مصطفی فقیهی
Статистика🔹روزنامه نگار و صاحب امتیاز سایت «انتخاب» www.Entekhab.ir 🔹توییتر: https://twitter.com/faghihimostafa1 🔹اینستا: https://instagram.com/mosfaghihi
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 48
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 233
- 1/48двое суток
- 267
- 1/72трое суток
- 287
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
♦️کارخانهی تولید مجری-بازیگرانِ مطیع و مخلص؛ «کودکنماینده» فقط شروع کار بود/خواب پریشان جلیلی برای «رییسجمهوری تابع» و نفوذ دائمی حتی پس از رفتن جبلی ◾️مصطفی فقیهی 🔹از ابتدای دورهی «جبلی_جلیلی» یک استراتژی رسانهای مبتنی بر ۳ اصل به دستور «سعید جلیلی» اجرا شد: ▪️ اعتبارزدایی از سلبریتی-اینفلوئنسر و هر شخصیت محبوب و نیمهمحبوبِ غیرتابع ▪️ تولید انبوهی کارمند-سلبریتیهای معتمد و در مُشت ▪️ برونسپاری مواضع سیاسی و هجوم رسانهای به کارمند-سلبریتیهایی که در قامت مجری-بازیگر در صداوسیما به افاضه و موعظه و دستورالعمل به مخاطب میپردازد. 🔹 در این پروژه، مجری صرفاً اجرا کنندهی یک برنامهی تلویزیونی نیست، بلکه به معنای حقیقی کلمه «مجری» است و اجراکننده و مطیعِ محضِ اوامر مدیران بالاسر. در واقع، برای هر برنامه، اتاق فکری از سوی حلقهی اولیه چیده شده که تمام افاضات و سکنات و حتی لحن و زبان بدن و فرم و محتوا و ریزِ سناریو و جنسِ بازیگری مدنظر، مو به مو اجرا میشود. فرد تایید شده توسط «حلقه» که از پیچوخمِ استعلامات نوین و مصاحبههای تفتیشگونه عبور کرده، باید طبق سناریو پیش رود و حق ندارد در آنتن تلویزیون، بیاجازه کلامی از دهانش خارج شده یا «غلطی اضافه» به دَر کند! 🔹اولین محصولِ علنیِ سلبریتیسازی از دل جبههی سوپرانقلابی، مجری جویای نامی بود که بعدها مفتخر به عنوان «کودکنماینده» شد؛ اما این به معنای پایان نقش مجری-بازیگری آنها نیست، بلکه در هر شغل و منصب و فعالیت دیگر، همان پروژه را در سطحی متفاوت و با لباسهای دیگر اما تحتالامرِ همان حلقهی اولیه دنبال میکند. 🔹این پروژهی حلقهی جبلی-جلیلی همچنان در میان شوق و ذوق و تشویق خودیها ادامه دارد و مابقیِ مجری-بازیگران ضمن آنکه تحت حفاظت چتر حمایتی ویژهی حضرات هستند، آرزو دارند «حلقه» به وعدهاش وفا کند و در مرحلهی بعدی، از مجریان در قالب «کارشناس» و «متخصص» دعوت و برند آنها را در این «موقعیت تازه» تقویت کند و در مرحلهی بعد به سرنوشتی مشابه کودکنماینده دچار شده یا درجاتی از مناصب دولتی را اشغال کنند. 🔹با این کادرسازی و جبههسازی، حتی اگر دورهی جبلی تمدید نشود، جریان سیاسی مذکور پس از خروج از سازمان و کسب انتفاع مکفی از بیتالمال، خود را صاحب جبههای پر تعداد از مجری-بازیگران تابع و وابسته میبیند که حتماً در فضاهای دیگر -از پلتفرمها تا یوتیوب- نقش مخرب خود را تحت نظر همان حلقه و در ادامهی همان سیاست متصلبانه و «آزار جمعی مردم» ادامه میدهند. در واقع، خروج از سازمان پایان کار نیست؛ بلکه انتقال نفوذ به فضاهای کمهزینهتر و کمتر قابلکنترل است که حالا به لطف مشروعیتزدایی عمومی همان حلقه از صداوسیما، مقبولیتی قابلتوجه کسب کرده است. 🔹خوب که بنگریم دقیقاً همان الگوی «دولت سایه» را میبینیم که «سعید جلیلی» سالها دنبال کرده و حالا در قالب «دولت سایهی ۲» ادامه دارد. و مقصود و رویای نهایی آن نیر، معرفی یک رییسجمهور تابع و مطیعِ حلقه خواهد بود؛ خوابی پریشان که از روی دست «ترامپ» و پروژهی برندسازی شخصیتیاش کپیبرداری ناقصی شده است. 🔹نکتهی قابلذکر اما اینجاست که ترامپ یک «بیگانه» بود که با رسانههای جریان اصلی جنگید و از شبکههای اجتماعی برای دور زدن آنها استفاده کرد. اینجا حلقه، داخل سیستم رسمی است و سعی دارد از داخل، رسانهی رسمی را به ابزار شخصی تبدیل کند و بخشی از فضای مجازی را اشغال کند. که نتیجه معمولاً «رسانهی دولتی خالصسازیشده» است، نه یک برند کاریزماتیک مستقل. که شاید با خروج این تیم از صداوسیما، مرحلهی تکمیلی کپیشده از برنامهی برندینگ ترامپ هم اجرا و کامل شود. @mostafafaghihi
♦️طاعونِ اعتمادبهنفسِ جاهلانه؛ از متخصصین دیپلماسیِ «تحریم کاغذپاره» و «دشمن حمله نمیکند» تا عبدالملکیِ لامبورگینیساز ▪️مصطفی فقیهی 🔹لاینقطع اظهارفضل میکند، آنهم با تنها سابقهی دیپلماتیکِ عمرش که «دادزنی» در دیدار رییس دولت ۱۳ از سازمان ملل بود و بابتِ افاضات و افاداتش در همین سالیان، نقل محافل نیز است؛ از پیشبینیهایش از سرنوشتِ سوریه و ونزوئلا تا تحلیل تصویر جعلی هوشمصنوعی از سفر ترامپ به چین! 🔹این قماش اما در هیچ شرایطی، «باخت» نمیدهند؛ که حتی اگر جسمی سخت در تنشان فرود آید، با احساس پیروزی و خرسندی میفرمایند «حال کردی چگونه آلت قتاله را در تنِ خویش، محصور و اسیر کردهام؟» و همین قصه، بهانهی رشد دوچندان توسط سیمای جلیلی میشود و طیالارضِ پلههای ترقی! و چه بسیارند از این جوق جیغزنانی که پس از ماجرایی چون «جسم سخت»، سینهخیز مسیر را تا مقصد ادامه میدهند و دستآخر، جانباز پرافتخار جنگنرم نام گرفتند! 🔹بله! در تاریخ، همواره پدیدهای تکرار شده که «توهم دانش» مینامندش؛ کسانی که اندکمایهای از یک حوزه آموختهاند، با اطمینانی سرسامآور خود را از متخصصان آن رشته فراتر میبینند. 🔹این بیماری معرفتی، از اعماق تاریخ اندیشه بشری ریشه دارد؛ از سوفسطاییان آتن که با چند خط خطابه خود را دانای مطلق میپنداشتند تا عالمنمایان قرون وسطی که با خواندن چند صفحهی ناقص از ارسطو، خود را جانشین ابنسینا میدانستند. 🔹امروز نیز همان قماش را میبینیم. در هر حوزهای که پای بگذارند - از طب سنتی گرفته تا سینما، از اقتصاد تا سیاست خارجی - با خواندن یک کتاب نیمهکاره یا شنیدن چند سخنرانی پراکنده، مدعی میشوند که از اساتید و هیئت علمی همان تخصص بیشتر میفهمند. 🔹در هر حوزهای که پا گذاشتهاند، نتیجه همیناندازه مشمئزکننده است: به عرصهی طب سنتی رجوع کنید تا این ادعاهای بیبنیاد را ببینید؛ به سینما پا بگذارید، همان را خواهید یافت. در اقتصاد، نمونهاش حجت لامبورگینی است و در سیاست نیز همین آقایان. 🔹مشکل اصلی اما اعتمادبهنفس وقیحانهی اینان و حباب جهل مقدس است. آنان چنان در این حباب معرفتی خود محصورند که امکان خطا بودن نظریهشان را حتی تصور نمیکنند. 🔹تاریخ سیاست خارجی معاصر ما پر است از این نمونهها؛ پدیدههای شگفت و پررویی که با اطمینانی خدشهناپذیر میگفتند «هیچگاه به کشور حمله نمیشود». یا در اقتصاد، همان حجتِ لامبورگینی که با لحنی پیامبرگونه وعده میداد «انقدر میتوانیم شغل ایجاد کنیم» یا «لامبورگینی را در ایران میسازیم». 🔹علم حقیقی، برخلاف این ادعاها، با شک آغاز میشود و با فروتنی ادامه مییابد. تاریخ نشان داده که هرگاه جامعهای به جای متخصصان، به این مدعیان نیمهسواد میدان دهد، هزینهاش را با عقبماندگی علمی، اقتصادی و حتی امنیتی پرداخت کرده است. @mostafafaghihi
♦️تمدید یکسالهی حکم «جبلی» در صداوسیما؟ ▪️مصطفی فقیهی 🔹حتی اگر این شایعه صحت داشته باشد، خبری خوب و نشانی قابلتامل است؛ چندانکه انتظار نمیرود در این اوضاع، تغییری محسوس اتفاق افتد و جریانی با دو دهه قدمت و ریشه دواندن در جایجای پیکرهی سیاسی کشور، در دل جنگ و یکشبه به حاشیه رانده شود. @mostafafaghihi
♦️باز هم علمالهدی! ▪️مصطفی فقیهی 🔹اگر «دامادِ علمالهدی» زنده بود و رییس شورای امنیت، باز هم علمالهدی زبان به خصم و عتاب میگشود؟ پس چرا در دوران مذاکرات دولت رییسی با بایدن، جز به تمجید و تحسین از دیپلماسی هیچ نگفت؟ 🔹برای فرد سالخوردهای چون او بد نیست که رویکردش را از «برادرِ داماد داماد» وام بگیرد؟ بازی قدرتخواهی حضرات، زیاد از حد، روراست و انگشتنما نیست؟ @mostafafaghihi
♦️تکرار تاریخ؟ ▪️مصطفی فقیهی 🔹«شیخ علی تهرانی» شوهر خواهر رییسجمهورِ وقت و رهبر دومِ جمهوریاسلامی، در اوج جنگ با عراق، به دامان صدام رفت! 🔹آیا «باقر خرازی» برادر عروس رهبر دوم و برادر همسر برادرِ رهبر سوم، به سرنوشت او دچار خواهد شد؟ 🔹نقطهی اشتراک شیخ علی و باقر، عدم اعتنای عمومی به آنها و البته عدم تعادل در گفتار و روحیات است، اما اختلاف اصلی آنجاست که شیخ علی رزومهی واقعی داشت؛ مجتهد بود و «از شاگردان آیتالله طباطبایی بروجردی و امام خمینی» محسوب میشد. @mostafafaghihi
لطف بیمنت به کودتاچیان مصطفی فقیهی کودتاچیان، سرگردان و دربهدر، در پی تداوم پروژهی تقابل بود و پردهدَر، و اتهاماتی تازه و تَر، اما بیم و هراس در دل داشت که ناگاه سر و کلهی یکی پیدا شد از تبار غلام البدر! از مشتاقان نشستن بر هر سیخ و صدر! که بخش اول نامش «خر» و پیشهاش، زعامت دستهای تکنفر! و با دستاری بزرگ بر سر، بدل شد به نوکری بیزَر و بیقَدر! حقیقتاً چه لذتی دارد که یکی از تیرهی «خ.ر»، ناگه سربرآورَد در دشتی بیآبوعلف، و شود عامل زندگی جبههی روبهنعش! و بارکش مفتکی قدرتطلبی و معصیت مُشتی دگر! که دستِآخر، لگد به باربَر بماند، و نفع و قهقههاش نثارِ رندانِ اهلِ حَجَر! و شگفتا که در پایان نمایشی چنین ننگ و پُر فضاحت، در سیمایش نه آزردگی و ملالت، که ظاهر شد عینِ خشنودی و رضایت! در این اوضاعِ نگونبخت و مُضطر، با آن طرز بیان و زبان بدن، میتوان دریافت که عجب، متکبر است و خودنگر! و خیالپرداز و متوهم است این پیرمرد مُسخّر! که گرچه یک عمر تاخت در جُستنِ دوربین و تمنای دیدهشدن، اما هر چه کرد که «داخل آدم» محاسبه شود -ولو با بیانِ ترهاتی چنین مُشعشع و اراجیفی چنان مُفرح - نشد که نشد!
🔹گروهکِ «برادر داماد یکی از رؤسای سابق دولت» که در سالیان گذشته، نسبتِ نزدیکِ فامیلی با رئیسِ سابقِ حجتیه را انکار میکرد، همزمان برنامههای گسترده و کودتاگونهای برای #جانشینیِ_رهبری در سر میپروراند. 🔹این نگونبختان که خود را آمادهی فتحِ رهبری میدیدند و حتی مناصب را پشتِ درهای بستهی فامیلی تقسیم کرده بودند، پس از رخدادهایی که به پایانِ دولتِ فامیلیشان انجامید، آرزوهای خود را بر باد رفته و بر گور خوابیده دیدند. 🔹حالا امّا چشمانِ قدرتپرست و ایرانستیزِ گروهکِ رجاله به دستان آمریکا و امیدوار به تشدید تنش است؛ تا با حذف لایهای دیگر از مقامات عالی، اینبار گزینههای خود را بر رأس بنشانند! ▪️مصطفی فقیهی @mostafafaghihi
♦️فیلم؛ ببینید یکی از مهمترین «حفرههای امنیتی» در کشور را ▪️مصطفی فقیهی 🔹یادتان هست که عراقچی پیرامون «وجود حفرههای امنیتی و عوامل نفوذی در بالاترین سطح نظام» چه گفت؟ او تاکید کرد «نفوذ در تصمیمسازی هم هست، در جهتدهی به فضای روانی…این حفره هنوز هم وجود دارد» 🔹و حالا فیلم زیر را ببینید که مربوط به پلمب یک مجموعه در باغ کتابِ شهرداری تهران است. در اوج تنش و آتش، همزمان دست بر نقطهی حساس ملت و عامل تولید ناآرامیهای ۱۴۰۱ و پسا ۴۰۱ گذاشتهاند! 🔹پیداست که کلیت نظام سیاسی با چنین رویکرد بیمارگونی -لااقل در این شرایط - مخالف است. اما جریاناتی از جنس پایداری-جلیلی در بدنهی نظام و قوا نفوذ دارند و با چنین قبیل اقدامات تنشزایی، به دنبال ماهیگیری از آبِ گلآلود به سود منافع پلشت سیاسی خود هستند. 🔹اگر نظام سیاسی نتواند در برابر این نفوذ آشکار یا حفرههای پیدا و گشاد امنیتی کاری کند، طبعاً حفرهها بسیط و فراختر خواهد شد. 🔹نگردید دنبالِ «حفرههای امنیتی» - نه در مراکز امنیتی - که پیشرویتان در بدنهی مدیریتی کشور علیه امنیت اقدام میکنند! @mostafafaghihi
از تعبیر غیرمنصفانهی غنینژاد تا پاسخ گزندهی سروش/ شریعتی و سایهی مارکسیسم مصطفی فقیهی دکتر شریعتی همچون بسیاری از روشنفکران دورهی خود، ناخودآگاه و تحت غلبهی پارادایم مارکسیستی زمانه، عناصری چون عدالتخواهی و ضدامپریالیستی را وام گرفت و با ادبیات دینی درآمیخت؛ که این آمیزش عوامل ناهمگون و لایتچسبک و فاقد ربط منطقی، به یک جریان التقاطی منتج به سادهسازی تاریخ و تضعیف انسجام نظری در مکاتب مورد استفاده انجامید. پس باید به زمانه و جوّ غالب اشکال گرفت یا به همهی روشنفکران آن روزگار؛ نه فقط به یک کس. در فضای امروز که همه در پی یافتن یک مقصر برای بحرانهای انباشته از گذشته هستند، اطلاق «شیاد» به شریعتی از سوی دکتر غنینژاد منصفانه نیست؛ و البته پاسخ مملو از طعن و لعن «دکتر سروش» هم عادلانه نیست. تقلیل یک جریان فکری به اتهام شخصی، نه گذشته را روشن میکند و نه به فهم امروز کمکی میرساند. ضمنآنکه استفادهی این ادبیات از سوی بزرگان اندیشگی، به عادیسازی هرچه بیشتر واژگان و اتهاماتی چنین در جامعه و بالاخص فضای پلشت سیاسی و تندتر شدن هر چه بیشتر شرایط در تمام طبقات و جریانها میانجامد. @mostafafaghihi
♦️در شرح احوالِ آن شیخ که بگفت «به من که نمیتونید این خبرارو بگید…» ▪️مصطفی فقیهی آن نامعلوم آمده از لُپلُپِ سیما آن خوشترکیب و چشموچراغِ جمعِ جلیلیا آن مُشرف به همه اخبار و خَفا آن خوشمعامله که آمد همهجا آن چشمِبصیرتِ اهلِ رویا و صفا آن خوشخدمت و چَشمِ مُدامِ رُئسا آن چشمدوخته به دستخوشِ رفقا آن نو کارشناسِ خوشاطوار و ادا آن آنالیزور و مُحللِ خوشاشتها آن تنگچشمِ غیر و خوشندا بر آشنا آن الکیخوش از هر فتنه و غوغا آن رایحهی ناخوشِ هر اتفاق و مدارا آن چشمسفیدِ مجنون و کشورگشا آن پرمدعای بس پاکچشم و روبهرو ایرانگرا آن چشموگوشبسته از دلِ شهر و دیار آن شورچشمِ خوشپروپا و پُرپکان آن رزمجوی دلیر و خوشخطوخال آن زرهپوش نشسته زیر کولر و باد آن ناخوش از صدای پای مذاکرات آن به سانِ پدرِ پسرِ شجاع این خوشبینِ شبیخونها و خوشجنسِ ثابتِ همه برنامهها جوشیده از کدام چشمِهی خُشکیدهی جلیلآبادیا؟ @mostafafaghihi
مصطفی فقیهی: 🔹کودکنماینده و فرستادهی دفتر جلیلی به مجلس ، آنقدر شیفتهی دیده شدن است که - به قول خودش - تکهی ناموسی به خود را در تیراژ وسیع و سفارشی، برجسته میکند. 🔹حتی وسط مناظره، وقتی طعنهی مذکور به والدهاش را شنید، آنچنان دچار شور و ذوق شد که میمیک صورت، نشان داد سرّ درون را که از سوژهی جدید، چه اندازه خرسند است. طرف مقابل، بحث را عوض میکرد و کودکِ علاقمند به کسب قدرت و شهرت، باز برمیگشت به برجستهسازیِ سوژهی ناموسی! @mostafafaghihi
♦️فکت: چرا هدف ترورهای «اسرائیل» به سوی «افراطیون داخلی» نمیرود؟ ▪️مصطفی فقیهی 🔹اگر اسراییل دوباره به کارزار جنگ علیه ایران بپیوندد و طبق روال پیشین، هدف و ماموریتش «ترور» باشد، منطقاً سراغ تندروها و جنگطلبانِ داخلی نخواهد رفت. 🔹این افراد که در شمار پایداریون، جلیلیون و بقایای دولت قبل هستند و بعضاً در حاکمیت، نقشهای مهم و سنگاندازانهای دارند، نه تنها جزء اهداف ترور نخواهند بود، بلکه ممکن است آنها را به عنوان «برگبرندههای مستقر در قلب تهران» تلقی کنند. ♦️سند فکت: طبق اسناد منتشره، اسراییل طی هفتههای اخیر علیه توافق با ایران و به سود گزینهی «آغاز جنگ»، کمپینهای متنوعی در آمریکا با هزینههای میلیوندلاری برپا کرد. @mostafafaghihi
▪️مصطفی فقیهی: یکی از مهمترین استراتژیهای رسانهای اسرائیل و بازوان ایرانیاش این است که هیچ چهرهی محبوب یا نیمهمحبوبی در دل جامعهی ایران باقی نماند؛ از سلبریتی و اینفلوئنسر گرفته تا هنرمند و ورزشکار و سیاستمدارانِ عاقل، تکبهتک اعتبارزدایی شدند تا در بزنگاههای حساس، نه تنها نصایح و راهکارهایشان بر مردم بیاثر باشد، بلکه از شدت انزجار جامعه، حتی جرأت ابراز نظر نیز نداشته باشند. 🔹این پروژهی پیچیده و موفق با همراهی تندروهای داخلی از سال ۹۶ کلید خورده و تا به امروز نیز ادامه دارد. و ناگفته پیداست که تعدد و تکثرِ چهرههای محبوب ایران در سال ۹۶، قابل قیاس با این روزهای ایران - ۱۴۰۵- نیست. 🔹میتوانید حدس بزنید چندین نفر را از صحنه به در کردهاند تا لاجرم، «جامعه» راهی جز چشمدوختن به بیرون و دولتهای خارجی نداشته باشد؟
без подписи
♦️خوب ببینید؛ مردم در هر شرایطی «زندگی» را فریاد میزنند ▪️مصطفی فقیهی باور میکنید این چهرههای بشّاش و شکوهمند، از آنِ اکثریتی غالب از مردم ایران است که زیر سایهی جنگ، چنین پرشور و و ذوق، «زندگی» میخواهند؟ 🔹در هیاهوی تنش و آتش میان ایران و آمریکا ، تماشای روزمرگی این مردم در کوچهها و خیابانها - که هر چه شود کافهنشینیها و تفریحات اندک خود را ترک نمیکنند- نشان از آن میدهد که جامعه، چه اندازه شور حیات دارند و چه قدر، طالب زندگی است؛ که برخلاف تندروهای هر دو سو، جنگ نمیخواهند، ثبات میخواهند و یک زندگی معمولی و رفاه نسبی. 🔹همین مردم وقتی افراطیونِ جنگپرست را میبینند، گاردشان متفاوت میشود و منتهیالیه خواستههای خود یا بعضاً مطالباتِ وارداتی را مطرح میکنند که برای مخاطبش، سوزنده باشد! اما واقعیت آن است که از سیاست و هر چه به این مقوله متصل است، منزجر و متنفرند. @mostafafaghihi
مطالبات شگفتانگیز جنگمعاشان در وسط جنگ! مصطفی فقیهی 🔹عدم فهم و ادراکِ سادهی زمینی یعنی اقلیت تندرو و جنگمعاش، وسطِ آتش آمریکا بر سر نظامیان و مردمِ جنوب و تشدید آشفتگیِ اقتصاد کشور، شعارِ ادامهی #جنگ و انتقام میدهند و همزمان، درخواستِ مقابله با بیحجابی را مطرح میکنند! 🔹برخلاف ادعاهای ایرانستیزانهی تندروها علیه تیم مذاکرهکننده، این حجم از ادعاهای آرمانبافانه و وهمانگارانه برای ادامهی جنگ، هیچ ربطی به ایراندوستیِ موهوم آنان و حتی آرمانهای اسلامی ندارد و صرفاً از یک رویاپردازی و آرزوهای محال و نامطبق با شرایط زیست انسانیِ «پا بر زمین» حکایت دارد. 🔹یاد ظهور جریان باب افتادم که ابتدا مدعی اسلام بود؛ اما کمکم به رقیب تشیع بدل شد. هم ضد حکومت وقت بود و دستآخر دست به اسلحه برد. ابتدا مدعی بابیّت امام زمان شیعه بودند و بعدتر، به مرحلهی قائمیت رسیدند و در انتها، الوهیت را نیز درنوردیدند!
تأملی در لقلقهی تحقیرآمیزِ «پنجاهوهفتیها» مصطفی فقیهی چند سال قبل، یک تلویزیون اپوزیسیون با تلاش بر تعمیق شکاف نسلها و استفاده از فجایع درون کشور مانند ردِ گسست نسلی توسط قدرت سیاسی، با انگیزهی تحریک نسل جوان، دست به اقدامی زد که برچسب ۵۷ی، نماد شکاف و انتقامجویب نسلی شد؛ آنها «جامعهی سالخوردهی ایرانی» (ولو پر خطل مانند هر نسل دیگر) را «پنجاهوهفتی» خواندند. و چون انباشت خشم در جامعه لبریز بود، این نسبت به طعنی لعنآمیز در بیانِ طوطیوار بخشی از نسل جوان و بالاخص دیاسپورای «خودخاصپندار» ایرانی بدل شد؛ که گویی خود گوهر دورانند و علامههای دهر! اما آیا نسل ۵۷، بیهوش بود؟ پسا ۵۷ چه؟ اگر ما در دههی ۳۰ و ۴۰ به دنیا میآمدیم و در آن محیط زندگی میکردیم، قرار بود چه اعجاز کنیم؟ آیا این رفتار بخاطر خطاهای آن نسل است و مستحق انتقامند؟ نسل ۵۷ در محیطی با اطلاعات بسیار محدود زندگی میکرد: کتاب، مجله محدود، رادیو، استدلال و تفکر، کاست شریعتی، سخنرانیهای مخفی. اما همین محدودیت، اجبار به «عمق» ایجاد میکرد. آرمانگرایی نسل مذکور (چه غلط و چه درست) عمیق بود، «انعطافپذیری شناختی» در برخی از آنها (مانند روشنفکران چپ اولیه) بالاتر بود چون مجبور بودند با ایدههای پیچیده (مارکسیسم، اسلام سیاسی، لیبرالیسم) دستوپنجه نرم کنند. اما نسلهای پس از ۵۷ (بهویژه نسل Z) با تکنولوژی متولد شدند و از همین روی، با نگاهی عاقلاندر سفیه به نسلهای گذشته، مدعی «آگاهی» هستند. درست است؛ حجم اطلاعاتشان هزار برابر بیشتر است، اما با عمق بسیار کمتر؛ به سان دریایی با عمق نیممیلیمتر. که با مصرف مداوم محتوای کوتاه (۱۵–۳۰ ثانیهای) باعث کاهش توجه پایدار و ضعیف شدن حافظه کاری شدهاند. این الگوریتمها، «انعطافپذیری شناختی» را کاهش میدهند و اثبات شده این افراد، در آزمونهای «تغییر دیدگاه» و تشخیص پیچیدگی ضعیفتر عمل میکنند. در واقع، نسل پسا ۵۷ و بالاخص نسلهای جدید، اطلاعات سطحی زیادی دارد، اما توانایی ترکیب، نقد و پذیرش ابهام را کمتر دارد، به همین دلیل، به راحتی به ایدئولوژیهای ساده، صفر و صدی و افراطی (اسلامستیزی مطلق، پهلویگرایی مطلق، منجیانگاری سیاسی) پناه میبرد. در مقابل اما، نسل ۵۷ در محیط کماطلاعات اما پرعمق زندگی میکرد؛ نسل جدید در محیط پراطلاعات اما کمعمق. هوش خام (IQ) شاید مشابه یا کمی بالاتر باشد، اما «هوش سیال» و «انعطافپذیری شناختی» در نسل جدید به دلیل شبکههای اجتماعی به شکل قابل توجهی آسیب دیده است. اما چرا این «آگاهی کانالیزهشده» باعث «فقر عقلی و فرهنگی» بیشتر شده؟ دلیل اصلی «اقتصاد توجه» است که توسط شرکتهای بزرگ طراحی شده که بر «تأیید تعصبِ» مخاطب دامن میزنند؛ الگوریتمها محتوایی را اولویت میدهند که کاربر را عصبانی، هیجانی یا تأییدشده نگه دارد. این باعث تقویت «سوگیریهای تأییدی» میشود و مغز را از مواجهه با دیدگاه مخالف دور میکند. و در ادامه این اذهان محصور را به «کاهش تحمل ابهام» میرسانند؛ یعنی با مصرف بالای محتوای کوتاه، مغز را به سمت «سادهسازی جهان» سوق میدهد. چندانکه پیداست، نسل جوان امروز، جهان را سیاهوسفید میبیند، چون مغز برای پردازش پیچیدگی آموزش ندیده است. چنین پدیدهای، به جای افزایش غنای فرهنگی به «فقر فرهنگی» منجر میشوند و مثلاً به جای خواندن کتاب، بحث عمیق و تجربه واقعی، بیشتر ریلز و میم مصرف میکنند؛ این باعث میشود دانش به دستآمده، گذرا باشد و سطحی و احساسی. چندانکه قطعاً جوانان ایرانی اطلاعات سیاسی زیادی دارند، اما توانایی تحلیل ساختاری ضعیفتر از نسل ۵۷ است. نسل جدید به درستی خواستار تصحیح اشتباهات آنها و دوری از افکار بسته است اما با وجود تصور جمعی مبنی بر عبور خود از هرگونه ایدئولوژی، مغزهای ایدئولوژیکزده باز هم به «تکرار چرخهی ایدئولوژیک» میانجامند. درست است که بسیاری از نسل ۵۷ با اطلاعات محدود به ایدئولوژیهای ترند آن روزگار چسبید، اما نسل جدید نیز همان راه را رفت؛ با این تفاوت که با اطلاعات زیاد و با ایدههای سفید و سیاه و انتقامگون به ایدئولوژی مقابل یا متفاوت از نسل پدران خود چسبید. پس هر دو، مغز ایدئولوژیک دارند؛ فقط محتواست که عوض شده. در واقع، اگر فردا یکی مثل هیچکس و علی کریمی حامی حکومت شوند، حتماً در شمار طرفداران افراطیونی چون جلیلی خواهند بود و تندروهای داخلی نیز اگر روزی بچرخند، چونان مثال بسیاری، به تندترین بخش اپوزیسیون میپیوندند؛ چون ساختار ذهنی همان است که بود، تنها اتفاقی که افتاده محتواییست که - به هر دلیلی - تغییر کرده. «آگاهیِ کانالیزهشده» نه تنها «فقر عقلی» بلکه «فقر فرهنگی» عمیقتری هم به بار آورده:کاهش همدلی با نسل قبل، افزایش خودبزرگبینی و تبدیل خشم مشروع به نفرت کور!
♦️خطای تازهی ترامپ برای تصاحب مدیریت تنگه؛ آیا دنیا همراهی خواهد کرد؟ ▪️مصطفی فقیهی 🔹اتفاقی شگفت در حال وقوع است؛ خطای فاحش ترامپ در اعمال تعرفهی ۲۰ درصدی، به شکلی پارادوکسیکال و عمیق، حتی شاید به سود ایران تمام شود. 🔹او با وضع عوارض تحت عنوان «امنیت»، عملاً مشروعیت بینالمللی بخشید به مطالبهای که ایران بر آن اصرار ورزیده: دریافت عوارض از کشتیها و کاروانهای عبوری. 🔹اما ترامپ خود فراتر رفت و مبلغی به مراتب سنگینتر مطالبه کرد؛ ۲۰ درصد ارزش کل بار. خال آنکه منطقاً مسیر ایران همچنان ارزانترین و امنترین گزینهی ترانزیتی باقی مانده است. در این میانه، عمان نیز متضرر شد و به حاشیه رانده شد. 🔹برای ایالات متحده نیز این تصمیم، احتمالاً ضرری استراتژیک به بار میآورد؛ زیرا جهان از همراهی با آن سر باز خواهد زد. 🔹گاه حماقت قدرتمندان، دقیقاً همان چیزی را به دشمنانشان هدیه میدهد که سالها در آرزویش بودهاند. @mostafafaghihi
♦️برای «کشف نظر مردم» دربارهی جنگ یا مذاکره، رفراندوم برگزار کنید ▪️مصطفی فقیهی @mostafafaghihi 🔹آقایان پزشکیان و قالیباف! لابد مطلع هستید که اینروزها مخالفین هرگونه مذاکره یا مصالحه با آمریکا ادعا میکنند «مردم» به دنبال «ادامهی جنگ» هستند. 🔹گروههای ضدجنگ و حامیان مذاکره اما میگویند «مردم»، طالبِ صلح و پایان جنگ و تحریم هستند. 🔹صرفنظر از گسترهی مفهومی واژهی «مردم»، جالب است این سطح اعتمادبهنفسِ روبهافزایشِ گروههای حامی جنگ که تا پیش از این، هر جا سخن از «نظر مردم» بود، خود را پشت عبارات مبهم پنهان کرده و دست به فرار از مهلکه میزدند، حالا اما با قطعیتِ تمام، به نظر «مردم» استناد میکنند و خود را نمایندهی فکری «آحاد جامعه» میدانند؛ مداوماً از «ملت کف خیابان» و «مردم مبعوثشده» مایه میگذارند و در طرف مقابل، مذاکرهگرایان -برخلاف جنگگرایان- «مردم» را «اکثریت خاموش» میخوانند. 🔹اما اگر به واقع، نظر «مردم» حجت است - و نه یک طبقهی خاص - تنها راه ساده و باقیمانده، «کشفِ نظر مردم» از طریق «رفراندوم» است که میتواند این ابهام بزرگ و پرمناقشه را پایان دهد: که یا بر مدارِ «جنگ» و یا بر مُرادِ «مذاکره» و «رفعتخاصم»! نه این اوضاعِ قمر در عقربِ فعلی مبتنی بر جنگ و صلح همزمان! 🔹اگر راست میگویند در حجت دانستن نظر «مردم»، بیواهمه «رفراندوم» برگزار کنید تا از این ظرفیت قانون اساسی، یکبار استفاده شود و هم آنکه با انتخاب یکی از دو مسیرِ پیشرو، از شرّ «تعلیقِ پیوسته» خلاص شده و آغاز فصل نوینی را در جمهوریاسلامی کلید بزنید. 🔹نکته: البته باید در نظر گرفت که گروههای تندروی اپوزیسیون و مخالف نظام سیاسی، همراه و همساز با «تندروهای داخلی» به گزینهی «تداوم جنگ» رأی خواهند داد تا از این طریق، آرزوی سقوط حکومت را در مسیر تحقق ببینند. چندانکه در انتخابات ۱۴۰۳ نیز معتقد بودند با پیروزی جلیلی و انتخابِ گزینهی «جنگِ بیپایان، وقوعِ سقوط بسیار محتمل خواهد بود.
- علت مخالفت تندروها با توافق ایران-آمریکا؟ + تلاش برای حملهی مجدد نظامی ترامپ به ایران - هدف اولیه؟ + حذف لایهای دیگر از سران - تا کِی ادامه میدهند؟ تا رسیدن به هدف نهایی - هدف نهایی؟ +اگر ده لایه از سران هم ترور شوند و گزینهی مطلوبشان بر صدر ننشیند این بحرانافکنیهای ایرانستیزانه و قدرتطلبانه ادامه خواهد داشت! ▪️مصطفی فقیهی @mostafafaghihi