ایرانشهر
Статистика"اهورامزدا این سرزمین را از خشکسالی، لشکر دشمن و از دروغ پاس دارد."
- Последний пост
- 25 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 35
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 117
- 1/48двое суток
- 134
- 1/72трое суток
- 144
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
دوستان و هموطنان عزیز متاسفانه در جنوب ایران اوضاع اصلا خوب نیست و غیر نظامیهای زیادی در حملات اخیر آسیب دیدند. 🩸خواهش میکنم اگر شرایط اهدای خون رو دارید برای اهدا به مراکز انتقال خون مراجعه کنید. هر کدوم از ما ممکنه بتونه جان یکی از هموطنانمون رو نجات بده. ممنون میشم به دیگران هم اطلاعرسانی کنید.
θātiy Dārayavauš xšāyaθiya hya Auramazdām yadātaiy yānam avahyā ahatiy utā jīvahyā utā martahyā داریوش شاه گوید: آنکه اهورمزدا را بستاید، چه زنده و چه مرده، برکت از آن او خواهد بود. سنگنوشته داریوش بزرگ در بیستون ستون پنجم، سطر ۱۸-۲۱ @eranshahrg
تیرگان؛ روزی که واژهٔ میهن نه با جنگ و شمشیر، که با جان و تیر یک قهرمان معنا شد. آرش، آنگاه که بر فراز البرز کوه ایستاد، میدانست این واپسین باری است که خورشید را بر پهنهٔ سرزمین مادری تماشا میکند. او تیر در کمان نگذاشت؛ همهٔ آرزوها، عشق و آیندۀ یک ملت را در چلهٔ کمان فشرد. در آن لحظهٔ خاموش، آنگاه که نفس در سینهٔ خاک به دام افتاده بود، آرش جلوهای شد از همهٔ فرزندان ایران و جانفدایان میهن. با رها شدن تیر، بند بند وجودش در پهنای آسمان تکثیر شد تا ایران، سرسبز و آزاد باقی بماند. تیرگان یادآور آن است که این سرزمین، ریشه در جانهای شیفتهای دارد که هرگز تسلیم تاریکی نشدند و در برابر اهریمنان و دژخویان سر فرود نیاورند. #تیرگان خجسته باد @eranshahrg
«استرابون هنگام سخن گفتن از سکنهٔ فلات ایران میگوید که آنان به یک زبان سخن میگویند، وی در عین حال تصریح میکند که تغییر لهجه از جایی به جای دیگر وجود داشته است (کتاب ۱۵، فصل ۲، بند ۸). احتمال دارد که استفاده از زبان فارسی [در زمان هخامنشی] در میان بعضی از اقوام فلات رواج یافته باشد. ... ... پارسیان نیز بیتردید به کار بردن زبانهای محلی را آموخته بودند. ... هرچند مجموعهای از موانع زبانشناختی و سیاسی مانع ارتباط کلامی پارسیان و اتباعشان میشد، اما باید خاطر نشان کنیم که کاربرد زبان آرامی و فعالیت مترجمان شفاهی به سهولت امکان رفع این موانع را در کارهای اداری و حتی زندگی روزمره میداد. ... به عبارت دیگر، پراکندگی زبانشناختیای که همیشه وجود داشت، وحدت سیاسی شاهنشاهی را به مخاطره نمیافکند.» تاریخ هخامنشیان پییر بریان @eranshahrg
без подписи
همخوانی کتاب «شاهنشاهی اشکانی» نوشتهٔ یوزف ولسکی در: باشگاه کتابخوانی ایرانشهر. آغاز همخوانی: ۲۳ خرداد گروه تلگرامی باشگاه: t.me/eranshahrbook
هزار سال پیش، در روزگاری که غبار فراموشی بر چهرهٔ تاریخ ایران نشسته بود، مرد دهقانی از توس برخاست تا شیرازهٔ هویت یک ملت را دوباره به هم پیوند بزند. او با خشتِ واژه، دژی بنا کرد که در آن نه تنها زبان پارسی، که پهلوانان، شاهان و آیینهای کهن ایران پناه گرفتند. فردوسی برای ما چیزی فراتر از یک شاعر است؛ او نگهبان زبان و معمار بزرگ روایت ملی تاریخ ماست؛ مردی که روایتهای کهن و شکوه از یاد رفته را در کالبد خداینامهاش زنده کرد. اگر امروز ریشههایمان را میشناسیم و از پس سدهها، هنوز به شناسنامهٔ فرهنگی خود میبالیم، برای سی سال رنج مردی است که تاریخ را با هنر گره زد و نگذاشت در گرداب تاریخ سرگردان شویم و به ما یادآوری کرد که کیستیم و که بودیم و از پسِ هر افتادنی، چگونه برخاستیم. پاسداشت حکیم توس، پاسداشت همان روایتی است که از ما، یک "ملت" ساخته است و شکوهِ ایران، مدیون زبان پارسی و روایتگری هنرمندانهٔ اوست. #روز_پاسداشت_زبان_پارسی #فردوسی @eranshahrg
ما اینجا زاده شدیم و اینجا روییدیم، و اینجا با خاک و آب آشنا شدیم، و این جا دل به عشق سپردیم. پس، برماست که از این آب و این خاک، با تمامی توان خویش حفاظت کنیم. و بر ماست که تن خاکیمان، همین جا، زیر و زبر همین خاک ها، کنار همین دریا، خاک شود و خاکسترش بر باد رود. من، مجموع خاطرات ملت خویش از این دریا هستم؛ دریایی که از آن ماست، و همیشه خدا از آن ما بوده است. و خداوند خدا، هنگامی که آن کوچ بزرگ اتفاق افتاد و حتی بسیار پیش از آن، این دریا را به ما بخشیده بود و به ما آموخته بود که پای برهنه، راهی بس دراز را بپیماییم و به اینجا برسیم. بر جادههای آبی سرخ نادر ابراهیمی #روز_خلیج_فارس @eranshahrg
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
تصاویری از تخریب کاخ گلستان عکاس: هربرت کریم مسیحی متاسفانه نه شعور رعایت پروتکلهای حفاظتی هست و نه شرف نزدن اماکن تاریخی. «از دشمنان برند شکایت به دوستان چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟» @eranshahrg
در منابع ژاپنی مانند «نیهون شوکی» از ورود افرادی از «تخارا» سخن گفته شده است. برخی پژوهشگران احتمال دادهاند که گروهی از ایرانیان یا وابستگان ساسانی از مسیر چین به ژاپن رسیده باشند. علاوه بر این، آثار هنری با سبک ساسانی در گنجینه شوسوئین ژاپن نگهداری میشود که نشاندهنده نفوذ فرهنگی ایران در شرق دور است. این شواهد به معنای انتقال مستقیم یک شاخه سلطنتی نیست، اما نشان میدهد شبکههای ایرانیِ وابسته به ساسانیان در شرق آسیا فعال بودهاند. @eranshahrg
پس از پیروز، نرسه تلاش کرد مسیر را ادامه دهد. منابع چینی از حمایت نظامی برای او سخن میگویند و به نظر میرسد مدتی در تخارستان مستقر بوده است. برخی گزارشها از حدود بیست سال مقاومت پراکنده خبر میدهند. اما این مقاومت دیگر شانس واقعی برای بازپسگیری ایران نداشت. ساختار سیاسی ساسانی از هم گسسته بود و طبقه اشرافی که زمانی ستون دولت بود، دیگر آن انسجام پیشین را نداشت. نرسه نیز سرانجام به چین بازگشت. با این حال، در اسناد چینی تا دههها بعد همچنان از «شاهان پارس» یاد میشود و سفیرانی از سوی آنان به دربار تانگ میآیند. این نشان میدهد که ادعای تداوم شاهنشاهی، دستکم در سطح نمادین، زنده بوده است. @eranshahrg
پیروز، پسر یزدگرد، از امپراتور گائوزونگ درخواست کمک کرد تا ایران را بازپس گیرد. امپراتور وارد جنگ مستقیم با خلافت نشد، اما حمایت سیاسی و نظامی محدودی فراهم کرد. پیروز در تخارستان مستقر شد و حکومتی تشکیل داد که در منابع چینی با عنوان «پارس» از آن یاد شده است. این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد در نگاه رسمی دربار تانگ، هنوز نهادی به نام «شاه پارس» وجود داشته است. پیشتر تصور میشد که مرکز حکومت پیروز در سیستان بوده، اما با بررسی دقیقتر منابع چینی و شواهد جغرافیایی، احتمال تخارستان بسیار قویتر است. پیروز چند بار تلاش کرد با تکیه بر نیروهای محلی و حمایت چین موقعیت خود را تثبیت کند. اما فاصله زیاد از مرکز قدرت در ایران، قدرت خلافت در فلات ایران و محدود بودن منابع باعث شد این تلاشها به نتیجه نهایی نرسد. او در نهایت به چین بازگشت و در آنجا لقب نظامی و جایگاه درباری دریافت کرد. حتی تندیسش در کنار آرامگاه امپراتور تانگ قرار گرفت. گویا برای دربار چین، او صرفاً یک پناهنده نبود، و شاید یک شاه متحد محسوب میشد. اما واقعیت این بود که او دیگر بر ایران فرمان نمیراند. @eranshahrg
یزدگرد سوم در سال ۶۳۲ میلادی به تخت نشست؛ در شرایطی که امپراتوری ساسانی از درون فرسوده شده بود. جنگهای طولانی با بیزانس، بحرانهای جانشینی و رقابت خاندانهای اشرافی، ساختار دولت را تضعیف کرده بود. شکست قادسیه ضربه سنگینی بود، اما نبرد نهاوند در سال ۶۴۲ نقطه عطف شد. بعد از نهاوند، دیگر امکان سازماندهی یک مقاومت سراسری وجود نداشت. یزدگرد ناچار شد از شهری به شهر دیگر برود؛ ری، اصفهان، کرمان، سیستان و در نهایت خراسان. در هر منطقه تلاش کرد با جلب حمایت مرزبانان و خاندانهای محلی ارتشی تازه فراهم کند، اما شرایط سیاسی دیگر به نفع او نبود و سرانجام در مرو، احتمالا به دستور مرزبان این شهر، کشته شد. با مرگ یزدگرد، شاهنشاهی ساسانی به پایان رسید. بر اساس «تاریخ جدید دودمان تانگ» و «زد فوی یوان گوی»، یزدگرد پیش از مرگ سفیرانی به دربار چین فرستاده بود. امپراتوری تانگ در آن زمان یکی از قدرتهای بزرگ آسیا بود و برای ساسانیان، تنها امید خارجی محسوب میشد. پس از مرگ یزدگرد، این امید به پسرانش و مهمتر از همه، پیروز، منتقل شد. @eranshahrg
نوروز بزرگترین مبارزه ماست. هر سال، در آغاز بهار به یاد خود خواهیم آورد که ایران هنوز هست و ما برجاییم و پس از هر زمستانی باز جوانه خواهیم زد از این خاک، به شادی و فرخندگی! پاینده ایران نوروزتان پیروز @eranshahrg