اشارات
Статистика🔻اشارات؛ 🔸اشارههایی در باب جامعه، سیاست و فرهنگ از منظر اندیشهورزی و عقلانیت انقلابی بله https://ble.ir/esharat_57 تلگرام https://t.me/esharat_57 اینستاگرام https://www.instagram.com/esharat_57 ایتا https://eitaa.com/esharat_57
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 105
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 40
- 1/48двое суток
- 45
- 1/72трое суток
- 49
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#گفتار 🌕 مسئله اساسی پروژه ملی گرایی پهلوی چه بود؟! 🔹 ایدهها بدون بدنه اجتماعی، به نتیجه نمیرسند. 🎙 سجاد صفار هرندی ➕ @esharat_57
🎬روایت سومی از چگونگی پایان ۱۰۰ سال منازعه ایران و آمریکا - قسمت اول #تیزر 💢پنجمین قسمت از سری گفتگوهای تحلیلی مرکز گام پیرامون جنگ تحمیلی سوم 👤میزبان: آقای دکتر محسن دنیوی مدیر گروه سیاستگذاری پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی 🎙️ میهمان این قسمت: آقای دکتر اصغر عیوضی مدیر شبکه کانونهای تفکر ایران (ایتان) 🔸قسمت اول این گفتگو به شکلگیری منازعه ایران و آمریکا میپردازد و روایت خود را از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آغاز و تا نیمه مهر ۱۴۰۲ ادامه میدهد. همچنین سعی دارد به سوالات زیر پاسخ دهد: 1️⃣ این منازعه چگونه برای همیشه به پایان میرسد؟ 2️⃣ چرا ما یک کشور غیرنرمال هستیم؟ 3️⃣ ایرانستیزی از چه زمانی و چرا در آمریکا شروع شد؟ 4️⃣ تأثیر وقوع انقلاب اسلامی در روابط ایران و آمریکا چه بود؟ 5️⃣ تأثیر وقایع دهه نود و جنبش زن زندگی آزادی بر روند تقابل ایران و امریکا چه بود؟ 🖇️نسخه کامل گفتگو را در آپارات مرکز گام ببینید. 🌐 مرکز گام | @gamcenter_ir 📱بله | ایتا| تلگرام| اینستاگرام | آپارات | سایت
без подписи
🔻ادامه یادداشت🔻 در نهایت پس از تعیین چیستی جامعه و نگاه وحدتگرا یا کثرتگرا، با پیمایش میتوان سطح ادراک یا ظاهر شده از رفتار و افکار افراد را تحلیل کرد و نه بیشتر. روشهای مردمشناسانه نظیر مشاهده مشارکتی و پدیدارشناسی، امکان رسوخ به باطن عمیقتر جامعه را فراهم میکند. در نهایت اتخاذ موضع در قبال وحدت یا کثرت جامعه، در ارائه تحلیل یگانه یا چندگانه از اجتماعات متنوع مردم موثر است. #جامعه #وحدت_گرا #کثرت_گرا #وکیلیان ➕ @esharat_57
🌕 آنچه از جامعه میبینیم؛ آنچه از جامعه میفهمیم... 🖋سید آرش وکیلیان حجتالاسلام عرب پرسشهای دقیقی پیرامون بینش اجتماعی طرح نمودند که سعی میشود از منظر فلسفه علوم اجتماعی به پاسخ آنها بپردازیم. - پیمایش ها در چه حوزه ای از شناخت مردم روایی دارند؟ - آیا پیمایش ها در تحلیل تصمیم های عمیق جامعه تا کنون موفق بودند؟ - فرق گزارش از احوالات و مد های اجتماعی با سرمایه گذاری سیاست انقلاب اسلامی بر پدیده مردم سالاری دینی و در نتیجه اراده سازی چیست؟ - دعوای اصلی رؤیای آینده ایران در کجاست؟ نقش جنگ در پیشرفت آینده ایران و خلق این رویای جمعی و برونداد یک اراده نادیدنی از جامعه ایرانی چیست؟ - مردم مبعوث کجای اراده جمعی جامعه ایران قرار دارند و می توانند قرار بگیرند؟ - چرا تز سیاسی وفاق مجبور است گزارشی از جامعه شبیه یک توپ چهل تیکه ارائه کند و برای خلق چه اراده ای تصویر پاره پاره از ایران لازم است؟ مردم مبعوث چگونه این بازی حساب شده برای تغییر ایران را به هم زدند؟ به نظر نگارنده بدون تامل دقیق به چنین پرسشهایی دادهها و پیمایشها، بستههای سیاستی ، تحلیلهای سیاسی، نگاه اجتماعی دقیق به سرمایه مردم مبعوث و جنگ ما را به ناکجای فهمها و تجویزهای غلط خواهد کشاند. ۱- سوال اصلی این است که آیا جامعه همان برآیند افکار و رفتار مردم است یا امری فراتر از آن؟ از پیدایش جامعهشناسی دو رویکرد فردگرا و جامعهگرا وجود داشته. اگر جامعه برآیند افراد باشد با پیمایش میتوان جامعه را شناخت. اما اگر هستی جامعه فراتر از برایند افکار و کردار اشخاص باشد، آنگاه آنچه از پیمایش به دست میآید "رقیقهای" از حقیقت جامعه است. آنها که جامعه را هستی واقعی فراتر از افراد میدانند، پیمایش را دریچهای بر شناخت کمی و آماری وجوه ظاهر شده از آن در سطح افکار و رفتار افراد میدانند. یعنی فقط آن قدر از حقیقت جامعه که در اشخاص ظهور یافته و به خودآگاه انها درآمده با پیمایش قابل شناخت است. ۲- آیا با پیمایش میتوان به شناخت عمیق از جامعه رسید؟ تصمیمهای عمیق جامعه ، معمولا مواردی است که در سطح نااندیشه مکتوم است و در بزنگاههای خاص، فراتر از کنش های رایج در زندگی روزمره ظهور میکند. البته با مطالعه پیوسته و گسترده احوال جامعه در بلندمدت تا حدی میتوان آنها را شناخت، اما پیمایش بهترین روش شناخت آن نیست. احتمالا روش شناسیهای عمق نگر نظیر مردمشناسی و پدیدارشناسی در چنین مواردی بهتر باشد. ۳- در بزنگاهی که یک تحول اجتماعی رخ میدهد، چه امری واقع میشود؟ بزنگاهها نظیر جنگ موجب خیزش وجوه پنهان جامعه و نوسازی حیات جمعی به صورتی متمایز از عادات جاری میشود و جامعه ذخایر فرهنگ و تاریخ خود را در جنگها بروز میدهد. در بزنگاه، روح جمعی نوینی تشکیل میشود که به اشخاص هویت و کنش اجتماعی جدیدی اعطا میکند که تا پیش از آن به آن دسترسی نداشتند یا ملتفتش نبودهاند. جنگ اراده خفته جامعه را حول بقا و غلبه بیدار میکند. ۴- آیا همه مردم در روح جمعی برخاسته اشتراک دارند؟ میزان اتحاد آحاد جامعه با روح جمعی آن برخاسته به یک میزان نیست. یا حتی میتوان گفت برخی افراد فقط جسما در یک جامعه میزیند و به آن تعلق حقیقی ندارند. اشخاص حسب اتحاد با روح جمعی جامعه ، در کنش جمعی ناشی از جنگ برای بقا و تداوم حیات جامعه مشارکت میکنند. برخی به طور کامل قلبا و عملا با آن یکی میشوند و برخی در سطوح نازلتر . آنها که با خیزش روح جمعی جامعه مبعوث شدهاند، عاملان حرکت جامعه هستند و حسب کمیت و کیفیتشان دیگران را با خود حرکت میدهند. در جامعه امروز ما حدود ۴۰ درصد افراد پیوستگی قوی، حدود ۳۰ درصد پیوستگی ضعیف و ۳۰ درصد عدم تعلق دارند. ۵- آیا جامعه یک پدیده یگانه است یا اجتماعات چندگانه در یک موقعیت مادی همزیستی دارند؟ طرح یکپارچه از جامعه چنانکه هست بسیار دشوار است، اگر ناممکن نباشد. یکسان انگاری تمام آحاد غلط انداز است. از سوی دیگر تحلیل جامعه از طریق مطالعه جماعتهای متکثر وحدت آن را به امری صوری تقلیل می دهد. لذا با دو رویکرد میتوان جامعه را توصیف کرد. یک رویکرد وحدت گرایانه بر اساس اصالت دادن به اجتماعی است که روح جمعی غالب در آن موج میزند و تحلیل سایر مردم بر اساس نسبتشان با این روح جمعی. رویکرد دوم کثرت گرایانه با یک تحلیل فراگیر از تمام اجتماعات همزیست در یک موقعیت واحد حقوقی و جغرافیایی ، صرفنظر از وحدت انها با روح جمعی. رویکرد دوم ، موضعی لیبرال دموکراتیک به انسان دارد و فردیت را مقدم بر جامعه می داند. 🔻ادامه یادداشت🔻
🌕 آنچه از جامعه میبینیم؛ آنچه از جامعه میفهمیم... 🖋سید آرش وکیلیان متن یادداشت در لینک زیر https://t.me/esharat_57/315 #جامعه #وحدت_گرا #کثرت_گرا #وکیلیان ➕ @esharat_57
#گفتار 🌕 سوژهای که خودش سکولار باشد نمیتواند آنچه غیر از سکولار است را ببیند 🎙سید محسن ملاباشی / برنامه جریان ➕ @esharat_57
#گفتار 🌕 ایران میتواند به عنوان یک ایده معرفی شود 🔹ریشه های تاریخی ایده تمدنی ایرانیت 🎙 محمد هادی محمودی/ برنامه جریان ➕ @esharat_57
🌕نمیشود؟ 🖋محمد فدائی و پدرام کاویان این 140 روز بزرگ را که نگاه میکنیم، علیرغم دیدن صدها حماسه و شور، چیزی هست که همۀ ما را آزار میدهد. میان غلیان و هدف، فاصلهای هست که گویی هیچ پلی روی آن ساخته نشده. مردم مبعوث، غلیان دارند. این را در خیابان میشود دید، در شعارها شنید و در التهاب حضورشان حس کرد. اما این غلیان کجا خرج میشود؟ روی چه هدفی؟ اگر غلیان را یک سرمایه بدانیم، سرمایهای که با خون و عاطفه و ایمان به دست آمده، آن وقت باید پرسید: نرخ بازگشت این سرمایه چقدر است؟ چقدر از آن صرف بزرگتر کردن دایره خودیها شده و چقدر از آن در همان دایره قبلی چرخیده و نیست شده؟ *سؤال بیرحمی است.* اما اگر قرار باشد بعثت را جدی بگیریم، یعنی همان انقلاب در دعوت را، نمیشود از این سؤال فرار کرد. بعثت یعنی انقلابی در چگونه دعوت کردن. چه گفتن، چگونه گفتن و به سراغ چه کسی رفتن. مخاطب ما کیست؟ آن که دورتر ایستاده و ما را از پشت شیشۀ میدان نگاه میکند؟ یا آن که *کنار خودمان ایستاده* و همصدا با ما شعار میدهد؟! پاسخ این پرسش، همه چیز را عوض میکند. یک باور قدیمی در میان ما ریشه دارد که اسمش را میشود گذاشت *واقعگرایی بدبینانه.* باوری که در آن، فعل مجهول بر فاعل غلبه دارد. «نمیشود.» «نمیآیند.» «جامعه عوض نمیشود.» «الباقی را نمیشود به راه دعوت کرد.» این «نمیشود»ها آشنا نیستند؟ انگار از یک جای دور، از یک منطق مشترک، به ذهن ما راه پیدا کردهاند. جالب اینجاست که ما همین منطق را وقتی از زبان سیاستمداری میشنویم که میگوید «با دست فرمان رهبری نمیشود کشور را اداره کرد»، محکومش میکنیم. میگوییم این حرف، از موضع ضعف است، بیاعتمادی به مسیر است. اما پای دعوت که میرسد، خودمان همان حرف را میزنیم. «نمیشود مردم را دعوت کرد.» این تناقض از کجا میآید؟ شاید از یک احساس ضعف مشترک. همان احساسی که در مسئول هست و ما نقدش میکنیم، در خود ما هم هست وقتی به میدان دعوت میرسیم. فقط لباسش فرق کرده. حتی یک روایت ایثارگرانه از همین پارادایم «نمیشود» وجود دارد که کار را خرابتر میکند. «من خودم بار را به دوش میکشم تا هزینهای به رهبری تحمیل نشود.» این را گویندهاش اوج فداکاری میداند. این ایثار نیست، انصراف از مأموریت اصلی است. مأموریت اصلی دعوت بود، بزرگ کردن دایره بود، نه فشرده شدن در یک نقطه و تحمل بار آن به تنهایی. پیامبری که مبعوث میشود، مأمور است دعوت کند، نه اینکه خودش همۀ کارها را یکتنه انجام دهد و بگوید من فدای رهبری شدم. این تصویر از فداکاری، در باطن خود یک «نمیشود» بزرگ را حمل میکند. رهبری در پیام خود دو نگرانی مطرح کردند: خطای محاسباتی مسئولان و عدم تابآوری مردم. این دو نگرانی، نقشه راه است. اما تابآوری مردم را چگونه باید ساخت؟ با یارانه؟ وام؟ بستههای اقتصادی؟ *تابآوری که کالایی نیست بشود خرید و توزیع کرد.* یک حالت درونی است، یک ظرفیت روانی و ایمانی که در دیالوگ ساخته میشود. با حرف زدن با مردمی که ما را از پشت شیشه میدان نگاه میکنند. همانها که نه با ما هستند و نه علیه ما. تابآوری اینها با عتاب و شماتت ساخته نمیشود. پیامبران دعوت میکردند، نه شماتت. در منطق بعثت، این دو از یک جنس نیستند. اولی متن مأموریت است، دومی انحراف از آن. بعثت یک کار ایجابی است. یعنی باوری را ساختن، با زبان قوم حرف زدن، و از همه مهمتر، جاذب بودن. قدرتنمایی و تظاهرات خیابانی اگر خوب است، و قطعاً میتواند خوب باشد، پس چه بهتر که این اردوگاه را با دعوت از سایر اردوگاهها بزرگ کرد. تصور کنید همان جمعیت، همان شور، همان غلیان، اما این بار نه برای تخلیه خشم، برای دیالوگ با دیگری. این تصور، خیلی دور از دسترس نیست. فقط یک چیز کم دارد: جاذب بودن. *جاذب بودن یک سبک زندگی است،* یک مهارت، یک هنر که در میان ما، تعداد کمی آن را بلدند. و تا وقتی این سبک زندگی در اقلیت بماند، غلیان ما هر چقدر هم عظیم باشد، خرج همان دایره کوچک قدیمی خواهد شد. صرف هدف نمیشود. و مأموریت، روی زمین میماند. شاید اولین قدم برای شکستن پارادایم «نمیشود»، صرف فعل فعال بودن باشد. من فعالم، نه منفعل. تو فعالی، او هم فعال است؟ انقلاب در دعوت یعنی باور به اینکه آن سوی شیشه هم فاعلی هست که میتواند دعوت را بپذیرد، درونی کند و *حتی از ما جلو بزند.* بعثت یعنی همین شکستن تمام «نمیشود»هایی که میان ما و آنها دیوار کشیده. این دیوار را نباید باور داشت، مبعوث واقعی، دیوار را نمیبیند. از لابهلای «نمیشودها» عبور میکند و میرود به سراغ آن که ایستاده و نگاهش میکند. #اراده #مردم #فدایی ➕ @esharat_57
🌕نمیشود؟ 🖋محمد فدائی و پدرام کاویان متن یادداشت در لینک زیر https://t.me/esharat_57/311 #اراده #مردم #فدایی ➕ @esharat_57
🌕 آمریکا با حملات اخیر به خاک ایران دنبال چیست؟ 🖋شهاب اسفندیاری این روزها ابهامات و شبهات مختلفی دربارهی حملات اخیر آمریکا به خاک ایران در فضای رسانهای منتشر میشود. بسیاری از شهروندان از آسیب به زیرساختها و تاسیسات کشور و شهادت مدافعان وطن خشمگین هستند. در کنار جنگ نظامی، جنگ روانی دشمن هم اوج گرفته و روایتی واژگون از وقایع را تبلیغ و ترویج میکند. به نظرم برای روشن شدن فضا و ایجاد اتحاد و انسجام در برابر دشمن توجه به ۱۰ نکته زیر اهمیت دارد: ۱- آمریکا در جنگ به اهداف خود نرسید و شکست خورد. همهی تحلیلگران برجستهی بینالمللی این واقعیت را تصدیق کردهاند. ۲- ایران در جنگ کنترل تنگه هرمز به عنوان مهترین اهرم راهبردی و اقتصادی برای اعمال فشار به دشمن را به دست آورد. ۳- آمریکا در ۴۰ روز جنگ و با تمام قدرت نظامی خود نتوانست تنگه هرمز را باز کند. ۴- مذاکرات برای تثبیت دستاوردهای جنگ، تنبیه متجاوز و طلب خسارات جنگ بود. ۵- دشمن به بهانه مذاکرات و با تفسیر تفاهم نامه اقدام به باز کردن مسیر جنوبی و لغو ترتیبات ایرانی و سلب اختیار ایران از تنگه هرمز کرد. ۶- باز بودن مسیر جنوبی فقط منع ایران از درآمد عبور و مرور از تنگه به عنوان جبران بخشی از خسارات جنگ نیست. باز بودن مسیر جنوبی یعنی از دست رفتن مهمترین اهرم ایران در مذاکرات آتی و مهمترین اهرم ایران در بازدارندگی از اعمال تحریم و حمله مجدد. آمریکا به همین دلیل اینقدر بر سلب اختیار ایران در تنگه هرمز اصرار دارد. ۷- باز بودن مسیر جنوبی یعنی ناوهای نظامی از تنگه عبور کنند و برای حمله مجدد به ایران آرایش نظامی بگیرند. یعنی تمام پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس بازسازی شوند و از آنها برای حمله مجدد به ایران استفاده شود. جنگ طلبان آمریکایی دنبال تحقق این اهداف هستند که اصرار بر باز بودن مسیر جنوبی دارند. ۸- هرکس از باز شدن تنگه هرمز بدون اعمال ترتیبات ایرانی حمایت کند، خواسته و ناخواسته در مسیر جنگ طلبان آمریکا حرکت کرده است. ۹- آمریکا با حمله به زیرساختها و با هیچ عملیات نظامی دیگری نمیتواند تنگه را باز کند. تنها امید آمریکا به فتنه و اختلاف در داخل و سست شدن اراده مسئولین در حفظ دستاوردهای جنگ رمضان است. عملیات روانی و تبلیغاتی اخیر در مورد جنوب ایران توسط مزدوران آمریکا و عناصر وطنفروش در این راستا است. ۱۰- آمریکا با سلب اختیار ایران و لغو ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز میخواهد واقعیت جنگ را تحریف کند و تصویر پیروز از خود به نمایش بگذارد. اگر کسانی تسلیم این روایت آمریکا شوند، و ایران را طرف شکست خورده در جنگ معرفی کنند، زمینه زورگوییها و زیادهخواهیهای بیشتر آمریکا را فراهم کردهاند. #آمریکا #نبرد #اسفندیاری ➕ @esharat_57
🌕 آمریکا با حملات اخیر به خاک ایران دنبال چیست؟ 🖋شهاب اسفندیاری متن یادداشت در لینک زیر https://t.me/esharat_57/309 #آمریکا #نبرد #اسفندیاری ➕ @esharat_57
🌕 درباره تشییع تلاش برای اتخاذ رویکردی پیشرفت نگر و تحول گرا 🖋زهراابوالحسنی یگانه بودن تشییع زعیم شهید؛ آن هم در کشاکش سخت ظهور ایران شیعی به عنوان یک قدرت جهانی؛ و در شرایطی که گوش ها و قلب های بسیاری در داخل و خارج از ایران آماده شنیدن و پذیرش پیام های فطری انقلاب هستند؛ ظرفیتی یکتا و انتظاراتی متناسب با آن را پیرامون تشییع آقای شهید در طیف های مردم مبعوث شکل داده بود. و در این میان فاصله معنادار مدیریت تشییع با این *انتظارات غالبا بحق* ، در کنار حضور دو تصویر ذهنی نزدیک به ایده آل از تشییع (تصویری از تشییع عراق و تشییع حضرت امام ره) موجب شده که برخی از ویژگی های خاص و برجسته و اتفاقا نرم افزاری تر تشییع در ایران کمتر مورد توجه قرار بگیرد. حضور خانوادگی: حضور در تمامی مراسم های ایران، اعم از وداع و تشییع در سه شهر تهران و قم و مشهد، جلوه ای خانوادگی داشت. حضور پر تراکم خانم ها در کنار کودکان حتی خردسال و نوزاد از مهمترین ویژگی های قاب تشییع ایران است که اتفاقا از نقاط تمایز «تمدنی» مهم با تشییع عراق نیز محسوب میشود. این شکل از حضور در کنار مزیت های برجسته آن تبعاً حساسیت های بیشتری را برای «نظم» و تدابیر خاصی برای امنیت و امکانات برنامه نیز ایجاد میکرد. اگرچه که در شکل ایده آل باید این نظم در شکل های غیرمتمرکز و مردمی طراحی و تأمین میشد. غلبه حماسه بر سوگواری: ملت داغدیده ایران از روز دهم اسفند با مخفی نگه داشتن سوگ خود در پشت روحیه حماسه و مقاومت سطح بالایی از رشد را بروز داد، که این رفتار ملی حتی در مراسم تشییع ،که اولین و بهترین فرصت سوگواری بود، هم به درستی و برآمده از یک تحلیل درست از نیاز روز انقلاب، رنگ خونخواهی و انتقام گرفت؛ و موجب شد که حتی مراسم های تشییع هم جلوه های حماسی پررنگ باشد و مظاهر سوگ غلبه پیدا نکند. و این خود عامل دیگری از تفاوت های شکل گرفته در نحوه بیان عاطفه و احساس در تشییع ایران بود. اگرچه شکل مدیریت تشییع هم در شکل گرفتن این ظاهر، موثر بوده و نقص های مهمی در این مورد وجود داشت ولی اساساً روحیه غالب در تشییع ایران بیش از سوگواری خونخواهی بود که جلوه های بیرونی متفاوتی را ایجاد می کرد. همراهی احساس با عقلانیت در خونخواهی: در انتقام خواهی توده های مردم که همراه با نقد و گلایه نسبت به برخی عملکرد های اصلی مسئولان نیز بود، این مطالبه باوجود آنکه بسیار گسترده، پرحرارت و پر اهتمام نیز پیگیری میشد، با رعایت اصل وحدت بود. و حاکم بودن عقلانیت بر احساس خود موثر بر بروز بیرونی این حادثه بزرگ داشت. اینها بخشی از عظمت های نرم افزاری پدیده تشییع در ایران بود...که هم از برجستگی های خاص آن بود و هم عامل تمایزبخش آن با غیر خود... که البته اگر به جای رویکرد «تهدید محور» و غلبه «مدیریت بر مردم»، رویکرد «تمرکز بر فرصت ها» و«مدیریت مردمی» بر آن حاکم بود زیبایی های این اتفاق صدچندان نیز می بود و منتقدان نیز به جمع رضایتمندان می پیوستند. پ.ن: 1- ندیدن زیبایی اتفاقات عظیم، حتی با وجود نقص های مهم، کمکی به اصلاح آنها نمی کند. گفتن از عظمت ها درعین توجه به نقص ها، امکان و توان تحول را بیشتر میکند. «اگر بخواهیم تحوّل انجام بگیرد، نیاز داریم به اعتماد به نفس ملّی؛ این یک. ثانیاً نیاز داریم به هوشیاری. اگر هوشیار نباشیم، غافل باشیم، به عنوان تحوّل، به نام تحوّل ممکن است به نقاط قوّت خودمان ضربه بزنیم ؛ انسان این را گاهی مشاهده میکند. بعضی هستند ... برای اینکه یک حرکت خوب را، حرکت اصلاحی را انجام بدهند، بیدقّتی میکنند و به نقاط قوّت ضربه وارد میکنند. باید ملاحظه کرد که به نقاط قوّت ضربه وارد نشود. (بیانات رهبر شهید، اول فروردین 1402)» 2- تصور میکنم اساسا مقایسه تشییع ایران و عراق به جهت اثبات برتری یکی بر دیگری به نفع تصویر باشکوه بزرگتری که باید از مجموع آن ساخته بشود نیست. مقایسه کردن دو بی نهایت نه زیبا است و نه مفید...زیرا در این مقایسه ناخودآگاه یکی را کوچکتر ارزیابی می کنیم و یکی را بزرگتر... بینهایت بینهایت است... و این بالحاظ و درضمن تأیید انتقادات از الگوی مدیریت اتخاذ شده است. #تشییع #رهبر_شهید #ابوالحسنی ➕ @esharat_57
🌕 درباره تشییع تلاش برای اتخاذ رویکردی پیشرفت نگر و تحول گرا 🖋زهراابوالحسنی متن یادداشت در لینک زیر #تشییع #رهبر_شهید #ابوالحسنی ➕ @esharat_57
🌕رسالت تاریخی پرچم های سرخ خون خواهی «انتقام خون صالحان»؛ محور اصلی فلسفه تاریخ ایران و شیعه 🖋میثم مهدیار یکی از مهمترین وجوه اشتراک فلسفه تاریخی ایران باستان و شیعه برجسته بودن مفهوم کینخواهی و انتقامخواهی خون صالحان است. در شاهنامه جنگهای ایران و توران و اساسا داستانهای پهلوانی شاهنامه از کینخواهی خون ایرج شروع میشود و با کینخواهی خون سیاوش به اوج میرسد و به مرگ و مجازات افراسیاب و تورانیان منجر میشود و در نهایت دوره جدیدی در تاریخ کیانی و دوره پهلوانی ایران شروع میشود. نکته قابل توجه در این میان معطوف بودن این کینخواهی به شخصیتهای صالح است و مرگ هر شاه یا شاهزادهای آتش کینخواهی را بر نمیافروزد. مثلا کینخواهی درباره جمشید افسانهای که به دست ضحاک کشته میشود موضوعیت ندارد چرا که جمشید همان شاهی است که به واسطه منیّت و دروغ فرّه ایزدی از او برگشته است. این کینخواهی درباره نوذرشاه نیز موضوعیت ندارد چرا که فرّه ایزدی از نوذر نیز بواسطه آزمندی و ظلم و ستمی که بر مردمش روا داشته فاصله گرفتهاست. در واقع کینخواهی ایرانیان صرفا معطوف به صالحان است. از همین رو شاهنامه قبل از طرح مساله کینخواهی ایرج و سیاوش ابتدا به شخصیت پردازی ایرج و سیاوش میپردازد و از آنان تصویری صالح و مطلوب میسازد. ایرج برادر سلم و تور، فرزند دوم فریدون در شاهنامه نه مانند سلم ترسو و واجد عقل سرد است و نه مانند تور تند مزاج است بلکه شخصیت عاقل و معتدل و میانه و صلح دوستی دارد و قبل از مرگ مهربانانه سلم و تور را از آلوده کردن دستشان به خون برادرشان نهی میکند. تصویر سیاوش هم تصویر شاهزادهای است که جلوی وسوسههای شیطانی سودابه مقاومت کرده است و با گذر از آتش پاکی و بیگناهی خود را ثابت کرده است. اوج حماسهپردازیهای شاهنامه جنگهای طولانی و چند مرحلهای است که ایرانیان با جلوداری رستم برای انتقام خون سیاوش رخ میدهد و در نهایت افراسیاب (قاتل نوذر و سهراب و سیاوش) به دست کیخسرو فرزند سیاوش قصاص میشود. فلسفه تاریخی شیعه نیز بر مفهوم خونخواهی بنا شده است. در سلامهای ابتدایی زیارت عاشورا به عنوان مهمترین و مشهورترین زیارتنامه شیعیان بعد از معرفی تبار پاک و خیر امام حسین (ع)، او «ثارالله» نامیده شده چرا که خود خداوند خونخواه او و پدر مطهر اوست. در فرازهای دیگری از این مانیفست تولی و تبری نیز خونخواهی امام حسین (ع) با همراهی امام مهدی (ع) آرزو شده و در واقع به محور فلسفه تاریخ شیعیان تبدیل شده است. از همین رو در تاریخ پس از عاشورا پرچم های سرخ «یا لثاراتالحسین(ع)» علم قیامها و انقلابهای بسیاری در تاریخ ایران و عراق علیه حکام جور و ظلم شده است. متافیزیک اخلاقی ایران باستان بر مفهوم «داد» بنا شده است و «عدالت» نیز به یکی از اصول پنجگانه شیعه تبدیل شده و «انتقام خون صالحان» تجلی اصلی این جهانیِ این داد و عدالت شده است. #خون_خواهی #رهبر_شهید #مهدیار ➕ @esharat_57
🌕رسالت تاریخی پرچم های سرخ خون خواهی «انتقام خون صالحان»؛ محور اصلی فلسفه تاریخ ایران و شیعه 🖋میثم مهدیار 🌐 کانال نویسنده؛ @Hermes_ir متن یادداشت در لینک زیر https://t.me/esharat_57/305 #خون_خواهی #رهبر_شهید #مهدیار ➕ @esharat_57
🔻ادامه یادداشت🔻 اینها همه تقریبا با روند حرکت شیعه در طول حیات معصومین (ع) تطبیق داشت. جد و جهدی که شیعه در تشییع امامشان از خود نشان می داد، آینه جایگاه حضرات (ع) در قلوبشان بود. اگر همین تشییع ها جدی تر گرفته می شد، خصوصا در بزنگاه هایی مانند تدفین پیامبر (ص) و امام حسن (ع)، شاید مسیر شیعه در تاریخ حتی عوض می شد. تاثیر تشییع آیتالله بروجردی در شروع نهضت نیز از همین جنس بود. از امام شهید نقل شده «من یک بار از امام پرسیدم شما چه موقع به فکر این انقلاب افتادید؟ امام گفتند که مردم در عزای رحلت آیتالله بروجردی تا چهل روز متصل عزاداری کردند و من از این همه شور و عرق دینی به ظرفیت بالای مردم برای فداکاری برای دین پی بردم.» حال این ما و تشییع امام شهید #تشییع #رهبر_شهید #طلایی ➕ @esharat_57
🌕 دلالتهای سیاسی یک تشییع 🖋محمد طلایی تشییع های معروف صدر اسلام تاکنون تقریبا گویای وضع جامعه بودند: دفن پیامبر (ص) مهمترین و مؤثرترین وفات تاریخ اسلام بود. شخص اول خلقت در حالی دفن شد که: اساسا تشییعی نداشت، ایشان در همان اتاق که رحلت نمودند غسل و کفن و دفن شدند. نماز میت در همان اتاق به صورت گروه های کوچک اقامه میشد، عمده مهاجر و انصار نماز خواندند، البته اختلاف است که اهل سقیفه اساسا نماز خواندند یا نه؟ پس صحنه اقتداری مثل غدیر خلق نشد. اما مهمتر آن بود که از زمان رحلت تا دفن، برخی مشغول کار دیگری بودند. عمده مؤثرین انصار به سقیفه رفتند تا جایی که از میان بزرگانشان اوس بن خولی در کفن و دفن حضرت (ص) حاضر شد! جمع سقیفه تا بعد از دفن مشغول بودند و بیعتشان پس از خاکسپاری به اتمام رسید. برخی مانند شیخ مفید حتی عدم حضور اکثر مهاجر و انصار در نماز و دفن حضرت (ص) را روایت کرده اند. عایشه می گوید ما از دفن باخبر نشدیم تا صدای کلنگ را در شب چهارشنبه از حجره ایشان شنیدیم، این در حالیست که از رحلت در روز دوشنبه تا دفن ۳ روز طول کشید و عذرها موجه نبود. پس از آن، تشییع پنهانی حضرت صدیقه (س)، اعتراضی سیاسی بود که کمتر از ۱۵ نفر در آن بودند. تشییع امیرالمومنین (ع) از آنهم خلوتتر بود و ظاهرا فقط ۴ نفر در آن شرکت کردند و قبر مطهر تا زمان امام صادق (ع) مخفی ماند. تشییع امام حسن (ع) با محوریت مروان [معاویه] و عایشه، به صحنه نزاع بدل شد. اما مهم آنست که بر اساس برخی روایات، سیدالشهدا (ع) بر اجرای وصیت امام (ع) بر دفن در کنار پیامبر (ص) اصرار داشت، اما وقتی احتمال داد اطرافیان حمایت نخواهند کرد دست کشید! سیدالشهدا (ع) غریبانه شهید و غریبانه پس از سه روز دفن گردید. تا اینجا که اهل بیت (ع) یک طرف جدی نزاع سیاسی بودند، همه تشییع ها غریبانه بود. اما با پنهان شدن سیاست در کنش ایشان (ع)، تشییعشان رونق گرفت، وقتی هزینه نباشد، همه می آیند! از امام سجاد (ع) به بعد همه تشییع ها شلوغ بود. با این تفاوت که متناسب با شرایط بُعد سیاسی آن کم و زیاد میشد. تشییع امام چهارم و پنجم (ع) شلوغ بود و ظاهرا بدون تنش خاصی؛ برّ و فاجر و صالح و طالح شرکت کردند. تشییع امام صادق (ع) شلوغ و تحت تدابیر امنیتی بود که البته در شرایط سیاسی آن زمان طبیعی بود. نکته آنکه مراسم مدیریت شد و دلالت سیاسی برجسته ای از آن منتشر نشد. تشییع امام کاظم (ع) از شلوغترین و انفجاری ترین تشییع های بغداد شد، شهر یکپارچه از دجله تا کرخ به حرکت درآمد. حکومت نتوانست در پایتخت مراسم را مدیریت کند و از همان ابتدا، مدفن ایشان مزار محبان گشت. این پدیده هم ناشی از گسترش شدید تشیع در دوره ایشان بود و هم نارضایتی عمومی از عباسیان. هویت شیعی، از پراکندگی دوره امامین صادقین (ع) به بافت متماسکتری رسیده بود و تبعا توان بروز پدیده های اجتماعی بزرگ اینگونه را داشت. تشییع امام رضا (ع) به دلیل سیاست مأمون بر نزدیکی ایشان به دستگاه حاکمیت، هرچند شلوغ، اما ضربش توسط حکومت گرفته شد. ظاهر پدیده یک مراسم رسمی حکومتی برای وفات ولیعهد در کنار قبر هارون بود. شخص مأمون خود را سوگوار نشان داد. از سویی تحرک شیعیان در عراق بیشتر از خراسان بود و این در کمتر سیاسی بودن تشییع امام (ع) بی اثر نبود. تشییع امام جواد (ع)، مانند امام کاظم (ع)، بسیار شلوغ، مردمی و نمادی به حرکت ضد حاکمیت تبدیل شد. دربار برای همراهی با مردم مجبور شد در مراسم شرکت کند. نسبت به دوره ائمه چهارم تا ششم (ع)، وجهه شیعی و سیاسی تشییع غلبه کرده بود. عجیبترین تشییع ها اما برای امامین عسکریین (ع) بود. در پادگان سامراء، دو تشییع شلوغ و سیاسی برگزار شد. با تعطیلی بازارها، شیون و ضجه در شهر عمومی شد، مردم به خیابان ریختند. دربار برای حفظ وجههاش در مراسم شرکت کرد و جدای از نماز اولی که امام عسکری (ع) اقامه نمودند، نماز دوم را دربار برپا نمود. شبیه این شرایط با شهادت امام عسکری (ع) نیز رخ داد. هرچند حکومت به دلیل درز اخبار جانشین خاص ایشان (ع)، آماده تر بود و طبعا اوضاع را بهتر کنترل کرد. 🔻ادامه یادداشت🔻
🌕 دلالتهای سیاسی یک تشییع 🖋محمد طلایی متن یادداشت در لینک زیر #تشییع #رهبر_شهید #طلایی_زاده ➕ @esharat_57
🌕 بهترین شعار برای فصل انتقام خواهی... 🖋زهرا ابوالحسنی حال که می دانیم سوگواری ما در تشییع، سوگواری انتقام است، سوال بعدی این است که شعار محوری در انتقام چه باید باشد؟ شعاری که نه خیلی کلی باشد تا غیر قابل پیگیری توسط اجتماع مردم شود، و نه خیلی جزیی و محدود که با انتقام امام شهید بی تناسب شود... نه صرفا تاریخی- تمدنی شود که با وضعیت امروز بی ارتباط شود، و نه دچار سیاست زدگی مضر شود که به تصویر شکوه وحدت این روزها خللی وارد کند... آقای شهید ما پس از شهادت شهید سلیمانی، غلبه نرم افزاری و شکستن همینه استکباری آمریکا و خروج آمریکا از منطقه را مصادیق انتقام برای این شهادت معرفی فرمودند (۱۳۹۹/۹/۲۶). که براساس منظومه نگاه حضرت آقا، غلبه نرم افزاری بر همینه پوچ آمریکا، منوط به غلبه در پیشرفت های علمی- فناورانه و اقتصادی و نیز ایجاد برتری فرهنگی از طریق پیشرفت در سبک زندگی اسلامی ایرانی است. که بی تردید همه اینها از بالاترین مراحل پیشرفت و شکل دادن جامعه و تمدن اسلامی هستند. (و البته آقای شهید همه اینها را در کنار گرفتن از عاملان و آمران این جنایت بود.) بنابراین انتقام از آقا تنها زمانی گرفته میشود که نظام ظالمانه جهانی موجود، بر سر صاحبان آن خراب شود. تا در پی این خونخواهی هم آن نظم شوم از بین برود، هم ناظمان آن... و گام اول آن، تغییر نظم در «قلب دنیا» است؛ تا با رفع الگوی استعماری موجود، نظم جدید وعده داده شده با محوریت مقاومت در غرب آسیا شکل بگیرد. پس اولین شعار انتقام خواهی خروج آمریکا از منطقه است... این فقط یک شعار سیاسی و ناشی از ایدئولوژی انقلابی نیست؛ خون نظم استعماری موجود با «پترودلار» از این منطقه تأمین شده، و با پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه... و با ارعاب، استخفاف و دوشیدن «دولتهای بی ملت منطقه» از آن مراقبت میشود. (و این اتفاقا شعاری است که از بعد از دوره سکوت نظامی به سرعت فراموش شد) و دومین شعار تثبیت حکمرانی بر تنگه هرمز برای شکل دادن به نظم جدید منطقه ای و جهانی است. در این نگاه تنگه نه به عنوان منبعی برای کسب درآمد، که آن نگاه بسیار حداقلی است، بلکه به عنوان «ابزار مهمی برای شکل دادن به نظام جدید بین المللی» از طریق بازطراحی تعامل دو به دو با کشور های منطقه و حتی جهان متکی به این ظرفیت است. تنها در ضمن و درپی شکل دادن این الگوی جدید است که هم تحریم ها بی معنا خواهد شد، و هم زمینه های جهش صنعتی اقتصادی و قرار گرفتن ایران در مداری متعالی در پیشرفت فراهم خواهد شد. (و البته این شعار هم در روزهای اخیر و ایجاد مسیر جایگزین و... در عالم عینیت در حال کم اثر شدن است) انتقام خواهی ما از خون قائدمان تا نابودی نظم موجود جهانی و منطقه ای و ناظمان امروز آن (مشخصاً ترامپ و نتانیاهو ) و شکل دادن «نظم جدید مقاومت بنیان» در منطقه غرب آسیا ادامه دارد، و در این مسیر اولین گام ها و فوری ترین شعارها «خروج آمریکا از منطقه» و «تثبیت حکمرانی ایران بر تنگه هرمز» خواهد بود. اینها شعارهایی است که متعین اند و درعین حال تمدنی...معدود هستند اما قابل امتداد به آرمان ها و مطالبات دیگر... کاملا سیاسی اند و مرتبط با مسائل امروز؛ و همزمان وحدت آفرین... خیلی عمیق و دور؛ و البته کاملا آشنا و پذیرفتنی برای مردم کف خیابان... و از همه مهتر مهمترین افق های مطرح شده توسط رهبر معظم انقلاب در این مقطع تاریخی نیز هستند. پس می تواند شعارهای خوبی برای این روزهای انتقام خواهی باشد. #انتقام #رهبر_شهید #ابوالحسنی ➕ @esharat_57