دلدودهها | زهره رسولی
описание
📖نوشتن با ایدههای نویسندگی و داستانسازی 🎭هر هفته یک فیلم از نظر شخصیتپردازی، پیرنگ، تعلیق، گره و... بررسی خواهد شد. 🗞سردبیر مجلهی «نویسنده» Nevisandehmag.ir کانال اشعارم: https://t.me/whenshadowskiss راه ارتباطی: @ZohrehRasoulie
452
подписчиков
Охват к подписчикам
88,9%
ERR
Реакции к просмотрам
3,90%
447 на 36 постов
Пересылки к просмотрам
0,43%
49
Постов в день
0,1
всего 37
Где отзываются чаще
доля реакций к просмотрам- 12 авг.چسبهای نشکن دخترم را به کلاس زبان میبُردم و موقع برگشتن به خانه، چسبهای ضربدریِ شیشههای خانهای متوقفم کرد. پشت شیشه پنج گلدان نمایان بود و از پردههای خانه میشد اوضاع مالی اهالی آن خانه را حدس زد. برایم عجیب بود که هنوز چسبهای روی شیشه را نکنده بودند انگار چشمانتظار جنگ نشسته بودند. نمیدانم منتظر هر نوع بدبختی نشستن چقدر خوب است و به چه اندازه بد اما در عصر حاضر دشمن هم به آن اندازه از درک رسیده است که قبل از حمله اعلام میکند. شاید بهتر باشد چسبهای بدبختی را بکَنیم و دور بیندازیم، با شیشهپاک و دستمالی هر دو طرف شیشهها را پاک کنیم تا خورشید بیمانع به درون خانه، روی خاک و برگ گلدانها بتابد. دنیا را هرچه زلالتر ببینیم با ذهن بازتری خواستههایمان را میجوییم. ممکن هم هست که بار بعدی نوبت رسیدن خوشبختی باشد. نیاید روزی که خوشی از چسبهای روی شیشه بترسد و از روزنههای دیگر بگریزد. زهره رسولی #رخدادان17,61%
- 7 окт. 2025 г.без подписи11,70%
- 9 авг.روز جهانی کتابخوانهای عزیز مبارک.📚 امروز میخوام به سه نفر از دوستان گُلم که سه کتاب خوب در سه کامنت اول بهم معرفی کنن، بهعنوان یادگاری، یک کتاب به انتخاب خودشون از طاقچه تقدیمشون کنم.🍀10,85%
- 8 авг.بنبست کوچه، از غمِ خیابان نشدن، بنبست شد. سالها بعد، با ازدحامِ کوچههای اطراف، فریادِ ماشینها و نفرینِ خانهها، شهرداری خیابانش کرد. از آن روز، خیابان، غمِ کوچههای بنبستش را بر دوش میکشید. 📝 سعید سیفی #داستانک10,73%
- 2 февр.без подписи10,34%
- 8 авг.پیرنگ اصلی رندل مکمورفی برای فرار از ادامهی دوران محکومیتش خود را دیوانه جلوه میدهد و وارد آسایشگاه روانی میشود؛ اما پس از مواجهه با نظام کنترلگر آنجا، بهتدریج به رهبر شورش بیماران تبدیل میشود و تلاشش برای بازگرداندن اختیار و آزادی آنان، او را در تقابل نهایی با سیستم قرار میدهد؛ سیستمی که سرانجام او را از نظر جسمی و ذهنی از میان میبرد، اما تأثیرش بر چیف باعث فرار او از آسایشگاه میشود. شخصیتها مکمورفی ابتدا فقط میخواهد آزاد باشد و دوران محکومیتش را راحتتر بگذراند. اما خواسته او در گذر داستان تغییر میکند. او سرکش، شوخ، کاریزماتیک، فرصتطلب، پرانرژی، ضداقتدار، اهل ریسک، اجتماعی و فداکار است. پرستار راتچد راتچد نیروی مقابل مک مورفی است. اما شخصیتپردازی او بهخاطر این جالب است که تقریباً هیچوقت شبیه یک «شرور سینمایی» رفتار نمیکند. او آرام اما خبیث است. رفتار کنترل شدهای دارد. چیف سرخپوستی ساکت است، چون خودش را ناشنوا و لال نشان میدهد. واکنش چندانی به محیط ندارد. به نظر میرسد کاملاً تسلیم شده. اما بهتدریج مکمورفی روی او اثر میگذارد. بیلی بیبیت بیلی نمایندهی انسان بسیار آسیبپذیر است. مشکل اصلی او فقط بیماری نیست؛ وابستگی روانی و ترس از مادر است. دکتر اسپایوی اسپایوی شخصیت میانه است. او مانند راتچد کاملاً کنترلگر نیست، اما در برابر سیستم نیز مقاومت جدی نمیکند. بنابراین یک شخصیت خاکستری است. هاردینگ او شخصیتی بسیار مضطرب و خودآگاه است. مشکل اصلی او بیشتر در اعتمادبهنفس و روابط اجتماعی دیده میشود. او در ابتدا زیاد حرف میزند و تحلیل میکند، اما در عمل ترسو است. چزویک یکی از بیمارانی است که بیش از دیگران نسبت به بیعدالتی واکنش نشان میدهد. او از اولین کسانی است که با مکمورفی همراه میشود. بنابراین در ساختار گروهی بیماران، نقش همراه شورشی را دارد. مارتینی او بیشتر از طریق رفتار و واکنشهایش شخصیتپردازی میشود. او نمونهای از بیماری است که جهان ذهنی خودش را دارد. اسکنلون و تابر بخشی از همان جامعه کوچک بیماران است. کندی او برخلاف شخصیتهای اصلی، مستقیماً در نبرد قدرت حضور ندارد. او کارگر جنسی است که به درخواست مک مورفی با بیلی همبستر میشود. او بخشی از جهان بیرون از آسایشگاه است. ورود او به مهمانی باعث میشود مرز میان آسایشگاه و زندگی عادی برای مدتی شکسته شود. گره اصلی مکمورفی و سایر بیماران تحت نظامی قرار دارند که آزادی، اختیار و قدرت تصمیمگیری آنها را محدود کرده است؛ مکمورفی با این نظام وارد تقابل میشود. گرههای فرعی تلویزیون، رأیگیری، ماهیگیری، فرار، مهمانی، بیلی حل گره مرگ مکمورفی، بیداری چیف و فرار او تعلیقها تعلیق اول آیا مکمورفی میتواند تلویزیون را روشن کند؟ تعلیق دوم آیا بیماران میتوانند مقابل راتچد بایستند؟ تعلیق سوم آیا مکمورفی میتواند آنها را از آسایشگاه بیرون ببرد؟ تعلیق چهارم آیا راتچد میتواند مکمورفی را کنترل کند؟ تعلیق پنجم آیا مکمورفی میتواند فرار کند؟ تعلیق ششم بعد از حمله به راتچد چه بلایی سر مکمورفی خواهد آمد؟ تعلیق نهایی در صحنه پایانی، وقتی مکمورفی از لوبوتومی برمیگردد، آیا هنوز همان انسان قبلی است؟ زمان فیلم پیوسته و خطی است. مکانها مکان اصلی، آسایشگاه روانی است. مکان فرعی و بیرونی در قایق ماهیگیری * داستان شما در چنین زمان و مکانی چیست؟ شخصیتهای شما چند نفرند؟ گره اصلی داستانتان چیست و برای گشودن گره از چه راهکاری استفاده میکنید؟ زهره رسولی #فیلمبازی7,66%
- 4 июн.без подписи6,25%
- 19 окт. 2025 г.без подписи6,06%
- 16 окт. 2025 г.без подписи5,66%
- 11 авг.«درست است که برای زندگی با تمام وجود، درک و شناخت هرچه بیشتر خود مهم است، اما مهمتر از آن، این است که خود را دوست داشته باشیم.» برنه براون تا حالا شده بخوای نه بگی یا مرز سالم توی روابطت مشخص کنی، اما صدای درونیت شروع کنه که: «نکنه ناراحتش کردی؟ چقدر خودخواهی آخه؟» وقتی دوستت کار اشتباهی کرده، تبدیل به یک پناه امن میشی براش؛ اما وقتی نوبت خودت میرسه، بیرحمانه خودت رو قضاوت میکنی؟ تا زمانی که یاد نگیریم با منتقد درونمون چکار کنیم، تمیتوانیم به راحتی قدمی سمت خودمان برداریم. خود شفقتورزی، دقیقا همان زیربناییست که نیاز داریم تمام زندگی ما را روی آن بنا کنیم. در کارگاه پایه «خود شفقتورزی» میخواهیم باهم تمرین کنیم تا در روزهای سخت، آگاهترین دوست خودمان باشیم. اطلاعات کارگاه: مدت کارگاه: ۲ جلسه ۱.۵ زمان برگذاری: شنبهها ساعت ۱۹:۳۰ تا ۲۱ از ۳۱ مرداد هزینه کارگاه: ۱۹۰ هزارتومان تمرینات به صورت خصوصی بررسی میشود. برای حفظ کیفیت رسیدگی به تمرینها، ظرفیت محدود است. جهت ثبتنام مبلغ کارگاه را به کارت زیر واریز کنید 6037697484177339 شیما صادقی فیش واریزی را به آیدی زیر ارسال کنید: @Shimasadeghi745,63%
- 7 июн.без подписи5,28%
- 19 нояб.без подписи4,79%