانید. قرار است همان فرایند رهایی لحاظ شود، نه اینکه بیرون رانده شود. در لحاظ کردن، شما رها میشوید. روزی که هر چیزی از کل هستی در شما جمع شود، آزاد شده اید. در بیرون راندن، این شما هستید که در دام می افتید و جدا میشوید. البته که نمی خواهید عصبانی باشید، اما عصبانی میشوید زیرا اتفاقی که در درونتان می افتد به منبعی خارجی نسبت میدهید و این درست نیست. فقط ملاحظه کنید که عصبانیت چیزی است که شما خلق می کنید؛ چرا چیزی را خلق میکنید که نمیخواهید؟ دلیل اصلی این است که از خودتان بی خبرید. سادگورو @deceptmatrix
ذهن ارباب شماست و شما برده اش هستید با مراقبه شما می توانید ارباب شوید و ذهن برده شما ذهن برای چنان مدت طولانیی ارباب بوده که نمی خواهد برده شود چه کسی دوست دارد ارباب بودن خود را به این آسانی از دست بدهد؟ پس همه جور وسوسه ایجاد می کند. ... هیچ شیطانی جز ذهن خودتانوجود ندارد. .. اشو @deceptmatrix
مخفی ترین روایت نفیلیمها؛ کتاب مخفی غولهای خنوخ @deceptmatrix
راز پنهان آگاهی چیست؟ | خودشناسی، ایگو و آزادی ذهن @deceptmatrix
جهان فیزیکی یک توهم است؟ افشاگری خالق میکروپروسسور @deceptmatrix
اراده آزاد توهم است یا واقعیت؟ | گفتگو با دکتر نیما قربانی @deceptmatrix
آیا هوش و آگاهی بدون بدن ممکن است؟ | گفتگو با دکتر نجل رحیم @deceptmatrix
@deceptmatrix
🔹آیا آگاهی با مکانیسمهای مغز قابل توضیح است؟ گفتوگو با دکتر عبدالرضا ناصر مقدسی 👤 مجری: میزبان برنامه در کانال یوتیوب سرشت (Seresht) 👤 مصاحبهشونده: دکتر عبدالرضا ناصر مقدسی 📘 رزومه مصاحبهشونده: متخصص بیماریهای مغز و اعصاب (نورولوژیست)، پزشک متخصص با تمرکز ویژه بر درمان بیماران مبتلا به اماس (MS)، پژوهشگر حوزه فلسفه ذهن و آگاهی، و مبدع نظریه «اسطورهشناسی عصبی تکاملی» این گفتوگوی عمیق میانرشتهای بر نقد تقلیلگرایی رایج در علوم اعصاب و بررسی یکی از پیچیدهترین مسائل فلسفه ذهن، یعنی «مسئله دشوار آگاهی» متمرکز است. بحث با تفکیک میان «آگاهی در دسترس» (قابل اشتراک و عینی) و «آگاهی پدیداری» (تجربه ذهنی و اولشخص) آغاز میشود. دیوید چالمرز این شکاف بنیادین را به عنوان مسئله دشوار آگاهی صورتبندی میکند؛ بدین معنا که پیشرفتهای تصویربرداری مغزی مانند fMRI صرفاً میتوانند عملکردهای مکانیکی و مسائل ساده آگاهی را نشان دهند، اما در تبیین چگونگی زایش کیفیات ذهنی از دلِ پردازشهای مادی نورونها کاملاً ناتواناند که این امر به یک «شکاف تبیینی» عمیق منجر شده است. در همین راستا، تلاشهای تقلیلگرایانه دانشمندانی چون فرانسیس کریک برای یافتن جایگاه فیزیکی آگاهی در غدهای به نام «کلاستروم» مورد نقد قرار میگیرد؛ چرا که یافتن مکانیسمهای مرتبط با هوشیاری لزوماً به معنای یافتن تبیین علی برای آگاهی پدیداری نیست و مغز تنها شرط لازم برای آگاهی است، نه شرط کافی. دکتر مقدسی با تکیه بر آرای توماس نیگل، استدلال میکند که عبور از این بحران تبیینی نیازمند بازتعریف مفهوم «ماده» است؛ ماده موجودیتی صرفاً بیشعور نیست، بلکه بنمایهای بالقوه از آگاهی را در خود نهفته دارد. در نقطه مقابلِ این نگاه، دیدگاه رادیکال دنیل دنت مطرح میشود که آگاهی و مفهوم «خویشتن» را صرفاً یک «توهم کاربری» و حاصل عملکرد موازی پیشنویسهای متعدد مغزی میپندارد. با این حال، شواهد بالینی نظیر تجربه بیماران مبتلا به «مه مغزی» نشان میدهد که حتی در زمان گسستِ پردازشهای منسجم مغزی، همچنان یک «منِ آگاه» برای درک این فروپاشی وجود دارد که این واقعیت، نظریه دنت را در عرصه بالینی به چالش میکشد. برای تبیینِ گذار از هوشیاریِ عینی به آگاهیِ ذهنی، الگوی استعاری «چرخش مکعب روبیک» و نظریه «اسطورهشناسی عصبی تکاملی» ارائه میشود که آگاهی را به مثابه «معنای افزودهای» در نظر میگیرد که ذهن برای درک و ایجاد پیوستگی، به جهان مادی تزریق میکند... بدیعترین و مهمترین دستاورد این مباحث، پیوند آنها با بنبستهای پزشکی مدرن در درمان بیماریهای تحلیلبرنده عصبی نظیر اماس و آلزایمر است. ناتوانی در درمان قطعی این بیماریها ریشه در فقر ابزارهای پزشکی یا کمبود دانش ایمنیشناسی ندارد، بلکه ناشی از درک تقلیلگرایانه و مکانیکیِ نوروساینس از مغز است و این حوزه برای پیشرفت، نیازمند یک تغییر پارادایم اساسی است. در نهایت نتیجهگیری میشود که برای حصول موفقیت در فرایند درمان و فهم دقیقتر ذهن، علم پزشکی باید تجربه کیفی و اولشخص بیمار از رنج را در کنار دادههای عینی (مانند تصاویر MRI) به رسمیت بشناسد؛ رویکردی که نشان میدهد «دوگانهانگاری جوهری دکارت»، بهرغم تمامی نقدهای مدرن فیلسوفان فیزیکالیست، در تجربه زیسته و عرصه بالینی همچنان معتبر و اجتنابناپذیر باقی مانده است... @deceptmatrix
🔹ترکیب موزیک بوشهری با رقص مایکل جکسون @deceptmatrix
без подписи
без подписи
без подписи