- Последний пост
- 1 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 71
- 1/48двое суток
- 81
- 1/72трое суток
- 87
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
او و دوستانش he and his friends – جنگ و صلح war and peace
@he_and_his_friends
نسبت به تک تک آدمای اطرافم خشم دارم.
ناراحت از خواب بیدار شدن یه لیگ دیگهای از بدفاز بودنه. اینطوری که بیدار شدی و هنوز یادت نیفتاده چرا باید ناراحت باشی ولی ناراحتی. •potanciel• @OfficialPersiaTwiter
دوتا جوون دیگه هم اعدام شدن. این گه خوری تاریخ رند و اینا برای ما نیست، کیر توی روز به روز ایرانی بودن.
видео или голосовое, без подписи
سر دوراهی نوشتن یا ننوشتن افتادهام. این چهاردیواری مجازی نزدیک به بیست سال است که محل پناه وخانهی امن من در برابر همهی آن چیزهایی بوده که پشت این دیوارها و در جهان واقعی رخ داده است. همیشه هم وضعیت این طور بوده که قبل از نوشتن و آمدن به این چهاردیواری، همهی اتفاقات جهانِ بیرون را مثل چکمههای لجنمال دم در درآوردهام و بعد پایم را گذاشتهام داخل. در را چفت و بست کردهام و اینجا نوشتهام. انگار که در یک جهان موازی زندگی میکنم. ولی دیگر شدنی نیست انگار. بعد از آنکه آنهمه آدم را دو روزه در خیابانها کشتند و بعد از آنکه کشور را بمباران کردند، انگار دیگر این دو جهان موازی به اجبار باهم تلاقی کردهاند و هم مسیر شدهاند. اگر از آنچه گذشته است ننویسی، متهم هستی به حمایت از ظالم و کمک به نسیان آنچه گذشته و بیدغدغه بودن. اگر هم بنویسی، از لای تکتک کلمات و حرفها، سوتفاهم و مخالفت استخراج میشود. هر چیزی که نوشته بشود حتما در این جهان بینهایت مخالف سرسخت دارد. حتی اگر موضوع سفیدی ماست باشد. تازه اگر بدانیم که حرف درست کدام است که آن را بزنیم. زورمان به هیچ کدام از دو طرف نمیرسد و افتادهایم به جویدن خرخرهی همدیگر. آنهایی که در خیابان خون ما را ریختند با آنهایی که روی سرمان بمب ریختند، در شُرُف صلح هستند ولی ما هنوز مشغول شکاندن استخوانهای همدیگر هستیم. اینکه خیلیها (مثل من) زیر علم هیچ کدام از این دو طرف نمیخواهند سینه بزنند. اینکه ما قربانیان جنگ باطل علیه باطل هستیم. اینها سر منافع خودشان دست همدیگر را فشار دادند. ما کماکان مشغول فشار دادن گلوی همدیگر هستیم. دوستیهایمان پاشیده شد. مرزهای بینمان پررنگ تر شد. تنهاتر شدیم. شدیم بینهایت گروه تکنفره. صرفا از روی احساساتم حرف میزنم. حتما بینهایت آدم وجود دارد که عقاید راسخی دارند که حرفهای من را میتوانند با آن رد کنند و آنها هستند که "حق" هستند. آنها هستند راه سعادت را بلدند و بقیه مفتخوران بیدغدغهای هستند که اصلا نمیفهمند بنیآدم اعضای یکدیگرند. همین محق بودن میشود شمشیرشان. سر دوراهی نوشتن و ننوشتن هستم. که مهم هم نیست. مهم جان آدمهایی بود که دیگر بین ما نیستند. مهم آیندهی آدمهایی است که بین این دو باطل هر روز مبهمتر از دیروز میشود. مهم این هست که هیچ راه عملی و سالمی برای پایان دادن به این سیاهی وجود ندارد. هیچ ارادهای برای عملی کردن راهکاری که مردم محور آن باشند وجود ندارد. مهم کیفیت ناسالم زندگیای است که بیهیچ دلیل موجهی به آن دچار شدهایم. #فهیم_عطار @fahimattar
دارم دیوونه میشم
یکی تو مترو بوی بدنش شبیه تخمه پر تفه
میخوام از این به بعد بگم عاشق زندگیام چون هرکی این رویکردو داشته زود مرده.
دلم میخواد منم یه لیست ترور از همکارام درست کنم زیرش بنویس انتقام حتمی است.
از محل کارم متنفرم ولی اونقدر پول ندارم که بدونم نفرت پراکنی کنم
من آدم سوشال مدیایی نیستم چون خوشگل نیستم و مدیای خوب ندارم.
چطور بعضیا اینقدر عکساشون خوب میشه آه دلم میخواد گریه کنم که یه عکس خوب ندارم.
من واقعا آدم اگر در زمان خودش انجام نشه در هیچ زمان دیگه میلی بهش ندارمم.
زودرنج شدم، باید توقعم رو از آدمها به حداقل برسونم.
وقت گذروندن با من خیلی خوش میگذره البته تا حالا کسی بهم نگفته صرفا تجربه شخصی خودمه.
از تک تک آدمایی که سرکارم هستن بدم میاد
اینقدر این مدت ننوشتم و چیزهای زیاد و مختلفی برای بالاآوردن دارم نمیدونم از کجا شروع کنم. برای همین شروع نمیکنم.
در ظاهر ساکتم ولی تو سرم مغزمو نشونه گرفتم و منتظرم تا ماشه رو بکشم.