- Последний пост
- 5 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 593
- 1/48двое суток
- 679
- 1/72трое суток
- 732
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سلام دوستان آقای بهروز پایگان یکی از دوستان عزیز منه که این روزها دنبال ترانههای خوب برای اجرا میگرده. اگه ترانهسرا هستید و فکر میکنید حس و حال کاراتون مناسب موسیقی آلترناتیو هست، میتونید برای ارسال ترانهتون به این شماره تو واتساپ پیام بدید: +1 (289) 637-4310 اگه میخواید بیشتر از یه ترانه بفرستید، در قالب یه فایل PDF ترانهها رو ارسال کنید. سوالی هم اگه داشتید اینجا بپرسید @ehsan_rayat جواب میدم ❤️ قربونتون @ehsanrayat
منزوی جایی پرسیده: پس از عمری به باطل سر نهادت در پیات ای عشق کجا پیدات خواهم کرد؟ پیش که؟ کیات ای عشق؟! نزدیک به پونزده سال از نوشتن این ترانه گذشته و هنوز سوالم اینه که: پس کی میخواد بیاد… #احسان_رعیت @ehsanrayat
لولی یه هوش مصنوعیه که به همت دوست خوبم، آرش افشار طراحی شده و قراره ترانههایی متفاوت از جریان غالب بازار موسیقی اجرا کنه. «زنده موندم» اولین آهنگ لولیه که با ترانهای از من منتشر شده و امیدوارم دوستش داشته باشید. میتونید لولی رو در اینستاگرام هم فالو کنید. پ.ن: امیدوارم به زودی زنان و دخترای ایران هم بتونن آزادانه هنرشونو روی استیج نشون بدن. ❤️ @Ehsanrayat
از اون کسی که جامو گرفته بپرس میمونه یا نه…؟ محاورههای من برای همراهی با موسیقی چندان مناسب نیستن؛ اینو سالهاست که فهمیدهم. یادمه قبلا بابتش غمگین و کلافه میشدم اما حالا که خودم و جهان رو بهتر میفهمم، خوشحالم که فقط چیزهایی نوشتم که روم بشه پاشون بنویسم #احسان_رعیت با این حال تلاش هم کردم برای اجرایی نوشتن. چند وقت پیش یه سری از ترانههایی که سالها پیش به نیت اجرا و برای دوستان آهنگساز و خوانندهم نوشته بودم پیدا کردم. این یکی از اون کاراست که تاریخ ایجاد فایلش میگه سال ۲۰۱۸ نوشته بودمش. امروز به کمک هوش مصنوعی اجراش کردم و دیدم بدک نشده. تصمیم گرفتم این ترانهها رو به کمک AI به موسیقی تبدیل و اینجا منتشر کنم؛ اگه خاورمیانه بذاره! @EhsanRayat
فکر کردم به تنش دستم آتیش گرفت دل چندصد سالهم بچهبازیش گرفت فکر کردم به لبش دهنم دریا شد دو تا ماهیقرمز رو لبم پیدا شد خودمو گم کردم توی آغوشش بود گوشهی امن جهان بغل گوشش بود… #احسان_رعیت @ehsanrayat
تست کیفیت دوره: پادکست بخشی از محتوای متنی جلسه اول
احسان رعیت pinned a photo
سلام دوستان وقتتون به خیر امیدوارم خوب باشید سرفصلها و تاریخ برگزاری جلسات نهایی شده و خدمتتون عرض میکنم. سرفصلها: جلسه اول: هنر چیست و چگونه باید با آن مواجه شویم؟ -تعریف هنر از دید بزرگان تاریخ هنر -بررسی سیر تحول هنر از رنسانس تا امروز همراه با معرفی…
قلبتو گرفتی دستت به هر آدمی که رد میشه تعارف میکنی فرقیام برات نداره مقصد طرف کجاس واسه هرکسی کنار جاده میبینی توقف میکنی آخرش غرورتو به تنهاییت باختی و این روزا هر غلطی دلت بهت گف میکنی این روزا تحمل خودت برات سخت شده دغدغهت دیدن یکی دیگه رو تخت شده جز خودت که خیلی وقته به خودت سر نزدی هرکسی رهات کرده رفته خوشبخت شده… #احسان_رعیت @ehsanrayat
بوی خون توی هوا رو کلکشیدن تو عزا رو گوش سنگین خدا رو دیدم و دووم آوردم بیگناه روی دارو سنگ قبر بچهها رو قبر بیصاحبعزا رو دیدم و دووم آوردم جنگل تو برهوتو نعرهی بعد ِ سکوتو صبح فردای سقوطو زنده موندهم که ببینم زلف رو شونهی بادو گریه از ذوق زیادو روز خوبی که میادو زنده موندهم که ببینم… #احسان_رعیت @ehsanrayat
دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! یعنی من مردهام! اما اگر قرار باشد زیاد غمگین شوی بلند میشوم با هم صبحانه میخوریم گپ میزنیم بعد هم میروم سری به خاک دوستانم بزنم برگردم اگر هم حوصلهام نشد شاید همان دور و برها خودم را چال کنم چرا که دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! یعنی اگر گلولهای به سمتم شلیک شود سرم را هم خم نخواهم کرد یعنی اگر برای بریدنِ این رگ تیغ در خانه نباشد تا مغازه هم نخواهم رفت چرا که دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! اگر به خانهام بیایی تمامِ خانه را گل خواهم کاشت اگر نیایی هم تمام خانه را گل خواهم کاشت اگر بروی هم اگر بمیری هم! چرا که دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! یعنی زمان را از دستم باز کردهام چاقو را از جیب درآوردهام و رابطهی علت و معلول را بریدهام چرا که میخواهم بیدلیل تنها باشم درست چون نوازندهای که در میان اجرا سازش را زمین میگذارد تا موسیقیاش تمام نشود درست چون خدایی که انساناش را زمین گذاشته تا بر آسمان بنویسد: دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! #گروس_عبدالملکیان @ehsanrayat
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی آهنگساز و تمظیمکننده: آندرانیک خواننده: ابی خانه سرخ و کوچه سرخ است و خیابان سرخ است… @ehsanrayat
به زندگی، به غم جاودانه برگشتیم به صف شدیم و به سلاخخانه برگشتیم... #احسان_رعیت شعر کتیبه با قلم و صدای #اخوان دقیقترین شرح حال این روزهاست... @ehsanrayat
از کجا که من و تو شور یکپارچگی را در شرق باز برپا نکنیم؟ از کجا که من و تو مشت رسوایان را وا نکنیم…؟ چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم؟ خانهاش ویران باد! شاعر: حمید مصدق آهنگساز و خواننده: حبیب @ehsanrayat
هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد… ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی آهنگساز: سیاوش قمیشی خواننده: ابی @ehsanrayat
@ehsanrayat
تولد خورشید مبارک رفقا ❤️ امیدوارم یلدای امسال به معنای واقعی، شروع پیروزی نور بر تاریکی باشه و یلدای سال دیگه رو با حال بهتری جشن بگیریم. به امید عشق، آزادی و رفاه برای همه ❤️
без подписи
چشم من به دکمههای پیرهن توئه قلب من تــو جیب چپ لباس تــو تنِ توئه لبامو هــر کجا که گــم میکنم روی نبض گردن توئه ببند درو ولی خودت نرو بسپرش به من دکمههای آخرو وقتشه بازم بغل کنم مثل یه قفس پرنده رو من کیام؟ مال تـو اگه نباشــــم، هیچکس یه جسم سرد و بینفس همین و بس من کجام؟ اگه تو قلب تو نباشم، هیچجا علت وجود و هستی منی شما خانم خدا عطرو وقتی دوس دارم که رو تن توئه رنگو وقتی رنگ پوست گردن توئه خودم رو وقتی دوس دارم که میبینم، من توئه من کنار تو یه مرد دیگهای شدم عاشق تموم آدماییام که عاشق توئن مخصوصاً خودم... #احسان_رعیت آلبوم سوم بهروز پایگان در راهه و من چند تا ترانهی عاشقانه توش دارم که «خانم خدا» یکی از اونهاست. امیدوارم بشنوید و دوسش داشته باشید ❤️ @ehsanrayat
عمرش گذشته بود و عزیز کسی نبود حالش خراب بود و مریض کسی نبود رو شونهی کسی سر راحت زمین نذاشت حتی به روز واقعه هم گریهکن نداشت افتاد هر دفعه احدی اعتنا نکرد حتی خدا به گوشهی چشمی نگا نکرد از جا بلند شد به مسیرش ادامه داد به رنج وحشی همهگیرش ادامه داد ترسید رنجشو به کسی منتقل کنه هرکس که دید روحشو دستاشو ول کنه از قرصهای بیاثرش هیچچی نگفت از عنکبوت توی سرش هیچچی نگفت گوشهنشین ساکت تنها میون جمع غمگینتر از نماز فرادی میون جمع از یاد رفته بود و حواس کسی نبود این روزها مخاطب خاص کسی نبود دور از نگاه سرد و طلبکار جمعیت بیاعتنا به تلخی رفتار جمعیت هرشب چراغ خونه رو خاموش کرد و بعد رو تخت خواب عشقو فراموش کرد و بعد... ◼️ -بعدش به حال زار خودش سخت گریه کرد؟ -آره مث یه مرد! -بسه دروغگو! کی؟ کِی؟ کجا؟ چشای منو دیده خیس آب؟ اونم پس نقاب؟ -انگار داره صدای یکی دیگه هم میاد؟ -حتما یه برگ زرده که افتاده دست باد -بعدش ادامه داد... ◼️ هر صبح توی غربت آیینه خیره بود یار کسی نبود، اگه بودم ذخیره بود روی دلش همیشه یه زخم عمیق داشت تنها نبود، بین رقیبا رفیق داشت سیمرغ گمشده توی شهر کلاغها سرو خمیدهی وسط هرزهباغها بالش رو بست تا توی ویرونه بند شه دائم نشست، قد رفیقا بلند شه حالا سلامتی غمش نوش میکنن بازندهها رو زود فراموش میکنن مغلوب سربلند تمام قمارها بنیانگذار فرقهی بیافتخارها جز قلب خسته نعمتی از زندگی نداشت با این همه شکایتی از زندگی نداشت اونی که غیر عشق مریض کسی نبود عمرش گذشته بود و عزیز کسی نبود -اینجا سکوت کرد بعدش چراغو کشت تا قصه توی قعر سیاهی فرو بره اما هنوز سایهای از پشت پنجره... #احسان_رعیت تو کامنت این پست توضیحاتی راجعبه روایتش نوشتم. اگه دوست داشتید بخونید. @ehsanrayat