"تاریخ بیهقی"[استاد رضا داوری دامغانی]
Статистикаاستاد "رضا داوری" گروه ادبی "فروغ مهر" @Nmkfi
- Последний пост
- 6 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 416
- 1/48двое суток
- 476
- 1/72трое суток
- 514
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
لینک #لیلی و مجنون
https://t.me/d_9nlt
با افتخار از دوستداران شعر و ادب فارسی دعوت میشود در کلاس ویژهی گروه ادبی فروغ مهر با تدریس استاد فرهیخته رضا داوری دامغانی شرکت فرمایید. در این نشست، داستان جاودانهی عشق لیلی و مجنون از نگاه ادبی بررسی خواهد شد؛ فرصتی برای تأمل در واژهها، معناها و شور عاشقانهی ادبیات فارسی. 🕕 زمان: سهشنبه 1405/5/20 ساعت ۱۸ 🏛️ مکان: طبقه دوم اداره ارشاد دامغان حضور شما، فروغی تازه بر مهر این محفل عاشقانه خواهد بود.
دوستان ادبپرور و فرهیختهی ایراندوست هزاران درود و آرزوی اوقات شیرین! از روزهایی که به همت بانوی دانشور، سرکار خانم میرصالحی، بستههای صوتی آثار ادبی در دنیای مجازی بارگذاری شد و شنوندگان ادیب به آنها دسترسی پیدا کردند، با پیامهای مهربار خود بنده را نواختند و شرمنده مهر و مردمی خود ساختند. گاهی به سلامی و کلامی سپاسگزارشان بودم و گاهی به پیامی. اکنون در این جایگاه از نواخت همه حضرات سخنشناس سپاسگزارم و به عرض ایشان میرسانم که: هدف گروه ادبی "فروغ مهر" تنها روانساختن و ایجاد انگیزه برای آشنایی عموم فارسی زبانان با متون فاخر ادب فارسی بود اما دیدم و شنیدم که دوستان پیشنهاد کردند که از این خوانشها برای آزمونهای کارشناسی ارشد بهرهبرداری کنند؛ چون هدف ما آموزش فنی متون نبوده است، ممکن است در بسیاری از بخشهای ارائهشدهی متون، نیازهای زبانی و ادبی دوستان برآورده نشود، که از وجود کاستیها پوزش میخواهم. دیگر این که گاهی دوستان نظرات اصلاحی داشتند که از نظرات فنی ایشان تشکر میکنم. ازجمله: دوست ادبشناس، سرکار خانم ویسی فرمودند که در جلسه نوزدهم کلیله و دمنه واژه "الماء" (آب) را در بیت و مکلف الایام ضد طباعها / متطلب فی الماء جذوه نار آتش معنی کردهام که قطعا اشتباه لحظهای بوده است و از دقت نظر و تذکر ایشان بسیار سپاسگزارم. دوست فاضل و ادبپرور جناب آقای مسلم نوازنی پرسیدند: چرا در سفرنامه ناصرخسرو سخنی از آرامگاه حضرت زینب به میان نیامده است که در پاسخ ایشان عرض میکنم: به گمانم هنگامی که ناصر به شام وارد میشود، مضجعی به نام حضرت زینب مطرح یا حداقل مشهور نبوده است. در پایان برای همه نازنینان آرزوی پایندگی و تابندگی و تندرستی دارم. دوستدارتان: رضا داوری دامغانی
استاد داوری دامغانی
09123323009
https://t.me/davariiii6
без подписи
Рад был помочь! Ваш, @SaveAsBot
هم سایه دکتر رضا داوری دامغانی سخنی کوتاه از استاد رضا داوری دامغانی به مناسبت اول آبان ۱۴۰۴، روز بزرگداشت ابوالفضل بیهقی https://t.me/f1r1g
Рад был помочь! Ваш, @SaveAsBot
Channel name was changed to «"تاریخ بیهقی"[استاد رضا داوری دامغانی]»
без подписи
راست گفته اند که آموزش، عبادت و آموزش دهندگان، قدیسان گمنام جامعهاند. استاد ارجمند، سالروز تولد شما را صمیمانه تبریک عرض مینمایم و امیدوارم زمین زندگیتان همیشه پربار از موفقیت و شادی باشد. ۱۴۰۴/۱/۲
https://t.me/n00re30yah/884
دشنام فحش به این عبارت از تاریخ بیهقی توجه بفرمایید: «[امیر مسعود] فرود آمد سخت ضجر از شدن این فرصت و در خویشتن و مردمان میافتاد و دشنامی فحش میداد چنانکه من هرگز وی را بر آن ضجرت ندیده بودم»(۱). «دشنامی فحش» یعنی چه؟ تا جایی که دیدهام در معنای آن نوشتهاند: «دشنامی زشت و ازحدگذشته در بدی. فحش به معنی از حد گذشتن در بدی، اسم است که به جای صفت (فاحش) به کار رفته است» (۲) و «فحش اینجا صفت است برای دشنام و معنای فحش درگذشتن از حد در جواب و ستم کردن در آن است بنابراین دشنام فحش یعنی «دشنام ازحدگذشته» (۳) و «ناسزا»(۴) و «فاحش و ازحدگذشته»(۵). با معنای پیشنهادی استادان مخالفتی ندارم اما شاید بتوان آن را قدری دقیقتر کرد. در تاریخ بیهقی به برخی دشنامها با قید «دشنام» و «دشنام زشت» تصریح شده است: سگ، مخنث وٰ مؤاجر (۶). خواجه برزگ احمدبن حسن به هنگام خشم «کشخان» و«کشخانک» میفرمود(۷). امیر مسعود غزنوی نیز وقتی «در تاب میشد» دشنام میداد (۸) و زمانی که نیک از جای میبشد، دشنام بسیار میداد (۹). بیهقی برخی از دشنامهای امیر مسعود را ثبت کرده است: کافرنعمت، سگ ناحفاظ و قواد (۱۰). و «بیحمیت» که «دشنام بزرگ این پادشاه این بودی »(۱۱). او هیچ یک از این الفاظ را «دشنام فحش» نخوانده است. بنابراین شدت و غلظت «دشنام فحش» امیر مسعود، از حد و حدود دشنامهای مذکور فراتر بوده است. «فحش» معانی مختلفی دارد. گاهی هیچ فرقی با دشنام ندارد. اما به نظرم در این عبارت تاریخ بیهقی، «فحش» مشخصا یعنی بیان صریح جنسی که لابد با ذکر الفاظ مستهجن همراه است. امام محمد غزالی سخن راهگشایی دارد:«حد و حقیقت فحش عبارت کردن است از کارهای زشت به عبارتهای صریح» (۱۲) و«بیشترین فحش اندر آن بود که از مباشرت عبارتهای زشت کند، چنانکه عادت اهلفساد بود و دشنام آن بود که کسی را بدان نسبت کند» (۱۳). و این جمله روشنگر:«حدیث مباشرت به کنایت باید گفت تا فحش نبود» (۱۴). پس در این بافت هر سخنی که متضمن بیان بیپرده و صریح مباشرت و عمل جنسی باشد، فحش است خواه این فحش در دشنام به کار رود یا نرود. اگر دشنامی مشتمل بر فحش باشد میشود دشنام فحش. در این چشمانداز هر دشنامی لزوما فحش نیست و هر فحشی هم دشنام نیست. به نظرم در این بیت از ناصرخسرو، فحش یعنی حدیث صریح مباشرت و کلام جنسی و نه لزوما دشنام و برای همین آن را کنار غزل و لهو و مسخره و طیبت آورده است: -گوش و دل خلق همه زین قبل زی غزل و مسخره و طیبتست بیت غزل بر طلب فحش و لهو بیهنران را بدل آیت است (۱۵) در قابوسنامه آمده: «مزاح شاید کرد ولکن فحش نباید گفت» یا «از مزاح ناخوش و فحش شرم دار» (۱۶). اینکه فحش را کنار و ملایم مزاح و هزل میآورد به گمانم به همین معنای بیان صریح حدیث مباشرت اشاره دارد و صرف دشنام نیست. بگذریم. اینکه خاقانی مدعی است: بهگاه هجو مرا فحش گفتن آیین نیست (۱۷) یا: -در دو دیوانم به تازی و دری یک هجاء فحش هرگز کس ندید (۱۸) به همین معنای ما نحن فیه فحش اشاره دارد. اشعار هجو خاقانی پر است از شتم و دشنام اما مثل هجویات حکیم سوزنی سرشار از مضامین جنسی و الفاظ مستهجن نیست. «هجاء فحش» یعنی هجوی که فحوای صریح جنسی و ناموسی دارد و «دشنام فحش» یعنی دشنام جنسی و ناموسی با بیان صریح و لابد با الفاظ رکیک و مستهجن. پانوشت ۱. تاریخ بیهقی، تصحیح علی اکبر فیاض، مشهد، دانشگاه فردوسی، چاپ دوم ، ۱۳۵۶، ص۸۰۴. ۲. تاریخ بیهقی، به کوشش خلیل خطیبرهبر، چاپ پانزدهم،۱۳۹۰ ، ج۳، ص۱۰۴۸. ۳. تاریخ بیهقی، به کوشش منوچهر دانشپژوه، هیرمند، ۱۳۷۶،ج۲، ص۹۱۹ و ۱۲۳۱. ۴. تاریخ بیهقی، به کوشش محمد جعفر یاحقی و مهدی سیدی، سخن، ۱۳۹۴، ج۲ ، ص ۱۷۰۹. ۵. دیبای دیداری، به کوشش محمد جعفر یاحقی و مهدی سیدی، سخن، ۱۳۹۰، ص ۶۴۸. ۶. تاریخ بیهقی، تصحیح فیاض، همان، ص ۱۹۸ ، ۶۰۴ ، ۲۳۲. ۷. همان، ص ۲۰۶ و ۲۸۷. ۸. همان، ص۸۱۹ . ۹.همان، ص ۶۱۳. ۱۰. همان، ص۸۰۰ ، ۵۲۸ و ۵۶۱ و ۸۱۹. ۱۱. همان، ص ۷۵۲. ۱۲. احیاء علومالدین، ترجمۀ مؤیّد خوارزمی، تصحیح خدیوجم، علمی و فرهنگی، ج۳،ص۲۵۵. ۱۳. کیمیای سعادت، تصحیح خدیوجم،۱۳۸۰، ج۲،ص۷۲. صاحب بحرالفواید همین سخن غزالی را چنین نوشته است:« فرق میان فحش و دشنام آنست که فحش را مباشرت به عبارت زشت کند، و دشنام آن بود که کس را بدان نسبت کند» ( تصحیح محمدتقی دانشپژوه، ۱۳۴۵، ص۲۶۶). ۱۴.کیمیای سعادت، ج۲،ص۷۲. ۱۵. دیوان اشعار حکیم ناصرخسرو، تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقق،۱۳۵۷ ،ص۲۶۷. ۱۶. تصحیح غلامحسین یوسفی،۱۳۷۱،ص ۷۷ و ۷۸. ۱۷. دیوان خاقانی، تصحیح ضیاءالدین سجادی، زوار،ص ۷۵۵. ۱۸. نقل از لغتنامه دهخدا. ذیل فحش.
بزودی خوانش کتاب #_خسرو و شیرین در این کانال👆
https://t.me/nezami_davari
فرخنده باد! اول آبان روز بزرگداشت خواجه بوالفضل بیهقی، نویسنده تاریخ گرانسنگ بیهقی و پدر نثر پارسی، بر همه هموطنان و پارسی زبانان جهان ، بویژه اهل قلم و ادب و اعضای پاکیزه خوی محافل بیهقی خوانی !
دلهامان لبالب از جام مهر است که آبان سبوکشان بر درگاه ایستاده است و در خنکای جانفزایش به شادیمان میخواند که چون بیهقی پشتگرم به زبان فارسی هستیم. هزار سال پیش از این مردی از دودمان دانایان و اندیشوران، دل در گرو آفرینش تاریخنامهای نهاد تا تاج بر سر زبان فارسی نهد و مهر ماندگاری بر آن بزند. آن بینشمند آیندهنگر بهنیکوی میدانست که از رنج او گنجی میزاید و زبان و فرهنگ ایرانی را توانگرتر از پیش میکند. "تاریخ بیهقی" داستان بلتد و راستین فرمانروایی این سرزمین در بخشی از روزگار پیشین است که امروز دری از رفتار و گفتار و کردار کشورداران آن روزگار به روی آگاهی ما میگشاید و تا پایان داستان ما را با خویش همراه میکند. درود به روان پاک آن گرامی مرد دانشور باد و یادش و نامش جاودان! #استاد_ رضا_ داوری