tgindex
ابتکار ایران🇮🇷؛ جانمایی جدید

ابتکار ایران🇮🇷؛ جانمایی جدید

Статистика

محلی برای طرح بحث در مورد: 📍 جانمایی جدید ایران در نظم جهان 📍 ایده پردازی در مورد نحوه کنشگری جدید ایران در محیط ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک منطقه و فرامنطقه 📍 رصد رویدادهای حوزه اقتصاد بین الملل و تحلیل دلالت آنها برای اقتصاد ایران

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
34
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Экономика
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
1 511
0 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
300
34 постов
Вовлечённость
19,9%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 34
Упоминаний
5
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
146
1/48двое суток
167
1/72трое суток
180

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 📑 خبرنامه پاکستان، شماره چهارم با توجه به اهمیت روزافزون مسئله پاکستان و چین برای کشور، تیم جانمایی جدید مدت‌هاست که بر روی این حوزه متمرکز شده است. در همین راستا، چهارمین شماره از خبرنامه پاکستان منتشر شد؛ خبرنامه‌ای که با نگاهی مسئله‌محور، مهم‌ترین تحولات این کشور در حوزه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و روابط خارجی را پیگیری می‌کند. 🔰 محورهای خبرنامه: 1️⃣ تعمیق همکاری‌های راهبردی چین و پاکستان 2️⃣ تداوم رایزنی‌ها و گسترش مناسبات ایران و پاکستان 3️⃣ هدف‌گذاری تجارت ۱۰ میلیارد دلاری ایران و پاکستان 4️⃣ توافق ایران و پاکستان برای فعالیت شبانه‌روزی گذرگاه‌های مرزی 5️⃣ تأثیر ناامنی بلوچستان بر تجارت ایران و پاکستان 6️⃣ گسترش همکاری‌های دفاعی و امنیتی پاکستان با کشورهای منطقه 7️⃣ تشدید تهدیدات تروریستی در خیبرپختونخوا 8️⃣ تداوم عملیات‌های ضدتروریستی نیروهای امنیتی پاکستان 9️⃣ اعتصاب ناوگان حمل‌ونقل و پیامدهای آن برای تولید و صادرات پاکستان @ebtekareiran

  • 📂 #گزارش 💠 موج جدید ملی‌سازی 👤 نیکلاس مالدر؛ استادیار تاریخ مدرن در دانشگاه کرنل 🔸 در سال‌های اخیر، دولت‌ها با سریع‌ترین آهنگ در ۵۰ سال گذشته در حال تصاحب بنگاه‌ها و منابع خصوصی هستند. از فرانسه و آلمان تا بریتانیا و روسیه، نمونه‌های متعددی از ملی‌سازی صنایع و منابع طبیعی در سراسر جهان دیده می‌شود. این مقاله نشان می‌دهد این روند در واقع چهارمین موج بزرگ ملی‌سازی در صد سال گذشته است. نویسنده برای فهم ویژگی متمایز موج کنونی، سه موج پیشین در دهه‌های ۱۹۳۰، ۱۹۴۰ و ۱۹۷۰ را مرور می‌کند. 🔸 هر یک از این موج‌ها با ترکیبی از بحران اقتصادی، فشار سیاسی و شرایط پولی خاص خود شکل گرفته‌اند، از رکود بزرگ تا پایان نظام برتون وودز و شوک نفتی. مقاله نشان می‌دهد چگونه عواملی مانند تورم و میزان تحرک سرمایه، هزینه و امکان‌پذیری ملی‌سازی را در هر دوره تعیین کرده‌اند. سپس به موج چهارم در دهه ۲۰۲۰ می‌پردازد که ریشه در بحران مالی ۲۰۰۸، همه‌گیری کرونا و ملاحظات امنیت ملی و تغییرات اقلیمی دارد. در پایان، نویسنده پیامدهای این روند برای آینده تجارت، سرمایه‌گذاری و یکپارچگی اقتصاد جهانی را بررسی می‌کند. 🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید. ➖➖➖➖➖➖➖ 🆔 @development_studies 🆔 @cdstt

  • без подписи

  • 🔻 دوره هندسه اقتصاد در جنگ در این دوره، استراتژی اقتصادی ایران در جنگ رمضان و روند ادامه جنگ بررسی خواهد شد؛ همچنین تلاش می‌شود سناریوهای محتمل و ابعاد پنهان اقتصادی جنگ مورد بحث قرار گیرد. با حضور صاحب‌نظران و پژوهشگران: ▫️ علی نصیری‌اقدم ▫️ حسن چنارانی ▫️ محمدطاهر رحیمی ▫️ محمدرضا هدایتی ▫️ مهدی رزم آهنگ ▫️ محمود کریمی بیرانوند 🔸۶ جلسه حضوری و مجازی 🗓️ شروع دوره: پنجشنبه ۲۹ مرداد 🎓 همراه با ارائه گواهی معتبر دانشگاهی 🆓 شرکت در دوره رایگان است. 📝 برای مشاهده جزئیات و ثبت‌نام از طریق لینک زیر اقدام کنید: 🔗 https://B2n.ir/mk9810 📊 پارادایم پلاس | چارچوبی برای دیدن بازی قدرت @ParaPlus

  • 🔴🔴 نشریه تخصصی IMF در مورد «جهانی زدایی» و «چندتکه شدن اقتصاد جهان» و «برآمدن مجدد مفهوم ژئواکونومی» نوشته است: محورهای نشریه: - درک مفهوم ژئواکونومیک در جهانی پرنوسان - بازخوانی مفهوم ژئواکونومیک - هزینهِ تحکم ژئواکونومیک - همکاری تجاری در عصر ژئوپلیتیک - موج جدید ملی‌سازی - اصلاح خطاهای جهانی‌شدن - کینز برای زمانه ما؛ به قلم رابرت اسکیدلسکی - جهان چقدر کار می‌کند؟ - بازخوانی مفهوم «ثروت ملل» - بازگشت به اصول: مواد اولیه‌ای (raw materials) که حکمرانی می‌کنند. - بازاندیشی در تجارت آزاد - لحظه‌ی قدرت‌های متوسط - نقد کتاب: چرا نظم جهانی شکست خورد؟ @ebtekareiran

  • شماره دوم خبرنامه پاکستان شامل اخبار روابط پاکستان با قدرتها و کشورهای منطقه و اخبار اقتصاد و امنیتی پاکستان با ما همراه باشید... @EBTEKAREIRAN

  • 🔴 آموس هوشتاین مذاکره کننده ارشد سابق دولت بایدن و مشاور سابق بایدن نوشت: در حالی که ترامپ میان تشدید تنش یا رسیدن به یک توافق در حال تصمیم‌گیری است، با یک واقعیت سخت روبه‌رو شده است: جبهه‌های روسیه و ایران در حال هم‌پوشانی و تقویت یکدیگر هستند و ابزارهای مهار شوک بعدی در بازار انرژی، هفته‌به‌هفته در حال از بین رفتن‌اند. ۱/ زمانی که تفاهم‌نامه هرمز (Hormuz MOU) اعلام شد، کاهش نگرانی‌ها تنها در بازار نفت خام منعکس شد؛ نه در بازار گازوئیل، بنزین یا سوخت جت. همین شکاف اکنون به بزرگ‌ترین نقطه آسیب‌پذیر بازار تبدیل شده است. ۲/ حملات سازمان‌یافته اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه، مسکو را وادار کرد صادرات گازوئیل را به‌طور کامل ــ هم برای تولیدکنندگان و هم برای معامله‌گران ــ ممنوع کند. روسیه حدود ۱۱ درصد از عرضه جهانی گازوئیل را تأمین می‌کند. ۳/ حاشیه سود پالایش نفت (Refining Margins) در آمریکا و جهان به بالاترین سطوح تاریخی رسیده است. اختلاف قیمت فرآورده‌های نفتی با نفت خام (Crack Spreads) نشان می‌دهد که اکنون گلوگاه اصلی بازار، فرآورده‌های پالایش‌شده هستند، نه خود نفت خام. ۴/ اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) و وزارت انرژی آمریکا (DOE) هشدار داده‌اند که ذخایر نفت در کوشینگِ اوکلاهما ــ محل تحویل قراردادهای نفت خام WTI ــ به کف رسیده است. این ذخایر در ژوئن به حدود ۱۹ میلیون بشکه سقوط کرد؛ پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۱۴، و از آن زمان تاکنون نیز تنها اندکی افزایش یافته است. ۵/ ذخایر راهبردی نفت آمریکا (SPR) در آستانه سقوط به کمتر از ۳۰۰ میلیون بشکه قرار دارد؛ سطحی که طی بیش از ۴۰ سال گذشته مشاهده نشده است. این ذخایر، نقش ضربه‌گیر در برابر شوک‌های بازار را دارند و اکنون تقریباً تخلیه شده‌اند. ۶/ چین با کاهش واردات خود ــ در اوج بحران، روزانه بین ۴ تا ۵ میلیون بشکه ــ به بازار جهانی فرصت داد تا خود را بازیابی کند. اما اکنون دوباره در حال بازگشت به بازار است؛ محدودیت‌های صادرات سوخت را کاهش داده و در حال بازسازی ذخایر خود است. بنابراین، ممکن است این بار دیگر چنین حاشیه امنی وجود نداشته باشد. ۷/ اگر تنش‌ها در تنگه هرمز دوباره تشدید شود، ابزارهایی که در ماه مارس در اختیار بازار بود ــ از جمله ظرفیت بیشتر ذخایر راهبردی آمریکا، ذخایر کوشینگ و کاهش تقاضای چین ــ هر هفته بیش از پیش در حال از بین رفتن هستند. ۸/ مسئله فقط انرژی نیست. بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله آمریکا به بالاترین سطح خود در حدود دو ماه اخیر، یعنی نزدیک ۴.۶۰ درصد رسیده و بازده اوراق ۳۰ ساله نیز از ۷ ژوئیه تاکنون بالاتر از ۵ درصد معامله شده است. بازار اوراق دقیقاً در حال قیمت‌گذاری ریسک تورمی ناشی از همین تحولات است. ۹/ در جایگاه‌های سوخت، احتمالاً قیمت بنزین ظرف چند روز آینده دوباره از ۴ دلار در هر گالن عبور خواهد کرد. قیمت گازوئیل نیز بار دیگر از ۵ دلار گذشته است؛ هر دو در سطوحی قرار دارند که آخرین بار در سال ۲۰۲۲ مشاهده شده بود. ۱۰/ اکنون زمان آن رسیده که از تشدید زیان‌ها جلوگیری شود و توافقی حاصل شود. بازارها فعلاً مقاومت کرده‌اند، اما ابزارهای مدیریت بحران بعدی با سرعت در حال از بین رفتن هستند و این بار شاید چین دیگر نتواند مانند گذشته به کمک بازار بیاید. @ebtekareiran

  • без подписи

  • خبرنامه پاکستان شماره نخست با توجه به اهمیت روزافزون مسئله پاکستان برای کشور ما تیم جانمایی جدید مدتهاست که بر روی این حوزه متمرکز شده است، در این راستا در نظر داریم تا به صورت منظم خبرنامه پاکستان را منتشر کرده و خط اخبار را در این کشور با نگاهی مسئله محور پیگیری کنیم. با ما همراه باشید @EBTEKAREIRAN

  • 🔴 از سیاست های اعلامی تا سیاست های اعمالی... 🔰 مجری ( علی واعظ ) : اجازه دهید این سؤال را از شما بپرسم. یکی از موضوعاتی که برای بسیاری از مردم مبهم است این است که چرا ایران توافقی را که عموماً به‌عنوان توافقی به سود ایران توصیف می‌شد، بر سر کنترل تنگه هرمز و مسیر جنوبی آن کنار گذاشت؛ مسیری که در بهترین حالت تنها حدود ۲۰ درصد از تردد دریایی را پوشش می‌دهد. این مسئله باعث شده درباره انگیزه‌های ایران ابهام ایجاد شود. آیا مشوق‌های اقتصادی وعده‌داده‌شده به ایران کافی نبود، یا اینکه آمریکا آنها را عملی نکرد؟ آیا کنترل تنگه هرمز تا این اندازه برای ایران اهمیت دارد که حاضر باشد منافع اقتصادی نسبتاً سخاوتمندانه پیش‌بینی‌شده در تفاهم‌نامه (MOU) را فدا کند؟ یا اینکه ایران در اینجا بیش از حد ریسک کرده و دست خود را بیش از اندازه رو کرده است؟ یا مانند آنچه درباره آمریکا گفته می‌شود، این وضعیت ناشی از اختلافات داخلی در ایران است؟ برداشت شما چیست؟ 🔰 ولی نصر: به نظر من، زمانی که این تفاهم‌نامه امضا شد، همان‌طور که فیل (Philip Gordon) اشاره کرد، این توافق «بیش از حد خوب بود که واقعی باشد.» یعنی آمریکا امتیازهای زیادی داده بود. برداشت ایران این بود که اساساً هیچ مسیر واقعی برای رسیدن به یک توافق بزرگ‌تر از دل این تفاهم‌نامه وجود ندارد و آمریکا تنها برای اینکه نفسی تازه کند و بعد دوباره علیه ایران اقدام کند، آن را امضا کرده است. در واقع، من بارها شنیدم که ایران انتظار داشت دور دیگری از جنگ، با آغاز اسرائیل، آمریکا یا هر دو، تا ماه اکتبر شروع شود. اما این اتفاق بسیار زودتر رخ داد. به نظر من، از همان ابتدا مجموعه‌ای از نشانه‌ها وجود داشت که تهران را متقاعد کرد آمریکا واقعاً به مسیر دیپلماسی متعهد نیست و قصد دارد از تفاهم‌نامه برای تغییر موازنه قدرت به زیان ایران استفاده کند. 1️⃣اولین نشانه، نبود هیچ منفعت اقتصادی واقعی بود. یادم هست کسی به من گفت اگر قالیباف حتی با یک میلیارد دلار از دوحه بازمی‌گشت، فضای بحث در ایران کاملاً متفاوت می‌شد. اما آمریکا واقعاً قصد آزاد کردن دارایی‌های بلوکه‌شده ایران را نداشت و معافیت‌های دوماهه فروش نفت نیز تأثیر محسوسی بر مشکلات اقتصادی ایران ایجاد نمی‌کرد. این صرفاً آزمونی بود برای اینکه آیا آمریکا حاضر است حتی کوچک‌ترین گام عملی بردارد یا نه. 2️⃣دومین نشانه، پرونده لبنان بود. به نظر من، توافق مربوط به لبنان ایران را متقاعد کرد که آمریکا هرچند در تفاهم‌نامه درباره لبنان با ایران به توافق رسیده بود، اما هرگز قصد اجرای آن را نداشت. در عمل، تقریباً بلافاصله شرایطی فراهم شد که اسرائیل با دعوت، درخواست یا موافقت دولت لبنان در آن کشور حضور و عملیات داشته باشد؛ اقدامی که عملاً نفوذ و نقش ایران در تعیین وضعیت اسرائیل در لبنان را از میان برد. 3️⃣سومین نشانه، تحرکات نظامی آمریکا بود. ایرانی‌ها با دقت مشاهده می‌کردند که بلافاصله پس از امضای تفاهم‌نامه، آمریکا حجم زیادی از تجهیزات و نیروهای نظامی خود را به منطقه منتقل کرد؛ گویی انتظار درگیری بیشتر را داشت، نه کاهش تنش. بنابراین، تمام سخنان و تبلیغات درباره تفاهم‌نامه، چه در ایران، چه در غرب و چه در رسانه‌ها، با شواهدی که ایران از آرایش نظامی آمریکا می‌دید همخوانی نداشت. این همان الگویی بود که پیش از جنگ ماه فوریه نیز مشاهده شده بود. 4️⃣چهارمین مسئله، موضوع تنگه هرمز بود. ایران مشاهده می‌کرد که آمریکا به‌تدریج ادعای ایران درباره کنترل تنگه را تضعیف می‌کند؛ نخست با تشویق نفتکش‌ها به اینکه اصلاً با ایران برای عبور هماهنگ نکنند و سپس با هدایت آنها به استفاده از مسیر جنوبی. این دو موضوع از نظر ایران جدا از یکدیگر بودند. ایران معتقد بود حتی اگر کشتی‌ها از مسیر جنوبی عبور کنند، باز هم باید عبور خود را با ایران هماهنگ کنند، زیرا این بخشی از مفهوم «کنترل تنگه» از دید تهران است. اما آمریکا کشتی‌ها را تشویق کرد که نه‌تنها با ایران هماهنگ نکنند، بلکه از مسیر جنوبی استفاده کنند. ایران تصمیم گرفت در این نقطه خط قرمز خود را مشخص کند. در آن زمان، آمریکا نیز تصمیم گرفت پاسخ بسیار گسترده‌ای بدهد. این دیگر یک اقدام متقابل محدود نبود، بلکه تشدیدی بزرگ در درگیری بود. برای ایران کاملاً روشن بود که حملات آمریکا به سامانه‌های پهپادی، موشکی و دیگر توانمندی‌های نظامی، با هدف خارج کردن کنترل تنگه هرمز از دست ایران طراحی شده است. به نظر من، نگاه ایران این است که موضوع انتخاب میان منافع اقتصادی و تنگه هرمز نیست. اول اینکه، از دید تهران اساساً هیچ منفعت اقتصادی واقعی وجود نداشت. فکر نمی‌کنم امروز کسی در ایران باور داشته باشد که آمریکا واقعاً قصد اجرای وعده‌های خود در تفاهم‌نامه را داشته است. @ebtekareiran

  • 🔴🔴 حسین قتیب: حرف‌های ج دی ونس جالبند، متفاوت است، مهم است؟ هست! اما چشم‌هایتان را به پرواز سوخت‌رسان‌ها، الگوی حملات موشکی دشمن و جزایر و بنادر بدوزید. واقعیت آن جاست. @ebtekareiran

  • . شیب کاهش ذخایر استراتژیک نفت آمریکا . 🔖با ما همراه باشید... #نفت #تنگه #آمریکا #جنگ 📱@suqona

  • 🔰 اگر فکر میکنید سناریوی طراحی شده در پست قبلی تخیلی است حتما متن پیوست را بخوانید. متن پیوست خلاصه ای از یک متن بلندبالا است که چند روز پیش در اندیشکده «شورای آتلانتیک» منتشر شده است. نویسنده در این مقاله توصیه میکند که امریکا به ظاهر به تفاهمنامه پایبند باشد (توضیح اینکه این مقاله قبل از شروع مجدد جنگ نوشته شده است) اما در عین حال چند کار انجام دهد: 1- مذاکرات را دائما لِفت دهد و دائما موعد 60 روزه را به بهانه های مختلف تمدید کند و در این مدت هیچ امتیازی به ایران ندهد و در عین حال تضمین کند که نفت به راحتی و به وفور از تنگه عبور می کند. 2- آمریکا به تدریج تنگه را از دست ایران دربیاورد و در همان زمان، با کمک فرانسوی ها و انگلیسی ها، خود را به آقای تنگه تبدیل کند. 3- تمام پایگاه های نظامی در خلیج فارس را بازسازی کند و حتی پولش را از کشورهای عربی دریافت کند. نیروهایش را هم به هیچ وجه از منطقه تخلیه نکند. 4- شرایط را برای بروز آشوب های اجتماعی بعدی در ایران فراهم کند. در یک جمله می گوید: آقای آمریکا اساسا به مفاد تفاهمنامه پایبند نباش و خلافِ تمام وعده هایت عمل کن. لینک مقاله @Ebtekareiran

  • 🔴🔴🔴 درباره اعمال مجدد محاصره دریایی عده ای در ایران این تصور را دارند که اگر ایران در زمینه تنگه هرمز مدارا به خرج میداد و اجازه میداد کریدور عمانی (حتی به خلاف مفاد تفاهمنامه) کار کند آنگاه مسیر مذاکرات پیش میرفت، در زمینه هسته ای به توافق می رسیدیم، تنش ها کاهش پیدا میکرد، نفت ایران در قالب اسقاطیه به خوبی صادر میشد و در نهایت به نقطه «لغو تحریم ها و عادی سازی روابط» میرسیدیم. اما اگر تاریخ 15 ساله، رویدادهای یک سال گذشته و از همه مهمتر، ژئوپلیتیک قدرت های بزرگ و جغرافیای اقتصادی ایران را وارد تحلیل کنیم آنگاه اینقدر ساده و تقلیل گرایانه به موضوع نگاه نخواهیم کرد. اما ترامپ داشت در چه مسیری حرکت میکرد؟ آمریکایی ها به این نتیجه رسیده بودند که با گرم و سرد کردن ایران بهتر می توانند مقاومت ایران را بشکنند نه صرفا با تشدید آتش جنگ. همین مسیر یک بار در فرآیند آتش بس تجربه شد. طرف آمریکایی پذیرفت که بر اساس مفاد 10 گانه ایران آتش بس را بپذیرد (به بیانی، ایران را سرد کرد) اما به محضی که به اسلام آباد آمد، انگار نه انگار که وعده ای داده بود. در موضوع تفاهمنامه هم همین بود. آمریکا معافیت تحریمی به ایران داد و در متن پذیرفت که ایران، سازوکار تنگه را طراحی کند و حتی وعده لغو تحریم ها و بازسازی داد. این سیاستِ اعلامی بود. اما در واقعیت، سیاست اِعمالی کاملا با سیاست اعلامی متفاوت بود. بالافاصله بعد از امضای تفاهمنامه، آمریکا گام به گام به این سمت حرکت کرد که حاکمیت ایران بر تنگه را پایان داده و خودش به آقای تنگه تبدیل شود. 🔴🔴🔴 اگر ایران پاسخ نمیداد و ایستادگی نمیکرد پس از مدتی، ناوگان نظامی اروپایی به بهانه مین زدایی وارد جغرافیای تنگه هرمز میشد و سپس آمریکا، مجددا محاصره دریایی را اِعمال میکرد. اما نه محاصرۀ تنها بلکه با مطالبه تسلیم محض ایران، آن هم در زمینه هسته ای، موشکی، منطقه ای و همچنین دریافت عوارض از تنگه هرمز. اما ایستادگی ایران باعث شد که بازگرداندن محاصره دریایی، نه با مطالبه تسلیم محض ایران در زمینه هسته ای و موشکی و منطقه بلکه صرفا در چارچوب دریافت عوارض بیست درصدی صورت بندی شود؛ که البته به زعم برخی اندیشمندان، این موضع گیری به ضرر آمریکا تمام خواهد شد. غرض آنکه برای طرف آمریکایی، یک ایران کلنگی بهترین گزینه است. افق توسعه ایران با چشم انداز مطلوب آمریکایی در مورد غرب آسیا در تعارض است. 🔰 «ایران»ی که: - یک نظم سیاسی مستقل است. - ذخایر عظیم انرژی دارد، - دسترسی به آب‌های آزاد دارد - وسعت سرزمینی و عمق استراتژیک دارد - کنترل بر حساس‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان (خلیج فارس و تنگه هرمز) دارد - در تقاطع مسیرهای ترانزیتی شرق–غرب و شمال–جنوب قرار گرفته - میتواند هم بازی برّی و هم بازی بحری انجام دهد. - و می تواند میزبان اتصالات کریدوری اوراسیایی در قلب زمین (heartland) باشد حتما در نگاه آمریکایی ها گزینه مناسبی برای رشد و توسعه نیست. جمع بندی: به جای نگاه های فانتزی گرا و ایدئولوژی زده، به واقعیت های سخت جهان جدید بنگرید. ما مخیر بین جنگ و صلح نیستیم. انتخاب ما این است که زودتر یا دیرتر، واقعیت جهان جدید را بفهمیم. و البته «هرچه دیرتر» بفهمیم بیشتر تاوان خواهیم داد. @ebtekareiran

  • 🔴🔴 رضا نصری، حقوقدان بین المللی به خوبی توضیح میدهد که کدام طرف مقصر است: بند پنجم یادداشت تفاهم اسلام‌آباد شامل سه تعهد است و در هر سه مورد، طرفِ متعهد یکسان است: «جمهوری اسلامی ایران ترتیبات لازم را اتخاذ خواهد کرد»؛ «عملیات مین‌روبی توسط جمهوری اسلامی ایران ظرف ۳۰ روز آغاز خواهد شد»؛ و «جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان وارد گفت‌وگو خواهد شد.» در بند پنجم هیچ اشاره‌ای به ایالات متحده نشده است. این موضوع ناشی از سهو یا غفلت نیست. بند ششم با این عبارت آغاز می‌شود: «ایالات متحده آمریکا تعهد می‌کند.» بندهای اول تا سوم نیز هر دو طرف را صراحتاً و با ذکر نام متعهد می‌سازند. تنظیم‌کنندگان متن به‌خوبی می‌دانستند چگونه واشنگتن را در یک تعهد وارد کنند، اما آگاهانه از گنجاندن آن در این بند خودداری کردند. جایگاه عمان نیز چندان بهتر نیست. هیچ وظیفه مشخصی به عمان واگذار نشده و تنها قرار است گفت‌وگویی با این کشور انجام شود؛ آن هم گفت‌وگویی درباره اداره آینده تنگه که صراحتاً برای مذاکره میان ایران، عمان و دولت‌های ساحلی خلیج فارس در نظر گرفته شده است. اکنون ببینید چه بر سر آن مذاکره آمد. در ۲۷ ژوئن، یعنی در روز دهم از مهلتی سی‌روزه که خود ایالات متحده پذیرفته بود و پیش از آنکه موعد اجرای حتی یکی از تعهدات ایران فرا برسد، یک فرماندهی نیروی دریایی آمریکا کریدوری را در سواحل عمان گسترش داد و هدایت تردد کشتی‌ها از طریق آن را آغاز کرد. مسئلۀ اینکه چه طرفی تنگه را اداره خواهد کرد، موضوع مذاکره قرار نگرفت. این مسئله در دریا، به‌صورت یک‌جانبه و به دست همان طرفی تعیین تکلیف شد که توافق، آن را از تصمیم‌گیری در این زمینه کنار گذاشته بود. هیچ دولتی نمی‌تواند درباره نحوه اداره یک آبراه مذاکره کند، درحالی‌که طرف مقابل از پیش اداره آن را آغاز کرده است. کریدور جنوبی نیز هرگز نمی‌توانست اقدامی جبرانی محسوب شود، زیرا اقدام جبرانی مستلزم وقوع نقض تعهد است، حال آنکه هنوز هیچ مهلتی به پایان نرسیده بود. این اقدام عملیات نجات نیز نبود؛ مسیر شمالی باز بود و محموله‌ها می‌توانستند از آن عبور کنند. کریدور جنوبی در واقع نتیجه‌ای بود که قرار بود از مذاکره حاصل شود، اما پیش از آغاز مذاکره تحمیل شد. پس چگونه نیروی دریایی ایالات متحده اداره یک مسیر کشتیرانی را در دست گرفت، ترتیباتی را که صراحتاً به نام ایران واگذار شده بود بر عهده گرفت و اکنون خواستار دریافت بیست درصد از ارزش هر محموله عبوری است؛ آن هم بر اساس توافقی که در متن خود تصریح می‌کند تا زمان دستیابی به توافق نهایی، عبور «بدون دریافت هزینه» انجام خواهد شد؟ پاسخی که ارائه می‌شود این است که کریدور جنوبی با روح یادداشت تفاهم سازگار است: هدف توافق، باز بودن تنگه بوده و این کریدور نیز تنگه را باز نگه می‌دارد. اما معاهدات به این شکل عمل نمی‌کنند. بر اساس کنوانسیون وین، موضوع و هدف یک توافق می‌تواند به روشن شدن مفاد آن کمک کند، اما جایگزین مفاد صریح آن نمی‌شود. موضوع و هدف توافق نیز هرگز به یک طرف اجازه نمی‌دهد آنچه را متن به طرف دیگر واگذار کرده، به‌صورت یک‌جانبه انجام دهد. در غیر این صورت، جمله نخست بند پنجم زائد، مهلت سی‌روزه آن صرفاً تزئینی و شرط گفت‌وگو تنها جنبه توصیه‌ای خواهد داشت. تفسیری که برای رعایت یک توافق، یکی از مفاد آن را عملاً از متن حذف می‌کند، اساساً تفسیر محسوب نمی‌شود. مسئله ساده است. از ایران خواسته شد تنگه را باز کند و ایران آن را باز کرد. به ایران وعده مذاکره داده شد، اما در عمل در برابر یک امر انجام‌شده قرار گرفت. پرسشی که تعیین‌کننده کل این موضوع است، حتی یک بار نیز پاسخ داده نشده است: تعهد ایران دقیقاً در چه زمانی سررسید می‌شد؟ و کدام بند از همین توافق به ایالات متحده اجازه می‌داد پیش از فرارسیدن آن روز دست به حمله بزند؟ @ebtekareiran

  • без подписи

  • 🔴🔴🔴 رابرت پیپ: جنگ تمام عیار در راه است. ترامپ در فاکس نیوز می‌گوید: «ما تنگه هرمز را می‌گیریم... قرار است پولش را بگیریم.» ایران قول انتقام از آمریکایی‌ها در سراسر جهان را داده است. حتی تظاهر به مذاکره هم نمی‌کند. جنگ تمام عیار در راه است. @ebtekareiran

  • 🔴 بازارهای مالی آمریکا در ظاهر قدرتمند و صعودی‌اند، اما زیر این سطح آرام، مجموعه‌ای از ریسک‌های انباشته وجود دارد. 🔰 پایگاه تحلیلی پروجکت سیندیکیت بازارهای مالی آمریکا، با وجود رکوردشکنی شاخص‌های سهام، در معرض آسیب‌پذیری جدی قرار گرفته‌اند. از نگاه نویسنده، ترکیب ارزش‌گذاری‌های بسیار بالا، رشد شدید بدهی حاشیه‌ای، افزایش اهرم مالی در بخش‌های مختلف بازار و تمرکز بیش از حد بازار سهام بر چند شرکت بزرگ فناوری، نشانه‌هایی از ورود بازار به محدوده حبابی است. نخستین نشانه هشداردهنده، سطح بسیار بالای ارزش‌گذاری سهام آمریکاست. دومین منبع نگرانی، رشد سریع بدهی و اهرم مالی است. طبق متن، بخش مهمی از رشد اخیر بازار سهام آمریکا با بیش از یک تریلیون دلار پول قرضی تغذیه شده است. بدهی حاشیه‌ای سرمایه‌گذاران، یعنی پولی که برای خرید اوراق بهادار از کارگزاری‌ها قرض گرفته می‌شود، طی یک سال ۵۴ درصد افزایش یافته و به رکورد ۱.۴ تریلیون دلار رسیده است. این سطح از اهرم مالی، در اقتصادی که خود با بدهی سنگین خانوارها، دولت و شرکت‌ها روبه‌روست، می‌تواند در صورت اصلاح بازار، فشار فروش را تشدید کند. سومین حوزه آسیب‌پذیری، بازار اعتبار خصوصی است. بخش بزرگی از وام‌دهی و تأمین مالی اکنون خارج از نظام بانکی سنتی انجام می‌شود و تحت نظارت شفاف و دقیق رگولاتورها قرار ندارد. به همین دلیل، ارزیابی میزان واقعی اهرم مالی و ریسک‌های پنهان دشوار شده است. نویسنده این وضعیت را به نوعی «کلاهبرداری یا ریسک پنهان کشف‌نشده» در نظام مالی تشبیه می‌کند. سهم نهادهای غیربانکی در وام‌دهی اهرمی و وام‌های مسکن طی سال‌های اخیر به‌شدت افزایش یافته و این امر می‌تواند در زمان بحران، انتقال شوک به اقتصاد واقعی را تسریع کند. بازار اوراق بدهی دولت نیز در معرض خطر است. دولت‌هایی مانند آمریکا، بریتانیا و ژاپن بیش از گذشته به تأمین مالی کوتاه‌مدت وابسته شده‌اند. در آمریکا حدود ۲۰ درصد بدهی فدرال از اوراق کوتاه‌مدت خزانه تشکیل شده است. این راهبرد در کوتاه‌مدت هزینه استقراض را کاهش می‌دهد، اما اگر نرخ‌های بهره بالا بماند یا افزایش یابد، دولت را با ریسک بازتأمین مالی سنگین‌تری روبه‌رو می‌کند. از سوی دیگر، کاهش خرید اوراق بلندمدت توسط صندوق‌های بازنشستگی و بیمه‌ها و جایگزینی آن‌ها با صندوق‌های پوشش ریسک، می‌تواند نوسان بازار اوراق را افزایش دهد. مقاله دو محرک اصلی برای وقوع اصلاح شدید بازار معرفی می‌کند. - محرک نخست، افزایش نرخ بهره است. همچنان درباره امنیت جریان انرژی از تنگه هرمز و مسیر آینده قیمت کالاها ابهام وجود دارد. افزون بر این، کاهش اخیر قیمت نفت و کالاها ممکن است برای کنترل تورم کافی نباشد. برخی مقام‌های فدرال رزرو نیز احتمال افزایش دوباره نرخ بهره را مطرح کرده‌اند. افزایش نرخ بهره می‌تواند هم ارزش سهام را تحت فشار قرار دهد و هم هزینه تأمین مالی بدهی‌های عظیم موجود را بالا ببرد. - محرک دوم، تمرکز ریسک در شرکت‌های بزرگ فناوری و هوش مصنوعی است. بخش بزرگی از رشد بازار سهام آمریکا به انتظارات خوش‌بینانه درباره هوش مصنوعی و عملکرد شرکت‌هایی مانند اپل، آلفابت، آمازون، متا، مایکروسافت، انویدیا و تسلا وابسته شده است. این هفت شرکت اکنون نزدیک به یک‌سوم ارزش بازار شاخص S&P 500 را تشکیل می‌دهند. بنابراین، هرگونه ناامیدی از سودآوری، درآمد یا چشم‌انداز سرمایه‌گذاری یکی از شرکت‌های بزرگ هوش مصنوعی می‌تواند به فروش گسترده در کل بازار منجر شود. 🔴🔴 جمع‌بندی مقاله این است که بازارهای مالی آمریکا در ظاهر قدرتمند و صعودی‌اند، اما زیر این سطح آرام، مجموعه‌ای از ریسک‌های انباشته وجود دارد: ارزش‌گذاری‌های افراطی، اهرم مالی بالا، رشد بدهی حاشیه‌ای، ریسک صندوق‌های اهرمی، گسترش اعتبار خصوصی خارج از نظارت بانکی، آسیب‌پذیری بازار اوراق و تمرکز شدید بازار سهام بر چند شرکت فناوری. تا زمانی که نرخ بهره پایین بماند، نوسانات محدود باشد و خوش‌بینی نسبت به هوش مصنوعی ادامه پیدا کند، این وضعیت ممکن است دوام بیاورد؛ اما در صورت تغییر یکی از این متغیرها، احتمال اصلاح شدید و سرایت آن به اقتصاد واقعی افزایش خواهد یافت. @ebtekareiran

  • без подписи

  • 🔴 دنیس راس: حملات نظامی کنونی ما علیه ایران دستاورد بسیار اندکی خواهد داشت. اگر هدف این حملات آن است که به ایرانی‌ها نشان دهد حمله دوباره به کشتی‌ها چه هزینه‌ای دارد، شکست خواهد خورد. رهبران ایران معتقدند از حملاتشان سود بیشتری می‌برند، زیرا این حملات نشان‌دهنده کنترل آن‌ها بر تنگه‌هاست. @ebtekareiran