tgindex
دده كاتب(dede katib)

دده كاتب(dede katib)

Статистика

تورك دونياسينين بؤيوك عارف و شاعیري رحمتليك ٫٫دده كاتيب،، آشيق ادبياتي، شعر صنعتي وآزربايجان كولتورو كانالينا قوشولون @dedekatib

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
95
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 145
−4 за 5 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
185
40 постов
Вовлечённость
16,2%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 95
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
78
1/48двое суток
89
1/72трое суток
96

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🖤 21 مرداد؛ سالروز زلزله خونین قاراداغ زیر پایشان مس و طلا بود؛ اما سقفی برای نجات نبود. مس و طلایی که از دل خاک قاراداغ استخراج می‌شد و ثروتی عظیم می‌آفرید؛ ثروتی که بخش قابل‌توجهی از ارزش افزوده آن کیلومترها دورتر از محل استخراج و در شهرهای مرکزی و حتی در زنجیره‌های صنعتی و تجاری فراتر از مرزهای ایران گردش می‌کرد؛ اما مردمی که صاحب این خاک بودند، در یکی از سخت‌ترین لحظات تاریخ معاصر منطقه، از ابتدایی‌ترین امکانات نجات و درمان محروم بودند. 21 مرداد 1391، زمین لرزید؛ اما آنچه فاجعه را عمیق‌تر کرد، فقط قدرت زلزله نبود،306 نفر مظلومانه جان باختند و هزاران خانه ویران شد. مردمی که در سرزمینی سرشار از منابع معدنی زندگی می‌کردند، در لحظات پس از حادثه با کمبود بیمارستان، امکانات درمانی، تجهیزات امدادی، راه‌های مناسب و زیرساخت‌های ضروری مواجه شدند.زلزله یک پدیده طبیعی بود؛ اما فاجعه انسانی حاصل ترکیب طبیعت با توسعه‌نیافتگی، ضعف زیرساخت‌ها و توزیع نامتوازن امکانات بود. تلخ‌تر اینکه 14 سال از آن فاجعه گذشته است؛ اما هنوز بخش‌هایی از قاراداغ از کمبود زیرساخت‌های اساسی، به‌ویژه در حوزه درمان و سلامت، رنج می‌برد.چگونه منطقه‌ای که از دل معادنش مس و طلا استخراج می‌شود، نمی‌تواند از ثروت تولیدشده برای ساخت بیمارستان، توسعه مراکز درمانی، تجهیز اورژانس، بهبود راه‌ها و ایجاد زیرساخت‌های ایمن برای مردم خودش بهره‌مند شود؟ مسئله فقط این نیست که چه مقدار ثروت از قاراداغ استخراج شده است؛ مسئله مهم‌تر این است که چه مقدار از این ثروت به زندگی مردم همان منطقه بازگشته است. و شاید دردناک‌ترین روایت آن روز هنوز همان باشد: «یئردن میس چیخار، قیزیل چیخار؛ منیم بالام چیخماز...»این جمله را نباید فقط به عنوان سوگ یک مادر شنید؛این جمله سند یک پرسش اجتماعی و سیاسی است: چرا ثروتِ زیر پای مردم، به امنیت و رفاهِ زندگی آنان تبدیل نشد؟ یاد 306 جان‌باخته زلزله قاراداغ گرامی باد. 14 سال گذشته، اما مطالبه توسعه و عدالت هنوز زنده است./بهنام زارعی @dedekatib

  • گؤزدن هر زامان گؤز یاشی دوشمز عزیزیم. بعضن ده اینسانلار دوشر. ناظیم حیکمت Gözdən hər zaman göz yaşı düşməz əzizim, Bəzən də insanlar düşər. #قیسا_یازیلار @dedekatib

  • ۲۱ مرداد ۱۳۹۳ سالروز وفات دکتر جواد هیئت، پدر تورکولوژی ایران دکتر توحید ملک زاده دکتر جواد هیئت از نخبگان تاریخ ساز آذربایجانی، اولین جراح قلب و کلیه در ایران و در عین حال متخصص تاریخ و ادبیات ترکان و موسس مکتب و مجله « وارلیق» در ایران، شخصی است که هنوز کسی نتوانسته جای خالی وی را پر نماید. عموما تاریخ آذربایجان خصوصا تاریخ معاصر آن مملو از فرزندان ناخلفی است که منافع عمومی مردم آذربایجان با فرهنگ بومی ترکی را در نظر نگرفته و مقهور شعوبیه - ایرانشهری های حاکم بر امور ایران شده اند. دکتر هیئت علیرغم حضور در طبقه ائلیت جامعه دهه ۴۰ و ۵۰ میلادی هرگز آلوده زرق و برق تبلیغات آریایی- شعوبی نشد و با جمع دوستانی معدود کولونی تحقیقات درباره تاریخ، فرهنگ و ادبیات ترکان را پایه ریزی نمود. شاهکارهای وی که عبارتند از - تورکلرین تاریخ و فرهنگینه بیر باخیش - آذربایجان ادبیات تاریخی - آذربایجان فولکلورو - سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی - ادبیات شناسلیق بعنوان کتب معتبر دانشگاهی قابل ارائه است. به نظرم هر کس قبل از پرداختن به تحقیق درباره تاریخ و فرهنگ آذربایجان لازم است کتب فوق را به دقت مطالعه کند. مجله تحقیقی وارلیق بعنوان یکی از اولین مجلات ترکی پژوهی بعدها به عنوان مکتب وارلیق صدها محقق و نویسنده ترک را به جهان تقدیم نمود. من افتخار مصاحبت ایشان را داشتم و همیشه مدیون فکر و اندیشه تورکی پژوهی ایشان می باشم. بی شک پرداختن به یاد و نام این اسطوره خستگی ناپذیر عرصه ترکی پژوهی که با درآمد مطب خود به این اقدامات دست زد باید مدام باشد و دکتر هیئت بعنوان یکی از  الگوهای جوانان نویسنده و محقق آذربایجانی معرفی گردد. ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ @dedekatib

  • 📚 یأجوج و مأجوج ✍️ دکتر مرتضی حسینی 📌 علی‌اکبر ولایتی که تخصص او پزشکی اطفال است، در یک توئیت خنده‌دار قفقاز را از زمان کوروش، سپر حفاظتی ایران دانسته و با متلک‌پرانی دور از آداب دیپلماتیک، به آذربایجان نسبت یأجوج و مأجوج داده بود. 📌 او از مصادرۀ تاریخ نیز غفلت نکرده و کوروش را ذوالقرنین خوانده است. برای استحکام ادعای خود نیز به تفسیر طباطبایی استناد کرده که گویا وی ذوالقرنین را همان کوروش دانسته است. از این تصور طباطبایی نباید تعجب کرد. او در موضوع تاریخ، دانشی بیش از یک کودک نداشته وگرنه حداقل با یک تورق ساده در تورات، مطلع می‌شد که کوروش نه‌تنها ذوالقرنین نیست بلکه ناجی یا به بیانِ تورات؛ مسیحِ یهودیان و نابود کنندۀ تمدن‌های بین‌النهرین بوده است. 📌 طبق مندرجات قرآن (سورۀ کهف آیات 93 تا 98) یأجوج و مأجوج دو قوم خشن و مزاحم بودند که مردم مورد آزار آنها از ذوالقرنین کمک خواستند و ذوالقرنین سدی از مس و آهن میان آنها و این مردم ایجاد کرد. در تورات نیز خبر از هجوم قومی بسیار خشن از شمال داده می‌شود که برای نجات یهودیان به بین‌النهرین هجوم می‌برند. 📌 این قوم همان هخامنشی‌ها هستند که به سرکردگی کوروش، برای نجات یهودیان از اسارت بابل به بین‌النهرین تاختند و علاوه بر شهرهای بین‌النهرین، مراکز تمدنی موجود در آذربایجان، آناتولی و ایران را ویران، مردمان آنها را نیز در ماجرای پوریم قتل عام کردند. 📌 حتی اگر مندرجات تورات را به عنوان واقعیت‌های تاریخی نپذیریم (که البته بسیار معتبرتر از منابع مورد استناد امثال ولایتی است)، دانش باستان‌شناسی به‌وضوح این نابودی سراسری را شناسایی کرده و پرده از اسرار آن برداشته است. کشفیات وسیع باستان‌شناسی به روشنی نشان می‌دهند که در اواخر عصر آهن و دقیقاً مقارن با آنچه که در تاریخ ایران آغاز دورۀ هخامنشی خوانده می‌شود، قومی به آذربایجان، آناتولی و بین‌النهرین هجومی سهمناک آورده و تمامی تمدن‌های موجود در این پهنۀ وسیع را با خشونت و سبعیت تمام نابود کرده‌اند. تمامی مراکز سکونت و تمدن را در آتشی وحشت‌انگیز سوزانده، مردمان آنها را قتل عام کرده و حتی به حیوانات نیز رحم نکرده‌اند. 📌 محوطه‌های شاخصی مانند تزه‌کند (کارمیربلور) در ارمنستان، تپه حسنلو در آذربایجان، آلتین تپه و توپراق قالا در آناتولی و تمامی مراکز تمدنی شکوهمند بین‌النهرین قدیم، همگی آئینۀ تمام‌نمای این هجوم، آتش‌سوزی‌های وسیع، قتل عام و نابودی تمام‌عیار است.   📌 جالب است که یافته‌های علم باستان‌شناسی کاملاً با مندرجات تورات مبنی بر هجوم یک قوم شمالی و ویرانی مراکز تمدنی به‌ویژه بین‌النهرین مطابقت دارند. ‌جالب‎‌ترین تطابق آنجاست که بخش کتاب استر تورات تأکید اکید می‌کند که در قتل عام پوریم، غارت اموال صورت نگرفت. در محوطه‌های سوزانده و نابود شدۀ مورد بحث از جمله تزه‌کند و تپه حسنلو نیز کوچک‌ترین اثری از غارت اموال وجود ندارد. پس از اتمام هجوم، همه چیز به جای خود رها شده، بدون اینکه غارتِ اموال صورت گرفته باشد.   📌 پس از این نابودی سراسری تمدن در مناطق مذکور توسط هخامنشیان، حیات مجدد تمدن در منطقه ناشی از انتشار فرهنگ یونانی بوده است و این واقعیت تاریخی را باستان‌شناسی نیز به وضوح تأیید می‌کند؛ زیرا در فاصلۀ زمانی بین ظهور هخامنشیان تا ظهور اسلام، هیچ اثر تمدن و مدنیت در منطقه کشف نشده به‌جز آثار فرهنگ و تمدن یونانی. بنابراین منطقی‌ترین گزینه برای ذوالقرنین خوانده شدن، اسکندر مقدونی است. [در اغلب تفاسیر قرآن، از جامع البیان طبری گرفته تا تفسیر فخر رازی، ثعلبی و... اسکندر مقدونی را مصداق ذوالقرنین دانسته‌اند] 📌 نکتۀ بسیار جالب اینکه در بسیاری از افسانه‌ها، اساطیر و ادبیات شرق (به هر سه زبان عربی، تُرکی و فارسی)، اسکندر شخصیتی سازنده دارد و همان ذوالقرنین معرفی شده است در حالی که کوچک‌ترین نام و نشانی از کوروش در آنها نیست. طبق تمامی این قرائن و شواهد اساطیری، تاریخی و باستان‌شناختی، یأجوج و مأجوج در واقع همان هخامنشیان هستند. 📌 در مقاله «پوریم، از تورات تا واقعیت» موضوع تطابق این نابودی سراسری با واقعۀ پوریم را بررسی کرده‌ام. در کتاب «سه دریاچه، یک گهواره؛ تاریخ تمدن در آذربایجان از ابتدا تا پایان عصر آهن» نیز کیفیت ظهور و اعتلای تمدن در منطقه، انهدام کامل آنها و خلأ تاریخی- تمدنی ناشی از این انهدام را مفصلاً مورد بحث و بررسی قرار داده‌ام. @revisionhistory ▪️ بخوانید: داریوش دادگر! انوشیروان عادل! کوروش در آینه تاریخ اولین منشور حقوق بشر! تاریخ‌نویسی پانفارسیسم؛ دکتر زرشناس حاکمیت هخامنشیان بر نیمی از جهان!

  • Günaydın 🌹🌹🌹🌹🌹

  • 🔸خبرنگار؛ ایستاده میان دردها و ترس‌ها! ✍️ محمد مجنونی 🔹جرج اورول گفته است: خبرنگاری یعنی نوشتن چیزی که دیگران نمی‌خواهند منتشر شود؛ هر چیز دیگری روابط عمومی است. 🔹شاید این بهترین تمایز میان روابط عمومی و خبرنگار باشد؛ تمایزی که سال‌هاست در ایران از میان رفته است. گاهی به دلیل نیازهای معیشتی خبرنگار و گاهی به دلیل ترس خبرنگار از هزینه‌های پرسشگری و مطالبه‌گری. 🔹کمتر خبرنگاری است که گذرش به دادگاه کیفری یک یا کیفری دو نیفتاده باشد؛ بخشی از این مسئله به مدیران دولتی و غیردولتی بازمی‌گردد که رسانه و خبرنگار را با روابط عمومی خود اشتباه گرفته‌اند. مدیرانی که در ترس خود، گاهی از خبرنگار و فضای رسانه‌ای بیش از خدا هراس دارند؛ چراکه رسانه را به عنوان آینه گندکاری تهدید می‌بینند. 🔹در مقابل، خبرنگاران هیچ‌گاه نهاد مستقل و قدرتمند مختص خود را نداشته‌اند و وجود خانه مطبوعات بیشتر به یک شوخی شبیه است، این نهاد هنوز نتوانسته است تعریف دقیقی از رسانه، جایگاه خبرنگار و سازوکار حمایت از این قشر ارائه دهد؛ چه برسد به آنکه بتواند حامی خبرنگاران باشد. 🔹بیمه خبرنگاری، معیشت خبرنگاران و وعده های مشابه بیشتر از واژگانی مانند حمایت از رسانه‌های آزاد و مستقل به ابتذال کشیده شده است که هر سال روز خبرنگار از زبان مدیران مرتبط شنیده می‌شود. 🔹یوسف اباذری زمانی گفته بود ترس متقابل میان حاکمیت و مردم، موجب تولد اینفلوئنسرها شده است، به جرات می‌توان گفت همین ترس به مقوله رسانه نیز وارد شده و امروز شبه‌رسانه‌ها و شبه‌خبرنگارها در فضای مجازی، گاه به عنوان مطلوب برخی مدیران، جای رسانه حرفه‌ای را گرفته‌اند؛ پدیده نامشروعی که به جای پرسشگری، وظیفه ماست‌مالی رفتارها و عملکردها را بر عهده گرفته‌اند. 🔹 رسالت خبرنگار، دیدن، پرسیدن و روایت کردن است، حتی زمانی که میان دردهای مردم و ترس‌های خود ایستاده باشد. 🔹۱۷ مرداد روز خبرنگار مبارک باد. #روز_خبرنگار @dedekatib

  • آثار و نتایج ۷ اکتبر توافق مکّه؛ جایگزینی برای توافق ابراهیم شکی نیست که باید همواره ماشین جنگی جنایت و ویرانی اسرائیل و نیز اقدامات افراطی گروه‌های فلسطینی را محکوم کرد. جنگ‌افروزی و هدف قرار دادن جان انسان‌های بی‌گناه در هیچ‌کجای جهان توجیه‌پذیر نیست. با این حال، ابعاد و پیامدهای حوادث بزرگی همچون ۷ اکتبر هرگز به دو عامل فلسطین و اسرائیل محدود نمی‌شود. در بطن چنین رویدادی، اثراتی نهفته است که به‌تدریج خود را آشکار می‌سازند. پیش از حادثه ۷ اکتبر، شاهد برنامه‌ای بودیم که در پی تغییر چهره اسرائیل، شست‌وشوی ماهیت و اقدامات آن، و شکل‌گیری روابط و اتحادی منطقه‌ای به محوریت این رژیم بود. به نوعی، بسیاری از دولت‌های منطقه و حتی کشورهای مسلمان خارج از آن، موجودیت اسرائیل را تا حدی پذیرفته و میرفتند که آن را به‌عنوان یک قدرت و بخشی از جغرافیای تمدنی منطقه به رسمیت بشناسند. سایر کشورها نیز به‌خاطر منافع اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی، ناگزیر به سمت توافق موسوم به ابراهیم متمایل می‌شدند. اسرائیل پس از هشتاد سال انزوا، در مسیر تبدیل شدن به دولتی «نرمال» قرار گرفته بود و توانسته بود سابقه سیاه و جایگاه منفی خود را تا حدی بپوشاند و خود را به ساختار منطقه‌ای وارد سازد. اما همه این برنامه‌ها، تلاش‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها با شکست مواجه شد؛ زیرا اعتبار، قدرت، ارزش و مشروعیت به‌سادگی به‌دست نمی‌آید. کسب این عناصر برای یک کشور و دولت، بسیار دشوارتر از انباشت ثروت است. رژیمی که بر پایه دروغ، فریب، جنایت، اشغالگری و نابودی حقوق و موجودیت دیگر انسان‌ها و ملت‌ها بنا شده باشد، نمی‌تواند به دولتی مشروع و عادی تبدیل شود. نادیده گرفتن ملت فلسطین و حقوق آن، و سرکوب هرگونه صدای عدالت‌خواهی و آزادی‌خواهی به شدیدترین و شنیع‌ترین شکل، هر ادعای رژیم اسرائیل درباره انسانیت، تمدن و دولت‌داری مدرن را از اساس نفی می‌کند. اکنون اسرائیل بیش از پیش به عنصری منزوی تبدیل شده و اندک اعتماد و اعتباری را که در یک دهه گذشته با دشواری بسیار به‌دست آورده بود، از دست داده و به حاشیه رانده شده است. تفاهم مکّه بیش از هر چیز بر این واقعیت تأکید می‌ورزد که بازیگران خشونت‌گرا، جنگ‌طلب، سلطه‌جو و افراطی نمی‌توانند امور این منطقه را با ایجاد وحشت و زور تحت کنترل خود درآورند. دوران رهبری قدرت‌های خارجی بر این سرزمین نیز به پایان رسیده است. آنان که خارج از قواعد طبیعت و حقیقت حرکت کنند توسط طبیعت و حقیقت بلعیده خواهند شد. کهن‌سرزمین بین‌النهرین و شرق میانه، نه یاغیان و جانیان درون خود را برمی‌تابد و نه قوای سلطه‌گر خارجی را. این منطقه بار دیگر به ریشه‌ها و فلسفه تمدنی خود بازمی‌گردد و طرحی نو درمی‌اندازد تا پیام اتحاد، صلح، امنیت و همگرایی را اشاعه دهد. این امر، آغازی است برای تحقق آرمان استقلال، آزادی، صلح و عدالت در شرق میانه؛ همان‌گونه که سال‌ها پیش نوشته بودم: «اتحادیه شرق میانه». عاقبت‌بخیری از آن ملت‌ها و دولت‌هایی خواهد بود که از نفرت، جهالت، خودپرستی، دیگری‌ستیزی، تمامیت‌خواهی و خباثت دست بشویند و به سوی تمدن نوین شرق میانه گام بردارند. ✍رحمان اوکتای #متام @dedekatib

  • سهند؛ شاعری که زبان مادری را به سنگر هویت تورک تبدیل کرد بولود قاراچورلو، مشهور به سهند (۱۳۰۵–۱۳۵۸)، تنها یک شاعر نبود؛ او از برجسته‌ترین چهره‌های ادبی و فرهنگی تورک در سده بیستم به شمار می‌آید. جایگاه سهند تنها به دلیل قدرت شعری او نیست، بلکه به این دلیل است که شعر را به ابزاری برای حفظ زبان مادری، تاریخ و حافظه جمعی ملت تورک تبدیل کرد. سهند در دوره‌ای زندگی می‌کرد که زبان تورکی در نظام آموزشی، بسیاری از نهادهای رسمی و بخش بزرگی از فضای فرهنگی ایران جایگاه بسیار محدودی داشت. در چنین شرایطی، سرودن شعر به زبان مادری صرفاً یک انتخاب ادبی نبود؛ بلکه اقدامی فرهنگی برای حفظ و انتقال هویت تاریخی و زبانی ملت تورک به نسل‌های آینده محسوب می‌شد. یکی از مهم‌ترین آثار او «سازیمین سؤزو» است؛ اثری که با الهام از حماسه دده‌قورقود، گذشته تاریخی و فرهنگی تورک‌ها را با زبانی نو بازآفرینی می‌کند. سهند در این اثر نشان می‌دهد که ادبیات تنها روایت گذشته نیست، بلکه می‌تواند حافظه یک ملت را زنده نگه دارد و میان نسل‌های مختلف پیوند برقرار کند. در شعر سهند، رود ارس در آثار او فقط یک مرز جغرافیایی نیست، بلکه نمادی از سرنوشت تاریخی و احساسات مشترک ملت تورک است. آنچه سهند را از بسیاری از شاعران هم‌عصرش متمایز می‌کند، نگاه عمیق او به زبان است. او زبان را صرفاً وسیله‌ای برای بیان احساسات نمی‌دانست، بلکه آن را حافظ اندیشه، فرهنگ، تاریخ و هویت ملت تورک می‌دید. به همین دلیل، شعرهای او علاوه بر ارزش ادبی، دارای اهمیت فرهنگی و اجتماعی نیز هستند. اگر اندیشه سهند را در کنار متفکرانی مانند یوهان گوتفرید هردر، فرانتس فانون و نگوگی وا تیونگو قرار دهیم، شباهت‌های قابل‌توجهی دیده می‌شود. هردر زبان را روح ملت می‌دانست، فانون بر نقش زبان در شکل‌گیری هویت تأکید می‌کرد و نگوگی نوشتن به زبان مادری را شرط آزادی فرهنگی می‌دانست. سهند، بی‌آنکه این اندیشه‌ها را در قالب آثار نظری بیان کند، همان مفاهیم را در شعرهای خود به تصویر کشید. به همین دلیل، سهند را نمی‌توان تنها یک شاعر دانست. او یکی از برجسته‌ترین اندیشمندان فرهنگی تورک در ایران بود؛ شاعری که باور داشت بقای یک ملت، پیش از هر چیز، به زنده ماندن زبان مادری و حافظه تاریخی آن وابسته است. از این منظر، میراث سهند تنها متعلق به ادبیات نیست، بلکه بخشی از میراث فکری همه ملت‌هایی است که برای حفظ زبان و هویت فرهنگی خود تلاش می‌کنند

  • без подписи

  • تركان خزر در اراضی آذربایجان باستان و دریای خزر دکتر توحید ملک زاده     تركان خزر از جمله  اقوام تركي  هستند كه موجد تمدن پيشرفته در عالم بوده اند و در طول تاريخ شاهد فراز و نشيبهاي فراواني بودند. ترکان خزر تمثیل تمدن تركان در سده هاي اواسط سده هفتم بودند ولي به تدريج اوضاع و احوالشان به تدريج مسير قهقرايي پيمود و از آن امپراطوري وسيع كه روزي رقيب امپراطوري ساساني و روم بود نامشان تنها در كلمه كلمه درياي خزر به جاي ماند . آرتور كوستلر كلمه خزر را از كلمه «گزر» تركي از مصدر گزمه ك مي داند كه به مفهوم كوچنده مي باشد .شاید این نام نمودی از سیستم ایلی آنان می باشد.اساس قوم خزر را تركان « سابار/سووار» تشكيل مي دهد . نام سابار / سووار در شهر « بيله سوار » دشت مغان به چشم مي خورد . امپراطوري خزر اقتدار تركان را پس از امپراطوري هون و گؤك تورك به دست گرفت همين امر سبب شد كه بار تولد در يكي از مقالاتش خزران را همان هونها بداند . دراتحاديه هون غيرازتركان اقوام مختلفي نظيرمغولي،تونقوز،تبت وچين شركت داشتند . پيگولوساكايا دستجات ترك « هيونيت » « كيدار » «هياطله » را جزوهونها ميداند . زكي وليدي طوغان معتقد است كه در ايجاد اتحاديه سياسي موسوم به خزر اكثريت با قبايل ترك بوده و تركان طبقه حاكم را تشكيل مي داده اند  و طبيعي است كه در امپراطوریي كه در محيط جغرافيايي بين چين تا اروپا گسترده است دهها طايفه غير ترك تحت حاكميت تركان زندگي مي كردند. به نظر ابراهيم قفس اوغلو در سرزمين خزر در كنار لهجه شرقي هون نظير هون ،گوك تورك و اويغور ، لهجه غربي تركان نظير اوغور – بلغارها نيز رايج بود  . كوستلر معتقد است كه زبان رسمي خزرها ظاهرا از لهجه چوواشي تركي مي باشد كه هنوز در جمهوري خود مختار چوواشي در روسيه در ميان ولگا و سورا به آن تكلم مي كنند . اساس اقتصاد تركان هون را نيز پرورش اسب تشكيل ميداد اين ماشين جنگي قدرتمند امكان هرگونه مهاجرتهاي وسيع و مانورهاي وسيع نظامي را دراقصا نقاط عالم را فراهم ميآورد بطوري كه در اوايل سده 5 ميلادي، يك اتحاديه نيرومند طايفه اي هون درشمال وغرب درياي سياه پديد آمد كه غيرازهونها، تمام طوايف ترك وغيرترك اعم از اسلاو ژرمن را شامل ميشد . گفته ميشود بيش از 45 قبيله گوناگون داراي تبارها و زبانهاي مختلف ومتفاوت تحت سرپرستي تركان زندگي ميكردند .  سرپرستي اين اتحاديه تاآخرين لحظات دولت هون دردست تركان بود .آنچه از واقعيات برميآيد نامها،القاب وعناوين ومناصب هوني همگي متعلق به زبان وفرهنگ تركي است .  «شواهد نوشته ديگري از قلعه سرحدي كه درسال 260 ياكمي زودتربوسيله ساسانيها تصرف شده بدست آمده داراي القاب ومناصب فرماندهان جز هوني همه تركي است . پپليو دانشمند بزرگ فرانسو ي نيزمعتقد است هونها ترك بوده اند بي آنكه خود راچنين بنامند .  امروزه دانشمندان معتقدند بلغارها ي باستان قبل ازاسلاويزه شدن جزاتحاديه هون بودند وبي شك زبان پروتوبلغاري نيززبان تركي ميباشد امروز كتيبه هاي روني پروتو بلغارقرائت شده و چون خط آنها درظاهرشباهتي با روني دارد آنرا خط روني بلغاري ناميده اند . اين خط با سنگ نوشته اي بزرگتر كان شرقي قرن هشتم (اروخون–يئنيسئي ) نزديكي كلي دارد .ازديگرسوسنگ نوشته هاي يوناني عاميانه با نامها ولقبهاي تركي كه از فرمانروايان تركان بلغار قرن  8 و 9 باقيمانده مطلب راتاييد ميكند وبالاخره سنگبنشته اي با خط يوناني وبه زبان تركي متعلق به دوره هونها، ترك منشا بودن عنصرهون را تثبيت ميكند. تنها واژه‌ای که با الفبای اصلی خزر باقیمانده است واژه OKHQURÜM است به معنی می‌خوانم و درترکی جدید به صورت  OKURUMتلفظ می‌شود . ائلبروس عزیزوف معتقد است پاره ای از لهجه های ترکی آذربایجانی ارتباط مستقیمی با خزرها دارد . ۱۵ مرداد ۱۴۰۵

  • Mahsuni Şerif @dedekatib

  • Mahsun Kırmızıgül @dedekatib

  • Kara tıren geciktr bir daha gelmez @dedekatib

  • ..... صنم..... 🍃🌺🍃 🍃 ازل  گونو  قلم قیسمت  یازاندا سندن طاقت آلدی دیزلریم صنم محشر گونو اوجا دیوان اولاندا سنی آختاراجاق  گؤزلریم صنم سن منیم گونشیم ، نازلی آییمسان گؤیلومون آلدیغی بیرجه پاییمسان چیمنیم-چیچه ییم باهار-یاییمسان سنسیز قیشا دؤنر یازلاریم صنم بیر سندن اوتانیر  گؤیده کی اولدوز طواف ائدیر گونش هر گئجه گوندوز تک سنین آدیندیر دیلیمده کی سؤز سنه دوغرو  دوشور ایزلریم صنم کاتیب اوغلو سنسیز دونیانی نئینیر؟ مالی مولکی باغی گولشانی نئینیر؟ شاعیر کؤنلوم شعری دیوانی نئینیر؟ سنده  معنا  بولور  سؤزلریم  صنم #کاتیب_اوغلو #کؤنولدن_دیله @dedekatib

  • سن منیم سرخوشلوغومسون، نه آییلدیم نه آییلا بیلیریم.. نه آییلماق ایسته ریم. ناظیم حیکمت @dedekatib

  • یوردوم @dedekatib ایسترم قیساجا تعریف ائیله یم شهرتین یاییلیب هر یانا یوردوم من سنین اوغلونام سن منیم آنام آنانی دگیشمم جهانا یوردوم   شهرتین اوجالیب توتوب هر یانی سولارین یئتیریر در مرجانی داغلارین داشلارین زبرجد کانی دوز گن لرین بنزر رضوانا یوردوم   شیرین سولارین وار کیمیا توپراغین یئر آلتی قیناقلار دالدا بوجاغین ایستی دیر سویوماز قیزغین اوجاغین اود وورار خایینا، دوشمانا یوردوم   خلقلر ایچینده اوجادیر باشین پارلاق اولدوزلارین باتماز گونشین کول آلتدا کوکره ییر سؤنمز آتشین شعله چکیب قالخار آسمانا یوردوم   تاریخدن سیلینمز، گئتمز آدیم وار هئچ اسگیکین یوخدور هر بیر زادین وار چوخ کامل بیر دیلین،آغیز دادین وار دیل عاجیزدیر چکسین بیانا یوردوم   قوینوندا بسلنیب چوخ قهرمانلار طوفان سارسیتمایان قورخماز اوغلانلار گوجلو قوللار ایله ارکک اسلانلار هایقیریب گیرنده میدانا یوردوم   تاریخ لر ثبت ائدیب افتیخارلارین باغیر خان ، ستارخان ، شهریارلارین دونیا بویو قالان یادیگارلارین نه حسابا گلیر نه سانا یوردوم   اوستون شاعیرلرین سؤزلری آشکار وزن-قافیه ده ، معنادا پربار ایتمز اثرلری قالار پایدار اومودوم وار حقه قورآنا یوردوم   آدلیم اوزانلارین خوش آوازلاری گؤزل بارماقلاری چالیر سازلاری گؤللرده یایخانیر قوبا قازلاری قایالار سئوینیر ترلانا یوردوم   دده قورقوت آدی دیللرده ازبر واحد،فضولی لر،آشیق علعسگر سؤزه دؤزوم وئرن دوللو آباذر صؤحبتی روح وئریر اینسانا یوردوم   خسته قاسم نباتی دن یاد اولسون قول هارتون دا اؤز دینینده شاد اولسون بالوولو مسکیندن خوشجا آد اولسون دوغرو یول آچیبلار عورفانا یوردوم   دوللو مصطفی نین چکک آدینی عورفان مکتبینین قول قانادینی بالدان شیرین سؤزلرینین دادینی ابسم الله او شهد شانا یوردوم   چاغداش شاعیرلرین همت ائتسین لر آتا-بابالارین یولون گئت سین لر سؤز خنجرین ووروب دشمن دیدسین لر گورولتو سالسینلار دؤرد یانا یوردوم   دوشمنه آلدانماز تورکلرین سویو بوکولسون خاینین قامتی، بویو چوخلارینین آخیر آزینین سویو گؤز قویوبلار آذربایجانا یوردوم   آذربایجان دوغرولوغو بگنر یوردون سئور اولوسونا گووه نر بیری ساغا بیری سولار سئوینر من ده فخر ائیلرم عورفانا یوردوم   یوزلر درده درمان دوزلو گؤللرین درین دره لرین گئنیش چؤللرین دوغرولوق سمتینه آچیق یوللارین شانلی آذربایجان، ای آنا یوردوم   سنین اسگی آدین آتیرپاتان دیر سونرا آذربایگان،آذربایجان دیر هر اوچو معنادا اود قورویان دیر آتشی یاندیردیم جهانا یوردوم   مئیوه لی باغچالار، گؤزل باغلارین یاشیل یایلاقلارین، اوجا داغلارین جانسیزی دیریلدیر باهار چاغلارین دردلری چاتدیریر درمانا یوردوم   بابک تک ار ییخان بایندیرخانلار اوردولار داغیدان ، آلای پوزانلار نبی ایله کرم تک قوچاق اوغلانلار قالیق آد قویوبلار جهانا یوردوم   قورخماز ایگیدلریم مرد مردانا اون ایگیده برابردیر بیر دانا هایقیریب گیرنده هردن میدانا بنزه ییر بیر قیزمیش قاپلانا یوردوم   قناری لر اوچا قونار چمنه قومرولار ذوق ائدر سونبول سمنه بولبول گوله عاشیق من ده وطنه شور-غوغا سالارم گولشانا یوردوم   دده کاتیب حقی دئیه ر دایانماز یوردو سئور اؤلنه تک اوسانماز  ابراهیم عاشیقی آتشه یانماز بیر قوچام گلمیشم قوربانا یوردوم . یازیب یاردان خالقیمیزین بویوک،دئیرلی شاعیری: *رحمتلیک اوستاد*«دده کاتیب» https://telegram.me/dedekatib

  • گزارش روزانه قرارگاه فرماندهی تبریز لشکر نهم عثمانی کاظیم قارا بکیر پاشا ۱۹ اوت ۱۹۱۸

  • اوزان دوللو موصطفی(1806_1873) 📔تاريخی تورک یوردلاریندان و تورک عاشيق ليق گله نه یینین اولو گؤزلريندن بیریسی اولان دول قصبه سی، اورمیه شهرینین 45km. دوغوسوندا، اورمو گؤلونون ساحیلینده دیر. جوغرافی قونومو و طبیعت گؤزه لیکلری ایله بیر طبیعت خوشلوغودور، بونجا گؤزه لیکدن ایلهام آلمیش اولمالی کی، گئرچکدن، سس، سؤز، ساز، موزیکی موحیط دیر. اوزان موصطفی دول قصبه سی نین شيطان آوا، ایندی کی ایسلام آوا کندینده 1806 دونیایا گلمیشدیر، باباسینین آدی رسول دور، اوزان موصطفی نین 1252 گونش ایلینده (1873) میلادی دا 67 یاشیندا وفات ائتدیی آراشدیریلمیشدیر. 📔آراشدیرمالارا گؤره اوزان موصطفی اورمیه نین شيطان آوا کندینده بیر اعتیبارلی عائیله ده دونیایا گؤز آچمیشدیر، اوشاقلیق ایللری صفالی داغلارین یاشیل یاماچلاریندا گئچمیشدیر. مرحوم اوستاد، عاشيق اولماسینی بویله آنلاتیرمیش :بیر گون اریک باغچاسیندا یاتارکن، رویادا باغچانین کوشه سينده بیر قوروپ اولیا کیشی نین، آتلارین اؤزه رینده منه دوغرو گلدیک لرینی گؤردوم. قالخیب اونلاری سایغیلا قارشیلادیم، مئیوه ایکرام ائتمک ایسته ديم. آتلی لارین بیریسی،"ايندي سنين حقيقت لری آراماق زامانین دیر یاتماق زامانی دئییل ميش. دور آیاغا آچمه یازن شهرينه دوغرو گئت اورادا حقیقت لری بولورسون، دئدی. اویخودان اویاندیغیمدا یانیمدا کیمسه یوخویدو. بیر داها یاتدیم، یئنه آتلی لار یانیما گلدیلر و بو دونه چوخ جیددی شکیلده بحثینی ائتیکلری شهره گئتمه می و حقیقتی آرامامی تمبیه ائتتیلر.او گونون صاباح هر نه ییم واردیسا ساتدیم و اونلارین سالیق وئردیکلری شهره روان اولدوم. آنجاق هر حالدا نییتیم خالیص اولمادیغی اوچون حقیقت چیلرین مجلیسلرینه داخیل اولامادیم. دؤنوب گلدیم و عاشيق ليغا باشلادیم. أو گون بو گون عاشقيم ایله سازیمدان باشقا هیچ بیر شی دوشونه مه ديم.،، اوزان موصطفی، تحصیلی اولماسینا راغمن چون موکمل قوشمالار قوشموش، زنگین آنلاملی ایفاده لر قوللانمیشدیر. اللی ایل تورک عاشيق ليق گله نه یینی دوام ائتميشدير. اورمیه نین گؤی تپه کندينده گیچدیغی سؤيله نن "آصلی ایله کرم" حیکایه سی و کوراوغلو داستانی نی کیمی بیر چوخ خلق حیکایه سینی نظمه چکمیشدیر. 📔اوستاد اوزان (1873.m), 67 یاشیندا اورمیه نین باراندوز کندينده گؤزلرينی دونیایا قاپاتمیشدیر. دوللو موصطفی نین خلقین و گؤنولرده قالان اثرلری نی، عاشيق قنبر حقیقی، حمید شافعی و بهرام اسدی رئداقته ائده رک دوللو موصطفی یاشاییشی ، شعير لری آدی ایله یاییملامیشلاردیر.دوللو موصطفی نین شعير لریندن بیر اؤرنگ : دورنالار بیرجه لحظه گؤی اوزونده دایانین یازیم عرضه م تامام اولا دورنالار گؤتورن نامه می سونرادان اوچون سلامت گئده سیز یولا دورنالار ایتیرمیشم جاده نی نئی نه ییم خنجر آلیب باغریم باشین پئیله ییم بیراز دورون من دردیمی سؤيله ییم سیز آپارین اونو دول 'آ دورنالار چوخ گؤزل دیر دولون باهار چاغلاری سئیرانگاهتی دول ماحالی باغلاری گول چیچکتی دوز دره سی داغلاری اینسان گله ر اوردا حالا دورنالار ایتیرمیشم "موصطفی" نین نامه سين تئز یئتیرین سیز يعقوب' آ جامه سين #جوادجوانبخت قایناق :دوللو موصطفی نین شعير و یاشایشی کیتابی، ایران موحیطین ده تورک عاشيق ليق گله نه یی یازاری على قافقازیالی https://t.me/dedekatib

  • منه ده باخدین او شهلا گؤزوله ، من قارا گون، جورئتیم اولمادی بیر کلمه تمنّایه‌ گلیم. من جهنم‌ده ده باش یاسدیقا قویسام سنیله ، هئچ آییلمام کی دوروب جنّت مأوایا گلیم. سن یاتیب جنتّی رؤیادا گؤرنده گئجه‌لر، من ده جنتّده قوش اوللام ، کی او رؤیایا گلیم. ✍: شهریار ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌ @dedekatib

  • ☪️ دیروز، روز زنگان بود نه امروز ✍️: #مختاری_نیا ✍️ هشتم مردادماه مصادف است با تولد شیخ اشراق و روز زنجان؛ چه فرخنده دیروزی داشت زنگان!! و چه نامبارک سحری دارد زنجان!! ✍️ البته که جای بسی افتخار هست که گذشته ات به اعماق تاریخ برسد و صاحب آثار باستانی و تاریخی چندهزارساله و مالک دومین بازار تاریخی جهان بعد از بازار تبریز باشی و ثروتمندان زنگینت در طول تاریخ تجارت، مایه افتخار و زینت ایپک یولو [ جاده ابریشم] باشند و نام #زنگین_زنگانت بر تارک علم و فلسفه و عرفان جهان تُرک بدرخشد و صنایع دستی ات رنگ و لعاب هنر و صنعت و تاریخ بگیرد و معماری تُرکی_اسلامی ات مایه مباهات و فخر جهان اسلام باشد و رگ و ریشه ات بوی چندهزارساله تاریخ معظّم دولت های محتشم تُرک بدهد و چنان در تاریخ و صنایع دستی و عرفان و دولت سازی افق جهان را روشن کنی که هر پان_ایرانیستِ فارسگرا، طمع جعل و تحريف و مصادره تمام مواریث تاریخی ات را به نام خود داشته باشند و با دست خودت تیشه بر ریشه خودت بزنند؛ ✍️ قطعا! تاریخت و رگ وریشه تُرکی ات مایه افتخار هست و مباهات؛ اما مهمتر و پرافتخارتر از تاریخت؛ این هست که آیا اوضاع فرهنگی و اجتماعی و هنری و ادبی و سیاسی، اوضاع هویتی_ ات، وضع موجودت، خیابانهایت ، کوچه هایت، دیوارهای شهرت، پارک هایت، بلوارهایت، اسامی کوچه ها، محله ها و خیابان‌هایت، نام فروشگاه هایت و البته که خودت کماکان حول محور تاریخ و فرهنگ و زبان مادری ات، تُرکی آذربایجانی ات می چرخد یا اینکه تاریخ زرّین_ات تُرکی ست ولی غباری از جعلیّات و تحريفات و کذبیّات پانفارسیستی بر چهره ات کشیده اند. ✍️ برای نشان دادن میزان فلاکت هویتی و فقر فرهنگ تُرکیِ زنگان لازم نیست زنگان را با تبریز مقایسه کنیم؛ کافیست با شهری در حد و اندازه های خودش از لحاظ وسعت و جمعیت مانند سنندج مقایسه کنیم؛ تاریخ شهادت می دهد که زنگان از لحاظ تاریخی و کمیت و کیفیت آثار تاریخی و باستانی و تمدن مادی و معنوی یک سر و گردن از سنندج بالاتر است اما آنچه که سنندج را از زنجان نه زنگان، متمایز و منحصر به فرد می کند تفکر فوق العاده قوی #ملی_دوشونجه مردم سنندج است از دستفروشش بگیر تا استاد دانشگاهش که متفق القول به فرهنگ و زبان مادری خودشان عشق می ورزند و "من المَهد اِلیُ الحد" عاشق زبان مادری خودشان هستند و این هست وجه تمایز فرهنگ سنندج با زنگان که قلم ۲۱ می کشد بر روی ۲۰ تاریخِ زنگان ✍️ از ورودی تا خروجی شهر سنندج می توان عطر فرهنگ دوستی و عشق به زبان مادری را کاملا استشمام کرد و حتی با دستانت می توانی عشق به زبان مادریشان را بر روی پوست خیابان‌ها و کوچه ها و میادین و محله ها سنندج لمس کنی و کوه آبیدرَ_ش را تکیه گاه امنی برای تاریخ و فرهنگ و زبان مادریِشان بدانی؛ تمام دنیای عاشقانه ای به نام #زبان_مادری که سنندج دارد ولی زنگان فاقد آن هست؛ هرچند که تاریخت پرشکوه باشد ولی اگر قدرش را ندانی و حرمت زبان_مادری ات و احترام هویتت را نگیری این تاریخ پشیزی ارزش ندارد. ✍️ مهم نیست که امروز روز زنجان باشد یا نه؛ مهم این هست که چقدر با تاریخت و فرهنگ و زبان مادری ات بعنوان نماد و هویت تاریخی ات اُنس داشته باشی و خیابان ها و کوچه ها و محله های شهرت بوی تاریخت و هویت تُرکی ات بدهد نه اینکه به تقلید از تهران و مشهد و اصفهان ، نام محله و شهرک ها و خیابانهایت و کوچه هایت را برای خوشایند پان_ایرانیست ها پر از نامهای دری_وری و تاجیکی و افغانی باشد و هویتت را دشمنان زبان مادری ات به تاراج ببرند و تو همچنان در برکه ی " شور لاشعور تزریقی پانفارس ها" خودت را به شناکردن بزنی و سرخوش باشی و خالی از هویت تُرکی ات و با شدیدترین وجه من الوجوه به خودت فشار بیاوری که حتی با لهجه دری_وری گویانت هم که شده ادایِ خیابانهای تهران و اصفهان را در بیاوری... ☪️ قارداشیم! باجیم ! بوجور اولماز ؛ دَده بابامیز دئمیشکن: دیلین ساتان دینین_ده ساتار؛