tgindex
👁 هوشمندى

👁 هوشمندى

Статистика
@hooshmandyКнигиперсидский

در جهان هوشمند ما هیچ رویدادی تصادفی به وقوع نمی‌پیوندد. هر چیز که در مسیر زندگی سر راه شما قرار می‌گیرد؛ نکته‌ایست برای آموختن!

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
38
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
6 541
−1 за 4 дн.
Сутки
+1
+0,02%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
2 511
38 постов
Вовлечённость
38,4%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 38
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
597
1/48двое суток
684
1/72трое суток
737

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 13 авг.5762214

    گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتان آمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا بَر دَهان گفت که سلطان مَنم، جانِ گلستان مَنم حَضرتِ چون مَن شَهی، وآنگه یادِ فُلان؟ دفِّ مَنی هین مَخور سیلیِ هَر ناکَسی نایِ مَنی هین مَکُن از دَمِ هَر کَس فَغان پیشِ چو مَن کِیقُباد، چَشمِ بَدم دور باد! حیف نَباشَد که تو یاد کُنی از کِهان؟ جُغد بُوَد کو به باغ یادِ خَرابه کند زاغ بُوَد کو بَهار، یاد کند از خَزان چَنگ به مَن دَر زدی، چَنگِ مَنی دَر کنار تار که دَر زَخمه‌ام سُست شَوَد، بُگسَلان پُشتِ جهان دیده‌ای رویِ جَهان را ببین پُشت به خود کن که تا روی نَماید جَهان ای قمرِ زیر میغ! خویش نَدیدی، دریغ! چند چو سایه دَوی، در پیِ این دیگران؟ بَس که مَرا دامِ شعر، از دَغَلی بَند کرد تا که زِ دَستم شکار، جَست سویِ گلسِتان در پیِ دُزدی بُدَم، دُزد دِگَر بانگ کرد هِشتم بازآمَدم، گفتم و هین چیست آن؟ گفت که اینک نشان، دُزدِ تو این سوی رَفت دُزدِ مَرا باد داد آن دَغَلِ کَژ نِشان مولانا

  • @hooshmandy

  • 12 авг.8752320

    شکسته‌حالی من پیش یار باید دید خزانِ رنگ مرا در بهار باید دید اگر چه چون دل شب فیض من نمایان نیست مرا به دیدهٔ شب‌زنده‌دار باید دید مقام عرض تجمل میان دریا نیست چو موج جوهرِ من در کنار باید دید اگر چه در خَمُشی نیز جوهرم گویاست مرا چو تیغ دَمِ کارزار باید دید خراب‌حالی این قصرهای محکم راز روزنِ نظرِ اعتبار باید دید مرا ز روز قیامت غمی که هست این است که روی مردم عالم دوبار باید دید! کجاست فرصتِ گرداندنِ ورق صائب به‌ روی کار هم از پشتِ کار باید دید صائب

  • 2 авг.1 5915145

    بدانید که "سکوت" "معنویت" و فضیلت ها را نمیتوان با #تمرین بدست آورد. میتوانی هر چیزی را که دوست داری تمرین کنی ، اما باز مخالف آن چیز باقی بمانی . می توانی نوعی #ساکت بودن را بر خود تحمیل کنی، میتوانی #ظاهری_معنوی برای خودت بسازی، میتوانی در یک وضعیت #یوگا قرار بگیری و بدن را ساکن کنی.بدون حرکت.مانند #مجسمه. و یا با تکرار یک #ذکر و با سرکوب #ذهن برای مدتی طولانی میتوانی نوعی ساکت بودن را بر وجودت تحمیل کنی. ولی این سکوت زنده نیست. #سکوت_قبرستان_است. و تپشی از حیات ندارد. منجمد است. میتوانی دیگران را فریب دهی. اما نمی توانی خودت را فریب دهی. تو آن را بدون "ادراک" بدست آورده ای. بر خودت تحمیلش کرده ای. آن یک سکوت تمرین شده است. سکوت یک #بودا نیست. سکوت ومعنویت حقیقی از ادراک و غنای درون بر میخیزد. از این درک که "چرا من ساکت نیستم؟ " یا " چرا برای خودم تنش و جهنم می سازم؟ " چرا از جهنم خودم حمایت میکنم و اسیر الگوهای تکراری ام؟ شخص شروع میکند به فهمیدن چرایی رنجها و عذاب و جهنم خود. و توسط همین ادراک رفته  رفته بدون هیچ فشار و تمرینی شروع میکنی به رها کردن آن رفتارهای خطا که سبب خلق همه مصیبت ها و رنجهایت شده اند. نه اینکه تو آنها را رها کنی،آنها به سادگی ناپدید میشوند.

  • 24 июл.2 0426732

    @hooshmandy

  • 20 июл.2 6386852

    انسان نمی‌تواند عواطف منفی را با زور یا انکار از بین ببرد.. تنها مشاهده‌ی آگاهانه و بدون قضاوت آن‌هاست که قدرتشان را کم می‌کند.. هر بار که خشم، ترس یا رنج را فقط ببینیم، بدون اینکه با آن یکی شویم، قدمی به سوی آزادی درونی برمی‌داریم.. 📚 وجدان ✍️ پی. دی. اسپنسکی

  • 19 июл.3 1456452

    دیوانه و دلبسته ی اقبال خودت باش سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش یک لحظه نخور حسرت آن را که نداری راضی به همین چند قلم مال خودت باش دنبال کسی باش که دنبال تو باشد اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش پرواز قشنگ است ولی بی غم و منت منت نکش از غیر و پر‌و‌بال خودت باش صدسال اگر زنده بمانی، گذرانی پس شاکر هر لحظه وهر سال خودت باش  اقبال لاهوری

  • 18 июл.2 1905134из hooshmandy

    هر صدایی از سکوت متولد و درونِ سکوت خاموش می‌شود، و در طول مدتی که صدا تداوم دارد، سکوت آن را احاطه کرده است. سکوت به صدا قابلیت "بودن" می‌بخشد. سکوت جزءِ درونی، اما آشکار شدهٔ هر صدا، نت موسیقی، آواز و کلامی‌ست آشکارنشده که به صورت سکوت در این جهان حاضر است. به همین دلیل است که می‌گویند: "هیچ چیز در این جهان به اندازه سکوت همسان پروردگار نیست." #اکهارت_تله

  • 17 июл.2 0033516

    @hooshmandy

  • 15 июл.2 2577442

    نه بیمارم نه خوشحال، نه از حالم خبر دارم گهی با جان، گهی با دل، گهی ازهردو بیزارم گهی خوشحال و خندانم، گهی از درد بی‌تابم گهی بیدار ولی خوابم، گهی در خواب و هوشیارم گهی بیگانه از خویشم، گهی بیگانه هم خویشم گهی آنم، گهی اینم، گهی سر در گریبانم گهی در شور و در سازم، گهی با غصه دم‌سازم گهی شاد و غزل خوانم، گهی از درد بی‌تابم چه غوغایی‌ست در این عالم، که من حیران حیرانم

  • 13 июл.2 5605737

    عواطف منفی همیشه بخشی از ذات ما نیستند؛ بسیاری از آن‌ها الگوهایی هستند که از خانواده، جامعه و محیط آموخته‌ایم.ما یاد گرفته‌ایم چگونه خشمگین شویم، رنج بکشیم و به واکنش‌های تکراری خود ادامه دهیم.. وقتی بدون آگاهی با این احساسات یکی می‌شویم، مانند بازیگری می‌شویم که نقش خود را حقیقت می‌پندارد.. آگاهی یعنی دیدن این الگوها، جدا شدن از آن‌ها و انتخاب کردن به جای واکنش‌های مکانیکی.. 📚 وجدان ✍️ پی. دی. اسپنسکی 〰〰〰〰〰〰〰〰 @hooshmandy #گرجیف

  • 12 июл.2 2995218из hooshmandy

    نادانى مى خواست به الاغى سخن گفتن بیاموزد، گفتار را به الاغ تلقین مى كرد و به خیال خود مى خواست سخن گفتن را به الاغ یاد بدهد. حكیمى او را دید و به او گفت: اى احمق! بیهوده كوشش نكن و تا سرزنشگران تو را مورد سرزنش قرار نداده اند این خیال باطل را از سرت بیرون كن، زیرا الاغ از تو سخن نمى آموزد، ولى تو مى توانى خاموشى را از الاغ و سایر چارپایان بیاموزى. حكیمى گفتش اى نادان چه كوشى در این سودا بترس از لولائم نیاموزد بهایم از تو گفتار تو خاموشى بیاموز از بهائم هر كه تامل نكند در جواب بیشتر آید سخنش ناصواب یا سخن آراى چو مردم بهوش یا بنشین همچو بائم خموش #حكایات سعدی_باب هشتم

  • 10 июл.2 2748542

    تنها ماندن همیشه نشانه ضعف نیست؛ گاهی یعنی ریشه‌هایت آن‌قدر عمیق‌اند که به کسی تکیه نداری.

  • 5 июл.2 8201928из hooshmandy

    #سامادی #پاپاجی👁 #روشن_بینی @hooshmandy

  • 5 июл.3 0236155

    #صائب_تبریزی مکش منت به هر نامرد و مردی مده دل را به ذلت دست فردی اگر او را به تو مهر و وفا نیست اگر او بر جراحاتت دوا نیست رهایش کن مرنجان خویشتن را مبر هرگز ز یادت این سخن را... @hooshmandy

  • 14 июн.3 7707434

    دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ به که ماند؟ هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند

  • 11 июн.4 2545861

    @hooshmandy زندگی پیوسته تو را ناکام می‌سازد؛ این یک برکت است. زندگی بارها و بارها تو را ناکام می‌سازد. زندگی می‌گوید، ”به درون برو.“ تمام ناکامی‌ها فقط نشانه‌ای هستند تا بگویند که در جهتی اشتباه نگاه می‌کنی. رضایت فقط در یک جهت درست ممکن است. زندگی تو را ناکام می‌کند زیرا زندگی یک برکت عظیم است. اگر در بیرون رضایت پیدا کنی، برای همیشه گم‌شده‌ای؛ آنوقت هرگز به درون نگاه نمی‌کنی. ولی تو با وجود تمام ناکامی‌ها، به امید داشتن ادامه می‌دهی! اشو یوگا: ابتدا و انتها جلد دهم فصل پنجم #برگردان_محسن_خاتمی

  • 28 мая3 8435245

    آیا توجه نکرده‌ای که عشق، سکوت است؟ شاید وقتی دستِ دیگری را در دست گرفته‌ای، یا با مهر به کودکی می‌نگری، یا در زیباییِ یک غروب غرق می‌شوی، این سکوت را حس کنی. عشق نه گذشته‌ای دارد و نه آینده‌ای؛ و این حالتِ شگفتِ سکوت نیز چنین است. جیدو کریشنامورتی برگرفته از مجموعه آثار، جلد ۱۱ Have you not noticed that love is silence? It may be while holding the hand of another, or looking lovingly at a child, or taking in the beauty of an evening. Love has no past or future, and so it is with this extraordinary state of silence. Jiddu Krishnamurti From Collected Works Vol. 11

  • 22 апр.4 0133328

    ‌ مردن بر چیزهای کوچک آیا تا به حال سعی کرده‌ای از روی اختیار، و نه اجبار، بر لذتی بمیری؟ معمولاً مرگ امر خوشایندی نیست؛ مرگ می‌آید و تو را با خود می‌برد، بدون اینکه خودت داوطلب شده باشی، جز در مورد خودکشی. اما آیا تا به حال سعی کرده‌ای داوطلبانه، راحت بر لذتی بمیری و آن احساس دل بریدن از لذت را درک کنی؟ اینطور به نظر نمی‌رسد! در حال حاضر ایده‌آل‌هایت، لذت‌هایت و اهداف و آرزوهایت چیزهایی هستند که باصطلاح اهمیت دارند. زندگی به معنای شور زنده بودن، فراوانی و تمام‌ظرفیت بودن است، نه حس ِ مهم بودنِ «من». این صرفاً فهم عقلی‌ست. کافی‌ست مردن بر چیزهای کوچک را تجربه کنی. تنها کافی‌ست بر لذت‌های کوچک به آسانی، با راحتی، با یک لبخند بمیری، تا به توانایی ذهنت در مردن بر سایر موارد از جمله تمام خاطراتت پی ببری. ماشین - کامپیوتر - در حال جایگزین شدن عملکرد حافظه است اما ذهن انسان چیزی بیش از صرفاً حافظه و تداعی افکار است. ذهن تنها زمانی می‌تواند فراتر رود که بر تمام آنچه که می‌داند و می‌شناسد، بمیرد. حال برای درک روشن‌تر این موضوع، ذهنی تازه لازم است، ذهنی که تنها در حیطهٔ زمان کار نکند. ذهن تازه بر همه چیز می‌میرد. آیا می‌توانی این حقیقت را ببینی؟ حقیقت آن را حس کنی؟ شاید نتوانی اهمیت و ظرافت فوق‌العادهٔ این حرف، زیبایی مردن، و غنای نهفته در آن را درک کنی اما تنها شنیدن این‌ها مانند بذری است که در وجودت کاشته می‌شود، و اهمیت این سخن، نه تنها در سطوح آگاه بلکه در ناآگاهت نیز، ریشه می‌گیرد. جیدو کریشنامورتی

  • 9 апр.3 3675629

    کاش پیرتر بودم مثل ریشه ها یا جوان تر بودم مثل شاخه ها اینجا که من ایستادهام، فقط تبر می‌خورد...