⋇ دُچـــار ⋇
Статистика🍃 | سهراب میگه دُچـار باید بود... | 🍃💜 پیج اینستاگرام دچار: instagram.com/dochaar24 ارتباط با دچـار: @dochaar24_ad
- Последний пост
- 12 янв. 2025 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
«من نیاز دارم قبل از هرکسی، فقط خودم را ببخشم. خودم را ببخشم بابت اینکه آنقدر اذیتش کردم و اجازه دادم آنقدر اذیتش کنند.»
روبهروی آینه، در خلوتِ خانه، نشست، به خود نگاهکرد، و از خود پرسید: آیا همانقدر خوبی که سالها پیش از این بودی؟ - نادر ابراهیمی
видео или голосовое, без подписи
احساس میکنم قلبم با یک کوه بلند برخورد کرده و کاملا ویران شده.
برگها را از گلها دوستتر دارم! هیچکس به فکر برگها نیست؛ چقدر انتظار میکشند تا یک گل در بیاید. - سیمین دانشور
«نگران نباش. من و تو یک روز بالاخره خونه رو پیدا میکنیم. اینجا هیچوقت برای ما خونه نبود، ولی یه روزی بالاخره میسازیمش. اگه هم هیچ جایی خونه نشد، اگه هیچ کدوم از این اتفاقها نیفتاد، اینو بدون که تو برای من خونهای. اگه تو باشی، خونه برای من همه جاست.»
گاه کمترین تقصیر را در وضعیتی که دچارش شده بود داشت اما بیشترین تقاص را از خود میگرفت.
در زندگیم تلاش به انجام هر کاری که کردهام، با تمام قلبم تلاش کردم تا خوب انجامش بدهم. - چارلز دیکنز
«مرگ باید خیلی زیبا باشد. در زمین نرم قهوهای خوابیدن، با چمنهایی که بالای سر تکان میخورند، و به سکوت گوش کردن. نداشتن هیچ دیروزی، و هیچ فردایی. فراموش کردن زمان، بخشیدن زندگی، در آرامش بودن.» - اسکار وایلد / روح کانترویل، ۱۸۸۷
«چیزی از فرقِ سرش به سرعت پایین آمد. از چشمهایش بیرون زد. گلویش را خراشید و توی دلش فرو ریخت. این شکلِ طبیعیِ چیزی بود که بعدها فهمید غصه است.»
آنچه میخواهم؟ قلب غبارگرفتهام را دور بیندازم، تمام آنچه بودم را پشت سر بگذارم و خود را به دست احساساتی تازه بسپارم...
میگویند: «دلشکستگی بزرگترین مرشد ماست، و اگر چنین باشد، ممنون که مرا خردمند کردی.»
من یک بار گیاهی را کشتم چون آب زیادی به آن دادم. پروردگارا، من نگرانم که عشق خشونت باشد. - خوزه اولیوارز
«واقعا نمیدانم که آیا نجات یافتهام یا نه. از درون خودم را بیشتر و بیشتر خفه میکنم. خودِ درونیام بخاطر محافظت از خودش، حتی برای من هم غیرقابلدسترسی شدهاست.» - از نامههای راینر ماریا ریلکه به الیزابت شنک، ژانویه ۱۹۱۹
امیدوارم هرگز تو دلیل این نباشی که کسی که عاشق آواز خواندن بود، دیگر آوازی نخواند؛ یا کسی که بسیار متفاوت لباس میپوشید، حالا لباسهای معمولی بپوشد؛ یا کسی که همیشه مشتاقانه از رویاهایش صحبت میکرد، حالا از آنها چیزی نگوید. امیدوارم هرگز تو دلیل این نباشی که کسی بخشی از وجودش را رها کند؛ به این دلیل که تو انگیزهاش را از بین بردی، یا ناسپاس بودی و یا از همه بدتر، با طعنه و نیشخند در موردش حرف زدی. - مصطفی ابراهیم
به همین دلیل عکسها را دوست دارم؛ آنها مدرک اثبات این هستند که روزی، حتی برای لحظهای گذرا، همه چیز عالی بود... - جودی پیکو
این قلب من فقط دو وضعیت دارد: هیچ چیز یا بیش از حد. مرزِ وسطی وجود ندارد. - بو تاپلین
«آه، دوست عزیز، چه زندگی ساکت و پوچی را میگذرانم! خیلی تنها، خیلی تنها.» - نیچه
نیازی به دلگرمی ندارم؛ دیگر به چه کارم میآید؟ آنوقت که میخواستم، نداشتم. - نامهی کافکا به پدرش
چرا غمهای شخصی آدمها را به خودشان وانگذاریم؟! آدم از خودش میپرسد آیا غم تنها چیز این دنیا نیست که آدمها واقعا صاحبش هستند؟