tgindex
درد ناتمام کلام

درد ناتمام کلام

Статистика

ᴅɴᴋ | گروه ادبی درد ناتمام کلام🖋 . 📚چهار نگاه در یک قاب . شعر و شاعری: دانیال خیاطی✏️ متن و ویراستاری: نیلا الف✒️ طرح و گرافیک: کیمیا آجرلو🎨 مدیریت: داوود صادقی📝 . 👇ارتباط: @Dann_poem . 📕جهت دریافت کتاب نغمه در سنگ: https://nasleroshan.com/?p=10378

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
ku
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 362
−11 за 3 дн.
Сутки
−9
−0,66%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 020
22 постов
Вовлечённость
74,9%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
875
1/48двое суток
1 002
1/72трое суток
1 081

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • 14 авг.1 04335

    видео или голосовое, без подписи

  • Channel name was changed to «درد ناتمام کلام»

  • 📚ده ویژگی شعر خوب 1️⃣ کشف تازه: شعر خوب چیزی را که همه می‌بینند از زاویه‌ای می‌بیند که کمتر کسی دیده است. 2️⃣ تصویرهای زنده: به‌جای حرف زدن درباره احساس آن را به تصویر تبدیل می‌کند طوری که مخاطب بتواند آن را ببیند و حس کند 3️⃣ زبان شاعر: شعر خوب صدای خودش را دارد وقتی چند سطرش را بخوانی می‌توانی جهان شاعر را بشناسی 4️⃣ ایجاز: هر کلمه باید کار کند. شعر خوب با کمترین واژه بیشترین معنا را منتقل می‌کند 5️⃣ موسیقی درونی: حتی شعر سپید بدون وزن و قافیه باید آهنگ، ریتم و جریان زبانی داشته باشد 6️⃣ احساس و اندیشه: احساس خام کافی نیست؛ شعر ماندگار معمولاً در کنار عاطفه، نگاه و تفکر هم دارد 7️⃣ پرهیز از کلیشه: شاعر باید از ترکیب‌های مصرف‌شده فاصله بگیرد و راه تازه‌ای برای بیان پیدا کند 8️⃣ انسجام و معماری: اجزای شعر باید با هم ارتباط داشته باشند؛ تصاویر و جمله‌ها نباید فقط کنار هم چیده شده باشند 9️⃣ ضربه یا کشف پایانی: به‌خصوص در شعر کوتاه، پایان باید دری تازه باز کند نه اینکه فقط نتیجه‌گیری ساده باشد 🔟 ماندگاری: شعر خوب بعد از خواندن تمام نمی‌شود؛ یک تصویر، حس یا پرسش در ذهن مخاطب باقی می‌گذار درد ناتمام کلام | DNK

  • 11 авг.1 04875

    📚تکه‌ای شعر کوردی: دوێنێ شەو خەونم بینی دەستەکانت بوونە دار و من هەموو هاوین لە ژێر سێبەرت مامەوە فارسی: دیشب خواب دیدم دست‌هایت درخت شده‌اند و من تمام تابستان زیر سایه‌ات ماندم انگلیسی: Last night I dreamed your hands had turned into trees and I remained beneath their shade all through the summer درد ناتمام کلام | DNK

  • دیدار ما چیزی شبیه باران بود بارانی که به جای زمین می‌بارید روی قلب و من سال‌هاست با یک باغ کوچک در سینه‌ام زندگی می‌کنم درد ناتمام کلام | DNK

  • 8 авг.997311

    📚 هفت اشتباه رایج شاعران: 1️⃣ توضیح دادن به جای شعر ساختن: بعضی شاعران احساس را مستقیم بیان می‌کنند: من خیلی غمگینم و دلم شکسته است... شعر قوی معمولاً غم را نشان می‌دهد، نه اینکه درباره‌اش توضیح بدهد 2️⃣ استفاده از تصویرهای کلیشه‌ای: ماه، باران، پنجره، پرنده، شب و تنهایی اگر بدون نگاه تازه بیایند شعر را معمولی می‌کنند. مهم این است که شاعر از زاویه‌ای دیگر ببیند 3️⃣ عاشقانه‌نویسی بدون کشف تازه: بسیاری از شعرهای عاشقانه فقط تکرار جمله‌های آشنا هستند. عشق وقتی شعر می‌شود که یک جزئیات تازه، یک تصویر غیرمنتظره یا یک تجربه شخصی وارد آن شود 4️⃣ زیباسازی افراطی زبان: کلمات عجیب و استعاره‌های سنگین همیشه شعر را عمیق نمی‌کنند. گاهی یک جمله ساده اما دقیق اثر بیشتری دارد 5️⃣ نخواندن شعر دیگران: شاعری که فقط می‌نویسد و نمی‌خواند معمولاً در دایره محدود زبان خودش می‌ماند 6️⃣ منتشر کردن شعر قبل از پخته شدن: گاهی یک شعر با چند بار حذف و اصلاح از یک متن معمولی به یک شعر واقعی تبدیل می‌شود 7️⃣ نداشتن سبک و قلم خود: تحت تأثیر شاعران بزرگ بودن طبیعی است اما اگر همیشه شبیه یک شاعر خاص بنویسی، صدای خودت شنیده نمی‌شود ⚠️ یک اشتباه پنهان‌تر هم هست: شاعر فکر کند هر چیزی که از دلش آمده حتماً شعر است. احساس آغاز شعر است اما فرم، زبان و کشف تازه است که آن را به شعر تبدیل می‌کند درد ناتمام کلام | DNK

  • 7 авг.1 00944

    از پیاده‌رو برگ خشکی برداشتی گفتی هنوز قشنگ است از آن روز هرچه پیرتر می‌شوم اشکالی ندارد! به حرف تو بیشتر شبیه می‌شوم درد ناتمام کلام | DNK

  • 6 авг.1 068512

    🤓 چند قدم برای شاعر شدن: 1️⃣ زیاد بخوان: چه شعر کلاسیک و چه شعر معاصر، هر شاعر پنجره‌ای تازه باز می‌کند 2️⃣ زیاد زندگی کن: شعر از تجربه می‌آید؛ از عشق، تنهایی، سفر، شکست، گفت‌وگو، خیابان، طبیعت و آدم‌ها... 3️⃣ هر روز بنویس: منتظر الهام نباش، حتی اگر شعر خوبی نشود، نوشتن مداوم تو را می‌سازد 4️⃣ بازنویسی را یاد بگیر: اولین نسخه معمولا بهترین نسخه نیست. حذف کردن، جابه‌جا کردن و صیقل دادن بخش مهمی از شاعری است 5️⃣ تصویرسازی را تقویت کن: به‌جای توضیح دادن، تصویر بساز. به‌جای اینکه بگویی دلتنگم، کاری کن مخاطب دلتنگی را ببیند 6️⃣ تقلید کن اما به روش خودت برس: تأثیر گرفتن طبیعی است اما کم‌کم باید لحن و دنیای شخصی خودت را پیدا کنی 7️⃣ نقدپذیر باش: شعرهایت را به اهل شعر نشان بده و از نقد نترس. گاهی یک نقد خوب از ده‌ها شعر مهم‌تر است... 8️⃣ با ادبیات و هنرهای دیگر آشنا شو: داستان، نقاشی، سینما، موسیقی و فلسفه، تخیل و نگاه شاعرانه را عمیق‌تر می‌کنند... 9️⃣ زبان را جدی بگیر: دایره واژگانت را گسترش بده اما از کلمات فقط برای زیبا جلوه دادن شعر استفاده نکن، هر واژه باید ضرورت داشته باشد 🔟 صبور باش: شاعر شدن پروژه چند ماهه نیست. اگر سال‌ها با خواندن و نوشتن ادامه بدهی، شعرهایت کم‌کم هویت خودشان را پیدا می‌کنند درد ناتمام کلام | DNK

  • تو را می‌بوسم و پنجره‌ی اتاق شروع می‌کند به شکوفه دادن می‌دانم می‌دانم از امروز پرنده‌ها از لب‌های تو می‌پرسند آدرس خانه‌شان را درد ناتمام کلام | DNK

  • 5 авг.983411

    📚مؤلفه‌های یک شعر سپید خوب 🌱یک شعر سپید خوب یک نثر شکسته نیست، شعر سپید باید با حذف وزن و قافیه‌ی کلاسیک، از راه‌های دیگری شعر بودنش را ثابت کند.... ⚘️ مهم‌ترین مؤلفه‌ها عبارت‌اند از: 📔تصویرسازی تازه: شعر باید به‌جای توضیح دادن تصویر بسازد. تصاویر بهتر است غیرکلیشه‌ای و زنده باشند. مثال ضعیف: چشمانت مثل ستاره است. مثال قوی: در مردمک‌هایت دو پنجره باز مانده که شب از آن‌ بیرون نرفته است... 📕کشف شاعرانه: مهم‌ترین ویژگی شعر خوب، رسیدن به یک کشف است؛ یعنی رابطه‌ای که پیش از آن کمتر دیده شده باشد. مخاطب باید احساس کند: عه چه جالب، چطور خودم به این فکر نکرده بودم؟ 📖ایجاز: هر واژه باید ضروری باشد. اگر حذف کلمه‌ای آسیبی به شعر نمی‌زند، احتمالا آن کلمه اضافه است. 📗موسیقی درونی: حتی بدون وزن عروضی، شعر باید موسیقی داشته باشد؛ از طریق تکرار آواها، چینش واژه‌ها، ضرباهنگ جمله‌ها و مکث‌ها 📘انسجام: شعر نباید مجموعه‌ای از تصاویر پراکنده باشد، همه‌ی اجزا باید در خدمت یک حس، فضا یا اندیشه باشند. 📙چندلایگی: شعر خوب فقط یک معنا ندارد. هر بار خواندن می‌تواند لایه‌ی تازه‌ای آشکار کند. 📓پرهیز از شعار: شعر نباید پیامش را مستقیم بیان کند. به‌جای گفتن عشق زیباست، باید موقعیتی خلق کند که مخاطب خودش این را حس کند. 📃پایان اثرگذار: پایان شعر بهتر است غافلگیرکننده، تکان‌دهنده یا روشن‌کننده باشد؛ نه صرفاً جمع‌بندی. 📒در نهایت، می‌توان گفت یک شعر سپید موفق شعری است که اگر سطرهایش را به نثر تبدیل کنید، چیزی اساسی از آن از بین برود؛ یعنی شعر بودنش فقط به شکستن سطرها وابسته نباشد، بلکه در زبان، تصویر، ریتم، کشف و تجربه‌ی شاعرانه ریشه داشته باشد. درد ناتمام کلام | DNK

  • 4 авг.1 05536

    لبخندت هیچ شباهتی به لبخند ندارد پرنده‌ای‌ست که هر بار از دهانت پَر می‌کشد و در سینه‌ی من لانه می‌سازد درد ناتمام کلام | DNK

  • 3 авг.1 105410

    📚چند نکته در باب شعر امروز: 1️⃣ تنوع در شعر فقط شکستن وزن و قافیه نیست. اگر موسیقی، تصویر و انسجام نداشته باشد، به نثر تبدیل می‌شود. 2️⃣ تصویر مهم‌تر از توضیح است. به‌جای گفتن غمگین بودم، تصویری بسازید که غم را نشان دهد. 3️⃣ از کلیشه‌ها دوری کنید. ترکیب‌هایی مثل چشمان دریایی، قلب شکسته و باران غم تازگی خود را از دست داده‌اند. 4️⃣ هر سطر باید دلیلی برای وجود داشتن داشته باشد. اگر حذف یک سطر هیچ تغییری در شعر ایجاد نکند آن سطر اضافی است. 5️⃣ ایجاز قدرت شعر است. گاهی یک تصویر کوتاه، اثرگذارتر از چند صفحه توصیفات است. 6️⃣ پایان شعر اهمیت زیادی دارد. پایان خوب ذهن مخاطب را درگیر می‌کند نه اینکه همه‌چیز را توضیح دهد. 7️⃣ زبان شعر باید طبیعی باشد. استفاده از واژه‌های سنگین و ادبی بدون ضرورت شعر را مصنوعی می‌کند. 8️⃣ کشف شاعرانه اصل شعر است. ارتباطی تازه میان دو چیز ظاهرا نامرتبط، شعر را ماندگار می‌کند. 9️⃣ موسیقی درونی را فراموش نکنید. حتی بدون وزن کلاسیک، تکرار آواها، واژه‌ها و ریتم جمله‌ها به شعر جان می‌دهد. 🔟 شعر بیش از آنکه بر روایت تکیه کند، بر حس، تصویر و کشف استوار است. مخاطب باید شعر را تجربه کند نه فقط بخواند. دانیال خیاطی

  • 2 авг.1 10737

    میان تمام فصل‌ها تنها آغوش توست که از شکوفه خالی نمی‌شود هیچ‌وقت هر بار که به تو می‌رسم درختی می‌شوم که از پاییز نمی‌ترسد دیگر و دست‌های تو بله دست‌های تو چقدر برای سبز ماندنم کافی‌ست. درد ناتمام کلام | DNK

  • 31 июл.1 30946

    تکه‌ای شعر 📚 کوردی: لە ناو چاوەکانی تۆدا هەموو وەرزەکان پێکەوە شەڕ دەکەن بەفرێک کە لە گەرمی نگاهتەوە دێت و گوڵێک کە لە دەنگی شیرینتەوە هاتووە لە خەوەکەمدا دەڕوونێت فارسی: در چشمانت فصل‌ها با هم دعوا می‌کنند برفی که از گرمای نگاهت می‌بارد و گل‌هایی که از جنس صدای تو هستند می‌رویند روی تخت خواب من انگلیسی: In the depths of your gaze the seasons wage war a snowfall birthed from your warmth and flora woven from the essence of your voice sprouting upon my slumbering bed درد ناتمام کلام | DNK

  • 29 июл.1 21477

    گلبرگ صدایت آرام بر دل خسته‌ام ریخت چه زود بهار زندگی‌ام شدی درد ناتمام کلام | DNK

  • 28 июл.1 00955

    اسمت را که می‌برم پونه‌ها در گلویم گل می‌دهند حالا ببین اگر ببوسمت چه بهار عجیبی در اتاق‌مان راه می‌افتد! درد ناتمام کلام | DNK

  • 27 июл.1 03467

    تو را دوست دارم مثل پنجره‌ای که هر غروب بی‌آنکه باز شود کمی از آسمان را وارد اتاقم می‌کند درد ناتمام کلام | DNK

  • 23 июл.1 31976

    من چیزهای زیادی را نگه داشته‌ام برای روزی که بیایی آهنگ‌هایی که غیراز تو نمی‌خواهم کسی با من گوش کند و شعرهایی که کنار گذاشته‌ام و حتی آن فنجان سفید را که نمی‌دانم چرا خریدم اما همیشه فکر می‌کردم دستی باید روزی از آن بنوشد که مال تو باشد از لب تو باشد اگر یک روز آمدی و دیدی در کمدم چند لباس نو چند کتاب تازه و یک عالمه حرف نگفته هست تعجب نکن من سال‌هاست برای زندگی‌ای که هنوز شروع نشده آماده‌ام فقط جای تو خالی‌ست من شعرهایم را برای همه ننوشته‌ام بعضی‌هایشان را سال‌ها کنار گذاشته‌ام می‌خواهم یک شب کنار پنجره بنشینیم و تو بخوانی‌شان و نگاه کنم چطور کسی تمام این سال‌ها در خیال من قدم می‌زده اگر بیایی قول می‌دهم تمام چیزهایی را که جمع کرده‌ام با تو قسمت کنم بوسه‌ها نیمی از سکوت‌ها تمام صبح‌های تنبلی که دوست دارم دیر بیدار شویم و عجله نداشته باشد من حتی برای دعواهای کوچکمان هم جایی در قلبم گذاشته‌ام برای آشتی بعدش برای خنده‌ و قهرت برای آن لحظه که بفهمیم خانه یعنی دو نفر نمی‌دانم تو کی می‌آیی اما من بعضی چیزها را از قبل آماده کرده‌ام یک لیست از فیلم‌هایی که ببینیم خیابان‌هایی که قدم بزنیم فصل‌هایی که تنمان کنیم و هزار کلمه که سال‌هاست منتظرند بعد از دیدن روی ماه تو از دهان من بیرون بیایند فقط بیا... من سال‌هاست یک صندلی کنار پنجره برای آمدنت خالی گذاشته‌ام دانیال خیاطی

  • 22 июл.1 243610

    موهایت را شانه می‌کردی برف داخل آینه بارید زمستان کتش را برداشت و رفت... فصل‌ها در تو زندگی می‌کنند عکست را لای کتاب گذاشته بودم صبح که بازش کردم چند پرنده پریدند و پنجره تا غروب با نام تو باز بسته می‌شد اگر روزی فراموشت کنم حتما سنگ‌ها شنا کردن را یاد گرفته‌اند! وگرنه چنین چیزی ممکن نیست درد ناتمام کلام | DNK

درد ناتمام کلام — tgindex