tgindex

ِدید در شب

описание

DID DAR SHAB قدرت مند ترین سلاح ساخت دست بشر بمب اتمی نیست ؛ قلم است !

177
подписчиков
Охват к подписчикам
110,2%
ERR
Реакции к просмотрам
0,00%
0 на 28 постов
Пересылки к просмотрам
1,91%
113
Постов в день
0,0
всего 28

Где отзываются чаще

доля реакций к просмотрам
  • 7 авг.https://www.instagram.com/reel/DbaElbDN7aZ/?igsh=NTc4MTIwNjQ2YQ==0,00%
  • 2 авг.​​❤️ @TopSaverBot0,00%
  • 31 июл.​​❤️ @TopSaverBot0,00%
  • 31 июл.​​❤️ @TopSaverBot0,00%
  • 31 июл.​​❤️ @TopSaverBot0,00%
  • 31 июл.​​❤️ @TopSaverBot0,00%
  • 31 июл.​​❤️ @TopSaverBot0,00%
  • 31 июл.​​❤️ @TopSaverBot0,00%
  • 31 июл.​​❤️ @TopSaverBot0,00%
  • 15 июл.. "مدرسه باز است ولی همه کچل‌اند" نویسنده ناشناس ایرج پزشکزاد روزنامه نگار و نویسنده معروف سالها قبل نوشته است: من در کلاس سوم دبستان که درس میخواندم شاگرد بسیار درسخوان و تر و تمیز و منظمی بودم... یک روز مدیر مدرسه، من و سه - چهار دانش آموز دیگر که مثل من شیک و تر و تمیز بودند را صدا کرد پرونده‌مان را زیر بغلمان گذاشت و از مدرسه اخراجمان کرد.!! شب گریه کنان جریان را به پدرم گفتم، فردا صبح پدرم دستم را گرفت و به مدرسه برد و با عصبانیت از مدیر مدرسه علت اخراج مرا پرسید.!! مدیر گفت: چون بچه‌های این مدرسه همه به بیماری کچلی مبتلا هستند از مرکز دستور داده‌اند برای اینکه بچه‌های سالم، مبتلا به کچلی نشوند هر بچه کچلی که در مدرسه هست اخراج کنیم.!! پدرم گفت: اما پسر من که کچل نیست.!! مدیر مدرسه گفت; بله منم میدانم پسر شما کچل نیست اما اگر قرار بود کچل ها را از مدرسه اخراج کنیم باید درِ مدرسه را می بستیم.!! این بود که چهار- پنج بچه‌ای که کچل نبودند را اخراج کردیم تا مدرسه تعطیل نشود.!! تحلیل مدیریتی این داستان طنزآمیز و در عین حال تلخ، فراتر از یک خاطره است، یک مدل تحلیلی برای درک وضعیت‌های بحرانی در ساختارهای مدیریتی و سیاسی است. وقتی «اقلیت سالم» قربانی «اکثریت فاسد» می‌شوند. داستان «اخراج غیرکچل‌ها» از مدرسه، نمادی است از آنچه در علم سیاست و مدیریت "وارونگی ساختاری" نامیده می‌شود. در مدیریت استاندارد، هدف حذف "عنصر فاسد" برای نجات "کل سیستم" است اما وقتی فساد یا ناکارآمدی از حد آستانه بگذرد و فراگیر شود، مدیران ضعیف برای حفظ ظاهرِ سازمان (باز نگه داشتن درِ مدرسه)، صورت‌مسئله را پاک می‌کنند.در این حالت، سیستم به جای اصلاح خود، به «پاکسازی معکوس» دست می‌زند.یعنی هر چه که با بدنه فاسد، ناهمگون باشد (شفافیت، صداقت، تخصص) را اخراج می‌کند تا تنش داخلی از بین برود.زیرا اگر فاسدها بروند، دیگر کسی برای کار کردن نمی‌ماند، پس بهتر است «سالم‌ها» بروند تا تضاد و رسوایی سیستم آشکار نشود. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که در آن «فساد» به یک «هنجار» تبدیل شده و «سلامت» به یک ناهنجاری تغییر ماهیت می‌دهد و از طرفی در عرصه سیاست، استراتژی «خالص‌سازی» یا «یکدست‌سازی» که پزشکزاد با ظرافت به آن اشاره می‌کند، منجر به فرار مغزها و سرمایه‌ها می‌شود. پیامد چنین رویکردی در جامعه‌، که برای تعطیل نشدن مدرسه‌اش، فرزندان سالم خود را اخراج می‌کند، البته که درِ مدرسه‌اش باز می‌ماند، اما دیگر در آن مدرسه «آموزشی» رخ نمی‌دهد، فقط کچلی تکثیر می‌شود! نتیجه‌ اینکه فساد لزوماً با "دزدی" شروع نمی‌شود، بلکه از جایی آغاز می‌شود که مصلحتِ حفظِ صندلی بر حقیقتِ اصلاح پیشی می‌گیرد. وقتی برای جلوگیری از تعطیلی یک ساختار بیمار، افراد سالم را قربانی می‌کنیم، آن ساختار از درون تهی می‌شود. مدرسه باز است، اما همه کچل‌اند! @chakadbourse0,00%
  • 1 июн.همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست امیر رحمتی انتخاب ساده‌ای بود؛ می‌توانستیم فرش را انتخاب کنیم اما انرژی هسته‌ای را ترجیح دادیم. می‌شد تمام دلارهای نفتی را که کردیم سانتریفیوژ و حالا محبوس خاک فردو و نطنز است را تار و پودهای رنگی بخریم و قسمتش کنیم بین تمام کارگاههای قالی‌بافی خاک‌خورده‌ی کاشان و تبریز و بیرجند و قم و نایین و چهارمحال تا نقش ایرانی ببافند و هنر و اقتصاد ایران را سوار بر قالیچه‌های سلیمانی‌ به اقصی نقاط عالم پرواز دهند. انتخاب بی شیله پیله ای بود؛ می‌توانستیم زعفران را انتخاب کنیم. تمام خاک خراسان را زعفران بکاریم و این زرِ سرخ را در جهان نامورتر از آن چه هست کنیم اما ترجیحمان این شد که ما را به سرخی دنباله‌ی موشکهایمان بشناسد جهان. انتخاب راحتی بود. می شد پیچیده اش نکنیم و آفتاب را انتخاب کنیم. تمام دشت لوت و کویرمان را بیاراییم به سفره های خورشیدی و به اندازه‌ی یک جهان برق تولید کنیم. می‌شد بادهای صد و بیست روزه سیستان را به خدمت بگیریم و پیشروترین تولید کننده انرژی‌های پاک در جهان باشیم اما انتخاب ما سخت‌ترینش بود: شکافتن هسته اتم! انتخاب واضحی بود؛ می‌توانستیم از چهار گوشه‌ی چهار فصل ایرانمان ستونهای صنعت توریسم را برافرازیم و جهان و جهانیان را به تحسین میهمان نوازی خود واداریم و ترکیه و دبی را حسرت‌کش دلارهای توریستی میهمانان وطن کنیم اما گویا برای عده‌ای از ما خوشایندتر آن بود که جهان ما را با گروگان‌گیری توریستهای چشم رنگی و موطلایی اش بشناسد. انتخاب بی دردسری بود؛ می‌شد با یک صدم آن دلارها که خرج آتش کردیم وام بدهیم به صیادان کنارک و دیلم و بندر آفتاب تا کشتی‌های صیادی پربازده بخرند و در آبهای گرم خلیج همیشه فارس و دریای عمان‌مان پا جای پای کشتی‌های صید ترال چینی بگذارند، اما فلاکت و فقر را برای بلوچستانمان زیبنده‌تر تشخیص دادیم لابد. انتخاب بدیهی بود؛ آنجا که با قطر و امارات و عراق و عربستان و کویت ظرفهای نفت و گاز مشترکی داشتیم، اولویت قاعدتا می‌بایست برداشت از آن کاسه‌ی اشتراکی می‌بود تا پیش از آن که رقیب تمامش کند ما محتوایش را سر کشیده باشیم، اما برای ما واجبتر آن بود گویا که روی موشکهایمان به عبری از نابودی اسراییل بگوییم تا جهان با کاغذپاره‌هایش تحریممان کند و هزار سال عقب بمانیم از تکنولوژی روز اکتشاف و برداشت نفت و گاز که همه همسایگانمان بدان مجهزند و نتیجه اش بشود همین جدول خاموشی هر روزه. همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست. این که انتخاب سهلی داشتیم: می‌شد زندگی را انتخاب کنیم اما در ما جماعتی به مرگ تشنه‌تر بودند0,00%
  • 17 маяخرید دلار یا طلا در میان مدت در سناریوهای 3 گانه ی جنگ ( محدود - متوسط- شدید و فراگیر) مناسب هست یا نه ؟ در تحلیل واقعی، «یک نتیجه» نداریم؛ چند سناریو داریم: سناریو 1: جنگ محدود و کوتاه سناریو 2: جنگ منطقه‌ای متوسط سناریو 3: جنگ گسترده نکته : اقتصاد تابع مسیرهاست، نه فقط رویداد اگر بخواهیم این مسئله را در قالب متغیرها خلاصه کنیم: بررسی ی متغیرهای : مستقل: شدت و نوع جنگ واسطه: ریسک ژئوپلیتیک، نفت، سیاست اقتصادی، اختلال زیرساخت وابسته: تورم، ارز، رشد اقتصادی، سرمایه‌گذاری هیچ تحلیل اقتصادی در چنین سطحی «پیش‌گویی قطعی» نیست؛ بلکه: تحلیل سناریو + احتمال + مسیر اثرگذاری است دقت کنیم : تحلیل در چارچوب << مدل‌سازی تصمیم‌محور>> : 1. Identification (شناسایی عوامل) تعیین متغیرهای مؤثر 2. Operationalization (کمی‌سازی) تبدیل به شاخص عددی 3. Weighting (وزن‌دهی) اهمیت نسبی هر عامل 4. Aggregation (تجمیع) ترکیب اثرها 5. Decision Function (تابع تصمیم) تبدیل خروجی به نتیجه عملی اما یک نکته مهم: هیچ‌کس (و هیچ مدل معقولی) نمی‌تواند «توصیه قطعی خرید/فروش» بدهد؛ فقط می‌شود ارزیابی ریسک نسبی داد. 1) منطق پایه تصمیم طلا و دلار معمولاً در اقتصادها نقش دارایی‌های پوشش ریسک (Hedge Assets) دارند: دلار → پوشش ریسک پول ملی (Currency hedge) طلا → پوشش ریسک بحران/تورم/بی‌اعتمادی سیستم مالی (Safe haven) پس در سناریوهای تنش ژئوپلیتیک، معمولاً: با افزایش ریسک، تقاضای این دو دارایی بالا می‌رود اما شدت و پایداری این اثر وابسته به سناریو است. 2) سناریو 1: جنگ محدود (Short / Contained Conflict) ویژگی‌ها تنش کوتاه‌مدت عدم اختلال ساختاری اقتصاد کنترل نسبی بازارها توسط دولت اثر اقتصادی معمول شوک روانی کوتاه در ارز نوسان محدود دلار افزایش موقت قیمت طلا رفتار احتمالی دارایی‌ها دلار: ↑ کوتاه‌مدت، سپس تثبیت طلا: ↑ ملایم، وابسته به بازار جهانی نتیجه تحلیلی دلار: پوشش کوتاه‌مدت مناسب، نه میان‌مدت قوی طلا: مناسب‌تر از دلار برای میان‌مدت کم‌ریسک 3) سناریو 2: جنگ متوسط (Regional Conflict / Prolonged Tension) ویژگی‌ها فشار بر تجارت خارجی افزایش هزینه واردات رشد تورم ساختاری اثر اقتصادی کاهش ارزش پول ملی افزایش انتظارات تورمی خروج سرمایه رفتار دارایی‌ها دلار: روند صعودی پایدارتر طلا: رشد قوی‌تر (به‌خصوص در بازار جهانی صعودی) نتیجه تحلیلی دلار: مناسب برای پوشش میان‌مدت ریسک ارز طلا: معمولاً بهتر از دلار در حفظ قدرت خرید 4) سناریو 3: جنگ شدید و فراگیر (Systemic Conflict) ویژگی‌ها اختلال ساختاری اقتصاد کاهش تجارت خارجی بحران بودجه و ارز افزایش شدید عدم قطعیت اثر اقتصادی جهش نرخ ارز تورم بالا کاهش اعتماد به پول ملی رفتار دارایی‌ها دلار: جهش شدید اما پرنوسان طلا: رشد شدید + نقش پناهگاه اصلی نتیجه تحلیلی دلار: پرریسک اما رشددهنده طلا: معمولاً امن‌تر و پایدارتر در میان‌مدت 5) جمع‌بندی عددی ساده (Score-Based View) سناریو دلار طلا محدود +2 (کوتاه‌مدت) +3 متوسط +4 +5 شدید +5 (پرنوسان) +6 (پایدارتر) (عددها فقط برای مقایسه نسبی هستند، نه پیش‌بینی واقعی) 6) نتیجه نهایی تحلیلی اگر بخواهیم کاملاً فشرده و حرفه‌ای بگوییم: در سناریوی محدود → طلا منطقی‌تر از دلار برای میان‌مدت در سناریوی متوسط → هر دو ابزار پوشش ریسک هستند، طلا کمی برتر در سناریوی شدید → هر دو رشد می‌کنند، اما طلا معمولاً پایدارتر و امن‌تر است 7) نکته مهم (خیلی کلیدی) هیچ‌کدام از این‌ها «توصیه خرید» نیستند؛ بلکه: ترجمه‌ی سناریوهای ریسک به رفتار معمول بازار دارایی‌ها هستند. در دنیای واقعی تصمیم درست به این‌ها هم وابسته است: نقطه ورود افق زمانی دقیق نقدشوندگی شخصی تحمل ریسک فرد0,00%